پایان نامه با موضوع شناخت درمانی، بیماران مبتلا، گروه کنترل

ارزیابی قرار دادند و نتایج حاکی از تأثیر مشاوره گروهی شناختی در کاهش نشانههای اضطراب و افسردگی این گروه بود.
طاهری و جمشیدیفر(1386) در پژوهشی که جهت بررسی گروهدرمانی شناختی در کاهش نشانگان افسردگی انجام دادند، 12 دانشآموز را به صورت تصادفی در دو گروه قرار دادند و 12 جلسه شناخت درمانی به روش فری را برای آنان اجرا کردند، که نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که روند کاهش نشانگان افسردگی بعد از جلسه هشتم درمان نمایان شد.
تقوائی و حمیدی(1383) در پژوهشی با عنوان تأثیر شناخت درمانی گروهی بر افسردگی زنان سالمند، 20 نفر از زنان سالمند ساکن سرای سالمندان که افسردگی داشتند را در دو گروه آزمایش و کنترل قرار دادند و بعد از اجرای ده جلسه شناختدرمانی گروهی مورد ارزیابی قرار دادند و نتایج نشان داد که شناخت درمانی موجب کاهش افسردگی زنان میشود.
کهریزی، آقایوسفی و میرهاشمی(1390) پژوهشی را با عنوان تأثیر گروه درمانی شناختی به روش مایکل فری در کاهش افسردگی زندانیان اجرا کردند، آنها تعداد 16 نفر را که در افسردگی بک، نمرات متوسط و شدید دریافت کرده بودند در دو گروه 8 نفری آزمایش و کنترل قرار دادند و بعد از اجرای جلسات گروهدرمانی شناختی، نتایج حاکی از تأثیر این شیوه درمانی در کاهش نشانههای افسردگی بود.
پژوهش ضمیرینژاد، گلزاری، برجعلی، کاوه و اکابری(1391) که جهت بررسی اثربخشی آموزش تابآوری و شناختدرمانی گروهی بر کاهش افسردگی صورت گرفت، تعداد 45 دانشجوی دختر را که در پرسشنامه افسردگی بک نمرهی 19 و بالاتر را کسب کردند در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار داند و بعد از اجرای 8 جلسه آموزش تابآوری برای یک گروه آزمایش و نیز 8 جلسه شناختدرمانی برای گروه آزمایش دیگر، نتیجهی آنها را با گروه کنترل که هیچ مداخلهای دریافت نکرده بود، مقایسه کردند، نتایج نشان داد که نمرات افسردگی دو گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، کاهش یافته بود.
پژوهش رجبی و ستوده ناورودی(1390) با عنوان تأثیر شناخت درمانی گروهی مبتنی بر حضور ذهن بر کاهش افسردگی و افزایش رضایت زناشویی در زنان متأهل شهر اهواز صورت گرفت، که تعداد 28 نفر بعد از پر کردن پرسشنامههای افسردگی بک و رضایت زناشویی و مصاحبه تشخیصی و بالینی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند و بعد از دریافت 7 جلسه شناخت درمانی گروهی مورد ارزیابی مجدد قرار گرفتند که نتایج حاکی از تأثیر این شیوه درمانی در کاهش نشانههای افسردگی بود.
محمودنیا، رستگارپور و جوکار(1390) در پژوهشی که برای سنجش اثربخشی شناختدرمانی گروهی انجام دادند، تعداد 36 دانشآموز را که علائم افسردگی متوسط و وخیم کسب کرده بودند با مقیاس افسردگی بک و باورهای غیرمنطقی جونز مورد ارزیابی قرار دادند و سپس در دو گروه آزمایش و کنترل قرار دادند. گروه آزمایش ده جلسه شناختدرمانی الیس دریافت کرد و سپس مورد ارزیابی مجدد قرار گرفت که نتایج حاکی از تفاوت معنادار دو گروه آزمایش و کنترل بود. یعنی شناخت درمانی موجب کاهش نمرات افسردگی و باورهای غیرمنطقی شده بود.
در پژوهش سلگی، هاشمیان و سعیدیپور(1386) که جهت بررسی تأثیر شناخت درمانی گروهی در کاهش افسردگی بیماران مبتلا به HIV مثبت صورت گرفت، تعداد 40 فرد مبتلا که با مقیاس افسردگی بک مورد ارزیابی قرار دادند و بعد از اینکه شرایط ورود به مطالعه را داشتند، آنها را در دوگروه کنترل و آزمایش قرار دادند و سپس ده جلسه شناخت درمانی گروهی 5/1 تا 2 ساعته به آنها داده شد، نتایج حاکی از تأثیر این شیوه درمانی در کاهش نشانههای افسردگی بود.
پژوهش محمودی عالمی، غفارزاده، عظیمی و حیدری(1384) پژوهشی را به عنوان بررسی شناخت درمانی گروهی بر اجتماع هراسی انجام دادند، این پژوهش روی 44 نفر از دانشآموزان پسر دبیرستانهای دولتی شهر کاشان با تشخیص هراس اجتماعی صورت گرفته بود، یافتهها نشان داد که در گروه مورد، بین اجتماع هراسی، به هنگام ورود به پژوهش و 6 هفته بعد از شناخت درمانی اختلاف معنی داری وجود داشته، در حالی که در گروه شاهد از این نظر، تفاوت معناداری مشاهده نشد.
آخوند مکهای(1376) نتیجه گرفت که شناخت درمانی گروهی به روش بک به طور معناداری افسردگی نوجوانان 15 سالهی شاهین شهر اصفهان را کاهش داد.
ب-پژوهشهای خارج کشور
لوین266 و آپلبوم267 (2014) به نتایج مفید و اثربخش شناخت درمانی در بهبود احساس و تفکر بیماران مبتلا به سرطان حاد اشاره کردهاند.
پژوهش اهلرز، گری268، ویلد269، استات270، لاینس271، دیل272 و همکاران(2013) که برای بررسی کاربرد درمان شناختی در بیماران مبتلا به اختلال پس از سانحه صورت گرفت، تعداد 330 بیمار مبتلا که در فاصلهی سنی 83-17 سال قرار داشتند را مورد ارزیابی قرار دادند و پس از سنجش نشانههای اختلال پس از سانحه، اضطراب و افسردگی تحت درمان شناختی قرار دادند که نتایج حاکی از تأثیر این شیوهی درمانی جهت کاهش نشانههای اختلال و علائم اضطراب و افسردگی بود.
جارت273، مینهاجودین274، کانگاس275، فریدمن276، کالان277 و تیز(2013) درمطالعهای که جهت بررسی اثربخشی شناخت درمانی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی انجام دادند، تعداد 523 بیمار مبتلا به افسردگی را در معرض 14-12 هفته درمان شناختی قرار دادند که نتایج حاکی از اثربخشی این شیوه درمانی در کاهش نشانههای افسردگی بود.
استرانک278، بروتمن279 و درابیس(2010) پژوهشی را جهت بررسی روند تغییرات شناخت درمانی بر روی 60 بیمار مبتلا به افسردگی انجام دادند که نتایج ای
ن مطالعه حاکی از اثربخشی این شیوه درمانی بر روی کاهش افسردگی بود و نشان داد که شناختدرمانی میتواند در این افراد انگیزه ایجاد کند.
مکمونز280، پییرهوی281، لارکین282 و کلارک(2010) در مطالعهای که بر روی بیماران مبتلا به فوبی اجتماعی انجام دادند، تعداد بیمار مبتلا را با ابزارهای افسردگی و اضطراب بک و مقیاس فوبی اجتماعی مورد ارزیابی قرار دادند و سپس آنان را در معرض 10-18 جلسه شناخت درمانی قرار دادند که نتایج حاکی از اثربخشی این شیوهی درمانی در بهبود علائم فوبی اجتماعی این بیماران بود.
احمد283 و وسترا284(2009) پژوهشی را برای ضرورت درمان شناختی رفتاری بر اضطراب اجتماعی انجام دادند، در این تحقیق فنون شناختی رفتاری در مورد اضطراب اجتماعی از طریق نوار ویدئویی توسط درمانگر بر روی 77 دانشجوی دوره لیسانس مبتلا به اضطراب اجتماعی ارائه شد، نتایج نشان دهنده افزایش قابل توجهی در کارایی افراد در مورد تغییر اضطراب، اطمینان در رفتار و کنترل رفتار را نشان داد.
مورتبرگ285، کلارک، ساندین286 و وایستد287(2007) پژوهشی را تحت عنوان اثربخشی درمانهای شناختی فردی گروهی در برابر درمانهای رایج در هراس اجتماعی را انجام دادند که درمانهای گروهی شامل 16 جلسه گروهی و درمانهای فردی شامل 16 جلسه هفتگی در 4 ماه صورت گرفت. نتایج نشان داد که درمانهای شناختی فردی مقدمتر و مؤثرتر از درمانهای رایج(داروهای ضدافسردگی) بود.
پایکل288(2007) نشان دادند که درمان شناختی در مقایسه با درمانهای دارویی و ترکیبی(شناختی و دارویی) در کاهش افسردگی واکنشی مؤثرتر بوده است، اما در مورد افرادی که به افسردگی درونزا مبتلا بودند بین دو روش شناختی و دارویی تفاوتی مشاهده نشد.
آندرسون289، زیماند290، هودجز291 و روثبوم292(2005) پژوهشی را تحت عنوان درمان رفتاری شناختی بر اضطراب سخنرانی در مکان عمومی با استفاده از مواجهه با رویداد واقعی انجام دادند. این پژوهش بر روی 10 نفر با معیار ملاکهای مقیاس تشخیصی اختلالهای روانی فوبی اجتماعی، اختلال وحشتزدگی به همراه ترس از فضای باز یا گذر هراسی صورت گرفت که شامل 8 جلسه درمانی انفرادی صورت گرفت. نتایج نشان داد درمان شناختی رفتاری با استفاده از مواجهه با رویداد واقعی و صحبت در مکان عمومی، اضطراب سخنرانی را در مکانهای عمومی کاهش میدهد.
اسکات293، پالمر294، تیزدل295 و هایرست296(2003) در مطالعهای که برای بررسی درمان شناختی در جلوگیری از افسردگی مزمن انجام دادند، در مورد تأثیر شناختدرمانی بر اختلال افسردگی بیان میکنند که از 158 بیمار افسردهای که تحت اقدامات شناخت درمانی قرار داشتند، میزان عود بیماری در آنها به طور معنیداری نسبت به گروه کنترل کاهش یافته بود.
بلانچ297، رووساود298، هاوزینگر299، مارتینز300، پری301، آندرس302 و همکاران(2002) در پژوهشی که به بررسی درمان شناختی-رفتاری گروهی در کاهش نشانههای افسردگی و اضطراب در بیماران مبتلا به HIV انجام دادند، نتایج حاکی از اثربخشی این رویکرد در کاهش علائم افسردگی و اضطراب و خلق بود.
مورفی303 و ساهاکیان304(2001) به این نتیجه رسیدند که درمان شناختی در مقایسه با دارو درمانی در مورد افسردگیهای حاد اثر مساوی و برابر داشته است، اما خطر عود بیماری در اثر شیوهی شناختی کاهش یافته است.
لادوکر305، داگاس306، فریستون307، لگار308، گاگنون309 و تیبودآ310(2000) در پژوهشی که به بررسی اثر بخشی درمان شناختی-رفتاری در اضطراب بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی انجام دادند، نتایج حاکی از کارآمدی و اثربخشی این رویکرد درمانی در اختلال اضطرابی بود.
فوآ311 (1996) در مطالعه خود نشان داد که در درمان اختلال اضطرابی منتشر، گروهی که به روش شناخت درمانی درمان شدند، نسبت به گروه شاهد بهبودی بیشتری نشان دادند.
هامبلین312، باتلر، اسکاگین313 و کوربیشلی314(1993) و اسکات و استرادلینگ315(1990) در پژوهشهای خود نشان دادند، مشاوره گروهی شناختی در کاهش اضطراب و افسردگی اثربخشتر از درمانهای دارویی است.
شیا316، الکین317، ایمبر318، استاسکی319، واتکینز320،کولینز321 و همکاران(1992) به این نتیجه رسیدند که روش شناختی از لحاظ رفع علائم افسردگی به صورتی که توسط خود بیمار و شاهدان درمانگاهی ارزیابی شده بر روشهای دیگر برتری دارد.
جمعبندی
افزایش تعداد سالمندان مسئله توجه به بهداشت روانی و کاهش بیماریها و اختلالات این قشر را برجسته میسازد، به نحوی که مسئولین باید بتوانند با شناسایی نیازها و دغدغهها و مشکلات این افراد اقدامات مناسب و مقتضی را برای آنان برنامهریزی کنند. لذا انجام مطالعاتی که بتواند به این مهم کمک کند بسیار حائز اهمیت است. مرور پژوهشهای صورت گرفته قبلی نشان میدهد که این قشر با مشکل افسردگی و اضطراب بسیار درگیر هستند، به نحوی که انرژی و توانایی آنان را محدود ساخته و حتی کاهش عملکردهای گوناگون اعم از مسائل شخصی تا مسائل کاری، بینفردی و میان فردی و . . . را برای آنان به دنبال دارد. هر چند درمانهای مختلفی برای کاهش این اختلالات مطرح شده است(رواندرمانی بین فردی، دارو درمانی، خاطرهپردازی و . . )، اما به نظر میرسد که به حوزهی شناختی که نشان دهندهی نقش بسیار مهم تفکر افراد بر روی رفتار و عواطف آنان میباشد، اهمیت کمتری داده شده است، و از آنجایی که سالمندان در این سنین به تفکرات خود بیشتر از گذشته اهمیت میدهند، لذا نقش مهم این بُعد از درمان بیش از پیش احساس میشود. مرور مطالعات صورت گرفته نیز نشان میدهد که اگر پژوهشی در حوزهی کاه
ش این اختلالات صورت گرفته است، بیشتر شناختی-رفتاری بوده و یا اینکه به یک بُعد از این اختلالات(بیشتر افسردگی) پرداختهاند و یا حتی ابعاد دیگری همچون سلامت روان را مورد پژوهش قرار دادهاند. از سویی دیگر ممکن است درمانگران از این شیوهی درمانی بیشتر به صورت فردی استفاده کردهاند، که در این پژوهش علاوه بر استفاده از تکنیکهای شناختدرمانی، این شیوهها به صورت گروهی به کار برده میشود تا افراد سالمند بتوانند از مزیای گروهی بودن هم استفاده کنند. به همین سبب این پژوهش به دنبال بررسی اثربخشی شناخت درمانی گروهی بر روی کاهش افسردگی و اضطراب در بین زنان سالمند میباشد.

فصل سوم
روش پژوهش

طرح پژوهش
از آنجایی که میتوان از نتایج پژوهش حاضر در جهت شناخت بهتر روشهای مورد استفاده در زمینه ارتقاء سلامت سالمندان و

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید