دسامبر 2, 2020

متن کامل – بررسی جرم شناختی سرقت در شهر کرمانشاه با تأکید بر جرم شناسی حقوقی- …

ج: وضعیت مسکن
نمودار فراوانی پاسخگویان بر حسب وضعیت مسکن در مبحث قبل نشان می‌دهد که از جمع ۲۰۰ نفر پاسخگو، ۶۴%(۱۲۷ نفر) مستأجر و فاقد مسکن شخصی بودهاند و ۳۷%(۷۳ نفر) وضعیت مسکن آن‌ها به صورت ملک شخصی بوده است. وضعیت مسکن تا حدودی نشان دهنده وضعیت اقتصادی خانواده است. اقتصاد هم تأثیرات فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی میگذارد که قابل انکار نیست. همان طور که مشاهده شد بیش از ۶۰% از افراد پاسخگو مستأجر و فاقد مسکن شخصی بودهاند، و این نشان میدهد که افراد پاسخگوی ما از لحاظ اقتصادی در سطح پایینی قرار داشته و همین امر میتواند ریشه بسیاری از مشکلات و بزهکاریها از جمله سرقت باشد.
د: تأثیر فقر در سرقت
نمودار فراوانی برحسب تأثیر فقر در ارتکاب سرقت توسط پاسخگویان در مبحث قبل نشان میدهد که از مجموع ۲۰۰ نفر پاسخگو ۹۱% (۱۸۲ نفر) از آنان تأثیر فقر در سارق شدنشان را تأیید کرده اند، وتنها ۹% (۱۸نفر) منکر تأثیر فقر در ارتکاب سرقت توسط خود شدهاند. فقر زمینهای برای مشکلات فردی و اجتماعی و انواع بزهکاری از جمله سرقت است. آسیبی که فقر بر فرد و جامعه وارد میکند همواره مورد توجه بزرگان دین ما بوده چنان که حضرت علی(ع) خطاب به فرزندش محمد حنفیه فرموده است: «یا بنی انی اخاف علیک الفقر فاستعذ بالله منه؛ فان الفقر منقصه الدین؛ ندهشه العقل، داعیه للمقت.» ای پسرم من بر تو از تنگدستی میترسم، پس از شر آن به خدا پناه ببر که تنگدستی موجب شکست و کمبودی در دین است و موجب سرگردانی خرد است و سبب دشمنی است.[۱۱۴]نوسانات اقتصادی و نوسانات قیمتها و دستمزدها و بازار و پول تأثیر زیادی در ارتکاب جرائم مالی دارد، به طوری که اگر اوضاع اقتصادی رو به بهبودی رود بسیاری از جرائم علیه اموال مانند سرقت تقلیل مییابد.[۱۱۵] فقر، ناراحتی و بی نظمی و اختلال خانواده را دامن میزند و موجب بروز ستیزه جویی و انحرافاتی میگردد که به نوبه خود بروز جرائمی را تسهیل مینماید. فقر میتواند کانون گرم خانواده را مختل سازد و انسانهای ضعیف النفسی را بر به هم زدن آن کانون وا دارد و مسلم است که افتراق، طلاق، و زندگی کودکان در خارج از خانوادهها از جمله عوامل بزهزا محسوب میگردند.[۱۱۶] نابرابری طبقاتی، و فاصله زیاد دهک پایین و بالای اقشار ثروتمند و فقیر جامعه، توزیع ناعادلانه ثروت و عدم مدیریت صحیح برای ریشه کن کردن فقر طبیعی است که نتایجی همچون سرقت داشته باشد. عدم درک صحیح مسئولان از مشکلات فقیران و نداشتن برنامهای مناسب برای مبارزه با آن روز بر تعداد افراد فقیر جامعه افزوده میکند و مشکلات ناشی از آن بیشتر میشود. فقر موجب مى‏شود افراد در شرایط بسیار نامناسب اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی قرار بگیرند که آنان را به سوى ارتکاب جرم سوق میدهد.
بند سوم: وضعیت اعتقادی
نمودار فراوانی برحسب اعتقادات مذهبی پاسخگویان در مبحث قبلی نشان میدهد که از جمع ۲۰۰ نفر پاسخگو ۶۹% (۱۳۸ نفر) اعتقاد چندانی به مسائل مذهبی نداشتند و۳۱% (۶۲ نفر) از پاسخگویان معتقد به مسائل مذهبی بودند.اعتقادات مذهبی اگر از روی یقین باشد تأثیر زیادی در رفتار و اعمال انسان خصوصاً در پیشگیری از ارتکاب جرم سرقت بگذارد. در دین اسلام کسب روزی حلال از لحاظ ارزش و اهمیت همچون جهاد در راه خداست، چگونه ممکن است کسی که معتقد به این مسائل باشد دست به دزدی بزند. البته باید توجه داشت که اعتقاد ظاهری برای پیشگیری از جرم کافی نیست بلکه باید یقین به حلال و حرام و عقوبت دنیوی و اخروی کسب مال حرام در درون فرد نهادینه شده باشد. در این زمینه جامعه نیز وظیفه دارد که از طریق آموزش و فراهم کردن امکانات لازم زمینه چنین اعتقاداتی را در جامعه فراهم کند.
همچنین نمودار فراوانی مربوط به اهل نماز و روزه بودن پاسخگویان در مبحث قبل نشان میدهد که از جمع ۲۰۰ نفر پاسخگو ۶۸% (۱۳۶ نفر) از آنان اهل نماز و روزه نیستند و ۳۲% (۶۴ نفر) از پاسخگویان اهل نماز و روزه هستند.انجام اعمال عبادی خصوصاً نماز و روزه در اسلام بسیار سفارش شده که اگر از روی یقین باشد و تنها برای عادت و رفع تکلیف نباشد میتواند تأثیر بسیار مثبتی در جامعه چه از لحاظ اجتماعی و چه فردی بگذارد. نماز و روزه که شرط قبولی و صحت آنان طهارت جسم و روح عنوان شده است میتوانند به عنوان سپری در برابر بزهکاری خصوصاً سرقت باشند و از ارتکاب این جرم جلوگیری کنند. چرا که برای صحت و قبولی این عبادات روزی حلال و پاک بودن از حرام شرط شده است، بنابراین چگونه ممکن است که کسی که اعتقاد راستین به این عبادات و شرایط آن‌ها داشته باشد و مرتکب جرم شود. همان گونه که ملاحظه شد بیش از ۶۰% از پاسخگویان نیز اعتقادی به این عبادات نداشتند. بنابراین برای ترویج چنین اعتقاداتی باید راهکارهای فرهنگی و اجتماعی ارائه نمود تا شخص آگاهانه و با اختیار به انجام آنان اهتمام ورزد و زور و اجبار ممکن است اثرات معکوسی بر فرد داشته باشد.
بند چهارم: اعتیاد
نمودار فراوانی بر حسب داشتن سابقه اعتیاد پاسخگویان در مبحث قبل نشان میدهد از جمع ۲۰۰ نفر پاسخگو، ۸۳% (۱۶۷ نفر) از آنان دارای سابقه اعتیاد بوده و ۱۷% ( ۳۳ نفر) سابقه اعتیاد نداشتهاند. همچنین نمودار فراوانی برحسب تأثیر اعتیاد در سارق شدن پاسخگویان نشان میدهد که از مجموع ۲۰۰ نفر پاسخگو، ۸۲ % (۱۶۴ نفر) تأثیر اعتیاد در ارتکاب سرقت توسط خود را تأیید کردهاند و ۱۸% (۳۶نفر) از آنان منکر تأثیر اعتیاد در سارق شدن خود شدهاند. اعتیاد علاوه بر این که خود جرمی مستقل است، زمینهی ارتکاب بسیاری از جرائم را فراهم مینماید. مطالعات و تحقیقات میدانی نشان داده که رفتارهای بزهکارانه ناشی از اعتیاد به مواد مخدر، امری اجتناب ناپذیر است. اعتیاد به مواد مخدر یکی از مهم‌ترین و شایع‌ترین آسیب‌های اجتماعی در جوامع امروزی محسوب می‌شود؛ مسئله‌ای که آثار و پیامدهای گوناگونی را در ساختار تعاملات اجتماعی بر جای می‌گذارد. این پدیده اجتماعی امروزه به یکی از مسائل شایع در بسیاری از جوامع تبدیل شده است. برخی از جوامع با آن به صورت ساختاری و برخی دیگر با یک رفتار اجتماعی مواجه‌اند. ایران نیز سالها است که با این مسئله مواجه است و هر از چندگاهی آمارهایی از بحران آفرینی‌های آن ارائه می‌شود. از آنجا که این پدیده ریشه‌های عمیقی در تاریخ معاصر دارد و در حال حاضر نیز وسعت زیادی را در جامعه داراست به سختی می‌توان از آن به عنوان یک رفتار اجتماعی صرف نامبرد بلکه با توجه به شرایط موجود این ایده به شدت تقویت می‌شود که مسئله اعتیاد در جامعه ما یک ماهیت ساختاری یافته است. در واقع، اعتیاد خود آغازی برای ارتکاب جرائم دیگر بوده و به صورت یک علت جرم زا درمی‌آید، یکی از جرائم متداولی که نزد معتادین به فراوانی دیده میشود جرائم مالی (سرقت) می‌باشد، هر چند ابتدا تهیه مواد مخدر به خصوص در مراحل پیشرفته مهم‌ترین انگیزه ارتکاب چنین جرائمی است ولی به تدیج فرد در چنین مسیری قرار میگیرد و بازگشت را غیرممکن مییابد یا لااقل چنین احساس میکند.[۱۱۷]سرقت یکی از جرائم پرتعدد جامعه ما است که متاسفانه اعتیاد در وقوع آن به عنوان یک عامل مؤثر نقش دارد.[۱۱۸] اعتیاد به مواد مخدر فرد را از دیدگاه اجتماعی به پست ترین جایگاه تنزل میدهد و ابتدا معضلات ناشی از اعتیاد با فروپاشی خانواده شروع میشود و نهایتش صدمه دیدن فرد، خانواده و جامعهای است که در آن زندگی میکند. کرمانشاه به عنوان یکی از استآن‌های محروم با داشتن بالاترین میزان بیکاری امروزه به شدت با معضل اعتیاد رو به رو است.
بند پنجم: مصرف مشروبات الکلی
نمودار فراوانی برحسب مصرف مشروبات الکلی توسط پاسخگویان در مبحث قبل نشان میدهد که از مجموع ۲۰۰ نفر پاسخگو ۶۰%(۱۱۹ نفر) از آنان مشروبات الکلی مصرف نکردهاند و ۴۰% (۸۱ نفر) از آنان سابقه مصرف مشروبات الکلی داشتهاند. مصرف مشروبات الکلی علاوه بر این که در ایران بر طبق قوانین کیفری جرم و قابل مجازات است، ممکن است که زمینه ارتکاب برخی از جرائم مانند سرقت باشد. امروزه ثابت شده که مصرف مشربات الکلی تأثیر زیادی بر مغز گذاشته و توانایی تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری را مختل میکند. بررسی رابطه الکلیسم و تبهکاری از دیرباز مورد توجه بوده است، اکثر قریب به اتفاق جرم شناسان الکلیسم را عامل جرم زا شناختهاند.[۱۱۹] اگر چه بیشتر جمعیت نمودار فراوانی فوق مشربات الکلی مصرف نکردهاند، ولی۴۰% هم رقم قابل اعتنایی است. لازم به ذکر است که برای جلوگیری از مصرف مشروبات الکلی در جامعه صرف وجود قوانین و مجازات کافی نیست، بلکه باید به دنبال راهکارهای فرهنگی و اجتماعی و آموزش بود.
همچنین نمودار فراوانی برحسب تأثیر مصرف مشروبات الکلی در سارق شدن پاسخگویان نشان میدهد که از مجموع ۲۰۰ نفر پاسخگو ۹۴% (۱۸۸ نفر) از آنان منکر تأثیر مصرف مشروبات الکلی در ارتکاب سرقت توسط خود شدهاند، و۶% (۱۲ نفر) از پاسخگویان تأثیر مصرف مشروبات الکلی را در سارق شدن خود تأیید کردهاند. هر چند مصرف مشروبات الکلی همواره به عنوان زمینهای برای ارتکاب جرائم دیگر مورد توجه قرار گرفته است، اما در نمودار فراوانی با توجه به این که درصد پایینی از پاسخگویان تأثیر مصرف مشروبات الکلی را در ارتکاب جرم سرقت توسط خود تأیید کردهاند، نمیتوان مصرف مشروبات الکلی را به عنوان یکی از عوامل ارتکاب سرقت در این پژوهش شناخت.
بند ششم: سابقه بیماری روانی
نمودار فراوانی برحسب داشتن سابقه بیماری روانی در مبحث قبل نشان میدهد که از مجموع ۲۰۰ نفر پاسخگو ۸۷% (۱۷۳ نفر) فاقد سابقه بیماری روانی بوده و تنها ۱۳%( ۲۷ نفر) از پاسخگویان دارای سابقه بیماری روانی بودهاند. بیماریهای روانی و تأثیر آن‌ها در جرم و بزهکاری همواره مورد توجه جرم شناسان بوده و حتی شاخهای از جرم شناسی به نام جرم شناسی بالینی به این امر اختصاص یافته است. نتایج به دست آمده از تحقیقات جرم شناسی بالینی نشان میدهد که بیماری روانی تأثیر مستقیم بر رفتار و اخلاق فرد میگذارد. همچنین نمودار فراوانی بر حسب تأثیر بیماری روانی در سارق شدن پاسخگویان نشان میدهد که از مجموع ۲۰۰ نفر افراد پاسخگو ۹۳% (۱۸۶ نفر) منکر تأثیر بیماری روانی در سارق شدن خود شدهاند و ۷% (۱۴ نفر) از پاسخگویان تأثیر بیماری روانی را در سارق شدن خود تأیید کردهاند.
بند هفتم : رابطه نامشروع
نمودار فراوانی برحسب داشتن روابط نامشروع پاسخگویان در مبحث قبل نشان میدهد که از مجموع ۲۰۰ نفر پاسخگو ۵۹% (۱۱۸ نفر) از پاسخگویان داشتن روابط نامشروع را رد کردهاند و ۴۱% (۸۲ نفر) از آنان داشتن روابط نامشروع را توسط خود تایید کردهاند. همچنین نمودار فراوانی برحسب تأثیر روابط نامشروع در سارق شدن پاسخگویان درمبحث قبل نشان میدهد که از مجموع ۲۰۰ نفر پاسخگو ۷۶% (۱۵۲ نفر) معتقد به عدم تأثیر روابط نامشروع در ارتکاب سرقت توسط خود شدهاند و ۲۴% (۴۸ نفر) از پاسخگویان تأثیر روابط نامشروع را در سارق شدن خود تأیید کردهاند. داشتن روابط آزاد جنسی ممکن است سبب بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی گردد که از هم پاشیدگی خانواده از اولین نتایج آن است و به دنبال آن بیماری های مقاربتی و بزهکاری و سرقت هم می‌تواند به عنوان نمونهای از این آسیبها مطرح شود. بی قیدی و بی بند و باری میتواند نتیجهی فقر و عدم توانایی پرداخت هزینههای ازدواج باشد، همان‌طور که ملاحظه شد بیشتر پاسخگویان نیز مجرد بودهاند.
بند هشتم : نحوه ارتکاب سرقت
نمودار فراوانی بر حسب نحوه ارتکاب سرقت پاسخگویان نشان میدهد که از مجموع ۲۰۰ نفر پاسخگویان۴۰% (۹۴ نفر) به تنهایی مرتکب سرقت شدهاند، ۳۲% (۶۴ نفر) از پاسخگویان هر طور فراهم شده چه با شریک و چه به تنهایی سرقت کردهاند، ۲۱ % (۴۲ نفر) همراه با شریک مرتکب جرم سرقت شدهاند. همچنین نمودار فراوانی بر حسب نقشه کشیدن برای ارتکاب سرقت در مبحث قبل توسط پاسخگویان نشان میدهد که از مجموع ۲۰۰ نفر پاسخگو ۸۹% از آنان نقشه و طرحی خاص برای ارتکاب سرقت نداشتهاند وتنها ۱۱% (۲۲ نفر) از آنان قبل از ارتکاب سرقت برای انجام آن نقشه و طرحی خاص داشتهاند. نقشه کشیدن و برنامه ریزی برای ارتکاب سرقت از این لحاظ اهمیت دارد که با توجه به آن میتوان فهمید که چند درصد از پاسخگویان از کسانی هستند که جرم سرقت را به صورت حرفهای انجام دادهاند، چرا که سارقان حرفهای برای انجام سرقت به صورت آنی عمل نمیکنند و از قبل برای آن برنامه ریزی میکنند. ملاحظه گردید که از میان پاسخگویان، تنها ۱۱% از آنان برای ارتکاب سرقت نقشه و طرح داشتهاند.
بند نهم : محتمل دانستن دستگیری و مجازات
نمودار فراوانی برحسب آگاهی و دادن احتمال توسط پاسخگویان به دستگیری و مجازات در مبحث قبل نشان میدهد که ۷۱% (۱۴۲ نفر) از آنان احتمال دستگیری و مجازات به جرم سرقت را ندادهاند وتنها ۲۹% (۵۸ نفر) از پاسخگویان احتمال به دستگیری و مجازات به این جرم را دادهاند.آگاهی و محتمل دانستن امکان دستگیری و مجازات توسط پاسخگویان، می‌تواند نشان دهندهی میزان کارآیی قوانین کیفری و اثر بازدارندهی آن در جامعه و همچنین میزان بازدارندگی نیروی انتظامی در پیشگیری از این جرائم باشد. عدم احتمال دستگیری و مجازات میتواند دلایل متعدی داشته باشد مانند: ۱-عدم طرح شکایت و گزارش به مراجع قضایی و انتظامی؛ متأسفانه آنچه که از تحقیقات میدانی انجام شده به دست آمد نشان میداد که بسیاری از مال باختگان از مراجعه و طرح شکایت نزد مراجع انتظامی و قضایی به این دلیل که اعتماد لازم را به نحوهی عمل نیروی انتظامی و دادگاه در پیدا کردن سارق ندارند، امتناع میکردند و همین امر سبب بالارفتن رقم سیاه بزهکاری این جرم می‌شود. این امر سبب عدم محتمل دانستن دستگیری و مجازات است که در این پژوهش نیز ثابت شد. ۲- عملکرد ضعیف نیروی انتظامی: یکی از دلایل عدم احتمال دستگیری و مجازات توسط سارقان میتواند ناشی از عملکرد ضعیف نیروی انتظامی در مبارزه با این جرم باشد که همان‌طور که پیشتر گفته شد عملکرد نیروی انتظامی به دلیل نبودن امکانات و نیروهای لازم و کافی در مبارزه با این جرم است. متأسفانه بیش از ۷۰% از پاسخگویان ما احتمال دستگیری و مجازات به جرم سرقت را ندادهاند و این نشان دهندهی شکست تدابیر کیفری و انتظامی در مقابله با این جرائم است.
گفتار دوم: خانواده، اقوام و دوستان
دراین گفتار سعی میشود در قالب سه بند به تحلیل دادههای توصیف شدهی مربوط به وضعیت خانواده، اقوام و دوستان پاسخگویان پرداخته شود.
بند اول: خانواده
الف: در قید حیات بودن والدین
نمودار فراوانی مربوط به در قید حیات بودن والدین در مبحث قبل نشان میدهد از جمع ۲۰۰ پاسخگو ۸۹%(۱۷۹ نفر) از پاسخگویان پدر و مادرشان در قید حیات میباشند و ۲% (۴ نفر) پدر و مادرشان در قید حیات نیستند، ۵%(۱۰ نفر) از پاسخگویان فقط پدرشان در قید حیات میباشد و ۴% ( ۷ نفر) فقط مادرشان در قید حیات میباشد. در قید حیات بودن یا نبودن پدر و مادر یکی از مسائل بسیار مهم و حائز اهمیت میباشد، چون که نبودن هر کدام از آن‌ها آثار مخرب روحی و روانی برای فرد ایجاد میکند که ممکن است به صورت بزهکاری و سرقت نمایان شود. فوت پدر یا مادر هر کدام در دوران کودکی و نوجوانی، آثار مخرب بر کودک میگذارد به گونهای که با فوت مادر، فرد از مهر و محبت مادری محروم میشود و با فوت پدر، مادر مجبور به اشتغال میشود و یا فرزندان در سنین پایین مجبور به اشتغال و ترک تحصیل میشوند و کانون خانواده فرو میپاشد.[۱۲۰] اما در نمودار فوق ۸۹% از پاسخگویان، پدر و مادرشان در قید حیات بودهاند، بنابراین در این پژوهش نمیتوان به در قید حیات نبودن پدر و مادر به عنوان یک عامل ارتکاب سرقت توجه نمود ولی از طرفی نباید تأثیر بسزای در قید حیات بودن والدین را در کیفیت زندگی فرد نادیده پنداشت.
ب: تعداد اعضای خانواده
نمودار فراوانی تعداد اعضای خانواده پاسخگویان در مبحث قبل گویای این است که از میان ۲۰۰ نفر پاسخگو، ۳۸% آنان(۷۶ نفر) دارای خانوادههایی با جمعیت بیش از ۵ نفر، و ۳۷% از آنان (۷۴) دارای خانوادهای با جمعیت ۵ نفر و۲۴% از آنان (۴۷ نفر) خانوادههایی با جمعیت ۴ نفر، و در نهایت تنها ۳% از آن‌ها (۳ نفر ) با خانواده هایی با جمعیت ۳ نفر میباشند. بنابراین ۷۵% از جامعه آماری مورد بررسی دارای خانوادههای پرجمعیتی بودهاند، که در بزهکاری این افراد بیتأثیر نمیباشد. خانوادههای پرجمعیت با مشکلات زیادی هم از نظر اقتصادی و هم از این لحاظ که توانایی تربیت و کنترل، آموزش و محبت برای تمام اعضا فراهم نمیشود، رو به رو هستند. حساسیت در برابر عوامل عمومی بزهکاری در خانوادههایی که دارای فرزندان متعدد هستند افزایش مییابد . فرزندان اینگونه خانوادهها آمادگی بیشتری برای ارتکاب جرم پیدا میکنند.[۱۲۱]
جهت تأثیر کثرت اولاد در بزهکاری دلایلی مطرح شده که به آن‌ها اشاره می‌گردد: ۱-تعداد زیاد فرزندان در یک خانواده آنان را با مشکلات اقتصادی رو به رو میسازد و نتیجه آن در ابتدا به صورت تغذیه نامناسب فرزندان، عدم رشد مناسب، نامناسب بودن بهداشت و در نهایت ابتلای بیشتر به بیماریهای مختلف آشکار میشود. از سوی دیگر، عدم آرامش در چنین خانوادههایی سبب عملکرد بد تحصیلی فرزندان و عقب ماندن از همسالان خود میشود و عقدهی حقارت را در آنان ایجاد میکند که زمینهی بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی مثل بزهکاری و سرقت میگردد.۲- تعداد زیاد جمعیت خانوادهها ممکن است فرزندان را دچار کمبود عاطفی کند، چرا که در این خانوادهها فرصت آن نیست که والدین تمامی فرزندان را مورد مهر و محبت لازم و کافی قرار دهند حتی در چنین خانوادههایی ممکن است که والدین نسبت به فرزندان بی تفاوت باشند، یا رفتار آنان تبعیض آمیز باشد که در این صورت، فرزندان در معرض بروز بسیاری از رفتارهای نامناسب مثل حسادت و یا بی بند و باری و در نهایت ایجاد زمینه بزهکاری قرار میگیرند. ۳- خانوادههای پرجمعیتی که در سطح اقتصادی پایینی قرار دارند با مشکلاتی چون کمبود مسکن روبه رو هستند و امکان فراهم نمودن مسکنی مناسب به نسبت جمعیت برایشان مقدور نیست و خوابیدن در کنار والدین میتواند در صورت عدم رعایت والدین سبب بروز انحرافات جنسی گردد.
ج: تحصیلات والدین
نمودار فراوانی میزان تحصیلات پدردر مبحث قبل از جمع ۲۰۰ نفر پاسخگو نشان میدهد میزان سواد پدر آنان بدین شرح است: ۵۲% (۱۰۴ نفر) بیسواد، ۳۶% (۷۲ نفر) تا سیکل، ۷% (۱۴ نفر) دیپلم و ۵% (۱۰ نفر) دارای تحصیلات عالی میباشند. همچنین نمودار فراوانی میزان تحصیلات مادر نشان میدهد از مجموع ۲۰۰ پاسخگو، ۵۵%(۱۱۰) از آنان مادرشان بیسواد، ۳۵% (۷۰نفر) سیکل، ۸% (۱۶ نفر) دیپلم و تنها ۲% دارای تحصیلات عالی میباشند. تحصیلات والدین میتواند نقش مهمی در امر تربیت فرزندان داشته باشد و والدین تحصیلکرده به دلیل احراز مشاغل بهتر و مفیدتر به خودی خود از فرهنگ بالاتر و محیط و موقعیت بالاتر و بهتری برخوردار خواهند بود و برخورداری از موقعیت خوب اجتماعی به نوبه خود تأثیر زیادی بر نگرش فرزندان نسبت به والدین و احساس امنیت و اعتماد به نفس آن‌ها می شود. درنتیجه بهتر میتوانند با محیط خود ارتباط برقرار کنند و همین امر موجب رشد و شکوفایی استعداد آن‌ها میشود. درحالی که کودکی که والدین وی بی سواد هستند یا سطح تحصیلات پایینی دارند نه تنها نمیتوانند به وجود آن‌ها افتخار کنند بلکه در خود احساس حقارت میکنند و ارتباط و تعامل آن‌ها از سایرین کمتر است. البته تحصیلات به تنهایی نمیتوانند عامل پیشرفت فرد محسوب شود اما تحصیلات میتواند موجب آگاهی بیشتر و قرار گرفتن در وضعیت اجتماعی، اقتصادی عالی تری گردد. در تحقیقات نیز ثابت شده که شغل و سطح اجتماعی والدین رابطه مستقیمی با پیشرفت تحصیلی فرزندان دارد. بنابراین، تحصیلات کم والدین میتواند به صورت عدم اهمیت والدین به تحصیلات و عملکرد مناسب فرزندانشان در تحصیل شود که بی رغبتی را در فرزند جهت ادامه تحصیل ایجاد نماید و به صورت ترک تحصیل ظاهر شود که این امر میتواند آغازی برای بسیار از ناهنجاریهای فردی و اجتماعی در فرد شود چرا که بی‌سوادی در جامعه کنونی به هیچ وجه قابل هضم و پذیرش نیست و وجود آن سبب ایجاد مشکلات فراوانی در فرد چه در زمینهی اشتغال و ازدواج و طرز تفکر فرد و دیدگاه اجتماع نسبت به او شود که زمینه بروز بزهکاری را در فرد ایجاد میکند. پژوهشها نشان میدهند که والدینی که از سطح بالایی در تحصیلات برخوردارند در مواجه و برخورد و رابطه برقرار کردن با نوجوانانشان از مهارت کافی برخوردارند. در این مورد، پرداختن به امور تربیتی فرزندان توسط این گونه والدین که شامل آموزش و عمل به اصول اخلاقی مناسب و منسجم، نظارت دقیق بر کار فرزندان، شرکت در زندگی روزمره جوانان، کسب اطلاع از فعالیتهای آنان در طول روز و آموزش مهارتهای زندگی به فرزندان با شیوههای مسئله یابی و حل مسئله است، میتواند از گرایش نوجوانان این گونه خانوادهها به بزهکاری پیشگیری کند. در مقابل والدینی که سطح تحصیلی پایینی دارند از شیوههای تربیتی استفاده میکنند که خود از طریق آن‌ها پرورش یافتهاند این گونه والدین بیشتر از شیوههای اقتدارگونه و سختگیری استفاده میکنند که این گونه روش های تربیتی مورد قبول جوانان نبوده و با فرهنگ جوانان دنیای معاصر بیگانه است. به طور کلی والدین جوانان بزهکار در مقایسه با والدین جوانان غیر بزهکار عمدتاً در برخورد با رفتارهای نابهنجار فرزندان خود از مهارت کافی برخوردار نیستند، حتی در مواردی برخورد و بررسی والدین از وضعیت فرزندانشان در گرایش آنان به رفتار بزهکارانه نقش مؤثری دارد.[۱۲۲]
د: شغل والدین
۱- شغل پدر
نمودار فراوانی مربوط به شغل پدر در مبحث قبل از مجموع ۲۰۰ نفر افراد پاسخگوی ما نشان می‌دهد: کسانی که شغل پدرشان کارگر می‌باشد ۳۱% (۶۳ نفر) هستند و۱۵% (۳۱ نفر) پدرشان شغلی ندارد همچنین ۱۳%(۲۵ نفر) شغل پدرشان کارمند و ۱۸% بازاری و یا کاسب و در نهایت ۲۳% شغلی غیر از این موارد دارند. نوع شغل پدر میتواند در کیفیت زندگی فرزندان و شکل گیری شخصیت آنان تأثیر گذار باشد، نوع شغل پدر تا حدودی نشان دهندهی طبقه اجتماعی آن خانواده است و همچنین وضعیت اقتصادی خانواده را نشان میدهد. با توجه به این که در جامعه کنونی ما پدر به عنوان نان آور و تأمین کنندهی اصلی نیازهای اقتصادی خانواده است، شغل نامناسب او چه از نظر اقتصادی و چه از نظر اجتماعی سبب ایجاد مشکلاتی برای اعضای خانواده و به خصوص فرزندان میشود و عمدتاً در صورت عدم توانایی پدر خانواده در تأمین نیازهای اقتصادی زمینه بروز جرائم خصوصاً جرائم مالی مثل سرقت در فرزندان به وجود میآید و از طرفی شغلهایی که جامعه به آن‌ها نیازمند است و در صورت نبودن آن جامعه با مشکل مواجه میشود به دلیل فرهنگ غلط و دید نابخردانه جامعه به آن مشاغل مثل کارگران شهرداری سبب ایجاد حقارت در فرزندان صاحبان این مشاغل میشود که در صورت عدم آگاهی زمینهای برای منزوی شدن و بعضی ناهنجاریهای اجتماعی و حتی بزهکاری و سرقت می‌شود. کودکان و نوجوانانی که در خانوادههای کارگری یا تهیدست به دنیا میآیند، قطع نظر از کمبود تغذیه و شرایط دیگر ممکن است جسماً ضعیفتر باشند، اغلب مورد سختگیری زیاد و تحت فشار شرایط زندگی قرار میگیرند. رشد آنان طبیعی نخواهد بود. مجبورند بیش از حد توانایی خود جلو بروند، در اثر برخورد بامانعی سخت منکوب و از صحنه خارج میشوند و آن عده که دارای استعدادی فوق العاده هستند به علت نان آوری وکمک به خانواه ناگزیر زودتر از معمول به کار اشتغال میورزند و خود را مورد استثمار خانواده و جامعه احساس میکنند و در مقام مقایسه با همسالان خود که مدارج ترقی را میپیمایند سخت دچار عقده حقارت میشوند.[۱۲۳] همان گونه که ملاحظه شد تقریباً نیمی از افراد مورد تحقیق، یا پدرشان بیکار و یا کارگر است. بنابراین، با توجه به وضعیت معیشتی کارگران و بیکاران و دیدگاه نامناسب جامعه نسبت به آنان، این خانوادهها بیشتر در معرض آسیبهای اجتماعی و بزهکاری قرار میگیرند.
۲- شغل مادر
نمودار فراوانی مربوط به شغل مادر از مجموع ۲۰۰ نفر پاسخگو نشان میدهد که ۸۵%(۱۷۰نفر) از افراد پاسخگو مادرشان خانه دار و ۸% (۱۵ نفر) کارگر ،همچنین ۱%(۳ نفر) کارمند و ۶%(۱۲ نفر) شاغل در عناوین دیگر هستند. شاغل بودن یا نبودن مادر در شکل گیری شخصیت فرزندان بسیار حائز اهمیت میباشد، ممکن است ابتدا به نظر آید در اثر اشتغال زنان در جامعه آنان فرصت کافی برای تربیت صحیح فرزندانشان نداشته باشند و در نتیجه زمینههای مشکلات فردی و اجتماعی برای آنان ایجاد شود و امکان بزهکاری برای آنان افزایش یابد. سالها است که در ایران از مضرات اشتغال زنان سخن گفته میشود، طرح مسائلی چون:
الف) اشتغال زنان و مشکلات خانوادگی: گرایش زن به سوی اشتغال بیش از همه بر خانواده و روابط زن و شوهر اثر مینهد و در بسیاری از مواقع، به جای این که اشتغال زنان در خدمت نهاد خانواده قرار گیرد به تعارض و تقابل با آن میپردازد و گاهی از موارد موجب زوال نهاد مقدس خانواده میشود.
ب) اشتغال زنان و افزایش طلاق: فعالیت زن، گرچه به بالا رفتن درآمدهای خانواده و برخورداری از تسهیلات رفاهی بیشتر میانجامد، نه تنها ممکن است رضایت مندی و آرامش بیشتر را به ارمغان نیاورد، بلکه ممکن است منجر به خسارتهای جبران ناپذیری گردد. چرا که نوع برداشت غلط از اشتغال ممکن است باعث فروپاشی زندگی مشترک شده، بسیاری از این گونه خانوادهها را با چالش جدی مواجه سازد. شاید بتوان گفت بیش تر مشکلات و اختلافات زناشویی در این رابطه میتواند به طلاق منجر شود. در هر حال آن چه از شواهد پیداست عواملی چون برخورداری از اقتدار اقتصادی و کم شدن وابستگی اقتصادی به همسر، خستگی ناشی از کار که منجر به کاهش یا عدم رسیدگی کافی به خود، همسر و خانواده میشود، بعضاً به اختلاف و درگیری و نهایتاً طلاق منجر میگردد که همگی از نتایج اشتغال زنان در بیرون از منزل است.
ج) والدینی که به هر علت نتوانند به فرزندان خود برسند و یا مجال کافی برای تربیت کودکان خود نداشته باشند باید بدانند که کودکانشان در هر صورت تحت تأثیر عوامل زیان بخش قرار گرفته، سر از جرم و تبهکاری در خواهند آورد. عقدههای ناشی از محرومیت به گونهای است که موجبات کج خلقی و ناسازگاریشان از هر سو فراهم میآید. از این رو غیبت والدین – به خصوص مادر – سبب میشود که نظارتها کافی نباشند و در نتیجه زمینه برای انحراف و لغزش آن‌ها فراهم گردد و این خود میتواند یکی از عوامل ارتکاب جرم باشد. چنان که آمار بزهکاری فرزندان در خانوادههای فاقد حضور مادر بیشتر است[۱۲۴].
این ملازمه غلط میان اشتغال زنان و بزه کاری فرزندانشان، آنجا مثال نقض خود را آشکار میسازد که در برخی کشورهای پیشرفته همچون کشورهای اسکاندیناوی با درصد بالایی از مشارکت اجتماعی زنان و اشتغال آن‌ها، میزان جرم و بزه کاری بسیار اندک است. نادرستی این گزاره با مداقه در نمودار فوق نیز آشکار میشود، تنها ۱۵% از افراد تحت پرسش، مادرشان شاغل بوده و بقیه خانه دار هستند، به عبارت دیگر، از میان ۲۰۰ پاسخگو تنها ۳۰ نفر از آنان مادرشان به نحوی شاغل بودهاند. بنابراین، این دیدگاه سنتی حاکم بر جامعه که حضور و اشتغال زنان در جامعه را سبب انحطاط خانواده و مسببی برای ایجاد زمینههای بزهکاری میداند به هیچ وجه اثبات نمیگردد.
ه: رفتار والدین

این مطلب را هم بخوانید :  سامانه پژوهشی - نقش تاب آوری، خودکارآمدی و امیدواری در پیش بینی شادکامی دانش آموزان مقطع ...

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.