ژانویه 18, 2021

تاثیر طلاق و اعتیاد والدین در ارتکاب جرایم فرزندان۹۴- قسمت ۱۸

حالا باید در مورد قیمومیت و سرپرستی این کودکان چه کرد ؟ به طور سنتی ، قیمومیت و سرپرستی کودکان ، خود به خود به مادران واگذار می شود مگر انیکه بی لیاقتی و عدم صلاحیت آن ها به اثبات رسیده باشد . امروزه بیشتر تصمیماتی که در ارتباط با سرپرستی کودکان بر اساس مورد به مورد یا مرحله به مرحله گرفته می شود و کودک یا کودکان تحت سرپرستی والدی است که لیاقت صلاحیت ایجاد شرایط کلی بهتری را برای کودکان خود داشته باشند قرار میگیرند. گاهی اوقات دادگاه، قیمومیت مشترک را به والدین تفویض میکند بطوری که هر دوی آنها مسئولیت برابر،برای سرپرستی کودکانشان را بر عهده گیرند. در چنین شرایطی کودکان اوقات مساوی از عمر خود را نزد پدر و مادر خود سپری میکنند. [۱۱۱]
گفتار سوم: وظیفه والدین
هنگامی که طلاق حتمی و اجتناب ناپذیر است یا برای اعضای خانواده بهترین راه حل منازعات است، والدین چه باید بکنند تا آثار منفی خانوادهی طلاق گرفته واز هم گسسته را بر کودکان خود کاهش دهند
و بنیاد خانوادهای جدید را حتیالامکان مثبت سازند؟ از همه مهمتر ،والدین باید بدانند که تمام آثار منفی
که طی مطالعات بدست آمده، توسط همهی کودکان طلاق تجربه نخواهد شد. از شدت آثار منفی موجود
از طریق تعلیم وتربیت ، آموزش و پرورش ، ارتباطات خود و عشق و علاقهی فراوان میتوان کاست. دست کم، دو روش کلی جهت کمک به فرایندی که کودکان طلاق تجربه میکنند وجود دارد. کمک بیرونی و تلاش والدین، نمونهی کمک بیرونی ممکن است یک برنامهی مداخله کننده برای کودکان باشد. یک برنامهی
پیش گیرانه مسائل زیادی را در بر خواهد داشت که شامل این نکات است:
۱- کمک به کودکان جهت مهار کردن نگرانیهای مرتبط با طلاق، از جمله پریشانی و سرزنش.
۲- کمک به کودکان به منظور ابراز خشم خود در ارتباط با طلاق.
۳- یاری رساندن به والدین در مورد توافق در مسأله دیدار وقیمومیت و سرپرستی.
۴- یاری دادن به والدین جهت واکنش مناسب با دغدغههای کودکانه ناشی از طلاق.
۵- یاری دادن همسران جانشین جهت ایجاد روابط مناسب و خوب والدین پس از طلاق و نیز در ارتباط با روابط فرزند – والدی.
۶- یاری رساندن به والدین جهت تصمیمگیری در مسایل خشم و یأس و نومیدی.
۷- ایجاد نظامهای حمایتی دوستان و خویشاوندان .
مسائل ویژهای که والدین میتوانند جهت کمک به خود و کودکان خود انجام دهند شامل نکات ذیل است:
۱- به اطلاع کودکان برسانند که آنها را دوست دارند و اینکه هم والدین و هم کودکان نیاز به زمان دارند تا کارهایی را که زمان میبرد انجام دهند.
۲- گاهی اوقات کودکان را در مسایل اجتماعی که از آن لذت میبرند شرکت دهند.
۳- بدانند که کودکان نیاز به موعظه و نصیحت دارند.
۴- هوشیارانه آگاه باشند که کودکان در صورت امکان، نیاز به برقراری ارتباط با پدر و مادر خود دارند.
۵- کودکان را از صحنهی درگیری پدر و مادر دور نگه دارند.
۶- برای الگویی مثبت ، نقشآفرینی بزرگسالان را برای کودکان ایجاد نمایند.
۷- اجازه دهند که برخی مسایل ، مطابق نیازهای آنها روند منظم خود را ادامه داده یا تغییر کند.
۸- کارها را بین آنها تقسیم کرده و اجازه دهند کودکان، مسئول مراقبت از اموال واتاق خود باشند.
۹- استفاده از سرویس نظافت و انجام برخی از مسایل نظافتی را در نیمی از روز به عهده آنها بگذارند.
۱۰- به کودکان اجازه دهند که در حل مسایل خانوادگی سهیم شوند.
۱۱- برای آنها بودجه و برنامهی منظم و زمانبندی شده تعیین کرده و براساس آن عمل نمایند.
۱۲- در مورد برنامههای همکاری ، تعاون و مشارکت از جمله مسایل غذایی و دارویی تحقیق نمایند.
۱۳- کودکان را در معرض آگاهی روابط خود با جنس مخالف خود قرار ندهید.
۱۴- پیش از آغاز تشکیل خانوادهی دوم، وظایف خود را نسبت به خانواده اول فراموش نکنند. [۱۱۲]
مبحث دوم: تاثیر اعتیاد والدین در بزهکاری کودک و نوجوان
درگذشته،طرزفکری ازسوی برخی ازدانشمندان ومحققان عرضه شده بود که براساس آن قائل بودند بعضی ازافراد ذاتا جانی ومنحرف بدنیا می آیند.در راس این گروه درقرن اخیر،لمبروزو قرارداشت که پزشکی عالی مقام ومحققی پرتلاش بود.اودرکتاب انسان جنایتکاربصراحت اعتراف کرده است که درسرشت وخمیره بعضی ازانسان ها جنایت نهفته است وچنین انسانی پس ازولادت و رشد دروضع وموقعیتی قرارمیگیرد که نمی تواند جنایت نکند.تحقیقات دانشمندانی دیگر،خلاف آن راثابت کرده است ولی این نکته مورد تاییدهمگان قرارگرفته است که برخی ازکودکان، فاسد و شرور و جانی بارمی آیند بدان خاطرکه درمحیط ناسالمی رشد
و پرورش یافته اند.اسلام،آیین مقدس ما نیز قائل است هیچ طفلی ذاتا فاسد وتبهکاربدنیا نمی آید بلکه برعکس فطرت او پاک و سالم وبرمبنای سلامت،امانت وصداقت است.ولی اگرکودک درمحیط آلوده ای رشد وپرورش یابد،شرایط جرم وبزه دروجود او تکون می یابد واوآلوده وشرور خواهدشد ودراین امرخانواده بیش ازدیگرمراکز اجتماعی درکودک نقش دارد.بدین سان ریشه های رفتارکودک را پیش ازآنکه درذات وسرشت طفل جستجوکنیم باید ازمحیط تربیتی اوبجوییم.
این امربدان خاطراست که کودک درخانواده شاهد زشتی ها،زیبایی ها،محبت ها وخشونت ها،درگیری ها وحتی مرگ ومیرها،خوردن وخفتن،غم وشادی وتحت تاثیرالقاآت وتذکرات وامر ونهی والدین ودیگراعضای خانواده است.این ملاحظات ومسموعات،فکروروان او را شکل می دهد،انگیزه هایی سازنده ویا ویرانگر دراو پدید می آورد واو را به رفتارهایی خاص و ویژه وامیدارد.خانواده ،آموزشگاه رفتارو کردارکودک است.مهر و وفا،لبخند،شرافت وانحراف کودک ،ازخانواده آموخته میشود و او بعلت ضعف عقلانی،عدم استقلال فکری واقتصادی نمی تواند ازتاثیرات آن دور و برکناربماند.تمایلاتی که کودک امروزازخانواده خود نشان می دهد درپایه گذاری های بعدی زندگی اجتماعی اووروش بعدی حیاتش نقشی فوق العاده دارد.کودک از آنجا درس ادب ومهربانی می آموزد وازآنجا روابط خود را باسایرین تنظیم می کند که ممکن است براساس عشق ومحبت باشد یاخصومت ونفرت و درکل ،او ازتربیت خانوادگی تاثیرمی گیرد.[۱۱۳]
اعتیاد یکی از لکه های ننگ و داغی است که بر پیشانی گروهی از انسانها زده شده و وجودشان را مایه شرمساری انسانها ساخته است. این امر که زاییده هوسمندی ها، چارهجوییها برای درمان درد درونی، خوشگذرانیها، معاشرتهای ناباب و زمانی هم با دستیاری و کمک عوامل استعمار است در نزد بسیاری از افراد رواج دارد و حیات شخصی و اجتماعی آنها را برباد داده و خانواده و فرزندانشان را دستخوش نابسامانی می سازد. انگیزه اعتیاد هرچه باشد و فرم و صورت آن به هر گونه ای که باشد، خواه از مواد مخدر، خواه از الکل و خواه دیگر امور، باید گفت که آن، عاملی برای زوال خانواده و از عوامل جرم زاست. موضوع اعتیادبه هر گونه ای باشد سبب زوال، گرفتاری نسل، و سقوط شخصیت معتاد و کلاً نابسامانی خانواده است. بلوغ عاطفی را دچار مخاطره ساخته و از انسانی که قادر است اوج گیری و عروج کند فردی می سازد درمانده، ناتوان در اداره خود و زندگی خویش، دوراز احساس مسئولیت، بیتفاوت در برابر وقایع و امور و نیز حوادثی در دور وبرش میگذرد.[۱۱۴]
« فرزندان اعتیاد»لزوماً معتاد نیستند و در تعریف کلی، فرزندان اعتیاد کودکانی هستند که در محیط پرورشی خود ( خانواده) با پدر یا مادر یا یکی از اعضای معتاد خانواده ی خود همزیستی دارند : ظاهراً مثل فرزندان خانواده های معمولی زندگی می کنند ، مثل فرزندان دیگر به مدرسه می روند ، درس می خوانند ، بازی می کنند و …….. تحت « ولایت» و « حضانت» ولی یا اولیای معتاد خویش دوران کودکی و سنین رشد
را پشت سر می گذارند . در بسیاری موارد وضع ظاهری این فرزندان در حد متعارف مطلوب و گاه حتی عالی است و کمتر می توان از ظاهر آنان حالت حقیقی درونیشان را درک کرد.
محیط فاسد تربیتی که فرزندان اعتیاد را در بگرفته است به حدی پیچیده و نامشهود است که تا موضوع
« اعتیاد» مربی خانواده فاش نگردد ، قابل رؤیت و ارزیابی نیست. کسی که طبق قوانین اجتماعی عنوان ولی قهری « پدر» را دارد و مسئولیت اداره امور مالی تغذیه ، پوشاک، تحصیل و تربیت و… فرزندش به عهده ی
او است در مقابل دیدگان کودک به استعمال ماده ی مخدر مورد اعتیاد خود می پردازد و کسی هم که
بنا بر قوانین جاریه و بر مبنای عرف و عادت در مقام والای مادری باید به مراقبت و حضانت ، تعلیم و تربیت، تأمین نیازهای عاطفی و روحی و … کودک مشغول باشد ، یا در استعمال مواد مخدر با پدر همراه و دمساز
می شود و یا به تنهایی و برای رفع نیاز شخص خود مقدمات مصرف آن را فراهم می سازد. در این نوع محافل غالباً دوستان اهل اعتیاد هم به عنوان همدم و همپا حضور دارند و جمع خانوادگی آنان با حضور دایمی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.