میزان استفاده از رسانه های جمعی و نظریه پردازان سرمایه اجتماعی


Widget not in any sidebars
فمینیست ها معتقدند که زنان باید خود را به عنوان موجوداتی بشناسند که بدون پذیرش محدودیت هایی که به طور سنتی از سوی مردان به آنها تحمیل می شود. حق شکوفایی تمامی وجود شخصیت خود را دارند و این مفهومی انقلابی برای افرادی است که در طی قرون، تحت فشار رسوم، فوانین، کلیسا، و فلسفه های مردانه در کل به عنوان نقش های سنتی تلقی می شده اند و هرگز به عنوان انسانهای آزاد و خلاق قلمداد نشده اند. این بدان معنا نیست که زنان حق ندارند همسر و مادر باشند، بلکه آنها نباید خود را در قالب این نقشها محدود کرده و ایفای نقش های دیگر را به بهانه تصویر تحمیل شده زنانگی، برای خود ممنوع نمایند.(میشل، 131: 1372).
نظریه پردازان سرمایه اجتماعی نیز با طرح انواع منابع سرمایه های اجتماعی و دسته بندی آنها، راه های ایجاد آن ها را نیز مطرح نموده اند. اندیشمندانی، چون فوکویاما، پاتنام و بوردیو از تاثیرگذارترین روشنفکران این دسته در قرن بیستم به شمار می روند، که با انجام مطالعات بنیادی، کاربردهای این واژه را بیان کرده اند. از نظر بوردیو سرمایه به هر نوع قابلیت، مهارت و توانائی اطلاق می شود که فرد می تواند در جامعه به صورت انتسابی یا اکتسابی به آن دست یابد و از آن در روابطش با سایر افراد و گروه ها برای پشبرد موقعیت خود بهره ببرد. وی سرمایه را به چهار نوع دسته بندی می کند؛
1-سرمایه اقتصادی: پول یا ابزارهای مادی که جهت تولید کالا و خدمات قابل استفاده است.
2-سرمایه اجتماعی: موقعیت ها و روابط در گروه ها و شبکه اجتماعی.
3-سرمایه فرهنگی: مهارت های بین شخصی غیررسمی؛ مانند عادت ها، رفتارها، سبک های کلامی، ذائقه ها و شیوه های زندگی
4-سرمایه نمادین: استفاده از نمادها جهت مشروعیت بخشیدن به برخورداری از سطوح متنوع و اشکال دیگر سرمایه(تورنر، 2003) . انواع سرمایه های فوق در زندگی اجتماعی، موقعیت هر فرد را مشخص می کند.
در این مطالعه از نظریه بوردیو استفاده شده، زیرا براساس این دیدگاه، اشتغال زنانن به عنوان یک سرمایه محسوب شده و می تواند مهارت وتوانایی لازم را در ارتباط با سایر افراد جامعه در او ایجاد نموده و زمینه های افزایش عزت نفس را در او فراهم نماید.
پیشینه پژوهش
صالحی فدردی(1373)، در مطالعه ای تحت عنوان اثر تعدد نقش و احساس رضایت از آن بر میزان عزت نفس و فشار روانی در دبیران زن” در شهر مشهد به بررسی عزت نفس 260 زن پرداخته است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که میزان عزت نفس در زنانی با نقش پذیری بیشتر، زیادتر از زنانی است که نقش پذیری کمتری دارند.
توبک(1375)، در مطالعه ای با عنوان بررسی رابطه بین عزت نفس و مشارکت زنان در تعاونی های زنان روستایی استان سمنان، شهرستان شاهرود، و روستای مجن با مطالعه بر 200 نفر از زنان، آنان را در دو گروه زنان عضو تعاونی و زنان غیرعضوتعاونی مستقیم نموده است. نتایج حاصل از مطالعه نشان می دهد که زنان عضو تعاونی از میزان عزت نفس بالاتری نسبت به زنان غیرعضو برخوردارند.
درمطالعه ای دیگر درانی و لواسانی(1379)، به مطالعه بررسی رابطه رضایت شغلی، و عزت نفس و سلامت روانی مربیان مرکز پیش دبستانی دانشگاه تهران پرداخته اند. در این مطالعه 350 نفر از مربیان زن، بین سنین 44-26 سال و میانگین سنی 36 سال با شیوه پیشمایش مرود مطالعه قرار گرفته اند.
یعقوبی نیا و همکاران(1382)، در پژوهشی به بررسی ارتباط عزت نفس با فرسودگی شغلی در پرستاران شاغل در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی مشهد پرداخته اند. آنان در مطالعه با استفاده از پرسشنامه بر روی 178 پرستار، به این نتیجه رسیدند که 1/60 درصد از زنان پرستار از عزت نفس متوسطی برخوردارند. همچنین یافته های این مطالعه نشان می دهد که ارتباط مستقیم معنی داری میان عزت نفس و فقدان موفقیت فردی وجود دارد.
عباسی ثانی(1383)، در مطالعه ای تحت عنوان بررسی رابطه عزت نفس و ویژگی های خانوادگی دانش آموزان دختر سالم متوسطه شهر مشهد و تاثیر آن بر مشارکت اجتماعی آنها به این نتیجه می رسد که دانش آموزانی که والدین دموکرات داشته اند، در مقایسه با دانش آموزانی که والدین مستبد یا آزاد گذار داشته اند، از اعتماد به نفس بالاتری برخوردارند.
گیکس و اسچوالب(1986)، در مطالعه ای به بررسی ارتباط میان رفتار والدین و عزت نفس فرزندان در کالیفرنیا پرداخته اند. نتایج نشان می دهد که حمایت والدین باعث خود ارزشمندی وعزت نفس در نوجوانان به ویژه در دختران می گردد.
هادسون و همکاران(2000)، در مطالعه ای به بررسی سطح افسردگی، عزت نفس و حمایت اجتماعی در میان مادران جوان پرداخته اند. این مطالعه با استفاده از پرسشنامه ومقیاس عزت نفس روز بزگ انجام شده و نتایج نشان می دهد که رابطه مثبت و معنی داری میان عزت نفس و حمایت اجتماعی زنان وجود دارد.
شیمن(2002)، نیز در مطالعه ای به بررسی موقعیت اقتصادی- اجتماعی و شرایط شغلی: تبیین خود پندره جهت بیان تاثیرهای احتمالی جنسیتی در جامعه کانداد پرداخته است. او در مصاحبه با 1393 زن بین سنین 55-18 ساله ساکن تورنتو به این نتیجه رسیده است که، همبستگی معناداری بین استقلال شغلی و عزت نفس زنان وجود دارد. زنان شاغل در مقایسه با زنان خانه دار از عزت نفس بالاتری برخوردارند. همچنین با افزایش میزان تحصیلات زنان، عزت نفس آنان نیزبالا می رود.
کوک و نادسون مارتین(2008)، در مطالعه ای بر روی زوج های سنگاپوری به این نتیجه رسیدند که اشتغال زنان موجب افزایش نفوذ آنان در خانواده می گردد.
فصل سوم
روش تحقیق
روش تحقیق
در این پژوهش از روش پیمایش استفاده شده و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه زنان 25 تا 45 سال شهرزابل می باشند و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 375 نفر به عنوان حجم نمونه مشخص گردیدند. برای انتخاب نمونه ها، روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای، بکار رفته است.
روایی پرسشنامه صوری بوده ؛ بدین صورت که سوال های پرسشنامه به منظور داوری چند تن از اساتید جامعه شناسی دانشگاه پیام نور زابل ارائه شد و برای اطمینان یافتن از پایایی سوال های پرسشنامه، از روش ضریب آلفای کرونباخ نیز استفاده شد. نتایج گویای آن بود که ضریب آلفای کرونباخ، برای طیف عزت نفس(با 10 گویه) 87% بوده است. همچنین به منظور تحلیل داده ها، از روشهای آمار توصیفی(توزیع فراوانی و درصد) و تکنیک های آمار استنباطی؛ چون آزمون تی استفاده شد.
متغیر وابسته این پژوهش عزت نفس است. کوپر اسمیت(1967)، عزت نفس را احساس ارزشمندی از توانایی های خود تعریف کرده است. ویلیام جیمز، عزت نفس را این گونه تعریف می کند: احساس احترام به خود که ناشی از میزان موفقیت های واقعی به توقعات مان است. منظور از توقعات، یعنی تخمین موفقیت بالقوه مان که ارزش ها، اهداف و آرزهایمان آن ها را مشخص می نمایند. این تعریف از عزت نفس، مشخص می کند که عزت نفس سازه ای است که روشی که با آن خودمان را ارزیابی می کنیم و احساس احترام به خود را می سنجیم، نشان میدهد و ما این کار را با مقایسه این که چگونه هستیم و چگونه دوست داریم باشیم، انجام می دهیم.
ابزارپژوهش:
برای سنجش عزت نفس، در مطالعه حاضر از مقیاس عزت نفس روزنبرگ استفاده شده است. این ابزار یک مقایس ده سوالی است. هر گزاره این مقیاس دارای پنج گزینه است که دامنه آن از کاملاً موافق(نمره 5) تا کاملاً مخالف(نمره 1) گسترده است. نمره گذاری این مقیاس برحسب جهت مثبت و منفی سوال، به صورت مستقیم و معکوس انجام می گیرد. همچنین متغیرهای مستقل پژوهش نیز عبارتند از: وضعیت اشتغال، نوع شغل، درآمد، تحصیلات، وضعیت تاهل، سن، سن ازدواج، میزان استفاده از رسانه های جمعی.