کارکرد مغز نوجوانان چیجوریه؟ “

 

اگه به خوندن این نوشته علاقه مند هستین، شاید باید پدر، مادر، معلم یا شاید حتی یک نوجوون باشین. شاید به دلیلِ مشاهده ی رفتارهای غیرقابل پیش بینی و احساساتی که مثل طوفان خیلی یهویی بروز می کنن و جنبهایی از شخصیت نوجوون که به سرعت تغییر می کنن، احساس سردرگمی کنین. شاید بخواهید بدونین چی موجب این پریشونی و پریشونی شده؟ با دانستن کارکرد مغز نوجوانان، می تونیم افکار و دلایل رفتارهای اونا رو بهتر درک کنیم. اینجا بعضی از یافته های تحقیقای جدید رو درباره کارکرد مغز اونا به طور خلاصه میگیم. این یافتها کمک می کنن تا بتونیم پرجنب و جوش ترین مرحله زندگی آدما، یعنی همون نوجوونی رو توضیح بدیم.

شخصیت

 

ساختار مغز

من ساختار کلی مغز نوجوانان رو به شکل یک بستنی قیفی با دو گلوله ی بستنی توضیح می کنم. قیف این بستنی، آسونترین بخش مغزه که ساقه ی مغز (brainstem) نام داره. این بخش از مغز، عملکردهای پایه ای، مثل هوشیاری، تنفس، فشار خون و درجه گرما بدن رو کنترل می کنه. در بالای این قیف، اولین گلوله ی بستنی قرار داره که مغز عاطفیه (و دستگاه کناره ای یا سیستم لیمبیک نامیده می شه) و در کنترل هورمونا، حافظه و واکنشای عاطفیِ خودکار (و معمولا ناخودآگاه) نقش داره. گلوله ی دوم، مغز آگاه، متفکر و برنامه ریزه که قشر مغز نام داره.

اگه عمیق تر و در ابعاد میکروسکوپی به درون مغز نگاه کنیم، میلیونا سلول عصبی رو میبینیم که مثل خیابونا و بزرگراها به همدیگه وصل شدن. اگه نقشه راه های ایران رو تجسم کنین که در اون، تموم بزرگراها، جادهای ساده و ثانویه و حتی جادهای فرعی نشون داده شده، چند مسئله رو متوجه میشید. اول اینکه، جادهای خیلی زیادی هست و دوم اینکه این جادها در نقاط خاصی که شهر، شهرستان و محله نامیده می شن، به هم می رسن. این نقاط همگرایی در مغز، هسته (nuclei) نام دارن. یکی از هستهای اصلی در مغز، آمیگدال (amygdala) نامیده می شه. این هسته کنترلِ خشم، ترس و احساسات جنسی رو بر عهده داره. ضمنا، این هسته (پیش از اونکه به طور خودآگاه بدونیم) به ما می گه که وضعیت چیجوریه (امن، هیجان انگیز یا خطرناک) و بدن ما (بازم پیش از اونکه آگاه باشیم) بی معطلی به این واکنش غیرارادی، واکنش نشون می ده. این آزمایش وضعیت، طبقِ تجربه های اول زمان کودکی انجام می شه.

کودکی-نام-تصویر

مغز نوجوانان همیشه در حالِ تغییرِ است

در طول سالای نوجوونی، مغز نوجوون، تحت تأثیر پیامای هورمونی جدید زیاد و ، نیازها و تجربیات جدید، تغییر شکل می ده و بازسازی می شه. بزرگراهای اطلاعاتی شتاب می گیرن (در فرایندی که میلینه کردن (myelination) نامیده می شه) و بعضی از مسیرهای قدیمی بسته می شن (که هَرَس یا pruning نامیده می شه). بعضی از این مسیرها تغییر می کنن و به مقصدهای جدیدی وصل می شن و مهم تر از همه، تموم بزرگراهای اطلاعاتی، اتصالای جدید زیادی رو با بقیه بزرگراها، شهرها و شهرستانا تشکیل میدن (که جوونه زدن یا sprouting نامیده می شه). این پروژه ساختی بسیار عظیمه که به اتفاقای دیگری که در بقیه مراحل زندگی رخ می ده، شباهتی نداره. در اینجور وضعیتی، مسائل به کم، طبق روال عادی خود جریان پیدا می کنن و مقصدهای تعجب آوری رشد می کنن. این بازسازی مغزی توضیح می ده به چه دلیل شخصیت و ثباتی که فقط یک یا دو سال پیش از نوجوونی در فرد دیده می شد، پنهون و یهو، دیدگاه ها و واکنشای جدیدی در نوجوون مشاهده می شه.

از چیزای مهمی که باید به خاطر داشته باشین اینه که چیزی که نوجوون در طول این زمان بحرانی در زندگی انجام می ده و با اون روبه رو می شه، تأثیر خیلی زیادی بر آینده اون داره؛ چون تجربه ها و نیازای جدید، فرایندهای (هَرَس ) pruning و (جوونه زدن) sprouting در مغز رو شکل میدن. پس اگه نوجوونی بازیای ویدئویی زیادی بکنه، این عادت به بازیای ویدئویی، مغز رو به صورتی شکل می ده که ممکنه موجب شه نوجوون در آینده خلبان جنگنده ی فوق العاده ای شه، ولی احتمال اینکه این نوجوون، حسابدار یا پژوهشگر شه، کمتر هستش. مثلا، خوش سر و زبون بودن در کلاس، کمک می کنه تا در آینده فروشنده خوبی باشه و نماینده ی کلاس بودن هم موجب تشکیل مهارتایی در مغز می شه که واسه اداره کردنِ یک کار و کاسبی یا برعهده گرفتن پستی مدیریتی، لازمه. قرار گرفتن در خطرِ مواد مخدر، حضور در چت رومای نامناسب یا فیلمای خشن هم، مغز و آینده نوجوون رو تحت تأثیر قرار می ده و زمینه اعتیاد و اختلافاتِ بین فردی رو ایجاد می کنه.

INLINE  علل اضطراب صبحگاهی و راه هایی واسه کاهش اون 

مغز متغیر به معنی هویت متغیره

به دلیل تموم تغییراتی که در مغز و دنیای اجتماعی و تحصیلیِ نوجوانان در حال وقوعه، اونا خیلی نیاز دارن که خود رو تعریف کنن و مشخص کنن کی هستن و چه تمایلاتی دارن. اونا در شرایطی که هویت پیش از نوجوونی شون رو از دست میدن، به سختی به دنبال پیدا کردنِ هویت جدیدی هستن. این جست وجو واسه هویت جدید، می تونه جنبه های سازنده یا مخربی داشته باشه. در بیشتر موارد، این هویت جدید به وسیله گروه همسالان اونا تعیین می شه که موجبِ بهتر شدن یا بدتر شدن شخصیت و رفتارهای اونا می شه. از اونجا که نوجوون دقیقا نمی دونه چه می خواد یا چه کاری رو می تونه بکنه، چیزای بسیار مختلفی رو امتحان می کنه. این کار بهش کمک می کنه که بفهمد چه کاری براش مفیده، چی احساس خوبی بهش می ده و اون چه شخصیتی پیدا می کنن. در این بین، والدین و معلما باید فضای مناسبی رو واسه نوجوون جفت و جور کنن تا بتونه خودشو بهتر کشف و درک کنه.

راه و روش سازنده تشکیل هویت که باید از حمایت والدین و معلمان بهره مند باشه، امتحان کردنِ سرگرمیای جدید، شرکت در کلاسای جدید و مشارکت در سازمانای جدیده. باید کشف بخشای جدید، تحت نظارت والدین و معلمان، تشویق شه. نوجوانان به راهنمایی نیاز دارن، نه به آزادی بی قید و شرط. اونا به تنوع و تازگی نیاز دارن، البته این تازگی باید با رعایتِ چارچوبا باشه.

در مقابل، راهی عادی، ساده ولی غیرسازنده واسه تعریف هویت فرد، سعی واسه تبدیل شدن به نقطه مقابل پدر و مادر و شرکت کردن در فعالیت هاییه که نظارتی بر اونا وجود نداره. مثلا، پدر و مادر علاقه دارن به جایای مذهبی برن، ولی نوجوون ترجیح می ده در خونه بمونه. وجود اختلاف و برخورد بین دیدگاه ها، دوری ناپذیر هستش و محدود کردنا مورد آزمایش قرار خواهد گرفت. بهتره که والدین، محدود کردنا رو به شکل معقولی تعیین کنن. نوجوون باید بتونه در مورد اینکه باید به جایای مذهبی برود یا اینکه بتونه با دوستانش تا صبح بیرون از خونه بمونه، با پدر و مادر صحبت کنه.

بخش پیشرفت نیافته ی مغز

بخشی از مغز نوجوانان که تا وسطای ده ۲۰ سالگی رشد نمی کنه، در گلوله ی دوم بستنی قیفی قرار داره. به این بخش، قشر پیش پیشانی (pre-frontal cortex, PFC) گفته می شه. این بخش از مغز (وقتی به طور کامل رشد کرده) در گفت وگویی دائمی با مغز عاطفی (مغز لیمبیک) قرار داره. در بزرگسالی، PFC و مغز لیمبیک در تعادل قرار دارن و هر یک، دیگری رو مهار می کنه. پس وقتی بزرگسالی در برابر خودرویی که با سرعت بالا از اون پیشی میگیره، واکنشی احساسی نشون می ده، بخش PFC مغز می گه: «هی یه لحظه صبر کن! واقعا می خوای پیشی بگیری؟ شاید جریمه بشی. ماشینت چی؟ به این فک کردی اگه داغون بشه چه حالی میشی؟ اومدیم و بیمه هم خسارات رو قبول نکرد! رسما بدبخت میشیا» ولی در مورد نوجوون، بخش PFC هنوز رشد نکرده و مغز عاطفی (شامل آمیگدالِ اشاره شده در بالا) در اینجور لحظاتی، کنترل رو به دست داره، تا زمانی که بخش PFC در وسطای ده ۲۰ سالگی رشد کنه. در این شرایط نوجوون با خود فکر میکنه: «وای چه کیفی میده! بریم که حالشو بگیرم» البته اگه اصلا فکر کنه! شرکتای بیمه خودرو، خیلی وقت پیش این مسئله رو فهمیده بودن.

تسهیم کردنِ PFC خود با نوجوون

INLINE  علل ضعف حافظه کوتاه مدت چیه و چیجوری میشه اونو تقویت کرد؟ 

یکی از راه های بسیار مؤثر واسه والدین و معلمان در کمک به رشد PFC در نوجوانان، اطمینان یافتن از این مسئله که نوجوون «ظرفیت خطر کردن رو داره» و می تونه با نتیجه کارای خود روبه رو شه. اول بزرگسالان باید از پیش در مورد آزادیا و مسئولیتای جدیدی که به نوجوون داده میشه، فکر کنن (کارکرد PFC). مثلا، در مورد رانندگی، والدین باید پیش از نوجوونی، از بچه خود بخوان که مقداری پول واسه پرداخت هزینه های خودرو، بنزین و چیزای دیگه ای به جز اینا پس انداز کنه. اگه نوجوون، به دلیلِ پارک کردن خودرو در جای نامناسب یا بالا بودن سرعت جریمه شه، باید بدونه که خود اون باید مبلغ جریمه رو بده. اگه کاری کنیم نوجوون این مسئله رو از پیش بدونه، کارکردهای لوب پیشانی (frontal lobe) خود رو بهش قرض دادیم!

پول-نام-تصویر

اثر تغذیه، مواد مخدر و الکل بر مغز نوجوون

یکی از مشکل سازترین مسائلی که بهش کم توجهی شده، مسئله تغذیه ی نوجوانانه. آمیگدال و بقیه بخشای مغز که تحت میلینه کردن (myelination) قرار می گیرن (واسه اینکه شاهراهای اتصال دهنده، با سرعت بالایی عمل کنن) نیازمند مصرف چربیای سالم، یعنی روغن ماهیه. بی راه نیس که بگیم ماهی، غذای مغزه. تحقیقای مدرن، درست بودن این مسئله رو ثابت کردن. سطوح بالای این اسیدهای چرب امگا ۳، موجب کاهش افسردگی و احتمال خودکشی می شه و فواید سلامتی زیاد دیگری هم داره.

مسئله دیگری که واسه نوجوون در حال رشد، اهمیت زیادی داره، رسیدن «روی» کافی به مغزه. روی باعث می شه که ماده شیمیایی تنظیم کننده ی ایجاد و خو، یعنی سروتونین، درست بکنه. کمبود روی در بدن، موجب می شه تا در مغز مقدار زیادی دوپامین و حتی ماده شیمیایی تحریکِ بیشتر از حد (overstimulating) و ایجاد اضطراب، یعنی گلوتامات (glutamate) تولید شه. دریافت روی کافی، مسئله رقابت برانگیزی واسه نوجوانانه؛ چون استخوانای در حال رشد اونا، بیشتر روی موجود در بدن رو جذب می کنن و موجب می شن که روی کافی به مغز نرسه. کمبود روی به شکل زودرنجی و بدخلقی و نقاط سفیدرنگی روی ناخنا خودنمایی می کنه. استفاده از مکمل غذایی روی (به اندازه ای که ناخنا روشن شن) و B50 complex می تونه کاهش زیادی در بدخلقی نوجوون بسازه و موجب روشن شدن پوست شه. با استفاده از کپسولای روغن ماهی، می تونین به سلامت مغز نوجوون تون کمک کنین.

در مقابل، چیزی که هیچ تأثیر مفیدی بر مغز نوجوون نداره، الکل و مواد مخدره. دلایل زیادی واسه این مسئله هست، مثل اینکه مغز نوجوون با اونقدر سرعت بالایی در حال تغییره که تجربه های جدیدی که لذت بخش باشن (مثل موسیقی)، به سرعت به عادت تبدیل می شن. پس نوجوون بسیار آسون تر از بزرگسالان به مواد مخدر اعتیاد پیدا می کنه. الکل و مواد مخدر، در مغز تغییری مثل به پنیر سوئیسی رو ایجاد می کنن. یعنی بعضی نواحی مغز، عملکردی طبیعی دارن ولی بعضی بخشای دیگر (مثل سوراخای پنیر) کارکرد ضعیفی دارن. این تغییر در سرتاسر مغز رخ می ده، ولی PFC بیشتر از همه تحت تأثیر قرار میگیره (چون قسمتی از مغزه که کمترین رشد رو داشته).

هر نوجوون، منحصربه فرده

فراموش نکنین که نوجوونا با همدیگه متفاوت هستن و باید با راه و روش متفاوتی با هر یک از اونا رفتار کنین. اگه نوجوون شما فردی مسئول و سخت کوشه و همسالان اونم اینجور ویژگیایی دارن، شاید واسه فرستادن اون به دانشگاه یا مسافرتی تفریحی با دوستانش، بیشتر تمایل داشته باشین. در مقابل، اگه در نوجوون تون، نشونه های بیشتری از تکانشگری (impulsivity) مشاهده می کنین (که نشون دهنده ی رشد نکردن PFCه)، شاید به این معنا باشه که اون واسه جداگونه بودن و برخورداری از آزادی نامحدود آماده نباشه. سعی کنین که بهترین ویژگیای نوجوون خود رو بشناسین (یعنی جایی که منحصربه فرد بودن و متمایزبودن اون نمایان می شه) و بهش کمک کنین تا اون ویژگیا رو بشناسه. این بهترین کاریه که می تونین واسه نوجوونی که اونو دوست دارین، بکنین.

منبع : psychologytoday

 


دیدگاهتان را بنویسید