مقاله درباره عوامل موثر بر بهره وری نیروی انسانی و عوامل موثر بر بهره وری


Widget not in any sidebars

چرا بهره وری نیروی انسانی شاغل در صنایع خودرو سازی کشور در وضعیت مطلوبی نیست ؟
با توجه به تعریفی که از مسئله ارائه شد ، مهمترین هدف تحقیق عبارتست از ، یافتن عواملی که می تواند بهره وری نیروی انسانی شاغل در صنایع خودرو سازی کشور را بطور مثبت تحت تاثیر قرار دهد و همچنین مشخص کردن و سهم و اولویت هر یک از عوامل .

« فصل دوم »
بررسی تئوری های مرتبط با متغییرهای اصلی تحقیق
چنانچه بخواهیم این مرور تاریخی را از زمان پی ریزی علم مدیریت به مفهوم امروزی آن انجام دهیم باید با نظرات تیلور در این مورد آغاز کنیم .
فردریک تیلور (( پدر علم مدیریت )) معتقد بود که هدف اصلی مدیریت باید بدست آوردن بیشترین نیک فرجامی برای کارفرما همراه با بیشترین نیک فرجامی برای هریک از کارگران باشد . نیک فرجامی کارفرما نمی تواند سالهای سال پا برجا باشد مگر با نیک فرجامی کارگر همراه گردد . جهت مخالف این سخن نیز درست است این کار شدنی است که آنچه کارگر می خواهد ( یعنی مزد بیشتر ) به او بدهیم در همان حالی که خواسته کارفرما ( یعنی هزینه پایین کار ) را نیز برآورد کنیم .
هیچکس را نمی توان یافت که بخواهد از این موضوع رو برگرداند که برای هر فرد بیشترین نیک فرجامی تنها زمانی پدید می آید که آن فرد به بالاترین درجه کارائی خود برسد یعنی آنکه بزرگترین محصول کار روزانه خود را تولید کند . برای یک سازمان تولیدی پیچیده تر نیز باید این نکته به تمام و کمال روشن باشد که بزرگتریت نیک فرجامی پایدار برای کارگر که در آن کار می کند همراه با بزرگترین نیک فرجامی کارفرما تنها زمانی فراهم می آید که با کوچک ترین ترکیب از کوشش انسانی ، منابع طبیعی و هزینه بکاربردن سرمایه بصورت ماشین آلات ، ساختمان ها و مواردی از این قبیل کار سازمان به پیش برده می شود به طور خلاصه بیشترین نیک فرجامی تنها در پی بیشترین تولید و بهره وری می تواند پدید آورد .
تیلور در تحقق بهبود بهره وری بار اصلی را بر دوش مدیران می گذارد و معتقد است مدیر برای نیل به بهره وری در سازمان باید 4 وظیفه اصلی را عهده دار شود که عبارتند از :
مدیر باید برای هر بخش از کار دستورها ، قانون ها و صورت بندی هایی را که متضمن بهترین شیوه انجام کار است فراهم آورد .
مدیر باید کارگر را متناسب با نوع کار استخدام کرده و او را آموزش بدهد .
مدیر باید از طریق همدلی با کارگر و استقرار نظام تنبیه و تشویق اطمینان یابد که کارگر آنچه را که آموزش دیده در عمل بکار می برد .
مدیر باید مسئولیتهای مربوط به برنامه ریزی و هدایت کار را بر عهده بگیرد .
علیرغم آنکه در نوشته های تیلور تاکیدهای عمده ای بر مقوله بهره وری شده است و به آموزش و انگیزه های مالی به عنوان دو عامل تقویت کننده آن اشاره گردیده اما به نظر می رسد که نگرش او به انسان و عوامل موثر بر بهره وری نیروی انسانی یک بعدی بوده است .
تیلور انسان و ماشین را معادل یکدیگر می دانست ماشین ها و حتی به بهترین وجه کار می کنند که خوب نگهداری شوند پس برای کارگران هم باید شرایط مساعد کار را تامین کرد آنها باید خوب آموزش ببینند و حقوق مناسب دریافت دارند در این صورت به عقیده تیلور کارگران بطور اتوماتیک به بهترین وجه کار خواهند کرد . تصور او از انسان درست نبود . انسان خلاق است احساس و عاطفه دارد و هوشمند است تیلور این ویژگی های اساسی را نادیده گرفته بود به همین دلیل در آمریکا علیه مدیریت علمی جنجال بزرگی به راه افتاد و مدیریت علمی به عنوان شیوه ای غیر انسانی محکوم شد .
شرکت فولاد تبهلم که تیلور تجربیات مشهورش را در تخلیه شمش های آهن در آن انجام داده بود او را بدون ارائه دلیل و توضیح اخراج کرد .بطور کلی باید گفت تیلور از نقش مدیریت و نیاز به بهبود بهرهوری آگاهی کامل داشت اما نمی دانست که چگونه انگیزه کارکردن را در انسان پدید آورد .
آن بخش از نظریات تیلور را که به نحوی با مقوله بهره وری مرتبط است می توان به شرح زیر خلاصه کرد:
بکار بستن روش های علمی در مسائل مدیریت موجب افزایش بهره وری می شود .
تشویق به افزایش دستمزد به نفع کارگر و کارفرماست و بهره وری را ارتقاء می دهد .
مدیریت علمی مبتنی بر این دو فرض اساسی است که بهره وری را می توان از طریق بکار بستن روش های علمی و پرداخت دستمزد بالا تر برد .
روش های علمی مورد نظر تیلور بطور کلی شامل استاندارد کردن شرایط کار و استاندارد کردن روش های انجام کار است .
تلاش علم مدیریت تیلور و مدیران برای یافتن راه های افزایش بهره وری پس از تیلور نیز ادامه یافت . محققین در سالهای اولیه قرن بیستم با تاکید بر شرایط فیزیکی محیط کار از یک سو و مشوق های مالی واقتصادی از سوی دیگر درصدد یافتن شیوه های ارتقاء کارائی منابع تولید بطور عام و منابع انسانی بطور خلاصه بوده اند .