نوامبر 30, 2020

سامانه پژوهشی – نقش سازماندهی مشاغل کاذب (دستفروشی) در امنیت اجتماعی شهری- قسمت ۱۳

تشکیل کلوپهای جوانان که در آنها مهارتهای زندگی و برخی فنون آموزش دیده میشود از سال ۱۹۳۰ در شیکاگو مطرح بوده است. چنین باشگاههایی در صورتی که دارای مربیان کارآزموده و کادر فنی مناسب باشند میتوانند نقش مؤثری در کاهش جرمخیزی محلات ایفا نمایند.

  1. مشارکت ساکنان

این گزینه از مهمترین بخشهایی است که در نسل اول نیز مورد تأکید قرار گرفته است. اما جهت تحقق این اصل توجه به نکات و مسائلی ضروری است که به سادگی قابل حل نمیباشند. عدم مشارکت شهروندان در فعالیتهای اجتماعی محل، خود میتواند ناشی از کار زیاد و خستگی آنها در هنگام مراجعت به منزل، عدم اطمینان از مفید بودن این برنامهها و وابستگی آنها به گروههای دوستانه، مذهبی و یا قومی باشد.

  1. مسئولیتپذیری ساکنان

این اصل نیز از مشتقات حس مالکیت و قلمروگرایی محسوب میگردد و چنانچه این حس توسط طراحی محیط نیز تقویت گردد میتواند بر مجرمین احتمالی تأثیرگذار باشد (Saville & 5-7،۱۹۹۷،Cleveland).
در کتاب راهنمای طراحی محیطی در پیشگیری از جرایم شهری در سنگاپور چهار اصل اولیه برای این تئوری معرفی شده است که چنانچه در مراحل برنامهریزی و طراحی به آنها پرداخته شود، بدون صرف هزینههای گزاف موجب کاهش جرمخیزی منطقه خواهد شد. بین این اصول نوعی همپوشانی و اشتراک قوی برقرار میباشد.

  1. نظارت طبیعی Natural Surveillance

پایه و اساس این اصل بر این واقعیت استوار است که مجرمین علاقهای به دیده شدن ندارند و نظارت و یا به بیان دیگر “چشمان خیابان” احتمال ارتکاب جرم توسط مخالفین را کاهش میدهد. این احتمال زمانی بیشتر کاهش خواهد یافت که ناظران توان بالقوه مداخله و برخورد با مجرمان را نیز داشته باشند. بنابراین هدف اولیه نظارت دور نمودن مزاحمان احتمالی نیست بلکه تحت نظارت قرار گرفتن آنهاست که البته ممکن است بر ترک محل توسط آنها نیز مؤثر باشد.

  1. کنترل دسترسی طبیعی Natural Access Control

کنترل دسترسی طبیعی به کمک دربها، حفاظها، بوتهها و سایر المانهای فیزیکی امکانپذیر میباشد تا از ورود اشخاصی که حضورشان در محل دلیل مناسبی ندارد جلوگیری شود. در بلوکهای مجزای ساختمانی و یا در مراکز تجاری این کنترل دسترسی از طریق قفلها، دربها و حفاظ پنجرهها امکانپذیر میباشد. در فضاهای خصوصی و نیمه خصوصی دستیابی به این اصل سادهتر بوده و از طریق طراحی مناسب ورودیها، خروجیها، حفاظها، نورپردازی و طراحی منظر امکانپذیر است اما در مکانهایی مانند خیابانها که فضاهای عمومی هستند باید از تکنیکهای دیگری بهره جست. در این حال باید از مرزهای ذهنی استفاده کرد مانند تابلوها، مصالح پیادهرو، کوره راههای طبیعی و یا هر چیز دیگری که بدون ایجاد مانع فیزیکی مرزهای یک فضا را مشخص کرده و دسترسی به آن را کنترل نماید. در پیاده کردن استراتژیهای کنترل دسترسی باید دقت بسیاری را اعمال گردد چرا که ممکن است این استراتژیها به محدود کردن امکان فرار قربانیان احتمالی نیز منجر گردند.

  1. تقویت حس قلمروگرایی Territorial Reinforcement

به طور عمومی مردم نوعی احساس مراقبت و حمایت از قلمرویی که احساس میکنند به آنها تعلق دارد داشته و به قلمروی دیگران احترام میگذارند. استفاده از مرزهای فیزکی، علائم و نگهداری مناسب میتواند مشخصکننده قلمرویی باشد که در آن مزاحمان به راحتی قابل شناسایی خواهند بود. در این صورت احتمال ارتکاب جرم توسط مزاحمان و یا مجرمان بالقوه کاهش خواهد یافت.

این مطلب را هم بخوانید :  نقش سازماندهی مشاغل کاذب (دستفروشی) در امنیت اجتماعی شهری- قسمت ۲

  1. مدیریت و نگهداری Maintenance & anagement

مدیریت و نحوه نگهداری از فضا نیز ارتباط مستقیمی با حس قلمروگرایی دارند. چنانچه محلی بدون نظارت و ویران شده به حال خود رها گردد از مناسبترین گزینههای ارتکاب جرم خواهد بود. اما چنانچه تصور ذهنی محل، مکانی سالم و با مدیریت مناسب باشد به طور خود به خودی امکان ارتکاب اعمال خلاف در آن کاهش خواهد یافت. سیاستهای مدیریت و نگهداری باید از همان ابتدای برنامهریزی و طراحی مدنظر قرار بگیرند، به عنوان مثال نحوه انتخاب مصالح یا مبلمان شهری و انتخاب نوع گیاهان در این مقوله اهمیت بسزایی دارد (۸-۲۷،۲۰۰۳،Hoon).
۲-۸- انتقادات وارده
نظریهپردازان و تئوریسینها در گرایش پیشگیری از جرائم به دو نسل قابل تقسیم هستند. نسل اول “تئوریسینهای فضاهای قابل دفاع” نامیده میشوند و از میان آنها مؤثرترین تئوری نظریه اسکار نیومن میباشد. این نظریات با انتقاداتی از سوی پژوهشگران سایر علوم مواجه گشته و عمدهترین آنها به این نکته اشاره دارد که این نسل از تئوریپردازان در تئوریهای خود برای پیشگیری از جرائم شهری تنها به عامل طراحی توجه داشته و سایر عوامل پیشگیری از جرم را نادیده گرفتهاند. منتقدان این تئوری معتقدند که علاوه بر عوامل کالبدی که توسط طراحی قابل تغییر هستند عوامل اجتماعی نیز در پیشگیری از جرائم نقش بسزایی بر عهده داشته و باید مورد توجه قرار گیرند. نیومن به دلیل عدم توجه به ویژگیهای اجتماعی ساکنین در مجتمعهای مسکونی و محلههای پیرامونی، که در آمار ارتکاب جرم مؤثرند، مورد انتقاد قرار گرفت. پژوهشگران معتقد بودند که وضعیت اجتماعی ساکنین ساختمان در پیشگیری از جرم عامل مؤثرتری است تا اندازه، ارتفاع و سایر ویژگیهای کالبدی ساختمان. جامعهشناسان از بزرگترین منتقدین این تئوری بوده و عوامل جرمخیزی محلات شهر را عوامل اجتماعی مانند فقر، بیکاری، از هم گسیختگی قومی و نژادی، روابط اجتماعی میان ساکنان و حتی فاکتورهایی مانند مدت زمان اقامت ساکنان یک محل میدانستند. براساس نظریات یکی از منتقدین اگرچه طرح کالبدی قادر است که محیط را در کنترل اجتماعی شهروندان و ساکنان در آورد، لیکن تضمینکننده حضور فعال و مشارکت ساکنان و شهروندان نمیتواند باشد. محققین دیگر فرضیه نیومن را که استراتژی طراحی شهری را در میان همه گروهها و اقشار اجتماعی به طور یکسان مؤثر دانسته، رد کرده و معتقدند که اگرچه طراحی کالبدی در سطوح گستردهای کار کرده است ولی نقاط وسیعی هم یافت میشوند که در آن عوامل دیگری در ارتکاب جرم مؤثر هستند. به عنوان مثال جوانان سیاهپوست در مقایسه با دیگر اقوام بیشتر تمایل به انجام جرم در نزدیکی منزل خود دارند و در نزدیکی منزل اکثراً جرایم خشن انجام میدهند تا جرایم مربوط به اموال و جرایم مربوط به اموال از ساکنان بیشتر انجام میدهند تا سرقت از مغازهها. بنابراین بدون توجه به طراحی کالبدی میتوان نرخ جرم یک اجتماع را از متغیر قومی – نژادی محل هم پیشبینی نمود. نکات عمده مورد انتقاد در تئوری نیومن عبارتند از:

این مطلب را هم بخوانید :  نقش سازماندهی مشاغل کاذب (دستفروشی) در امنیت اجتماعی شهری- قسمت ۱۰

  1. عدم موفقیت نظریه فضاهای قابل دفاع در تبیین مفاهیم اصلی و کلیدی مثل “قلمرو و مالکیت”
  2. عدم بررسی رفتار شهروندان و ساکنان در مشارکتهای عمومی و فعالیتهای جمعی

بنا بر نظر تایلور و همکارانش “تئوری فضاهای قابل دفاع” به طور کامل مورد آزمون قرار نگرفته است علیرغم انتقادات و دلسردیهایی که توسط پژوهشگران سایر علوم مطرح گردید باید اذعان نمود که این نظریه و یافتههای آن در بسیاری از نقاط دنیا مطرح شده و مؤسسات علمی را تحت تأثیر قرار داده است و با قاطعیت میتوان گفت در پیشرفت و بکارگیری تئوری پیشگیری از جرم به میزان بسیار زیادی مؤثر بوده است. (۱۹۹۸، Taylor).
نسل دوم نظریهپردازان به “تئوریسینهای CPTED” مشهور هستند که در واقع شکل جدیدی از توسعه پایدار اجتماعی میباشد. این تئوری جدید علاوه بر شامل بودن کلیه اصول و شاخصهای تئوری اولیه، شکل مجرم – محور بودن نظریه فضاهای قابل دفاع را مرتفع نموده و بر شرایط پیرامون جرم متمرکز است تا عامل جرم و مجرم. نظریهپردازان این نسل در واقع تئوریسینهای محیطی قلمداد میشوند که در مدلهای پیشگیری از جرم مرحله قبل اقدام به تلفیق متغیرهای فرهنگی و اجتماعی نموده و فرضیهای واقعبینانهای درباره رفتارهای مالکیت، قلمرو و استدلال مردم طرح نمودند.
نظریهپردازان نسل دوم معتقدند که انسانها باید در واحدهای همسایگی کوچک و محلی با اصالت و هویت زندگی نمایند. محلی که نزدیک محل کار و تحصیل و عرصهای برای انجام فعالیتهای اجتماعی باشد. این تئوری محلی نمودن توسعه در زمینههای اجتماعی – اقتصادی و حتی سیاسی را تشویق نموده و معتقد است شهروندان در عین حفظ زندگی شخصی و فضاهای خصوصی خود باید امکان برقراری ارتباط قویتر و مؤثرتر با خانواده و همسایگان خود را داشته باشند. در این تئوری همانگونه که به طراحی فضاهای کالبدی توجه شده، دستیابی به یک منطقهبندی اجتماعی نیز (Social Zoning) نیز مدنظر قرار گرفته است. سردمدار اصلی نسل دوم جفری(۱۹۷۱) است که برای اولین بار تئوری پیشگیری از جرایم از طریق طراحی محیطی را مطرح نمود. در این تئوری علاوه بر فاکتورهای کالبدی به عواملی چون اندازه محلهها، تراکم و تنوع ساختمانها، مقیاس انسانی، فضاهای تجمع و گردهمایی، باشگاههای جوانان، مشارکت مردمی و تقویت حس مسئولیتپذیری شهروندان نیز پرداخته شده است (۱۹۹۰،Jeffery).
تئوریها و نظریات نسل دوم (CPTED) نیز با انتقاداتی مواجه گشت، از آن میان ویلسون عمیقاً معتقد بود که اجرای این تئوری نتیجهای جز جابهجایی مکان جرم به همراه نخواهد داشت. بر طبقه پژوهشهای وی با افزایش نظارت پلیس و تمرکز نیروها در بزرگراهها، آمار دستبرد به اتوبوسهای شهری در شهر نیویورک افزایش یافته است. بنابراین نظارت بر قسمتی از شهر جرم و مجرمین را به سوی سایر قسمتها سوق خواهد داد (Wilson،۱۹۹۰). علاوه بر نظریات ویلسون، انتقاداتی نیز بر روند اجرایی این تئوری و مشکلات آن مطرح گردیده که عمده نکات آن شامل موارد زیر میباشد:

  1. عدم برقراری تعامل با فاکتورهای زیباییشناختی
  2. ناآگاهی مردم و مشکلات جلب مشارکت مردمی
  3. برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.