می 12, 2021

منابع مقالات علمی : نقش سازماندهی مشاغل کاذب (دستفروشی) در امنیت اجتماعی شهری- قسمت ۹

    • توانمندی طراحی کالبدی محیط در ایجاد یک قلمرو و حس مالکیت در فرد و تقویت غریزه طبیعی مالکیت و قلمروگرایی
    • توانمندی طراحی کالبدی محیط در ایجاد موقعیت نظارت و مراقبت شهروندان
    • قادر بودن طراحی کالبدی در آگاهی دادن به جدایی حریمهای عمومی از خصوصی و یا نیمه عمومی و نیمه خصوصی
    • توانمندی طراحی کالبدی محیط در تشویق شهروندان به حضور در فضاهای عمومی و حفظ آزادی رفت و آمد به مکانهای عمومی و حفظ اموال شخصی
    • توانمندی طراحی کالبدی به سختتر کردن اهداف مجرمانه و منصرف شدن آنان از ارتکاب جرم
    • توانمندی طراحی کالبدی به ترغیب حس مسئولیتپذیری شهروندان نسبت به فضاهای عمومی

نیومن مدل فضاهای قابل دفاع را در دو نمونه از پروژههای مسکونی بدین طریق آزمایش نمود که در یکی از این پروژهها خصوصیات و فضاهای قابل دفاع نسبت به دیگری کمتر رعایت شده بود. وی پس از انجام آزمون در این دو پروژه گزارش نمود که در پروژه مذکور آمار جرم و هزینههای نگهداری به طرز چشمگیری بالاتر بوده است. در مراحل بعدی نیومن این آزمایش را بر بیش از یکصد پروژه مسکونی انجام داده و نتیجهگیری نمود که میان ویژگیهای کالبدی یک محیط و الگوهای جرم ارتباط وجود دارد(۱۹۷۲،Newman).
این موارد تا سالهای اخیر نیز به عنوان عناصر کلیدی در CPTED مطرح بوده است. جفری در ویراست دوم کتاب خود، در سال ۱۹۹۷، دیدگاههای خود را گسترش داد و مدلهای رفتاری پیچیدهتری را ارائه نمود. مدلهای رفتاری که در آن محیطهای فیزیکی و رفتار مجرمان بر یکدیگر تأثیر متقابل دارد. این مسئله مبنایی را بنیان گذاشت که هدف جفری از آنها توسعه مدلهای رفتاری و منظور از آنها پیشبینی تأثیر تغییر و اصلاح محیط خارجی و داخلی بر رفتار مجرمان بود. دهه ۷۰، بعد از دهه ۶۰ میلادی که دهه انتقاد از وضع موجود بود، اولین جرقهها و سنگ بناهای اصلی و بنیادی CPTED توسط نیومن و جفری گذاشته شد. در این دوره با انجام مطالعات تجربی و انتشار کتب مختلف CPTED از دوران کودکی خود خارج شد. (قورچیبیگی،۱۳۸۶،۲۶-۲۵)
ج) دوره زمانی سوم: دهه ۸۰
در اوایل دهه ۸۰ تأثیرات تئوری فضای قابل دفاع مطرح شده در دهه ۷۰، به اشکال مختلفی نمود پیدا کرد. در فضاهای مسکونی این تئوری به خوبی مؤثر بود اما در فضاهای تجاری و عمومی تأثیری حاشیهای و فرعی داشت. نیومن و دیگران تلاش بسیاری برای توسعه جنبههای مختلف این تئوری کردند و تلاش نمودند تا از ابعاد و جنبههایی که کمترین تأثیر را داشت دست بردارند. تلاش و فعالیتهایی که در دهه ۸۰ برای توسعه و رشد این تئوری انجام شد به شرح زیر است:
الف: نظریه “پنجرههای شکسته” که توسط ویلسون و کلینگ در سال ۱۹۸۲ مطرح شد. این نظریه به این نتیجه دست یافت که زوال محله و عدم نگهداری از آن میتواند بر رفتار افراد تأثیرگذار باشد. نگهداری و حفظ اموال به مانند نظارت، کنترل ورودیها و قلمروگرایی به استراتژیهای CPTED افزوده شد (۲۹-۳۸،۱۹۸۲،Wilson & Kelling).
ب: دو جرمشناس کانادایی با نامهای پل و پاتریشیا و برانتینگهام کتابی تحت عنوان “جرمشناسی محیطی” منتشر نمودند. نویسندگان این کتاب اعتقاد دارند که جرم هنگامی روی میدهد که تمام ارکان لازم برای ارتکاب جرم فراهم باشد. این عناصر عبارتند از قانون، مجرم، آماج جرم و مکان. این چهار عامل را تحت عنوان “چهار بعد جرم” نامگذاری کردند و نهایتاً در این تئوری بر اهمیت مکان پرداختند (۱۹۹۱،Brantingham).
ج: جرمشناسان انگلیسی، رونالد کلارک و میهم دیدگاه خود در مورد پیشگیری وضعی را گسترش دادند. در پیشگیری وضعی آنان به هدف کاهش فرصتهای مجرمانه از طریق تغییر در اوضاع و احوال ماقبل ارتکاب جرم و بهبود طراحی و کیفیت محیط در پیشگیری از جرم تأکید داشتند (۱۹۹۵،Clark).
د: نهایتاً تلاشهای کرو که در پیشبرد برنامهها و راهبردهای CPTED بسیار مؤثر بود (۲۰۰۰،Crow).
د) دوره زمانی چهارم: دهه ۹۰
در دهه ۹۰ میلادی مدل جفری این گونه ظاهر شد که محیط هرگز نمیتواند مستقیماً بر رفتار فرد تأثیر بگذارد بلکه این کار تنها از طریق “ذهن” انجام میشود. هر مدل پیشگیری از جرمی باید دارای ذهن و محیط فیزیکی باشد و صرف تکیه بر محیط خارجی موجب نادیده گرفتن سایر ابعاد CPTED خواهد شد. امروزه مدل مبتنی بر دیدگاه جفری شامل شاخهها و رشتههای مختلفی میباشد. CPTED ارائه شده توسط کرو موجب ایجاد مبنایی محکم برای CPTED شد و این تئوری را سمت جلو هدایت کرد. در سال ۱۹۹۷ به واسطه مقالهای که توسط سویل و کلیولند به نگارش درآمد، تئوریپردازان و طرفداران CPTED ترغیب شدند تا به دنبال اکولوژی اجتماعی CPTED حرکت کنند که این مسئله شامل موضوعات اجتماعی و روانشناختی بود. در این دوره تئوریپردازان تلاش میکردند تا CPTED را از سطح محیط فیزیکی، ساختمان و محیط ساخته شده فراتر برده و به محیط و جنبههای اجتماعی نیز توجه نمایند. در همین زمان است که نسل دوم CPTED شکل میگیرد (۷-۹،۱۹۹۷،Saville). این تئوری در عین حال که عموماً متمرکز بر تغییر محیط برای کاهش فرصت ارتکاب جرم است، هدف خود را بر نتایج دیگری از جمله: کاهش ترس از جنایت، افزایش کیفیتهای زیبایی شناختی محیط و افزایش کیفیت زندگی برای شهروندان آسیبپذیر نیز قرار داده است (۸،۱۹۹۵،Clark).
منطق اصولی در طراحی یک محیط بیرونی ویژه جهت پیشگیری از جرم میتواند دلائل متعددی داشته باشد. به عنوان مثال تلاشهایی که در جهت پیشگیری از جرم با تمرکز بر مردم بوده و روشهایی مانند: بازداشتن یا منع نمودن عمومی و باز داشتن یا منع نمودن ویژه را در پی داشته که به لحاظ شرایط خاص قرارگیری مردم در محیطی ویژه، به لحاظ طبیعت متحرک انسان، امکان تحققپذیری پایینی داشته است. چرا که انسانها عناصر ثابت، پایدار و ماندگار یک فضا در مدت زمان معین و مشخص نیستند. در حالی که عناصری مانند ساختمانها و سایر اجزاء فیزیکی فضا به صورت وابستهای پایدار و ثابت میباشند به عنوان نتیجه، CPTED میتواند مؤثر بر محصول تلاش برای ارتکاب جرم، مشاهدات و ادراکهای شخصی از ریسک ارتکاب جرم باشد. (۹-۱۴،۱۹۹۲،Nasar & Fisher).
تئوری CPTED به لحاظ توجه بیش از اندازه به محیط بیرونی دارای محدودیتهایی میباشد. برای داشتن تئوری فعالتر و مؤثرتر باید به هر دو محیط بیرونی و درونی به طور یکسان توجه شده و یا به ترتیب به محیط و مجرم پرداخته شود. کارمن در سال ۱۹۹۷ باز تعریفی از این تئوری را پیشنهاد نموده که شامل هر دو وجه کلان (بیرونی یا خارجی) و خرد (درونی یا داخلی) سطوح تحلیل میشود. این باز تعریف توسط جفری در توضیح تئوری CPTED جامع و فراگیر، به تفضیل شرح داده شده است. براساس نظریات جفری این جامعیت مستلزم آزمونهایی جهت تشخیص صدمات مغزی، معایب تغذیهای، آلودگیهای شدید و مشکلات عصبی بوده و ممکن است منتهی به تغییرات فاکتورهای غذایی گردد. در عین حال آلودگیهای محیطی و مواد مخدر سایر آزمونها میباشند. نتیجه این آزمایشها میتواند منتج به تحقیقات پیشگیری از جرایم و سیاستهای میان رشتهای باشد که براساس یک ارگانیزم محیطی از مدل کنش و واکنشهای رفتاری شکل گرفته (۴۱۸،۱۹۹۰،Jeffery). از زمانی که جفری بر روی فاکتورهای محیط درونی و روانی متخطیان مترکز گردید، به پیشنهاد خود او تئوری پیشگیری از جرایم از طریق طراحی محیطی به تئوری پیشگیری از جرایم تغییر نام یافت. چرا که در تئوری جدید تنها فاکتورهای محیطی نبودند که اهمیت داشتند بلکه بسیاری از فاکتورهای روانی، اجتماعی، جرمشناسی و رفتارشناسی دخیل بودند. در واقع جفری مفهوم اصیل CPTED را که ساخته و پرداخته خودش بود به مفهومی عامتر در چارچوب تئوری پیشگیری از جرم توسعه بخشید (۱-۳،۱۹۹۳،Jeffery & Zahm).لازم به ذکر است که تئوری جدید، تئوری اولیه را نیز در برگرفته و فاکتورهای جدیدی را به آن اضافه مینماید. با توجه به محدودیتهای زمانی و امکانات این تحقیق، فاکتورهای پژوهشی بر تئوری اولیه که مختص فاکتورهای محیطی است، متمرکز میباشد. امید است در آینده بتوان پژوهشی فراگیرتر با بررسی کلیه زمینههای جدید تئوری به انجام رساند.
ه ) دوره زمانی پنجم: سال ۲۰۰۰ به بعد
امروز CPTED مقبولیتی جهانی کسب نموده و این تئوری امروزه به محیطی اشاره دارد که همان محیط فیزیکی است. برخلاف مفهوم مورد نظر جفری که مفهوم محیط را به مسائلی چون اکولوژی اجتماعی و مسائل روانشناختی گسترش داد، در واقع در این دوره به این علت که سایر راهکارهای مبارزه با جرایم مؤثر نبوده است، CPTED و پیشگیری وضعی به یکی از دیدگاههای رایج در مورد پیشگیری از جرم تبدیل شده و بر سایر انواع پیشگیری، مانند پیشگیری اجتماعی اولویت دارد. کوسن میگوید: “تغییر وضعیت بسیار سادهتر از شخصیت و روان افراد است” (۱۹۰،۲۰۰۳،Seve)
نسل دوم تئوری با تکیه بر اکولوژی اجتماعی جرم
کلارک(۱۹۹۵)
افزایش کیفیت زندگی
سویل وکلیولند(۱۹۹۷)
اکولوژی اجتماعی CPTED
سی جی جفری(۱۹۹۷)
تئوری پیشگیری از جرم
معرفی تئوری به عنوان راهی موثر در پیشگیری از جرایم
ویلسون و کلینگ(۱۹۸۲)
نظریه پنجرههای شکسته
پل و پاتریشیا رانتینگام(۱۹۸۷)
جرم شناسی محیطی
رونالد کلارک و میهم(۱۹۸۴)

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است