ژانویه 28, 2021

دسته بندی علمی – پژوهشی : تأثیر جهل در احکام فقهی و قوانین حقوقی و کیفری- قسمت ۹

« واژه جهل در روایات »
هم چنین این که در زمینه جهل در حوزه سنت و روایات احادیث زیادی وجود دارد که جهل را به این تعابیر معنا کرده اند تا آن جایی که امام رضا ( ع ) در این زمینه می فرماید :
« صدیق کل ! مریء عقله و عدوه جهله » [۶۶]
« دوست هر مردی عقل اوست و جهل دشمن او »
در این روایات عقل را به این شکل معنا کرده است که به وسیله عقل و دانش و شعور و معرفت است که در بهای خیرات و نیکی ها به روی بشریت باز می شود و راه های موفقیت و عدم موفقیت خود را می یابد و راه رشد و تعالی خود را بدست می آورد و می تواند حق را از باطل جدا کرده ، به فلاح و رستگاری نائل شود . در مقابل در ظلمتکده جهل است. که در بهای شرور و بدی ها گشوده می شود و در مسیر ظلالت قدم می گذارد و در نهایت جز به تیره بختی و شقاوت او واسیر دام های شیطانی شدن نمی انجامد.
لذا به همین خاطر است که امام رضا ( ع ) در این روایت عقل را همانند دوست تعبیر کرده است و جهل را همانند دشمن بیان کرده است ، در نتیجه می توان گفت : اطلاق دوست بر عقل چقدر پسندیده است. و اطلاق دشمن بر جهل چقدر مناسب و به جا و هم چنین در روایتی از امیر مومنان علی ( ع ) باز هم جهل به عنوان بدترین دشمن معنا شده است.
« لا عده انفع من العقل و لا عدو اضر من الجهل » [۶۷]
« هیچ دوستی نفعش از عقل بیش تر نیست و هیچ دشمنی به اندازه جهل مضر نیست. »
هم چنان که گفته شد ، در این حدیث گهربار نیز از جهل به عنوان مضرترین و بدترین دشمن انسان نام برده شده است که می تواند ضربات جان فرسایی به انسان وارد کند و دنیا و آخرت او را برباید و تمام سرمایه عمر و هستی فرد را از او به غارت ببرد و در پایان عمر جز کوله باری از گناه ، پشیمانی و خسران چیزی برای او باقی نگذارد.
و در جای دیگر حضرت علی ( ع ) از جهل به عنوان یک فقر تعبیر کرده است :
« صدر العاقل صندوقی سره ، و لاغنی کالعقل و لا فقر کالجهل » [۶۸]
« سینه عاقل محل حفظ اسرار اوست ، هیچ ثروتی مانند عقل و هیچ فقری مانند جهل نیست.»
« جاهل »
اهل لغت معانی متعددی را برای معنای جاهل در نظر گرفته اند :
یک ) در برابر علم :
در بعضی از کتاب های لغت ، جهل به معنای ضد علم قرار گرفته است ، و جاهل را به این شکل معنا کرده اند که جاهل کسی است که کاری را بدون علم و آگاهی انجام دهد پس بنابراین می توانیم واژه « جاهل و جهالت » عمل کردن بدون علم » تعریف کنیم. [۶۹]
هم چنین از کلمه جاهلیت در چهار سوره مدنی قرآن کریم ، یعنی آل عمران ، مائده ، احزاب و فتح یاد شده است.
دو ) در برابر حلم :
عده ای هم جهل را به معنای سفاهت ، غضب ، عدم تسلیم در برابر اراده و حکم و شریعت الهی استباط کرده و با استناد به آیه ۶۳ سوره فرقان می گویند : « مقصود از جاهل ، نادان نیست. بلکه اشخاص متکبر و پر نخوت است. [۷۰] »
اسلام پژوهانی چون گلدزهیر و ایزوتسو نیز جهل را در برابر حلم دانسته اند.
سه ) در برابر عقل :
اگر جهل در مقابل عقل قرار بگیرد جهل به معنای عمل نسنجیده می شود و جاهل هم کسی می شود که کارهای سفیهانه و دور از عقل و افکار غلط و غیر عقلایی می کند.
پس به طور کل از کلمات لغویان استفاده می شود نادانی و عمل نسنجیده دو معنای مهم جهل است.
پس اگر جهل در مقابل علم استفاده شود به معنای نادانی و اگر در مقابل عقل به کار رود به معنای عمل نسنجبیده است.
بنابراین با تمام این تفاضیل جاهل را به این شکل می شود معنا کرد. که جاهل کسی است که بدون علم و آگاهی نسبت به چیزی اعتقاد و باور داشته باشد و آن را عمل کند و یا با کارهای سفیهانه و دور از عقل و غیر عقلایی از آن پیروی نماید.
۲ – ۲ – ۲ – گفتار دوم – کاربرد و مشتقات جهل و پاسخ به یک شبهه
« کاربرد و مشتقات جهل در قرآن »
ترکیبات این ماده جهل در مجموع بیست و چهار بار به صورت اسم و فعل در قرآن به کار رفته است و مشتقات رسمی و فعلی آن به صورت جاهل ، جاهلون ، جاهلین ، جهاله ، یجهلون ، تجهلون ، جهول می باشد. [۷۱] در این جا برخی از آیات که مشتقات واژه جهل در آن ها آمده است ، ذکر می شود :
خداوند در قرآن کریم می فرماید : ( یوسف ) گفت ؛
« پروردگارا زندان نزد من محبوب تر است از آنچه این ها مرا به سوی آن می خوانند و اگر مکر و نیرنگ آن ها را از من بازنگردانی به سوی آن ها متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود. [۷۲] »
در این جا ماده جهل به صورت اسم یعنی ” الجاهلین ” به کار رفته است. در سوره دیگر به این شکل آمده است که :
« ای « پیغمبر » چنانچه اعراض آن ها تو را سخت می آید اگر توان نردبانی بر آسمان بر افراز تا آیتی بر آن ها آوری ، اگر خدا می خواست همه را مجتمع هدایت می کرد پس تو البته از آن جاهلان نباش. [۷۳] »
در این جا هم ماده جهل به صورت اسم ” الجاهلین ” به کار رفته به این صورت که خداوند به پیامبر اکرم ( ص ) دستور داده است که از جاهلان نباشد.
و هم چنین این که در سوره دیگر آمده است.
« و بنی اسرائیل را از دریا به ساحل سلامت رساندیم. پس به قومی که در پرستش بت های خود متوقف بودند برخورده و به آئین بت پرستی مایل شدند گفتند ای موسی برای ما خدایی مثل خدایانی که این بت پرستان را است ، « دیدنی و محسوس » مقرر کن. موسی در جواب تقاضای جاهلانه قوم گفت : شما مردم سخت و نادانی هستید. [۷۴] »
در این آیه هم ماده جهل به صورت فعل مضارع ” تجهلون ” آمده است به این صورت که موسی به قوم خود ، که از او تقاضای خدایی بر ساخته داشتند ، نسبت جهل داده است.
و هم چنین در سوره دیگری خداوند تبارک و تعالی می فرماید : « ما بر آسمان ها و زمین و کوه های عالم و قوای عالی ئو دانی ممکنات عرض اندام کردیم و همه از تحمل آن امتناع ورزیده ، اندیشه کردنند تا انسان ناتوان پذیرفت و انسان هم در مقام آزمایش و ادای امانت بسیار ستم کار و نادان بود. [۷۵] »
در این جا نیز ماده جهل به صورت ” جهول ” به کار رفته شده است. به این صورت که خداوند ، انسان که بار امانت را پذیرفته است « جهول » نامیده است.
و در ادامه نیز می توان به ” آیه ۱۷ سوره نساء ” و ” آیه ۵۴ سوره انعام ” و ” ۱۱۹ سوره نحل ” اشاره کرد که در آن ماده جهل به کار رفته است.
بدین صورت که ماده جهل و جهالت در مورد کسانی به کار رفته است که از سر نادانی کار ناشایستی انجام داده اند.
و هم چنین دیگر آیاتی که مجالی برای بیان و ذکر آن نیست.
« کاربرد و مشتقات جهل در روایات »

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است