منابع مقاله درباره پیامبر(ص)

دانلود پایان نامه

کردیم که همه در این دو مشترک هستید؛ بدون فرقی بین سفید و سیاه و عرب و عجم. و شعبه ها و قبیله های مختلف، قرار دادیم نه برای برتری بعضی از شماها بر دیگران، بلکه برای شناخت یکدیگر تا بعضی از شما بعض دیگر را بشناسید و با این شناخت، امور اجتماع شما تمام و ارتباطات و معاملات شما درست شود. پس اگر فرض شود معرفتی نباشد، ارتباط اجتماعی بین افراد جامعه قطع و انسانیت نابود می شود. پس غرض از جعل شعبه ها و قبیله ها این است؛ نه تفاخر به انساب و مباهات به پدران و مادران.
بنابراین، دلیلی بر افتخار به نژاد در میان انسان ها وجود ندارد و علت تعدد و اختلاف نژادها و قبیله، تنها به دلیل ساده کردن امور اجتماعی، مانند ارتباطات و معاملات است.
برای این که بهتر با منظور آیه آشنا شویم، توجه به شأن نزول آن مناسب به نظر می رسد. درباره شأن نزول آیه گفته اند که در فتح مکه، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دستور داد اذان بگویند. بلال بر بام کعبه رفت و اذان گفت. عتاب بن اسید که از آزاد شدگان بود، گفت: شکر می کنم خدا را که پدرم از دنیا رفت و چنین روزی را ندید و حارث بن هشام نیز گفت: آیا رسول اللّه صلی الله علیه و آلهغیر از این کلاغ سیاه کسی را پیدا نکرده است. در این هنگام، این آیه نازل شد.
هم چنین قرآن می فرماید:
یا أَیُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثیرًا وَ نِساءً وَ اتَّقُوا اللّهَ الَّذی تَسائَلُونَ بِهِ وَ اْلأَرْحامَ إِنَّ اللّهَ کانَ عَلَیْکُمْ رَقیبًا. (نساء: 1)
ای مردم، از پروردگارتان که شما را از نفس واحدی آفرید و جفتش را نیز از او آفرید و از آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد، پروا دارید و از خدایی که به نام او از همدیگر درخواست می کنید، پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان مبرید؛ که خداوند همواره بر شما نگهبان است.
بر اساس این آیه، هر امتیاز و افتخاری که هر گروه از آن خود می داند، همانند امتیاز نژادی، زبانی، قبیله ای و مانند آن، که امروزه منشأ اختلاف در جامعه هاست، در یک جامعه اسلامی نباید وجود داشته باشد؛ زیرا همه از یک اصل سرچشمه گرفته ایم و فرزندان یک پدر و مادریم.
3-2- مبارزه با تبعیض نژادی در روایات
در روایات معصومین علیهم السلام نیز به اصل بی ارزشی نژاد و همانند آن به عنوان ملاکی برای برتری تصریح شده است که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:

رسول اللّه صلی الله علیه و آله فرموده است:
آفَهُ الحَسَبِ الاِفتخارُ وَ الْعُجْبُ.
آفت حسب، افتخار و عجب است.
هم چنین امام صادق علیه السلام فرمود:

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ثلاثهٌ مِن عَمَلِ الْجاهِلِیه، الفخرُ بِالأنسابِ وَ الطَّعنُ فِی الاِحتِسابِ وَ الاسْتِشْفاءُ بِالأنوار.
سه چیز از جاهلیت است: فخر به انساب و طعنه زدن درباره شرافت و شفا خواستن از نورها.
امام علی علیه السلام نیز فرمود:
الناسُ سَواءٌ کَأَسْنانِ المُشْطِ.
انسان ها مانند دندانه های شانه مساوی اند.
هم چنین پیامبراکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:
مَن کان فی قلبِهِ مثقالُ حبهٍ من خَردَلِ عَصَبیَّه بَعَثَهُ اللّه ُ عزّوجلّ یومَ القیامهِ مع أَعرابِ الجاهلیه.
کسی که به اندازه مثقالی از دانه های خردل در دلش عصبیت و قومیت گرایی باشد، خداوند او را در روز قیامت با اعراب جاهلی برمی انگیزاند.
امام صادق علیه السلام نیز فرموده است:
اَصلُ المرءِ دینهُ و حَسَبُه خُلقُه و کَرمُه تقواه و انّ الناسَ مِن آدمَ شَرعٌ سَواء.
اصیل بودن مرد به دینش و حسب او به خلقش و ارزش او، به تقوایش است. همانا همه مردم از آدم و از یک نژاد هستند.
ازاین رو، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
یا ایُّها الناسُ ألا إنّ ربّکُم واحدٌ و إنّ اَباکُم واحدٌ لا فضلَ لعربی علی عجمی و لا لِعجمی علی عربی و لا لاَِسودَ علی احمرَ و لا لاِحمرَ علی اسودَ إلاّ بالتّقوی ألاهَلْ بَلغتُ؟ قالوا نعم قال لیبلغ الشاهدُ الغائبَ.
ای مردم، به راستی که پروردگارتان و پدرتان یکی است. به راستی که هیچ عربی بر عجمی و هیچ عجمی بر عربی و هیچ سیاه پوستی بر سرخ پوستی و هیچ سرخ پوستی بر سیاه پوستی امتیازی ندارد؛ مگر به تقوا. آیا پیام را رساندم؟ گفتند: آری. گفت: حاضران به غایبان برسانند.
از عبداللّه بن الصلت نقل است که مردی از بلخ گفت: با امام رضا علیه السلام در سفرش به سوی خراسان همراه بودم. روزی دستور داد که سفره برای او بگذارند و همه غلامان را که ازسودان و غیر آن بودند، جمع کرد. گفتم: جانم فدایت اگر بخواهی سفره ای جداگانه برای آنان قرار دهم؟ امام گفت: آرام باش! این چه حرفی است. خدای تبارک و تعالی یکی است؛ مادر یکی است و پدر یکی و جزا و پاداش خدا در اعمال انسان هاست.
3-2-1- بررسی تبعیض نژادی از دیدگاه پیامبر اکرم (ص)
قرآن در دورانی بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد که تبعیض نژادی و تفاوت طبقاتی زیادی در جامعه وجود داشت.
نظرگاه جهانی اسلام با دو امتیاز نیرومند، درخششی ویژه دارد؛ نخست ایمان به خدا و دوم انکار هرگونه برتری قومی و قبیله ای و تاکید بر برابری انسان ها، با اعلام این اصول، پیامبر توانسته عصبیت قومی و نژادی عرب جاهلی و اقوام یهود و مشرکان مکه را ریشه کن سازد رسول خدا عقل مردم را به وسیله علم و روح آن ها را به وسیله تقوی تقویت می کرد؛ و فضیلت و امتیاز را تنها در دانش و تقوی قرار داد؛ و می فرمود: گرانمایه ترین مردم کسانی هستند که دانش آنها افزون تر باشد استاد مطهری در این باره می نویسد « زمانی که اسلام ظهور کرد در میان اعراب مسئله خویشاوندپرستی و تفاخر به قبیله و نژاد به شدت وجود داشت. عرب ها در آن زمان چندان به عربیت خود نمی بالیدند؛ زیرا هنوز قومیت عرب به صورتی که عرب، خود را یک واحد در برابر سایر اقوام ببیند، وجود نداشت. واحد مورد تعصب عرب، واحد قبیله و ایل بود. اعراب به اقوام و عشایر خویش تفاخر می کردند، اما اسلام نه تنها به این احساسات تعصب آمیز توجهی نکرد، بلکه با شدت با آن مبارزه کرد.( پیامبر اسلام نه تنها تبعیض نژادی را هرگز به رسمیت نشناخته بلکه بارها بر تساوی نژادها تصریح کرده است. «هیچ فضیلتی برای عرب بر عجم و برای سرخ برسیاه وجود ندارد مگر به سبب تقوی» مردم زمان پیامبر به لحاظ نژادی یا عرب بودند یا عجم، اما با اینکه قرآن به زبان عربی نازل شده و پیامبر اکرم(ص) عرب بود؛ و اسلام در سرزمین عربستان طلوع کرده است؛ و عمده نیروهای اداری حکومت پیامبر نیز عرب بوده اند؛ اما از دیدگاه پیامبر عربیت هرگز یک اولویت محسوب نمی شد؛ زیرا آن حضرت فرمودند:”ای مردم،خداوند در پرتو اسلام افتخارات دوران جاهلیت و مباهات به وسیله انساب را از میان شما برداشته است. همگی از آدم به وجود آمده اید و او نیز از خاک آفریده شده است. بهترین بندگان خدا با تقوا ترین آن هاست.” هم چنین حضرت در خصوص این که عربیت موجب امتیاز ذاتی نیست فرمودند: عربیت ملاک شخصیت و جزء ذات شما نیست؛ بلکه زبانی گویاست و هرکس در انجام وظیفه خود کوتاهی کند، افتخارات بدوی او را به جایی نمی رساند و کمبودکار او را جبران نمی کند. سلمان فارسی هم عرب نبود، ولی از صحابه بسیار نزدیک پیامبر(ص) بود و در برخی امور پیامبر با ایشان مشورت می کرد؛ حتی تا جایی که پیامبر(ص) در جایی در مورد ایشان می فرماید:” سلمان من اهل البیت ” بدیهی است منظور از این پیوند، یک پیوند نسبی نبوده بلکه به دلیل کمالات انسانی سلمان بوده است. نمونه دیگر از تساوی نژادی نزد پیامبر، جایگاه بلال حبشی نزد آن حضرت است که علی رغم اینکه بلال یک برده سیاه پوست آزاد شده بود؛ ولی به عنوان اولین موذن انتخاب شد و حتی عهده دار امور مالی پیامبر نیز بوده است. یکی از نمونه های بارز برخورد مساوی پیامبر با نژادهای مختلف، تقسیم مساوی بیت المال بین تمام مسلمانان اعم از عرب و عجم بوده است. در روضه کافی می خوانیم . روزی سلمان فارسی در مسجد پیامبر نشسته بود. عده ای از بزرگان اصحاب نیز حاضر بودند. سخن از اصل و نسب به میان آمد. هرکسی درباره اصل و نسب خود چیزی می گفت و آن را بالا می برد. نوبت به سلمان رسید. به او گفتند: تو نیز از اصل و نسب خود بگو. این مرد فرزانه و تربیت یافته در مکتب اسلام، به جای اینکه از اصل و نسب و افتخارات نژاد خود سخن بگوید، گفت « نامم سلمان است و فرزند یکی از بندگان خدا هستم. گمراه بودم و خداوند به وسیله محمد صلی الله علیه و آله مرا راهنمایی کرد. فقیر بودم و خداوند به وسیله محمد مرا بی نیاز کرد. برده بودم و خداوند به وسیله محمد مرا آزاد کرد. این است اصل و نسب و حسب » در این میان رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شد و سلمان جریان را به عرض ایشان رساند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله به آن جماعت که همه از قریش بودند، رو کرد و فرمود: « یا معشَرَ قُرَیشٍ إِنَّ حسب الرَّجلِ دینُه ومرُوئَتَه خُلْقُه وأَصلَه عقْلُه؛ ای گروه قریش، [خون یعنی چه؟ نژاد یعنی چه؟] نسب افتخارآمیز هرکس دین اوست « مردانگی هرکس عبارت است از خلق و خوی او و اصل و ریشه هرکس عبارت است از عقل و فهم و ادراک او»
پیامبر(ص) در طول رسالت 23 ساله خود، در فرصت ها و موقعیت های مختلف، اعراب را از بالیدن به تفاخرات نسبی و قبیلگی برحذر می داشت و می فرمود: «نسب های خود را نزد من نیاورید بلکه عمل های خود را آورید.»
ایشان پس از فتح مکه و در حساس ترین لحظه خطبه ای ایراد کرده و مساوات اسلامی را بر همگان اعلام نمود:
«یا ایها الناس! الا ان ربکم واحد و ان اباکم واحد، الا لا فضل لعربی علی عجمی، و لا لعجمی علی عربی، و لا لاسود علی احمر، و لا لاحمر علی اسود الا بالتقوی، الا هل بلغت؟ قالوا: نعم، قال: لیبلغ الشاهد الغائب.»
مردم! آگاه باشید که پروردگارتان یکی است و پدرتان نیز یکی است، بنابراین بدانید که نه عرب بر عجم و نه بالعکس، و نه سیاه بر سفید و نه بالعکس هیچ برتری ندارد مگر به تقوا. آیا این حقیقت را ابلاغ کردم؟ گفتند: آری. فرمود: حاضران به غائبان ابلاغ کنند.
نیز ایشان در خطبه ای که در حجه الوداع خواندند بار دیگر این حقیقت را گوشزد کردند:
«ایها الناس! ان ربکم واحد و ان اباکم واحد. کلکم لآدم و آدم من تراب، ان اکرمکم عندالله اتقاکم، و لیس لعربی علی عجمی فضل الا بالتقوی … »
«… تمام شما از آدمید و آدم از خاک و در حقیقت گرامی ترین شما با تقواترین شماست …»
در جای دیگر به نقل از مالک اشعری فرمودند: «ان الله لا ینظر الی احسابکم و لا الی انسابکم و لا الی اجسامکم و لا الی اموالکم و لکن ینظر الی قلوبکم، فمن کان له قلب صالح تحنن الله علیه، و انما انتم بنو آدم و احبکم الیه اتقاکم. »

بی گمان خداوند به نژادها، خانواده ها، بدن ها و دارایی های شما نظر ندارد، بلکه به قلب های شما می نگرد و آن کسی را که قلب صالحی دارد مورد مهر و رحمت خود قرار می دهد و شما همگی فرزندان آدمید و محبوب ترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
یکی از نمونه های بارز مساوات اجتماعی در سیره ی پیامبر(ص) ازدواج جویبر و ذلفا است. جویبر از اهالی یمامه بود. وی که در زمره ی مسلمانان خالص در آمده بود، مردی کوتاه قامت، زشت رو و تنگدست بود؛ اما باطنی زیبا و روحی لطیف داشت. روزی پیامبر(ص) به او گفت: «چه خوب است که ازدواج کنی تا پاکدامنی خود را حفظ کنی.» جویبر گفت: ای رسول خدا چگونه؟ در حالی که من نه حسبی، نه مالی و نه جمالی دارم. چه کسی رغبت می کند با من ازدواج کند؟ پیامبر(ص) فرمود: «ای جویبر! خداوند به وسیله ی اسلام بسیاری از کسانی را که در جاهلیت محترم و شریف بودند پایین آورد و بسیاری از

دیدگاهتان را بنویسید