ارداویراف نامه

دانلود پایان نامه

ش ،تا سرحد مرگ با متجاوزین مى‏جنگیده و مقاومت مى‏کرده است. زن علاوه بر آوردن فرزند ،توزیع‏کننده غذاى افراد قبیله و خانواده است. او نظم ‏دهنده قبیله خود است و مى‏تواند داور و فرمانروا هم باشد. (همان-۴۸۱)
فنون ریسندگى ،پارچه ‏بافى ،دوخت و دوز و سبد بافى را زن به وجود آورد. در اواخر هزاره چهارم قبل از میلاد ،زن فن سفالگرى و ساختن ظروف و کوزه‏ ها را به ارمغان مى‏آورد. هر چند که اطلاعات محققان درباره دین بومیان ساکن نجد ایران ،پیش از آمدن آریا ها ،بسیار ناچیز است ،بااین حال کشفیات باستان ‏شناسى نشان مى‏دهد که در میان این قبایل ماقبل تاریخ ،تعداد زیادى از پیکرک‏هاى کوچک متعلق به الهه ‏ها را یافته ‏اند و همین کشفیات به باستان ‏شناسان اجازه مى‏دهدکه بگویند انسان‏هاى ساکن نجد ایران در هزاره ‏هاى نخستین پیش از میلاد چه اعتقادات و باورهایى داشته ‏اند. (همان)
زن بومى ساکن نجد ایران و ایلام بین‏النهرین ،نه تنها در زمین ،بلکه در آسمان هم قدرت داشته است. مجسمه الهه‏ها بر فراز بلندترین عبادتگاهها بوده است. بر خلاف برخى از مصریان باستان که مى‏پنداشتند منشأ حیات ،مذکر است بومیان فلات ایران ،منبع زندگانى را مؤنث مى‏دانستند. (همان)
۲-۴-۴ مقام زن در آیین زرتشت
زن در ایران باستان مقام بسیار والایی داشت و در برخی موارد به صورت ویژه مورد احترام واقع میشد (آن هنگام که به عنوان مادر بها و نگریسته میشد) وگاهی احترام وی هم ردیف مردان بود که در براخی امور چون کشاورزی و حتی جنگ در کنار مردان قرار میگرفت .و این احترام در حالی بود که در اغلب کشورها در زمان ظهور زرتشت و پس از آن دختران منفور بودند و زنده دفن میشدند. (موریس شیخی/۱۳۷۶/۵۵)
دراغلب موارد در اوستا مردان و زنان را یکسان میبینیم به طور مثال در اورمزدیست میخوانیم:
…همت ،فدرت ،توانایی ،فیروزمندی و فروز ور را میستاییم ،اهورا مزدای رایومند و خروهمند را میستاییم ،از بین مردان و زنان کسی که برابر آیین راستی ستایشش بهتر است ،مزدا اهورا از آن آگاه میباشد ،اینگونه مردان و زنان را میستاییم. (همان)
و یا در “هفتن پشت” میخونیم:
… ای اهورا مزدا بشود که همه ما از کشور نیک تو برخوردار شویم بشود که تو برما چه زن و چه مرد فرمانروایی کنی ای در هردوگیتی نیک ترین هستی… (همان)
…ما میستاییم روان یلان و پهلوانان را ،مردان و زنان نیک اندیشی که در هر کشور با وجدان نیک بر ضد بدی قیام نموده یا مینمایند.
درآیین زرتشت آن هنگام که به زنان توجه میشود فقط زنانی مورد احترام هستند که پاک هستند و در مسیر اهورامزدا گام برمیدارند ،و در بین این زنان زنانی که دارای فرزندان بسیار باشند با ارزشترند ،به عنوان نمونه در بخشی از “هفتن پشت “میخوانیم:
…زنان دارنده ی فرزندان بسیار و خاندان خوب و نیرومند و خوش اندام و بلند بالا را … میستاییم .که در اینجا علاوه بر فرزندان بسیار به خاندان خوب که بسان تنه ی درختی نیرومند و سالم میتواند شاخه های زیبا و سالم داشته باشد ،و اندام زیبا و بلند که از آن فرزندانی خوش اندام و بلند بالا به وجود خواهد آمد نیز توجه شده. (همان/۵۶)
ایرانیان باستان در آموزش و پرورش فرزندان خود و تربیت آنها برای زندگی آینده تلاش فراوانی میکردند .به طوریکه پسران را فنون اسب سواری ،تیراندازی و هنرهای رزمی می اموختند (البته برخی دختران نیز چنین آموزشهایی را میدیدند) و در کنار آنها دختران تعلیم مییافتند تا کدبانوی خوبی برای شوهر و فرزندان خویش باشند.(همان)
پروفسورکریستن سن خاور شناس دانمارکی در کتاب خود تحت عنوان شاهنشاهی ساسانیان مینویسد :دوشیزگان ایران باستان نه تنها به وظایف خانوادگی آشنا میشدند بلکه اصول اخلاقی و قوانین مذهبی اوستا را نیز فرا میگرفتند و چه در اجتماع و چه در زندگی خصوصی از آزادی عمل برخوردار بودند. (مهرآبادی/۱۳۸۶/۲۱)
درباره ی تعلیم دختران و زنان مطالبی چند در اوستا آمده که اهمیت تعلیم بانوان و دوشیزگان و توجه خاص به این امر را نشان میدهد مثلا در “گاه ایوه سری ترم” آمده:
“…کدبانوی خانه که اشو و سردار اشوئی (پاک در اندیشه و گفتار وکردار) باشد را می ستاییم، زن پارسایی را می ستاییم که بسیار نیک اندیش ،بسیار نیک گفتار ،بسیار نیک کردار به خوبی تعلیم یافته و فرمانبردار شوهر خود باشد را میستاییم ،ای اهورامزدا میستاییم زنان فرمانبردار و با محبت را…” (همان)
دراینجا علاوه بر تعلیم به فرمانبرداری از شوهر که به عنوان یک نقطه ی مثبت می باشد و در کنار محبت میتواند زندگی شیرینی را بسازد توجه شده است. (همان)
درآیین زرتشت دختران آزادند تا شوهر آینده ی خویش را خود انتخاب نمایند و پدر مادر حق ندارند به اجبار آنها را شوهر دهند ،و آنگاه که دختر اعلام رضایت نمود موبدان مراسم مذهبی یژه را اجرا می نمایند. و حتی مواردی که پدر و مادر نیز به ازدواج دختر رضایت ندارند اما خود دختر رضایت به ازدواج دارد موبدان مراسم ویژه ی ازدواج را اجرا می نمایند. (همان)
۲-۴-۴-۱ امشاسپندان و ایزد بانوان مؤنث در انگاره ‏هاى زرتشتى‏
درآئین زرتشت که نوعى اعتدال را در باورهاى قدیم‏ تر آریاها پیشنهاد مى‏کند ،در کنار امشاسپندان (نامیرایانپاک) مذکر ،امشاسپندان مؤنث را مى ‏بینیم : امرداد گه فرشته مؤنث موکّل بر بى ‏مرگى و پژمرده نشدن گیاه است و خرداد ،فرشته مؤنث موکل بر کلّیت و کمال و مظهر شادابى گیاهان و نجات افراد بشر است و اسفند (سپندارمد) الهه زمین و
مظهر تحمل و بردبارى است.(آذرگشسب۱۳۵۴/۱۴۵)

INLINE  اجتناب ناپذیری

۲-۴-۴-۲ زن در نامه مقدس اوستا
در آئین زردشت و در اوستا ،نامه مقدس اشو زردشت ،همه جا نام زن و مرد در یک ردیف ذکر مى ‏شود. هرآنچه در اوستا راجع به زن و مرد است ،متضمن برابرى حقوق مى‏باشد و زنان و مردان پارسا با هم تقدیس مى‏شوند. در بین همه باورها و اعتقادات دینى پیش از اسلام درایران ،به نظر مى‏رسد کیش زرتشتى بیش از آئین‏هاى دیگر معتقد به مساوات در خلقت زن و مرد بوده است. براى نمونه در فصل یازدهم بُندَهِشْنْ که از آثار برجسته دینى در ادبیات زرتشتى است (به خط و زبان فارسى میانه) آمده است:
“اهورامزدا ،روان را به کالبد نخستین زن و مرد ،مشى و مشیانه بدمید و آنها جاندار شدند و به آنها گفت شما تخمه بشر هستید ،شما پدر و مادر جهانید ،به شما موهبت کامل ‏اندیشى بخشیده‏ام ،پس نیک بگویید ،کار نیک کنید و دیوان و خدایان دروغین را نستایید.”(همان)
و در بخش گاهان از یَسناى اوستا ،زرتشت مى‏سراید:
“اى مزدا اهورا! به درستى مى‏گویم ،هر کس چه مرد ،چه زن ،در پرتو اندیشه نیک ،بورزد آنچه را که تو بهترین کار شناخته‏اى ، از پاداش فرشته موکل بر راستى و عدل و نیز از شهریارى مینوى (آن جهانى آسمانى) برخوردارخواهد شد.” (همان)
۲-۴-۴-۳ زن در ارداویراف نامه
از آنجا که کتاب فصولی مستقیما در باب زنان و وضعیت گناهان ایشان در دنیای پس از مرگ و شیوه برخورد با آنان دارد ،بررسی کتاب از این منظر ،غوری است در مسائل زنان در عصر ساسانی.(آموزگار/۱۳۷۶/۱۴۷)
ارداویراف در سفری که به دنیای پس از مرگ دارد با انبوه زنان و مردانی روبرو می شود که به دلایل مختلف به بهشت و یا دوزخ فرستاده شده اند ،مقاله با بررسی وضع تک تک زنان و گناهان آنان ،ضمن تذکر به اهمیت زنان در عصر ساسانی به این نتیجه میرسد که گناهان و پادافره زنان غالبا مبتنی بر جنسیت آنان بوده است و برخلاف مردان که مشاغل و رفتارهایشان ایشان را مستوجب بهشت یا دوزخ می کند ،زنان با دیدی جنسیتی ،تنها در موضع زن و غالبا از دید مردان و وظایفی که مردان اجتماع بر دوش آنان نهاده اند به بهشت یا دوزخ فرستاده می شوند.(همان)
برخی از گناهان زنان ارداویرافنامه ،روسپی گری ،خیانت به زندگی زناشویی ،پرهیز در دوره دشتان(عادت ماهانه)، جادوگری ،نافرمانی در شیردادن به فرزند ،سقط جنین ،زبان درازی با شوهر و عدول از خویدوده( ازدواج با نزدیکان) درمقاله حاضر مورد بحث قرار گرفته است. (همان)
کتاب پهلوی ارداویرافنامه شرح سفر ویراف (ویراز) پارسا ،روحانی عصر ساسانی (احتمالا عهد خسرو انوشیروان) به جهان دیگر است. در متن کتاب آمده است که در این زمان در ایمان مردمان گمان رخنه کرده بود و از این جهت دین مردان اندوهمند بودند و به دنبال چاره. پس از بررسی بسیار به این نتیجه رسیدند که کسی از ایشان برود و از عالم مینوی خبر آورد که آیا آنچه بهدینان انجام می دهند ،از یسنا ،درون ،آفرینگان ،نیرنگ ،پادیاب و یوژداهری به ایزدان می رسد یا به دیوان. (همان)
نویسنده حیات اجتماعی زن در تاریخ ایران فهرستی از حضور زنان در بهشت و دوزخ ارداویراف نامه به دست می دهد که نشان از آن دارد که مردان بیش از زنان و به انواع متفاوت تری در بهشت و دوزخ دیده می شوند و اینکه گناهان و شیوه متنبه شدن آنان یکنواخت تر و بیشتر مبتنی بر جنسیت آنان است. به عبارت دیگر “زنان را رفتار جنسی درست یا نادرست به بهشت و دوزخ می برد و مردان را مشاغل و قدرت خوب و نا خوب آنان”. با این همه وقتی به تاریخ مذکر می نگریم ،از همین اندازه توجه ارداویراف نامه به زنان ،حتی جهت انذار یا تنبه نیز حیرت زده می شویم .(همان)
روسپی بودن و خیانت به زندگی زناشویی و شکستن پیمان از مکررترین گناهان زنان دوزخی ارداویراف نامه است و این است که روان چنین زنی که” درگیتی شوی خویش هشت و تن به دیگر مردان داد و روسپی گری کرد” سزایی بس آزار دهنده می بیند. با پستان به دوزخ آویخته می شود و خرفستران همه تن اورا می جوند. بدین ترتیب گناه خیانت در فصول ۲۴، ۶۲، ۶۴ و فصل ۷۰ تکرارشده است.(همان)
دیگر مسئله دشتان (عادت ماهانه) است همچون بسیار متون پهلوی دیگر ،در این متن نیز چون نشانه ای اهریمنی از آن یاد شده و دوری از زن دشتان جزو وظایف پرهیزگاران به شمار آمده است. از کتاب شایست ناشایست در می یابیم که زنان را در هنگام دشتان خانه و محل اقامت جداگانه ای بوده است که توسط آن از دیگران دوری می گزیده اند. این خانه جایگاه آلودگی قلمداد می شده و زنان می بایست که دست کم نه شب تا پاکی کامل جدا نشینند و حتی پوشاک و جامه چنین زنی و خوراک او نا پاک بوده است و در طول این مدت جدایی که میتوانسته تا یک ماه نیز دوام یابد ،شستن سر و تن جایز نبوده است. اگر سرما سخت بود تنها می شد به آتش نزدیک شد و باید پرهیز کرد که زن دشتان آب و باران و آتش را بیالاید . برای زن دشتان نگاه کردن به خورشید ،به باران در شدن ،و دست به آب تر کردن همه گناهانی است با پادافره سخت.(همان)
به لحاظ فراوانی از گناهان زنان در دوزخ ارداویراف نامه میتوان از نافرمانی در شیردادن به فرزند تازه تولد یافته یاد کرد. گویا چنین گناهی مرتکبین فراوان داشته است. چنین زنی در دوزخ می گرید و پوست و گوشت پستان خویش می کند و می خورد. در فصل ۸۷ از موردی می گوید که زن برای تحصیل مال و خواسته ،از شیر دادن به کودکش ابا کرده است. به عبارت دیگر او شیر خود را به کودکان مرفه می فروشد و لاجرم کودک خویش گرسنه می دارد. در فصل ۹۴ آمده است که روان چنین زن
انی با دستهای خود پستانها را بر روی تابه گرم نهاده بودند و آنها را از اینسوی به آنسوی می گردانیدند. آیا فروش شیر از شدت فقر و ناتوانی بوده است ،یا از سر هوس و تمایل به “سود گیتی”؟به هر حال جامعه مذهبی ساسانی آن را بر نمی تابیده است. (همان)
به نظر می رسد سقط جنین غالبا به دلیل خیانت زن به مرد صورت می گرفته است ،چه با اهمیتی که خانواده عصر ساسانی به وجود کودکان بسیار می داده است ،سقط فرزند قانونی ،که موجب سرافرازی مادر در نزد شوهر بوده است ،معقول به نظر نمی رسد . اما سقط کودک غیر قانونی نیز پادافرهی سنگین داشته است .” دیدم روان زنی که با پستان کوه آهنی می کند و کودکی از آنسوی کوه می گریست و بانگ او می آمد و کودک به مادر نمی رسید و مادر به کودک نمی رسید ” گویی قانون گذار بر تاثیر گذاری چنین صحنه ای بر غریزه مادران ساسانی آگاه بوده است و عامدا چنین رقت آور از شکستن قانون سخن رانده است. (همان)
گناه زبان درازی با شوهر ،خوار داشتن او ،دشنام دادن ،نفرین کردن ،برای توجیه کار خویش پاسخ دادن ،این همه پادافرهی سخت درد ناک داشته است.” دیدم روان زنی که زبانش را به سوی گردن می کشیدند و در هوا آویخته بود” چنین تصویری چنان به شادی انتقام جویی آغشته است که گویی مردان عصر ساسانی به راستی از زبان درازی همسران به جان آمده بودند و راهی نمانده بود جز انتقام در خواب به منگ آلوده ویراز پاک. همچنین تن به هم خوابگی ندادن زنان ،خشنود نبودن به شوهر و پیمان شکنی از گناهان بزرگ بوده است. دیگرآرایش کردن و “رنگ بر خود نهادن و موی کسان {دیگر} را برای پیرایش خود اختیار” کردن است ،شانه کردن موی بالای آتش و آتش زیر تن نهادن ،اززمره گناهان زنان دوزخ ارداویراف نامه است که نشان از جامعه مذهبی سختگیر و عبوس ساسانی دارد. (همان)
نمونه‏ هایى که ذکر شد ،شواهدى بود بر تساوى مقام زن و مرد در انگاره ‏هاى کیشِ زرتشتى.
۲-۴-۴-۴ مشارکت زن در امور اقتصادى در عصر هخامنشى‏
در لوحه ‏هاى گنجینه هخامنشى که به زبان فارسى باستان است (درتخت جمشید)،سخن از تعیین دستمزد کسانى که کار مى‏کنند ،به میان مى‏آید: مزد یک پیشه ‏ور مرد ،یک کارگر زن و مزد یک کودک.
و این نشان ‏دهنده آن است که زنان نیز مانند مردان در کارهاى اجتماعى و اقتصادى شرکت دارند.(علوی/۱۳۷۷/۱۶۵)
باید اذعان کنیم که در سراسر تاریخ ایران پیش از اسلام ،زن همواره به سایه تاریکِ تاریخ رانده شده است. در عهد هخامنشى و در عصر پارتیان اشکانى ،گاه ما شاه ‏دختى را مى ‏بینیم که

دیدگاهتان را بنویسید