دانلود مقاله مهارت خواندن و بهبود مهارت


Widget not in any sidebars
مسائل تخصصى مطالعه
نتیجه عمده‏اى که از تحقیقات بدست آمده است این است که خوانندگان ضعیف‏تر با مسایلى مواجهند که از مسائل خوانندگان خوب متفاوت است، هر یک از ما ممکن است بعضاً در ارتباط با کلمات و منابع مبهم مشکلاتى داشته باشیم، اما آن مشکلات آن چنان جدى نخواهند بود که خواننده‏ى خوب را از فعالیت عمومى خواندن باز دارند.
مشخصات خواننده‏ى خوب عبارتند از:
الف ـ وى احتمالاً مى‏تواند موارد ابهام موجود در فهم کامل متن را تصریح کند.
ب ـ وى احتمالاً به طور نسبتاً مشخصى قادر به تشخیص مسأله مى‏باشد.
ج ـ وى احتمالاً اطمینان کافى به توانایى خود دارد تا به جاى نسبت دادن ابهام به نارسایى مهارت خواندن خود آن را به نارسایى کتاب نسبت دهد.
اگرچه خواننده‏ى خوب توانایى ارتقاى بیشتر مهارت‏هاى خواندن خود را داراست، لیکن وى از گذرگاهى عبور کرده که خواننده ضعیف نتوانسته به طور موفق از آن عبور نماید.
مسایل«خواننده ضعیف» یا «در آستانه‏ى خواندن» حسب معمول نقطه مقابل سه نکته فوق مى‏باشد. نکته سوم (احساس عدم کفایت در ارتباط با عدم درک کلى متن) احتمالاً وى را از تلاش در بهبود مهارت‏هاى خواندن باز خواهد داشت. از آنجا که عده‏ى کثیرى ازفراگیرى که براى «دوره‏هاى اوقات فراغت روزانه» ثبت نام مى‏کنند، (به مفهومى که در اینجا استفاده شد) خوانندگان ضعیف به حساب مى‏آیند. ممکن است این طور تصوّر کنیم که ثبت نام آن‏ها نوعى استمداد و درخواست کمک ضمنى است تا بتواند با عبور از آستانه‏ى خواندن به وضعیتى برسند که در آن احساس رضایت ناشى از بهره‏گیرى از مهارت‏هاى خواندن بر احساس ناتوانى مى‏چربد.
تمام مشکلات درک مطلب طبقه بندى شده در فهرست اصلى را با مسایل «آستانه خواندن» فراگیرانى که با متون خود کار مى‏کردند، یکسان نبود. براى مثال، مشکلات مربوط به لغات حتى براى ضعیف‏ترین خوانندگان هم مسأله نبود زیرا آن را به سادگى قابل تشخیص و راه حل آن را نیز سر راست مى‏یافتند. در متون مورد آزمون، فراگیران براى مختص ساختن اصطلاحات بغرنج کاملاً شایق بودند، اما در کل بوضوح از تشخیص مباحث مشکل در مى‏ماندند. لذا ما مشکلات »آستانه‏ى خواندن« را که ظاهراً بدون کمک خارجى براى خوانندگان ضعیف غیر قابل حل خواهد ماند، تحت عناوین اصلى زیرا طبقه بندى کرده‏ایم.
1ـ مسایل نحوى
بخش‏هاى مختلف جمله در ارتباط کامل ملحوظ نبوده است به نحوى که اگر چه عبارتى فى نفسه فهمیده شده ولى ارتباط آن با جمله به عنوان یک مفهوم کلى دریافت نشده است.
2ـ دید ارتباطى(موشکافانه)
این گروه دو نوع مشکل را در بر مى‏گیرد:
الف ـ عدم تشخیص اینکه آیا بخش کوچکى از متن از چشم خواننده مکتوم مانده یا مطلب درست خوانده نشده است؟
ب ـ تمرکز بر بخش کوتاهى از متن و غفلت از نظر اجمالى‏لازم‏به‏کل‏متن‏براى‏روشن‏شدن‏مسأله.
3ـ مسایل معانى بیان
الف: لحن و آهنگ: از نوسانات و تغییر لحن و آهنگ غفلت شده است به نحوى که بین بخش‏هاى بسیار مهم و مطالب صرفاً حاشیه‏اى تمییز کافى حاصل نشده است. همچنین به صنایع کنایى و استعاره‏یى که گاه منجر به نحوه‏ى خواندنى مى‏شود که درست نقطه‏ى مقابل مضمون القا مى‏گردد، توجه نشده است.
ب ـ خواننده تسلط کافى بر متن ندارد تا تنوع شیوه نویسنده را دریابد و نمى‏تواند مفاهیم مترادف، متضاد، تخیلى یا هر نوع آورى دیگرى را که نویسنده براى القاى مفهوم خود احتمالاً به کار مى‏برد، درک کند. بنابراین، حتى یک‏متن‏سرزنده‏هم‏براى‏یک‏خواننده‏ى‏ضعیف‏کسل‏کننده‏است.
4ـ مسایل رسم الخطى
این جنبه از رمز خوانى به موارد زیادى از عدم درک منجر مى‏شود. مفاهیم متعددى که خط فاصلها، ایتالیک‏ها، (چند نقطه دنبال هم و غیره) القا مى‏کنند به طور کامل فهمیده نمى‏شود. و بیشتر فراگیران غالباً آن‏ها را نادرست تعبیر کرده و یا ندیده مى‏گیرند.
کاربرد عمده طرح تحقیق ما آنست که به عنوان مربى ارتباطات باید پیرامون تهیه برنامه‏ها و رئوس مطالب خود به شیوه‏اى بیندیشم که آن شیوه مشخصاً در جهت حل این دسته از مشکلات توجیه شده باشد. به نظر مى‏رسد شیوه درست این خواهد بود که راه حل‏ها را در زمینه‌هایى از ارتباطات جستجو کنیم که در آن زمینه‏ها احتمالاً خود فراگیر انگیزه‏ى مطالعه داشته باشد. مسئولیت با انباشتن فهرستى از کتاب‏ها پایان نمى‏گیرد. وقتى کتاب خاصى را توصیه مى‏کنیم باید از توانایى فراگیر آگاه و حتى الامکان مراقب میزان درک و توانایى خواندن وى باشیم.
در خاتمه لازم است مجدداً خاطر نشان کنیم که هر چند تلاش براى گنجاندن طرح تحقیق (و لو نوع متوسط آن) در برنامه‏هاتدریس ما مشکلاتى به بار مى‏آورد، با مشاهده‏ى بهره‏اى که فراگیران از جلسات پى‏گیرى انفرادى مى‏برند، پاداش زحمات خود را گرفتیم. ارزش این جلسات به کار طرح محدود نمى‏شد. زیرا غالباً کلاس به مجلس بحث و مشاوره مبدل مى‏شد. دریافتیم که بحث درباره مسائل خواندن غالباً موجب مى‏شود تا فراگیران درباره تجارب آموزشى گذشته خود آزادانه ‏صحبت‏ کنند و تجارب ‏خود را به‏ موقعیت ‏یادگیرى ‏فعلى ‏و طرح‏هاى‏ آتى ‏یادگیرى ‏مرتبط سازند.