مقاله رگرسیون چندگانه و از دیدگاه عملی

2rو Sy به دست آمده در جدول 3-4 آورده شده است. اندازه گیری های اولتراسونوگرافی بهنگام و لاشه فراهم کننده ی داده های قابل اتکا برای تقریب وزن لاشه و سینه ی مرغ های گوشتی در دامنه ی وزن مطالعه شده است (2r از 446/0 تا 952/0 متغیر بود و 01/0>P).
این نتایج با نتایج بدست آمده در تحقیق قبلی مرغ های گوشتی منطبق است و نشان می دهد که اندازه گیری های گرفته شده از سینه توسط اولتراسونوگرافی بهنگام ، تخمین های خوبی از حاصل و وزن سینه فراهم می کند. ضرایب تعیین نشان داده شده در جدول 3-4 بزرگتر از ضرایب تعیین بدست آمده توسط گراشورن و ملو و و همکاران است.
Widget not in any sidebars

ملو و همکاران در استفاده از مرغ های گوشتی (96= n)، ضرایب تعیین را بین ضخامت سینه و سطح اولتراسونوگرافی بهنگام و BrW به ترتیب 35/0 و 36/0 گزارش کرده اند.
این نتایج با نتایجی که قبلاً توسط گراشورن میان ضخامت سینه اولتراسونوگرافی بهنگام و BrW گزارش شده بود (36/0= 2r، 108=n )مطابقت دارد.
کونیگ و همکاران، با استفاده از تقریباً همان مکان های اندازه گیری ذکر شده در این تحقیق، BrWرا در مرغ های گوشتی (150= n) پیش بینی نمودند و ضرایب تعیین را در دامنه ی متغیری از 39/0 تا 51/0 برای حجم سینه و دامنه ی متغیر 495/0 تا 646/0 برای ضخامت سینه گزارش کردند که کاملاً مشابه مقادیر نشان داده شده در جدول 3-4 است.
همانگونه که توسط کونیگ و همکاران گزارش شده است وزن های سینه و لاشه در مرغ های گوشتی به خوبی با LW پیش بینی شده اند (85/0=2r و 961/0=2r به ترتیب برای BrW و CW) اگرچه هنگامی که ثمرات سینه و لاشه مقابل اندازه گیری های LW، لاشه یا اولتراسونوگرافی پَس روی کردند (برگشت داده شدند) تطبیق کمی از داده ها حاصل شد (2r کمتر از 567/0 بود). این یافته ها همچنین توسط آنها که اولتراسونوگرافی و MRI (کونیگ و همکاران) را در مرغ گوشتی به کار برده بودند گزارش شده است.
کونیگ و همکاران نیز در استفاده ی اندازه گیری های LW یا اولتراسونوگرافی یِ سینه به مقادیر کمتری از ضرایب تعیین برای پیش بینی حاصل سینه نسبت به پیش بینی وزن سینه دست یافتند.
بهترین تقریب های حاصل لاشه، وزن سینه و ثمره با استفاده از تعیین حجم سینه در لاشه یا توسط اولتراسونوگرافی به دست آمده است. اگرچه، همانگونه که در بالا برای LW ذکر شد، ضخامت و سطح سینه، مقادیر2rکمتر از تقریب های ثمرات سینه و لاشه (2r از439/0 تا 569/0) نسبت به تقریب BrW و CW (2r از 879/0 تا 952/0) بود.
اسکولان و همکاران نیز در استفاده از تحلیل تصویر و MRI در مرغ های گوشتی، ارتباط خوبی میان حجم و وزن ماهیچه ی سینه ای به دست آوردند (99/0=2r ، 12= n ، 01/0>P).
این محققان همچنین دریافتند که وزن ماهیچه ی سینه بیشتر با حجم آن وابسته است تا CW. همبستگی های میان حجم سینه و لاشه و وزن سینه و ثمرات آن و تقریب صحیح حجم سینه با RTU که در بالا ذکر شد بر مفید بودن این اندازه گیری فراصوت تأکید می کند که می تواند ثمرات و وزن های سینه و لاشه را در مرغ های گوشتی پیش بینی کند.
2-5تقریب های بازدهی و وزن ماهیچه های سینه و لاشه با استفاده از رگرسیون چندگانه
تحقیقات متعددی در مرغ های گوشتی نشان داده است که ترکیب LW با اندازه گیری های اولتراسونوگرافی بهنگام یک پیش بینی بالقوه از خصوصیات لاشه، با هزینه ناچیز است. از آن جا که کاربرد عملی اندازه گیری های اولتراسونوگرافی بهنگام برای پیش بینی خصوصیات لاشه هدف مهمی است، سئوالات متعددی برای تقریب ثمرات و وزن سینه و لاشه از تعیین حجم سینه پس از اندازه گیری های اولتراسونوگرافی بهنگام و LW توسعه داده شده اند، همانگونه که در جدول 3-4 نشان داده شده است، محاسبه ی حجم سینه از اندازه های اولتراسونوگرافی بهنگام بطور صحیحی وزن لاشه و سینه را تخمین زده است به ترتیب، (879/0=2r و 952/0= 2r)، افزایش ظرفیت LW به 5/4 و 5/3 درصد به ترتیب، نشان دهنده ی توانایی تشریح تنوع در وزن لاشه و سینه است. بهبود توانایی تقریب ثمرات لاشه و سینه معنادار است و به ترتیب، با مشمول بودن LW، نقاط را به 1/8 و 3/8 افزایش داده است. نسبت (سهم) LW در تشریح تنوع در خصوصیات متعدد لاشه ها نیز در مطالعات قبلی مرغ های گوشتی و سایر گونه ها مشاهده شده است.
ملو و همکاران (2003)، در مطالعه ی مرغ های گوشتی نر (96=n) به این نتیجه رسیدند که شامل بودن (وجود)LW در مدل برای تقریب BrW، بدون توجه به تعداد متغیرهای موجود در مدل، موجب افزایش 2r و کاهش Sy شده است. به طور مشابه، Grashon (1996)، تأثیر مثبتی از وجود LW را روی پیش بینی BrW در 108 مرغ گوشتی نر مشاهده کرده است. اگرچه، LW هیچ نوع تأثیر بهبودی در تخمین ثمره ی (حاصل) سینه نداشته است. در مقابل، نتایج ما نشان داده است که تقریب ثمرات سینه و لاشه در وجود LW در مدل ها افزایش یافته است.
وزن سینه به خوبی توسط LW پیش بینی می شود. با این وجود، پیش بینی ثمره سینه (بعنوان مثال درصد سینه در لاشه) کار آسانی نیست. استفاده از ترکیب LW با حجم سینه ی اندازه گیری شده توسط RTU تشریح کننده ی بیش از 50 درصد تنوع مشاهده شده برای ثمره سینه و 65 درصد از تنوع مشاهده شده برای ثمره لاشه است.
نتایج ما نشان می دهد که تخمین وزن های سینه و لاشه با استفاده از مقدار اولتراسونوگرافی بهنگام نشان دهنده ی هیچ گونه افزایشی در دقت در مقایسه با اندازه گیری های سطح نیست (1 A، 2A ،3A).
با این وجود، رگرسیون ها با استفاده از حجم سینه، به تنهایی و یا در ترکیب با LW، به طور واضح توانایی تخمین ثمرات لاشه و سینه را در مقایسه با اندازه گیری های سطح بهبود می بخشد.
نرخ رشد و رشد تناسبی ماهیچه سینه دهه 70 تاکنون بسیار افزایش یافته اند. لیلبورن (1994) یافته های مطالعات دهه 70 را که کارآیی صفات جوجه های گوشتی را اندازه گرفته بودند را با یافته هایی از مطالعات مشابهی که اخیرا انجام گرفته بودند، مقایسه کرد. نرخ رشد تقریبا دو برابر شده بود در حالیکه نرخ رشد ماهیچه اصلی سینه ای به میزان بسیار بیشتری افزایش پیدا کرده بود. Havenstein و همکارانش ( a1994) نیز دریافتند که نرخ رشد زمانی که با یافته های سویه های جوجه های گوشتی دهه 70 مقایسه می شوند، تقریبا دو برابر شده اند. برخلاف یافته های Wise ( a1970) سویه های جوجه های گوشتی 1991 در مقایسه با سویه های 1957 کمتر گزینش شده، افزایش بسیار بالایی دروزن سینه و پا و کاهشی در وزن بال داشتند. اعلام شد که تناسب اجزای بدن و تحمل بار مرتبط با نرخ رشد سریع می تواند از فاکتورهای درگیر در دیستروفی غضروف، دیسکوندروپلازی، درشت نی چرخیده و VVD باشد.
از دیدگاه عملیاتی، بررسی اولتراسونوگرافی بهنگام از یک پرنده در سه مکان آزمایش شده در این تحقیق حدوداً یک دقیقه زمان می برد و سریعتر از زمان صرف شده برای CT (15- 10 دقیقه برای سه پرنده) یا MRI (15 دققیه برای ماهیچه ی سینه راست و چپ) است. کونیگ و همکاران، نرخ متوسط 76 پرنده را در هر ساعت برای بررسی اولتراسونوگرافی بهنگام در سه مکان را مشابه با همانهایی که در مطالعه ما به کار رفته است گزارش کرده اند. بعلاوه، اولتراسونوگرافی بهنگام برای مرغ بی ضرر است و فقط مستلزم کنترل دستی است. کاربرد پویش اولتراسونوگرافی بهنگام برای تعیین حجم ماهیچه ی سفید به طور معناداری هزینه های تحقیقات درونی (داخل بدنی) را کاهش می دهد بدون اینکه، هنگام مقایسه با تکنیک های ذکر شده در بالا، قدرت پیش بینی ثمرات سینه و لاشه را کاهش دهد. بعلاوه، اجرای خود اولتراسونوگرافی بهنگام کاملاً ساده است. عیب اصلی آن فرآیند دستی دشوار برای ردیابی ماهیچه از تصاویر اولتراسونوگرافی بهنگام جهت برنامه ی تحلیل تصویر است.
عرض و طول. همبستگی فنوتیپی بین اندازه گیری کولیسی و وزن سینه و معادلات رگرسیون شامل آنها، نشان می دهد که طول سینه نسبت به عرض آن ارتباط بیشتری با وزن دارد. این نتایج در توافق با نتایج بوچنو و همکاران می باشد (1998 و 2000). پیم و همکاران (1998) عرض سینه را در پیش بینی های خود مورد استفاده قرار دادند، اما سهم این عامل در مدل ایشان ظاهرا تفاوتی با صفر نداشته است این خطا ممکن است به خاطر این واقعیت باشد که تعیین منطقه آناتومیکی که عرض سینه در آن اندازه گیری می شود، مشکل تر از تعیین این ناحیه برای طول سینه است.
عمق. ارتباط بین وزن و عمق سینه که توسط امواج فراصوت در این آزمایش اندازه گیری شده است، مقادیر مشابهی با نتایج به دست آمده توسط بوچنو و همکاران (2000) در اردک و گراشورن (1996) در جوجه های گوشتی نشان داد. در هر دو گزارش، ضرایب همبستگی بالاتر از 70/0 بود. ضرایب همبستگی به دست آمده در مقاله حاضر بالاتر از 65/0 است که توسط لاوالی و همکاران (1998) در اردک تخمین زده شده بود. در این آزمایش عمق سینه نیز به عنوان یک عامل مهم برای تخمین وزن سینه تأیید شد. از یک سو، به دلیل آنکه عمق سینه در معادلات پیش بینی متعددی که R2 بالا و خطای باقی مانده و خطای استاندارد پایینی دارد، وجود دارد و از سوی دیگر ضریب همبستگی بین وزن های مشاهده شده و پیش بینی شده، جاییکه در آن وزن زنده و عمق سینه تنها متغیر موجود در مدل بود، بالا (r = 0.92) بوده است.
سطح. ارتباط سطح سینه با وزن سینه در زمان کشتار مشابه آنچه پیش از این برای عمق سینه مشاهده شده است، نشان داد. با این حال، ضریب همبستگی و R2 برای مدل رگرسیون کمی پایین تر و خطا در معادلات پیش بینی تا حدودی بالاتر از آنچه برای عمق سینه مشاهده شد، بود. با توجه به این نکته و این واقعیت است که برای اندازه گیری سطح به زمان بیشتری از اندازه گیری عمق سینه نیاز است، استفاده از سطح سینه توصیه نمی شود. تایید معادلات در مورد این ویژگی با توجه به فقدان اطلاعات در مورد این اندازه گیری در آزمایش های قبلی نمی تواند انجام شود. در تضاد با نتایج گزارش شده در اینجا، دیکسون و همکاران (2000) ضرایب همبستگی بالاتر از 90/0 را بین سطح سینه و وزن به دست آورده، و همچنین معادلات پیش بینی (رگرسیون ساده) با R2 93/0 را گزارش کرده اند. نتایج مختلف به دست آمده در دو آزمایش را می توان تا حدودی با توجه به صفحات مختلف برش تصاویر استفاده شده توضیح داد. در حالی که در این آزمایش با توجه به روش توسعه یافته توسط پیم و همکاران (1998) صفحات جانبی برای اندازه گیری عمق در نظر گرفته شده است، صفحات جلویی توسط دیکسون و همکاران (2000) در نظر گرفته شد. اعتبار این روش، باید در آینده و قبل از حذف اندازه گیری سطح سینه به عنوان یک ویژگی پیش بینی مورد ارزیابی قرار گیرد.