مقاله رایگان با موضوع برنامه ریزی ریاضی و الگوی برنامه ریزی

آرمان ارزش بازاری کل (سود ناخالص)
محصولات شامل برنج خزر، برنج طارم، سویای بهاره، ذرت دانه ای، گندم پاییزه، ذرت علوفه ای، سویای تابستانه و سیب زمینی می باشد.
Widget not in any sidebars

هدف اصلی الگوی برنامه ریزی خطی آرمانی فازی برای بخش زراعت در زیر حوضه هراز روشن کردن ساختار کلی و قابلیت های این مدل نسبت به مدل های مشابه برنامه ریزی خطی می باشد.
نتایج الگوی کشت حاصل از 3 نوع مدل طراحی شده برای اراضی آبی در یکی از دشت های جلگه ای زیر حوضه هراز نشان داد که با ایجاد انعطاف در ضرایب مدل که ناشی از بی دقتی در اطلاعات است با نگرش و تفکر فازی این بی دقتی تا حد زیادی برطرف می شود و شرایط الگوی کشت به طور نسبی بهبود می یابد و از منابع و نهاد ها به نحو مطلوب تری بهره گیری می شود.
اسدی و سلطانی (1379) با مطالعه دشت قزوین به منظور تعیین الگوی بهینه، مقایسه الگوی موجود با الگوی بهینه، مقایسه درآمد خالص گروه های مختلف در برنامه بهره برداری کنونی و بهینه و تعیین حاشیه ایمنی زارعان تحقیق خود را انجام دادند.
مطالعه حاضر در زمین های زیر پوشش شبکه آبیاری قزوین انجام گرفته است کل مساحت دشت 443 هکتار است که نزدیک به 8/15 درصد آن زیر پوشش شبکه قرار دارد.
در این بررسی نخست زمین های زیر پوشش شبکه بر اساس کانال ها و نواحی آبیاری به 5 ناحیه همگن تقسیم شده است سپس داده های مورد نیاز از 127 بهره بردار که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از 27 آبادی دشت قزوین انتخاب شده بود گردآوری شد و در مرحله بعد برای هر یک از گروهای بهره بردار همگن، یک بهره بردار نماینده تعیین و اطلاعات مربوط به بهره برداری های نماینده در چارچوب مدل های برنامه ریزی خطی به کار گرفته شد.
در این مطالعه با استفاده از مدل برنامه ریزی ریاضی، میزان تخصیص بهینه منابع و عوامل تولید مشخص شده است و از سیستم نرم افزار QSB استفاده شده است.
محصولات عمده قابل کشت در این منطقه عبارت است از غلات (گندم و جو)، حبوبات شامل (لوبیا و نخود)، ذرت علوفه ای، ذرت دانه ای، یونجه، سیب زمینی، چغندرقند و گوجه فرنگی.
در این پژوهش، چون بر اساس آزمون دانکن، تنها اندازه مزرعه اثر معنی داری بر درآمد زارعان داشته بنابراین مطالعه دارای 2 گروه بهره بردار (دارای مزرعه بزرگتر از 10 هکتار و کوچکتر از 10 هکتار) انجام شده است.
نتایج این پژوهش نشان داده است که:
کاربرد الگوی بهینه تا اندازه در خور ملاحظه ای درآمد زارعان را افزایش می دهد.
برای زارعان دارای بیش از 10 هکتار زمین، نسبت حاشیه ایمنی در فعالیت ذرت دانه ای نزدیک به 8/79 درصد است به دیگر سخن احتمال خطر زیان این فعالیت کمتر از فعالیت های دیگر است پس می توان گفت سود بالایی نصیب بهره برداران آن خواهد شد.
درصد ظرفیت تولید در نقطه سر به سر برای فعالیت گندمکاران دارای کمتر از 10 هکتار زمین در حدود 9/20 درصد است بدین معنا که حاشیه ایمنی این فعالیت بیشتر از فعالیت های دیگر برآورد شده است.
ترکمانی و عبدشاهی (1379) که هدف آنها مطالعه معرفی کاربرد روشی در چارچوب برنامه ریزی ریاضی پویاست که می تواند تغییرات احتمالی مربوط به دوره های زمانی مختلف را در برنامه ریزی واحد کشاورزی مورد توجه قرار داد.
در واقع هدف اصلی این مطالعه استفاده از برنامه ریزی خطی چند دوره ای برای تعیین الگوی مطلوب زارعان شهرستان سپیدان استان فارس است.
آمار و اطلاعات مورد نیاز این مطالعه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، از کشاورزان استان فارس گردآوری شده است که به صورت دقیقتر می توان گفت با به کارگیری روش نمونه گیری تصادفی از 32 بهره بردار شهرستان سپیدان صورت گرفته است.
در هنگام تکمیل پرسشنامه ها مشاهده شد که مهمترین مشکل زارعان منطقه در زمان کاشت و برداشت محصولات، کمبود سرمایه است.
بنابراین مدل برنامه ریزی خطی چند دوره ای برای بدست آوردن الگوی بهینه کشت در طول افق برنامه ریزی به کار رفت طرح ریزی مدل پیشرفته برای چندین دوره انجام گرفت (مدل برنامه ریزی چند دوره ای در یک دورۀ 5 ساله انجام شد)
در منطقه مورد مطالعه سرمایه، آب و زمین از عوامل اصلی محدود کننده تولید به شمار می آید. محصولات زراعی به 2 روش آبی و دیم کشت می شوند.
در زراعت آبی محصولات لوبیا، گندم آبی و عدس آبی جزء محصولات تولیدی هستند و در زراعت دیم نخود، گندم و جو کشت می شوند.
بنابراین محدودیت زمین به 2 صورت آبی و دیم است.
با بررسی پرسشنامه ها، میزان خود مصرفی کشاورزان از گندم آبی و دیم به دست آمد و در مدل منظور شد بررسی پرسشنامه ها نشان داد که عملکرد در هکتار بیشتر محصولات در منطقه مورد مطالعه، از متوسط عملکرد کل کشور کمتر است.
نتایج این مطالعه نشان می دهد که در سال اول، به علت کمبود سرمایه، لوبیا که محصولی سرمایه بر است وارد الگو نشده است.
در سال دوم نیز محصولات دیم از نظر میزان سرمایه به تعادل رسیده اند و زمین به عنوان عامل محدود کننده ای برای این گروه از محصولات درآمده است. با این حال محصولات آبی هنوز با مشکل کمبود سرمایه رو به رو هستند همچنین در سال سوم، با افزایش سرمایه،مقداری از زمین به کشت لوبیا اختصاص می یابد و از سطح زیر کشت عدس آبی کاسته می شود در این حال سطح زیر کشت گندم آبی همچنان در حال افزایش است.
در سال چهارم نیز سطح زیر کشت لوبیا با کاهش میزان عدس آبی، همچنان افزایش می یابد در این سال، سطح زیر کشت گندم آبی ثابت باقی می ماند.