منبع تحقیق درباره تامین مالی، ارزش دفتری، سرمایه در گردش

(نرخ مالیات– 1 ) EBIT = NOPAT
افزایش در ذخایر معادل سرمایه که در جهت حذف اثر ثبت‌های غیر نقدی حسابداری محاسبه می‌شوندNOPAT را به معیار بسیار واقعی برای اندازه گیری بازده نقدی ایجاد شده برای سرمایه گذاران در اثر فعالیت‌های مستمر تبدیل می‌کنند. نحوه محاسبه آن در بخش‌های بعدی توضیح داده می‌شود.
در محاسبه NOPAT در بخش غیر نقدی حسابداری یک استثناء وجود دارد و آن استهلاک می‌باشد برای رسیدن به NOPAT هزینه استهلاک باید از درآمدهای عملیاتی کسر گردد زیرا این هزینه قابل قبول مالیاتی است و دارایی‌های مصرف شده در عملیات شرکت می‌بایستی قبل از کسر بازده سرمایه‌گذاری توسط سرمایه گـذاران جایگزین.

2-4-4-5-5- تعریف نرخ بازده سرمایه (r ) و نحوه محاسبه آن
این نرخ، بهره‌وری سرمایه به‌کار گرفته شده را بدون توجه به روش تامین مالی و فارغ از انحرافات حسابداری که از ثبت‌های تعهدی، مفهوم محافظه‌کاری و عدم احتساب تلاش‌های ناموفق به سرمایه ناشی می‌شوند، اندازه‌گیری می‌نماید. این نرخ ممکن است به‌طور مستقیم با نرخ هزینه سرمایه شرکت مقایسه شود تا خلق یا از بین رفتن ارزش در شرکت مشخص گردد. نرخ بازده سرمایه می‌تواند براساس رویکرد عملیاتی یا رویکرد تامین مالی محاسبه شود (غلامی کلوری، 1387، 49).
1- محاسبه بر اساس رویکرد تامین مالی: اجزای تشکیل دهنده نرخ بازده سرمایه NOPAT وCAPITAL هستند که نحوه محاسبه آن‌ها بر اساس رویکرد تامین مالی به شرح جدول زیر است:

(جدول 2-1): نحوه محاسبه اجزای نرخ بازده سرمایه بر اساس رویکرد مالی

NOPAT
CAPITAL
سود حسابداری (سود خالص)
سود سهام ممتاز
سهم سود سهامداران اقلیت
هزینه بهره بعد از مالیات
افزایش در معادل‌های سرمایه
سهام عادی
سهام ممتاز
حقوق اقلیت
بدهی‌های بهره‌دار
مانده معادل‌های سرمایه

برای محاسبه نرخ بازده سرمایه براساس رویکرد تامین مالی مراحل زیر بایست مدنظر قرار گیرد:
مرحله اول)حذف اثرات بدهی‌ها:دراین مرحله تمامی بدهی‌های بهره‌دارو ارزش فعلی اجاره‌های سرمایه‌ای نشده، به حقوق صاحبان سهام وهزینه بهره این بدهی‌ها شامل بهره منظور شده در اجاره‌ها پس از کسر صرفه جویی مالیاتی ناشی از این هزینه‌ها، به سود حسابداری اضافه می‌شود.
مرحله دوم) حذف اثرات سایر انحرافات مالی: برای بهبود نرخ بازده، حذف سایر انحرافات مالی ضروری است در این مرحله سرمایه تامین شده بوسیله سهامداران ممتاز و سرمایه‌گذاران اقلیت به CAPITAL و سود تخصیص‌یافته به این تامین‌کنندگان به NOPAT اضافه می‌شود.
مرحله سوم) حذف انحرافات حسابداری:در این مرحله، اثر انحرافات حسابداری از طریق اضافه کردن ذخایر معادل سرمایه به CAPITAL و اضافه کردن تغییرات دوره‌ای آنها به NOPAT حذف می‌شود. در زیر تعدیل‌های سرمایه جهت محاسبهNOPAT و CAPITAL آمده است:
2- محاسبه بر اساس رویکرد عملیاتی: در رویکرد عملیاتی، CAPITAL عبارت از جمع خالص سرمایه در گردش، خالص دارایی‌های ثابت و سایر دارایی‌ها می‌باشد.
خالص سرمایه در گردش از طریق کسربدهی‌های جاری بدون بهره از دارایی‌های جاری به‌دست می‌آید. بدهی‌های جاری بدون بهره در اصل به وجود آورنده یک منبع تامین مالی خود جوش در شرایط عادی فعالیت شرکت هستند به‌طوری که نیاز به یک سرمایه دایمی را برطرف می‌کنند دلیل عدم احتساب آن‌ها درCAPITAL این است که هزینه‌های تامین مالی وجوه پرداختی به فروشندگان و کارکنان که معمولاً با تاخیر همراه است در بهای تمام شده کالای فروش‌رفته منظور شده‌اند و نباید به‌واسطه حذف آن‌ها از درآمد چیزی کسب گردد. خالص دارایی‌های ثابت، شامل‌خالص اموال، ماشین‌آلات ‌و تجهیزات، سرقفلی و سایر دارایی‌های بلندمدتی می‌باشد که برای تداوم عملیات شرکت لازم هستند.
برای به‌دست آوردن CAPITAL، انجام پاره‌ای تعدیلات روی دارایی‌ها به‌خاطر وجود ذخایر معادل سرمایه ضروری است که عبارت‌انداست از اضافه کردن ذخیره LIFO به موجودی‌ها، اضافه کردن ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول به دریافتنی‌ها، اضافه کردن استهلاک انباشته سرقفلی به سرقفلی، اضافه کردن مانده دارایی‌های نامشهود سرمایه‌ای شده به خالص دارایی‌های ثابت و غیره. همچنین اگر ارزش فعلی اجاره‌های سرمایه‌ای نشده به‌عنوان معادل بدهی درنظر گرفته شود، این مورد نیز می‌بایست به‌عنوان معادل خالص دارایی ثابت درنظر گرفته شود.

جدول(2-2): تعدیلات مورد نیاز محاسبه نرخ سرمایه بر اساس رویکر تامین مالی
تعدیلات لازم در خصوص NOPAT
تعدیلات لازم در خصوص CAPITAL
افزایش در ذخیره مالیات
افزایش در ذخیره کاهش ارزش موجودی‌ها
افزایش در ذخیره کاهش ارزش سرمایه گذاری‌ها
افزایش ذخیره مطالبات مشکوک الوصول
افزایش ذخیره مزایای پایان خدمت
افزایش ذخیره هزینه تحقق یافته پرداخت نشده
هزینه استهلاک سرقفلی
افزایش ذخیره Lifo
افزایش دارایی‌های نامشهود سرمایه‌ای شده
ذخیره مالیات
ذخیره کاهش ارزش موجودی‌ها
ذخیره کاهش ارزش سرمایه گذاری‌ها
ذخیره مطالبات مشکوک الوصول
ذخیره مزایای پایان خدمت
ذخیره هزینه تحقق یافته پرداخت نشده
استهلاک انباشته سرقفلی
ذخیره Lifo
خالص دارایی‌های نامشهود سرمایه‌ای شده
سرقفلی ثبت نشده

4-2-4-6- تعدیلات ارزش افزوده اقتصادی
موضوع اصلی به کارگیری EVA، تعدیلاتی است که روی تعدادی از متغیرهای حسابداری از جمله سود حسابداری و سرمایه حسابداری انجام می‌شود و آن‌ها را به سود اقتصادی و سرمایه اقتصادی تبدیل می‌کند. استوارت در سال 1991 بیان کرد که درآمدهایی مانند سود هر سهم و بازده سهام و… معیارهای ارزیابی گمراه کننده‌ای هستند زیرا حسابداران به دلیل رعایت جنبه‌های احتیاطی در محاسبه سود، پاره‌ای از هزینه‌ها را بیش از حد معمول محاسبه و گزارش می‌نمایند بنابراین برای رفع نارسایی‌های موجود در گزارشگری مالی مبتنی بر GAAPپاره ای از تعدیلات را پیشنهاد کرد تا بتوان EVA قابل اتکاتری را محاسبه نمود.
استوارت فقط تعدیلاتی را پیشنهاد می‌کند که از عهده 4 آزمون زیر برآیند:
آیا تعدیل مورد نظر می‌تواند اثر بااهمیتی بر EVA داشته باشد؟
آیا با استفاده از آن تعدیل، مدیران می‌توانند بر نتایج تاثیرگذار باشند؟
آیا تعدیل مورد نظر به سادگی برای افراد قابل درک است؟
سهولت در تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری.
یانگ و اوبراین تعدیلات حسابداری مهم را به شرح زیر لیست کرده‌اند: حسابداری کوشش‌های موفق، هزینه تحقیق وتوسعه، مالیات معوقه، منابع مطالبات مشکوک‌الوصول و ضمانتنامه ها، ذخیره LIfO، استهلاک سرقفلی، اجاره عملیاتی، حسابداری مخارج سرمایه‌ای و مخارج بازسازی. این معادل‌ها، ارزش دفتری حسابداری حقوق صاحبان سهام را به ارزش دفتری اقتصادی تبدیل می‌کنند. نتایج حاصل از انجام تعدیلات حسابداری عبارتند از (ایزدی نیا، 1384).
آثار نامناسب احتیاط‌های حسابداری برای ارقام سود و سرمایه حذف می‌شود.
نرخ حسابداری بازدهی سرمایه به نرخ اقتصادی و واقعی نزدیک می‌شود.
قابلیت پاسخ گویی واحد تجاری در مقابل سهامداران بهبود می‌یابد.
توانایی مدیران در مدیریت سود محدود و انگیزه آنان کاهش می‌یابد.
پاره‌ای از اقلام سرمایه که به سودوزیان منظور شده به ترازنامه باز می‌گردد.
EVA وFCF سال جاری، مقیاس برتری برای ارزیابی عملکرد فراهم می‌سازد.
در زیر توضیح مختصری از تعدیلات حسابداری ارائه گردیده است:
1- هزینه یابی کامل در مقابل کوشش‌های موفقیت آمیز: شرکت‌هایی که روش حسابداری کوشش‌های موفقیت‌آمیز را به کار می‌برند بایستی مجدداً صورت‌های مالی خود را به روش هزینه یابی کامل تنظیم کنند چرا که بخشی از سرمایه‌ای که برای تولید محصولات موفق صرف می‌شود ناشی از سرمایه گذاری در تولید ناموفق است لذا کلیه هزینه‌هایی که در روش کوشش‌های موفقیت آمیز به هزینه منظور می‌گردد باید سرمایه‌ای گردد.
2- دارایی‌های نامشهود سرمایه‌ای: مخارج تحقیق و توسعه و هزینه آموزش و نظایر آن که از آن‌ها انتظار انتفاع آتی می‌رود بایستی سرمایه‌ای شده و در ترازنامه به عنوان یک معادل سرمایه به کار رود و در طول یک دوره معقول مستهلک شود. نتیجه سرمایه‌ای کردن و مستهلک کردن مخارج تحقیق و توسعه خالص دارایی‌های نامشهودی است که به عنوان ذخیره معادل سرمایه در نظر گرفته می‌شود. همچنین هزینه‌های بازاریابی و توسعه محصول جدید که موجب کسب سهم اولیه بازار محصول می‌شود باید سرمایه‌ای و در طول عمر مفید محصولات جدید مستهلک شود زیرا اگر استراتژی مدیریت موفقیت‌آمیز باشد انتظار می‌رود این پرداخت‌ها طی دوره زمانی بلند مدت انجام شوند.
3- استهلاک انباشته سرقفلی و سرقفلی ثبت نشده: اگر شرکتی، شرکت دیگر را از طریق خرید تحصیل کند در این صورت حسابداران معتقدند که سرقفلی در طول دوره‌ای که نباید بیش از 40 سال باشد مستهلک شود هزینه استهلاک سرقفلی موجب کاهش درآمد شرکت خواهد شد از دیدگاه استوارت چون هزینه مذکور یک هزینه غیرنقدی و غیرقابل قبول مالیاتی است باید آنرا به NOPAT برگشت داد و استهلاک انباشته سرقفلی را به حقوق صاحبان سهام اضافه کرد. حال اگر تحصیل یک شرکت از روش اتحاد منافع انجام پذیرد دارایی‌ها و بدهی‌های شرکت سرمایه پذیر به ارزش دفتری ثبت می‌شود به عبارتی سرقفلی شناسایی نمی‌شود در این روش تحصیل شرکت‌ها، برای محاسبه ارزش افزوده اقتصادی نیازی به تعدیل در NOPAT نیست اما براساس نظر استوارت به ارزش جاری دارایی‌ها نیاز داریم بنابراین سرقفلی ثبت نشده به ارزش دفتری سرمایه اضافه می‌شود تا تبدیل به سرمایه اقتصادی گردد.
4- ذخیره اولین صادره از آخرین وارده(LIFO): ذخیره LIFO، تفاوت بین ارزش موجودی‌ها براساس روش FIFOو LIFO می‌باشد. این ذخیره بیانگر مبلغی است که براساس روش LIFO موجودی‌ها کمتر از واقع ارزیابی شده‌اند. اگر شرکت از روش LIFO استفاده کرده باشد، معمولاً این مبلغ در یادداشت‌های همراه صورت‌های مالی افشا می‌شود. با اضافه کردن ذخیره LIFO به CAPITAL به‌عنوان معادل سرمایه، مبنایارزشیابی موجودی‌ها از LIFO به FIFO تبدیل می‌شود که تخمین بهتری از بهای جایگزینی جاری موجودی‌ها می‌باشد. به‌علاوه، با اضافه کردن افزایش در ذخیره LIFO به‌NOPAT، در اثرافزایش موجودی‌ها سود تحقق‌یافته به درآمدها افزوده می‌شود.تغییرات دوره‌ای در ذخیره LIFO را می‌توان از طریق تفاوت بین بهای تمام شده کالای فروش رفته بر مبنای FIFO و LIFO به‌دست آورد.
5- ذخیره مالیات درآمدی معوقه: مالیات معوقه تفاوت بین مالیات واقعی پرداخت شده و مالیات‌های ثبت شده در دفاتر حسابداری می‌باشد از آنجایی که استوارت هزینه‌های غیر نقدی را
در تصمیم‌گیری سرمایه گذاری موثر می‌داند معتقد است که مالیات فقط زمانی هزینه محسوب می‌شود که پرداخت شود نه هنگامی که توسط حسابداران ثبت شود بنابراین با اضافه کردن افزایش طی 2سال به حساب سود،NOPAT فقط شامل مالیات واقعی پرداخت شده مورد نظر استوارت می‌گردد.
6- سایر ذخایر معادل سرمایه: ذخایراحتیاطی بیانگر ابهام در زمان واقعی دریافت‌ها و پرداخت‌های نقدی می‌باشند. ذخیره‌های مطالبات مشکوک‌الوصول، نابابی‌ موجودی‌ها، تضمین کالاها و درآمد انتقالی به دوره‌های آتی باید به‌عنوان معادل سرمایه درنظر گرفته شوند به شرطی که به‌عنوان یک عملیات مستمر و متوالی درنظر گرفته شوند و متناسب با سطح فعالیت شرکت، رشد یابند، اگر آن‌ها بیشتر ماهیت ضمنی داشته باشند ممکن است از لحاظ کردن آن‌ها به‌عنوان معادل سرمایه صرف‌نظر شود.

2-5- بخش چهارم: تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری
مدیریت سرمایه در گردش حوزه‌ای مهم از مدیریت مالی را در بر می‌گیرد و ممکن است تاثیر با اهمیتی بر نقدینگی و سودآوری شرکت داشته باشد (شین و سوئنن، 1998). ابزار رایج اندازه‌گیری مدیریت سرمایه در گردش، چرخه تبدیل وجه نقد است . این

منبع تحقیق درباره سرمایه در گردش، مدیریت سرمایه، تامین مالی

باشد. ‌
7- سطح مالیات: معمولا شرکت در مورد مبلغ و زمان پرداخت مالیات چندان اختیاری ندارد برنامه ریزی مناسب شرکت در زمینه پرداخت این مالیات می‌تواند تا حدی مشکلات مالی آن‌ها را مرتفع نماید.
8- استهلاک: با توجه به این که هزینه استهلاک خروجی نقدی از شرکت محسوب نمی‌شود، نوعی تاثیر بر حجم سرمایه در گردش مورد نیاز دارد ولی این تاثیر غیرمستقیم است. استهلاک در مرحله اول بر بدهی مالیاتی و بر سود تقسیم نشده تاثیر می‌گذارد. نرخ بالای استهلاک موجب کاهش سود و مالیات است و سود نقدی را افزایش می‌دهد از طرف دیگر روش استهلاک، نتایج مالی دیگر هم دارد، اگر مخارج سرمایه‌ای (برای نگه‌داری) از استهلاک کمتر باشد موقعیت سرمایه درگردش تقویت می‌شود و نیاز به تامین مالی کوتاه مدت هم کمتر می‌شود به عکس اگر مخارج سرمایه‌ای از استهلاک بیشتر باشد، احتیاج به تامین مالی خارجی پیدا می‌شود و ممکن است سیاست تقسیم سود را هم تحت تاثیر قرار دهد به هر حال بین روش استهلاک و مبلغ استهلاک و برنامه ریزی سرمایه در گردش ارتباط وجود دارد.‌
9- تغییرات سطح قیمت: تاثیر تغییر سطح قیمت بر موقعیت سرمایه در گردش بسته به ماهیت فعالیت شرکت‌ها و جایگاهشان در بازار متفاوت است. اگر سطح قیمت‌ها بالا رود (تورم) نیاز به سرمایه در گردش بیشتر می‌شود در صورتی که شرکت بتواند متناسب با آن قیمت کالاهای خود را بالا ببرد تا حدودی جبران می‌شود.
10- شیوه‌های مدیریت عملیات و کارائی عملیاتی: عدم وجود هماهنگی بین خط مشی و اقدامات تولید و توزیع و فروش نیاز به نقدینگی را افزایش می‌دهد. همچنین عدم برخورداری از وسایل حمل‌و نقل و ارتباطات مناسب نیز بر نقدینگی مورد نیاز شرکت موثر است به طور کلی عملیات شرکت عامل موثری بر سرمایه در گردش است . ‌
2-2-3- سیستم جامع مدیریت سرمایه در گردش
هدف اصلی مدیریت سرمایه در گردش کسب نقدینگی مطلوب است. یعنی شرایطی که با مازاد نقدینگی یا کمبود نقدینگی غیر طبیعی مواجه نباشد. در نگاه کلی برای تحقق نقدینگی دو دسته شرایط و اقدامات قابل شناسایی است. دسته اول شرایط و الزاماتی است که به درون شرکت‌ها مربوط است و دسته دوم شرایط و الزاماتی که به عوامل محیطی مرتبط است . شکل شماره 2-1 نمایان گر شرایطی است که ذیلاً به شرح آن می‌پردازیم (طالبی، 1377).

2-2-3-1- شرایط درون شرکتی مدیریت سرمایه در گردش
1- تعیین حد مطلوب نقدینگی: وجوه کوتاه مدت شرکت همواره در دارایی‌های جاری سرمایه‌گذاری می‌شوند و این دارایی‌ها از یک طرف کم بازده و از طرف دیگر ضامن حفظ توان نقدینگی شرکت هستند. لذا اولین سئوالی که شرکت با آن مواجه بوده این است که حد بهینه و مطلوب این دارایی‌ها چیست و چگونه تعیین می‌شود ؟ به گونه‌ای که نه بیشتر از حد نیاز باشد و شرکت از راکد ماندن سرمایه متضرر شود و نه کمتر از حد باشد که شرکت مواجه با کمبود نقدینگی شود. ‌
2- سرمایه گذاری و تامین مالی کوتاه مدت: به هر حال تعیین حد مطلوب نقدینگی تنها یک مرحله کلی است آنچه که اهمیت دارد این است که شرکت‌ها بتوانند وجوه مازاد بر این حد مطلوب را در زمینه‌های کوتاه مدت سرمایه گذاری کنند و کمبود وجوه را از طریق مختلف تامین نمایند. ‌
3- مدیریت مطالبات و موجودی کالا: برای اداره نقدینگی شرکت شرط دیگر این است که شرکت بتواند خط مشی ها و اقدامات مناسبی در مواجه با مطالبات و موجودی کالا اتخاذ کند از جمله این که :
3-1- سیاست اعتباری شرکت مشخص باشد و به آن عمل کند به عبارت دیگر شرکت شرایط فروش به مشتریان مختلف و دادن اعتبار را مشخص کند. ‌
3-2- داشتن سیاست‌ها و روش‌های مناسبی برای نظارت بر حساب‌های دریافتنی و وصول مطالبات
3-3- در نگه‌داری موجودی کالا به گونه‌ای عمل کند که هدف سود آوری (به خصوص در شرایط تورمی) که منجر به نگه داری موجودی کالای اضافی می‌شود. لطمه‌ای به هدف نقدینگی وارد نکند. ‌
3-4- در پرداخت‌ها بابت خرید و سایر هزینه‌ها سیاست‌ها و روش هائی وجود داشته باشد که ضمن استفاده از فرصت‌های مربوط به این شیوه تامین مالی، جنبه اخلاق و انصاف نیز در برخورد با مدعیان جاری شرکت نیز رعایت شود (طالبی، 1377، 5). ‌
4- برنامه ریزی نقدینگی: برنامه‌ریزی نقدینگی شرکت اصلی‌ترین جزء و پوشش دهنده سایر اجزاء مدیریت سرمایه در گردش شناخته می‌شود که زمینه برخورد فعال در ابعاد فوق را فراهم می‌کند. به عبارت دیگر در صورتی که شرکت حد مطلوب نقدینگی را تعیین کند، و در زمینه تامین مالی کوتاه مدت و سرمایه گذاری کوتاه مدت مطالبات و موجودی کالا هم فعال عمل کند ولی برنامه ریزی نقدینگی دوره‌ای انجام ندهد، مدیریت سرمایه در گردش با نواقص و کاستی‌های جدی مواجه می‌شود (طالبی، 1377، 6). ‌

2-2-3-2- شرایط و الزامات محیطی سرمایه در گردش
1- ضرورت وجود نهادهایی که به شرکت‌ها در تعیین اعتبار مشتریان کمک می‌کنند: با توجه به اینکه بخش مهمی از سرمایه درگردش در حساب‌های دریافتنی تبلور پیدا می‌کند لذا شرکت برای جلوگیری از هزینه‌های لاوصول ماندن یا تاخیر دروصول این مطالبات می‌بایست بر اساس اعتبار سنجی‌های مناسب اقدام به فروش نسیه نمایند. انجام مستقیم امر اعتبار سنجی توسط شرکت‌ها به دلایل مختلف به صلاح نیست و لذا معمولا نهادهایی جهت این امر فعالیت می‌کنند.
2- وجود فرصت‌های سرمایه گذاری کوتاه مدت در بازار پولی: همان طور که گفته شد شرکت‌ها به منظور موفقیت در امر مدیریت
بر سرمایه در گردش می‌بایست در شرایط مازاد نقدینگی فرصت‌هایی برای استفاده از آن داشته باشند و نبود یا وجود ناکافی این فرصت‌ها موجب نقصان فرآیند مدیریت سرمایه در گردش می‌شود.
3- وجود فرصت‌های تامین مالی کوتاه مدت در بازار پولی: اگر بازار پولی در تسهیل نقل و انتقال وجوه کوتاه مدت کارساز باشد مدیریت سرمایه در گردش نیز آسان‌تر انجام می‌شود در غیر این صورت زنجیره مدیریت سرمایه در گردش کامل نمی‌شود.
4- وجود سیستم‌ها و روش‌های عرضه خدمات مناسب بانکی و ارتباطی: سیستم‌ها و روش‌ها و همچنین پست و وسایل ارتباطی ضروری‌ترین وسایل در ارائه خدمات به منظور وصول مطالبات و یا هر گونه نقل و انتقال وجوه هستند.
5- مقررات و قوانین: وجود مقررات و قوانینی که بتوانند نظام مالی کوتاه مدت اقتصاد (بازار پولی و سایر موسسات) را هدایت و نظارت کنند.

(شکل 2-1): شرایط مدیریت سرمایه در گردش

2-3- بخش دوم- چرخه تبدیل وجه نقد
چرخه تبدیل وجه نقد به عنوان جزیی از چرخه عملیاتی (شکل2-2) نشان دهنده دوره یا مدت زمانی است که وجوه نقد به مصرف فرایند عملیاتی شرکت برای تولید یک قلم محصول می‌رسد. کوتاه کردن این دوره به مفهوم این است که برای حجم معینی از تولید، مقدار کمتری از وجه نقد به مصرف می‌رسد (سرمایه در گردش کمتری مورد نیاز است و از این رو نیاز به سرمایه کمتر خواهد شد) . با کوتاه کردن متوسط دوره‌ای که پول به صورت موجودی کالاست یا کوتاه کردن متوسط دوره وصول مطالبات یا از طریق طولانی‌تر کردن مهلت پرداخت حساب‌های پرداختنی می‌توان چرخش وجه نقد را کوتاه‌تر کرد. طول زمان چرخش وجه نقد فقط یکی از عوامل تعیین کننده سرمایه در گردش خالص مورد نیاز است. حتی اگر طول زمان چرخش وجه و هر یک از اجزای تشکیل دهنده آن ثابت بمانند، باز هم عامل اصلی، حجم تولید است که تعیین کننده مقدار سرمایه‌ای است که باید به هر یک از مراحل دوره‌ی گردش اختصاص یابد و آن هم در گروه پیش‌بینی حجم فروش برای آینده نزدیک است. چرخش وجه نقد از زمانی که شرکت بابت مواد اولیه پول پرداخت می‌کند شروع می‌شود و تا هنگامی‌که مطالبات ناشی از فروش کالا را دریافت می‌کند ادامه می‌یابد. طول دوره گردش وجه نقد به شیوه‌ی زیر محاسبه می‌شود : (سمیل اوغلو و دمیرنیس، 2008).

کالای فروخته شده کالای خریداری شده
دوره حساب‌های دریافتنی دوره گردش موجودی کالا
زمان دوره تبدیل وجه نقد دوره حساب‌های پرداختنی

وجه دریافت شده وجه پرداخت شده برای کالا
(شکل 2-2): چرخه عملیاتی

جریان نقد عملیاتی، وجه نقد ایجاد شده در نتیجه عملیات شرکت است که معمولاً با کسر شدن همه‌ی هزینه‌های عملیاتی از درآمدها بدست می‌آید، اما مجموعه‌ای از تعدیلات بر روی سود خالص صورت می‌گیرد. یکی از روش‌های محاسبه‌ی جریان نقد عملیاتی،صورت جریان وجوه نقد تهیه شده بر اساس اصول پذیرفته شده‌ی حسابداری آمریکا با سود بعد از مالیات و اقلام استثنایی آغازمی‌گردد و سپس بابت هزینه استهلاک دارایی‌های ثابت، سود (زیان) غیر عملیاتی‌فروش‌دارایی‌های ثابت، تغییرات سرمایه در گردش، تغییرات بهره‌ی پرداختنی و مالیات بردرآمد پرداختنی و درآمد سرمایه‌گذاری تعدیلاتی انجام می‌شود.‌ در حالی که صورت جریان وجه نقد بر اساس استانداردهای گزارشگری مالی بین المللی با سود قبل از مالیات و اقلام غیر مترقبه و بر اساس استانداردهای حسابداری ایران با سود عملیاتی اغاز می‌شود.

2-3-1- استراتژی‌های گوناگون سرمایه در گردش و میزان نقدینگی
شرکت‌ها می‌توانند با به کار گیری استراتژی‌های گوناگون در رابطه با مدیریت سرمایه در گردش میزان نقدینگی شرکت را تحت تاثیر قرار دهند. ایناستراتژی‌ها را میزان ریسک و بازده آن‌ها مشخص می‌کند مدیران سرمایه در گردش به دو نوع تقسیم می‌شوند : محافظه کار و متهور (جسور) (ریموند پی نوو، به نقل از جهانخوانی، 1380).
استراتژی محافظه کارانه در مدیریت سرمایه در گردش باعث خواهد شد که قدرت نقدینگی بیش از حد بالا رود. در اجرای سیاست محافظه‌کارانه سعی می‌شود که ریسک ناشی از ناتوانی باز پرداخت بدهی‌های سررسید شده به پایین‌ترین حد برسد. مدیر در این نوع استراتژی می‌کوشد تا مقدار زیادی دارایی جاری (که نرخ بازدهشان پایین است) نگه دارد. از این رو شرکت‌هایی که چنین استراتژی داشته، می‌کوشند تا مقدار زیادی دارایی جاری (که نرخ بازدهشان پایین است) نگه دارند. این شرکت‌ها دارای ریسک نقدینگی و بازده اندک خواهند بود. سرمایه در گردش با استراتژی جسورانه می‌کوشد تا با داشتن کم‌ترین میزان دارایی جاری از بدهی‌های جاری بیشترین استفاده را ببرد و شرکت را به شکل اداره کند. در اجرای این استراثژی ریسک نقدینگی بالا خواهد بود و شرکتی که استراتژی را به اجرا در آورد بارها در وضعیتی قرار می‌گیرد که نمی‌تواند بدهی‌های سررسید شده را بپردازد. از سوی دیگر چون حجم دارایی‌های جــــاری به پایین‌ترین حد می‌رسد، نرخ بازده سرمایه گذاری بسیار بالا می‌رود (البته اگر شرکت ور شکست نشود) شرکت‌هایی که استراتژی جسورانه در پیش می‌گیرند ریس
ک بالایی را می‌پذیرند و نرخ بازدهشان بالا است (کیایی، 1387،4). ‌
شرکت‌ها می‌توانند در اداره امور دارایی‌های جاری و بدهی‌های جاری، استراتژی‌های گوناگونی به کار ببرند با ترکیب این استراتژی‌های گوناگون می‌توان سیاستی را در پیش گرفت که سرمایه در گردش به حد مطلوب برسد

2-3-2- مدیریت موجودی نقد
مدیریت وجه نقد فرایندی است که شرکت را در استفاده بهینه از وجه نقد کمک می‌کند. ون هورن در تعریف مدیریت وجه نقد می‌گوید مدیریت وجه عبارت است از اداره وجوه شرکت در جهت حداکثر کردن قابلیت دسترسی به وجه نقد و درآمد بهره و وجوه بلا استفاده. موجودی نقد شامل پول وحساب جاری بانکی است. هدف از مدیریت موجودی نقد دسترسی به مبلغ بهینه (نه کم و نه زیاد) وجه نقد در زمان مورد نظر می‌باشد. مدیریت صحیح موجودی نقد مستلزم آگاهی از میزان نیازهای نقدی و نیز موجودی فصلی و همچنین محل تامین وجه نقد در تمامی اوقات است که این موضوع خصوصا در شرایط

منبع تحقیق درباره سرمایه در گردش، ارزیابی عملکرد، تبدیل وجه نقد

سطوح مختلف واحدهای تجاری در حالتی که به طور سنتی به فاکتورهای مدیریتی عمومی(کلی) مثل تولید، بازاریابی و عملیات نسبت داده شده، مدیریت سرمایه در گردش به عنوان یک پیامد تأثیری بر رشد و تداوم فعالیت شرکت‌ها داشته است. مدیریت سرمایه درگردش عبارتست از تعیین حجم و ترکیب منابع و مصارف سرمایه درگردش به نحوی که ثروت سهامداران افزایش یابد. در واقع مدیریت سرمایه در گردش ‌تصمیمات مربوط به تامین مالی بلندمدت لازم، برای پشتیبانی مالی از دارایی‌های جاری واحد انتفاعی را در بر می‌گیرد. (کارگر و بلا میتال، 19943).سرمایه درگردش به سرمایه گذاری شرکت در دارائی‌های کوتاه مدت از قبیل وجه نقد، اوراق بهادار کوتاه مدت، حساب‌های دریافتنی و موجودی های کالا اطلاق میشود و خالص سرمایه درگردش عبارت است از دارائی جاری منهای بدهی جاری.معمولا شرکتها مبالغ قابل توجهی از پرداختهای کوتاه ‌مدت را به عنوان یک منبع تامین مالی دراختیار دارند. مدیران شرکتها انتظاردارند با مدیریت سرمایه در گردش بتوانند تاثیر بسزائی برسودآوری شرکت بگذارند. بنابراین برای بسیاری از شرکت‌ها، مدیریت سرمایه درگردش یکی از مباحث مهم مدیریت مالی می باشد و مدیران میتوانند با نگهداری سطحی بهینه از سرمایه درگردش ارزش شرکت‌ شان را افزایش دهند (مارکدلاف،2003).
ماهیت رشد دارایی‌های کوتاه مدت از منابع مالی کوتاه مدت باید مورد توجه مدیران مالی قرار گیرد، تا شرایط لازم برای تحقق اهداف کوتاه مدت و تداوم فعالیت در بلند مدت فراهم شود. مدیریت سرمایه در گردش با تامین مالی و مدیریت دارایی‌های جاری موسسات در ارتباط است (نیکو مرام، 1381، 5).
یکی از معیارهای ارزیابی سرمایه در گردش، چرخه تبدیل وجه نقد می باشد. چرخه تبدیل وجه نقد به مدت زمان لازم بین خرید مواد اولیه و جمع‌آوری وجوه حاصل از فروش کالای ساخته شده اشاره می کند. هرچقدراین مدت طولانی تر باشد، سرمایه گذاری بیشتری در سرمایه در گردش مورد نیاز خواهد بود . چرخه تبدیل وجه نقد طولانی‌تر ممکن است سودآوری شرکت را از طریق افزایش فروش افزایش دهد. با وجود این اگر چنانچه هزینه سرمایه‌گذاری در سرمایه در گردش بیشتراز منافع حاصل از سرمایه گذاری در موجودی یا اعطای بیشتر اعتبار تجاری باشد، سودآوری شرکت ممکن است کاهش یابد (مارکدلاف،2003).
چرخه تبدیل وجه نقد به عنوان جزیی از چرخه عملیاتی نشان دهنده دوره یا مدت زمانی است که وجوه نقد به مصرف فرایند عملیاتی شرکت برای تولید یک قلم محصول می‌رسد. کوتاه کردن این دوره به مفهوم این است که برای حجم معینی از تولید، مقدار کمتری از وجه نقد به مصرف می‌رسد (سرمایه در گردش کمتری مورد نیاز است و از این رو نیاز به سرمایه کمتر خواهد شد) . با کوتاه کردن متوسط دوره‌ای که پول به صورت موجودی کالاست یا کوتاه کردن متوسط دوره وصول مطالبات یا از طریق طولانی‌تر کردن مهلت پرداخت حساب‌های پرداختنی می‌توان چرخش وجه نقد را کوتاه‌تر کرد. طول زمان چرخش وجه نقد فقط یکی از عوامل تعیین کننده سرمایه در گردش خالص مورد نیاز است.
چرخش وجه نقد از زمانی که شرکت بابت مواد اولیه پول پرداخت می‌کند شروع می‌شود و تا هنگامی‌که مطالبات ناشی از فروش کالا را دریافت می‌کند ادامه می‌یابد سرمایه درگردش نیازهای مالی کوتاه‌ مدت موسسه تجاری را برآورده می‌کند. سرمایه در گردش یک سرمایه معاملاتی است که بیشتر از یک سال در شرکت باقی نمی‌ماند .وجهی که در این اقلام سرمایه گذاری می‌شود در طول عملیات تجاری تغییرمی‌کند. همان طوری که گردش خون در بدن انسان جهت حفظ زندگی یک نیاز خیلی مهم است گردش وجه نقد برای تداوم عملیات تجاری بسیار ضروری است (کیسی ون ، 2006)4. ‌
نقش اساسی مدیریت سازمان‌های نوین، ارزش آفرینی برای همه افراد و نهادهایی است که به نوعی علایق خویش را در سازمان جستجو می‌کنند. در میان ذینفعان سهامداران به خاطر نقش محوری در کارآفرینی و شکل‌دهی بنگاه ، پذیرش‌ ریسک، از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. امروزه سهامداران انتظار دارند که بتوانند از طریق شاخص‌های قابل اتکا، اطلاعات مربوط به سودآوری واقعی بنگاه، وضعیت نقدینگی فعلی و آتی بنگاه، پتانسیل درآمدزایی، رشد پایدار شرکت و تحلیل ریسک آن را بدست آورند. از اینرو معیارهای جدیدی برای سنجش ارزش بنگاه مطرح شده که به سرعت جایگزین معیارها و شاخص‌های سنتی اندازه گیری ارزش بنگاه شده است . (نیکومرام و عسگری، 1381، 54).
انتخاب یک معیار ارزیابی عملکرد مناسب و رسیدن به اهداف شرکت با استفاده از این معیار، سبب با اهمیت‌تر شدن نحوه انتخاب یک معیار مناسب جهت ارزیابی عملکرد می‌شود. توسعه و بهبود معیارهای ارزیابی عملکرد به عنوان یک بخش مهم از زنجیره ارزش، یکی از وظایف اصلی حسابداری مدیریت است. معیارهای ارزیابی عملکرد معتبر و قابل اتکاء به شرکت اجازه می‌دهد که استراتژی و اهداف خود را به طور اثر بخش به مرحله عمل برسانند. مدیران و پژوهشگران با استفاده از راه‌های مختلفی مثل استفاده از مدل ارزیابی عملکرد، تلاش می‌کنند تا مدیریت و کنترل بر زنجیره ارزش را بهبود بخشند.)لهمن و همکاران5 ،2004).
معیارهای متفاوتی برای اندازه‌گیری و قضاوت در مورد عملکرد شرکت وجود دارد. عدم استفاده از معیارهای مناسب برای اندازه‌گیری عملکرد و ارزش سهام یک شرکت سبب می‌شود که ارزش شرکت به سمت ارزش واقعی سوق پیدا نکند و در نتیجه موجب ضرر و زیان یک گروه از خریداران سهام و سو
د سرشار گروه دیگر می‌شود(پناهیان،1382،‌ 35 ). کشف فاکتورهای اقتصادی که منجر به ایجاد ثروت یا تخریب آن شود، برای مدیران سرمایه‌گذاری و همچنین مدیران شرکت‌ها بسیار مهم است. برای مدیران شرکت‌ها، ایجاد ثروت جهت حفظ و بقای اقتصادی شرکت موضوعی اساسی است. مدیرانی که در یک اقتصاد بازار، اهمیت این موضوع را نادیده می‌گیرند، کسب‌ و کار سازمان و مالکان آن را به مخاطره می‌اندازند. پیدا کردن بهترین شرکت‌ها و صنایع اهمیت زیادی برای مدیران سرمایه‌گذاری دارد. با ابزارهای تحلیل صحیح‌تر، مدیران پورتفوی، احتمالا قادر خواهند بود که استراتژی‌های انفعالی خود را با نرخ بازده بالاتر و همان ریسک اولیه به عملکردی فعال تبدیل کنند (انواری رستمی، 1383، 4).
سرمایه‌گذاران ‌و به ویژه سهامداران، نیازمند معیارهایی هستند که بتوانند عملکرد مدیریت شرکت را به درستی اندازه‌گیری کرده و به عنوان مبنای مناسبی برای سیستم پرداخت مدیریت و جبران خدمات ‌و افزایش سطح انگیزش آن‌ها بکار گیرند. نسبت‌های جدیدتر مانند Qتوبین، ارزش‌افزوده اقتصادی قادر است این پاسخ را به سهامداران بدهد که مدیریت تا چه اندازه در افزایش ثروت آن‌ها دخیل بوده است.
یکی از شاخص‌های ارزیابی عملکرد شرکت‌ها که هزینه‌های سرمایه را نیز مدنظر دارد ارزش افزوده اقتصادی6EVA))‌ است. بر اساس این معیار، ارزش یک شرکت به دو عامل بستگی دارد.1) بازده سرمایه به کار گرفته شده شرکت و2) هزینه سرمایه به کار گرفته شده شرکت. تفاوت بین ارزش افزوده اقتصادی و سایر معیارهای ارزیابی عملکرد در این است که تلاش می‌گردد تا هزینه کلیه منابع تامین مالی در نظر گرفته شود. (ولف، 2003، 157).
یکی از معیارهای ارزیابی سرمایه در گردش، چرخه تبدیل وجه نقد می باشد. چرخه تبدیل وجه نقد به مدت زمان لازم بین خرید مواد اولیه و جمع‌آوری وجوه حاصل از فروش کالای ساخته شده اشاره میکند. هرچقدراین مدت طولانی تر باشد، سرمایه گذاری بیشتری در سرمایه در گردش مورد نیاز خواهد بود . چرخه تبدیل وجه نقد طولانی‌تر ممکن است سودآوری شرکت را از طریق افزایش فروش افزایش دهد. با وجود این اگر چنانچه هزینه سرمایه‌گذاری در سرمایه در گردش بیشتراز منافع حاصل از سرمایه گذاری در موجودی یا اعطای بیشتراعتبارتجاری باشد، سودآوری شرکت ممکن است کاهش یابد (مارکدلاف،2003).
یکی از جدیدترین و کارآمدترین معیارهای ارزیابی عملکرد شرکتها معیار رویکرد اقتصادی می باشد که به عنوان روشی نوآورانه برای یافتن ارزش واقعی عملکرد شرکتها و مدیران مطرح و سودآوری واقعی شرکتها را مورد بررسی قرار میدهد. از سوی دیگر چرخه تبدیل وجه نقد نیز یکی از معیارهای ارزیابی سرمایه در گردش می باشد که در تحقق اهداف نهائی شرکتها ( سودآوری و بیشینه کردن ثروت سهامداران ) از طریق بهینه نمودن دوره وویل نقدینگی و تامین منابع مالی مورد نیاز نقش اساسی را ایفا می نماید.
در این تحقیق برآنیم تا با استفاده از مطالعه نظری و به چالش کشیدن داده‌های بدست آمده از بازار سرمایه ایران بتوانیم روابط یکی از شاخص‌های سرمایه در گردش را (چرخه وجه نقد) با معیارهای عملکردی اقتصادی (ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده) مورد بررسی علمی قرار دهیم. بنابراین سوال اصلی تحقیق عبارتست از اینکه « آیا بین ارزیابی عملکرد بر مبنای رویکرد اقتصادی با چرخه تبدیل وجه نقد در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌توان تبیین ارتباط نمود؟

1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق
ارزیابی عملکرد (ابزار اجرای استراتژی شرکت و نظارت بر حسن انجام کار) فعالیتی است که مدیران به جهت رسیدن به اهداف و استراتژی‌های خود انجام می‌دهند. انتخاب یک معیار ارزیابی عملکرد مناسب و رسیدن به اهداف شرکت با استفاده از این معیار، سبب با اهمیت‌تر شدن نحوه انتخاب یک معیار مناسب جهت ارزیابی عملکرد می‌شود. در این راستا در بسیاری از این شرکت‌ها به روال معمول و سنتی، از متغیرهای مهم حسابداری مانند فروش، سود و نسبت سود به فروش، برای ارزیابی عملکرد استفاده کرده‌اند. هر چند در عمل این روش‌ها همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند، اما این روش‌ها جهت ارزیابی عملکرد مدیران چندان مناسب نیستند، زیرا سودآوری رابطه نزدیکی با مقدار سرمایه گذاری دارد و هیچ کدام از این روش‌های سنتی به مبلغ سرمایه گذاری‌توجه ندارند.به طور خلاصه، معیارهای ارزیابی عمکرد نوین رابطه نزدیکی با ارزش سهامداران دارند. این معیارها روند آتی را منعکس می‌نمایند زیرا سرمایه گذاران و بازار انتظار دارند که تورم درتمامی زمان‌ها بر ریسک و ارزش پول تأثیر گذار باشد. معیارهای نوین اثرات حسابداری تعهدی را از بین می‌برند و به عنوان یک الگو، توانائی شرکت در ایجاد ارزش برای سهامداران از یک دوره به دوره‌ای دیگر را برای سرمایه گذاران فراهم می‌آورد. سرمایه در گردش از اقلام مهم دارایی‌های واحدها و بنگاه‌های اقتصادی تلقی می‌شود که در تصمیمات مالی نقش قابل توجهی دارد. توسعه کمی و کیفی فعالیت‌های تجاری، توسعه کمی و کیفی قلمرو مدیریت مالی را به دنبال داشته است و به تبع آن مدیریت مالی را پیچیده‌تر نموده است. بنابراین بررسی ارتباط این شاخص با سایر شاخص‌های عملکردی در واحدهای اقتصادی یکی از موارد مدنظر استفاده کنندگان از صورت‌های مالی خواهد بود. (هاوازکوا7،2010، 44)
برای تصمیم‌گیری‌های اقتصادی نیاز به اطلاعاتی است که بتوان با
کمک آن‌ها منابع موجود و در دسترس را به نحوی مطلوب تخصیص داد. یکی از مهم‌ترین عوامل در تصمیم‌گیری صحیح، اطلاعات مناسب و مرتبط با موضوع تصمیم است که اگر به درستی فراهم و پردازش نشوند، اثرات منفی برای فرد تصمیم‌گیرنده درپی خواهد داشت(اکبری، 1389،11). متاسفانه بسیاری از شرکت‌ها سود نهایی محصولات خود را بدون در نظر گرفتن هزینه فرصت سرمایه برآورد می‌کنند. معیارهای اقتصادی با ارزش فعلی خالص نیز رابطه نزدیکی دارد. برای مثال ارزش افزوده اقتصادی با این تئوری که ارزش شرکت تنها با انتخاب پروژه‌هایی با خالص ارزش فعلی مثبت افزایش می‌یابد، سازگار است. همچنین ارزش افزوده اقتصادی و Q توبین، مدیران شرکت را نسبت به معیارهایی که بیشتر تحت کنترل آن‌هاست (نظیر نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه) و نه معیارهایی غیرقابل کنترل (نظیر ارزش بازار سهام) پاسخگو می‌نماید. معیارهای جدیدتر نسبت به معیار سنتی متاثر از کلیه تصمیمات شرکت نظیر تصمیمات سرمایه‌گذاری، تقسیم سود، نرخ بازده سرمایه، تصمیمات مربوط به تامین مالی، نرخ هزینه سرمایه است و به عنوان معیاری داخلی، سنجش عملکرد و موفقی

منبع پایان نامه ارشد درباره ارزش افزوده، ارزش افزوده اقتصادی، افزوده اقتصادی

نخواهند بود.MVA نشان دهنده ارزیابی جامعه سرمایه‌گذار از فعالیت شرکت است و متاثر از عملکرد یک سال شرکت نمی‌باشد بلکه متاثر از عملکرد سال‌های آتی شرکت است. ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازارمعیارهای داخلی و خارجی اندازه گیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت می‌باشند.

2-4-4-1- مفهوم ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
حقوق صاحبان سهام یک منبع اقتصادی است و دارای هزینه فرصت می‌باشد این هزینه فرصت خارج از هزینه سایر عوامل تولید است، صورت‌های مالی هزینه فرصت حقوق صاحبان سهام را درنظر نمی‌گیرند. EVA با کم کردن هزینه فرصت حقوق صاحبان سهام از سود خالص به‌دست می‌آید، بنابراین معیاری است که هزینه فرصت همه منابع به‌کار گرفته شده در شرکت را مدنظر قرار می‌دهد.
اگر سود خالص شرکتی برابر با هزینه فرصت سرمایه به کار گرفته شده باشد، شرکت هیچ ارزشی ایجاد نکرده است حتی اگر مبلغ سود خالص خیلی درشت باشد زیرا سهامداران با سرمایه‌گذاری در پروژه‌های دیگری با ریسک مشابه، بازدهی معادل هزینه فرصت کسب خواهند کرد. اگر سود خالص شرکتی کمتر از هزینه فرصت سرمایه به‌کار گرفته شده باشد ارزش شرکت کاهش خواهد یافت و سهامداران فقیرتر خواهند شد، زیرا اگر سهامداران در پروژه‌های دیگری با ریسک مشابه در بازار سرمایه، سرمایه‌گذاری می‌کردند بازده بیشتری تحصیل می‌کردند. فقط زمانی که سود خالص شرکت از هزینه فرصت سرمایه به‌کار گرفته شده در شرکت بیشتر باشد، ارزش شرکت افزایش یافته و به تبع آن ثروت سهامداران افزایش یافته است.
یک شرکت می‌تواند به ‌عنوان مجموعه‌ای از قراردادهای متنوع درنظر گرفته شود که با ذی‌نفعان زیادی سروکار دارد این ذنفعان شامل کارمندان، مشتریان، عرضه‌کنندگان، اعتباردهندگان، اجتماع وسهامداران می‌باشند ذینفعان به شرکت منابع اقتصادی و خدمات ارائه می‌دهند و درعوض انتظار دارند که پاداش (بازده) به‌دست آورند، از سوی دیگر سهامداران شرکت نیز ریسکی را می‌پذیرند که این ریسک در ارتباط با عملکرد شرکت و قابلیت اجرای قراردادها با سایر ذی‌نفعان می‌باشد، شرکت بعد از پرداخت به سایر ذینفعان می‌تواند مبلغ باقی‌مانده را بین سهامداران تقسیم کند.
سهامداران به‌عنوان حاملان ریسک شرکت‌ها درجهت افزایش کارایی عملکردشان باید در شرکت‌های مختلف سرمایه‌گذاری کنند بنابراین از طریق تنوع بخشیدن به پرتفوی خود، بخش اعظم ریسک خود را کاهش می‌دهند. در یک بازار رقابتی، قیمت ریسک بوسیله سهامدارانی که بهتر قادرند ریسک را تحمل کنند تعیین می‌شود .
تفکیک مالکیت سرمایه از کنترل سرمایه بوسیله مدیران حرفه‌ای، تضاد منافع را ایجاد می‌کند، مدیرانی که شرکت را هدایت می‌کنند الزاماً انگیزه‌ای برای افزایش ثروت مالکان (سهامداران) ندارند. لذا تنها عاملی که دو مشکل فوق را حل می‌کند معیاری به‌نام ارزش افزوده اقتصادی می‌باشد.مدیریت شرکت‌ها براساس ارزش افزوده اقتصادی، ثروت سهامداران را حداکثر خواهد کرد، برای رسیدن به این هدف (حداکثر کردن ثروت سهامداران) سهامداران باید براساس افزایشی که در EVA ایجاد شده است به مدیران پاداش دهند.این معیار، مدیران را نه تنها نسبت به نتایج حاصله بلکه نسبت به منابعی که برای رسیدن به آن نتایج به‌کار گرفته شده، پاسخ‌گو می‌کند. برای مثال بدون یک سیستم مبتنی بر ارزش افزوده اقتصادی مدیران شرکت منابع بیشتری برای فروش بیشتر و تحصیل پاداش بیشتر (براساس فروش) می‌خواهند در حالی‌که ممکن است در رابطه با فروش اضافی، سود نهایی شرکت کمتر از هزینه نهایی آن باشد.
تجزیه وتحلیل مبتنی بر ارزش افزوده اقتصادی، همیشه جوابی ارائه می‌دهد که با حداکثر کردن سود سهامداران هم‌سووسازگار می‌باشد. برای اینکه مدیران انگیزه داشته باشند تا درجهت افزایش سود سهامداران عمل کنند پاداش آن‌ها می‌بایست مبتنی بر افزایش در ارزش افزوده‌ای باشد که آن‌ها ایجاد کرده‌اند. اهداف مدیریتی مبتنی بر افزایش سود یا سهم بازار، افزایش بازده دارایی‌ها یا حقوق صاحبان سهام یا سایر معیارهای تجاری، می‌تواند انگیزه‌هایی ایجاد نماید که با حداکثر کردن ثروت سهامداران ناسازگار باشد حداکثر کردن EVA همواره انگیزه‌هایی درجهت حداکثر کردن ثروت سهامداران ایجاد می‌کند. کاربردهای ارزش افزوده اقتصادی را می توان به صورت زیر خلاصه کرد (رهنمای رودپشتی، 1386، 32)
کاربردهای داخلی: ابزار مدیریتی سنجش عملکرد ، معیار بهره وری جامع، ابزار تبیین رابطه مالکیت با مدیریت شرکت ، ابزارتطابق هزینه ها با درآمد
کاربردهای خارجی: ابزاری برای سرمایه گذاری، معیار پیش بینی قیمت سهام، ابزار سنجش خلق ارزش، چارچوبی برای مدیریت، تکنیک ارزشیابی وتعیین ارزش شرکت (،معیار بودجه بندی سرمایه

2-4-4-2- مزایای ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
ارزش افزوده اقتصادی دارای مزایای زیادی است که می‌توان مهم‌ترین آن‌ها را به شرح زیر خلاصه کرد:
1- رابطه نزدیکی با خالص ارزش فعلی دارد به‌عبارتی EVA ، با تئوری تامین مالی، که بیان می‌دارد ارزش یک شرکت افزایش خواهد یافت اگر پروژه‌هایی با NPV مثبت انتخاب شوند،‌ هم‌سو و سازگار می‌باشد.
2- مدیران ارشد شرکت را نسبت به معیاری که بیشتر تحت کنترل آن‌هاست، پاسخ‌گو می‌کند(نرخ بازده سرمایه و نرخ هزینه سرمایه بوسیله تصمیمات آن‌ها تحت تاثیر قرار می‌گیرد) نه نسبت به معیارهایی که مدیران نمی‌توانن
د آن‌ها را به‌خوبی کنترل نمایند (ارزش بازار سهام).
3- از طریق همه تصمیماتی که مدیران شرکت اتخاذ می‌کنند تحت تاثیر واقع می‌شود(تصمیمات مربوط به سرمایه‌گذاری و تقسیم سود، نرخ بازده سرمایه و تصمیمات مربوط به تامین مالی، نرخ هزینه سرمایه را تحت تاثیر قرار می‌دهد).
4- معیار مناسبی جهت تعیین پاداش مدیران می‌باشد (می‌توان پاداش را به‌عنوان درصدی از ارزش افزوده اقتصادی که مدیران ایجاد کرده‌اند درنظرگرفت).
5- به‌عنوان معیار داخلی سنجش عملکرد، موفقیت شرکت در افزودن به سرمایه‌گذاری سهامدارانش را به بهترین نحو نشان می‌دهد.
6- نشان می‌دهد که ارزش شرکت مستقیماً به عملکرد مدیریت بستگی دارد.
7- با ارزش بازار شرکت در ارتباط است (ارزش سهام تابعی ازEVA های آتی پیش‌بینی شده می‌باشد).
8- معیاری است که نشان می‌دهد عملکرد واقعی شرکت نسبت به عملکرد پیش‌بینی شده، کاهش یا افزایش داشته است EVA مثبت به این معنی است که ارزش شرکت با درنظر گرفتن هزینه برای سرمایه به‌کار گرفته شده، افزایش یافته است.
9- روش مناسبی برای تعیین اهداف، اندازه‌گیری عملکرد، ارزیابی استراتژی‌ها، تخصیص بهینه سرمایه، طراحی سیستم پاداش، افزایش سرمایه و قیمت‌گذاری می‌باشد.
10- به‌عنوان معیار اندازه‌گیری عملکرد، کمتر در معرض تحریف‌های حسابداری قرار دارد به عبارتی از طریق انجام برخی تعدیلات، انحرافات ناشی از تغییر در روش‌ها و برآوردهای حسابداری به حداقل می‌رسد. (استوارت،1997 )

2-4-4-3- معایب ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
اهم معایب ارزش افزوده اقتصادی را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:
1- ارزش افزوده اقتصادی معمولاً براساس‌ارزش‌های تاریخی محاسبه می‌شود بنابراین می‌تواند تاحدودی گمراه‌ کننده باشد، به‌عبارتی بدون ارزیابی تصمیمات سرمایه‌گذاری بلندمدت، تجزیه و تحلیل EVA می‌تواند نتایج نادرستی ارائه دهد.
2- گاهی اوقات انجام تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی غیرعملی است، به‌عنوان یک قاعده کلی، تجزیه و تحلیل EVA برای شرکت‌هایی که تازه راه اندازی شده‌اند یا برای شرکت‌های سرمایه گذاری ، تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی مناسب نیست.
3- برای تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی، شناسایی همه منابعی که در یک شرکت مورد استفاده قرار گرفته‌اند ضروری است، بسیاری از دارایی‌هایی که در فعالیت‌های یک شرکت به‌کار گرفته می‌شوند دارایی‌های نامشهود هستند که شناسایی، تعیین ارزش و تعیین هزینه سرمایه برای آن‌ها بسیار مشکل می‌باشد.
4- محاسبه ارزش افزوده اقتصادی شامل محاسبه نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه است که مشکل است (ملکیان، 1385، 22).
علاوه بر موارد فوق موارد ذیل نیز به عنوان معایب EVA مطرح گردیده(2009‚Shil).
1- در اندازه گیری عملکرد کوتاه مدت ناتوان می‌باشد. تعدادی از شرکت‌ها معتقدند که EVAدر اندازه گیری عملکرد کوتاه مدت روش مناسب نمی‌باشد، زیرا تمرکز EVA بر روی سرمایه گذاری بلند مدت می‌باشد.
2- بازده واقعی یا EVAواقعی سرمایه گذاری بلند مدت نمی‌تواندبه عنوان یک هدف تلقی شود ، زیرا بازده‌های آتی نمی‌توانند مورد سنجش قرار گیرند بلکه بازده‌های آتی می‌توانند فقط بر اساس یک برآورد ذهنی صورت گیرد.
3- شاید نتوان معیار عملکرد مناسبی برای شرکت‌های که امروز سرمایه گذاری زیادی انجام داده‌اند و انتظار جریان نقدی مثبتی در آینده دور را دارند، باشد.
4- متحمل خطا دوره‌ای می‌شود.
5- نسبت‌های سنتی نابسامانی شرکت را پیش بینی می‌کنند. در حالیکه EVA نمی‌تواند ارزش نهائی را پیش بینی نماید.

2-4-4-4- ضرورت استفاده از ارزش افزوده جهت اعطای پاداش به مدیران
ساختار مؤسسات و شرکت‌هایی که دارای مالکیت عمومی هستند، ضرورت تفکیک بین مالک و مدیر را ایجاب می‌کند. در بحث تئوری نمایندگی1، مدیر به عنوان مباشر و مالک به عنوان صاحب کارتلقی گردیده طبق این تئوری هنگامی رابطه بین مدیر و مالک شرکت ایجاد می‌شود که قسمتی از اختیارات مالک به مدیرتفویض شود تا آن‌ها بتوانند جهت انجام امور شرکت به نمایــندگی از جانب مالک، تصمیم گیری کنند..
با توجه به وجود تضاد منافع بین مدیران و مالکان، اگرچه صاحبکار از طریق ایجاد سیستم‌های کنترلی نظیر انتخاب هیات مدیره به عنوان قائم مقام خود و یا انجام حسابرسی توسط یک شخص مستقل، از منافع خود محافظت می‌کند ولی تحقیقات تجربی انجام شده نشان می‌دهد که همسو کردن دیدگاه‌ها و عملکرد مدیران با منافع سهام‌داران مقرون به صرفه‌تر از سیستم‌های کنترلی است. طبق تئوری نمایندگی، مدیردر قبال دریافت منافع و پاداش از سهامداردر جهت کسب اهداف سهامدار که همانا افزایش ثروت است، تلاش می‌کند. شیوه اعطای پاداش به مدیران تعیین کننده رفتار و عملکرد آنان خواهد بود، این پاداش ممکن است پاداش مادی و یا غیرمادی و یا ترکیبی از این دو باشد. روش‌های مختلف اعطای پاداش به مدیران به منظور افزایش عملکرد آنان و در نتیجه افزایش ثروت سهام داران به دو دسته سنتی و تعدیل شده طبقه بندی می‌شود (جهانخانی، 1380 )
روش‌های سنتی: پرداخت حقوق ثابت، پرداخت حقوق ثابت به علاوه درصدی از سود خالص و یا بازده شرکت، پرداخت حقوق ثابت به علاوه درصدی از مازاد عملکرد نسبت به بودجه و شیوه‌های تعدیل شده  به عنوان روشهائی از پرداخت پاداش به مدیران می‌باشد . آنچه که در شیوه‌های ایجاد انگیزه اهمیت دارد، این است
که از طریق به وجود آوردن احساس مالکیت در مدیران و پرداخت پاداش طبق فرمول مناسب، انگیزش لازم و کافی را در مدیران به منظور تلاش بیشتر و کسب عملکرد مثبت به وجود آورد اگرچه به وجود آوردن انگیزه در مدیران ازطریق سهیم کردن آنان در مالکیت، شرط لازم است ولی شرط کافی نیست. بنابراین علاوه برسهیم کردن مدیران در مالکیت شرکت باید فرمول مناسبی را برای پرداخت پاداش ارائه داد آنچه که در این فرمول به عنوان یک اصل تلقی می‌شود این است که مدیران در فرآیندایجاد ارزش شرکت سهیم شوند. از جمله روش‌های مورد استفاده در این فرآیند پرداخت پاداش براساس ارزش افزوده اقتصادی است. با توجه به جهت گیری ارزش افزوده اقتصادی، مدیران عملیاتی دارای سه عامل انگیزشی مهم هستند که در سایر روش‌های پاداش نادیده گرفته شده و یاتحریف می‌شوند، ولی در روش ارزش افزوده اقتصادی مد نظر است. این سه عامل عبارتند از (جهانخانی، 1380 ) :
1- تلاش در جهت بهبود سود عملیاتی بدون نیاز به استفاده از سرمایه بیش‌تر.
2- در صورتی سرمایه گذاری اضافی انجام می‌شود که سود اضافی بتواند هزینه سرمایه اضافی را بپوشاند به عبارت دیگرطرح‌هایی انتخاب می‌شودکه خالص ارزش فعلی

منبع پایان نامه ارشد درباره ارزش افزوده، ارزش افزوده اقتصادی، افزوده اقتصادی

1-6- فرضیه‌های تحقیق 11
1-7- تعریف عملیاتی متغییرهای تحقیق 11
1-7-1- متغیر وابسته 11
1-7-2- متغیر های مستقل 12
1-8- روش تحقیق 13

1-9- قلمرو تحقیق 14
1-9-1- قلمرو زمانی و مکانی تحقیق 14
1-9-2- جامعه و نمونه آماری 14
1-9-3- روش گرد آ و ری اطلاعات 15
1-9-4- ابزار گرد آ و ری اطلاعات 15
1-10- ساختارکلی تحقیق 15
فصل دوم: مبانی نظری و پیشینه تحقیق.
2-1- مقدمه 17
2-2-بخش اول: مدیریت سرمایه درگردش 18
2-2-1- ماهیت واهمیت سرمایه درگردش 19
2-2-1-1- مدیریت حسابهای دریافتنی 20
2-2-1-2- مدیریت موجودی کالا 22
2-2-1-2-1- مدیریت موجودی کالاوسیستم به هنگام (JIT) 23
2-2-1-3- مدیریت حسابهای پرداختنی 23
2-2-1-4- مدیریت چرخه تبدیل وجه نقد (متغیروابسته تحقیق) 24
2-2-2- عوامل موثردرتعیین میزان سرمایه درگردش 24
2-2-3- سیستم جامع مدیریت سرمایه درگردش 26
2-2-3-1- شرایط درون شرکتی مدیریت سرمایه درگردش 26
2-2-3-2- شرایط والزامات محیطی سرمایه درگردش 27
2-3- بخش دوم- چرخه تبدیل وجه نقد 29
2-3-1- استراتژیهای گوناگون سرمایه درگردش ومیزان نقدینگی 30
2-3-2- مدیریت موجودی نقد 30
2-3-3- دلایل نگهداری وجه نقدتوسط شرکتها 31
2-4- بخش سوم- عملکردمالی 33
2-4-1- سنجش عملکردو معیارهای مربوط 33
2-4-2- ویژگیهای نظام ارزیابی عملکرد اثربخش 34
2-4-3- شاخص های ارزیابی عملکرد شرکت ها ……………………………………………………..35
2-4-4- روش‌های ارزیابی عملکرد از بعد مالی 36
2-4-4-1- ارزش افزوده اقتصادی ……………………………………………………………………..36
2-4-4-2- ارزش افزوده بازار ………………………………………………………………………….37
2-4-4-3- ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده ………………………………………………………..38
2-4-5- ظهورارزش افزوده اقتصادی وتعاریف آن 38
2-4-5-1- مفهوم ارزش افزوده اقتصادی (EVA) 41
2-4-5-2- مزایای ارزش افزوده اقتصادی (EVA) ………………………………………………….43
2-4-5-3- معایب ارزش افزوده اقتصادی (EVA ) 44
2-4-5-4- ضرورت استفاده ازارزش افزوده جهت اعطای پاداش به مدیران 45
2-4-5-5- فاکتورهای کلیدی مورد توجه ارزش افزوده اقتصادی 46
2-4-5-5-1- هزینه سرمایه ونحوه محاسبه آن 46
2-4-5-5-2-میانگین موزون هزینه سرمایه ()WACC 49
2-4-5-5-3- سرمایه به کارگرفته شده (CAPITAL) ونحوه محاسبه آن 50
2-4-5-5-4- سودخالص عملیاتی بعد از کسرمالیات (NOPAT) ونحوه محاسبه 51
2-4-5-5-5- تعریف نرخ بازده سرمایه (R ) و نحوه محاسبه آن 51
4-2-4-6- تعدیلات ارزش افزوده اقتصادی 54
2-5- بخش چهارم: تاثیرمدیریت سرمایه درگردش برسودآوری 56
2-5-1- رابطه بین روشهای مدیریت سرمایه درگردش وارزش شرکت 57
2-5-1-1- شیوه های تاثیرگذاری مدیریت سرمایه درگردش برریسک وبازده شرکت 57
2-5-2- ارتباط مدیریت سرمایه درگردش با عملکرد مالی 59
2-6- پیشینه تحقیق 60
2-6-1- بررسی نتایج پژوهش های صورت گرفته درخارج از کشور 60
2-6-2- بررسی نتایج پژوهش های صورت گرفته درداخل کشور 63
فصل سوم: روش اجرای تحقیق.
3-1- مقدمه 68
3-2- روش تحقیق 69
3-2-1- قلمروتحقیق 69
3-2-1-1- قلمرو زمانی تحقیق 69
3-2-1-2- قلمرومکانی تحقیق 69
3-3- فرضیه‌های تحقیق 70
3-3-1- تبدیل فرضیه‌های پژوهشی به آماری 70
3-4- جامعه‌ی آماری، روش نمونه گیری وگردآوری داده ها 71
3-4-1- جامعه آماری: 71
3-4-2- روشگردآوری داده ها 73
3-5- روش های تجزیه وتحلیل داده ها 73
3-5-1- روشهای آماری: 73
3-5-2- متغیرهای تحقیق 73
3-5-2-1- ارزش افزوده اقتصادی(EVA) 74
3-5-2-2- ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده (REVA) 74
3-5-3- آزمون پیش فرض استفاده ازمدل رگرسیون 74
3-6- خلاصه فصل 75
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل و بیان نتایج حاصل از تحقیق.
4-1- مقدمه 77
4 – 2- توصیف نمونه آماری 78
4-3- آزمون نرمال بودن داده ها 78
4-4- نتایج حاصل ازآزمون فرضیه‌ها 79
4-4-1- نتایج حاصل ازآزمون فرضیه‌اصلی اول 79
4-5- خلاصه‌ فصل 81
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات.
5-1- مقدمه 84
5-2- یافته های تحقیق …………………………………………………………………………………….84
5-2-1- توصیف متغییر های تحقیق ……………………………………………………………………..84
5-3- خلاصه تحقیق ومقایسه آن باسایرتحقیقات مشابه 85
5-3-1- خلاصه ادبیات نظری تحقیق 85
5-3-2- مقایسه نتایج تحقیق با تحقیقات قبلی ………………………………………………………….87
5-3-3- خلاصه ادبیات نظری تحقیق 87
5 -3-3-1- نتایج حاصل ازآزمون فرضیه ‌اصلی اول (ارزش افزوده اقتصادی) 87
5-3-3-2- نتایج حاصل از آزمون فرضیه‌ اصلی اول (ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده) 88
5-4- نتایج تحقیق 89
5-5- محدودیت‌های تحقیق 90
5-6- پیشنهادات 89
5-6-1- پیشنهادات مبتنی برتحقیق 89
5-6-2-پیشنهادات برای تحقیقات آتی ………………………………………………………………….91
فهرست منابع و مآخذ …………………………………………………………………………………..92
چکیده انگلیسی ……………………………………………………………………………………….96

فهرست جداول و اشکال

عنوان صفحه
شکل(2-1) شرایط مدیریت سرمایه در گردش 28
شکل (2-2) چرخه عملیاتی 29
جدول (2-1) محاسبه اجزای نرخ بازده سرمایه بر اساس رویکرد مالی 52
جدول (2-2)جدول تعدیلات مورد نیاز محاسبه نرخ سرمایه بر اساس رویکرد تامین مالی…………………..54
جدول(3-1) انتخاب نمونه بر اساس محدودیت های تحقیق 72
جدول(4-1) آمار توصیفی داده های تحقیق 78
جدول(4-2) آزمون نرمال بودن داده ها 79
جدول(4-
3) رابطه ی بین ارزش افزوده اقتصادی و چرخه تبدیل وجوه نقد 80
جدول(4-3) رابطه ی بین ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده و چرخه تبدیل وجوه نقد 81
جدول(4-5) جمع بندی فرضیه های فرعی 81
جدول(5-1) جمع بندی فرضیات 89

چکیده
تداوم فعالیت بنگاه‌های اقتصادی تا میزان زیادی به مدیریت منابع کوتاه مدت آن بستگی دارد، زیرا فعالیت‌های عملیاتی در یک دوره‌ی عادی که معمولا سالانه است به شناخت سرمایه در گردش و مدیریت مطلوب آن مربوط بوده به طوری که از این طریق نتایج مورد انتظار تحقق می‌یابد و امکان تداوم فعالیت در بلندمدت فراهم می‌شود. مدیریت سرمایه درگردش درارتباط با تصمیمات تامین‌مالی و کنترل دارایی‌های جاری واحدهای تجاری از یک طرف و مخاطرات ناشی از تامین مالی کوتاه‌مدت و بلندمدت از طرف دیگر اهمیت موضوع را آشکار می‌سازد. در تحقیق حاضر با توجه به اهمیت ذکر شده و محدودیت‌های اعمال شده بر شرکت‌های پذیرفته شده در بازه زمانی 1386 الی 1390، تعداد 72 شرکت جهت بررسی فرضیات انتخاب گردید. نتایج تحقیق حاضرکه یکی از شاخص‌های سرمایه در گردش را (چرخه وجه نقد) با معیارهای عملکردی اقتصادی (ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده) موردبررسی قرارداده، حاکی ازاین است که بین چرخه تبدیل وجه نقدواجزاءآن شامل دوره وصول مطالبات، دوره گردش موجودی‌ها و دوره واریز بستانکاران با شاخص‌های ارزش افزوده اقتصادی رابطه معکوس معناداری وجودداردومدیران شرکت ها میتوانند با کاهش دوره وصول مطالبات ودوره گردش موجودیها، درحد مطلوب سودآوری شرکت‌ شان را افزایش دهند. همچنین، نتایج تحقیق دررابطه با دوره واریز بستانکاران مطابق با این دیدگاه است که دوره واریز بستانکاران، در شرکتهائی که سودآوری بالائی را دارند نسبت به شرکتهائی که سودآوری کمتری دارند کوتاه ترمی باشد.

کلمات کلیدی: سرمایه در گردش- چرخه تبدیل وجوه نقد- معیارهای ارزیابی مالی شرکت- ارزش افزوده اقتصادی– ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده.

فصل اول

کلیات تحقیق

1-1- مقدمه
نقش اساسی مدیریت سازمان‌های نوین، ارزش‌آفرینی برای همه افراد و نهادهایی است که به نوعی علایق‌خویش را در سازمان جستجو می‌کنند. درمیان ذی‌نفعان هرسازمان و بنگاه که به طور عمده از سهامداران، مشتریان، کارکنان، تأمین کنندگان کالا، جامعه ومراجع دولتی تشکیل می‌گردند، سهامداران به خاطر نقش محوری در کارآفرینی و شکل‌دهی بنگاه و پذیرش‌ریسک، ازجایگاه ویژه‌ای برخوردارند. ارزش برای سهامداران ازطریق خلق ارزش برای سایرذینفعان سازمان ایجاد می‌شود و هنر مدیریت تلفیق و تعادل در ارزش‌آفرینی برای مجموعه ذینفعان است. نهایت امر سهامداران به ارزش‌های مورد انتظار خویش دست می‌یابند و نیز ادامه سرمایه گذاری در شرکت را مطلوب می‌دانند. امروزه سهامداران انتظار دارند که بتوانند از طریق شاخص‌های قابل اتکا، اطلاعات مربوط به سودآوریواقعی بنگاه، وضعیت نقدینگی فعلی و آتی بنگاه، پتانسیل درآمدزایی، رشد پایدار شرکت و تحلیل ریسک آن را بدست آورند. از اینرو معیارهای جدیدی برای سنجش ارزش بنگاه مطرح شده که به سرعت جایگزین معیارها و شاخص‌های سنتی اندازه گیری ارزش بنگاه شده است (نیکومرام و عسگری، 1381، 54).
ارزیابی عملکرد (ابزار اجرای استراتژی شرکت و نظارت بر حسن انجام کار) فعالیتی است که مدیران به جهت رسیدن به اهداف و استراتژی‌های خود انجام می‌دهند. انتخاب یک معیار ارزیابی عملکرد مناسب و رسیدن به اهداف شرکت با استفاده از این معیار، سبب با اهمیت‌تر شدن نحوه انتخاب یک معیار مناسب جهت ارزیابی عملکرد می‌شود. توسعه و بهبود معیارهای ارزیابی عملکرد به عنوان یک بخش مهم از زنجیره ارزش، یکی از وظایف اصلی حسابداری مدیریت است. معیارهای ارزیابی عملکرد معتبر و قابل اتکاء به شرکت اجازه می‌دهد که استراتژی و اهداف خود را به طور اثر بخش به مرحله عمل برسانند. مدیران و پژوهشگران با استفاده از راه‌های مختلف مثل استفاده از مدل ارزیابی عملکرد، تلاش می‌کنند تا مدیریت و کنترل بر زنجیره ارزش را بهبود بخشند (لهمن و همکاران،12004).
در این راستا در بسیاری از این شرکت‌ها به روال معمول و سنتی، از متغیرهای مهم حسابداری مانند فروش، سود و نسبت سود به فروش، برای ارزیابی عملکرد استفاده کرده‌اند. این روش‌ها هر چند درعمل همچنان مورد استفاده قرار می‌گیرند، اما این روش‌ها جهت ارزیابی عملکرد مدیران چندان مناسب نیستند، زیرا سودآوری رابطه نزدیکی با مقدار سرمایه‌گذاری دارد و هیچ کدام از این روش‌های سنتی به مبلغ سرمایه‌گذاری توجه ندارند. به طور خلاصه، معیارهای ارزیابی عمکرد نوین رابطه نزدیکی با ارزش سهامداران دارند. این معیارها روند آتی را منعکس می‌نمایند زیرا سرمایه‌گذاران و بازار انتظار دارند که تورم درتمامی زمان‌ها بر ریسک و ارزش پول تأثیرگذار باشد. معیارهای نوین، اثرات حسابداری تعهدی را از بین می‌برند و به عنوان یک الگو، توانائی شرکت در ایجاد ارزش برای سهامداران از یک دوره به دوره‌ای دیگر را برای سرمایه‌گذاران فراهم می‌آورد. سرمایه درگردش از اقلام مهم دارایی‌های واحدها و بنگاه‌های اقتصادی تلقی می‌شود که در تصمیمات مالی نقش قابل توجهی دارد. توسعه کمی و کیفی فعالیت‌های ت
جاری، توسعه کمی وکیفی قلمرو مدیریت مالی را به دنبال داشته و به تبع آن مدیریت مالی را پیچیده‌ترنموده است. بنابراین بررسی ارتباط این شاخص با سایر شاخص‌های عملکردی در واحدهای اقتصادی یکی از موارد مدنظر استفاده کنندگان از صورت‌های مالی خواهد بود (هاوازکوا2،2010، 44).

1-2- بیان مساله
عملکرد سطوح مختلف واحدهای تجاری در حالتی که به طور سنتی به فاکتورهای مدیریتی

پایان نامه با موضوع شناخت درمانی، بیماران مبتلا، گروه کنترل

ارزیابی قرار دادند و نتایج حاکی از تأثیر مشاوره گروهی شناختی در کاهش نشانههای اضطراب و افسردگی این گروه بود.
طاهری و جمشیدیفر(1386) در پژوهشی که جهت بررسی گروهدرمانی شناختی در کاهش نشانگان افسردگی انجام دادند، 12 دانشآموز را به صورت تصادفی در دو گروه قرار دادند و 12 جلسه شناخت درمانی به روش فری را برای آنان اجرا کردند، که نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که روند کاهش نشانگان افسردگی بعد از جلسه هشتم درمان نمایان شد.
تقوائی و حمیدی(1383) در پژوهشی با عنوان تأثیر شناخت درمانی گروهی بر افسردگی زنان سالمند، 20 نفر از زنان سالمند ساکن سرای سالمندان که افسردگی داشتند را در دو گروه آزمایش و کنترل قرار دادند و بعد از اجرای ده جلسه شناختدرمانی گروهی مورد ارزیابی قرار دادند و نتایج نشان داد که شناخت درمانی موجب کاهش افسردگی زنان میشود.
کهریزی، آقایوسفی و میرهاشمی(1390) پژوهشی را با عنوان تأثیر گروه درمانی شناختی به روش مایکل فری در کاهش افسردگی زندانیان اجرا کردند، آنها تعداد 16 نفر را که در افسردگی بک، نمرات متوسط و شدید دریافت کرده بودند در دو گروه 8 نفری آزمایش و کنترل قرار دادند و بعد از اجرای جلسات گروهدرمانی شناختی، نتایج حاکی از تأثیر این شیوه درمانی در کاهش نشانههای افسردگی بود.
پژوهش ضمیرینژاد، گلزاری، برجعلی، کاوه و اکابری(1391) که جهت بررسی اثربخشی آموزش تابآوری و شناختدرمانی گروهی بر کاهش افسردگی صورت گرفت، تعداد 45 دانشجوی دختر را که در پرسشنامه افسردگی بک نمرهی 19 و بالاتر را کسب کردند در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار داند و بعد از اجرای 8 جلسه آموزش تابآوری برای یک گروه آزمایش و نیز 8 جلسه شناختدرمانی برای گروه آزمایش دیگر، نتیجهی آنها را با گروه کنترل که هیچ مداخلهای دریافت نکرده بود، مقایسه کردند، نتایج نشان داد که نمرات افسردگی دو گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، کاهش یافته بود.
پژوهش رجبی و ستوده ناورودی(1390) با عنوان تأثیر شناخت درمانی گروهی مبتنی بر حضور ذهن بر کاهش افسردگی و افزایش رضایت زناشویی در زنان متأهل شهر اهواز صورت گرفت، که تعداد 28 نفر بعد از پر کردن پرسشنامههای افسردگی بک و رضایت زناشویی و مصاحبه تشخیصی و بالینی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند و بعد از دریافت 7 جلسه شناخت درمانی گروهی مورد ارزیابی مجدد قرار گرفتند که نتایج حاکی از تأثیر این شیوه درمانی در کاهش نشانههای افسردگی بود.
محمودنیا، رستگارپور و جوکار(1390) در پژوهشی که برای سنجش اثربخشی شناختدرمانی گروهی انجام دادند، تعداد 36 دانشآموز را که علائم افسردگی متوسط و وخیم کسب کرده بودند با مقیاس افسردگی بک و باورهای غیرمنطقی جونز مورد ارزیابی قرار دادند و سپس در دو گروه آزمایش و کنترل قرار دادند. گروه آزمایش ده جلسه شناختدرمانی الیس دریافت کرد و سپس مورد ارزیابی مجدد قرار گرفت که نتایج حاکی از تفاوت معنادار دو گروه آزمایش و کنترل بود. یعنی شناخت درمانی موجب کاهش نمرات افسردگی و باورهای غیرمنطقی شده بود.
در پژوهش سلگی، هاشمیان و سعیدیپور(1386) که جهت بررسی تأثیر شناخت درمانی گروهی در کاهش افسردگی بیماران مبتلا به HIV مثبت صورت گرفت، تعداد 40 فرد مبتلا که با مقیاس افسردگی بک مورد ارزیابی قرار دادند و بعد از اینکه شرایط ورود به مطالعه را داشتند، آنها را در دوگروه کنترل و آزمایش قرار دادند و سپس ده جلسه شناخت درمانی گروهی 5/1 تا 2 ساعته به آنها داده شد، نتایج حاکی از تأثیر این شیوه درمانی در کاهش نشانههای افسردگی بود.
پژوهش محمودی عالمی، غفارزاده، عظیمی و حیدری(1384) پژوهشی را به عنوان بررسی شناخت درمانی گروهی بر اجتماع هراسی انجام دادند، این پژوهش روی 44 نفر از دانشآموزان پسر دبیرستانهای دولتی شهر کاشان با تشخیص هراس اجتماعی صورت گرفته بود، یافتهها نشان داد که در گروه مورد، بین اجتماع هراسی، به هنگام ورود به پژوهش و 6 هفته بعد از شناخت درمانی اختلاف معنی داری وجود داشته، در حالی که در گروه شاهد از این نظر، تفاوت معناداری مشاهده نشد.
آخوند مکهای(1376) نتیجه گرفت که شناخت درمانی گروهی به روش بک به طور معناداری افسردگی نوجوانان 15 سالهی شاهین شهر اصفهان را کاهش داد.
ب-پژوهشهای خارج کشور
لوین266 و آپلبوم267 (2014) به نتایج مفید و اثربخش شناخت درمانی در بهبود احساس و تفکر بیماران مبتلا به سرطان حاد اشاره کردهاند.
پژوهش اهلرز، گری268، ویلد269، استات270، لاینس271، دیل272 و همکاران(2013) که برای بررسی کاربرد درمان شناختی در بیماران مبتلا به اختلال پس از سانحه صورت گرفت، تعداد 330 بیمار مبتلا که در فاصلهی سنی 83-17 سال قرار داشتند را مورد ارزیابی قرار دادند و پس از سنجش نشانههای اختلال پس از سانحه، اضطراب و افسردگی تحت درمان شناختی قرار دادند که نتایج حاکی از تأثیر این شیوهی درمانی جهت کاهش نشانههای اختلال و علائم اضطراب و افسردگی بود.
جارت273، مینهاجودین274، کانگاس275، فریدمن276، کالان277 و تیز(2013) درمطالعهای که جهت بررسی اثربخشی شناخت درمانی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی انجام دادند، تعداد 523 بیمار مبتلا به افسردگی را در معرض 14-12 هفته درمان شناختی قرار دادند که نتایج حاکی از اثربخشی این شیوه درمانی در کاهش نشانههای افسردگی بود.
استرانک278، بروتمن279 و درابیس(2010) پژوهشی را جهت بررسی روند تغییرات شناخت درمانی بر روی 60 بیمار مبتلا به افسردگی انجام دادند که نتایج ای
ن مطالعه حاکی از اثربخشی این شیوه درمانی بر روی کاهش افسردگی بود و نشان داد که شناختدرمانی میتواند در این افراد انگیزه ایجاد کند.
مکمونز280، پییرهوی281، لارکین282 و کلارک(2010) در مطالعهای که بر روی بیماران مبتلا به فوبی اجتماعی انجام دادند، تعداد بیمار مبتلا را با ابزارهای افسردگی و اضطراب بک و مقیاس فوبی اجتماعی مورد ارزیابی قرار دادند و سپس آنان را در معرض 10-18 جلسه شناخت درمانی قرار دادند که نتایج حاکی از اثربخشی این شیوهی درمانی در بهبود علائم فوبی اجتماعی این بیماران بود.
احمد283 و وسترا284(2009) پژوهشی را برای ضرورت درمان شناختی رفتاری بر اضطراب اجتماعی انجام دادند، در این تحقیق فنون شناختی رفتاری در مورد اضطراب اجتماعی از طریق نوار ویدئویی توسط درمانگر بر روی 77 دانشجوی دوره لیسانس مبتلا به اضطراب اجتماعی ارائه شد، نتایج نشان دهنده افزایش قابل توجهی در کارایی افراد در مورد تغییر اضطراب، اطمینان در رفتار و کنترل رفتار را نشان داد.
مورتبرگ285، کلارک، ساندین286 و وایستد287(2007) پژوهشی را تحت عنوان اثربخشی درمانهای شناختی فردی گروهی در برابر درمانهای رایج در هراس اجتماعی را انجام دادند که درمانهای گروهی شامل 16 جلسه گروهی و درمانهای فردی شامل 16 جلسه هفتگی در 4 ماه صورت گرفت. نتایج نشان داد که درمانهای شناختی فردی مقدمتر و مؤثرتر از درمانهای رایج(داروهای ضدافسردگی) بود.
پایکل288(2007) نشان دادند که درمان شناختی در مقایسه با درمانهای دارویی و ترکیبی(شناختی و دارویی) در کاهش افسردگی واکنشی مؤثرتر بوده است، اما در مورد افرادی که به افسردگی درونزا مبتلا بودند بین دو روش شناختی و دارویی تفاوتی مشاهده نشد.
آندرسون289، زیماند290، هودجز291 و روثبوم292(2005) پژوهشی را تحت عنوان درمان رفتاری شناختی بر اضطراب سخنرانی در مکان عمومی با استفاده از مواجهه با رویداد واقعی انجام دادند. این پژوهش بر روی 10 نفر با معیار ملاکهای مقیاس تشخیصی اختلالهای روانی فوبی اجتماعی، اختلال وحشتزدگی به همراه ترس از فضای باز یا گذر هراسی صورت گرفت که شامل 8 جلسه درمانی انفرادی صورت گرفت. نتایج نشان داد درمان شناختی رفتاری با استفاده از مواجهه با رویداد واقعی و صحبت در مکان عمومی، اضطراب سخنرانی را در مکانهای عمومی کاهش میدهد.
اسکات293، پالمر294، تیزدل295 و هایرست296(2003) در مطالعهای که برای بررسی درمان شناختی در جلوگیری از افسردگی مزمن انجام دادند، در مورد تأثیر شناختدرمانی بر اختلال افسردگی بیان میکنند که از 158 بیمار افسردهای که تحت اقدامات شناخت درمانی قرار داشتند، میزان عود بیماری در آنها به طور معنیداری نسبت به گروه کنترل کاهش یافته بود.
بلانچ297، رووساود298، هاوزینگر299، مارتینز300، پری301، آندرس302 و همکاران(2002) در پژوهشی که به بررسی درمان شناختی-رفتاری گروهی در کاهش نشانههای افسردگی و اضطراب در بیماران مبتلا به HIV انجام دادند، نتایج حاکی از اثربخشی این رویکرد در کاهش علائم افسردگی و اضطراب و خلق بود.
مورفی303 و ساهاکیان304(2001) به این نتیجه رسیدند که درمان شناختی در مقایسه با دارو درمانی در مورد افسردگیهای حاد اثر مساوی و برابر داشته است، اما خطر عود بیماری در اثر شیوهی شناختی کاهش یافته است.
لادوکر305، داگاس306، فریستون307، لگار308، گاگنون309 و تیبودآ310(2000) در پژوهشی که به بررسی اثر بخشی درمان شناختی-رفتاری در اضطراب بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی انجام دادند، نتایج حاکی از کارآمدی و اثربخشی این رویکرد درمانی در اختلال اضطرابی بود.
فوآ311 (1996) در مطالعه خود نشان داد که در درمان اختلال اضطرابی منتشر، گروهی که به روش شناخت درمانی درمان شدند، نسبت به گروه شاهد بهبودی بیشتری نشان دادند.
هامبلین312، باتلر، اسکاگین313 و کوربیشلی314(1993) و اسکات و استرادلینگ315(1990) در پژوهشهای خود نشان دادند، مشاوره گروهی شناختی در کاهش اضطراب و افسردگی اثربخشتر از درمانهای دارویی است.
شیا316، الکین317، ایمبر318، استاسکی319، واتکینز320،کولینز321 و همکاران(1992) به این نتیجه رسیدند که روش شناختی از لحاظ رفع علائم افسردگی به صورتی که توسط خود بیمار و شاهدان درمانگاهی ارزیابی شده بر روشهای دیگر برتری دارد.
جمعبندی
افزایش تعداد سالمندان مسئله توجه به بهداشت روانی و کاهش بیماریها و اختلالات این قشر را برجسته میسازد، به نحوی که مسئولین باید بتوانند با شناسایی نیازها و دغدغهها و مشکلات این افراد اقدامات مناسب و مقتضی را برای آنان برنامهریزی کنند. لذا انجام مطالعاتی که بتواند به این مهم کمک کند بسیار حائز اهمیت است. مرور پژوهشهای صورت گرفته قبلی نشان میدهد که این قشر با مشکل افسردگی و اضطراب بسیار درگیر هستند، به نحوی که انرژی و توانایی آنان را محدود ساخته و حتی کاهش عملکردهای گوناگون اعم از مسائل شخصی تا مسائل کاری، بینفردی و میان فردی و . . . را برای آنان به دنبال دارد. هر چند درمانهای مختلفی برای کاهش این اختلالات مطرح شده است(رواندرمانی بین فردی، دارو درمانی، خاطرهپردازی و . . )، اما به نظر میرسد که به حوزهی شناختی که نشان دهندهی نقش بسیار مهم تفکر افراد بر روی رفتار و عواطف آنان میباشد، اهمیت کمتری داده شده است، و از آنجایی که سالمندان در این سنین به تفکرات خود بیشتر از گذشته اهمیت میدهند، لذا نقش مهم این بُعد از درمان بیش از پیش احساس میشود. مرور مطالعات صورت گرفته نیز نشان میدهد که اگر پژوهشی در حوزهی کاه
ش این اختلالات صورت گرفته است، بیشتر شناختی-رفتاری بوده و یا اینکه به یک بُعد از این اختلالات(بیشتر افسردگی) پرداختهاند و یا حتی ابعاد دیگری همچون سلامت روان را مورد پژوهش قرار دادهاند. از سویی دیگر ممکن است درمانگران از این شیوهی درمانی بیشتر به صورت فردی استفاده کردهاند، که در این پژوهش علاوه بر استفاده از تکنیکهای شناختدرمانی، این شیوهها به صورت گروهی به کار برده میشود تا افراد سالمند بتوانند از مزیای گروهی بودن هم استفاده کنند. به همین سبب این پژوهش به دنبال بررسی اثربخشی شناخت درمانی گروهی بر روی کاهش افسردگی و اضطراب در بین زنان سالمند میباشد.

فصل سوم
روش پژوهش

طرح پژوهش
از آنجایی که میتوان از نتایج پژوهش حاضر در جهت شناخت بهتر روشهای مورد استفاده در زمینه ارتقاء سلامت سالمندان و

پایان نامه با موضوع شناخت درمانی، نگرشهای ناکارآمد، سوگیری

احساسات خود درباره وقایع باید نحوه تفکر را نسبت به آنها عوض کرد. نمیتوان ادعا کرد که مشکلات هیجانی یک فرد، صرفاً خیالی است. بلکه تأثیر وقایع نامطلوب(مثلاً از دست دادن شغل) میتواند به دلیل افکار و عقاید بیهوده فرد بسیار وخیمتر شود و مزاحم سازگاری فرد با چنین وقایعی گردد. درمان شناختی به مراجعان کمک میکند تا دیدگاههای جایگزین را تدوین کنند و به حل مشکلات خود بپردازند. تدوین دیدگاههای جایگزین بر این اصلِ درمان شناختی تاکید میکند که همیشه برای دیدن چیزها بیش از یک راه وجود دارد و بنابراین اصل، هر فرد دیدگاه خود را انتخاب میکند(باتلر251 و هوپ252، 1996، به نقل از نینان و درایدن،1953؛ ترجمهی دهقانی و گنجوی،1387). درمان شناختی مبتنی بر مدلی از پردازش اطلاعات است که در آن، فرد فرض میکند تفکرش طی پریشانی روانشناختی دستخوش تحریف شده و انعطافناپذیر میشود، در قضاوتش مطلقنگر میگردد و آنرا بیش از حد تعمیم میدهد و باورهای پایهای وی درباره خود و جهان، ثابت و قطعی میشوند(ویشار253،1996). در حالت آرامش ذهنی، ممکن است فرد برداشتها و ارزیابیهای خود را از وقایع وارسی کند تا اطلاعات دقیقتر و واضحتری به دست آورد. اما هنگام اختلال هیجانی، معمولاً با سوگیری منفی مداوم نسبت به افکارش اطلاعات ورودی را تحریف میکند. بنابراین اطلاعات بیش از حد انعطافناپذیر و تعمیمیافته میشوند. مثلاً هنگامی که فردی به مهمانی دوستش دعوت نشده ناراحت میشود زیرا دعوت نشدن را به معنای دوست داشتنی نبودن خود تعبیر میکند. او به جای یافتن دلایل دعوت نشدن یا باز گذاشتن ذهن در اینباره، بر این خیال خود که دوست داشتنی نیست پا بر جا میماند(نینان و درایدن، 1953؛ ترجمهی دهقانی و گنجوی، 1387).

نظریههایی در مورد فرایند تغییر در شناخت درمانی
اصل مقدماتی این شیوهی درمانی این است که شناختدرمانی تلاش میکند برای:کاهش باور در طرحوارههای ناکارآمد یا برای نافعالسازی آنها، کاهش فراوانی افکار خودآیند منفی، کاهش محتوای منفی افکار مربوط به خود، جهان و آینده و کاهش استفاده از تحریفهای شناختی/خطاهای منطقی و افزایش استفاده از ادراک عینی وقایع و کاربرد درست و صحیح آن(فری، 1999؛ ترجمهی صاحبی و همکاران، 1382).
با این وجود چندین دیدگاه دیگر نیز در مورد چگونگی دستیابی به این تغییرات وجود دارد. اخیراً چندین نویسنده از جمله فری و اوئی254(1989)، بکهام255(1990)، باربر256 و درابیس257(1989) و بروین258(1989) در مورد ماهیت تغییر در فرایند شناخت درمانی نظریههایی ارائه دادهاند. باربر و درابیس(1989) دیدگاه هولون، اوانز259 و درابیس(1988) را درباره تغییرات ایجاد شده در فرایند شناخت درمانی در قالب سه مدل از تغییر توصیف کردهاند:
– مدل تغییر برونسازی260
– مدل فعالسازی- نافعالسازی261
– مدل مهارتهای جبرانی262
در مدل تغییر برونسازی اینگونه فرض میشود که شناختدرمانی باورها یا طرحوارهها را تغییر داده و همچنین فرایندهای زیربنایی که باعث تداوم و ایجاد این باورها میشوند را مورد اصلاح و بازسازی قرار میدهد. در مدل فعالسازی- نافعالسازی اینگونه فرض میشود که شناخت درمانی تنها شامل تغییر در خود باورها یا فرایندها نیست، بلکه منجر به نافعالسازی طرحوارههای منفی یا فرایندها نیز میشود و همچنین طرحوارههای کارآمدتر را فعال میکند. در مدل مهارتهای جبرانی فرض براین است که بیمار با استفاده از شناخت درمانی مهارتهایی را کسب میکند و سپس آنها را برای کم کردن تفکر منفی هم در طول دوره حاد و هم در دوره بهبودی مورد استفاده قرار میدهد(فری، 1999؛ ترجمهی صاحبی و همکاران، 1382).
علاوه بر این، باربر و درابیس(1989) مدل تغییر برونسازی را به دو بخش تقسیم کردهاند: (1) تغییر در محتوای طرحوارهها و (2) تغییر در فرآیند شناختی. آنها شواهد ناشی از تغییر در طرحوارهها را بررسی کرده و نتیجه گرفتند که هیچگونه شاهدی دال بر اثر اختصاصی شناختدرمانی در این زمینه وجود ندارد. با توجه به مدل تغییر در فرآیند نتیجه گرفتند که هیچگونه اساس منطقی برای تغییر در چنین فرآیندهایی وجود ندارد، اما بیشترین تغییری که در این زمینه رخ میدهد، مربوط به تغییر در جاذبه افکار یا تغییر در مهارتهای بیمار برای مقابله با افکار است. بنابراین آنها نتیجه گرفتند که تغییر در فرآیندها بهتر است در قالب تغییر در دیگر مهارتها تفسیر شود.آنها همچنین انتقاد کردهاند که تغییر در فرآیندها در طی شناختدرمانی به تغییر بین افکار خودآیند و کنترل شده مربوط بوده و استدلال میکنند که این امر ناشی از تغییر در مهارتهای جبرانی است، زیرا شخص قبل از این نمیتوانسته آنها را به طور کامل کنترل کند. نهایتاً اینکه آنها دیگر مدلهای «فرآیندمحور» در خصوص تغییر را مورد انتقاد قرار دادهاند و اینچنین مطرح نمودهاند که این مدلها میتواند چنین تغییراتی را در قالب تغییر در محتوا یا کسب مهارتهای جبرانی در نظر بگیرد. همچنین معتقدند فعالسازی-نافعالسازی طرحوارهها که در طی شناختدرمانی رخ میدهد، در درمان به وسیله داروهای ضد افسردگی نیز صورت میگیرد.آنها مدل ایجاد مهارتهای جبرانی یا ترمیمی را به عنوان ساز و کار بهبودی در طی شناختدرمانی انتخاب کردهاند، اگرچه آنها ظاهراً نتیجه گرفتند که تغییر در محتوی به عنوان بخشی از فنون ایجاد مهارتهای شناختی محسوب میشود. البته در خصوص موضعگیری آنان چندین نکته مطرح میشود: نخست اینکه آنها تغییر در محتوای طرحوارهها را نتیجه کاربرد مهارتهای جبرانی
در طی زمان میدانند که تمایز آن چندان روشن نیست. دوم اینکه آنها در تلاش برای مردود دانستن تغییر فرایند به عنوان سازوکار احتمالی شناختدرمانی چنین مطرح میکنند که تغییر در شناختوارهها در درمانهای مختلف در فرایندهای متفاوتی رخ میدهد. اگر این گفته درست باشد، میتوان گفت که وقتی فردی یک نوع درمان دریافت کرده باشد، هنگامی که برای دریافت یک درمان دیگر مراجعه میکند، باید فرایندهایش تغییر کند. بنابراین امکان رد کردن تغییر در فرایندهای شناختی به عنوان ساز وکار احتمالی در شناختدرمانی وجود ندارد. سوم اینکه مدارکی دال بر تغییرات شناختی وجود دارند. این تغییرات توسط وسایل سنجش مانند مقیاس نگرشهای ناکارآمد و پرسشنامه سبک اسناد اندازهگیری شده است. مقیاس نگرشهای ناکارآمد شامل سوالاتی است که در آن افراد میزان توافق و عدم توافق خود را برای مجموعهای از باورهای ناکارآمد اعلام میکنند(فری، 1999؛ ترجمهی صاحبی و همکاران، 1382).
سازوکارهای مطرح در فرآیند تغییر در شناختدرمانی
ساز وکارهای دیگری در تغییر شناختی همخوان با شناخت درمانی افسردگی مطرح میباشند که در زیر به توضیح آنها پرداخته میشود:
1.تغییر طرحواره/قانون/باور: تغییر در محتوای یک طرحواره یا جانشینی یک طرحواره به جای طرحواره دیگر. برای مثال «بابانوئل در روز عید مسیح برای بچهها اسباببازی میآورد» در مقابل اینکه«هیچ شخصی به عنوان بابانوئل وجود ندارد».
2.تغییر در پردازش شناختی: این تغییر میتواند در قالب استفاده از یک خطای منطقی که به وسیله بک و همکاران(1979) شناسایی شده است یا به صورت تفکر عینی و علمیترِ مطرح شده از سوی برنز(1980) یا به صورت انرژی مجدد به نظام واقعیتآزمایی گفته شده از سوی بک و فریمن(1990) صورت گیرد. بخشی از مدل مهارتهای جبرانی نتیجه ایجاد مهارتهای جبرانی و تغییر باورهاست. همچنین این امکان وجود دارد که تغییر در فرایند تفکر به دنبال ایجاد مهارتهای جبرانی رخ دهد.
3.فعالسازی-نافعالسازی طرحوارهها: فعالسازی یا نافعالسازی طرحوارهها یا تغییر در جاذبه یا غلبه یک طرحواره یا میزان انرژی مرتبط با آنها میتواند تغییرات شناختی را در پی داشته باشد.
4.ایجاد مهارتهای جبرانی: با ایجاد و بکارگیری راهبردهای جدید نظیر اسناد مجدد،آموزش حل مسئله و تنظیم گفتار درونی تغییرات شناختی میتواند صورت گیرد. این کار معمولاً همراه با میزانی از مداخلات آگاهانه است که میتوان آنرا شبیه به اصلاح ضربه پشت دست بازیکن تنیسی دانست که سعی میکند توپ را از طرف چپ زمین به سمت راست زمین هدایت کند. باورهای جدید به گونهای پسگستر باورهای قدیمی را بازداری میکنند و در نتیجه در یکی از آنها یک سری تغییر رخ میدهد.
5.تغییر در باورها به وسیله اطلاعات جدید: وسیله تمرین در بکارگیری چالشهای منطقی نیز به وجود میآید. پدیده(آها) در تغییر باور وجود دارد و از طریق کامل شدن ناگهانی یک فرایند رخ میدهد.
6.تغییر در دسترسی به خاطرات موقعیتی ناهشیار: بروین(1989) به طور واضح مشخص نمیکند که چه اتفاقی در نتیجه آن رخ میدهد. ممکن است تغییر در محتوا باشد یا نافعالسازی و شاید هم تغییر در فرایند.
7.کاهش در فراوانی افکار خودآیند منفی: فرض بر این است که افکار خودآیند منفی با تکرار زیاد از حد، باعث تداوم هیجانهای منفی میشوند. بنابراین کاهش در فراوانی آنها چه با تلاشهای هشیارانه باشد و چه نتیجه تغییر شناختی دیگر، باید منجر به کاهش هیجانهای منفی شود(فری، 1999؛ ترجمهی صاحبی و همکاران، 1382).

اصول شناخت درمانی
(1) نیازمند به ضابطه است. (2) محدود است.(3) قابلیت آموزش دارد. (4) بر ائتلاف درمانی استوار است. (5) تأکید بر زمان حال دارد.(6) جلسات درمانی آن ساختارمند است.(7) مبنی بر هدف و(حل) مسأله است. (8) درمان شناختی پیشگیری از عود را تشویق میکند. (9) تأکید برمشارکت فعال با بیمار یا فرد دارد. (10) از تکنیکهای متنوع و متفاوتی برای تغییر خلق، رفتار و تفکر استفاده میشود(بک، 1995؛ به نقل از وطنخواه، 1388).
مدل شناختی بک از افسردگی
این نظریه چهار مؤلفه دارد که همه آنها شناختی هستند به گونهای که به وقایع درونی ربط دارند و شخص ممکن است از آنها آگاه باشد در حالی که به وسیله افراد دیگر مستقیماً قابل مشاهده نیستند. اما مانند وقایع درونی نظیر درد یا گرسنگی تجربه میشوند. در زیر به توضیح این موارد پرداخته میشود:
*افکار خودآیند: پدیدههایی گذرا و شامل جملات و عباراتی هستند که در جریان آگاهی رخ میدهند، انواع مختلفی دارند و ممکن است از حالت هوشیاری خارج شوند.
*طرحوارهها: ساختارهای نسبتاً با ثبات سازمان شناختی فرد که به عنوان انتخابگر، قالب، یا طرح عمل میکنند. و ممکن است برای خلاصهسازی تجارب فرد از جهان و تواناسازی او برای سازماندهی رفتار به کار برده شوند.
*خطاهای منطقی: خطاهایی که در فرایند استدلال روی میدهند، مانند نتیجهگیری درمورد اینکه وقایع به طور کلی معنای منفی میدهند به این دلیل که معنای مثبتی در آنها وجود ندارد.
*مثلث شناختی: به محتوای افکار مربوط است. افکار خودآیند و طرحوارهها نیز محتوا دارند و خطاهای منطقی بر پایه این محتوا به صورت سوگیرانه عمل میکنند که این سوگیری باعث ایجاد افراط بیشتر میشود. در افسردگی به دلیل اینکه محتوای فکر در مورد خود، جهان و آینده منفی است، تفسیر دادههای حسی با خطاهای منطقی صورت میگیرد و در نتیجه افکار خودآیند منفی و طرحوارههای متمرکز بر خود، جهان و آینده تش
دید میشوند(فری، 1999؛ ترجمهی صاحبی و همکاران، 1382).
راهبردها و فنون شناخت درمانی
این درمان نسبتاً کوتاهمدت است و حداکثر 25 هفته طول میکشد. اگر بیمار در عرض این مدت بهبود نیافت، در تشخیص باید تجدید نظر کرد. درمان نگهدارنده هم میتوان به مدت چندین سال انجام داد. در شناخت درمانی هم مثل سایر رواندرمانیها خصوصیات درمانگر در توفیق درمان مهم است. درمانگر باید گرمی و صمیمت خود را به بیمار نشان دهد، تجربه زندگی هر بیمار را بشناسد و با خود و بیمار واقعاً روراست و صادق باشد. او باید بتواند ارتباطی ماهرانه و پر تعامل با بیمار خود برقرار کند. شناخت درمانگر در آغاز هر جلسه باید دستورالعملهای کار را تعیین کند، به بیمار تکلیف منزل بدهد که در فاصله جلسات انجام دهد، و مهارتهای تازه را به او بیاموزد. درمانگر و بیمار باید فعالانه همکوشی کنند. سه مولفه شناخت درمانی عبارت است از: جنبههای آموزشی، فنون شناختی و فنون رفتاری.
1-جنبههای آموزشی: شامل توضیح سه

پایان نامه با موضوع افسردگی اساسی، اختلال افسردگی، اختلالات روانی

ا افزایش سن وظایف مهم آنها خاتمه یافته و به انتخاب خود به وظایف جدیدی میپردازند(فروغ عامری، گواری، نظری، رشیدینژاد و افشارزاده، 1380).
9- نظریه تحولی
از میان نظریههای روانشناختی، معروفترین آنها نظریه تحولی اریکسون123 است که مراحل رشد را در تمامی دورههای زندگی توصیف مینماید. وی هشت مرحله را در زندگی انسان در نظر گرفته و سنین بالای 65 سال را، مرحله کمال در برابر یأس و انزوا یا انسجام من در برابر ناامیدی، نامگذاری کرده است. این مرحله به شخص امکان میدهد که جایگاه خود را در این دوره زندگی بپذیرد و قبول کند که زندگی هر کس مسئولیتی است که بر عهده خود او میباشد(سادوک و سادوک،1996؛ ترجمه پور افکاری، 1375). شخصی که به سن سالمندی میرسد، میبایستی تکالیف تکاملی این دوره را به انجام رسانده باشد.تکالیف تکاملی در مرحله کمالیافتگی در مقابل یأس و ناامیدی از نظر اریکسون عبارتند از:
1. قبول کاهش توانایی و محدودیتها
2. تطابق با بازنشستگی
3. تطابق با تغییر الگوهای زندگی
4. قبول مرگ و نیستی همراه با آرامش(کوزیر و ارب، 1987).
10-نظریه صفات
یکی از نظریات مطرح در رویکرد صفات، نظریه آلپورت124 است که رشد شخصیت را به عنوان یک فرآیند افتراقی مستمر در نظر گرفت و معتقد بود که شخصیت فرد مسن از طریق پیچیدگی یا افتراق بیشتری که نسبت به شخصیت فرد جوان دارد مشخص میشود. این افتراق رو به تزاید، به کمک تجربه زیاد سالمندان و تسلط بهتر بر سائقها125، تبیین میشود. وی شش صفات متمایز را برای این سنین تشخیص داده است. این صفات که به نظر میرسد شخصیت پخته را مشخص میکنند و آن را در مقابل شخصیت مسن قرار میدهند عبارتند از:
1. احساس خویشتن رشد یافته
2. توانایی حفظ روابط گرم با دیگران
3. امنیت عاطفی عمیق که به پذیرش نفس وابسته است
4. تمایل به درک، تفکر و اشتیاق عمل در مقابل واقعیت خارجی
5. خود عینیتیابی126، تعمق (بصیرت)127 و شوخ طبعی128
6. زندگی متناسب با فلسفهای که به زندگی وحدت میبخشد(آلپورت 1961، به نقل از گنجی، 1371).

مشکلات و اختلالات سالمندان
دادههای مربوط به شیوع اختلالات روانی در افراد مسن متغیر است اما بر اساس یک برآورد محافظهکارانه 25% این گروه سنی علائم روانپزشکی چشمگیری دارند. تعداد سالمندان دچار بیماری روانی در سال 2005 حدود 9 میلیون نفر برآورد شد. انتظار میرود این رقم تا اواسط این قرن به 20 میلیون نفر افزایش یابد. سالمندان با اختلالات روانی یا جسمانی و یا هردوی آنها دست به گریبانند و این اختلالات توانایی عملکردی و حتی بقای آنها را به خطر میاندازد. برنامه همهگیرشناسی منطقه تحت پوشش وابسته به موسسه ملی بهداشت روانی نشان داد که شایعترین اختلالات روانی در سالمندان عبارتند از: اختلالات افسردگی، اختلالات شناختی، انواع هراسها(از گروه اختلالات اضطرابی) و اختلالات مصرف الکل(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمهی رضاعی، 1390). حال با توجه به انواع اختلالاتی که سالمندان با آن درگیرند، این پژوهش به دنبال این است که دو مورد از این مشکلات و اختلالات(یعنی افسردگی و اضطراب) را بررسی کند و سپس یکی از درمانهای مرتبط با این مشکلات را مطرح سازد.
تعریف افسردگی
در حال حاضر افسردگی چهارمین بیماری شایع در جهان محسوب میشود و بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی 340 میلیون نفر در جهان از افسردگی رنج میبرند و طبق برآوردهای انجام شده پیشبینی میشود تا سال 2020 این بیماری به دومین بیماری شایع در جهان بدل شود(قایم محمدی، 1383). در چهارمین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی129، انجمن روانپزشکی آمریکا(1994)، اختلال افسردگی اساسی، یکی از اختلالات خلقی شمرده میشود. در اختلال افسردگی در حالت خفیف آن فرد به تفکر درباره موضوعات فردی میپردازد. در بیشتر ساعات روز و بیشتر روزهای هفته، غمگین و ناراحت است. با عمق یافتن افسردگی، علائم بیشتری افزوده میگردد. این علائم شامل تغییرات هیجانی همانند احساسات غمگینی و ناامیدی مفرط، تغییرات شناختی مانند احترام به خود پایین، گناه و تقصیر، حافظه و مشکلات تمرکزی، تغییرات در رفتار و انگیزش مانند احساس بیقراری یا کندی، کاهش علاقه به فعالیتهای اجتماعی یا تفریحی و تغییرات جسمی مانند خواب، مسائل خوردن و جنسی و توانباختگی است. چنانچه افسردگی به اندازهای شدید باشد که پنج علامت یا بیشتر از این علائم را برای مدت بیش از دو هفته در برگیرد، افسردگی اساسی است. میزان خطر ابتلای فرد به افسردگی در طول زندگی، در مردان12% و در زنان 20% است. در هر مقطع زمانی، حدود 5% جامعه از افسردگی با این شدت در رنج هستند؛ 25% از برهههای افسردگی کمتر از یک ماه طول میکشد و 50% در کمتراز سه ماه بهبود مییابند(کلارک130 و بورن131، 1954؛ ترجمه کاویانی، 1380). البته تعاریف دیگری نیز از افسردگی وجود دارد از جمله:
– افسردگی به منزله یک بیماری خلق و خو یا اختلال کنش خلق و خو است(لو132 و لو ،1991). در سطح معمول بالینی، افسردگی نشانگانی است که تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیرلفظی عواطف غمگین، اضطرابی و یا حالتهای برانگیختگی نشان داده میشود(بلاکبرن133 و کوترو134،1990).
-سقوط غیر قابل توجیه تنود حیاتی: این حالت در قلمرو بدنی با خستگی دائم آشکار میشود، در قلمرو شناختی به صورت پراکندگی دقت و مشکل کوشش فکری و در قلمرو عاطفی به شکل حالتی مالیخولیایی که با هشیاری فرد نسبت به ناتوانمندی واکنش همراه است، متجلی میشود(چاپلین135، 1975). از
علائم افسردگی میتوان به اندوه و تشویش زیاد، احساس گناه و بیارزشی، دوری گزیدن از دیگران، کاهش اشتها و میل جنسی، بیخوابی، از دست دادن علاقه و کسب لذت از فعالیتهای روزمره اشاره کرد. افراد افسرده شکلهای متفاوتی از علائم مذکور را تجربه میکنند که از نظر شدت ممکن است از ملایم تا خیلی شدید در نوسان باشد(دیویسون136، کرینگ137 و نیل138 ، 2004).
جدول2-4: فهرست نشانههای بالینی افسردگی(هوبر139، 1993؛ به نقل از دادستان، 1383)
رفتار، حرکت و شکل ظاهری
بدون نیرو، خمیده، بدون تنش، کندی حرکات، ناآرامی، اضطراب عصبی، مالیدن دستها به یکدیگر، غمگین،نگران، آویزان بودن گوشههای دهان، چینهای عمیق، به صورت آرام و یکنواخت حرف زدن، کاهش طیف عمل.
جنبهی هیجانی
احساس کوفتگی، ناتوانی، غمگینی، ناامیدی، فقدان، رهاشدگی، تنهایی، گنهکاری، خشم، اضطراب و نگرانی، بی احساسی در برابر جهان پیرامون
جنبهی روانشناختی نباتی
ناآرامی درونی، تحریکپذیری، تنش، برانگیختگی، گریه، خستگی، ضعف، اختلال خواب،حساسیت نسبت به تغییرات جوی، کاهش اشتها و وزن، دردها و ناراحتیهای نباتی(درد معده و سنگینی سر و . . .)
جنبهی خیالبافیشناختی
بازخورد منفی نسبت به خود و آینده، بدبینی و انتقاد دائم از خود، عدم اطمینان نسبت به خود، خودبیمارپنداری، فقدان تخیل،کندی فکر،مشکلات تمرکز،نشخوار فکری ادواری، انتظار تنبیه و فاجعه، افکار هزیانی مانند ارتکاب گناه، بیکفایتی، افکار انتحاری
جنبهی انگیزشی
انتظار شکست، کنارهگیری و اجتناب از مسئولیتهای خود،احساس فقدان کنترل و ناتوانی، احساس فزونی خواستههای دیگران، فقدان تمایل به پیشرفت، کنارهگیری تا حد انتحار یا افزایش وابستگی به دیگران.

تاریخچه مطالعه افسردگی
بقراط در حدود چهارصد سال قبل از میلاد مسیح اصطلاحات مانیا140(شیدایی) و مالیخولیا141 را برای توصیف اختلالات روانی به کار برده بود. در حدود سال سیام میلادی یک پزشک رومی به نام سلسوس142 مالیخولیا را به عنوان نوعی افسردگی ناشی از غلبه صفرا ذکر کرده است. در سال 1854 شخصی به نام فالره143 بیماریای به نام جنون دورهای را توصیف کرده بود که در آن حالات خلقی افسردگی و مانیا به طور متناوب پیدا میشد. در 1882 روانپزشک آلمانی به نام کالبام144 اصطلاح سیکلوتایمی145 را به کار برد و مانیا و افسردگی را مراحلی از یک بیماری واحد قلمداد کرد. در سال 1899 کراپلین146 نوعی روانپریشی به نام روانپریشی مانیا-افسردگی توصیف کرده بود که اکثر ملاکهایی که امروزه روانپزشکان برای گذاشتن تشخیص اختلال دو قطبی یک به کار میبرند در آن گنجانده بود. وی همچنین نوعی افسردگی هم برشمرده بود که در اواخر بزرگسالی شروع میشد و نهایتاً نام مالیخولیای کهولتی بر آن نهاده شد(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمه رضاعی، 1390).
همهگیرشناسی افسردگی
نتایج به دست آمده از مطالعات نشان داده که زنان دو برابر مردان افسرده هستند و احتمال بروز افسردگی یک قطبی برای مردان 8 تا 12 درصد و برای زنان 20 تا 26 درصد است(ساراسون147 و ساراسون، 1333؛ ترجمه نجاریان، اصغری مقدم و دهقانی، 1383). اما در جدیدترین مطالعات اختلال افسردگی اساسی در بین اختلالات روانپزشکی بالاترین شیوع طول عمر(حدود 17%) را داشته است. میزان بروز سالیانه افسردگی اساسی 59/1 درصد(زنان89/1 درصد و مردان1/1 درصد) است.از نظر جنسیت نیز تقریباً در سراسر جهان و در همهی کشورها و فرهنگها دیده شده که شیوع اختلال افسردگی اساسی در زنان دو برابر مردان است، طبق فرضیههای ارائه شده دلائل این تفاوت عبارت است از تفاوتهای هورمونی، اثرات زایمان، تفاوت فشارهای روانی-اجتماعی زنان و مردان و الگوهای رفتاری مربوط به درماندگی آموخته شده. و از بُعد تأهل نیز اختلال افسردگی اساسی بیشتر در افرادی دیده میشود که هیچ ارتباط بینفردی نزدیکی ندارند و یا طلاق گرفته یا متارکه کردهاند(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمه رضاعی،1390).
دیدگاههای مختلف درباره افسردگی
در طی سالهای گذشته تبیینهای نظری مختلفی از افسردگی شده است، عمدهترین این نظرات در زیر توضیح داده میشود.
1-دیدگاه زیستشناختی
پیشفرض این دیدگاه این است که علت افسردگی یا در ژنها نهفته است که از طریق توارث از والدین به فرزندان منتقل میشود، یا نارسایی عمل فیزیولوژیایی که ممکن است پایه ارثی یا غیرارثی داشته باشد. یک زمینه عمدهی پژوهش درباره علل زیستشناختی افسردگی مربوط است به نقش انتقالدهندگان عصبی(آزاد، 1384). در خلال دو دهه اخیر پژوهشهای گستردهای برای تعیین نقش نوراپینفرین و سروتونین در ایجاد افسردگی انجام شدهاند، پارهای از پژوهشها، پایین بودن سطوح نوراپینفرین و سروتونین را علت افسردگی تلقی میکنند و پارهای دیگر، پایین بودن سطح یکی از انتقالدهندگان عصبی را موجد حالت افسردگی میدانند و برخی از پژوهشگران نیز به این نتیجه رسیدهاند که افسردگی ناشی از نوراپینفرین و افسردگی مبتنی بر سروتونین، نشانههای متفاوتی دارند(کامر148، 1995؛ به نقل از دادستان، 1383).

2-دیدگاه روانتحلیلگری149
رویکرد روانتحلیلگری برای تبیین اختلال افسردگی بر دو مفهوم جدایی150 یا فقدان151 و خشم152 تأکید دارد. به اعتقاد این دیدگاه از دست دادن همسر، والدین، بچه و یا هر محبوبی میتواند فقدان ایجاد نماید. فقدان صرف نظر از اینکه به علت مرگ باشد یا ترک شدن، حتی وقتی هم واقعی نبوده به صورت نمادین باشد، میتواند موجب افسردگی شود. این نظریه افسردگی ابتدا توسط
فروید153(1917) و آبراهام154(1911-1916) ارائه شد. وجود مشابهت بین افسردگی بالینی و واکنش عزا به دلیل از دست دادن فردی محبوب، نقطه آغاز این نظریه بود، چون در هر دو مورد نشانههایی مانند کاهش اشتها، اختلال خواب، ناتوانی در اخذ لذت از زندگی، گوشهگیری، خمودگی و جز آن مشاهده میشد(دادستان، 1383).
آبراهام و فروید(1924 و 1917 به نقل از سو155 و سو، 1990) بین سوگواری طبیعی و افسردگی تمایز قائل شدهاند، از جمله اینکه در سوگواری فرد سوگوار نسبت به از دست دادن موضوع عشق آگاهی و هشیاری دارد و از احساس خود در این خصوص آگاه است و میداند با از دست دادن موضوع عشق چه تغییراتی برای او بوجود آمده است. فرد عزادار به علت ناتوانی در پذیرش این فقدان به مرحله دهانی، مرحله تمایز نایافتگی کودک-والد، واپسروی میکند و در نتیجه هویت او با هویت شخص از دست رفته همسان شده و دستیابی به فرد اخیر، امکانپذیر میشود. به عبارت دیگر افراد عزادار برای بازیافتن موضوع از دست رفته

پایان نامه با موضوع فیزیولوژی، سازمان ملل، آمریکای لاتین

تعریف عملیاتی متغیرها
-افسردگی: نمرهای که فرد سالمند از پرسشنامه افسردگی سالمندان به دست میآورد و در این پژوهش نمره 8 به عنوان نقطه برش در نظر گرفته شده است.
-اضطراب: نمرهای که فرد سالمند از پرسشنامه اضطراب آشکار و پنهان75 اشپیلبرگر76(1970) به دست میآورد و شامل دو بخش اضطراب آشکار و پنهان است و افرادی که در هر دو بخش نمرات 43 و بالاتر(متوسط به بالا) دریافت کنند به عنوان افرادی مضطرب به پژوهش وارد میشوند.
-شناختدرمانی: بسته آموزشی شناختدرمانی گروهی مایکل فری که به مدت 10جلسه 120 دقیقهای به صورت هفتهای دو جلسه در فاصله زمانی دوماه و نیم اجرا میشود.
-سالمند: افراد بالای 65 سال در این پژوهش به عنوان سالمند در نظر گرفته شده است.

فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش

تعاریف سالمندی
-پیری عبارت است از اضمحلال تدریجی در ساختمان و ارگانیسم بدن که بر اثر دخالت عامل زمان پیش میآید و تغییراتی را در ساختمان و عمل اعضای مختلف بدن به وجود میآورد که سفید شدن مو، چین و چروک پوست، ریزش مو،کاهش قدرت دید، نقصان شنوایی، خمیدگی، کندی در تحرک،کاهش قدرت عضلانی، اختلال و آشفتگی در حافظه و ادراک، اختلال در جهتیابی،کاهش ظرفیت و کارایی ریهها و سیستم قلبی و عروقی از آن جملهاند(سازمان جهانی بهداشت، 2009 ؛ پورجعفری و آبایی، 1381). پیری بیشتر به صورت مجموعهای از تغییراتی که در افراد با گذشت زمان اتفاق میافتد، نیز توصیف میشود(استنهوپ77 و لنکاستر78، 2000). در تعریفی دیگر سالمندی فرایندی زیستی و پدیدهای حیاتی بوده است که همهی انسانها را شامل میشود، این دوره حاصل تعامل پیچیده عوامل فیزیولوژیکی، روانشناختی، اجتماعی و محیطی است که بر عملکرد سلولها، بافتها و دستگاههای بدن تأثیر دارند و در نهایت پیری و سالمندی را در پی خواهد داشت(ستاری، 1385). احدی و جمهری(1382) پیر شدن را عبارت از یک فرایند تحول تدریجی و درک زندگی میدانند که به تدریج و به کمک تجربه به دست میآید.
-سالمندی فرآیند طبیعی و اجتنابناپذیری است. هر کسی که زنده است عاقبت پیر و سالخورده میشود. سالمندی همراه با تغییرات روانی و بدنی است. از نظر جسمی، کاهش قدرت بینایی و شنوایی، چشایی، بویایی، کاهش قدرت بدنی، سست شدن دندانها، کم شدن استحکام لثهها، کاهش هماهنگی حرکتی و سرعت واکنش در مقابل محرکها است(لطفآبادی، 1378). سالمندی به تعریف انجمن تغذیه آمریکا، به تغییرات فیزیولوژیکی طبیعی و پیشرونده و غیرقابل برگشت اطلاق میشود(شجری،1373). در تعریفی دیگر سازمان ملل متحد، کشورها را به سه نوع ساخت جمعیتی جوان، بزرگسال و سالمند تقسیم میکند که مشخصه آنها میزان نسبت جمعیت سالمند در این کشورها است. طبق این تعریف،کشورهای دارای جمعیت سالمند،کشورهایی هستند که نسبت جمعیت سالمندان آن بیش از 7% میباشد(سامآرا، 1370). سنین پیری یا اواخر بزرگسالی، معمولاً به مرحلهای از دوره زندگی که از 65 سالگی شروع میشود اطلاق میگردد(سازمان جهانی بهداشت، 2001). سالمندی را معمولاً سن بالای 65 سال برمیشمارند(سازمان جهانی بهداشت، 2010).
-سالمندی را سنی میدانند که در آن اکثر مردم از کار بازنشسته میشوند و از انواع خاصی از مزایای رفاهی مانند حقوق بازنشستگی برخوردار میگردند(گیدنز79، 1376؛ به نقل از احمدی و بهشتی، 1386). و سازمان جهانی بهداشت(2001) سالمند را به دو سالمند جوان 65 + (بعضی اوقات 60+) و سالمند کهنسال 80 + تقسیم کرده است.
سالمندی را میتوان از چهار جنبه مورد مطالعه قرار داد:
1.سن زمانی: سالمندی عبارت است از تعداد سالهایی که از بدو تولد طی شده است. در ایران سن 60 سالگی را به طور قراردادی آغاز سالمندی تعیین کردهاند.
2. سن جسمی و زیستی: سالمندی جسمی تدریجی حاصل میشود، تعیین لحظهای که شخص از نظر جسمی سالخورده میشود، غالباً قراردادی است.
3. سن روانی و عاطفی: این دگرگونیها در دو بعد زیر قابل مطالعه است:
الف)دگرگونیهای شناختی: تغییراتی که شیوهی تفکر و همچنین تواناییهای فرد سالمند را تحت تأثیر قرار میدهد.
ب)دگرگونیهایی که عاطفه و شخصیت را شامل میشود: شخصیت و کنشهای شناختی تحت تأثیر رویدادهایی همچون بازنشستگی و مرگ همسر قرار میگیرد.
4. سن اجتماعی: نقشهایی را تعیین میکند که انسان میتواند، میخواهد و بایستی در اجتماع بر عهده گیرد یا آرزوی بر عهده گرفتن آنها را دارد( میشارا80 و رایدل81، 1917؛ ترجمه گنجی، داودیان و حبیبی، 1367).
تقسیمبندی پیری
پیری به دو بخش تقسیم میشود: سالخوردگی و از کار افتادگی، اکثریت پیران را سالخوردگانی تشکیل میدهند که سرزنده و روی پا هستند و سایر پیران کسانی هستند که از پا افتاده و ناتوانند، پیری فقط مسئله جسمی نیست بلکه یک عارضه روانی-اجتماعی هم هست،آدمی به همان اندازه پیر است که احساس پیری میکند. افرادی که سلامت روانی طبیعی دارند، معمولاً در نوجوانی خود را جوان میپندارند و در دوره پیری احساس پختگی و بزرگسالی میکنند. رسیدن به سنین بالای زندگی نتیجه عوامل پیچیدهای است که مهمترین آنها عبارتند از وضعیت ژنتیک فرد، وضع تغذیه، بهداشت و عوامل محیطی دیگر(لطفآبادی،1378). اما در کل مشخص کردن پیری به دو دلیل بسیار مشکل است: نخست حادثه و جریان فعل و انفعال پیری در میان افراد کاملاً متفاوت است و دوم در بعضی از جوامع ممکن است سن و سالی را پیر در نظر بگیرند، در صورتی که امکان دارد همان سن
را در جوامع دیگر جوان به حساب بیاورند(عشقپور،1370).
جمعیت سالمندی
تعداد افرادی که به واپسین سالهای زندگی خود رسیدهاند، بخش قابل توجهی از جمعیت کل جهان را تشکیل میدهند. در سال 2000 تعداد افرادی که 60 ساله یا بیشتر بودهاند بالغ بر 600 میلیون نفر بود. پیشبینیها حاکی از آن است که این تعداد در سال 2025 به2/1 میلیارد و در سال 2050 به 2 میلیارد برسد(سازمان جهانی بهداشت،2009). از سویی پیشبینی شده است که بین سالهای 1950 تا 2025 جمعیت جهان به سه برابر افزایش یابد. و طبق برآوردهای به عملآمده در سال 2025 از هر 7 تن جمعیت دنیا، یک تن بیش از 60 سال عمر خواهد کرد و حال آنکه در سال 1950 از هر 12 تن، یک تن بیش از 60 سال زندگی میکرد. بنابراین در سال 2025 تعداد افراد بیش از 60 سال به حدود یک میلیارد تن خواهد رسید(مرکز آمار ایران، سالنامهی آماری سازمان ملل متحد، 1368). طبق تخمین ژاو، هی، جاو، یوآن، فنگ وژانگ(2012) و کوئینگ82، مککالوف83 و لارسون84(2001) در سال2025 جمعیت جهان به هفت میلیارد و هشتصد و بیست و سه میلیون نفر و تعداد افراد بالای 65 سال به 4/10 درصد خواهد رسید.
بر طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، پیرترین کشور تا سال 2020 میلادی ژاپن خواهد بود(31 درصد جمعیت آن را سالمندان تشکیل خواهد داد) و بعد از آن ایتالیا، یونان، و سوئیس قرار دارند(28 درصد)، تا سال 2020 نسبت جمعیت 60 سال و بالاتر در آمریکای شمالی 23 درصد، آسیای شرقی 17 درصد، آمریکای لاتین 12 درصد و در جنوب آسیا 10 درصد خواهد شد(پورجعفری و آبایی، 1381).
طبق آمار سازمان بهداشت جهانی، تعداد سالمندان در کشورهای آسیای جنوب غربی(از جمله ایران) در سال 2000 حدود 7% کل جمعیت بوده و این رقم تا سال 2030 به 15% خواهد رسید(نمدیان و قبادی،1385). اما طبق سرشماری جمعیت عمومی ایران در سال 1375، حدود 32/4 درصد کل جمعیت 60 میلیون نفری کشور را سالمندان 65 سال تشکیل میدادند. به عبارت دیگر 6/2 میلبون نفر از جمعیت ایران را شامل میشد. جمعیت سالخوردگان ایران در سال2050 به بیش از 26 میلیون نفر و نسبت آن به کل جمعیت به حدود 23% خواهد رسید(زحمتکشان، باقرزاده، اکابریان، یزدانخواه فرد، میرزایی، یزدانپناه و همکاران، 1391؛ زنجانی، 1379؛ توکلی، 1384). براساس سرشماری مرکز آمار ایران و مطالعات انجام شده، جمعیت بالای 60 سال ایران در سال 2021 بیش از 10% برآورد مىشود(راسل و اردلان، 1386). آمار سال 1375 نشان می دهد که تعداد سالمندان 60 سال و بالاتر کشور 3978127 نفر بوده است که از این تعداد 1842177 نفر را زنان تشکیل دادهاند(پورجعفری و آبایی، 1381). اکثریت افراد سالمند را زنان تشکیل میدهند. در سراسر جهان به ازای هر 81 نفر مرد سالمند با سن 60 سال و بالاتر، 100 زن سالمند وجود دارد. در بین افراد بسیار پیر(سن 80 سال بالاتر) 53 نفر مرد سالمند به ازای 100 نفر زن سالمند وجود دارند(قائمی، 1369). و هر ماه به جمعیت سالمندان بالای 65 سال در جهان حدود 800 هزار نفر افزوده میشود(سیام،1380).
جدول2-1: جدول کشور و جمعیت سالمندی در طی شش سال سرشماری عمومی از سال 1335 الی سال 1385(به نقل از مثنوی و همکاران، 1386)
جمعیت بالای 60سال
(درصد)
جمعیت بالای 60 سال
(نفر)
جمعیت کل
(نفر)
سال سرشماری
24/6
33/6
25/5
43/5
62/6
27/7
1183989
1588042
1770614
2673115
3978127
5119000
18954704
25078923
33708744
49445010
60055488
70472846
1335
1345
1355
1365
1375
1385

جدول2-2: آمار جمعیت سالمندی ایران به تفکیک گروه سنی در سال1385(به نقل از مثنوی و همکاران، 1386)
درصد
نفر
سن
08/2
70/1
59/1
98/0
92/0
27/7
1464000
1197000
1119000
694000
645000
5119000
64-60
69-65
74-70
79-75
80 و بالاتر
جمع
جدول 2-3: نسبت سهم زنان در جمعیت سالمندان 60 ساله و بیشتر و 80 ساله و بیشتر ایران و جهان و برخی از کشورها در سال 1999 (مرکز آمار ایران، دفتر آمارهای جمعیت، نیروی کار و سرشماری، 1385).
منطقه
نسبت جنسی
سهم زنان

60 ساله و بیشتر
80 ساله و بیشتر
60 ساله و بیشتر
80 ساله و بیشتر
کل جهان
81
53
55
65
قاره آسیا
89
61
53
62
چین
92
54
52
65
ژاپن
79
49
56
67
هند
92
82
52
55
ایران
116
94
46
51
پاکستان
100
105
50
48
عرا ق
89
77
53
56
ترکیه
89
67
53
60

نشانههای جسمانی پیری
بررسیهای سال 1978، سازمان بهداشت ملی در آمریکا، نشان میدهد که 86 درصد از افراد بالای 65 سال، به نوعی به اختلال جسمی مزمن مبتلا هستند. اختلالهایی چون، ضعف حواس پنجگانه، ناتوانی جسمی و یا زوال عقلی پیش رونده. علاوه بر این، 38 درصد از افراد مذکور به آرتروز، 20 درصد به فشار خون بالا و 20 درصد دیگر به بیماری قلبی مبتلا هستند(سلیگمن85 و شافر 86 ، 1995). اما پیری همانند بلوغ با تغییراتی در اندامها و نیز تغییراتی مربوط به تغذیه بافتها مشخص میشود.آشکارترین تغییرات در این سطح بیشک تغییراتی است که در زمینه اعضای برون از پوست یا مخاط به وقوع میپیوندند. با افزایش سن موهای بدن به سپیدی میگرایند. غالباً نیز از مقدار آنها نیز کاسته میشود، اما این کاهش معمولاً مربوط به موهای قسمتهایی نیست که در نوجوانی پدیدار شدهاند. موهای سر میریزند ولی موهای پشت لبها، روی چانه، زیر بغل و روی سینه و زهار پا برجا میمانند. با این وجود طاس شدن غالباً چنان زودرس است که نمیتوان آن را لااقل مستقیماً به عنوان علامت تنزل و پسرفت جنسی ناشی از پیری دانست، رنگ پوست معمولاً زایل میگردد. این رنگ پریدگی در هر حال حاکی از کندی گردش خون پیرامونی اس
ت. همچنین پوست پژمرده میشود و در قسمتهایی از آن چربی جمع میشود(منصور، 1385). در دوره سالمندی وضعیت عمومی بدن نیز نقصان مییابد که از نمونههای آن کاهش پیشرونده در کفایت فرآیند فیزیولوژِیک، تعادل ناپایدار، ناتوانی بدن در حفظ و ثابت نگهداشتن مواد درونی، کاهش ذخیرههای فیزیولوژیک، آسیبپذیری نسبت به عوامل استرسزای جسمی و روانی و افزایش دورههای استراحت است(معماریان، 1378). ظرفیت کاری قلب با افزایش سن کاهش مییابد. این کاهش خصوصاً هنگام فعالیت با استرس بیشتر میشود. دریچههای قلب سفت و غیرقابل انعطاف میشوند و منجر به ناتوانی در پر و تخلیه کردن قلب میشود. به علاوه عمل پمپ کردن قلب به دلیل تغییرات شریانهای کرونر کاسته میشود، همچنین به دلیل فقدان ارتجاعی عروق محیطی فشار خون سیستولیک و دیاستولیک افزایش مییابد. با

منابع پایان نامه ارشد درباره مقررات ملی، سیستم دوگانه، مدیریت بحران

دوگانه با مهاربند واگرا و دیوار برشی فولادی معرفی میکند. آییننامه (حداقل بارهای طراحی ساختمان و دیگر سازهها /انجمن مهندسان سازه آمریکا) میباشد، با کمک جدول 1-2-12 این آییننامه مقادیر ذیل را استخراج مینمایم.

جدول 3-1- تعیین R، Cd و ͦ از آییننامه (حداقل بارهای طراحی ساختمان و دیگر سازهها/انجمن مهندسان سازه آمریکا45)
) ͦ
Cd
R
نوع سیستم باربر جانبی

3
8
قاب خمشی ویژه
4

8
سیستم دوگانه قاب خمشی ویژه و مهاربند واگرا

8
سیستم دوگانه قاب خمشی ویژه و دیوار برشی فولادی ویژه

3-7-2- تعیین و مشخص کردن شتاب مبنای طرح A و ضریب اهمیت سازهها (I)
نسبت شتاب مبنای طرح براساس دستورالعمل 2800 ویرایش سوم 3/0 = A میباشد و با توجه به مسکونی بودن سازهها، سازهها در گروه 3 – ساختمانها با اهمیت متوسط قرار میگیرند و ضریب اهمیت I آنها برابر با 1 میباشد.
3-7-3- محاسبه زمان تناوب سازهها
محاسبه زمان تناوب سازهها براساس روابط تجربی آییننامه 2800 ایران صورت میگیرد که بیان میکند.
برای قاب خمشی فولادی
(3-1)
برای سایر سیستمها
(3-2)

جدول 3-2- زمان تناوب ساختمانهای مورد بررسی
سیستمهای دوگانه
قاب خمشی
تعداد طبقات
زمان تناوب سازه
تعداد طبقات
زمان تناوب سازه
1
114/0
1
182/0
2
192/0
2
307/0
3
260/0
3
416/0
4
322/0
4
516/0
5
381/0
5
610/0
از آنجا که زمان تناوب (T) کوچکتر از 7/0 ثانیه شد لذا مقدار نیروی Ft (نیروی شلاقی) صفر لحاظ میشود.

3-7-4- محاسبه ضریب بازتاب ساختمانها (B)
از دستورالعمل 2800 جدول شماره‌ی 3 داریم (برای نوع زمین 3 و خطر نسبی زیاد و خیلی زیاد)
75/1 = S و 7/0 = Ts و 15/0 = T ͦ
برای سیستم قاب خمشی رابطه ذیل ارضاء میشود لذا داریم
Ts > زمان تناوب > T ͦ
برای محاسبهی ضریب بازتاب B براساس دستورالعمل 2800 داریم.
(3-3)
لذا 75/2 = 1 + 75/1 = B میباشد.
برای سیستمهای دوگانه و ساختمان 1 طبقه داریم.
Ts زمان تناوب ͦ
لذا برای محاسبهی ضریب بازتاب B براساس دستورالعمل 2800 داریم
(3-4)
پس میباشد.
برای سیستمهای دوگانه و ساختمانهای غیر از 1 طبقه داریم.
Ts زمان تناوب T ͦ
لذا برای محاسبهی ضریب بازتاب B براساس دستورالعمل 2800 مجدداً از رابطهی 4-3 استفاده میکنیم و B برابر است با 75/2 = 1+75/1 = 1+B = S میباشد.

3-7-5- ضریب تبدیل از حالت حدی نهایی به حالت تنشهای مجاز (y)
نکتهی بسیار مهمی که باید به آن توجه شود این است که ضریب رفتار موجود در جدولهای آییننامه اِ.اس.سی.ای/اِس.ای.آی 7-0546 و اکثر آییننامههای معتبر ایالات متحده مطابق با روش اِل.آر.اف.دی (طراحی به روش حدنهایی) بوده و برای استفاده از روش اِ.اس.دی (طراحی به روش تنش مجاز) باید در ضریبی ضرب شود این ضریب براساس نحوهی برخورد آییننامههای طراحی با تنشهای طراحی (تنش تسلیم و تنش مجاز) تعیین میشود و مقدار این ضریب معمولاً در حدود 5/1 میباشد در آییننامه یو.بی.سی.9747 مقدار این ضریب 4/1 است. این ضریب براساس آییننامه اِ.آی.اِس.سی- اِ.اِس.دی به طریق زیر تخمین زده میشود.
(3-5)
در روابط فوق Z و S به ترتیب مدولهای پلاستیک و ارتجاعی مقطع هستند و ضریب به دلیل افزایش تنش مجاز در طراحی در برابر نیروهای زلزله است. نسبت که به آن ضریب شکل نیز گفته میشود در حدود 15/1 است لذا بنابراین ضریب رفتار حدنهایی و حد تنش مجاز به صورت مقابل ارتباط دارند.
(3-6)

3-7-6- اصلاح ضریب رفتار (R)
با توجه به بند 3-7-5 داریم.
2/11= 4/1 × 8 = 4/1 × R = R

3-7-7- تعیین ضریب برش پایه C در روش استاتیکی معادل
ضریب برش پایه C در روش استاتیکی معادل براساس دستورالعمل 2800 ایران برابر است با
(3-7)
برای قاب خمشی و سیستم دوگانه
فقط برای ساختمان 1 طبقه دوگانه

3-7-8- تعیین بارگذاریها
مشخصات بارگذاری فرض شده برای این تحقیق به شرح ذیل میباشد.
1- فرض میشود تیغههای داخلی سازهها دارای ضخامت 14 سانتیمتر میباشند و وزن واحد سطح آنها است و چون 150< 137 است براساس مبحث ششم مقررات ملی مجاز به پخش بار تیغهبندی به صورت گسترده میباشیم.
2- فرض میشود دیوارهای پیرامونی سازه (دیوارهای خارجی) دارای ضخامت 22 سانتیمتر میباشند و وزن واحد سطح آنها میباشد و چون 275 > 196 < 150 است برطبق مبحث ششم مقررات ملی ساختمان مجاز به پخش بار تیغهبندی به صورت گسترده میباشیم، ولی باید اعضاء سازهای زیر این تیغهها کنترل موضعی گردند برای اجتناب از این امر از روش دقیق (اثر دادن بار تیغه در محل خود) استفاده میکنیم.
3- وزن واحد سطح سیستم تیرچه و بلوک برای طبقات فرض میشود.
4- وزن واحد سطح سیستم سقف تیرچه و بلوک برای بام فرض میشود.
5- وزن واحد سطح سیستم پله در حالت مایل و در حالت قائم فرض میشود.
6- بار برف براساس مبحث ششم مقررات ملی ساختمان فرض میشود.
بر طبق مبحث ششم مقررات ملی ساختمان از بین بار مرده و بار برف آن باری که اثرات مضر بیشتری بر سازه میگذارد
انتخاب میشود.
7- براساس آییننامه 2800 در صورتی که وزن خرپشته 25% یا بیشتر از وزن بام باشد در محاسبات ارتفاع خرپشته نیز وارد میشود که فرض میشود در این پروژه این حالتها رخ ندهد.
8- فرض میشود سازهها فاقد آسانسور باشند.
9- بار زنده کف طبقات براساس مبحث ششم 200 دکا نیوتن بر مترمربع میباشد.
10- بار زنده بام براساس مبحث ششم 150 دکانیوتون بر مترمربع میباشد.
11- مطابق بند 6-2-2-3 مبحث ششم مقررات ملی بار تیغهها 100 کیلوگرم بر مترمربع فرض میشود.

شکل 3-4- نمونه ای از بارگذاری های انجام شده در نرم افزارهای سپ2000 و ایتبس

3-7-9- تعیین مشخصات مصالح به کار رفته در ساختمانها
فرض میشود مصالح به کار رفته در ساختمانها دارای شرایط و خصوصیات ذیل باشند.
1- مقاومت فشاری بتن برابر با 210 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع فرض میشود.
2- تنش جاری شدن آرماتورهای طولی برابر با 4000 = Fy کیلوگرم بر سانتیمتر مربع (فولاد نوع 400S – 3A)
3- تنش جاری شدن آرماتورهای عرضی برابر با 3000 = Fys کیلوگرم بر سانتیمتر مربع (فولاد نوع 300S – 2A)
4- جرم واحد حجم بتن برابر با 245 کیلوگرم بر مترمکعب فرض میشود.
5- وزن واحد حجم بتن برابر با 2400 کیلوگرم بر مترمکعب فرض میشود.
6- مدول الاستیسیته E بتن برابر با 109 × 2/2 کیلوگرم بر مترمربع فرض میشود.
7- ضریب پواسون بتن برابر با 2/0 = V فرض میشود.
8- نوع فولاد مصرفی در المانهای افقی و عمودی از نوع 37st با تسلیم 2400 = Fy کیلوگرم بر سانتیمتر مربع و تنش نهایی 3600 = Fu کیلوگرم بر سانتیمترمربع فرض میشود.
9- نوع فولاد مصرفی در دیوارهای برشی فولادی از نوع 36A با تنش تسلیم 36 = Fy کیپس و تنش نهایی 58 = Fu کیپس فرض میشود.
10- مدول الاستیسیته (ضریب ارتجاعی) مصالح فولادی E مساوی 1010×1/2 کیلوگرم بر مترمربع یا 105×05/2 نیوتون بر میلیمتر مربع فرض میشود.
11- ضریب پواسون مصالح فولادی برابر با 3/0 = V فرض میشود.

منحنی 3-1 منحنی تنش-کرنش مصالح مورد استفاده در تحقیق

3-7-10- مقادیر بار اعمالی سقف در نرم افزار ایتبس
با توجه به ویژگیهای نرم افزار ایتبس، این نرم افزار وزن کلیه قسمتهای مدل شده در آن را به صورت اتوماتیک محاسبه میکند لذا با مدل کردن دال بتنی سقف و تیرچهها در نرم افزار باید مابقی وزن سقف در نرم افزار وارد شود که در این صورت میتوان مقادیر ذیل را به عنوان وزن کف طبقات و بام به نرم افزار معرفی کرد.
1- برای کف طبقات: 242 کیلوگرم بر مترمربع.
2- برای کف بام: 246 کیلوگرم بر مترمربع.

3-7-11- تعیین دستورالعملهای به کار رفته
1- مبحث دهم مقررات ملی ساختمان ایران.
2- ویرایش سوم دستورالعمل 2800 ایران.
3- آییننامه طراحی سازههای فولادی آمریکا- روش تنش مجاز ویرایش سال 2001.
4- آییننامه طراحی سازههای فولادی آمریکا- طرح لرزهای- ویرایش سال 2005.
5- آییننامهی بارگذاری آمریکا تحت عنوان حداقل بارهای لازم برای طراحی ساختمانها و دیگر سازهها – انجمن مهندسین سازه آمریکا ویرایش سال 2005.
6- مبحث ششم مقررات ملی ساختمان ایران.
7- آییننامه طراحی سازههای فولادی کانادا ویرایش سال 1997.
8- دستورالعمل کمیته مدیریت بحران آمریکا (فما)- 356.
9- دستورالعمل کمیته مدیریت بحران آمریکا (فما) – پروژه 440.
10- دستورالعمل کمیته تکنولوژیهای جدید آمریکا- 19.
11- دستورالعمل کمیته تکنولوژیهای جدید آمریکا- 40.
12- نشریه شمارهی 360 سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور.

3-7-12- طیف تعریفی
طیف تعریفی برای این تحقیق طیف طرح استاندارد آییننامه 2800 ایران میباشد، که با توجه به نوع زمین 3 و خطر نسبی زیاد از آییننامه استخراج میشود این طیف برای زلزله سطح خطر 1 (زلزله با دوره بازگشت 475 سال و احتمال وقوع 10% در 50 سال) تعریف شده است. با توجه به بند 6-7-2 و 6-1-2 مبحث ششم مقررات ملی نسبت میرایی 5% فرض میشود. برای محاسبه طیف طرح استاندارد 2800 برای این پروژه با توجه به اینکه داریم 75/1 = S و 7/0 = Ts و 15/0 = T ͦ لذا برای ساختمانهای 1 الی 5 طبقه داریم.

شکل 3-5- تعریف طیف طرح در نرم افزارهای سپ2000 و ایتبس

جدول 3-3- محاسبهی B برحسب T جهت طیف طرح استاندارد 2800
زمان تناوب T
ضریب بازتاب B
زمان تناوب T
ضریب بازتاب B
زمان تناوب T
ضریب بازتاب B
0/0
0000/1
7/1
5221/1
4/3
9588/0
1/0
1667/2
8/1
4652/1
5/3
9405/0
2/0
7500/2
9/1
4133/1
6/3
9230/0
3/0
7500/2
0/2
3658/1
7/3
9063/0
4/0
7500/2
1/2
3221/1
8/3
8903/0
5/0
7500/2
2/2
2817/1
9/3
8750/0
6/0
7500/2
3/2
2443/1
0/4
8604/0
7/0
7500/2
4/2
2095/1
1/4
8463/0
8/0
5158/2
5/2
1770/1
2/4
8328/0
9/0
3258/2
6/2
1466/1
3/4
8199/0
0/1
1680/2
7/2
1181/1
4/4
8074/0
1/1
0346/2
8/2
0913/1
5/4
7954/0
2/1
9199/1
9/2
0661/1
6/4
7838/0
3/1
8201/1
0/3
0423/1
7/4
7727/0
4/1
7324/1
1/3
0197/1
8/4
7619/0
5/1
6545/1
2/3
9984/0
9/4
7515/0
6/1
5848/1
3/3
9781/0
0/5
7415/0
محاسبه ضریب طیف جهت معرفی به نرم افزار ایتبس به شکل ذیل انجام میشود.
ضریب طیف