ژانویه 22, 2021

منابع مقالات علمی : نقش سازماندهی مشاغل کاذب (دستفروشی) در امنیت اجتماعی شهری- قسمت ۶

۲۰- جرایم زیست محیطی

۹- مرگ مشکوک

۲۱- تعدی مأمورین دولتی

۱۰- تهدید و اکراه

۲۲- جرایم رایانهای

۱۱- حوادث و سوانح

۲۳- سایر جرایم عمومی

۱۲- جرایم ضدامنیتی

۲۴- مشاهدات فردی

با توجه به تعریف نیروی انتظامی از انواع جرایم، نوع جرایم مد نظر در این پژوهش در دسته مفاسد اجتماعی، سرقت و جرایم مواد مخدرقابل بررسی است . این جرایم شامل کیفقاپی، موبایل قاپی، جیببری، مزاحمت نوامیس، خرید و فروش مواد مخدر و تخریب موبلمان شهری و فضاهای عمومی میباشد.
در مصوبات نیروی انتظامی و طبقهبندیهای انجام شده، دستهبندی خاصی در ارتباط با جرایم شهری موجود نمیباشد و براساس اسناد و مدارک نیروی انتظامی جرایم شهری، جرایمی هستند که در سطح شهرها امکان وقوع دارند و در روستاها اتفاق نمیافتند. اما براساس بررسیهای انجام شده در مرکز مطالعات برنامهریزی شهری سازمان شهرداریهای کشور جرایم شهری تعریف خاص خود را دارند و معمولاً شامل جرایمی میشوند که در فضاهای عمومی شهر و یا مکانهایی که احتمال سرایت جرم از فضاهای عمومی به فضاهای خصوصی وجود دارد، صورت میپذیرند.
ویژگیهای دیگر جرایم شهری این است که افراد غریبه نسبت به هم به این کار مبادرت میورزند، چرا که وقتی افراد نسبت به هم شناخت حاصل کرده باشند دیگر نمیتوانند در فضاهای عمومی به ارتکاب جرم بپردازند و این کار را فقط در فضاهای خصوصی و یا فضاهای خاصی انجام میدهند.
۲-۵- کانونهای جرمخیز در مناطق شهری
نظریهپردازان در شناسایی عوامل محیطی بروز جرایم دریافتهاند مکان، انسان و زمان سه عنصر اصلی مؤثر در شکلگیری رفتار مجرمانه است. بنابراین تفاوت در شرایط مکانی، زمانی و رفتاری سبب توزیع جغرافیایی متفاوت بزهکاری میشود. بررسیها نشان میدهد بزهکاران در انتخاب محل و زمان انجام رفتارهای مجرمانه خود منطقی و سنجیده عمل میکنند و تنها مکانهایی را بر میگزینند که امکان ارتکاب جرم در آن سهلتر باشد و سریعتر بتوانند از محل فرار نمایند. به بیان دیگر تمامی جرایم دارای ظرف مکانی و زمانی خاصی است که آنها را از یکدیگر متمایز میسازد. بنابراین مکان جرم از عمدهترین عناصر ارتکاب جرایم میباشد تا حدی که در مطالعات جرم شناسی به چهار عاملی کلیدی “قانون، بزهکار، بزهدیده و مکان جرم یعنی محدوده زمانی و مکانی که وقایع مجرمانه در آن اتفاق میافتد” بسیار تأکید میشود.بدین ترتیب در محدوده شهرها کانونهایی شکل میگیرد که دارای فرصتها و اهداف مجرمانه بیشتر و به تبع آن جرایم بسیار بالاتری است. بنابراین شناسایی این محدودهها و بررسی مشخصات کالبدی، خصوصیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ساکنین، نوع کاربری اراضی و کارکردهای اصلی این مکانها و سعی در ایجاد تغییرات بنیادی در عوامل بوجود آورنده و تسهیل کننده فرصتهای جرم و طراحی فضاهای کالبدی مقاوم در برابر بزهکاری بیش از پیش اهمیت یافته است تا بدین وسیله امکان کنترل، پیشگیری و کاهش نرخ ناهنجاریهای شهری فراهم آید.)کلانتری،۱۳۸۶،۷۶)
۲-۵-۱- واژهشناسی و تعریف کانونهای جرمخیز
اصطلاح کانونهای جرمخیز که معنای لغوی آن به انگلیسی نقاط داغ است از علم زمینشناسی اقتباس شده است و به محلهایی اطلاق میشود که محل خروج ماگما و مواد مذاب آتشفشانی است. این واژه اولین بار توسط شرمن و برگر در سال ۱۹۸۹ و برای تحلیل مکانی بزهکاری مورد استفاده قرار گرفت(۲۷،۱۹۸۹،Sherman & Buerger). کانون جرمخیز یک مکان یا محدوده جغرافیایی است که میزان بزهکاری در آن بسیار بالاست. حدود این مکان میتواند بخشی از یک شهر، یک محله، چند خیابان مجاور هم و حتی ممکن است یک خانه یا یک مجتمع مسکونی باشد. برخی نیز در تعریف کانونهای جرمخیز آن را معادل مکانهای کوچک با تعداد جرم زیاد حداقل در یک دوره زمانی یک ساله دانستهاند (۱۹۹۸،Taylor).
سایر تعاریف کانونهای جرم خیز بدین شرح میباشند:

  • یک ناحیه جغرافیایی که در آن وقوع بزه از حد متوسط بالاتر است. یا ناحیهای که وقوع بزهکاری در آن نسبت به توزیع جرم در کل ناحیه متراکمتر است (۲۰۰۳،Home office).
  • نواحی کوچکی که در آن امکان ارتکاب جرم سهل بوده یا برخی اشکال متمرکز و مجتمع در توزیع بزهکاری یا تکرار جرم در مکان یا محدودههایی که بزهکاری از نظر زمان و مکان در آن تجمع یابند (۱۹۹۹،Harries).

۲-۵-۲-اهمیت و علل شکلگیری کانونهای جرمخیز
از آنجا که الگوهای فضایی توزیع بزهکاری تحت تأثیر نوع کاربری اراضی و ویژگیهای کالبدی یا جمعیتی میباشد و این عوامل در شکلگیری کانونهای جرمخیز تأثیر بسزایی دارند لذا از دلایل اهمیت شناسایی کانونها این است که به کمک آن میتوان نسبت به تغییر این شرایط و ویژگیها، احیاء و طراحی مجدد فضاها اقدام نمود و از طرفی برخی موانع و شرایط بازدارنده برای ارتکاب بزهکاری را ایجاد کرد و بدین وسیله ضمن افزایش سطح امنیت اجتماعی در استفاده از امکانات و منابع صرفهجویی شده و جامعه نیز آسانتر راه سلامت را پیش خواهد گرفت.(کلانتری،۱۳۸۶،۸۷)
نظریهپردازان مختلف عوامل متعددی را در شکلگیری کانونهای جرمخیز مؤثر میدانند که در این بخش به سه دسته کلی از این عوامل اشاره خواهد شد:

  1. گرینبرگ و رو در سال ۱۹۸۴ سه عامل اصلی را در پیرایش کانونهای جرم خیز مؤثر دانستهاند.

الف) وجود اهداف مجرمانه: تمرکز اهداف مجرمانه در برخی مکانها بزهکاران را ترغیب به ارتکاب جرم در این محدودهها میکند. این اهداف میتواند مردم یا اشیایی باشد که معمولاً قربانی جرم میگردند.

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.