دسامبر 4, 2020

سامانه پژوهشی – تاثیر طلاق و اعتیاد والدین در ارتکاب جرایم فرزندان۹۴- قسمت ۸

و سعی بر این است تا با ایجاد این نگرش ضمن تحت پوشش قرار دادن افراد معتاد در خدمات بهداشتی، درمانی نسبت به توسعه و فرهنگ سازی در جامعه در راستای افزایش آگاهی عمومی بویژه جوانان و گروههای مختلف مردم ، عمده فعالیت ها را در سه بخش کاهش عرضه ، کاهش تقاضا و کاهش آسیب متمرکز نمایند .[۳۷]
۳ـ تاریخچه مواد مخدر در فقه
استفاده از مواد مخدر به شکل امروزی در زمان پیامبر(ص) و ائمه معصومین (ع) متداول نبود بنابراین مورد ابتلا و پرسش قرار نگرفته است تا حکم خاصی پیرامون مصرف یا معامله یا مجازات آنها در روایات شرعی بیان شده باشد و پارهای روایات هم که در کتابهای شیعه وسنی آمده واژه «بنج» به معنای بنگ را بکار بردهاند. روایاتی قابل استناد نیستند برخی از روایات از طریق راویان شیعه بیان شده است بدین شرح میباشد.[۳۸] پیامبر فرموند: «در زمانی فرا می رسد که امت من ماده ای بنام بنگ را مصرف می کنند و من از آن برائت می جویم همچنان که ایشان از من بری هستند.» پیامبر اسلام فرمودند:« به یهود و نصاری سلام کنید اما به مصرف کننده بنگ سلام نکنید.» و نیز وی فرموده است: « هرکس بنگ را بخورد به مانندآن است که کعبه را هفتاد مرتبه خراب کند و هفتاد فرشته مقرب و هفتاد پیامبر فرستاده شده از سوی خدا را بکشد و گویی هفتاد قرآن
را سوزانده و هفتاد سنگ بسوی خدا پرتاپ کرده و نسبت به شارب خمر و ربا خورنده و زناکار و سخن چین، دورتر از رحمت خداست. پیامبر فرمودند: « هرکس گناه بنگ را کوچک بشمارد کافرشده است»[۳۹]
مرحوم محقق حلی در کتاب قواعد الاحکام آورده است: « هر مست کننده اعم از اینکه جامد یا مایع باشد مانند حشیش، حرام است» در مسأله بیستم از کتاب اجوبه المسایل المهناییه آمده است که: مردم حشیش
را مصرف می کنند و می گویند که مست کننده نیست اما برای بدن ضرر دارد آیا دلیلی برای حرمت آن دارد؟یا برای ضرری که به بدن وارد میکند حرام است؟ یا اگر مست کننده باشد حرام است و آیا نجس
می باشد؟
پاسخ چنین است که: بیشتر مردم، آن را مست کننده می دانند پس مصرف آن حرام است نه فقط به خاطر ضرری که برای بدن دارد بلکه به خاطر اینکه مستی میآورد. اگر برای بدن ضرر داشته باشدمصرف آن حرام است ولی نجس نیست زیرا فقط مایعات مست کننده نجس هستند.[۴۰] شهید ثانی مصرف مواد مخدر
را مستوجب حد می داند و حد آن هشتاد تازیه است که به حد مسکرات ملحق می شود.[۴۱]
برخی دیگر مانند علامه حلی اجرای حد را مشروط به پیدایش حالت نشاط و عربده کشی دانستهاند.
آیت الله خمینی « اعتیاد به تریاک جایز نیست استعمال به مواد مخدر جایز نیست. فروش هروئین جایز نیست. پول هروئین حرام است و ارتزاق به آن جایز نیست». آیت الله میرزا جواد تبریزی: « به موجب قوانین اسلامی، خرید، فروش، حمل و نقل، مبادله و مباشرت در جابجایی هر گونه مواد مخدر اکیداً ممنوع و حرام است». آیت الله موسوی اردبیلی: « در همه موارد گفته شده اگر قصد اعتیاد مردم باشد یا نتیجه اش آن باشد حرام است» آیت الله فاضل لنکرانی: «مصرف مواد مخدر اگر به منظور اعتیاد یا زمینه ای برای اعتیاد باشد جایز نیست» و عنوان دیگر تابع مقررات نظام جمهوری اسلامی ایران است و تخلف از آن جایز نیست. آیت الله مکارم: « مواد مخدر به هر شکل و هر صورت استعمالش حرام است و تمام کسانی که دست اندر کار پخش
و گسترش آن به هر نحو باشند کار آنها حرام است معاملاتش قطعاً حرام است . در شرایط فعلی کشت مواد مخدر حرام است و همچنین همه دست اندر کاران کارشان حرام است.» [۴۲]
فصل سوم:
عوامل ایجاد بزهکاری
مبحث اول: عوامل اجتماعی موثر در افزایش بزهکاری کودکان و نوجوانان
گفتار اول: فقـر
در بسیاری از فرهنگها، فقر را به معنای «عدم تکافوی ضروریات زندگی» تعریف کردهاند. چنین تعریفی به طور کلی ، دقیق و جامع نیست زیرا ضروریات زندگی هر جامعه، در طول زمان و مکان، ابعاد و اشکال گوناگونی دارد و از جامعهای به جامعه دیگر دگرگون میشود. از این رو ، تعیین یک تعریف علمی برای فقر، که برای هر زمان و مکان صادق باشد، ممکن نیست.
با صنعتی شدن کشورها به نظر میآمد که این معضل بر طرف شود، لیکن چنین نشد و در سالهای اخیر این مسأله، افکار جوامع بشری و بویژه کشورهای در حال توسعه را بیشتر به خود مشغول کرد.[۴۳] فقر
و نابرابریهای موجود در هر جامعهای، پیامدهای خاص خود را دارد و نه تنها باعث بروز بحران میشود بلکه ، بر اساس سلسلهای از روابط علت و معلولی، زمینه بروز بحرانهایی از قبیل بحران مهاجرت، حاشیه نشینی، بحران آسیبها و انحرافات اجتماعی از قبیل بحران طلاق، اعتیاد، بزهکاری، فحشا، قتل، خشونت
و انواع جرایم دیگر را فراهم میآورد.
بزهکاری را نمیتوان متعلق به یک طبقه اجتماعی خاص دانست، اما طبق گزارشهایی که در اغلب متون مربوط به این بحث آمده است، احتمال بروز بزهکاری در طبقات پایین اجتماع ، بیش از طبقات متوسط
و بالاست که البته این موضوع بیشتر در جوامع شهری صادق است. فقر در زمانی که ارزشهای اخلاقی
کم رنگ شده و مبانی معنوی نادیده گرفته شوند، میتواند مبنای بسیاری از بزهکاریها و جرم باشد، اگر چه از نگاه رفتار شناسی ، نمیتوان حضور فقر را اصلیترین پایه برای ارتکاب جرم دانست، اما اگر فقر باضعف ایمان همراه باشد، آن گاه باید منتظر وقوع آسیب و بزه بود.[۴۴] فقر فرهنگی ممکن است از جمله عوامل بزهکاری باشدکه اگر تحت تاثیر برخی فرهنگها قرار گیرد، رو به سوی بزهکاری خواهد آورد.
برخی فقر، افزایش مواد مخدر و خشونت حاکم بر خانواده و جامعه را از جمله زنجیرهای از علل افزایش بزهکاری میدانند. به عقیده دکتر کی نیا، فقر، محرک طغیان و موجب بغض و کینه و محرومیتی است که شخص را متوجه سعی و کوشش و تلاش و برای بهبود زندگی میکند. فقر موجب بزهکاری نیست، فقر فقط اشخاص بی استعداد را به بزهکاری وامیدارد.[۴۵]
همچنین فقر موجب از بین رفتن توانایی والدین برای تربیت فرزند و تشدید اختلافات خانوادگی ، همچنین تضعیف کنترل روابط خانوادگی و از بین رفتن توانایی والدین در اعمال کنترل غیر رسمی بر فرزندان میگردد.[۴۶]
بند اول: نظرات دانشمندان در مورد فقر و بزهکاری
دورکیم معتقد است که جرایم ناشی از نظام، فرهنگ و تمدن هر اجتماع است و تابع زمان و مکان نیز
میباشد. افلاطون در کتاب جمهوریت مینویسد: فقر و ثروت سبب نابودی کشورها میشوند . فقر احساس
را از بین برده حس کینه توزی، انتقام جویی، بدبینی و حسد را تشدید میکند. کثرت ثروت نیز مبانی اخلاقی را سست کرده سبب تنبلی، بی قیدی، غرور و بی اعتنایی نسبت به دیگران میشود و کشور را به فنا و نابودی میکشاند زیرا تقوای واقعی و ثروتهای کلان و هنگفت، یک جا جمع نمیشوند.
افلاطون برای پیشگیری از بزهکاری، تعدیل ثروت و بهبود وضع زندگی فقیران را توصیه میکند. دورکیم، جرایم را ناشی از نظام میداند. افلاطون نیز به فقر و ثروت اشاره کرده که هر کدام از اینها ممکن است
از عاملهای بزهکاری باشند و اگر چنانچه چهار حس مورد نظر افلاطون در افراد اوج بگیرند خود اینها ممکن است به عنوان کسب عامل عمده باشند که موجبات بزهکاری افراد را بوجود میآورند.[۴۷]
به اعتقاد کتله، جرایم ارتکابی در یک جامعه و نوسانات متناوب آن، مانند یک تابع ریاضی وابسته به تغییرات شرایط اقتصادی و اجتماعی زمان و مکان است. بحثهای مربوط به وضعیت تأسف بار فقیران، همراه با بحثهایی در مورد پیامدهای نامطلوب فقر، همچون بیماری، جرم و ناامیدی، به روزگار باستان باز میگردد. این بحثها شمار گستردهای از پژوهشهای تجربی را به وجود آوردهاند که ارتباط بین فقر و جرم را بررسی میکنند. برخی از این پژوهشها ، به دگرگونی شرایط اقتصادی توجه میکنند تا ببینند آیا با دگرگونیهای نرخهای جرم همانند دارند یا خیر. اگر جرم معلول فقر است که با منطق نیز جور میآید، در آن صورت در مکانها و زمانهایی که فقیران بیشتری وجود دارد، باید جرم بیشتری نیز وجود داشته باشد. از این رو این پژوهشها، دوران بحران اقتصادی را با دوران رونق اقتصادی و نواحی ثروتمندیک کشور را با نواحی آن مقایسه نمودهاند تا ببینند آیا تفاوتهای سیستماتیک در نرخهای جرمشان وجود دارد یا خیر. همچنین پژوهشهایی همزمان با ملی شدن آمار جرایم در فرانسه، در اوایل دهه ۱۸۰۰ با تلاشهای کتله و گری برای نشان دادن ارتباط بین جرم و فقر انجام شده است. از آن زمان، تاکنون صدها پژوهش در مورد این موضوع، در مورد ارتباط بین جرم و نوسانات اقتصادی، در اروپا و ایالات متحده امریکا منتشر شده است. این فرض همگانی ، که جرم با نوسانات اقتصادی مرتبط است، احتمالاً بر فرض درباره رابطه میان جرم و بیکاری مبتنی است. لذا نابرابری اقتصادی ومعضل جرم، با یکدیگر ارتباط علت و معلولی دارند. در پژوهشی که توسط گار انجام شد، مشخص شد که فقر و ثروت با وقوع جرم عام، نه فقط سرقت بلکه جرمهای علیه اشخاص همبستگی دارد. در لندن استکهالم و ولز جنوبی جدید، از دهه ۱۸۴۰ تا دهه ۱۹۳۰، هم سرقت و هم تهاجم در دوران کسادی اقتصادی افزایش یافت و هنگامی که شرایط اقتصادی بهتر شد، کاهش یافت. انگلس و مارکس بدون آنکه به طور خاص، رابطه فقر و جرم را بررسی کنند، با پایه گذاری مکتب تضاد، به گونهای به ایدههای مرتبط با رابطه فقر و جرم، صورت علمی بخشیدند. چون بر اساس این مکتب ، اقتصاد زیربنای زندگی اجتماعی است و مابقی یعنی سیاست، حقوق و فرهنگ ، همگی روبنا هستند. بنابراین مارکسیسم در تبیین جرمها، اقتصاد را عامل اصلی میداند.[۴۸]
بند دوم : فقر اقتصادی عامل بزهکاری است یا خیر؟
ممکن است بین فقر و جرم رابطه مستقیمی ایجاد کرد، چنانچه افراد فقیر در مقابل ثروتمند قرار دارندو این تفاوت فاحش باعث میشود که برخی از افراد کم درآمد برای اینکه بتوانند مانند افراد ثروتمند از زندگی خوبی برخوردار شوند، دست به جرم و جنایت میزنند. در مواردی هم دیده شده که جرایم بزرگی مثل قتل عمد به خاطر بدست آوردن مال باشد که این بدست آوردن مال ناشی از فقر اقتصادی است. بنا به گفته افلاطون این همان حسد است که در فرد تشدید شده و مرتکب چنین عملی میشود.
البته در مواردی هم شخص با آنکه دچار فقر نیست و از طبقات کم درآمد هم محسوب نمیشود باز هم برای بدست آوردن مال مرتکب جرم و جنایت میشود که این امر هم خود مبحثی جدا میطلبد. شاید بتوان گفت که در چنین مواردی حرص، زیاده خواهی افراد است که آنان را وادار میکند تا مرتکب جرم شوند
نه فقر آنان. پس اختلاف طبقاتی که بین افراد یک جامعه وجود دارد و تفاوتی که بین فقیر و غنی است، خود از عمده عاملهایی است که اشخاص طبقه پایین را برمیانگیزد تا مرتکب جرم شوند. در ادامه میتوان گفت که فقر اقتصادی هم یکی از عاملهایی است که ممکن است باعث بزهکاری در افراد شود
و ممکن است حتی افراد را به سوی بزهکاری سوق دهد ولی هیچ گاه نمیشود گفت که افرادی که فقیر هستند حتماً بزهکار هم هستند.[۴۹]
در پایان چنین میتوان افزود که فقر اقتصادی، از جمله عاملهای بزهکاری ممکن است باعث ارتکاب افراد به جرم و بزه شوند و برای اینکه افراد چیزی که میخواهند نمیتوانند از راه قانونی بدست آورند،
با توسل به زور یا راههای غیر قانونی آن را میخواهند صاحب شوند در نتیجه به سوی بزهکاری روی آورده و مرتکب جرم و جنایت میشوند.
دکتر «جی – ال – برن» در زمینه رابطه فقر و بحران اقتصادی و در نهایت علتهای بزهکاری چنین بیان میکند:
۱- بالاترین نسبت بزهکاران در میان خانوادههایی وجود دارد که پدرانشان فاقد مهارت و تخصص بوده یا اینکه در خانوادههایشان بیکاری حکمفرماست.

این مطلب را هم بخوانید :  مقاله علمی با منبع :تاثیر طلاق و اعتیاد والدین در ارتکاب جرایم فرزندان۹۴- قسمت ۹

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.