اعتیاد به مواد مخدر

آشکار می شود این است که در اسلام تنها رضایت ولی دختر منظور شده اما در زرتشت رضایت دختر مادر و پدرش لحاظ می شود.
۳-۱۱ انجمن پیوند زناشویی(گواه گیری) در آیین زرتشت
در دین زرتشت مراسم عقد و ازدواج را مراسم “گواه گیری” می گویند.این مراسم عقد می باشد به همین دلیل گواه گیری می گویند که هفت تن از زرتشتی به عنوان شاهد و گواه دفتر ازدواج را امضا می کنند. (صاحبدل/ ۱۳۸۶/ ۹۱)
ماده۱۲ـ پیش از آنکه دختر به سن شانزده سالگی و پسر به سن هیجده سالگی برسد اجرای مراسم زناشویی جایز نیست.
ماده۱۳ـ پیش از پیوند زناشویی،گواهی پزشک برای سلامت عروس و داماد از بیماری ‌های تنی و روانی،واگیردار و آمیزشی،عدم اعتیاد به مواد مخدر و مشاوره ژنتیکی الزامی است.
ماده۱۴ـ اجرای مراسم زناشویی به روش دین مزدیسنی (زرتشتی) و با اجرای مراسم گواه‌گیری (عقد) توسط موبد و با حضور دست کم هفت نفر از اعضای خانواده و افراد زرتشتی که کمتر از بیست و پنج سال نداشته ‌باشند انجام می‌یابد و با شنیدن پاسخ آری،و از روی خشنودی که عروس و داماد خواهند گفت،با ثبت در دفتر ازدواج زرتشتیان،پیوند زناشویی تکمیل خواهد شد.
ماده۱۵ـ اجرای مراسم زناشویی مادامی که دختر و پسر در سن کمتر از بیست و یک سالگی باشند علاوه بر خواست طرفین رضایت والدین پسر و دختر را نیز لازم دارد،در صورتی که یکی از والدین در گذشته ‌باشد رضایت پدر و یا مادر زنده شرط خواهد بود و چنانچه از والدین هیچ یک زنده نباشند رضایت و اجازه جد و با نبودن آنها اجازه جده لازم است.
ماده۱۶ـ برای هر مرد زرتشتی بیش از یک زن و برای هر زن زرتشتی بیش از یک شوهر جایز نیست مگر درصورتی که همسر او در گذشته باشد یا جدایی برابر این آیین‌ نامه روی داده ‌باشد.
ماده۱۷ـ پس از آیین ‌گواه‌گیری و پیوند زناشویی،روابط پس از ازدواج و حقوق و تکالیف زن و شوهر در برابر یکدیگر برقرار می‌گردد.
ماده۱۸ـ برای احترام به زندگی مشترک و اینکه عروس و داماد پس از مراسم زناشویی،در همه بخش‌های زندگی با یکدیگر شریک و همراه باشند،از این رو پس از تاریخ ثبت ازدواج ملزم به رعایت تبصره‌های زیر می‌باشند.
تبصره یک: دارایی که پسر یا دختر پیش از ازدواج خود داشته‌اند،متعلق به خودشان می‌باشد.
تبصره دو: دارایی که شوهر یا زن به صورت هدیه،جایزه،بخشش،ارث،وصیت و صلح به دست آورده ‌اند جزو دارایی شخصی آنها به شمار می‌رود.
تبصره سه: هرگونه بدهی که پیش از ازدواج هر یک از شوهر و زن داشته ‌باشند،مربوط به خود آنها است و در صورت توافق کتبی طرفین از دارایی مشترک پرداخت خواهدشد.
تبصره چهار: دارایی که شوهر و زن پس از ازدواج به تنهایی یا هر دو با کار و سرمایه‌گذاری به دست می‌آورند جزو اموال مشترک آنان خواهدبود.
ماده۱۹ـ سرپرستی خانواده در طول زندگی با شوهر بوده ولی پس از در گذشت و یا محجور و ممنوع یا غایب مفقودالاثر شدنش با زن وی است.
موبد خطبه ی عقد را با رضایت عروس و داماد و پدر و مادر عروس و داماد می خواند که قسمتی از آن چنین است:
“امروز که انجمن پیوند زناشویی به روش دین نیک مزدیسنی در اینجا برپاست من که موبد… هستم به گواهی دادار اورمزد رادیومند و فروهمند-به گواهی امشاسپندان فیروزگر به گواهی مهر و سروش و رشن راست،به گواهی فروهر اشو زرتشت اسپنتمان به گواهی نیکان این بزم،ازشما…دخت…میپرسم که …پور… را به داد آئین نیک مزدیسنی،به همتنی و هم روانی،به همسرخود میپذیرید؟(همان)
موبد این سوال را از دختر می پرسد و در صورتی که پاسخ مثبت بود موبد خطاب به پسر می گوید:ازشما…پور…میپرسم که…دخت…رابه داد آئین دین نیک مزدیسنی،به همتنی و هم روانی به…زنی{اشاره به پنج نوع ازدواج است}به همسری خود میپذیرید؟(همان)
و هنگامی که موبد پاسخ مثبت را شنید میگوید:”به خجستگی و فرخندگی :من و همه ی نیکان این انجمن از اورمزد توان اآرزومندیم که به این پیوند زناشویی پایندگی و استواری و مهر و خوشی و شادکامی با افزونی فرزندان نیکو خواسته ی فراوان و دیر زیوشنی و سرانجام نیک ارزانی بدارد.” (همان/ ۹۲)
و بعد از آن یک سلسله پند و اندرز برای عروس داماد میخواند و آنها را به خداپرستی،مردم داری،حقوق همسر و دیگران،سازگار بودن و … دعوت میکند. (همان)
۳-۱۲ انواع ازدواج در اسلام
در اسلام دو نوع ازدواج وجود دارد. اول نکاح دائم و دوم نکاح منقطع.
۳-۱۲-۱ نکاح دائم:
نکاح دائم ازدواجی است که برای آن مدتی معین نمیشود و زن و مرد برای همیشه با هم ÷یوند زناشویی میبندند.
۳-۱۲-۲ نکاح منقطع:
ماده ۱۰۷۵ قانون مدنی در تعریف نکاح منقطع می گوید : ” نکاح وقتی منقطع است که برای مدّت معیّنی واقع شده باشد.”
جواز نکاح منقطع یکی از مختصات و ویژگی های فقه جعفری است.و سایر مکاتب فقهی اسلامی آن را مجاز نمی دانند.البته نکاح موقت در صدر اسلام یعنی زمان رسول الله ( ص) و زمان ابی بکر و مدّتی در زمان عمر میان مسلمانان بعنوان یک عمل مجاز رایج بوده است ولیکن در زمان خلیفه دوم (عمر) ازدواج منقطع ممنوع اعلام گردید است.
فقهای امامیه، برای دلیل جواز نکاح منقطع،علاوه بر روایات متواتره از رسول الله (ص)از طرف عامّه و خاصّه وائمه اطهار (ع) و اجماع و سیره عملی،از قرآن مجید نیز به صراحت استفاده نموده اندخداوند در سوره نساءآیه ۲۴ می فرماید:
“فی استمتعتم به منهن فاتوهنا جورهن فرضیه-زنانی را که برای استمتاع انتخاب می کنید اجور آنان را بپردازید. “
۱- تعیین مدت در نکاح منقطع
ما
ده ۱۰۷۶ قانون مدنی مقرر می دارد :” مدّت نکاح منقطع باید کاملا ًمعین شود “
۲- احکام ارث و مهر در نکاح منقطع
ماده ۱۰۷۷ قانون مدنی مقرر می دارد: ” در نکاح منقطع احکام راجع به وراثت زن و مهرا و همان است که در باب در مهر وراث آمده است.”
در اینجا ذکر چند نکته ضروری است :
۱) زوجه منقطه از زوج ارث نمی برد .ماده ۹۴۰ قانون مدنی در خصوص ارث زوجین می گوید :”زوجین که زوجیّت آنها دائمی بوده و ممنوع از ارث نباشد از یکدیگر ارث می برند .” که مفهوم مخالف این ماده بر عدم توارث زوجین در ازدواج موقت دلالت دارد.
۲) بطلان نکاح منقطع فاقد مهر: در نکاح دائم چنانچه ذکر مهر نشود یا عدم مهر شرط شود نکاح باطل نیست ولی در نکاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است .
۳-۱۳ انواع پیوند زناشویی در زرتشت
درایران باستان یک مرد حق نداشت در آن واحد بیش از یک زن داشته باشد ولی پیوند زناشویی در عهد باستان بنا به حالت و وضع زن و شوهر به پنج نام گوناگون به موجب شرح زیر نامیده می شد و در دفاتر زناشویی بهمان نام ثبت نام می گردید:
۱- پادشاه زن
۲- چاکر زن
۳- ایوک زن
۴- ستر زن
۵- خودرای زن
و ما اینک می پردازیم به شرح مختصری از هریک از این پنج نوع پیوند زناشویی. (آذرگشسب/ ۱۳۵۴/ ۱۶)
۳-۱۳-۱ پادشاه زنی:
وقتی دختری پس از رسیدن به سن بلوغ با موافقت و صلاح دید پدر و مادر خود به عقد ازدواج پسری در میامد و به طورکلی همه ی دخترانی که برای نخستین بار با رضایت پدر و مادر عروس می شدند(به استثنای موارد مذکور در این بخش) پیوند زناشویی انها به نام پادشاه زنی بسته می شد و به همین نام در دفتر زناشویی ثبت می گردید.پادشاه زن از کاملترین حقوق و مزایای زندگی زناشویی بهره مند می شد و امور خانه و فرزندان را با شوهر اشتراکا اداره می نمود.به عقیده ی پدران ما در ایران باستان پس از در گذشت نیز در دنیای دیگر باز همان نسبت زناشویی میان یک زن و شوهر به ویژه زوجی که عقد انها به پادشاه زنی گرفته شده باشد موجود است. (همان)
۳-۱۳-۲ چاکر زنی:
هرگاه زنی بیوه پس از در گذشت شوهر نخستین خود به عقد ازدواج دیگری در می آمد این پیوند زناشویی زیر نام چاکر زنی ثبت می شد.این زن در سراسر زندگی در خانه ی شوهر مقم کدبانویی خانه داشت و از همگی خقوق و مزایای پادشاه زن در طول عمر برخوردار بود ولی پس از در گذشت آیین کفن و دفن و سایر مراسم مذهبی برای او تا سیروز ه از طرف شوهر دوم برگزار می شد و تمام هزینه ها ی بعد از آن به عهده ی بستگان شوهر اولش بود. ایرانیان باستان معتقد بودند در دنیای دیگر این زن از آن شوهر نخستین خود می باشد و به همین علت پیوند زناشویی او با شوهر دوم در زیر نام چاکر زن بسته می شد. (همان)
واژه چاکر زن نویسندگان غیر زرتشتی را که با اصول مزدیسنا و انواع پیوند زناشویی زرتشتیان آشنایی نداشتند بر انداشت که نسبت تعدد زوجات به زرتشتیان بدهند.آنها تصور میکردندکه پادشاه زن زن عقدی و چاکر زن زن صیغه ای است در صورتی که اصل قضیه به موجب شرحی که دادی مغیر از این است و ایرانیان باستان در هیچ دوره ای از دوران زندگی تاریخی خود مجاز به گرفتن بیش از یک زن نبوده اند و عمل یکی دو نفر از پادشاهان خود کامه را در گرفتن چند زن نمیتوان به حساب کلیه ایرانیان باستان گذاشته مجوزی برای چند زنی آنها به شمار آورد.به علاوه اگر آیین چند زنی در بین ایرانیان مرسوم بود چه طور شد که بعد از غلبه اعراب بر ایرانیان با اینکه پدران ما در میان قومی زندگی میکردند که تعدد زوجات در بین آنها رسمی مذهبی بود و مانعی برای پدران ما وجود نداشت که چند زن بگیرند یک دفعه انها از چند زنی دست کشیده و بیک زنی اکتفا کردند کا اینکه تا به امروز هم زرتشتیان در هر کجای دنیا زندگی میکنند به همین رسم یک زنی پایبندند. (همان)
۳-۱۳-۳ ایوک زنی:
وقتی مردی دارای فرزند پسر نبود اگر فرزند او منحصر به یک دختر بود ازدواج این دختر و اگر چند دختر داشت زناشویی دختر کوچکتر او زیر نام ایوک زن ثبت میشد و نخستین پسری که از این زناشویی به وجود می آمد به فرزندی جد مادر خود در می آمد. ما می کوشیم تا چگونگی این پیوند زناشویی را با آوردن مثالی روشن کنیم.فرض نمایید پدر و مادری به نام رستم و فرنگیس تنها دختری دارند به نام شیرین که پس از رسیدن بسن رشد به عقد ازدواج شخصی به نام بهرام در می آید.پیوند زناشویی بهرام و شیرین تحت نام ایوک زنی بسته می شود و نخستین پسر آنها که جمشید نام دارد طبق مقررات زناشویی به فرزندی جدش رستم تعیین میشود و این پسر را جمشید رستم مینامند نه جمشید بهرام. (همان)

INLINE  اکسیدروی

۳-۱۳-۴ خود سرزنی:
هنگامی که دختر بدون رضایت پدر و مادرش با شخص دلخواهش ازدواج کند این ازدواج صحیح و قانونی بوده،ولی دختر حق ارث بردن ندارد(مگر اینکه وصیت کند.) (همان/ ۱۷)

۳-۱۳-۵ ستر زنی:
هنگامی که زن و مرد نمیتوانند صاحب فرزند شوند و حاضر میشوند هزینه ی ازدواج دختر و پسری را متقبل شوند و در برابر آن یک یا یچند فرزند آنها را به فرزند خواندگی برگزینند. (همان/ ۱۷)

۳-۱۴ موانع نکاح
۳-۱۴-۱ اسباب تحریم در اسلام
یعنى آنچه سبب موجب حرام شدن زنى بر مردى است از حیث ازدواج ،و این اسباب چند چیز است:
اول – نسب.
دوم – رضاع.
سوم – مصاهره و چیزی که ملحق به مصاهره است.
چهارم-کفر.
پنجم – داشتن چهار زن است که در آن صورت پنجمى حرام مى شود.
ششم – زنى که در عده شوهر قبلى است.
هفتم – عقدکردن زنى که در حال احرام است. .(صفایی امامی/۱۳۷۱/۲۸۷)
موارد ۱-۳ تحت عنوان “اقارب”
ذکر می شود که به شرح ذیل می باشد:
۳-۱۴-۱-۱ قرابت نسبی :
ماده ۱۰۴۵ قانون مدنی مقرر می دارد :” نکاح با اقارب نسبی ذیل ممنوع است اگر چه قرابت حاصل از شبهه یا زنا باشد .”
۱- نکاح با پدر و اجداد و یا مادر و جّدات هر قدر بالا رود.
۲- نکاح با اولاد هر قدر پایین برود.
۳- نکاح با برادر و خواهر و اولاد آن و هر قدر که پایین تر برود.
۴- نکاح با عمّات و خالات خود و عمّات و خالات پدر و مادر و اجداد و جدّات .(صفایی امامی/۱۳۷۱/۲۸۹)
۳-۱۴-۱-۲ قرابت رضاعی:
قرابت رضایی،خویشاوندی است که بین دو نفر بر اثر شیر خوردن حاصل می شود.
ماده ۱۰۴۶ قانون مدنی در این خصوص بیان داشته است :” قرابت رضاعی از حیث حرمت نکاح در حکم قرابت نسبی است.
مشروط براینکه :
اولاً : شیر زن از حمل مشروع حاصل شده باشد .
ثانیاً : شیر مستقیماً از پستان مکیده شده باشد .
ثالثاً : طفل لااقل یک شبانه روز و یا پانزده دفعه متوالی شیر کامل خورده باشد .
رابعاً: شیرخوردن طفل قبل از تمام شدن دو سال از تولد او باشد.
خامساً : مقدار شیری که طفل خورده است از یک زن و از یک شوهر باشد.(همان/۳۱۱)
۳-۱۴-۱-۳ قرابت سببی ( قرابت بالمصاهره)
قرابت سببی، خویشاوندی است که در اثر نکاح بین هر یک از زوجین یا خویشاوندان دیگری ایجاد می گردد.در مورد قرابت سببی،کسانی که نکاح با آنان ممنوع است بر دو قسم است :
۱- کسانی که نکاح آنان عیناً ممنوع است یعنی به محض ایجاد قرابت،حرمت ابدی تحقق می یابد .مانند مادر زن و جدّات او از هر درجه که باشد اعم از نسبی یا رضاعی و همچنین نکاح پسر با زن پدر و زن اجداد نسبی خود،و نیز نکاح پسر با زن پدر و زن اجداد رضاعی خود و نکاح پدر با زن پسر نسبی خود،نکاح پدر با زن پسررضاعی،که در کلیه موارد فوق بین افراد مذکور حرمت ابدی وجود دارد .
۲- کسانی که نکاح آنان جمعا ًممنوع است .یعنی نکاح در فرض وجود قرابت ممنوع است .مانند خواهر زن.(همان/۳۱۴)
۳-۱۴-۱-۴ حرمت ابدی بواسطه لعان
هرگاه مردی مدعی گرددکه همسر دائمی وی که مدخول بها می باشد با مرد دیگری مرتکب زنا گردید هوا دعا کند که تنها خودش این عمل را مشاهده نموده است و یا در موردی که مردی فرزندی را که طبق قانون به او ملحق میشود منکر گردد بایست تشریفات لعان را انجام دهد.برای اجرای لعان باید زوج و زوجه در محضر حاکم شرع حاضر گردند و تشریفات لعان را در نزد وی اجرا نمایند. (امام خمینی/۱۳۷۵/۱۱۵)
بدین ترتیب که ابتدا برای انجام تشریفات لعان چهار مرتبه می گویند :” اَشهَد ُبِالله ِاِنّی لَمِنَ

دیدگاهتان را بنویسید