آوریل 17, 2021

تأثیر جهل در احکام فقهی و قوانین حقوقی و کیفری- قسمت ۱۶

سهو ، غفلت از چیزی است ، به طوری که با کوچک ترین یادآوری شخصی متنبه گردد. [۱۴۶] این کلمه از عبارات فقهی به ویژه در بخش عبادات به معنای « شک » هم به کار گرفته است گرچه اعم از آن است.
مانند این عبارت « لا حکم للسهو مع الکثره و لا للسهو فی السهو و لا لسهو الامام معم حفظ المأموم و بالعکس » [۱۴۷]
بنابراین می شود گفت سهو ، اشتباهی است که از غفلت یا فراموشی ناشی می شود ، [۱۴۸] از این رو هر سهوی اشتباه هست ، ولی هر اشتباهی سهو نیست ، زیرا اشتباه یا جهل مرکب اعتقاد به امری خلاف واقع است ، خواه به کوچک ترین چیزی جاهل متنبه گردد یا نگردد.
۶ – ۳ – ۲ – گفتار ششم – مقایسه جهل با غفلت
غفلت یعنی بی خبری محض و در بی خبری محض قصور و تقصیر متصور نیست و این کلمه هم در اصطلاح های فقهی مقابل شک به کار می رود ، آدم شاک غیر از آدم عاقل است ، شاک ، جاهل به جهل بسیط بوده و وظیفه او تحصیل علم یا ظن معتبر است و عذری از او پذیرفته نمی شود ، به خلاف غافل که جاهل به جهل مرکب است و در روایات عنوان « الجاهل معذور » ناظر به غافل و جهل مرکب می باشد. [۱۴۹]
۷ – ۳ – ۲ – گفتار هفتم – مقایسه جهل با نیسان
و بالاخره واژه دیگری که ممکن است مرتبط با کلمه جهل و اشتباه می باشد ، کلمه نیسان است و در حدیث « رفع » هم از آن یاد شده است. « نیسان » در لغت به معنای فراموشی است. در کتاب مفردات راغب آمده است. [۱۵۰]
« النیسان ترک الانسان ضبط ما استودع اما لضعف قلبه و اما عن غفله و اما عن قصد حتی ینحذف عن القلب ذکره »
بنابراین می توان گفت میان نیسان و جهل به لحاظ مفهومی تفاوت وجود دارد که جهل و نیسان هر دو در عنصر بی اطلاعی از حکم یا موضوع مشترک اند ، ولی جهل گاهی مسبوق به علم است و گاهی مسبوق به علم نیست که صورت اول را نیسان هم می گویند. [۱۵۱] بنابراین اصطلاح جهل اعم از نیسان است. فرق دیگری که گفته اند و در کتب اهل سنت آمده ، این است که می گویند [۱۵۲] نیسان به طور قهری عارض انسان می شود ، به نحوی که ناسی قدرت دفع آن را ندارد ، بر خلاف جهل که به وسیله علم و کسب آگاهی امکان غلبه بر آن وجود دارد ، از این رو در زمنیه حکم و معذور بودن جهل و نیسان تفاوت است که ناسی در انجام فعلش به اجماع فقها معفوست. به خلاف جهل که اختلافی است و به طور کلی میان قاصر و مقصر از یک طرف در معذور بودن تفاوت قایلند.
۴ – ۲ – بخش چهارم
تقسیمات جهل در فقه امامیه
۱ – ۴ – ۲ – گفتار اول – تقسیمات جهل به لحظ ماهیتی
یک ) جهل مرکب
« الجهل المرکب ان یجهل شیئاً و هو غیر ملتفت الی انه جاهل بل یعتقد انه من اهل العلم » [۱۵۳]
« جهل مرکب عبارت است از این که جهل به چیزی داشته باشد و توجه هم نداشته باشد و جاهل اعتقاد دارد که او جزء اهل علم است. »
پس بنابراین می توان گفت : جهل مرکب عبارتند از اعتقاد جازم غیر مطابق با واقع ، و سبب آن که آن را مرکب نامیده اند آن است که آدمی چیزی را خلاف آن چه حقیقت است اعتقاد کند . این یک جهل است و جهل دیگر آن که اعتقاد کند که اعتقاد او عین صوابست که این دو جهل با هم ترکیب یافته اند بنام جهل مرکب و در نهایت این می شود که نمی داند که نمی داند.
و هم چنین این که ، این قسم داخل در اقسام علم است یا خیر ، داخل تصور است یا تصدیق ، مباحثی است که مربوط به علم منطق و فلسفه است.
دو ) جهل بسیط
« الجهل البسیط ، ان یجهل الانسان شیئاً و هو متنفت الی جهله فیعلم انه لا یعلم » [۱۵۴]
« جهل بسیط عبارت است از جهل انسان به چیزی و او ملتفت به جهل خود است و در نهایت می داند که نمی داند. »
در واقع این قسم از جهل چندان مذموم نیست چرا که چنین شخصی می داند که جاهل است و زمینه تعلیم و کسب علم را دارد و با توجه به این که می داند جاهل است در طلب فهم می کوشد.
چنین جهلی را جهل بسیط می نامند چرا که چنین فردی دارای یک جهل است و آن این است که می داند که نمی داند.
۲ – ۴ – ۲ – گفتار دوم – جهل به لحاظ موقعیت مکلف
یک ) جهل قصوری : به جهلی گفته می شود که شخص متصف به جهل در شرایطی قرار گرفته که به هیچ وجه نمی تواند از حکم آگاهی پیدا کند. مثل این در جایی دور افتاده زندگی می کند که رابطه با مرکز علمی و دینی ندارد و نمی تواند داشته باشد. [۱۵۵]
دو ) جهل تقصیری : جهل تقصیری به این معناست که شخص جاهل می تواند از قانون و حکم آگاه شود اما در اثر سهل انگاری و عدم اعتنا جهت رفع آن اقدامی نکرده است.
به عبارت دیگر شخص می تواند از قانون آگاهی یابد ولی تقصیر می کند و به دنبال آگاهی نمی رود. [۱۵۶]
۳ – ۴ – ۲ – گفتار سوم – جهل به لحاظ متعلق آن
یک ) جهل حکمی :
هرگاه کسی به اصل وجود حکم و قانون آگاهی نداشته باشد و به خاطر ناآگاهی از حکم ، متعلق حکم را مرتکب شود عمل او مشتمل بر جهل حکمی است. بدین ترتیب شک و شبهه در مورد اصل وجود حکم است. [۱۵۷]
بنابراین به زبان دیگر این طور می توان بیان کرد :
اگر کسی عملی را مرتکب شود یا عقد و ایقاعی را محقق سازد بدون این که تصور ذهنی نسبت به حکم شرعی یا قانونی داشته باشد یا نسبت به حکم شرع و قانون ، شبهه و تردید داشته باشد و یا تصور می کرده عمل او مطابق شرع و قانون است ، در حالی که در واقع خلاف شرع و قانون باشد ، در این صورت جهل را « جهل به حکم یا قانون » می گویند.
مثل این که کسی نمی داند قانون گذار اسلام برای زنا حد معین کرده است ، یا از حکم شرب خمر آگاهی ندارد و نمی داند که برای این عمل کیفر مقرر شده است ، مرتکب آن ها می شود.
یا این که کسی با زنی در حال عده عقد نکاح منعقد می کند به تصور این که چنین عقدی شرعاً و قانوناً جایز است یا اصولاً بدون علم و آگاهی اقدام به چنین عقدی می نماید و نمی داند که ازدواج با زن در عده جایز است یا خیر ، یا کسی که جاهل به فوری بودن خیار یا حق شفعه است.
دو ) جهل موضوعی :
جهل موضوعی آن است که موضوع حکم روشن نیست ؛ یعنی یا مفهوم موضوع مجمل و مبهم است و یا قلمرو شمول موضوع روشن نیست ، در حالی که شخص به خود حکم آگاهی دارد. [۱۵۸]
به عبارت دیگر هرگاه کسی به اصل حکم شرعی و قانون عالم باشد و بداند که در اسلام و قوانین ، حکم ، فلان عمل حقوقی کدام است ، اما نسبت به یک مورد جزئی فرعی که همان موضوع است جهل دارد به سخن دیگر جهل و شبهه شخص نسبت به یک امر خارجی است مثلاً می دانیم ترک نفقه همسر جرم است ، ولی در قلمرو شمول همسر به زنی که طلاق رجعی داده شده شبهه داریم یا مثلاً نمی داند زنی که با او ازدواج می کند در عده است ، و یا چیزی را به گمان این که عتیقه است می خرد ، ولی در واقع شیء جدید است ، و یا در حلیت زنی که با آن ازدواج می کند در تردید و شبهه است.
۵ – ۴ – ۲ – گفتار چهارم – تقسیمات جهل در فقه اهل سنت
اقسام جهل :
جهل به دو بخش تقسیم می شود :
اول – جهل باطل : جهلی که صلاحیت عذر بودن را ندارد. [۱۵۹]
این قسم شایستگی عذر بودن در آخرت را ندارد اگرچه گاهی در احکام دنیا عذر به حساب می آید مانند قبول کردن عقد ذمه از ذمی تا این که کشته نشود در حالی که این مسئله عذری برای او در آخرت نیست و برای آن مورد عقوبت قرار می گیرد. از دیگر مثال های آن علم نداشتن کفار به صفات الهی و احکام آخرت است که به هیچ عنوان عذری به حساب نمی آید. دلیل این که بعد از وضوح ادله بر وحدانیت خداوند متعال و ربوبیت او – به نحوی که حدوث عالم محسوس برای کسی پنهان نمانده – و نیز برحقانیت رسول خدا به سبب قرآن و دیگر معجزات ، چیزی جز مکابره و عناد باقی نمی ماند. نیز این چنین است جهل کسی که دنبال رو هوا ، و قائل به حدوث صفات خداوند تعالی است یا این که به عدم اثبات هیچ صفتی برای او باور دارد.
این آیه چیزی است که حموی بیان کرد. زرشکی می گوید : « جهل به صفت ( از صفات خداوند ) ، ایا مطلقاً جهل به موصوف ( خداوند ) به حساب می آید یا از بعضی جهت ها ؟ گزینه دوم ترجیح داده می شود چرا که او به ذات خداوند از جهت صفاتش جاهل است و نه به صورت مطلق ، و بدین سبب فردی از اهل قبله را تکفیر نمی کنیم. »

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.