ژانویه 27, 2021

دسته بندی علمی – پژوهشی : رابطه هوش هیجانی و مهارت‌های ارتباطی با سلامت روان کارکنان اداره کل ورزش …

– بها دادن به ارتباط غیرکلامی: غیر از ارتباط کلامی که همان صحبت با دیگران است، نوعی ارتباط غیرکلامی هم وجود دارد که با استفاده از لحن، ایما و اشاره، حرکات چشم‌ها، حالات صورت و غیره میسر می‌شود. ارتباط غیرکلامی درک و برقراری ارتباط با دیگران را تسهیل می‌کند و به عبارتی بسیاری بر این باورند که ارتباط غیرکلامی آنچه در درون فرد است را به راحتی به دیگری منتقل می‌کند. نباید فراموش کرد که ارتباط غیرکلامی در فرهنگ‌های مختلف، متفاوت است.
– پرسیدن: پرسش و طرح سؤال بخشی مهم و جدایی‌ناپذیر در برقراری ارتباط است و ذهن فرد را نسبت به موضوع روشن می‌کند. دقت شود که وقتی سؤالی را مطرح شد، برای پاسخ گرفتن هم شکیبایی به خرج داد، تا جواب مناسبی گرفته شود. پرسیدن سؤالات به‌جا و مناسب در مسیر برقراری ارتباط فرد را راهنمایی خواهد کرد.
– درک اصول ارتباطی: برای برقراری ارتباط چه روندی را باید طی کرد؟ روند یا چرخه برقراری ارتباط به گونه ایست که در هر موقعیت و برای هر کسی قابل اجراست. روند برقراری ارتباط عبارت است از: هدف، رمزگذاری پیام، انتقال پیام، دریافت پیام، رمزگشایی یا درک پیام دریافتی، ارائه بازخورد یا واکنش نشان دادن به فرستنده پیام. با طی کردن این مراحل می‌توانید به‌سادگی با دیگران ارتباط برقرار کرد.
– انجام مذاکره: ممکن است موقعیتی برای فرد پیش بیاید که برای دستیابی به اهدافش مجبور به مذاکره با شخص یا گروهی شود. طرف مقابل وی حتما تلاش می‌کند که مذاکره را به نفع خود پیش ببرد. مذاکره سودمند زمانی اتفاق می‌افتد که نیازها و چشم اندازهای مد نظر دیگران را خوب درک شود و با ذهنی باز به جای کوشش برای از میدان به در کردن حریف، ارتباط متقابل از نوع برد-برد ایجاد گردد.
– یادداشت‌برداری: به اشتراک‌گذاری اطلاعات و مکتوب کردن برخی از نکات و صحبت‌های مطرح شده در نشست‌ها راهی است برای به خاطر سپاری نکات مورد بحث قرار گرفته و کاوش برای درک بهتر آن‌ها.
– صحبت در جمع: صحبت کردن در جمع به فرد کمک می‌کند تا مهارت بیشتری در برقراری ارتباط با دیگران پیدا کند. اعتماد به نفس داشتن در چنین کاری را هیچ‌گاه نباید فراموش کرد. از حالات صورت و به ویژه چشم‌ها هم غافل نباید شد تا به این ترتیب شنوندگان و حاضران هم بتوانند با فرد بهتر ارتباط برقرار کنند.
– از کنار بازخورد به آسانی نگذشتن: بازخورد، کلید برقراری ارتباط است. بازخورد به فرد کمک می‌کند تا ارتباط وی با گیرنده یا فرستنده پیام سازنده باشد. در قضاوت و داوری منصف و عادل باشد تا  برقراری ارتباط با دیگران برای وی سود بیشتری داشته باشد. داشتن نگرش مثبت نسبت به بازخورد می‌تواند فاصله فرد را با موفقیت کمتر کند.
– پیروز شدن برکشمکشها: کشمکش و برخورد بخش جدایی‌ناپذیر ارتباط متقابل و روابط کاری است. تلاش شود در این کشمکش‌ها مؤدب و در عین حال محکم بود، به جای تمرکز بر فرد یا گروه به دنبال راهی برای پیروزی بر کشمکش‌ها باید بود، به جای تصمیم‌گیری بر پایه فرضیات و حدس و گمان‌ها، برای یافتن حقایق کاوش کرد(اسپویتزبرگ[۴۱]، ۲۰۱۰) .
۲-۱۷- سلامت روان
مفهوم سلامت روان یا سلامت روانشناختی، جنبه‌ای از مفهوم کلی سلامتی جسمی، روانی و اجتماعی است که علی‌رغم تلاشهایی‌ که‌ از سوی پیشگامان سلامت روانی در جهان به منظور تأمین هرچه بیشتر سلامتی انسان‌ها به عمل آمده است، هنوز معیار قاطعی در زمینه تعریف و مصداق عامل سلامتی روانی در افراد وجود ندارد. توجه به سلامت فکر و روان پس از جنگ جهانی اول در برخی از دانشکده‌های اروپا، به تدریج متداول شد تا آنجا که در سال( ۱۹۴۴)، نوزده کشور در اروپا و آمریکا، دارای جمعیت‌های طرفدار بهداشت روانی شدند. ولی پس از جنگ جهانی دوم و به دنبال برملا شدن وقایع وحشت‌انگیز آن، موضوع سلامت فکر و بهداشت روانی با تأکید بر کیفیت روابط افراد بشر، مورد توجه جدی و عمیق حکما، فلاسفه، پزشکان، کارشناسان، مربیان تعلیم و تربیت، دانشمندان، روحانیون و متفکران علوم اجتماعی قرار گرفت(پاکزادیان، ۱۳۸۸).
در سال(۱۹۴۸) با شرکت نمایندگان ۴۸ کشور از جمله ایران « فدراسیون جهانی سلامت فکر» در لندن تأسیس شد و مقرر گردید که هر۴سال یکبار، کنگره جهانی سلامت فکر با حضور نمایندگان کشورها و با اهداف بررسی مسائل مربوط به روابط فرد با خانواده، فرد با مسائل و مشکلات زندگی مدرن و ماشینی و … برگزار و مورد بحث قرار گیرد. سلامت روانی، علاوه بر بدن سالم، به محیط و شرایط زندگی سالم نیاز دارد. این‌که محیط و عوامل مختلف آن چگونه بر ساختار روانی فرد و سلامت روانی او تأثیر می‌گذارد و فرد به چه شیوه‌ای با کشمکش‌های محیطی مبارزه می‌کند موضوعی است که رویکردهای مختلف روانشناسی هرکدام با توجه به دیدگاه اختصاصی خود پیرامون ماهیت انسان و نیروی انگیزشی او، سلامت روانی انسان را به شیوه‌ای خاص تبیین کرده‌اند به عنوان مثال برخی از این رویکردها، سلامت روانی را فرایندی مستمر دانسته‌اند و برخی دیگر آن را در قالب هنجارها و پیروی از آداب و سنن اجتماعی، جستجو کرده‌اند و گروهی دیگر نیز به هر دو جنبه، توجه نموده‌اند(شیرازی، ۱۳۸۲).
۲-۱۸- تعریف سلامت روان
منظور از سلامت روانی درجه‌ای از تعادل است که فرد در مواجهه با مشکلات اجتماعی و سازگاری اجتماعی با محیط پیرامون خود، بین رفتارهای خویش برقرار می‌کند و رفتار منطقی از خود نشان می‌دهد(نوابی نژاد، ۱۳۷۶).
انسان برخوردار از سلامت روان دارای این ویژگی‌ها است: احساس عدم امنیت نمی‌کند، لذا فاقد پرخاشگری و خودشیفتگی است و به دلیل آگاهی از خود واقعی‌اش و استعداد بالقوه خود تسلیم محض محیط اجتماعی و فرهنگی نیست بلکه ابتکار و شخصیت خودش را عهده‌دار می‌شود. خودشناسی و کوشش برای تحقق استعدادهای فطری و ذاتی وظیفه اخلاقی و امتیاز معنوی شخصیت سالم است و هدف او کمال است. انسان سالم خودآگاهی دارد و از خود واقعی و استعدادهایش کم و بیش آگاه است و خودش بسیاری از مشکلات زندگی را حل می‌کند لذا به دیگران وابستگی ندارد(خدارحیمی، ۱۳۷۴).
۲-۱۹- نظریه‌های بهداشت روانی
الف- نظریه‌پردازان دیدگاه روانکاوی
– نظریه فروید:
فروید معتقد بود که شخصیت هر انسانی شامل سه بخش نهاد[۴۲] (پیرو اصل لذت) خود[۴۳] (پیرو اصل واقعیت) و فراخود[۴۴] یا وجدان اخلاقی می‌باشد که این‌ها مرتب در جهت حفظ تعادل با هم در کشمکش هستند او معتقد است که مشکلات کنونی افراد به دلیل فشار مداوم غرایز انسانی و خواسته‌های « نهاد» بروز می‌کنند و هر فرد بایستی برای زندگی در جامعه، ارضای آزادانه غرایزش را کنار بگذارد. وی با ارائه نظریه‌ای در مورد مراحل رشد روانی- جنسی معتقد بود، انسان متعارف و سالم کسی است که مراحل رشد روانی- جنسی خود را با موفقیت گذرانده باشد و در هیچ یک از مراحل بیش از حد تثبیت[۴۵] نشده باشد و سه بخش شخصیت‌ وی ‌به‌گونه‌ای هماهنگ با یکدیگر عمل نمایند و در صورتی که میان آن‌ها تعارض و یا کشمکش پدید آید نتیجه‌ای جز اختلال شخصیت و ناراحتی نخواهد داشت. ایشان هسته مرکزی بیماری روانی را اضطراب می‌داند و معتقد است که انسان‌های ناسالم یا نامتعارف را می‌بایست به دو گروه روان‌نژند و روان‌پریشی تقسیم نموده و اعتقاد او این است که کمتر کسی متعارف به حساب می‌آید و هر فردی به نحوی نامتعارف است(کورسینی[۴۶]، ۲۰۰۰).
– هنری موری[۴۷]:
معتقد است که رویدادهای دوران طفولیت و کودکی نقش قاطعی در تعیین رفتار انسان دارند. ایشان ویژگی افراد سالم را به شرح زیر معرفی می‌کند: نهاد انسان شامل تکانه‌های خوب و تکانه‌های بد است و شدت این تکانه‌ها‌ در افراد مختلف متفاوت است. یک شخص برخوردار از سلامت روانی، دارای قدرتمندی کارآمدی بسیاری است که موجب سازماندهی و یکپارچگی رفتار او می‌شود در انسان سالم بین من برتر و من آرمانی(تصور فرد از خودش) فاصله زیادی وجود ندارد. در انسان سالم رشد طبیعی و سالم به‌گونه‌ای است که ابتدا « نهاد» و سپس «من برتر» و آنگاه «من» به ترتیب تأثیر مهم و تعیین‌کننده در کنترل رفتار ایفاء می‌کنند به نحوی که تکانه‌های نهاد با نظارت خردمندانه «من» و مواظبت و مراقبت «من برتر» به صورت قابل قبول و تحت شرایط مورد تأیید جامعه ارضاء می‌شوند. انسان سالم از ساختار روانی خودش آگاهی لازم را دارد و عقده روانی ندارد و یا عقده‌های او در حدی بسیار پایین‌تر از افراد روان‌نژند است. برنامه‌ها و تصمیم‌گیری‌های انسان سالم دارای نوعی جهتمندی است. خلاقیت و تحلیل، قوی‌ترین ویژگی انسان سالم است و اصولاً هدف نهایی رشد شخصیت انسان خلاقیت و تحقیق خویشتن است(کورسینی، ۲۰۰۰).
– نظریه آلفرد آدلر۲:
به عقیده آدلر هدف انسان در زندگی نیاز به سازگاری با محیط و پاسخ‌گویی به آن و در نهایت کمال‌جویی است نه لذت طلبی. آدلر انسان را موجودی خلاق، انتخاب‌گر، اجتماعی، مسئول می‌داند که ماهیتی خنثی(نه خوب و نه بد) دارد ماهیت وی در جامعه شکل می‌گیرد و کمال او واقعیت بخشیدن به خویشتن است. از دیدگاه‌ وی فرد دارای سلامت روانی دارای ویژگی‌های: توان، شهامت، جرأت عمل کردن برای نیل به اهداف مشخص در زندگی خود را دارد، جذاب و شاداب است، می‌باشد. روابط اجتماعی سازنده و مثبتی با دیگران دارد، از مفاهیم و اهداف زندگی خودش آگاهی دارد، عملکرد او مبتنی بر نیرنگ و بهانه نمی‌باشد، مطمئن و خویشتن‌دار‌ است، ضمن پذیرش اشکالات خود در حد توان اقدام به رفع آن‌ها می‌نماید، روابط خانوادگی صمیمی دارد. اشتباهات خود را برطرف میسازد و خالق عواطف خودش است، سعی در کاستن هرچه بیشتر عقده حقارت دارد، بر عواطف و احساسات خود مسلط است و در پی دستیابی به کمال و تحقق خویشتن می‌باشد(کورسینی، ۲۰۰۰).
– کارن هورنای۱:
هورنای(۱۹۴۵) از کسانی است که‌ در روانکاوی کلاسیک تغییراتی را به وجود آورد و به نقش محیط و فرهنگ در رشد شخصیت و سلامتی یا بیماری انسان تأکید زیادی نمود و معتقد بود که انسان نیازهای مختلفی از قبیل نیاز به کسب محبت و تأیید دیگران، نیاز به حمایت و پشتیبانی، نیاز به قدرت، نیاز به احترام، نیاز به تمجید و تحسین، نیاز به استقلال و خودکفایی نیاز به کمال… دارد که اگر به حد افراط مورد استفاده قرار گیرند به صورت نیازهای روان‌نژند در می‌آیند و در نهایت به صورت‌های زیر منجر می‌شود :
الف- نیازهایی که انسان را از دیگران دور می‌سازد مانند نیاز به استقلال و خودکفایی.
ب- نیازهایی که انسان را در مقابل یا رویاروی دیگران قرار می‌دهد مانند: قدرت
ج- نیازهایی که انسان را به‌سوی دیگران سوق می‌دهد مانند نیاز به محبت و تأیید دیگران
به‌طور خلاصه وی انسان برخوردار از سلامت روان را دارای ویژگی‌هایی به شرح زیر می‌داند:
الف- احساس عدم امنیت نمی‌کند لذا فاقد پرخاشگری و خودشیفتگی است.
ب– قدرتمندی نیازهای فوق در او خفیف است و توانایی تغییر تحول و جایگزینی این نیازها را دارد.
ج- انسان سالم از هر سه نوع نیازهای فوق با توجه به اوضاع و احوال استفاده می‌کند، در حالی که کودکان فقط به‌سوی دیگران می‌روند، نوجوانان در مقابل دیگران می‌ایستند و سالمندان از دیگران دوری‌ می‌کنند.
د- انسان سالم خودآگاهی دارد و از طرف خود واقعی و استعدادهایش، کم و بیش آگاه است و خودش بسیاری از مشکلات زندگی‌اش را حل می‌کند لذا به دیگران وابستگی ندارد.
و – انسان سالم به دلیل آگاهی از «خود واقعی‌اش» و استعدادهای بالقوه خود تسلیم محض شرایط اجتماعی‌ و فرهنگی نمی‌باشد بلکه ابتکار و شخصیت خودش را در دست دارد(شولتز، ۲۰۰۲؛ ترجمه: خوشدل، ۱۳۸۶).
ب: نظریه‌پردازان دیدگاه شناختی
– اریک اریکسون[۴۸]:
اریکسون(۱۹۶۳) معتقد است که سلامت روانی، اصولاً نتیجه عملکرد قوی و نیرومند« من » است زیرا «من » تنظیم‌کننده درونی، روان است که تجارب فرد را سازمان‌دهی می‌کند و در نتیجه از انسان در مقابل فشارهای نهاد و من برتر حمایت می‌کند. به نظر اریکسون، ناهم‌خوانی سازمان‌های اجتماعی، حل مسئله بحران هویت افراد را در جامعه مشکل‌تر می‌سازد و همین امر سبب می‌شود که تعارض هویت به صورت نوعی روان‌نژندی فلسفی در بین جوانان جوامع پیشرفته بروز می‌کند. اریکسون برم بنای نظریه رشد روانی- اجتماعی خود معتقد است هنگامی‌که رشد انسان و سازمان‌های اجتماعی به نحو مطلوبی هماهنگ شوند در هرکدام از مراحل رشد روانی اجتماعی توانایی‌ها و استعدادهای مشخص ظهور می‌یابند و سلامت روان را می‌توان در قالب این توانایی‌ها تعریف نمود. اریکسون نیز معتقد بود سلامت روانی هر فرد به همان اندازه‌ای می‌باشد که توانسته توانایی متناسب با هر کدام از مراحل رشد روانی– اجتماعی را کسب کرده باشد و در نهایت در مورد فرایند زندگی‌اش، نظریه معنوی روشن و قابل درکی داشته باشد(ویسی، ۱۳۹۰).
– اریک فروم[۴۹]:
فروم(۱۹۶۸) معتقد است که شخصیت انسان ساخته و پرداخته فرهنگ است و این فرهنگ است که می‌تواند مانع یا حامی رشد و کمال مثبت انسان باشد به این ترتیب که تلاش برای سلامت عاطفی، استعداد فطری برای زندگی، کوشش برای سازگاری و عشق ورزیدن در نهاد همه انسان‌ها وجود دارد ولی ظهور و شکوفایی این استعداد، مستلزم اجازه نیروهای اجتماعی و فرصت‌های محیطی و فرهنگی است. به طور خلاصه فروم ویژگی‌های انسان سالم و دارای سلامت روان را به شرح زیر می‌داند: عمیقاً عشق می‌ورزد (عشق در نظریه فروم معنای وسیعی دارد که از عشق جسمانی تا عشق به انسانیت و انسان‌ها را شامل می‌شود) آفرینش گر است قدرت فکر و تعقل را کاملاً در خودش پرورانیده، خودش و جهان را به شکل ‌عمیق و واقع‌گرایانه ادراک می‌نماید، حاکم بر سرنوشت خویش است، دارای حس برادری و همکاری با همنوعان است، دارای هویت مشخص فردی مستقل و منحصر به فرد است، دارای چهارچوب جهت‌گیری و هدفمندی مبتنی بر عقل می‌باشد، فردی واقع‌گرایانه از جهان و هستی است(کورسینی، ۲۰۰۰).
– کارل راجرز[۵۰]:
الگوی راجرز( ۱۹۶۳) از شخصیت سالم و سلامت روانی، انسانی بسیار کارآمد و با کنش و کارکرد کامل است، که از تمام توانایی‌ها و استعدادهایش بهره می‌گیرد و به همین علت، وی در روش درمانی خود برخلاف فروید مسئولیت عمده تغییر شخصیت را بر عهده مراجع می‌گذارد و ادراک و تجربه آگاهانه را معیار نهایی انسان سالم می‌داند. از نظر راجرز سلامت روان یک فرایند است نه یک حال، یک مسیر است نه یک مقصد و این فرایند مشکل و گاهی نیز دردناک بوده و مستلزم آن است که فرد به طور مستمر، توانایی‌ها و استعدادهایش را رشد و گسترش دهد و آزمایش کند و به خود شکوفایی که بنیادترین و مهم‌ترین انگیزه آدمی است، بپردازد. از نظر راجرز انسان سالم، آفرینش گری و خلاقیت دارد، زیرا با محدودیت‌های اجتماعی و فرهنگی هم‌رنگی و سازش منفعلانه ندارد، تدافعی نیست و به تمجید و ستایش دیگران نیز دل‌خوش نمی‌باشد(ساچتس[۵۱]، ۱۹۹۷).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.