Search results for: تجزیه و تحلیل

تحقیق با موضوع نظریه هوش چندگانه و تجزیه و تحلیل شغل


Widget not in any sidebars
2- هوش زبانی: استعداد یادگیری و استفاده از زبان (گفتاری و نوشتاری).
3- هوش موسیقی (هنری): استعداد شناسایی، ترکیب و اجرای موسیقی.
4- هوش بدنی-حرکتی: استعداد استفاده هماهنگ از ذهن و بدن برای اجرای حرکات فیزیکی.
5- هوش فضایی: استعداد تشخیص الگوها و استفاده از آنها.
6- هوش بین شخصی: استعداد درک، برقراری ارتباط و همکاری با دیگران.
7- هوش درون شخصی: استعداد خود شناسی و خود تنظیمی در افراد.
8- هوش طبیعت گرا: استعداد همنوایی با محیط بیرون.
9- هوش اخلاقی (وجدانی)، ارزیابی کننده معماها و پیچیدگیهای اخلاقی است. برخی افراد در رشتههایی همانند پزشکی در مواردی که در مورد مرگ و زندگی بیمار خود تصمیم می گیرند دارای این هوش خواهند بود. افسران پلیس نیز ممکن است در هنگام تعارض بین اینکه آیا به فرد متهمی که در حال فرار است تیراندازی کند و جان انبوهی از افراد دیگر را نجات دهد یا نه؟ با هوش اخلاقی مواجه خواهند بود. مدیران سازمان ها هم در بسیاری از موارد که با تصمیم هایی که به کار زیر دستان مربوط می شود به نوعی نیازمند هوش اخلاقی و وجدان کاری هستند (آرمسترانگ، 1385).
چه کسی فرد صلاحیت داری برای استخدام در شغل خاصی است؟ تئوری هوش چندگانه میتواند به این سوال با تجزیه و تحلیل شغل بوسیله تهیه فهرست سلسله مراتبی از نیازمندی های شغل پاسخ دهد. اغلب مشاغل نیازمند تمرکز بیشتری بر نواحی قوت با توانایی ثانویه و سومین دارند. برای مثال، کارکنان از اینکه کارمندانی با توانایی فضایی و حرکتی بالا برای شغلی مونتاژگر استخدام شوند متعجب نمیشوند، زیرا این گونه مشاغل نیازمند سرعت، مشاهده و زبردستی است.
گاهی اوقات هوش را به عنوان توانایی برای مدیریت کردن پیچیدگیهای شناختی تعریف میکنند. این جنبه از تعریف هوش، بین هوش و استدلال تمایز قایل است اما در فرهنگ وبستر هوش را هم توانایی برای شناخت و همچنین استدلال ماهرانه می داند (اصلانخانی و همکاران، 1387).
2-1-7- تشریح نظریه هوش چندگانه گاردنر
هاوارد گاردنر هفت نوع جداگانه هوش در زمینه آموزشی را بررسی کرده است که به گفته روانشناسان، تنها سه نوع از آنها درتستهای هوش موجود منظور شده انداین هفت نوع هوش عبارتنداز:
1- هوش کلامی یا هوش زبانی: این نوع هوش یعنی توانایی استفاده از کلمات و زبان. بنابراین، با کلمات سروکار دارد. این نوع هوش از مهارتهای شنیداری تکامل یافتهای برخوردارند و معمولا سخنوران برجستهای به شمار میآیند. آنها به جای تصاویر، با کلمات فکر میکنند. مهارتهای آنها شامل موارد زیر است: گوش دادن، درک قالب و معنی کلمهها، یادآوری اطلاعات، قانع کردن دیگران به پذیرفتن دیدگاهها و تحلیل کاربرد زبان. در بین داستان سرایان، روزنامه نگاران، وکلا، معلمین و سیاستمداران این هوش در اولویت قرار دارد. این هوش، اساس توانایی در اطلاع رسانی موثر، ترغیب کردن، مباحثه، تدریس و سرگرم نمودن است. کودکانی که در این زمینه با هوشاند، در بازی با کلمات و اداکردن جملاتی که ادا کردنشان مشکل است (مانند جملاتی که با یک صدا، با تکرار یک حرف و مانند آن ساخته میشود : مانند قوری گل قرمزی)، مهارت فراوان دارند.
2- هوش وابسته به منطق و ریاضی: هوش منطقی یعنی توانایی استفاده از استدلال، منطق و اعداد. بنابراین این نوع هوش، به معنای توانایی مغز در کار با اعداد و ترتیبهای منطقی است. کسانی که هوش وابسته به منطق و ریاضی بالا دارند سعی میکنند احساسات درونی، رویاها، روابط با دیگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند. آنها به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای عددی و منطقی فکر میکنند و از این طریق بین اطلاعات مختلف رابطه برقرار میکنند. آنها همواره در مورد دنیای اطرافشان کنجکاوند، سوالهای زیاد میپرسند و دوست دارند آزمایش کنند. این قبیل افراد از این مهارتها برخوردارند: تشخیص نقاط ضعف و قوت خود، مسئله حل کردن، درک و بررسی خود، آگاهی از احساسات درونی، تمایلات و رویاها، ارزیابی الگوهای فکری خود، با خود استدلال و فکر کردن، درک نقش خود در روابط با دیگران، تقسیمبندی و طبقهبندی اطلاعات، کارکردن با مفاهیم انتزاعی برای درک رابطهشان با یکدیگر، به کار بردن زنجیره طولانی از استدلالها برای پیشرفت، انجام آزمایشهای کنترل شده، سوال و کنجکاوی در مورد پدیدههای طبیعی، انجام محاسبات پیچیده ریاضی و کارکردن با شکلهای هندسی. کودکان دارای این الویت هوشی، در درک رابطه علت و معلول، الگوهای عددی و بحث منطقی بسیار موفقاند که به خصوص این آخری، در مواجهه با والدین بسیار مفید است. این نوع هوش در بین دانشمندان، حسابداران، برنامه نویسان کامپیوتر، ریاضیدانان و سازندگان نرم افزار در الویت قرار دارد.
3- هوش مربوط به امور فضایی وحجمی یا هوش دیداری: این هوش قابلیت تصور و تجسم ذهنی را به وجود میآورد و نتیجه آن توانایی درک پدیده های بصری است. افراد دارای این هوش، گرایش دارند که با تصاویر فکر کنند و برای به دست آوردن اطلاعات نیاز دارند یک تصویر ذهنی واضح ایجاد کنند. آنها از نگاه کردن به نقشهها، نمودارها و تصاویر و دیدن فیلم خوششان میآید. آنها از این مهارتها برخوردارند: ساختن پازل، خواندن، نوشتن، درک نمودارها و شکلها، حس جهت شناسی خوب، طراحی، نقاشی، ساختن استعارهها و تمثیلهای تصویری (احتمالا از طریق هنرهای تجسمی)‌، دست کاری کردن تصاویر، ساختن، تعمیرکردن، طراحی وسایل علمی و تفسیر تصاویر دیداری. کودکان دارای این نوع هوش در توجه به جزئیات بصری و توانایی ترسیم تصاویر دو بعدی و سه بعدی، بسیار موفقاند و به نظر میرسد که جلوتر از سن خود عمل میکنند. یک جنبه مهم از این هوش، توانایی کودک در ترجمه تصاویر ذهنی است، به صورتی که برای همه قابل درک باشد. افراد دارای هوش دیداری بالا به مشاغلی از قبیل عکاسی، دریانوردی، مجسمه سازی، هنرهای تجسمی، اختراع، اکتشاف، ‌معماری، طراحی داخلی، مکانیک، مهندسی و …. روی میآورند.
4- هوش موسیقیایی یا هوش ریتمیک: این هوش یعنی توانایی تولید و درک موسیقی. در این مورد، با توانایی درک وایجاد ریتم وملودی سروکار داریم. کسانی که از هوش موسیقیایی بالا برخوردارند، با استفاده از صداها، ‌ریتمها و الگوهای موسیقی فکر میکنند. آنها بلافاصله به موسیقی عکسالعمل نشان میدهند. خیلی از آنان به صداهای محیطی (مانند صدای زنگ، ‌صدای چکه کردن آب یا جیرجیرک) ‌حساساند. یکی از روشهای شناسایی هوش موسیقیایی این است که کودک بتواند دو قطعه موسیقی نسبتاً مشابه را از یکدیگر تشخیص دهد. مهارتهای ناشی از هوش موسیقیایی عبارتند از: آواز خواندن، ‌سوت زدن، نواختن آلات موسیقی، تشخیص الگوهای آهنگین، آهنگ سازی، به یادآوردن ملودیها و درک ساختار و ریتم موسیقی. افراد دارای هوش موسیقیایی میتوانند موسیقیدان، خواننده یا آهنگساز بشوند. در مورد بزرگسالان، برخوردار بودن از هوش موسیقیایی، به جای تبدیل شدن به حرفه مشخص، به بخشی از مسیر زندگی و آموختن او مبدل میگردد.
5- ‌هوش مربوط به حرکات جسمی یا هوش بدنی جنبشی: این هوش یعنی توانایی کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشیا. دارندگان این نوع هوش خودشان را از طریق حرکت بیان میکنند. آنها درک خوبی از حس تعادلی و هماهنگی دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازی با توپ یا استفاده از تیرهای تعادل مهارت دارند). آنان از طریق تعامل با فضای اطرافشان قادر به یادآوری اطلاعاتاند. گاردنر در مورد این افراد به مطلبی جالب اشاره کرده است: افراد دارای چنین هوشی، بسیار مستعد داشتن واکنشهای غریزی شجاعانهاند. کودکانی که در آموختن دروس عملی موفقاند، از این نوع هوش برخوردارند. مهارتهای ناشی از این هوش عبارتند از: ‌انجام حرکات موزون، هماهنگی بدنی، ورزش، استفاده از زبان بدن، هنرپیشگی، تقلید حرکات، استفاده از دستهایشان برای ساختن یا خلق کردن (صنایع دستی) و ابراز احساسات از طریق بدن. افراد دارای این نوع هوش مایلاند ورزشکار، معلم تربیت بدنی، هنر پیشه، آتش نشان، صنعتگر، مکانیک، نجار یا جراح شوند.
6- ‌هوش درون نگر یا درون فردی: این هوش یعنی توانایی درک خود و آگاه بودن از حالت درونی خود. کسانی که از این نوع هوش برخوردارند سعی میکنند احساسات درونی، رویاها، روابط با دیگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند. کودکان دارای این نوع هوش، قادرند حواس خود را شناسایی کرده، درجات مختلف یک احساس به خصوص را تشخیص دهند. توانایی درک و پذیرفتن خود، ‌هوش و ادراکی است که دارنده آن در زمان بزرگسالی از داشتن آن خشنود شده، ‌قدر آن را خواهد دانست. هوش درون نگر برانگیزنده خودکاوی، انضباط نفس، استقلال فراوان و تمایل به داشتن اهداف واضح و مشخص است که البته همه این موارد نباید با هم و لزوماً در یک نفر بروز کند. مهارتهای افراد دارای هوش درون نگر بالا شامل موارد زیر است: ‌تشخیص نقاط ضعف و قوت خود، درک و بررسی خود، آگاهی از احساسات درونی، تمایلات و رویاها، ارزیابی الگوهای فکری خود، با خود استدلال و فکر کردن و درک نقش خود در روابط با دیگران. چنین افرادی ممکن است پژوهشگر، نظریه پرداز یا فیلسوف شوند.
7- هوش میان فردی: هوش میان فردی یعنی توانایی ارتباط برقرار کردن و فهم دیگران. بنابراین، این نوع هوش درباره ارتباط با دیگران است. به نظر گاردنر، این هوش به استعداد ترسیم الگویی دقیق و واقعی از خود فرد و توانایی استفاده ثمربخش از آن الگو در طول زندگی اشاره دارد. افراد دارای چنین هوشی سعی میکنند امور را از دیدگاه آدمهای دیگر ببینند تا بفهمند آنها چگونه میاندیشند و احساس میکنند. آنها معمولا توانایی خارقالعادهای در درک احساسات، مقاصد و انگیزهها دارند. آنها سازمان دهندههای خیلی خوبیاند، ‌هر چند بعضی وقتها به دخالت متوسل میشوند. آنها سعی میکنند که در گروه آرامش برقرار کنن و همکاران را تشویق کنند. این قبیل افراد، هم از مهارتهای کلامی (مثل حرف زدن) ‌و هم از مهارتهای غیر کلامی (مانند تماس چشمی، ‌زبان بدن) ‌استفاده میکنند تا کانالهای ارتباطی را با دیگران برقرار کنند. به نظر گاردنر هسته هوش بین فردی، توانایی درک و ارائه پاسخ مناسب به روحیات، خلق وخو، انگیزهها و خواستهای افراد دیگر است. او میگوید: کلید خودشناسی ،‌همان آگاهی داشتن از احساسات شخصی خود و توانایی متمایز کردن آنها و استفاده از آنها برای هدایت رفتار خویش است. افراددارای هوش میان فردی میتوانند یک همشهری مهربان باشند یا از توانایی خود در کنترل دیگران و پیشگیری از کلاهبرداری و امثال آن استفاده کنند. باید اشاره کنیم که هیچ روش واقعی برای آزمودن و تشخیص این نوع هوش در افراد وجود ندارد. کسانی که از این هوش در سطح بالایی برخوردارند میتوانند مشاور، فروشنده، سیاستمدار یا تاجر شوند. شایان ذکراست که نظامهای آموزشی و اجتماعی، اصولا بر هوش کلامی و ریاضی توجه دارند و سایر انواع هوش را مدنظر قرار نمیدهند (آرمسترانگ، 1385).
2-1-8- مفهوم مشتری
مشتریان، مردم یا عملیاتی هستند که محصول یا نتایج یک عملکرد را مصرف می کنند یا به آنها نیاز دارند و از آنها بهره می برند. چون هر عملکردی در یک سازمان به یقین دارای هدفی است، بنابراین، مشتریانی دارد (برنیکرهوف و درسلر، 1377، 33).
در مجموع میتوان مشتریان را به دو دسته تقسیم کرد: مشتریان خارجی و داخلی. مشتریان خارجی در بیرون از سازمان بوده، محصولات و یا خدمات آن را میخرند. در برابر مشتریان خارجی، هر سازمانی تعدادی مشتری داخلی نیز دارد که به اندازه مشتریان خارجی مهم هستند. در تمام مراحل عملیات و فرایندهای سازمان همواره یک مشتری داخلی وجود دارد که محصول یا خدمتی را دریافت میکند و در عوض محصول یا خدمتی را ارائه میدهد (جعفری و فهیمی، 1379، 54).
با گردهم آوردن کارکنان به عنوان مشتری و عرضه کننده در کنار یکدیگر، موانع سنتی بین واحدهای سازمان شکسته شده و هر یک از کارکنان چیزی را به همکار خود عرضه میکند که به موجب آن یکی به عنوان عرضه کننده داخلی و دیگری به عنوان مشتری داخلی عمل میکند. تقویت این ارتباط به ایجاد یک شبکه ارتباطات بین عرضه کننده – مشتری منجر میشود که در بهبود کیفیت خدمات ارائه شده به مشتریان خارجی تاثیر بسزایی دارد (پم پرساد ، 2001).
2-1-9- نیازهای مشتری
چهار جنبه از نیازهای مشتریان عبارتند از:
– آگاهی از نتایج (اهداف استفاده از خدمات) و وسایل یا راههای رسیدن به نتایج؛

تجزیه و تحلیل آماری

پیشگامان نانو تهیه شد که خصوصیات آن شامل خلوص ۹۹ درصد، میانگین اندازه ذرات ۱۰-۳۰ نانومتر و سطح ویژه آن ۲۰-۶۰ متر مربع بر گرم بود. اکسیدروی معمولی با خلوص ۹۹ درصد از شرکت کیمیا نوین، نماینده محصولات شرکت مرک آلمان تهیه شد و میانگین اندازه ذرات آن حدود ۲ میکرومتر بود. جهت تهیه غلظتهای مورد نظر، ابتدا میزان لازم از اکسیدروی نانو و معمولی توزین و در آب دیونیزه قرار داده شد. به منظور تهیه سوسپانسیون یکنواخت از دستگاه اولتراسوند با امواج W300 و kHz40 به مدت ۳۰ دقیقه استفاده شد (بونیانیتی پونگ و همکاران، ۲۰۱۱).
واحد آزمایشی شامل ۲۴ عدد پتری دیش استریل به قطر ۸ سانتیمتر و کاغذ صافی بود. جهت ضدعفونی نمودن بذرهای لوبیا از محلول ۵/۲ % هیپوکلریت سدیم به مدت ۱۰ دقیقه استفاده شد و بلافاصله بعد از آن بذرها با آب مقطر شسته شدند. برای هر سطح تیمار، ۱۰ بذر سالم ضد عفونی شده لوبیا (رقم چناران)، شمارش و در هر یک از پتری دیشها به طور یکنواخت بر روی کاغذ صافی قرار داده شد. به هر محیط کشت، ۵ میلیلیتر از محلول اکسیدروی نانو و معمولی آماده شده اضافه گردید. سپس پتری دیشها در دستگاه ژرمیناتور با دمای ۱± ۲۵ درجه سانتیگراد و رطوبت ۶۳% در تاریکی به مدت ۱۰ روز نگهداری شده و در صورت نیاز در مراحل بعدی فقط آب مقطر به ظرفها اضافه شد (بونیانیتی پونگ، ۲۰۱۱). شمارش بذور جوانه زده لوبیا به صورت روزانه انجام شد و بذرهایی که طول ریشه چه آنها بیش از ۲ میلیمتر بود به عنوان بذور جوانه زده شمارش شدند (ایستا، ۲۰۰۹). در روز دهم، طول ریشه چه و ساقه چه، وزن تر ریشه چه و ساقه چه، به طور جداگانه تعیین شده و پس از قرار دادن آنها در آون با دمای ۷۰ درجه سانتی گراد تا زمان ثابت شدن وزن آنها، وزن خشک آنها نیز تعیین شد (شایلش و همکاران، ۲۰۱۳).
در این مطالعه پارامترهای جوانهزنی مانند درصد جوانهزنی۳۳ (معادله ۳-۱) (قادری فر و سلطانی، ۱۳۸۹)، سرعت جوانهزنی۳۴ (معادله ۳-۲) (مگوایر، ۱۹۸۲)، انرژی جوانهزنی۳۵ (معادله ۳-۳) (حکیم و همکاران، ۲۰۱۰)، شاخص جوانهزنی۳۶ (معادله ۳-۴) (والکر- سیمونز و سسینگ، ۱۹۹۰)، شاخص بنیه گیاهچه۳۷ (معادله ۳-۵) (عبدالباکی و اندرسون، ۱۹۷۳)، شاخص بازدارندگی ساقه و ریشه۳۸ (معادله ۳-۶) (رن و گایو، ۲۰۰۰)، میزان مصرف مواد ذخیرهای بذر۳۹ (معادله ۳-۷) (لیو و همکاران، ۱۹۹۹)، میزان تبدیل مواد ذخیرهای بذر۴۰ (معادله ۳-۸) (لیو و همکاران، ۱۹۹۹) به صورت زیر تعیین شدند:
۳-۱

از روز اول آزمایش هر ۱۲ ساعت یکبار و در یک ساعت معین بذرهای جوانه زده شمارش و ثبت میشد. شمارش بذرها تا زمانی ادامه یافت که سه روز متوالی دیگر هیچ جوانهزنی رخ نداد (قادری فر و سلطانی، ۱۳۸۹) در معادله ۳-۱، GP درصد جوانهزنی بذر، ni تعداد بذرهای جوانه زده و N تعداد کل بذرهای هر تیمار است.
۳-۲
در معادله ۳-۲، GR سرعت جوانهزنی بر حسب بذر جوانه زده در روز، a,b,c … و n نشان دهنده تعداد بذرهای جوانه زده پس از ۱، ۲، ۳، … و N روز بعد از شروع آبگیری آنها است.
۳-۳
در معادله ۳-۳، GE انرژی جوانهزنی بوده که nt4 تعداد بذور جوانه زده تا روز چهارم و N تعداد کل بذرها است.
برای تعیین شاخص جوانهزنی از معادله ۳-۴ استفاده شد:
۳-۴
که GI شاخص جوانهزنی، n تعداد بذور جوانه زده در هر روز و N تعداد کل بذر است.
برای تعیین شاخص بنیه گیاهچه از معادله ۳-۵ استفاده شد:
۳-۵
که SIV شاخص بنیه گیاهچه و GP جوانهزنی بر حسب درصد و LSh میانگین طول گیاهچه بر حسب سانتیمتر میباشد.
برای تعیین میزان بازدارندگی اکسیدروی نانو و معمولی در رشد ساقه چه و ریشه چه از معادله ۳-۶ استفاده شد:
۳-۶
که II شاخص بازدارندگی ساقه چه و ریشه چه بر حسب درصد، LCK طول ساقه چه (ریشه چه) در شاهد (سانتیمتر) و LEK طول ساقه چه (ریشه چه) (سانتیمتر) در تیمار اکسیدروی نانو و معمولی است.
برای تعیین مقدار مواد ذخیره شده در آندوسپرم که توسط جنین مصرف میشود از معادله ۳-۷ استفاده شد:
۳-۷
که SRLR میزان مصرف مواد ذخیرهای بذر بر حسب درصد، Wbg وزن بذر قبل از جوانهزنی (گرم) و Wi وزن خشک بذرهای جوانه زده (گرم) است.
برای تعیین مقدار تبدیل مواد ذخیرهای آندوسپرم به اندامهای رویشی از معادله ۳-۸ استفاده شد:
۳-۸
که SRTR میزان تبدیل مواد ذخیره شده بذر بر حسب درصد، Ws وزن خشک ساقه (گرم)، Wr وزن خشک ریشه (گرم) و Wsd وزن خشک بذر بعد از جوانهزنی (گرم) است..
تجزیه و تحلیل آماری دادهها توسط نرم افزار Minitab Ver. 16 و مقایسه میانگینها بر اساس آزمون دانکن در سطح اطمینان ۹۵ درصد انجام شد.
۳-۲- مطالعات گلخانهای
به منظور بررسی تأثیر اکسیدروی نانو و معمولی و قارچ میکوریزا آربسکولار بر خصوصیات شیمیایی خاک، رشد و عملکرد گیاه لوبیا (Phaseolus vulgaris) رقم چناران در شرایط گلخانه انجام شد. این آزمایش در قالب طرح بلوک کاملاً تصادفی به صورت آزمایش فاکتوریل با ۱۶ تیمار شامل تیمار قارچ میکوریزای گلوموس اینترارادیسس (Glomus intraradices) در دو سطح (حضور و عدم حضور (شاهد)، تیمارهای اکسیدروی نانو و معمولی هر یک در چهار سطح (صفر، ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰ میلیگرم بر کیلوگرم) با شش تکرار (سه تکرار برای هر مطالعه اندام های هوایی و ریشه) انجام شد.
۳-۲-۱- آماده سازی بستر کاشت
برای انجام آزمایش حدود ۱۵۰ کیلوگرم نمونه خاک از عمق ۳۰-۰ سانتیمتری از مزرعه دانشکده کشاورزی نمونه برداری شده و پس انتقال به آزمایشگاه علوم خاک و هوا خشک کردن و عبور از الک ۲ میلیمتری برخی از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک
اندازه گیری شدند (جدول ۳-۱).
تیمارهای اکسیدروی نانو و معمولی بر اساس تیمارهای آزمایشی به طور جداگانه توزین شده و پس از مخلوط کردن هر یک با مقداری ماسه بادی با خاک مخلوط شد. و سپس خاک تیمار شده به گلدانهایی با حجم چهار کیلوگرم منتقل گردید. انتخاب میکوریزا، جنس گلوموس و گونه اینترارادیسس با توجه به چند نکته انجام گرفت: – جنس گلوموس، بیشترین پراکندگی را در نظامهای زراعی در مقایسه با سیستمهای طبیعی دارا میباشد. – تشکیل اندام قارچی به نام وزیکول که اهمیت غذایی برای گیاه میزبان دارد، در این جنس به اثبات رسیده است. – گلوموس اینترارادیسس در بیشتر مناطق ایران وجود داشته و مراحل تهیه و تکثیر آن به خوبی شناخته و تشریح شده است (رجالی و همکاران، ۱۳۸۵). – گونه گلوموس اینترارادیسس به سطوح بالای عناصر غذایی مقاوم است، لذا برای مطالعه حاضر مناسب است (واکر و همکاران، ۱۹۹۰؛ سیلویا و شنک، ۱۹۸۳). – گونه گلوموس اینترارادیسس تا به حال موضوع مطالعات بسیاری بوده است. قارچ مورد نظر از شرکت زیست فناوران توران واقع در نیشابور تهیه شد. برای اعمال تیمار قارچهای میکوریزا قبل از کاشت، خاک رویی گلدان را به اندازه سه تا چهار برابر عمق کاشت بذر کنار زده و مقدار ۲۰ گرم قارچ گلوموس اینترارادیسس به صورت یک لایه به خاک هر گلدان اضافه شد.

جدول۳-۱. خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک قبل از آزمایش
بافت خاک

pH
هدایت الکتریکی
عصاره اشباع
( dS/m)

کربنات کلسیم معادل
(%)

نیتروژن
کل
(%)
کربن آلی
(%)
کلسیم
محلول
meq/lit) )
منیزیم
محلول
meq/lit) )
K av.
P av.
Zn

Fe

Cu

(mg/kg)

شن لومی

۸/۷

۳/۱

۸
۰۴۷/۰
۳۵/۰
۵
۶
۱۸۴
۹/۱۴
۷/۰
۶
۱/۱
Kav. = پتاسیم قابل دسترس، Pav. = فسفر قابل دسترس

۳-۲-۲- کاشت، داشت و برداشت گیاه لوبیا
تعداد ۸ بذر لوبیا سبز (رقم چناران) با فاصلههای یکسان و در عمق ۲ سانتیمتری در هر گلدان در تاریخ ۱/۶/۹۲ کشت شده و سپس گلدانها به مدت سه ماه در شرایط ظرفیت زراعی در گلخانه نگهداری شدند. آبیاری گلدانها تا مرحله تشکیل غلاف و کامل شدن لوبیا با آب شهری انجام گردید. سه هفته پس از کاشت، گیاهچهها در هر گلدان به ۳ عدد تنک شدند. وجین علفهای هرز نیز در طول دوره رشد به صورت دستی انجام شد. قبل از برداشت گیاه (۹۰ روز پس از کشت) برخی از خصوصیات رشدی گیاه مثل ارتفاع گیاه، تعداد غلاف در گیاه، تعداد دانه در هر غلاف و تعداد دانه در گیاه ثبت و بعد از برداشت، وزن تر ریشه و اندام هوایی گیاه تعیین شده و نمونههای ریشه، اندام هوایی، غلاف و بذرها به صورت مجزا در داخل پاکتهای کاغذی به آزمایشگاه علوم خاک منتقل گردید. نمونههای اندام هوایی و ریشه گیاه پس از انتقال به آزمایشگاه و شستشو با آب مقطر درون خشک کن با دمای C°۷۰ به مدت ۴۸ ساعت قرار داده شدند. سپس وزن خشک ریشه و اندام هوایی، وزن هر دانه، وزن کل دانه در گلدان، وزن دانه در غلاف، وزن صد دانه و وزن دانه در گیاه تعیین شدند. برای تعیین میزان عملکرد دانه در بوته و وزن هر دانه از معادله ۳-۹ و ۳-۱۰ استفاده شد. سپس نمونهها آسیاب شده و پس از عبور از الک نیم میلیمتری در داخل ظروف پلاستیکی سر بسته برای اندازه گیری عناصر نگهداری شدند.
عملکرد دانه=تعداد دانه در هر غلاف × تعداد غلاف در بوته وزن هر دانه × ۳-۹
تعداد دانه در بوته/ وزن دانه در بوته = وزن هر دانه ۳-۱۰
۳-۲-۳- تجزیه گیاه
نمونههای خشک و آسیاب شده گیاه با استفاده از روش هضم تر (هضم با اسید نیتریک و اسید پرکلریک) عصاره گیری شدند (رایان و همکاران، ۲۰۰۱). جهت اندازه گیری غلظت نیتروژن گیاه، ۳/۰ گرم از پودر گیاه، توزین گردید و ۱ گرم کاتالیزور مخلوط و ۵ میلیلیتر اسید سولفوریک غلیظ به آن افزوده شد و بعد از یک شب (۲۴ ساعت)، روی اجاق به مدت ۵/۱-۱ ساعت هضم گردید تا بیرنگ شده و عمل هضم کامل شود. سپس به حجم ۵۰ میلیلیتر رسانده شد، با دستگاه کجلدال مقدار اسید سولفوریک مصرفی برای تیتراسیون نمونه، یادداشت و غلظت و جذب نیتروژن گیاه محاسبه گردید (لونین و گالاتین، ۱۹۶۵): فسفر نمونههای گیاهی به روش مولیبدات آمونیوم با دستگاه اسپکتروفتومتر (مدلS2000 Spectrophotometer WPA UV/VIS) تعیین گردید (رنگاسامی و همکاران، ۲۰۰۳). جهت تعیین مقدار پتاسیم نمونههای گیاهی از دستگاه شعله سنج استفاده شد (ریچاردز، ۱۹۵۶).
برای تعیین غلظت فسفر، پتاسیم و عناصر کم مصرف در گیاه از روش هضم تر (HClO4+HNO3) استفاده شد به این ترتیب که ۵ میلیلیتر اسید نیتریک غلیظ به ۵/۰ گرم نمونه گیاهی اضافه شد و پس از گذشت ۱۲ ساعت با دمای ۱۲۰ درجه سانتیگراد حرارت داده شد. در مرحله بعد ۲ میلیلیتر اسید پرکلریک به آن اضافه گردید و مجدداً با دمای ۱۲۰ درجه حرارت داده شد. در انتها پس از سرد شدن به حجم ۲۵ میلیلیتر رسانده شد و پس از عبور از کاغذ صافی واتمن شماره ۴۲، غلظت فسفر توسط اسپکتروفتومتر، پتاسیم توسط فلیم فوتومتر و غلظت عناصر کم مصرف آهن (Fe)، مس (Cu) و روی (Zn) در عصاره حاصل با دستگاه جذب اتمی (PG9000) در طیف خاص هر عنصر اندازه گیری شدند.
۳-۲-۴- تجزیه خاک پس از برداشت گیاه
نمونههای خاک با سه تکرار در پایان آزمایش بعد از هوا خشک شدن، کوبیدن و عبور از الک دو میلیمتری به منظور تجزیه نمونههای خاک، اندازه گیری بافت خاک به روش هیدرومتری (کلوت، ۱۹۸۶)، pH نمونههای خاک در گل اشباع با pH متر (مدل۶۳۲ Metrohm)، قابلیت هدایت ا
لکتریکی عصاره گل اشباع توسط دستگاه هدایت سنج الکتریکی ((Jenway 4310، ظرفیت تبادل کاتیونی از روش چاپمن، کربن آلی خاک از روش والکلی و بلاک (پیج و همکاران، ۱۹۸۲)، کربنات کلسیم خاک از روش خنثی سازی با اسید، کلسیم و منیزیم در عصاره اشباع به روش تیتراسیون با EDTA(لیتکین و گربنکو، ۲۰۰۰)، پتاسیم محلول با استفاده از دستگاه فلایم فتومتر (مدلJENWAY-PFP7 ) اندازه گیری شد. علاوه بر این نیتروژن کل به روش کجلدال (پاتل و والاس، ۱۹۷۶)، فسفر قابل دسترس به وسیله بیکربنات سدیم به روش اولسن و با دستگاه اسپکتروفتومتر (مدل WAP) اندازه گیری شد (اولسن و همکاران، ۱۹۵۴). پتاسیم قابل دسترس از روش عصاره گیری با استات آمونیوم و قرائت با دستگاه فلایم فتومتر (مدل JENWAY-PEP7) انجام شد (ریچاردز، ۱۹۵۶). مقادیر عناصر کم مصرف آهن، روی و مس قابل دسترس در خاک نیز با روش لیندزی و نورول (لیندزی و نورول، ۱۹۷۸) و در عصاره DTPA-TEA و توسط دستگاه جذب اتمی مدل (PG9000) اندازه گیری شدند.
۳-۳- تجزیه و تحلیل آماری
آزمایش بر اساس فاکتوریل در قالب طرح بلوک کاملاً تصادفی انجام شد. تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار MINITAB Ver. 16 و مقایسه میانگینها با روش آزمون چند دامنهای دانکن در سطح اطمینان ۹۵ درصد انجام شد.

فصل چهارم: نتایج و بحث
۴-۱- آزمایش جوانهزنی بذر
۴-۱-۱- اثر نوع اکسیدروی (نانو و معمولی) بر شاخصهای جوانهزنی بذر
کاربرد اکسیدروی معمولی نسبت به اکسیدروی نانو در خاک موجب افزایش معنیدار (p?0.05) درصد جوانهزنی، شاخص بازدارندگی ریشه و میزان مصرف مواد ذخیرهای بذر شده (جدول ۴-۱)، اما سرعت جوانهزنی، انرژی جوانهزنی، شاخص جوانهزنی، شاخص بنیه گیاهچه، شاخص بازدارندگی ساقه و میزان تبدیل مواد ذخیرهای بذر معنی دار نشدند (پیوست ۱). تاثیر نانوذرات اکسیدروی احتمالاً به دلیل سمیت از طریق کاهش شاخص بازدارندگی ساقه و ریشه در گیاه موجب کاهش خصوصیات رشدی ساقه چه و ریشه چه نسبت به تیمار اکسید روی معمولی شده است (جدول ۴-۱).

جدول ۴-۱. تاثیر نوع اکسیدروی (نانو و معمولی) بر شاخصهای جوانه زنی بذر لوبیا
نوع اکسیدروی

جوانه زنی
(%)

سرعت جوانه زنی
( بذر در روز)
انرژی جوانه زنی
شاخص جوانه زنی
شاخص بنیه گیاهچه
شاخص بازدارندگی

تجزیه و تحلیل آماری

پیشگامان نانو تهیه شد که خصوصیات آن شامل خلوص ۹۹ درصد، میانگین اندازه ذرات ۱۰-۳۰ نانومتر و سطح ویژه آن ۲۰-۶۰ متر مربع بر گرم بود. اکسیدروی معمولی با خلوص ۹۹ درصد از شرکت کیمیا نوین، نماینده محصولات شرکت مرک آلمان تهیه شد و میانگین اندازه ذرات آن حدود ۲ میکرومتر بود. جهت تهیه غلظتهای مورد نظر، ابتدا میزان لازم از اکسیدروی نانو و معمولی توزین و در آب دیونیزه قرار داده شد. به منظور تهیه سوسپانسیون یکنواخت از دستگاه اولتراسوند با امواج W300 و kHz40 به مدت ۳۰ دقیقه استفاده شد (بونیانیتی پونگ و همکاران، ۲۰۱۱).
واحد آزمایشی شامل ۲۴ عدد پتری دیش استریل به قطر ۸ سانتیمتر و کاغذ صافی بود. جهت ضدعفونی نمودن بذرهای لوبیا از محلول ۵/۲ % هیپوکلریت سدیم به مدت ۱۰ دقیقه استفاده شد و بلافاصله بعد از آن بذرها با آب مقطر شسته شدند. برای هر سطح تیمار، ۱۰ بذر سالم ضد عفونی شده لوبیا (رقم چناران)، شمارش و در هر یک از پتری دیشها به طور یکنواخت بر روی کاغذ صافی قرار داده شد. به هر محیط کشت، ۵ میلیلیتر از محلول اکسیدروی نانو و معمولی آماده شده اضافه گردید. سپس پتری دیشها در دستگاه ژرمیناتور با دمای ۱± ۲۵ درجه سانتیگراد و رطوبت ۶۳% در تاریکی به مدت ۱۰ روز نگهداری شده و در صورت نیاز در مراحل بعدی فقط آب مقطر به ظرفها اضافه شد (بونیانیتی پونگ، ۲۰۱۱). شمارش بذور جوانه زده لوبیا به صورت روزانه انجام شد و بذرهایی که طول ریشه چه آنها بیش از ۲ میلیمتر بود به عنوان بذور جوانه زده شمارش شدند (ایستا، ۲۰۰۹). در روز دهم، طول ریشه چه و ساقه چه، وزن تر ریشه چه و ساقه چه، به طور جداگانه تعیین شده و پس از قرار دادن آنها در آون با دمای ۷۰ درجه سانتی گراد تا زمان ثابت شدن وزن آنها، وزن خشک آنها نیز تعیین شد (شایلش و همکاران، ۲۰۱۳).
در این مطالعه پارامترهای جوانهزنی مانند درصد جوانهزنی۳۳ (معادله ۳-۱) (قادری فر و سلطانی، ۱۳۸۹)، سرعت جوانهزنی۳۴ (معادله ۳-۲) (مگوایر، ۱۹۸۲)، انرژی جوانهزنی۳۵ (معادله ۳-۳) (حکیم و همکاران، ۲۰۱۰)، شاخص جوانهزنی۳۶ (معادله ۳-۴) (والکر- سیمونز و سسینگ، ۱۹۹۰)، شاخص بنیه گیاهچه۳۷ (معادله ۳-۵) (عبدالباکی و اندرسون، ۱۹۷۳)، شاخص بازدارندگی ساقه و ریشه۳۸ (معادله ۳-۶) (رن و گایو، ۲۰۰۰)، میزان مصرف مواد ذخیرهای بذر۳۹ (معادله ۳-۷) (لیو و همکاران، ۱۹۹۹)، میزان تبدیل مواد ذخیرهای بذر۴۰ (معادله ۳-۸) (لیو و همکاران، ۱۹۹۹) به صورت زیر تعیین شدند:
۳-۱

از روز اول آزمایش هر ۱۲ ساعت یکبار و در یک ساعت معین بذرهای جوانه زده شمارش و ثبت میشد. شمارش بذرها تا زمانی ادامه یافت که سه روز متوالی دیگر هیچ جوانهزنی رخ نداد (قادری فر و سلطانی، ۱۳۸۹) در معادله ۳-۱، GP درصد جوانهزنی بذر، ni تعداد بذرهای جوانه زده و N تعداد کل بذرهای هر تیمار است.
۳-۲
در معادله ۳-۲، GR سرعت جوانهزنی بر حسب بذر جوانه زده در روز، a,b,c … و n نشان دهنده تعداد بذرهای جوانه زده پس از ۱، ۲، ۳، … و N روز بعد از شروع آبگیری آنها است.
۳-۳
در معادله ۳-۳، GE انرژی جوانهزنی بوده که nt4 تعداد بذور جوانه زده تا روز چهارم و N تعداد کل بذرها است.
برای تعیین شاخص جوانهزنی از معادله ۳-۴ استفاده شد:
۳-۴
که GI شاخص جوانهزنی، n تعداد بذور جوانه زده در هر روز و N تعداد کل بذر است.
برای تعیین شاخص بنیه گیاهچه از معادله ۳-۵ استفاده شد:
۳-۵
که SIV شاخص بنیه گیاهچه و GP جوانهزنی بر حسب درصد و LSh میانگین طول گیاهچه بر حسب سانتیمتر میباشد.
برای تعیین میزان بازدارندگی اکسیدروی نانو و معمولی در رشد ساقه چه و ریشه چه از معادله ۳-۶ استفاده شد:
۳-۶
که II شاخص بازدارندگی ساقه چه و ریشه چه بر حسب درصد، LCK طول ساقه چه (ریشه چه) در شاهد (سانتیمتر) و LEK طول ساقه چه (ریشه چه) (سانتیمتر) در تیمار اکسیدروی نانو و معمولی است.
برای تعیین مقدار مواد ذخیره شده در آندوسپرم که توسط جنین مصرف میشود از معادله ۳-۷ استفاده شد:
۳-۷
که SRLR میزان مصرف مواد ذخیرهای بذر بر حسب درصد، Wbg وزن بذر قبل از جوانهزنی (گرم) و Wi وزن خشک بذرهای جوانه زده (گرم) است.
برای تعیین مقدار تبدیل مواد ذخیرهای آندوسپرم به اندامهای رویشی از معادله ۳-۸ استفاده شد:
۳-۸
که SRTR میزان تبدیل مواد ذخیره شده بذر بر حسب درصد، Ws وزن خشک ساقه (گرم)، Wr وزن خشک ریشه (گرم) و Wsd وزن خشک بذر بعد از جوانهزنی (گرم) است..
تجزیه و تحلیل آماری دادهها توسط نرم افزار Minitab Ver. 16 و مقایسه میانگینها بر اساس آزمون دانکن در سطح اطمینان ۹۵ درصد انجام شد.
۳-۲- مطالعات گلخانهای
به منظور بررسی تأثیر اکسیدروی نانو و معمولی و قارچ میکوریزا آربسکولار بر خصوصیات شیمیایی خاک، رشد و عملکرد گیاه لوبیا (Phaseolus vulgaris) رقم چناران در شرایط گلخانه انجام شد. این آزمایش در قالب طرح بلوک کاملاً تصادفی به صورت آزمایش فاکتوریل با ۱۶ تیمار شامل تیمار قارچ میکوریزای گلوموس اینترارادیسس (Glomus intraradices) در دو سطح (حضور و عدم حضور (شاهد)، تیمارهای اکسیدروی نانو و معمولی هر یک در چهار سطح (صفر، ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰ میلیگرم بر کیلوگرم) با شش تکرار (سه تکرار برای هر مطالعه اندام های هوایی و ریشه) انجام شد.
۳-۲-۱- آماده سازی بستر کاشت
برای انجام آزمایش حدود ۱۵۰ کیلوگرم نمونه خاک از عمق ۳۰-۰ سانتیمتری از مزرعه دانشکده کشاورزی نمونه برداری شده و پس انتقال به آزمایشگاه علوم خاک و هوا خشک کردن و عبور از الک ۲ میلیمتری برخی از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک
اندازه گیری شدند (جدول ۳-۱).
تیمارهای اکسیدروی نانو و معمولی بر اساس تیمارهای آزمایشی به طور جداگانه توزین شده و پس از مخلوط کردن هر یک با مقداری ماسه بادی با خاک مخلوط شد. و سپس خاک تیمار شده به گلدانهایی با حجم چهار کیلوگرم منتقل گردید. انتخاب میکوریزا، جنس گلوموس و گونه اینترارادیسس با توجه به چند نکته انجام گرفت: – جنس گلوموس، بیشترین پراکندگی را در نظامهای زراعی در مقایسه با سیستمهای طبیعی دارا میباشد. – تشکیل اندام قارچی به نام وزیکول که اهمیت غذایی برای گیاه میزبان دارد، در این جنس به اثبات رسیده است. – گلوموس اینترارادیسس در بیشتر مناطق ایران وجود داشته و مراحل تهیه و تکثیر آن به خوبی شناخته و تشریح شده است (رجالی و همکاران، ۱۳۸۵). – گونه گلوموس اینترارادیسس به سطوح بالای عناصر غذایی مقاوم است، لذا برای مطالعه حاضر مناسب است (واکر و همکاران، ۱۹۹۰؛ سیلویا و شنک، ۱۹۸۳). – گونه گلوموس اینترارادیسس تا به حال موضوع مطالعات بسیاری بوده است. قارچ مورد نظر از شرکت زیست فناوران توران واقع در نیشابور تهیه شد. برای اعمال تیمار قارچهای میکوریزا قبل از کاشت، خاک رویی گلدان را به اندازه سه تا چهار برابر عمق کاشت بذر کنار زده و مقدار ۲۰ گرم قارچ گلوموس اینترارادیسس به صورت یک لایه به خاک هر گلدان اضافه شد.

جدول۳-۱. خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک قبل از آزمایش
بافت خاک

pH
هدایت الکتریکی
عصاره اشباع
( dS/m)

کربنات کلسیم معادل
(%)

نیتروژن
کل
(%)
کربن آلی
(%)
کلسیم
محلول
meq/lit) )
منیزیم
محلول
meq/lit) )
K av.
P av.
Zn

Fe

Cu

(mg/kg)

شن لومی

۸/۷

۳/۱

۸
۰۴۷/۰
۳۵/۰
۵
۶
۱۸۴
۹/۱۴
۷/۰
۶
۱/۱
Kav. = پتاسیم قابل دسترس، Pav. = فسفر قابل دسترس

۳-۲-۲- کاشت، داشت و برداشت گیاه لوبیا
تعداد ۸ بذر لوبیا سبز (رقم چناران) با فاصلههای یکسان و در عمق ۲ سانتیمتری در هر گلدان در تاریخ ۱/۶/۹۲ کشت شده و سپس گلدانها به مدت سه ماه در شرایط ظرفیت زراعی در گلخانه نگهداری شدند. آبیاری گلدانها تا مرحله تشکیل غلاف و کامل شدن لوبیا با آب شهری انجام گردید. سه هفته پس از کاشت، گیاهچهها در هر گلدان به ۳ عدد تنک شدند. وجین علفهای هرز نیز در طول دوره رشد به صورت دستی انجام شد. قبل از برداشت گیاه (۹۰ روز پس از کشت) برخی از خصوصیات رشدی گیاه مثل ارتفاع گیاه، تعداد غلاف در گیاه، تعداد دانه در هر غلاف و تعداد دانه در گیاه ثبت و بعد از برداشت، وزن تر ریشه و اندام هوایی گیاه تعیین شده و نمونههای ریشه، اندام هوایی، غلاف و بذرها به صورت مجزا در داخل پاکتهای کاغذی به آزمایشگاه علوم خاک منتقل گردید. نمونههای اندام هوایی و ریشه گیاه پس از انتقال به آزمایشگاه و شستشو با آب مقطر درون خشک کن با دمای C°۷۰ به مدت ۴۸ ساعت قرار داده شدند. سپس وزن خشک ریشه و اندام هوایی، وزن هر دانه، وزن کل دانه در گلدان، وزن دانه در غلاف، وزن صد دانه و وزن دانه در گیاه تعیین شدند. برای تعیین میزان عملکرد دانه در بوته و وزن هر دانه از معادله ۳-۹ و ۳-۱۰ استفاده شد. سپس نمونهها آسیاب شده و پس از عبور از الک نیم میلیمتری در داخل ظروف پلاستیکی سر بسته برای اندازه گیری عناصر نگهداری شدند.
عملکرد دانه=تعداد دانه در هر غلاف × تعداد غلاف در بوته وزن هر دانه × ۳-۹
تعداد دانه در بوته/ وزن دانه در بوته = وزن هر دانه ۳-۱۰
۳-۲-۳- تجزیه گیاه
نمونههای خشک و آسیاب شده گیاه با استفاده از روش هضم تر (هضم با اسید نیتریک و اسید پرکلریک) عصاره گیری شدند (رایان و همکاران، ۲۰۰۱). جهت اندازه گیری غلظت نیتروژن گیاه، ۳/۰ گرم از پودر گیاه، توزین گردید و ۱ گرم کاتالیزور مخلوط و ۵ میلیلیتر اسید سولفوریک غلیظ به آن افزوده شد و بعد از یک شب (۲۴ ساعت)، روی اجاق به مدت ۵/۱-۱ ساعت هضم گردید تا بیرنگ شده و عمل هضم کامل شود. سپس به حجم ۵۰ میلیلیتر رسانده شد، با دستگاه کجلدال مقدار اسید سولفوریک مصرفی برای تیتراسیون نمونه، یادداشت و غلظت و جذب نیتروژن گیاه محاسبه گردید (لونین و گالاتین، ۱۹۶۵): فسفر نمونههای گیاهی به روش مولیبدات آمونیوم با دستگاه اسپکتروفتومتر (مدلS2000 Spectrophotometer WPA UV/VIS) تعیین گردید (رنگاسامی و همکاران، ۲۰۰۳). جهت تعیین مقدار پتاسیم نمونههای گیاهی از دستگاه شعله سنج استفاده شد (ریچاردز، ۱۹۵۶).
برای تعیین غلظت فسفر، پتاسیم و عناصر کم مصرف در گیاه از روش هضم تر (HClO4+HNO3) استفاده شد به این ترتیب که ۵ میلیلیتر اسید نیتریک غلیظ به ۵/۰ گرم نمونه گیاهی اضافه شد و پس از گذشت ۱۲ ساعت با دمای ۱۲۰ درجه سانتیگراد حرارت داده شد. در مرحله بعد ۲ میلیلیتر اسید پرکلریک به آن اضافه گردید و مجدداً با دمای ۱۲۰ درجه حرارت داده شد. در انتها پس از سرد شدن به حجم ۲۵ میلیلیتر رسانده شد و پس از عبور از کاغذ صافی واتمن شماره ۴۲، غلظت فسفر توسط اسپکتروفتومتر، پتاسیم توسط فلیم فوتومتر و غلظت عناصر کم مصرف آهن (Fe)، مس (Cu) و روی (Zn) در عصاره حاصل با دستگاه جذب اتمی (PG9000) در طیف خاص هر عنصر اندازه گیری شدند.
۳-۲-۴- تجزیه خاک پس از برداشت گیاه
نمونههای خاک با سه تکرار در پایان آزمایش بعد از هوا خشک شدن، کوبیدن و عبور از الک دو میلیمتری به منظور تجزیه نمونههای خاک، اندازه گیری بافت خاک به روش هیدرومتری (کلوت، ۱۹۸۶)، pH نمونههای خاک در گل اشباع با pH متر (مدل۶۳۲ Metrohm)، قابلیت هدایت ا
لکتریکی عصاره گل اشباع توسط دستگاه هدایت سنج الکتریکی ((Jenway 4310، ظرفیت تبادل کاتیونی از روش چاپمن، کربن آلی خاک از روش والکلی و بلاک (پیج و همکاران، ۱۹۸۲)، کربنات کلسیم خاک از روش خنثی سازی با اسید، کلسیم و منیزیم در عصاره اشباع به روش تیتراسیون با EDTA(لیتکین و گربنکو، ۲۰۰۰)، پتاسیم محلول با استفاده از دستگاه فلایم فتومتر (مدلJENWAY-PFP7 ) اندازه گیری شد. علاوه بر این نیتروژن کل به روش کجلدال (پاتل و والاس، ۱۹۷۶)، فسفر قابل دسترس به وسیله بیکربنات سدیم به روش اولسن و با دستگاه اسپکتروفتومتر (مدل WAP) اندازه گیری شد (اولسن و همکاران، ۱۹۵۴). پتاسیم قابل دسترس از روش عصاره گیری با استات آمونیوم و قرائت با دستگاه فلایم فتومتر (مدل JENWAY-PEP7) انجام شد (ریچاردز، ۱۹۵۶). مقادیر عناصر کم مصرف آهن، روی و مس قابل دسترس در خاک نیز با روش لیندزی و نورول (لیندزی و نورول، ۱۹۷۸) و در عصاره DTPA-TEA و توسط دستگاه جذب اتمی مدل (PG9000) اندازه گیری شدند.
۳-۳- تجزیه و تحلیل آماری
آزمایش بر اساس فاکتوریل در قالب طرح بلوک کاملاً تصادفی انجام شد. تجزیه و تحلیل آماری اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار MINITAB Ver. 16 و مقایسه میانگینها با روش آزمون چند دامنهای دانکن در سطح اطمینان ۹۵ درصد انجام شد.

فصل چهارم: نتایج و بحث
۴-۱- آزمایش جوانهزنی بذر
۴-۱-۱- اثر نوع اکسیدروی (نانو و معمولی) بر شاخصهای جوانهزنی بذر
کاربرد اکسیدروی معمولی نسبت به اکسیدروی نانو در خاک موجب افزایش معنیدار (p?0.05) درصد جوانهزنی، شاخص بازدارندگی ریشه و میزان مصرف مواد ذخیرهای بذر شده (جدول ۴-۱)، اما سرعت جوانهزنی، انرژی جوانهزنی، شاخص جوانهزنی، شاخص بنیه گیاهچه، شاخص بازدارندگی ساقه و میزان تبدیل مواد ذخیرهای بذر معنی دار نشدند (پیوست ۱). تاثیر نانوذرات اکسیدروی احتمالاً به دلیل سمیت از طریق کاهش شاخص بازدارندگی ساقه و ریشه در گیاه موجب کاهش خصوصیات رشدی ساقه چه و ریشه چه نسبت به تیمار اکسید روی معمولی شده است (جدول ۴-۱).

جدول ۴-۱. تاثیر نوع اکسیدروی (نانو و معمولی) بر شاخصهای جوانه زنی بذر لوبیا
نوع اکسیدروی

جوانه زنی
(%)

سرعت جوانه زنی
( بذر در روز)
انرژی جوانه زنی
شاخص جوانه زنی
شاخص بنیه گیاهچه
شاخص بازدارندگی

پایان نامه گوشی تلفن همراه و تجزیه وتحلیل


Widget not in any sidebars

(2-33)
بنابراین با محاسبه چگالی جریان آنتن پلاسمائی و بکارگیری از آن درروابط بالا (معادلات ماکسول )، توان تشعشعی امواج الکترومغناطیسی در آنتنهای پلاسمائی حاصل میشود.
2-4تشریح ساختارآنتن پلاسمائی
شکل(2-1)ساختاریازآنتنپلاسماباتحریکموجسطحیکهشبیهسازیشدهرانشان میدهد آنتنپلاسمااز یکمحفظهکوارتزباشعاع۱۲میلیمتروطول۱۲۰۰میلیمتروضخامت۵/۰میلیمتردریکجعبهفلزیبهابعاد۴۰۰×۴۰۰×۴۰۰میلیمترتشکیل شدهاست. برای ایجاد موجسطحیازیکحلقهایمسیدورتادورمحفظهکوارتزاستفادهمیشودکهارتفاعوضخامتآنبهترتیب۲۵و20 میلیمتراست و بهفاصله۴میلیمترپایینترازضلعبالاییجعبهفلزیقراردارد.فرضمیکنیمکهمحفظهکوارتزازپلاسماییبافشار۴/۰میلیبارپرشده استکهمعادلبافرکانسبرخورد۵۰۰مگاهرتزاست.آنتنپلاسمابااتصالمغزی هم محور بهحلقهمسیوهادیبیرونیآنبهجعبهفلزیتحریکشده،حلقهمسیسببایجاد میدان الکتریکی شدیدیمیان خود وجعبهمیشود و درنتیجهبیشترخطوطمیدانتبدیلبه موجسطحیشده و سبب تولید و حفظ پلاسما میشود[1].
شکل (2-2): ساختار آنتن پلاسمایی[1]
2-5آنتنهای پلاسمایی معمولی:
بهطورکلیآنتنهایپلاسمادونوعهستند: آنتنهاینیمهرسانایاهمانوضعیتساکن،مثلآنتنهایمدلو آنتنهایگازی،هردونوعاینآنتنهابرایاستفادهمناسبوقابلسوارشدندرمواضع معمول هستند.امّاآنتنهای نوعنیمهرساناووضعیتساکنموردتوجه واقبال بیشتری هستند.چراکهازساختارفشردهتریبرخورداربودهوضمناً بخشهایمتحرکندارند.همین ویژگیآنهارابرایاستفادهدر نسلجدیدیازwi-fiهای مافوقسریعمعروفبهwi-Gig جذابوپرکشش میسازد. ذکر این نکته خالیازلطفنیستکهاوجعملکردسرعتfi-wiهایموجوددر۵۴مگابایتداده بر ثانیهخلاصهمیشود،درحالیکهانتظارمیرودنسلجدیدمافوقسریعGig-wiاستانداردمرزهایبالاتر ی را تا 7گیگابایت برثانیهتجربهکند.اینهمانسرعتکافیبرایدانلودکردنیکبرنامه تلویزیونیدرظرف چندثانیهمحسوبمیشود.هرچندسامانهوایگیگنیازمندبسامدهای امواجرادیوییبالاترحدود60گیگاهرتزاست،که درمقاممقایسهبیشترازدامنه۴/ ۲گیگاهرتزیمورداستفادهازوایفایمعمولبهشمارمیرود.نکتهمهمیکهبایدموردتوجه قرارداد ایناست کهسیگنالهایرادیوییدرچنین بسامدهایی بهسرعتپراکندهو ازهمپاشیده میشوند.مگرآنکهسفتوسختمتمرکز شوند واین همان جایی است کهفناوریجدیدآنتن پلاسمائی سیلیکونی به صحنه میآید[17].
2-6 آنتنهای پلاسمائی سیلیکونی:
اینآنتنهایجدیدازهزاراندیودواقعروییکتراشهسیلیکونیتشکیلشدهاند. زمانیکهآنتنفعالشود،هریک ازدیودهابهتولیدابریازالکترونهایاهمانپلاسماباپهنایتقریبییک دهممیلیمترمیپردازد.نکتهجالباینجاستکهدرحضورچگالیبهقدرکافیبالاییازالکترونها هریکازابرهایا الکترون همانندیکآینهقادربهمنعکسساختنامواجرادیوییپربسامدخواهندبود. ویژگیدیگراین فناوری پلاسمایی به نحوۀ فعالیت و عملکرد دیودها و شکل ناحیهبازتابگرکه میتواندجهتمتمرکزساختنو هدایتشعاعیازامواجرادیوییتغییریابد[17].
2-7 کاربرد آنتنهای پلاسمائی
علیرغم آنکه درآنتنهای پلاسمایی نسبت به آنتنهای فلزی بایستی تجهیزاتی برای ایجاد و حفظ یونیزاسیونفراهمکنیم وهمچنین پیچیدگی طراحی آن بسیار زیاداست، این آنتنها دارای ویژگی مهمی هستند.از مزایای این آنتنها نسبت به نوع فلزی آن میتوان به بهرۀ بالا، نویز کم، وزن کوچکتر،کنترلپذیری الکترونیکی وسریع، پهنای باند بزرگتر و قابلیت اختفا در برابر امواج راداری با استفاده از قابلیت خاموش و روشن کردن سریع پلاسما اشاره کرد. به اعتقاد کارشناسان یکی از مزیتهای آنتنهای جدید پلاسمایی قطع و اندازه کوچک آن است که برای سوار شدن داخل یک گوشی تلفن همراه کفایت میکند. از طرفی باید توجه داشت که بسامدهای بالاتر به مفهوم طول موجهای کوتاهتر و از اینرو آنتنهای کوچکتر است واین مزیتی است که آنتنهای پلاسمایی سیلیکونی از آن بهره میبرند.در واقع این آنتنها در مقیاسهای کوچکتر ارزانتر تمام میشوند، زیرا که سیلیکون کمتری مورد نیاز خواهد بود. طراحان این فناوریبیسیم پلاسمایی ادعا میکنند، آنتنهای جدید هیچگونه موارد سلامت محور را مطرح نمیکنند و تحت پوشش استانداردهای ایمنی موجود قرار گرفتهاند. در واقع شعاع باریک و متمرکز حاصل از محیط پلاسمایی به معنای آن است که در مقایسه با آنتنهای همهسویی موجود از وضعیت سرریز تشعشع کمتری برخوردارند، از دیگر امتیازات آنتن جدید آن است که با بالا رفتن سرعت وای فای، آنتنهای پلاسمایی میتوانند امکان مطرح شدن خودروهایی با سامانههای رادار مینیاتوری کم هزینه را فراهم کنند که به نوبه خود رانندگان را در امری مثل اجتناب از وقوع تصادف یاری خواهد کرد. در واقع طول موجهای میلیمتری آنها میتوانند برای تامین دید لازم وکافی رانندگان رادر شرایط خاص آب و هوایی همانند مه یا باران مورد استفاده واقع شوند. علاوه براین نوع دیگری ازاینگونه آنتنها میتواند به امرشنیدن همزمان دادهای به روز شده حول محور ترافیک و اوضاع جادهها کمک کند، درحقیقت طولموجهای کوچک آنتنهای پلاسمایی درحکم چشم وگوش رانندگان در شرایط نامساعد محسوب میشود[17].
فصل 3
گسیل از ویژهمدهای جایگزیده در مدل آنتن
3-1 مقدمه
در این فصل به بررسی گسیل امواج الکترومغناطیسی از ویژهمدهای جایگزیده لانگمیر با استفاده از مدل آنتن میپردازیم. و به طور خاص برای بستههای موج لانگمیر برانگیخته که از مشاهدات تجربی اقتباس شدهاند. توان کل تشعشعی این ویژه مدها را در فرکانس گسیل پلاسمایی و هارمونیکهایش بدست میآوریم و در نهایت ارتباط توان گسیل شده را با پارامترهای پلاسمائی به طور عددی تجزیه وتحلیل خواهیم کرد.
3- 2 ساختار ویژهمدهای لانگمیر
همانطور که در فصل یک به طور مختصر بیان شد، مطالعات اولیهای که درمورد تشعشعات امواج الکترومغناطیسی از مدل آنتن انجام شد مربوط به تابش این امواج از بستههای موج در حال کولاپس بوده است. ولی بررسیها و مشاهدات اخیر که از یک سری از امواج لانگمیر با ساختار جایگزیدگی بالا موسوم بهها به عمل آمد، نشان داد که شدٌت این امواج جایگزیده در حدی نیست که کولاپس اتفاق بیافتد[15]. تجاپا[18]، ادعا کرد که رویدادهای ، مؤید کولاپس هستند، اما یک تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که کولاپس و بسیاری از فرایندهای جایگزیدگی در تشعشع امواج غیر محتمل هستند[27]. مشاهدات انجام شده از ساختار امواج لانگمیر در شفق قطبی این مطلب را تأیید نمود. در واقع نشان داده شد که هر موج جایگزیده میتواند امواج الکترومغناطیسی گسیل کند. بنابراین، این تحقیقات پایه و اساس مطالعات جدیدی شد که تابش امواج را به ویژه مدهای چاه چگالی نسبت دهد که شدتش به آستانه کولاپس نرسیده باشد . در همین راستااورگنو همکارانش [16]،با استفاده از مدل یک چاه چگالی سهموی توانستند ساختار ویژه مدهای لانگمیر را در حالت یک بعدی به دست آورند. و نشان دادند ساختار این ویژه مدها در باد خورشیدی با استفاده از چاه چگالی سهموی در یک بعد با شکل بستههای موج اندازهگیری شده توسط سفینههای فضایی و طیف نشان داده شده توسط آنها یکسان است. و نتایج تجربی و آزمایشگاهی نیز این یافتهها را تأیید می کند. آنها تحقیقات خود را برای تعیین ساختار ویژه مدهای لانگمیر با توزیع چاه چگالی به صورت شروع کردند. که در این رابطه توزیع اولیه چگالی الکترون و اختلال چگالی بهنجار شده نسبت به مقدار متوسط میباشد . در اینجا انحنای توزیع چاه چگالی است . در چارچوب مرجعی که با سرعت ثابت حرکت میکند، مستقل از است. بنابراین رابطه به شکل زیر ساده می شود.
(3-1)
همانطور که میدانیم معادلات جفت شده زاخاروف [19]، برهمکنش غیر خطی بین امواج لانگمیر و چاه چگالی را نشان میدهند. در معادلۀ اول زاخاروف تأثیرات توزیع چگالی روی تغییرات آهسته پوش میدانهای الکترواستاتیکی فرکانس بالا یعنیکه با رابطه پاشندگی توصیف میشود به صورت زیر نمایش داده میشود.
(3-2)
در رابطه بالا سرعت حرارتی الکترون به صورت (جرم الکترون)، فرکانس پلاسما اختلاف بین سرعت گروه و سرعت توزیع چگالی تعریف میشود. فرض میکنیم میدان پوش لانگمیر بصورت باشد[21]، که در اینجا حقیقی و و به ترتیب شیفت عدد موج و شیفت فرکانس میباشد، باجایگذاری و در رابطه (3-2) میتوانیم بخشهای حقیقی و موهومی رابطه بالا را به شکل زیر تفکیک کنیم.
(3-3)
(3-4)
با انتگرالگیری ازمعادله (3-4) که بخش موهومی معادله اول زاخاروف است میتوان شیفت عدد موج را به صورت پیدا کرد با قرار دادن مقدار در بخش حقیقی معادله اول زاخاروف رابطه زیر را برای تغییرات دامنه پوش موج لانگمیر بدست میآوریم.
(3-5)
که در عبارت بالا وبه صورت زیر تعریف می شوند:

پایان نامه درمورد تجزیه وتحلیل اطلاعات و عوامل جغرافیایی

ابزار گردآوری اطلاعات (فیش، جدول، نمونه‌برداری، و بانکهای اطلاعاتی و شبکه‌های کامپیوتری و ماهواره‌ای )
1-7-3. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS استفاده شده و برای تهیه نقشه های پهنه بندی و همپوشانی از نرم افزار GIS استفاده کردیم که در رابطه با تحقیق مورد نظر از روشهای توصیفی وتحلیلی استفاده می شود.
1-8. محدودیت ها و موانع تحقیق
Widget not in any sidebars

با توجه به اینکه این موضوع برای اولین بار در سطح کشور و استان کار شده است؛ دارای محدودیتهایی بوده که پژوهشگر را با مشکل مواجه می کند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
وجود اطلاعات کم در مورد بیماری MS در ارتباط با عناصر اقلیمی.
2-نبود آمار دقیق و جزء به جزء در مورد بیماران.
نداشتن اطلاعات دقیق بیماران در ارتباط با تاثیر اقلیم بر روی بیماری.
1-9. روش انجام تحقیق
با توجه که اطلاعات اندک بوده و بیشتر تحققیات انجام شده تاثیرات اقلیمی در مورد بیماری های دیگر به غیر از MS بوده تنها روش برای رسیدن به اهداف تحقیق تهیه پرسشنامه و نقشه های GIS در سطح استان بوده. که پس از خروجی گرفتن از نقشه در ارتباط با عناصر اقلیمی تاثیر هر عنصر را در سطح استان بررسی کرده و در نهایت به همپوشانی عناصر اقلیمی پرداخته تا بتوانیم تاثیر مهمترین را بر منطقه مورد نظر بررسی کنیم.

فصل دوم

2-1. تعریف MS
این بیماری مختص اعصاب مرکزی بوده ( مغز و نخاع ) و ایجاد لکه های سفید یا پلاکهای متعددی در مغز می کند.
2-2. رابطه عرض جغرافیایی با بیماری MS
عوامل جغرافیایی – بروز و شیوع ام اس از لحاظ جغرافیایی متفاوت است. مناطقی با فراوانی بالا در جهان (با شیوع 60 نفر در هر 100000 نفر یا بیشتر) شامل تمام اروپا (از جمله روسیه)، جنوب کانادا، ایالات متحده شمالی، زلاند نو و جنوب شرقی استرالیا می باشد. در بسیاری از این مناطق شیوع بیش از 100نفر در هر 100000 نفر است ; بالاترین میزان گزارش شده 300 نفر در هر 100000 در جزایر Orkney است. در ایالات متحده آمریکا، شیوع 100 نفر در هر 100000 نفر (0. 1 درصد) برای تعداد 250000 فرد مبتلا به ام اس است. این ناسازگاری جغرافیایی ممکن است تا حدی بر اساس اختلافات نژادی، جمعیتهای سفید پوست توضیح داده شود، به ویژه افرادی ازاروپای شمالی به نظر می رسند که مستعدترین افراد هستند و افرادی با اصلیت آسیایی، آفریقایی، ویا هندی آمریکایی کمترین خطررا دارند و بقیه افراد متوسط هستند.
همچنین یک باور گسترده از رابطه میان عرض جغرافیایی و ام اس، با خطر افزایش ابتلا به ام اس از جنوب به شمال وجود دارد. برای مثال در یک تحلیل از مطالعه سلامت پرستاران نسبت سرعت تنظیم شده برای ایالات متحده شمالی3. 5 و برای ردیف وسط نسبت به ردیف های جنوبی 2. 7 بود (اسلامی، 1374، ص2).
تصورمی شود افراد مهاجرازمنطقه با خطر بالا به منطقه با کم خطر پس از سن بلوغ خطر سابق خود را با خودشان دارند، در حالی که کسانی که در دوران کودکی مهاجرت کرده اند به نظر می رسد که خطری مرتبط با منطقه جدیدی دارند که به آن مهاجرت کرده اند.
با این حال، انجمن جهانی بین عرض جغرافیایی و خطر ابتلا به ام اس بر اساس یافته هایی از یک بررسی سیستماتیک و متا آنالیز مطالعات اپیدمیولوژیکی ام اس با چالش هایی مواجه می باشد.
قرار گرفتن در معرض نور خورشید بیشتر بین سنین 15-6 ( به طور متوسط ​​ 2 تا 3 ساعت یا بیشتر در روز در تابستان در آخر هفته ها یا تعطیلات) با کاهش خطر ام اس مرتبط است.
2-3. عناصر و عاملهای اقلیمی
در بررسی و مطالعه دانسته های اقلیمی باید بین عنصر و عامل اقلیمی تفاوت قایل شویم. دما، رطوبت، فشار و تابش خورشید، هر کدام یک عنصر اقلیمی تلقی می شود. تلفیق و آمیزه ای از این عناصر را که معرف یک حالت فیزیکی معین در اتمسر است مانندگرما، بارش و ابرناکی، نیز یک عنصر اقلیمی در نظر می گیرند. اما عامل اقلیمی عاملی است از قبیل ارتفاع، جهت و پوشش که به نحوی در فضای مورد مطالعه تاثیر داشته باشد.
گاهی یک عنصر اقلیمی میتواند عاملی برای عنصر دیگر باشد؛ مثلا دما برای رطوبت، رطوبت برای ابرناکی و ابرناکی برای تابش، عنصر اقلیمی به شمار میآیند. تشخیص کیفیت واقعی عوامل و عناصر یاد شده در سنجش یا دیدهبانی، به هدف بررسی و شیوه مطالعه بستگی دارد (کاویانیو علیجانی، 1383، ص27).
2-4. تابش آفتاب
آفتاب پرتویی الکترومغناطیسی است که از خورشید ساطع می شود. با اینکه حداکثر شدت تابش آفتاب در قسمت پرتو قابل رویت است ولی بیش از نیمی از انرژی حرارتی خورشید مربوط به پرتو فروقرمز است.

بیماران مبتلا و تجزیه وتحلیل

بحث و نتیجهگیری: مطالعه ما نشان داد بخش عمده واریانت هموگلوبین دی – پنجاب در ساری دارای منشاء یگانه می باشند و هاپلوتیپ نادر دیده شده احتمالا یا منشاء ژنتیکی متفاوتی دارد یا در اثر مکانیسم هایی از قبیل نوترکیبی ژنی به وجود آمده است
کلید واژه: هموگلوبین دی-پنجاب، هاپلوتیپ، PCR-RFLP، ساری
Widget not in any sidebars

فصل اول
مقدمه
1ـ1 بیان مسئله:
1ـ1ـ1 هموگلوبین
نام هموگلوبین از واژه هم و گلوبین گرفته شده است که هر واحد هموگلوبین دارای پروتئین گلوبولار با گروه هم است و هر گروه هم در برگیرنده یک اتم آهن است که می تواند با یک مولکول اکسیژن از طریق نیروی دو قطبی آهن ترکیب شود ( پروتز ،1960). این پروتئین که ناقل اکسیژن در خون است برای اولین بار توسط هانفیلد در سال 1840 کشف شد و همچنین برای اولین بار نقش هموگلوبین در خون توسط فیزیولوژیست فرانسوی کلود برنارد مشخص شد (هانفیلد 1840). عمومی ترین نوع هموگلوبین در پستانداران شامل چهار زیر واحد است . هموگلوبین مهمترین وفراوانترین پروتئین موجـود در گلبول های قرمز بوده و نقش اساسی در حمل ونقل اکسیژن ودی اکسیدکربن و پروتون دارد (پروتز،1960).
1ـ1ـ2 ساختمان هموگلوبین
مولکول هموگلوبین همانطورکه دربالا به آن اشاره شده شامل دو بخش میباشد:
بخش پروتئینی موسوم به گلوبین که دارای چهار زنجیره پلی پپتیدی می باشد (تترامر است).
بخش غیر پروتئینی موسوم به هِم (heme) که به آن گروه پروستتیک مولکول هموگلوبین می گویند(جنسن وفرانک 2009).مولکول هِم مسئول رنگ قرمز هموگلوبین و میوگلوبین است ویک اتم آهن دو ظرفیتی در مرکز آن قرار گرفته است. اگر اتم آهن دو ظرفیتی(Fe²+) به آهن سه ظرفیتی(Fe³+) اکسید شود، عملکرد مولکول از بین خواهد رفت(پین وهمکاران 1985). در مولکول هِم هر اتم آهن فرو قادر است 6 پیوند کئوردینانس(داتیو) برقرار سازد. چهار عدد از این پیوندها با اتم های نیتروژن موجود در حلقه پورفیرین برقرار می شود، که همگی در یک سطح قرار دارند. پیوندهای پنجم وششم نیز در بالا و پایین این سطح قرار دارند. پیوند پنجم بین آهن و نیتروژن یکی از اسیدهای آمینه گلوبین و پیوند ششم بین آهن و مولکول اکسیژن برقرار می شود. بدیهی است در صورتیکه هموگلوبین، اکسیژن خود را از دست بدهد، پیوند ششم وجود نخواهد داشت (لینبرگ وهمکاران،1998)( شکل 1-1). هر مولکول هِم قادر است یک مولکول اکسیژن را جابجا کند، لذا هر مولکول هموگلوبین توانایی حمل چهار مولکول اکسیژن را داراست ( لینبرگ وهمکاران،1998 ).

شکل1-1:زنجیره های گلوبین ومولکول هم درهموگلوبین انسانی (پروتز ،1960).
1ـ1ـ3 بیان تکوینی هموگلوبین
تجزیه وتحلیل هموگلوبین جنین انسان مشخص کردکه اساسا هموگلوبین جنینی ازیک هموگلوبین باتفاوت حرکت الکتروفورزی نسبت به هموگلوبین طبیعی تشکیل شده است که هموگلوبین جنینی یاHbF نامیده می شود. آنالیز متعاقب نشان داد کهHbF تترامری ازدوزنجیره -α گلوبین ودوزنجیره پلی پپتیدی دیگراست که توالی آن شبیه زنجیره-β گلوبین بوده وگاما(γ) نامیده می شود.HbF حدود50 درصدازهموگلوبین خون بالغین طبیعی راتشکیل می دهد(بوسالیس وهمکاران ،2011).
ژن های گلوبین انسانی در دو دوره زمانی توسعه می یابد. از دوره رویانی(ε) تادوره نوزادی(γ) و از دوره نوزادی(γ) تادوره بلوغ گلوبین می باشد.
فعال شدن هموگلوبین جنینی(HbF) دربزرگسالان یکی ازاستراتژی های موثربرای درمان بیماری سلول داسی شکل وبتاتالاسمی است که به عنوان افزایش سطح هموگلوبین جنینی بابهبود علائم دربیماران مبتلابه هموگلوبینوپاتی همراه است.
درانسان سالم هشت نوع مختلف ازهموگلوبین درطی مراحل مختلف رویانی،نوزادی وبلوغ بیان می شود. (شکل 1-2) که این نشان دهنده مدل عمده ای از زیست شناسی تکاملی است که توسط تعویض وخاموش وروشن شدن ژن های مختلف گلوبین بیان می شوند(کاپیلینی وهمکاران ،2009).

شکل1-2: بیان هشت نوع مختلف هموگلوبین درطی مراحل مختلف رویانی، نوزاد ی وبلوغ ازهموگلوبین(کاپیلینی ،2009).
هموگلوبین بالغین (HbA) دارای دوزنجیره آلفاگلوبین و دو زنجیره بتاگلوبین (α2 β2) می باشد. HbA قبل ازهفته 8 تا 10 حاملگی قابل ردیابی نیست، ولی بعدازماه سوم حاملگی، 4 تا 13 درصدهموگلوبین، هموگلوبین از نوع HbA است درحالیکه هموگلوبین جنینی(HbF) دارای دوزنجیره آلفاگلوبین ودوزنجیره گاماگلوبین (α2 γ2) است. هموگلوبین جنینی ازاوایل دوره رویانی قابل مشاهده است و سنتزآن به طورسریع افزایش می یابد. بطوریکه درهفته هشتم حاملگی، حداقل 90 درصد هموگلوبین ازاین نوع می باشد ودرطی دوران جنینی و نوزادی به شکل غالب باقی می ماند(مانتووانی وهمکاران، 1988).
تغییر HbF به HbAدرهفته های اول زندگی اتفاق می افتد بطوریکه مقدار HbF تا ششمین ماه پس ازتولد به حدود 3% درصدکل هموگلوبین کاهش می یابد و پس ازیک سالگی به کمتراز 2 % می رسد. شروع اختلالات بتاتالاسمی معمولا تا هنگام جایگزینی تولید گلوبین بتا به جای گامایعنی چند ماه پس ازتولد آشکار نمی شود )مانتووانی وهمکاران، 1988).
بررسی هموگلوبین جنینی درمراحل اولیه بارداری نشانگر وجود چند فرم مختلف هموگلوبین رویانی، به نامهایHb گاورI ،Hb گاور IIپورتلند رانشان میدادکه درزمان های مختلف حاملگی درمقادیرمتفاوت تولیدمی شوند(نصیری، 1389). بررسی های بعدی نشان دادکه این هموگلوبین های متفاوت که درطی تکوین به طور موقتی تولید می شوند درحقیقت تترامرهایی ازترکیب های مختلف زنجیره های گلوبینα وشبه α ی زتا یاشبه β ی γ یا اپسیلون(ε) هستند(نصیری ، 1389) (جدول 1-1).

پایان نامه درباره تحلیل داده و بهترین روش


Widget not in any sidebars

شکل 4-3 جزئیات مرتبهی اول D1، دوم D2 ، سوم D3 و تقریب A3 از پروفایل نماینده مربوط به دمای ℃ 500

شکل 4-4 جزئیات مرتبهی اول D1، دوم D2 ، سوم D3 و تقریب A3 از پروفایل نماینده مربوط به دمای ℃ 600
آنچه که تحلیل اولیه دادهها نشان میدهد آن است که با افزایش دما میبایست اندازه ذرات بزرگتر شده باشد و یا بهتر است بگوییم جزئیات تصویر افزایش یافته است که این افزایش جزئیات بیانگر افزایش لبهها و نهایتا افزایش لبهها بیانگر عبور از مرز یک ذره است؛ در یک پروفایل که انبوهی کاتورهای ذرات را نیز داریم، این تغییرات با کاهش اندازه ذرات افزایش خواهد یافت. در زیر، به منظور درک بهتر، تحلیل دادهها با استفاده از نمودار رادار مورد بررسی قرار گرفته است.
4-2-6 تحلیل دادهها با استفاده از نمودار
جهت مقایسه نمایش صحیح از نحوهی تغییرات دادههای حاصل از اعمال تبدیلات موجک میبایست از نمودارهای تحلیلی مناسب استفاده نمود.
4-2-7 معرفی نمودارها
نمودار انباشته (Stack Chart) :
((از این نمودار برای نشان دادن اثر عنصرهای دادههای متعدد بر روی یک عنصر گرافیکی منفرد مورد استفاده قرار میگیرد. این نمودار با سه حالت انباشته کم، نزدیک و زیاد به مقدار واقعی نشان داده میشود. همچنین میتوان مقدار و حجم آن را در یک عنصر گرافیکی منفرد نشان داد)).
نمودار رادار:
((از این نمودار برای مقایسهی کل به کل و یا مقایسهی مقادیری که وابستگی به یکدیگر ندارند استفاده میشود)).
4-2-8 رسم نمودار دادههای مربوط به جزئیات
برای نشان داده نحوهی رفتار پروفایلهای سه تصویر در جزئیات از نمودار انباشته استفاده میکنیم:

شکل 4-5 مقایسه جزئیات مرتبه 1 تصاویر SEM لایههای نازک مگهمایت در دماهای ℃ 400، ℃ 500، ℃600

شکل 4-6 مقایسه جزئیاتمرتبه 2 تصاویرSEM لایههای نازک مگهمایت در دماهای ℃ 400،℃ 500،℃600

شکل 4-7 مقایسه جزئیات مرتبه 3 تصاویر SEM لایههای نازک مگهمایت در دماهای℃ 400،℃ 500،℃600
به وضوح دیده میشود که نمودار مربوط به دمای 600 درجه سانتیگراد بیشترین مقدار ضرائب موجک و بعد از آن بترتیب 500 و400 درجه سانتیگراد قرار دارند. اما میزان تغییرات ضرائب موجک در نمودار 400 درجه سانتیگراد بیشتر است. تنها این مسئله در صورتی ممکن است که اندازهی ذرات با افزایش دما بزرگتر شده باشد [29].
4-2-9 رسم نمودار تقریب مرتبه سوم
یکی از مقادیر خروجی از اعمال تبدیلات موجک تقریب سیگنال اصلی است، که نمایش جامعی از دادهها را به ما میدهد؛ البته این موضوع منوط به استفادهی صحیح از مرحله تجزیه و مرتبه تقریب آن است.
نمودار “رادار” بهترین روش نمایش تغییرات پروفایل دادههای تصاویر است که مقادیر نسبی را با یک نقطهی مرکزی میسنجد.

شکل 4-8 نمایش تغییرات پروفایل ضرایب موجک دادههای تصاویرلایههای نازک مگهمایت در دماهای℃ 400، ℃ 500، ℃600
آنچه که به وضوح دیده میشود ، بشترین “بازهی تغییرات ضرائب موجک” مربوط به تصویر با دمای400 درجه سانتیگراد، و سپس 500 درجه سانتیگراد و کمترین بازه تغییرات مربوط به 600 درجه سانتیگراد است. با توجه به شکل بالا هر چه نمودار به نقطه مرکزی رادار نزدیکتر شود جزئیات مربوط به سیگنال تصویر بیشتر شده و نموداری که بیشترین فاصله از مرکز رادار را دارد (نمودار400درجه سانتیگراد) دارای کمترین جزئیات سیگنال است. با افزایش دما میبایست اندازه ذرات بزرگتر شده باشد و یا بهتر است بگوییم جزئیات تصویر افزایش یافته است که این افزایش جزئیات بیانگر افزایش لبهها و نهایتا افزایش لبهها بیانگر عبور از مرز یک ذره است[29].
کاربردهایی هم که در رابطه با آن میتوان آورد اینکه در کشف و شناسایی نقایص (ترک) سیگنال ، تشخیص نقاط ناپیوستگی موجود در سیگنال ، تشخیص اصوات از فواصل بسیار دور از طریق بازیابی مولفههای فرکانسی مربوط به سیگنال میباشد. از جمله اهم کاربردهای آن میتوان به تشخیص اثر انگشت و شناسایی اشخاص و همچنین در کد گذاری دادهها جهت رمز گشایی از طریق فشرده سازی دادهها و بازیابی مولفه فرکانسی سیگنال در سیستمهای امنیتی اشاره کرد و حتی نیز نقش مهمی در اثر انگشت و تشخیص هویت افراد میتواند داشته باشد[30].

پایان نامه ارشد درمورد تحلیل داده و بهترین روش

شکل 4-3 جزئیات مرتبهی اول D1، دوم D2 ، سوم D3 و تقریب A3 از پروفایل نماینده مربوط به دمای ℃ 500

شکل 4-4 جزئیات مرتبهی اول D1، دوم D2 ، سوم D3 و تقریب A3 از پروفایل نماینده مربوط به دمای ℃ 600
Widget not in any sidebars

آنچه که تحلیل اولیه دادهها نشان میدهد آن است که با افزایش دما میبایست اندازه ذرات بزرگتر شده باشد و یا بهتر است بگوییم جزئیات تصویر افزایش یافته است که این افزایش جزئیات بیانگر افزایش لبهها و نهایتا افزایش لبهها بیانگر عبور از مرز یک ذره است؛ در یک پروفایل که انبوهی کاتورهای ذرات را نیز داریم، این تغییرات با کاهش اندازه ذرات افزایش خواهد یافت. در زیر، به منظور درک بهتر، تحلیل دادهها با استفاده از نمودار رادار مورد بررسی قرار گرفته است.
4-2-6 تحلیل دادهها با استفاده از نمودار
جهت مقایسه نمایش صحیح از نحوهی تغییرات دادههای حاصل از اعمال تبدیلات موجک میبایست از نمودارهای تحلیلی مناسب استفاده نمود.
4-2-7 معرفی نمودارها
نمودار انباشته (Stack Chart) :
((از این نمودار برای نشان دادن اثر عنصرهای دادههای متعدد بر روی یک عنصر گرافیکی منفرد مورد استفاده قرار میگیرد. این نمودار با سه حالت انباشته کم، نزدیک و زیاد به مقدار واقعی نشان داده میشود. همچنین میتوان مقدار و حجم آن را در یک عنصر گرافیکی منفرد نشان داد)).
نمودار رادار:
((از این نمودار برای مقایسهی کل به کل و یا مقایسهی مقادیری که وابستگی به یکدیگر ندارند استفاده میشود)).
4-2-8 رسم نمودار دادههای مربوط به جزئیات
برای نشان داده نحوهی رفتار پروفایلهای سه تصویر در جزئیات از نمودار انباشته استفاده میکنیم:

شکل 4-5 مقایسه جزئیات مرتبه 1 تصاویر SEM لایههای نازک مگهمایت در دماهای ℃ 400، ℃ 500، ℃600

شکل 4-6 مقایسه جزئیاتمرتبه 2 تصاویرSEM لایههای نازک مگهمایت در دماهای ℃ 400،℃ 500،℃600

شکل 4-7 مقایسه جزئیات مرتبه 3 تصاویر SEM لایههای نازک مگهمایت در دماهای℃ 400،℃ 500،℃600
به وضوح دیده میشود که نمودار مربوط به دمای 600 درجه سانتیگراد بیشترین مقدار ضرائب موجک و بعد از آن بترتیب 500 و400 درجه سانتیگراد قرار دارند. اما میزان تغییرات ضرائب موجک در نمودار 400 درجه سانتیگراد بیشتر است. تنها این مسئله در صورتی ممکن است که اندازهی ذرات با افزایش دما بزرگتر شده باشد [29].
4-2-9 رسم نمودار تقریب مرتبه سوم
یکی از مقادیر خروجی از اعمال تبدیلات موجک تقریب سیگنال اصلی است، که نمایش جامعی از دادهها را به ما میدهد؛ البته این موضوع منوط به استفادهی صحیح از مرحله تجزیه و مرتبه تقریب آن است.
نمودار “رادار” بهترین روش نمایش تغییرات پروفایل دادههای تصاویر است که مقادیر نسبی را با یک نقطهی مرکزی میسنجد.

تحلیل داده و بهترین روش

شکل 4-3 جزئیات مرتبهی اول D1، دوم D2 ، سوم D3 و تقریب A3 از پروفایل نماینده مربوط به دمای ℃ 500

شکل 4-4 جزئیات مرتبهی اول D1، دوم D2 ، سوم D3 و تقریب A3 از پروفایل نماینده مربوط به دمای ℃ 600
آنچه که تحلیل اولیه دادهها نشان میدهد آن است که با افزایش دما میبایست اندازه ذرات بزرگتر شده باشد و یا بهتر است بگوییم جزئیات تصویر افزایش یافته است که این افزایش جزئیات بیانگر افزایش لبهها و نهایتا افزایش لبهها بیانگر عبور از مرز یک ذره است؛ در یک پروفایل که انبوهی کاتورهای ذرات را نیز داریم، این تغییرات با کاهش اندازه ذرات افزایش خواهد یافت. در زیر، به منظور درک بهتر، تحلیل دادهها با استفاده از نمودار رادار مورد بررسی قرار گرفته است.
4-2-6 تحلیل دادهها با استفاده از نمودار
جهت مقایسه نمایش صحیح از نحوهی تغییرات دادههای حاصل از اعمال تبدیلات موجک میبایست از نمودارهای تحلیلی مناسب استفاده نمود.
4-2-7 معرفی نمودارها
Widget not in any sidebars

نمودار انباشته (Stack Chart) :
((از این نمودار برای نشان دادن اثر عنصرهای دادههای متعدد بر روی یک عنصر گرافیکی منفرد مورد استفاده قرار میگیرد. این نمودار با سه حالت انباشته کم، نزدیک و زیاد به مقدار واقعی نشان داده میشود. همچنین میتوان مقدار و حجم آن را در یک عنصر گرافیکی منفرد نشان داد)).
نمودار رادار:
((از این نمودار برای مقایسهی کل به کل و یا مقایسهی مقادیری که وابستگی به یکدیگر ندارند استفاده میشود)).
4-2-8 رسم نمودار دادههای مربوط به جزئیات
برای نشان داده نحوهی رفتار پروفایلهای سه تصویر در جزئیات از نمودار انباشته استفاده میکنیم:

شکل 4-5 مقایسه جزئیات مرتبه 1 تصاویر SEM لایههای نازک مگهمایت در دماهای ℃ 400، ℃ 500، ℃600

شکل 4-6 مقایسه جزئیاتمرتبه 2 تصاویرSEM لایههای نازک مگهمایت در دماهای ℃ 400،℃ 500،℃600

شکل 4-7 مقایسه جزئیات مرتبه 3 تصاویر SEM لایههای نازک مگهمایت در دماهای℃ 400،℃ 500،℃600
به وضوح دیده میشود که نمودار مربوط به دمای 600 درجه سانتیگراد بیشترین مقدار ضرائب موجک و بعد از آن بترتیب 500 و400 درجه سانتیگراد قرار دارند. اما میزان تغییرات ضرائب موجک در نمودار 400 درجه سانتیگراد بیشتر است. تنها این مسئله در صورتی ممکن است که اندازهی ذرات با افزایش دما بزرگتر شده باشد [29].
4-2-9 رسم نمودار تقریب مرتبه سوم
یکی از مقادیر خروجی از اعمال تبدیلات موجک تقریب سیگنال اصلی است، که نمایش جامعی از دادهها را به ما میدهد؛ البته این موضوع منوط به استفادهی صحیح از مرحله تجزیه و مرتبه تقریب آن است.
نمودار “رادار” بهترین روش نمایش تغییرات پروفایل دادههای تصاویر است که مقادیر نسبی را با یک نقطهی مرکزی میسنجد.

شکل 4-8 نمایش تغییرات پروفایل ضرایب موجک دادههای تصاویرلایههای نازک مگهمایت در دماهای℃ 400، ℃ 500، ℃600
آنچه که به وضوح دیده میشود ، بشترین “بازهی تغییرات ضرائب موجک” مربوط به تصویر با دمای400 درجه سانتیگراد، و سپس 500 درجه سانتیگراد و کمترین بازه تغییرات مربوط به 600 درجه سانتیگراد است. با توجه به شکل بالا هر چه نمودار به نقطه مرکزی رادار نزدیکتر شود جزئیات مربوط به سیگنال تصویر بیشتر شده و نموداری که بیشترین فاصله از مرکز رادار را دارد (نمودار400درجه سانتیگراد) دارای کمترین جزئیات سیگنال است. با افزایش دما میبایست اندازه ذرات بزرگتر شده باشد و یا بهتر است بگوییم جزئیات تصویر افزایش یافته است که این افزایش جزئیات بیانگر افزایش لبهها و نهایتا افزایش لبهها بیانگر عبور از مرز یک ذره است[29].
کاربردهایی هم که در رابطه با آن میتوان آورد اینکه در کشف و شناسایی نقایص (ترک) سیگنال ، تشخیص نقاط ناپیوستگی موجود در سیگنال ، تشخیص اصوات از فواصل بسیار دور از طریق بازیابی مولفههای فرکانسی مربوط به سیگنال میباشد. از جمله اهم کاربردهای آن میتوان به تشخیص اثر انگشت و شناسایی اشخاص و همچنین در کد گذاری دادهها جهت رمز گشایی از طریق فشرده سازی دادهها و بازیابی مولفه فرکانسی سیگنال در سیستمهای امنیتی اشاره کرد و حتی نیز نقش مهمی در اثر انگشت و تشخیص هویت افراد میتواند داشته باشد[30].

پایان نامه درباره آنالیز واریانس و تحلیل آماری


Widget not in any sidebars
3-3-آزمونها
3-3-1- اندازه گیری ضخامت فیلم
برای تعیین ضخامت فیلمها از ریز سنج دیجیتالی(Digimaticindicato) مدل Mitutoyo ID-F 125E ساخت کشور ژاپن با دقت 001/0 استفاده شد .. اندازهگیری در 5 نقطه مختلف فیلم به صورت یکی در مرکز و چهار اندازهگیری در طرف فیلم انجام گرفت و سپس از آنها میانگین گرفته شد.
3-3-2- اندازه گیری خواص مکانیکی
استحکام کششی (δt)، ازدیاد طول (tε)و مدول یانگ (E) فیلم ها طبق استاندارد ASTM D882-91 و با دستگاه TVT-300XP ساخته شده در کشور سوئد اندازه گیری شد. ابتدا نمونه ها به مدت 24 ساعت در رطوبت نسبی 55 % واجد شرایط شدند و سپس سه نمونه از هر کدام از فیلمها به شکل دمبلی با ابعاد Cm 5/0×8 بریده شد و در بین دو فک دستگاه قرار گرفت. فاصله اولیه بین دو mm50 و mm/min 5 تعیین و داده ها توسط یک رایانه ثبت گردید.
شکل 6-3- دستگاه تست مکانیکی مدل TVT-300XP ساخته شده در TEXVOl سوئد
3-3-3- میکروسکوپ الکترونی روبشی گسیل میدان FE-SEM
برای مطالعه سطح شکست فیلم های PLA ، از میکروسکوپ FE-SEM استفاده گردید. ابتدا نمونهها به وسیله نیتروژن مایع شکسته شدندو سپس سطح شکست آنها به وسیله ذرات پلاتینوم/ پالادیوم اندود شدند پس و در ولتاژ kV 5 تصاویری عمود بر سطح شکست نمونه ها تهیه گردید. عکسهای گرفته شده با بزرگنمایی 10000 تا 100000 برابر گرفته شد. میکروسکوپ مورد نظر مدلMira 3-XMU ساخت کشور جمهوری چک است.
شکل 3-7 میکروسکوپ الکترونی روبشی گسیل میدان FE-SEM
3-3-4-رنگ سنجی
برای اندازه‌گیری فاکتور‌های رنگ نمونه‌ها از دستگاه اسپکتروفوتومتر Sheen ساخت کشور آمریکا مجهز به منبع نوری D65 و مشاهده کننده استاندارد 10 درجه استفاده شد. طیف‌های ساطع شده از این دستگاه در محدوده 700 – 400 نانومتر (نورمرئی) می‌باشد. داده‌های این دستگاه براساس استاندارد ]7[ ASTM 2244و درغالب سیستم CIE L* a* b* ارائه می‌شود. سیستم CIELAB یک فضای رنگی سه بعدی است که در آن فاکتور L* براقیت نمونه‌ها را نشان می‌دهد و از 0 تا 100 متغیر است. حداکثر براقیت در این سیستم 100 می‌باشد که نشان دهنده رنگ سفید است و حداقل براقیت صفر است که بیانگر تیرگی نمونه‌ها می‌باشد. فاکتورهای بعدی a*و b*هستند که هر کدام به ترتیب در امتداد محور X ها از قرمزی (+a) تا سبزی (-a) و در امتداد محور Y ها از زردی (+b) تا آبی بودن (-b) را نشان می‌دهند.
اختلاف رنگ کلی L*Δ، فاکتور زردی (Yellow index, YI)و فاکتور سفیدی (White index, WI) نیز به فرمول زیر محاسبه شدند: (Abolghasemi Fakhri و همکاران ، 2012)
ΔE*=
YI*=
3-3-5- زاویه تماس
برای اندازهگیری زاویه تماس از روش قطره چسبنده که یک روش رایج در تعیین ویژگی ترشوندگی سطوح جامد میباشد استفاده شد. 5/2 میکرولیتر آب مقطر به صورت یک قطره بر روی سطح نمونه ها قرار داده شد. زاویه تماس قطره آب با سطح نمونهها توسط دستگاه زاویه سنج مدل PG-X ساخت کشور سوئیس اندازهگیری شد. در این تحقیق نیز زاویه تماس دینامیک قطره آب با سطح فیلم در مدت 12 ثانیه و با 3 تکرار در هر تیمار محاسبه گردید.
3-3-6-تحلیل آماری
تجزیه و تحلیل دادههای مکانیکی با استفاده از نرم افزار آماریSPSS در قالب آنالیز واریانس یک طرفه انجام شد و در نهایت مقایسه و گروهبندی میانگینها به کمک آزمون دانکن در سطح اطمینان 95% انجام گرفت.
فصل چهار
نتایج
فصل چهارم
4- نتایج
1-4- اندازهگیری ضخامت
ضخامت نمونه های ساخته شده از 5 نقطه فیلم ساخته شده گرفته شد و از آنها میانگین گرفته شد . میانگین ضخامت نمونهها در جدول 1-4 آورده شده است.
جدول 1-4- میانگین ضخامت نمونهها