Monthly Archiv: دسامبر, 2018

پایان نامه با موضوع شناخت درمانی، بیماران مبتلا، گروه کنترل

ارزیابی قرار دادند و نتایج حاکی از تأثیر مشاوره گروهی شناختی در کاهش نشانههای اضطراب و افسردگی این گروه بود.
طاهری و جمشیدیفر(1386) در پژوهشی که جهت بررسی گروهدرمانی شناختی در کاهش نشانگان افسردگی انجام دادند، 12 دانشآموز را به صورت تصادفی در دو گروه قرار دادند و 12 جلسه شناخت درمانی به روش فری را برای آنان اجرا کردند، که نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که روند کاهش نشانگان افسردگی بعد از جلسه هشتم درمان نمایان شد.
تقوائی و حمیدی(1383) در پژوهشی با عنوان تأثیر شناخت درمانی گروهی بر افسردگی زنان سالمند، 20 نفر از زنان سالمند ساکن سرای سالمندان که افسردگی داشتند را در دو گروه آزمایش و کنترل قرار دادند و بعد از اجرای ده جلسه شناختدرمانی گروهی مورد ارزیابی قرار دادند و نتایج نشان داد که شناخت درمانی موجب کاهش افسردگی زنان میشود.
کهریزی، آقایوسفی و میرهاشمی(1390) پژوهشی را با عنوان تأثیر گروه درمانی شناختی به روش مایکل فری در کاهش افسردگی زندانیان اجرا کردند، آنها تعداد 16 نفر را که در افسردگی بک، نمرات متوسط و شدید دریافت کرده بودند در دو گروه 8 نفری آزمایش و کنترل قرار دادند و بعد از اجرای جلسات گروهدرمانی شناختی، نتایج حاکی از تأثیر این شیوه درمانی در کاهش نشانههای افسردگی بود.
پژوهش ضمیرینژاد، گلزاری، برجعلی، کاوه و اکابری(1391) که جهت بررسی اثربخشی آموزش تابآوری و شناختدرمانی گروهی بر کاهش افسردگی صورت گرفت، تعداد 45 دانشجوی دختر را که در پرسشنامه افسردگی بک نمرهی 19 و بالاتر را کسب کردند در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار داند و بعد از اجرای 8 جلسه آموزش تابآوری برای یک گروه آزمایش و نیز 8 جلسه شناختدرمانی برای گروه آزمایش دیگر، نتیجهی آنها را با گروه کنترل که هیچ مداخلهای دریافت نکرده بود، مقایسه کردند، نتایج نشان داد که نمرات افسردگی دو گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، کاهش یافته بود.
پژوهش رجبی و ستوده ناورودی(1390) با عنوان تأثیر شناخت درمانی گروهی مبتنی بر حضور ذهن بر کاهش افسردگی و افزایش رضایت زناشویی در زنان متأهل شهر اهواز صورت گرفت، که تعداد 28 نفر بعد از پر کردن پرسشنامههای افسردگی بک و رضایت زناشویی و مصاحبه تشخیصی و بالینی در دو گروه آزمایش و شاهد قرار گرفتند و بعد از دریافت 7 جلسه شناخت درمانی گروهی مورد ارزیابی مجدد قرار گرفتند که نتایج حاکی از تأثیر این شیوه درمانی در کاهش نشانههای افسردگی بود.
محمودنیا، رستگارپور و جوکار(1390) در پژوهشی که برای سنجش اثربخشی شناختدرمانی گروهی انجام دادند، تعداد 36 دانشآموز را که علائم افسردگی متوسط و وخیم کسب کرده بودند با مقیاس افسردگی بک و باورهای غیرمنطقی جونز مورد ارزیابی قرار دادند و سپس در دو گروه آزمایش و کنترل قرار دادند. گروه آزمایش ده جلسه شناختدرمانی الیس دریافت کرد و سپس مورد ارزیابی مجدد قرار گرفت که نتایج حاکی از تفاوت معنادار دو گروه آزمایش و کنترل بود. یعنی شناخت درمانی موجب کاهش نمرات افسردگی و باورهای غیرمنطقی شده بود.
در پژوهش سلگی، هاشمیان و سعیدیپور(1386) که جهت بررسی تأثیر شناخت درمانی گروهی در کاهش افسردگی بیماران مبتلا به HIV مثبت صورت گرفت، تعداد 40 فرد مبتلا که با مقیاس افسردگی بک مورد ارزیابی قرار دادند و بعد از اینکه شرایط ورود به مطالعه را داشتند، آنها را در دوگروه کنترل و آزمایش قرار دادند و سپس ده جلسه شناخت درمانی گروهی 5/1 تا 2 ساعته به آنها داده شد، نتایج حاکی از تأثیر این شیوه درمانی در کاهش نشانههای افسردگی بود.
پژوهش محمودی عالمی، غفارزاده، عظیمی و حیدری(1384) پژوهشی را به عنوان بررسی شناخت درمانی گروهی بر اجتماع هراسی انجام دادند، این پژوهش روی 44 نفر از دانشآموزان پسر دبیرستانهای دولتی شهر کاشان با تشخیص هراس اجتماعی صورت گرفته بود، یافتهها نشان داد که در گروه مورد، بین اجتماع هراسی، به هنگام ورود به پژوهش و 6 هفته بعد از شناخت درمانی اختلاف معنی داری وجود داشته، در حالی که در گروه شاهد از این نظر، تفاوت معناداری مشاهده نشد.
آخوند مکهای(1376) نتیجه گرفت که شناخت درمانی گروهی به روش بک به طور معناداری افسردگی نوجوانان 15 سالهی شاهین شهر اصفهان را کاهش داد.
ب-پژوهشهای خارج کشور
لوین266 و آپلبوم267 (2014) به نتایج مفید و اثربخش شناخت درمانی در بهبود احساس و تفکر بیماران مبتلا به سرطان حاد اشاره کردهاند.
پژوهش اهلرز، گری268، ویلد269، استات270، لاینس271، دیل272 و همکاران(2013) که برای بررسی کاربرد درمان شناختی در بیماران مبتلا به اختلال پس از سانحه صورت گرفت، تعداد 330 بیمار مبتلا که در فاصلهی سنی 83-17 سال قرار داشتند را مورد ارزیابی قرار دادند و پس از سنجش نشانههای اختلال پس از سانحه، اضطراب و افسردگی تحت درمان شناختی قرار دادند که نتایج حاکی از تأثیر این شیوهی درمانی جهت کاهش نشانههای اختلال و علائم اضطراب و افسردگی بود.
جارت273، مینهاجودین274، کانگاس275، فریدمن276، کالان277 و تیز(2013) درمطالعهای که جهت بررسی اثربخشی شناخت درمانی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی انجام دادند، تعداد 523 بیمار مبتلا به افسردگی را در معرض 14-12 هفته درمان شناختی قرار دادند که نتایج حاکی از اثربخشی این شیوه درمانی در کاهش نشانههای افسردگی بود.
استرانک278، بروتمن279 و درابیس(2010) پژوهشی را جهت بررسی روند تغییرات شناخت درمانی بر روی 60 بیمار مبتلا به افسردگی انجام دادند که نتایج ای
ن مطالعه حاکی از اثربخشی این شیوه درمانی بر روی کاهش افسردگی بود و نشان داد که شناختدرمانی میتواند در این افراد انگیزه ایجاد کند.
مکمونز280، پییرهوی281، لارکین282 و کلارک(2010) در مطالعهای که بر روی بیماران مبتلا به فوبی اجتماعی انجام دادند، تعداد بیمار مبتلا را با ابزارهای افسردگی و اضطراب بک و مقیاس فوبی اجتماعی مورد ارزیابی قرار دادند و سپس آنان را در معرض 10-18 جلسه شناخت درمانی قرار دادند که نتایج حاکی از اثربخشی این شیوهی درمانی در بهبود علائم فوبی اجتماعی این بیماران بود.
احمد283 و وسترا284(2009) پژوهشی را برای ضرورت درمان شناختی رفتاری بر اضطراب اجتماعی انجام دادند، در این تحقیق فنون شناختی رفتاری در مورد اضطراب اجتماعی از طریق نوار ویدئویی توسط درمانگر بر روی 77 دانشجوی دوره لیسانس مبتلا به اضطراب اجتماعی ارائه شد، نتایج نشان دهنده افزایش قابل توجهی در کارایی افراد در مورد تغییر اضطراب، اطمینان در رفتار و کنترل رفتار را نشان داد.
مورتبرگ285، کلارک، ساندین286 و وایستد287(2007) پژوهشی را تحت عنوان اثربخشی درمانهای شناختی فردی گروهی در برابر درمانهای رایج در هراس اجتماعی را انجام دادند که درمانهای گروهی شامل 16 جلسه گروهی و درمانهای فردی شامل 16 جلسه هفتگی در 4 ماه صورت گرفت. نتایج نشان داد که درمانهای شناختی فردی مقدمتر و مؤثرتر از درمانهای رایج(داروهای ضدافسردگی) بود.
پایکل288(2007) نشان دادند که درمان شناختی در مقایسه با درمانهای دارویی و ترکیبی(شناختی و دارویی) در کاهش افسردگی واکنشی مؤثرتر بوده است، اما در مورد افرادی که به افسردگی درونزا مبتلا بودند بین دو روش شناختی و دارویی تفاوتی مشاهده نشد.
آندرسون289، زیماند290، هودجز291 و روثبوم292(2005) پژوهشی را تحت عنوان درمان رفتاری شناختی بر اضطراب سخنرانی در مکان عمومی با استفاده از مواجهه با رویداد واقعی انجام دادند. این پژوهش بر روی 10 نفر با معیار ملاکهای مقیاس تشخیصی اختلالهای روانی فوبی اجتماعی، اختلال وحشتزدگی به همراه ترس از فضای باز یا گذر هراسی صورت گرفت که شامل 8 جلسه درمانی انفرادی صورت گرفت. نتایج نشان داد درمان شناختی رفتاری با استفاده از مواجهه با رویداد واقعی و صحبت در مکان عمومی، اضطراب سخنرانی را در مکانهای عمومی کاهش میدهد.
اسکات293، پالمر294، تیزدل295 و هایرست296(2003) در مطالعهای که برای بررسی درمان شناختی در جلوگیری از افسردگی مزمن انجام دادند، در مورد تأثیر شناختدرمانی بر اختلال افسردگی بیان میکنند که از 158 بیمار افسردهای که تحت اقدامات شناخت درمانی قرار داشتند، میزان عود بیماری در آنها به طور معنیداری نسبت به گروه کنترل کاهش یافته بود.
بلانچ297، رووساود298، هاوزینگر299، مارتینز300، پری301، آندرس302 و همکاران(2002) در پژوهشی که به بررسی درمان شناختی-رفتاری گروهی در کاهش نشانههای افسردگی و اضطراب در بیماران مبتلا به HIV انجام دادند، نتایج حاکی از اثربخشی این رویکرد در کاهش علائم افسردگی و اضطراب و خلق بود.
مورفی303 و ساهاکیان304(2001) به این نتیجه رسیدند که درمان شناختی در مقایسه با دارو درمانی در مورد افسردگیهای حاد اثر مساوی و برابر داشته است، اما خطر عود بیماری در اثر شیوهی شناختی کاهش یافته است.
لادوکر305، داگاس306، فریستون307، لگار308، گاگنون309 و تیبودآ310(2000) در پژوهشی که به بررسی اثر بخشی درمان شناختی-رفتاری در اضطراب بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی انجام دادند، نتایج حاکی از کارآمدی و اثربخشی این رویکرد درمانی در اختلال اضطرابی بود.
فوآ311 (1996) در مطالعه خود نشان داد که در درمان اختلال اضطرابی منتشر، گروهی که به روش شناخت درمانی درمان شدند، نسبت به گروه شاهد بهبودی بیشتری نشان دادند.
هامبلین312، باتلر، اسکاگین313 و کوربیشلی314(1993) و اسکات و استرادلینگ315(1990) در پژوهشهای خود نشان دادند، مشاوره گروهی شناختی در کاهش اضطراب و افسردگی اثربخشتر از درمانهای دارویی است.
شیا316، الکین317، ایمبر318، استاسکی319، واتکینز320،کولینز321 و همکاران(1992) به این نتیجه رسیدند که روش شناختی از لحاظ رفع علائم افسردگی به صورتی که توسط خود بیمار و شاهدان درمانگاهی ارزیابی شده بر روشهای دیگر برتری دارد.
جمعبندی
افزایش تعداد سالمندان مسئله توجه به بهداشت روانی و کاهش بیماریها و اختلالات این قشر را برجسته میسازد، به نحوی که مسئولین باید بتوانند با شناسایی نیازها و دغدغهها و مشکلات این افراد اقدامات مناسب و مقتضی را برای آنان برنامهریزی کنند. لذا انجام مطالعاتی که بتواند به این مهم کمک کند بسیار حائز اهمیت است. مرور پژوهشهای صورت گرفته قبلی نشان میدهد که این قشر با مشکل افسردگی و اضطراب بسیار درگیر هستند، به نحوی که انرژی و توانایی آنان را محدود ساخته و حتی کاهش عملکردهای گوناگون اعم از مسائل شخصی تا مسائل کاری، بینفردی و میان فردی و . . . را برای آنان به دنبال دارد. هر چند درمانهای مختلفی برای کاهش این اختلالات مطرح شده است(رواندرمانی بین فردی، دارو درمانی، خاطرهپردازی و . . )، اما به نظر میرسد که به حوزهی شناختی که نشان دهندهی نقش بسیار مهم تفکر افراد بر روی رفتار و عواطف آنان میباشد، اهمیت کمتری داده شده است، و از آنجایی که سالمندان در این سنین به تفکرات خود بیشتر از گذشته اهمیت میدهند، لذا نقش مهم این بُعد از درمان بیش از پیش احساس میشود. مرور مطالعات صورت گرفته نیز نشان میدهد که اگر پژوهشی در حوزهی کاه
ش این اختلالات صورت گرفته است، بیشتر شناختی-رفتاری بوده و یا اینکه به یک بُعد از این اختلالات(بیشتر افسردگی) پرداختهاند و یا حتی ابعاد دیگری همچون سلامت روان را مورد پژوهش قرار دادهاند. از سویی دیگر ممکن است درمانگران از این شیوهی درمانی بیشتر به صورت فردی استفاده کردهاند، که در این پژوهش علاوه بر استفاده از تکنیکهای شناختدرمانی، این شیوهها به صورت گروهی به کار برده میشود تا افراد سالمند بتوانند از مزیای گروهی بودن هم استفاده کنند. به همین سبب این پژوهش به دنبال بررسی اثربخشی شناخت درمانی گروهی بر روی کاهش افسردگی و اضطراب در بین زنان سالمند میباشد.

فصل سوم
روش پژوهش

طرح پژوهش
از آنجایی که میتوان از نتایج پژوهش حاضر در جهت شناخت بهتر روشهای مورد استفاده در زمینه ارتقاء سلامت سالمندان و

پایان نامه با موضوع شناخت درمانی، نگرشهای ناکارآمد، سوگیری

احساسات خود درباره وقایع باید نحوه تفکر را نسبت به آنها عوض کرد. نمیتوان ادعا کرد که مشکلات هیجانی یک فرد، صرفاً خیالی است. بلکه تأثیر وقایع نامطلوب(مثلاً از دست دادن شغل) میتواند به دلیل افکار و عقاید بیهوده فرد بسیار وخیمتر شود و مزاحم سازگاری فرد با چنین وقایعی گردد. درمان شناختی به مراجعان کمک میکند تا دیدگاههای جایگزین را تدوین کنند و به حل مشکلات خود بپردازند. تدوین دیدگاههای جایگزین بر این اصلِ درمان شناختی تاکید میکند که همیشه برای دیدن چیزها بیش از یک راه وجود دارد و بنابراین اصل، هر فرد دیدگاه خود را انتخاب میکند(باتلر251 و هوپ252، 1996، به نقل از نینان و درایدن،1953؛ ترجمهی دهقانی و گنجوی،1387). درمان شناختی مبتنی بر مدلی از پردازش اطلاعات است که در آن، فرد فرض میکند تفکرش طی پریشانی روانشناختی دستخوش تحریف شده و انعطافناپذیر میشود، در قضاوتش مطلقنگر میگردد و آنرا بیش از حد تعمیم میدهد و باورهای پایهای وی درباره خود و جهان، ثابت و قطعی میشوند(ویشار253،1996). در حالت آرامش ذهنی، ممکن است فرد برداشتها و ارزیابیهای خود را از وقایع وارسی کند تا اطلاعات دقیقتر و واضحتری به دست آورد. اما هنگام اختلال هیجانی، معمولاً با سوگیری منفی مداوم نسبت به افکارش اطلاعات ورودی را تحریف میکند. بنابراین اطلاعات بیش از حد انعطافناپذیر و تعمیمیافته میشوند. مثلاً هنگامی که فردی به مهمانی دوستش دعوت نشده ناراحت میشود زیرا دعوت نشدن را به معنای دوست داشتنی نبودن خود تعبیر میکند. او به جای یافتن دلایل دعوت نشدن یا باز گذاشتن ذهن در اینباره، بر این خیال خود که دوست داشتنی نیست پا بر جا میماند(نینان و درایدن، 1953؛ ترجمهی دهقانی و گنجوی، 1387).

نظریههایی در مورد فرایند تغییر در شناخت درمانی
اصل مقدماتی این شیوهی درمانی این است که شناختدرمانی تلاش میکند برای:کاهش باور در طرحوارههای ناکارآمد یا برای نافعالسازی آنها، کاهش فراوانی افکار خودآیند منفی، کاهش محتوای منفی افکار مربوط به خود، جهان و آینده و کاهش استفاده از تحریفهای شناختی/خطاهای منطقی و افزایش استفاده از ادراک عینی وقایع و کاربرد درست و صحیح آن(فری، 1999؛ ترجمهی صاحبی و همکاران، 1382).
با این وجود چندین دیدگاه دیگر نیز در مورد چگونگی دستیابی به این تغییرات وجود دارد. اخیراً چندین نویسنده از جمله فری و اوئی254(1989)، بکهام255(1990)، باربر256 و درابیس257(1989) و بروین258(1989) در مورد ماهیت تغییر در فرایند شناخت درمانی نظریههایی ارائه دادهاند. باربر و درابیس(1989) دیدگاه هولون، اوانز259 و درابیس(1988) را درباره تغییرات ایجاد شده در فرایند شناخت درمانی در قالب سه مدل از تغییر توصیف کردهاند:
– مدل تغییر برونسازی260
– مدل فعالسازی- نافعالسازی261
– مدل مهارتهای جبرانی262
در مدل تغییر برونسازی اینگونه فرض میشود که شناختدرمانی باورها یا طرحوارهها را تغییر داده و همچنین فرایندهای زیربنایی که باعث تداوم و ایجاد این باورها میشوند را مورد اصلاح و بازسازی قرار میدهد. در مدل فعالسازی- نافعالسازی اینگونه فرض میشود که شناخت درمانی تنها شامل تغییر در خود باورها یا فرایندها نیست، بلکه منجر به نافعالسازی طرحوارههای منفی یا فرایندها نیز میشود و همچنین طرحوارههای کارآمدتر را فعال میکند. در مدل مهارتهای جبرانی فرض براین است که بیمار با استفاده از شناخت درمانی مهارتهایی را کسب میکند و سپس آنها را برای کم کردن تفکر منفی هم در طول دوره حاد و هم در دوره بهبودی مورد استفاده قرار میدهد(فری، 1999؛ ترجمهی صاحبی و همکاران، 1382).
علاوه بر این، باربر و درابیس(1989) مدل تغییر برونسازی را به دو بخش تقسیم کردهاند: (1) تغییر در محتوای طرحوارهها و (2) تغییر در فرآیند شناختی. آنها شواهد ناشی از تغییر در طرحوارهها را بررسی کرده و نتیجه گرفتند که هیچگونه شاهدی دال بر اثر اختصاصی شناختدرمانی در این زمینه وجود ندارد. با توجه به مدل تغییر در فرآیند نتیجه گرفتند که هیچگونه اساس منطقی برای تغییر در چنین فرآیندهایی وجود ندارد، اما بیشترین تغییری که در این زمینه رخ میدهد، مربوط به تغییر در جاذبه افکار یا تغییر در مهارتهای بیمار برای مقابله با افکار است. بنابراین آنها نتیجه گرفتند که تغییر در فرآیندها بهتر است در قالب تغییر در دیگر مهارتها تفسیر شود.آنها همچنین انتقاد کردهاند که تغییر در فرآیندها در طی شناختدرمانی به تغییر بین افکار خودآیند و کنترل شده مربوط بوده و استدلال میکنند که این امر ناشی از تغییر در مهارتهای جبرانی است، زیرا شخص قبل از این نمیتوانسته آنها را به طور کامل کنترل کند. نهایتاً اینکه آنها دیگر مدلهای «فرآیندمحور» در خصوص تغییر را مورد انتقاد قرار دادهاند و اینچنین مطرح نمودهاند که این مدلها میتواند چنین تغییراتی را در قالب تغییر در محتوا یا کسب مهارتهای جبرانی در نظر بگیرد. همچنین معتقدند فعالسازی-نافعالسازی طرحوارهها که در طی شناختدرمانی رخ میدهد، در درمان به وسیله داروهای ضد افسردگی نیز صورت میگیرد.آنها مدل ایجاد مهارتهای جبرانی یا ترمیمی را به عنوان ساز و کار بهبودی در طی شناختدرمانی انتخاب کردهاند، اگرچه آنها ظاهراً نتیجه گرفتند که تغییر در محتوی به عنوان بخشی از فنون ایجاد مهارتهای شناختی محسوب میشود. البته در خصوص موضعگیری آنان چندین نکته مطرح میشود: نخست اینکه آنها تغییر در محتوای طرحوارهها را نتیجه کاربرد مهارتهای جبرانی
در طی زمان میدانند که تمایز آن چندان روشن نیست. دوم اینکه آنها در تلاش برای مردود دانستن تغییر فرایند به عنوان سازوکار احتمالی شناختدرمانی چنین مطرح میکنند که تغییر در شناختوارهها در درمانهای مختلف در فرایندهای متفاوتی رخ میدهد. اگر این گفته درست باشد، میتوان گفت که وقتی فردی یک نوع درمان دریافت کرده باشد، هنگامی که برای دریافت یک درمان دیگر مراجعه میکند، باید فرایندهایش تغییر کند. بنابراین امکان رد کردن تغییر در فرایندهای شناختی به عنوان ساز وکار احتمالی در شناختدرمانی وجود ندارد. سوم اینکه مدارکی دال بر تغییرات شناختی وجود دارند. این تغییرات توسط وسایل سنجش مانند مقیاس نگرشهای ناکارآمد و پرسشنامه سبک اسناد اندازهگیری شده است. مقیاس نگرشهای ناکارآمد شامل سوالاتی است که در آن افراد میزان توافق و عدم توافق خود را برای مجموعهای از باورهای ناکارآمد اعلام میکنند(فری، 1999؛ ترجمهی صاحبی و همکاران، 1382).
سازوکارهای مطرح در فرآیند تغییر در شناختدرمانی
ساز وکارهای دیگری در تغییر شناختی همخوان با شناخت درمانی افسردگی مطرح میباشند که در زیر به توضیح آنها پرداخته میشود:
1.تغییر طرحواره/قانون/باور: تغییر در محتوای یک طرحواره یا جانشینی یک طرحواره به جای طرحواره دیگر. برای مثال «بابانوئل در روز عید مسیح برای بچهها اسباببازی میآورد» در مقابل اینکه«هیچ شخصی به عنوان بابانوئل وجود ندارد».
2.تغییر در پردازش شناختی: این تغییر میتواند در قالب استفاده از یک خطای منطقی که به وسیله بک و همکاران(1979) شناسایی شده است یا به صورت تفکر عینی و علمیترِ مطرح شده از سوی برنز(1980) یا به صورت انرژی مجدد به نظام واقعیتآزمایی گفته شده از سوی بک و فریمن(1990) صورت گیرد. بخشی از مدل مهارتهای جبرانی نتیجه ایجاد مهارتهای جبرانی و تغییر باورهاست. همچنین این امکان وجود دارد که تغییر در فرایند تفکر به دنبال ایجاد مهارتهای جبرانی رخ دهد.
3.فعالسازی-نافعالسازی طرحوارهها: فعالسازی یا نافعالسازی طرحوارهها یا تغییر در جاذبه یا غلبه یک طرحواره یا میزان انرژی مرتبط با آنها میتواند تغییرات شناختی را در پی داشته باشد.
4.ایجاد مهارتهای جبرانی: با ایجاد و بکارگیری راهبردهای جدید نظیر اسناد مجدد،آموزش حل مسئله و تنظیم گفتار درونی تغییرات شناختی میتواند صورت گیرد. این کار معمولاً همراه با میزانی از مداخلات آگاهانه است که میتوان آنرا شبیه به اصلاح ضربه پشت دست بازیکن تنیسی دانست که سعی میکند توپ را از طرف چپ زمین به سمت راست زمین هدایت کند. باورهای جدید به گونهای پسگستر باورهای قدیمی را بازداری میکنند و در نتیجه در یکی از آنها یک سری تغییر رخ میدهد.
5.تغییر در باورها به وسیله اطلاعات جدید: وسیله تمرین در بکارگیری چالشهای منطقی نیز به وجود میآید. پدیده(آها) در تغییر باور وجود دارد و از طریق کامل شدن ناگهانی یک فرایند رخ میدهد.
6.تغییر در دسترسی به خاطرات موقعیتی ناهشیار: بروین(1989) به طور واضح مشخص نمیکند که چه اتفاقی در نتیجه آن رخ میدهد. ممکن است تغییر در محتوا باشد یا نافعالسازی و شاید هم تغییر در فرایند.
7.کاهش در فراوانی افکار خودآیند منفی: فرض بر این است که افکار خودآیند منفی با تکرار زیاد از حد، باعث تداوم هیجانهای منفی میشوند. بنابراین کاهش در فراوانی آنها چه با تلاشهای هشیارانه باشد و چه نتیجه تغییر شناختی دیگر، باید منجر به کاهش هیجانهای منفی شود(فری، 1999؛ ترجمهی صاحبی و همکاران، 1382).

اصول شناخت درمانی
(1) نیازمند به ضابطه است. (2) محدود است.(3) قابلیت آموزش دارد. (4) بر ائتلاف درمانی استوار است. (5) تأکید بر زمان حال دارد.(6) جلسات درمانی آن ساختارمند است.(7) مبنی بر هدف و(حل) مسأله است. (8) درمان شناختی پیشگیری از عود را تشویق میکند. (9) تأکید برمشارکت فعال با بیمار یا فرد دارد. (10) از تکنیکهای متنوع و متفاوتی برای تغییر خلق، رفتار و تفکر استفاده میشود(بک، 1995؛ به نقل از وطنخواه، 1388).
مدل شناختی بک از افسردگی
این نظریه چهار مؤلفه دارد که همه آنها شناختی هستند به گونهای که به وقایع درونی ربط دارند و شخص ممکن است از آنها آگاه باشد در حالی که به وسیله افراد دیگر مستقیماً قابل مشاهده نیستند. اما مانند وقایع درونی نظیر درد یا گرسنگی تجربه میشوند. در زیر به توضیح این موارد پرداخته میشود:
*افکار خودآیند: پدیدههایی گذرا و شامل جملات و عباراتی هستند که در جریان آگاهی رخ میدهند، انواع مختلفی دارند و ممکن است از حالت هوشیاری خارج شوند.
*طرحوارهها: ساختارهای نسبتاً با ثبات سازمان شناختی فرد که به عنوان انتخابگر، قالب، یا طرح عمل میکنند. و ممکن است برای خلاصهسازی تجارب فرد از جهان و تواناسازی او برای سازماندهی رفتار به کار برده شوند.
*خطاهای منطقی: خطاهایی که در فرایند استدلال روی میدهند، مانند نتیجهگیری درمورد اینکه وقایع به طور کلی معنای منفی میدهند به این دلیل که معنای مثبتی در آنها وجود ندارد.
*مثلث شناختی: به محتوای افکار مربوط است. افکار خودآیند و طرحوارهها نیز محتوا دارند و خطاهای منطقی بر پایه این محتوا به صورت سوگیرانه عمل میکنند که این سوگیری باعث ایجاد افراط بیشتر میشود. در افسردگی به دلیل اینکه محتوای فکر در مورد خود، جهان و آینده منفی است، تفسیر دادههای حسی با خطاهای منطقی صورت میگیرد و در نتیجه افکار خودآیند منفی و طرحوارههای متمرکز بر خود، جهان و آینده تش
دید میشوند(فری، 1999؛ ترجمهی صاحبی و همکاران، 1382).
راهبردها و فنون شناخت درمانی
این درمان نسبتاً کوتاهمدت است و حداکثر 25 هفته طول میکشد. اگر بیمار در عرض این مدت بهبود نیافت، در تشخیص باید تجدید نظر کرد. درمان نگهدارنده هم میتوان به مدت چندین سال انجام داد. در شناخت درمانی هم مثل سایر رواندرمانیها خصوصیات درمانگر در توفیق درمان مهم است. درمانگر باید گرمی و صمیمت خود را به بیمار نشان دهد، تجربه زندگی هر بیمار را بشناسد و با خود و بیمار واقعاً روراست و صادق باشد. او باید بتواند ارتباطی ماهرانه و پر تعامل با بیمار خود برقرار کند. شناخت درمانگر در آغاز هر جلسه باید دستورالعملهای کار را تعیین کند، به بیمار تکلیف منزل بدهد که در فاصله جلسات انجام دهد، و مهارتهای تازه را به او بیاموزد. درمانگر و بیمار باید فعالانه همکوشی کنند. سه مولفه شناخت درمانی عبارت است از: جنبههای آموزشی، فنون شناختی و فنون رفتاری.
1-جنبههای آموزشی: شامل توضیح سه

پایان نامه با موضوع افسردگی اساسی، اختلال افسردگی، اختلالات روانی

ا افزایش سن وظایف مهم آنها خاتمه یافته و به انتخاب خود به وظایف جدیدی میپردازند(فروغ عامری، گواری، نظری، رشیدینژاد و افشارزاده، 1380).
9- نظریه تحولی
از میان نظریههای روانشناختی، معروفترین آنها نظریه تحولی اریکسون123 است که مراحل رشد را در تمامی دورههای زندگی توصیف مینماید. وی هشت مرحله را در زندگی انسان در نظر گرفته و سنین بالای 65 سال را، مرحله کمال در برابر یأس و انزوا یا انسجام من در برابر ناامیدی، نامگذاری کرده است. این مرحله به شخص امکان میدهد که جایگاه خود را در این دوره زندگی بپذیرد و قبول کند که زندگی هر کس مسئولیتی است که بر عهده خود او میباشد(سادوک و سادوک،1996؛ ترجمه پور افکاری، 1375). شخصی که به سن سالمندی میرسد، میبایستی تکالیف تکاملی این دوره را به انجام رسانده باشد.تکالیف تکاملی در مرحله کمالیافتگی در مقابل یأس و ناامیدی از نظر اریکسون عبارتند از:
1. قبول کاهش توانایی و محدودیتها
2. تطابق با بازنشستگی
3. تطابق با تغییر الگوهای زندگی
4. قبول مرگ و نیستی همراه با آرامش(کوزیر و ارب، 1987).
10-نظریه صفات
یکی از نظریات مطرح در رویکرد صفات، نظریه آلپورت124 است که رشد شخصیت را به عنوان یک فرآیند افتراقی مستمر در نظر گرفت و معتقد بود که شخصیت فرد مسن از طریق پیچیدگی یا افتراق بیشتری که نسبت به شخصیت فرد جوان دارد مشخص میشود. این افتراق رو به تزاید، به کمک تجربه زیاد سالمندان و تسلط بهتر بر سائقها125، تبیین میشود. وی شش صفات متمایز را برای این سنین تشخیص داده است. این صفات که به نظر میرسد شخصیت پخته را مشخص میکنند و آن را در مقابل شخصیت مسن قرار میدهند عبارتند از:
1. احساس خویشتن رشد یافته
2. توانایی حفظ روابط گرم با دیگران
3. امنیت عاطفی عمیق که به پذیرش نفس وابسته است
4. تمایل به درک، تفکر و اشتیاق عمل در مقابل واقعیت خارجی
5. خود عینیتیابی126، تعمق (بصیرت)127 و شوخ طبعی128
6. زندگی متناسب با فلسفهای که به زندگی وحدت میبخشد(آلپورت 1961، به نقل از گنجی، 1371).

مشکلات و اختلالات سالمندان
دادههای مربوط به شیوع اختلالات روانی در افراد مسن متغیر است اما بر اساس یک برآورد محافظهکارانه 25% این گروه سنی علائم روانپزشکی چشمگیری دارند. تعداد سالمندان دچار بیماری روانی در سال 2005 حدود 9 میلیون نفر برآورد شد. انتظار میرود این رقم تا اواسط این قرن به 20 میلیون نفر افزایش یابد. سالمندان با اختلالات روانی یا جسمانی و یا هردوی آنها دست به گریبانند و این اختلالات توانایی عملکردی و حتی بقای آنها را به خطر میاندازد. برنامه همهگیرشناسی منطقه تحت پوشش وابسته به موسسه ملی بهداشت روانی نشان داد که شایعترین اختلالات روانی در سالمندان عبارتند از: اختلالات افسردگی، اختلالات شناختی، انواع هراسها(از گروه اختلالات اضطرابی) و اختلالات مصرف الکل(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمهی رضاعی، 1390). حال با توجه به انواع اختلالاتی که سالمندان با آن درگیرند، این پژوهش به دنبال این است که دو مورد از این مشکلات و اختلالات(یعنی افسردگی و اضطراب) را بررسی کند و سپس یکی از درمانهای مرتبط با این مشکلات را مطرح سازد.
تعریف افسردگی
در حال حاضر افسردگی چهارمین بیماری شایع در جهان محسوب میشود و بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی 340 میلیون نفر در جهان از افسردگی رنج میبرند و طبق برآوردهای انجام شده پیشبینی میشود تا سال 2020 این بیماری به دومین بیماری شایع در جهان بدل شود(قایم محمدی، 1383). در چهارمین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی129، انجمن روانپزشکی آمریکا(1994)، اختلال افسردگی اساسی، یکی از اختلالات خلقی شمرده میشود. در اختلال افسردگی در حالت خفیف آن فرد به تفکر درباره موضوعات فردی میپردازد. در بیشتر ساعات روز و بیشتر روزهای هفته، غمگین و ناراحت است. با عمق یافتن افسردگی، علائم بیشتری افزوده میگردد. این علائم شامل تغییرات هیجانی همانند احساسات غمگینی و ناامیدی مفرط، تغییرات شناختی مانند احترام به خود پایین، گناه و تقصیر، حافظه و مشکلات تمرکزی، تغییرات در رفتار و انگیزش مانند احساس بیقراری یا کندی، کاهش علاقه به فعالیتهای اجتماعی یا تفریحی و تغییرات جسمی مانند خواب، مسائل خوردن و جنسی و توانباختگی است. چنانچه افسردگی به اندازهای شدید باشد که پنج علامت یا بیشتر از این علائم را برای مدت بیش از دو هفته در برگیرد، افسردگی اساسی است. میزان خطر ابتلای فرد به افسردگی در طول زندگی، در مردان12% و در زنان 20% است. در هر مقطع زمانی، حدود 5% جامعه از افسردگی با این شدت در رنج هستند؛ 25% از برهههای افسردگی کمتر از یک ماه طول میکشد و 50% در کمتراز سه ماه بهبود مییابند(کلارک130 و بورن131، 1954؛ ترجمه کاویانی، 1380). البته تعاریف دیگری نیز از افسردگی وجود دارد از جمله:
– افسردگی به منزله یک بیماری خلق و خو یا اختلال کنش خلق و خو است(لو132 و لو ،1991). در سطح معمول بالینی، افسردگی نشانگانی است که تحت سلطه خلق افسرده است و بر اساس بیان لفظی یا غیرلفظی عواطف غمگین، اضطرابی و یا حالتهای برانگیختگی نشان داده میشود(بلاکبرن133 و کوترو134،1990).
-سقوط غیر قابل توجیه تنود حیاتی: این حالت در قلمرو بدنی با خستگی دائم آشکار میشود، در قلمرو شناختی به صورت پراکندگی دقت و مشکل کوشش فکری و در قلمرو عاطفی به شکل حالتی مالیخولیایی که با هشیاری فرد نسبت به ناتوانمندی واکنش همراه است، متجلی میشود(چاپلین135، 1975). از
علائم افسردگی میتوان به اندوه و تشویش زیاد، احساس گناه و بیارزشی، دوری گزیدن از دیگران، کاهش اشتها و میل جنسی، بیخوابی، از دست دادن علاقه و کسب لذت از فعالیتهای روزمره اشاره کرد. افراد افسرده شکلهای متفاوتی از علائم مذکور را تجربه میکنند که از نظر شدت ممکن است از ملایم تا خیلی شدید در نوسان باشد(دیویسون136، کرینگ137 و نیل138 ، 2004).
جدول2-4: فهرست نشانههای بالینی افسردگی(هوبر139، 1993؛ به نقل از دادستان، 1383)
رفتار، حرکت و شکل ظاهری
بدون نیرو، خمیده، بدون تنش، کندی حرکات، ناآرامی، اضطراب عصبی، مالیدن دستها به یکدیگر، غمگین،نگران، آویزان بودن گوشههای دهان، چینهای عمیق، به صورت آرام و یکنواخت حرف زدن، کاهش طیف عمل.
جنبهی هیجانی
احساس کوفتگی، ناتوانی، غمگینی، ناامیدی، فقدان، رهاشدگی، تنهایی، گنهکاری، خشم، اضطراب و نگرانی، بی احساسی در برابر جهان پیرامون
جنبهی روانشناختی نباتی
ناآرامی درونی، تحریکپذیری، تنش، برانگیختگی، گریه، خستگی، ضعف، اختلال خواب،حساسیت نسبت به تغییرات جوی، کاهش اشتها و وزن، دردها و ناراحتیهای نباتی(درد معده و سنگینی سر و . . .)
جنبهی خیالبافیشناختی
بازخورد منفی نسبت به خود و آینده، بدبینی و انتقاد دائم از خود، عدم اطمینان نسبت به خود، خودبیمارپنداری، فقدان تخیل،کندی فکر،مشکلات تمرکز،نشخوار فکری ادواری، انتظار تنبیه و فاجعه، افکار هزیانی مانند ارتکاب گناه، بیکفایتی، افکار انتحاری
جنبهی انگیزشی
انتظار شکست، کنارهگیری و اجتناب از مسئولیتهای خود،احساس فقدان کنترل و ناتوانی، احساس فزونی خواستههای دیگران، فقدان تمایل به پیشرفت، کنارهگیری تا حد انتحار یا افزایش وابستگی به دیگران.

تاریخچه مطالعه افسردگی
بقراط در حدود چهارصد سال قبل از میلاد مسیح اصطلاحات مانیا140(شیدایی) و مالیخولیا141 را برای توصیف اختلالات روانی به کار برده بود. در حدود سال سیام میلادی یک پزشک رومی به نام سلسوس142 مالیخولیا را به عنوان نوعی افسردگی ناشی از غلبه صفرا ذکر کرده است. در سال 1854 شخصی به نام فالره143 بیماریای به نام جنون دورهای را توصیف کرده بود که در آن حالات خلقی افسردگی و مانیا به طور متناوب پیدا میشد. در 1882 روانپزشک آلمانی به نام کالبام144 اصطلاح سیکلوتایمی145 را به کار برد و مانیا و افسردگی را مراحلی از یک بیماری واحد قلمداد کرد. در سال 1899 کراپلین146 نوعی روانپریشی به نام روانپریشی مانیا-افسردگی توصیف کرده بود که اکثر ملاکهایی که امروزه روانپزشکان برای گذاشتن تشخیص اختلال دو قطبی یک به کار میبرند در آن گنجانده بود. وی همچنین نوعی افسردگی هم برشمرده بود که در اواخر بزرگسالی شروع میشد و نهایتاً نام مالیخولیای کهولتی بر آن نهاده شد(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمه رضاعی، 1390).
همهگیرشناسی افسردگی
نتایج به دست آمده از مطالعات نشان داده که زنان دو برابر مردان افسرده هستند و احتمال بروز افسردگی یک قطبی برای مردان 8 تا 12 درصد و برای زنان 20 تا 26 درصد است(ساراسون147 و ساراسون، 1333؛ ترجمه نجاریان، اصغری مقدم و دهقانی، 1383). اما در جدیدترین مطالعات اختلال افسردگی اساسی در بین اختلالات روانپزشکی بالاترین شیوع طول عمر(حدود 17%) را داشته است. میزان بروز سالیانه افسردگی اساسی 59/1 درصد(زنان89/1 درصد و مردان1/1 درصد) است.از نظر جنسیت نیز تقریباً در سراسر جهان و در همهی کشورها و فرهنگها دیده شده که شیوع اختلال افسردگی اساسی در زنان دو برابر مردان است، طبق فرضیههای ارائه شده دلائل این تفاوت عبارت است از تفاوتهای هورمونی، اثرات زایمان، تفاوت فشارهای روانی-اجتماعی زنان و مردان و الگوهای رفتاری مربوط به درماندگی آموخته شده. و از بُعد تأهل نیز اختلال افسردگی اساسی بیشتر در افرادی دیده میشود که هیچ ارتباط بینفردی نزدیکی ندارند و یا طلاق گرفته یا متارکه کردهاند(سادوک و سادوک، 1933؛ ترجمه رضاعی،1390).
دیدگاههای مختلف درباره افسردگی
در طی سالهای گذشته تبیینهای نظری مختلفی از افسردگی شده است، عمدهترین این نظرات در زیر توضیح داده میشود.
1-دیدگاه زیستشناختی
پیشفرض این دیدگاه این است که علت افسردگی یا در ژنها نهفته است که از طریق توارث از والدین به فرزندان منتقل میشود، یا نارسایی عمل فیزیولوژیایی که ممکن است پایه ارثی یا غیرارثی داشته باشد. یک زمینه عمدهی پژوهش درباره علل زیستشناختی افسردگی مربوط است به نقش انتقالدهندگان عصبی(آزاد، 1384). در خلال دو دهه اخیر پژوهشهای گستردهای برای تعیین نقش نوراپینفرین و سروتونین در ایجاد افسردگی انجام شدهاند، پارهای از پژوهشها، پایین بودن سطوح نوراپینفرین و سروتونین را علت افسردگی تلقی میکنند و پارهای دیگر، پایین بودن سطح یکی از انتقالدهندگان عصبی را موجد حالت افسردگی میدانند و برخی از پژوهشگران نیز به این نتیجه رسیدهاند که افسردگی ناشی از نوراپینفرین و افسردگی مبتنی بر سروتونین، نشانههای متفاوتی دارند(کامر148، 1995؛ به نقل از دادستان، 1383).

2-دیدگاه روانتحلیلگری149
رویکرد روانتحلیلگری برای تبیین اختلال افسردگی بر دو مفهوم جدایی150 یا فقدان151 و خشم152 تأکید دارد. به اعتقاد این دیدگاه از دست دادن همسر، والدین، بچه و یا هر محبوبی میتواند فقدان ایجاد نماید. فقدان صرف نظر از اینکه به علت مرگ باشد یا ترک شدن، حتی وقتی هم واقعی نبوده به صورت نمادین باشد، میتواند موجب افسردگی شود. این نظریه افسردگی ابتدا توسط
فروید153(1917) و آبراهام154(1911-1916) ارائه شد. وجود مشابهت بین افسردگی بالینی و واکنش عزا به دلیل از دست دادن فردی محبوب، نقطه آغاز این نظریه بود، چون در هر دو مورد نشانههایی مانند کاهش اشتها، اختلال خواب، ناتوانی در اخذ لذت از زندگی، گوشهگیری، خمودگی و جز آن مشاهده میشد(دادستان، 1383).
آبراهام و فروید(1924 و 1917 به نقل از سو155 و سو، 1990) بین سوگواری طبیعی و افسردگی تمایز قائل شدهاند، از جمله اینکه در سوگواری فرد سوگوار نسبت به از دست دادن موضوع عشق آگاهی و هشیاری دارد و از احساس خود در این خصوص آگاه است و میداند با از دست دادن موضوع عشق چه تغییراتی برای او بوجود آمده است. فرد عزادار به علت ناتوانی در پذیرش این فقدان به مرحله دهانی، مرحله تمایز نایافتگی کودک-والد، واپسروی میکند و در نتیجه هویت او با هویت شخص از دست رفته همسان شده و دستیابی به فرد اخیر، امکانپذیر میشود. به عبارت دیگر افراد عزادار برای بازیافتن موضوع از دست رفته

پایان نامه با موضوع فیزیولوژی، سازمان ملل، آمریکای لاتین

تعریف عملیاتی متغیرها
-افسردگی: نمرهای که فرد سالمند از پرسشنامه افسردگی سالمندان به دست میآورد و در این پژوهش نمره 8 به عنوان نقطه برش در نظر گرفته شده است.
-اضطراب: نمرهای که فرد سالمند از پرسشنامه اضطراب آشکار و پنهان75 اشپیلبرگر76(1970) به دست میآورد و شامل دو بخش اضطراب آشکار و پنهان است و افرادی که در هر دو بخش نمرات 43 و بالاتر(متوسط به بالا) دریافت کنند به عنوان افرادی مضطرب به پژوهش وارد میشوند.
-شناختدرمانی: بسته آموزشی شناختدرمانی گروهی مایکل فری که به مدت 10جلسه 120 دقیقهای به صورت هفتهای دو جلسه در فاصله زمانی دوماه و نیم اجرا میشود.
-سالمند: افراد بالای 65 سال در این پژوهش به عنوان سالمند در نظر گرفته شده است.

فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش

تعاریف سالمندی
-پیری عبارت است از اضمحلال تدریجی در ساختمان و ارگانیسم بدن که بر اثر دخالت عامل زمان پیش میآید و تغییراتی را در ساختمان و عمل اعضای مختلف بدن به وجود میآورد که سفید شدن مو، چین و چروک پوست، ریزش مو،کاهش قدرت دید، نقصان شنوایی، خمیدگی، کندی در تحرک،کاهش قدرت عضلانی، اختلال و آشفتگی در حافظه و ادراک، اختلال در جهتیابی،کاهش ظرفیت و کارایی ریهها و سیستم قلبی و عروقی از آن جملهاند(سازمان جهانی بهداشت، 2009 ؛ پورجعفری و آبایی، 1381). پیری بیشتر به صورت مجموعهای از تغییراتی که در افراد با گذشت زمان اتفاق میافتد، نیز توصیف میشود(استنهوپ77 و لنکاستر78، 2000). در تعریفی دیگر سالمندی فرایندی زیستی و پدیدهای حیاتی بوده است که همهی انسانها را شامل میشود، این دوره حاصل تعامل پیچیده عوامل فیزیولوژیکی، روانشناختی، اجتماعی و محیطی است که بر عملکرد سلولها، بافتها و دستگاههای بدن تأثیر دارند و در نهایت پیری و سالمندی را در پی خواهد داشت(ستاری، 1385). احدی و جمهری(1382) پیر شدن را عبارت از یک فرایند تحول تدریجی و درک زندگی میدانند که به تدریج و به کمک تجربه به دست میآید.
-سالمندی فرآیند طبیعی و اجتنابناپذیری است. هر کسی که زنده است عاقبت پیر و سالخورده میشود. سالمندی همراه با تغییرات روانی و بدنی است. از نظر جسمی، کاهش قدرت بینایی و شنوایی، چشایی، بویایی، کاهش قدرت بدنی، سست شدن دندانها، کم شدن استحکام لثهها، کاهش هماهنگی حرکتی و سرعت واکنش در مقابل محرکها است(لطفآبادی، 1378). سالمندی به تعریف انجمن تغذیه آمریکا، به تغییرات فیزیولوژیکی طبیعی و پیشرونده و غیرقابل برگشت اطلاق میشود(شجری،1373). در تعریفی دیگر سازمان ملل متحد، کشورها را به سه نوع ساخت جمعیتی جوان، بزرگسال و سالمند تقسیم میکند که مشخصه آنها میزان نسبت جمعیت سالمند در این کشورها است. طبق این تعریف،کشورهای دارای جمعیت سالمند،کشورهایی هستند که نسبت جمعیت سالمندان آن بیش از 7% میباشد(سامآرا، 1370). سنین پیری یا اواخر بزرگسالی، معمولاً به مرحلهای از دوره زندگی که از 65 سالگی شروع میشود اطلاق میگردد(سازمان جهانی بهداشت، 2001). سالمندی را معمولاً سن بالای 65 سال برمیشمارند(سازمان جهانی بهداشت، 2010).
-سالمندی را سنی میدانند که در آن اکثر مردم از کار بازنشسته میشوند و از انواع خاصی از مزایای رفاهی مانند حقوق بازنشستگی برخوردار میگردند(گیدنز79، 1376؛ به نقل از احمدی و بهشتی، 1386). و سازمان جهانی بهداشت(2001) سالمند را به دو سالمند جوان 65 + (بعضی اوقات 60+) و سالمند کهنسال 80 + تقسیم کرده است.
سالمندی را میتوان از چهار جنبه مورد مطالعه قرار داد:
1.سن زمانی: سالمندی عبارت است از تعداد سالهایی که از بدو تولد طی شده است. در ایران سن 60 سالگی را به طور قراردادی آغاز سالمندی تعیین کردهاند.
2. سن جسمی و زیستی: سالمندی جسمی تدریجی حاصل میشود، تعیین لحظهای که شخص از نظر جسمی سالخورده میشود، غالباً قراردادی است.
3. سن روانی و عاطفی: این دگرگونیها در دو بعد زیر قابل مطالعه است:
الف)دگرگونیهای شناختی: تغییراتی که شیوهی تفکر و همچنین تواناییهای فرد سالمند را تحت تأثیر قرار میدهد.
ب)دگرگونیهایی که عاطفه و شخصیت را شامل میشود: شخصیت و کنشهای شناختی تحت تأثیر رویدادهایی همچون بازنشستگی و مرگ همسر قرار میگیرد.
4. سن اجتماعی: نقشهایی را تعیین میکند که انسان میتواند، میخواهد و بایستی در اجتماع بر عهده گیرد یا آرزوی بر عهده گرفتن آنها را دارد( میشارا80 و رایدل81، 1917؛ ترجمه گنجی، داودیان و حبیبی، 1367).
تقسیمبندی پیری
پیری به دو بخش تقسیم میشود: سالخوردگی و از کار افتادگی، اکثریت پیران را سالخوردگانی تشکیل میدهند که سرزنده و روی پا هستند و سایر پیران کسانی هستند که از پا افتاده و ناتوانند، پیری فقط مسئله جسمی نیست بلکه یک عارضه روانی-اجتماعی هم هست،آدمی به همان اندازه پیر است که احساس پیری میکند. افرادی که سلامت روانی طبیعی دارند، معمولاً در نوجوانی خود را جوان میپندارند و در دوره پیری احساس پختگی و بزرگسالی میکنند. رسیدن به سنین بالای زندگی نتیجه عوامل پیچیدهای است که مهمترین آنها عبارتند از وضعیت ژنتیک فرد، وضع تغذیه، بهداشت و عوامل محیطی دیگر(لطفآبادی،1378). اما در کل مشخص کردن پیری به دو دلیل بسیار مشکل است: نخست حادثه و جریان فعل و انفعال پیری در میان افراد کاملاً متفاوت است و دوم در بعضی از جوامع ممکن است سن و سالی را پیر در نظر بگیرند، در صورتی که امکان دارد همان سن
را در جوامع دیگر جوان به حساب بیاورند(عشقپور،1370).
جمعیت سالمندی
تعداد افرادی که به واپسین سالهای زندگی خود رسیدهاند، بخش قابل توجهی از جمعیت کل جهان را تشکیل میدهند. در سال 2000 تعداد افرادی که 60 ساله یا بیشتر بودهاند بالغ بر 600 میلیون نفر بود. پیشبینیها حاکی از آن است که این تعداد در سال 2025 به2/1 میلیارد و در سال 2050 به 2 میلیارد برسد(سازمان جهانی بهداشت،2009). از سویی پیشبینی شده است که بین سالهای 1950 تا 2025 جمعیت جهان به سه برابر افزایش یابد. و طبق برآوردهای به عملآمده در سال 2025 از هر 7 تن جمعیت دنیا، یک تن بیش از 60 سال عمر خواهد کرد و حال آنکه در سال 1950 از هر 12 تن، یک تن بیش از 60 سال زندگی میکرد. بنابراین در سال 2025 تعداد افراد بیش از 60 سال به حدود یک میلیارد تن خواهد رسید(مرکز آمار ایران، سالنامهی آماری سازمان ملل متحد، 1368). طبق تخمین ژاو، هی، جاو، یوآن، فنگ وژانگ(2012) و کوئینگ82، مککالوف83 و لارسون84(2001) در سال2025 جمعیت جهان به هفت میلیارد و هشتصد و بیست و سه میلیون نفر و تعداد افراد بالای 65 سال به 4/10 درصد خواهد رسید.
بر طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، پیرترین کشور تا سال 2020 میلادی ژاپن خواهد بود(31 درصد جمعیت آن را سالمندان تشکیل خواهد داد) و بعد از آن ایتالیا، یونان، و سوئیس قرار دارند(28 درصد)، تا سال 2020 نسبت جمعیت 60 سال و بالاتر در آمریکای شمالی 23 درصد، آسیای شرقی 17 درصد، آمریکای لاتین 12 درصد و در جنوب آسیا 10 درصد خواهد شد(پورجعفری و آبایی، 1381).
طبق آمار سازمان بهداشت جهانی، تعداد سالمندان در کشورهای آسیای جنوب غربی(از جمله ایران) در سال 2000 حدود 7% کل جمعیت بوده و این رقم تا سال 2030 به 15% خواهد رسید(نمدیان و قبادی،1385). اما طبق سرشماری جمعیت عمومی ایران در سال 1375، حدود 32/4 درصد کل جمعیت 60 میلیون نفری کشور را سالمندان 65 سال تشکیل میدادند. به عبارت دیگر 6/2 میلبون نفر از جمعیت ایران را شامل میشد. جمعیت سالخوردگان ایران در سال2050 به بیش از 26 میلیون نفر و نسبت آن به کل جمعیت به حدود 23% خواهد رسید(زحمتکشان، باقرزاده، اکابریان، یزدانخواه فرد، میرزایی، یزدانپناه و همکاران، 1391؛ زنجانی، 1379؛ توکلی، 1384). براساس سرشماری مرکز آمار ایران و مطالعات انجام شده، جمعیت بالای 60 سال ایران در سال 2021 بیش از 10% برآورد مىشود(راسل و اردلان، 1386). آمار سال 1375 نشان می دهد که تعداد سالمندان 60 سال و بالاتر کشور 3978127 نفر بوده است که از این تعداد 1842177 نفر را زنان تشکیل دادهاند(پورجعفری و آبایی، 1381). اکثریت افراد سالمند را زنان تشکیل میدهند. در سراسر جهان به ازای هر 81 نفر مرد سالمند با سن 60 سال و بالاتر، 100 زن سالمند وجود دارد. در بین افراد بسیار پیر(سن 80 سال بالاتر) 53 نفر مرد سالمند به ازای 100 نفر زن سالمند وجود دارند(قائمی، 1369). و هر ماه به جمعیت سالمندان بالای 65 سال در جهان حدود 800 هزار نفر افزوده میشود(سیام،1380).
جدول2-1: جدول کشور و جمعیت سالمندی در طی شش سال سرشماری عمومی از سال 1335 الی سال 1385(به نقل از مثنوی و همکاران، 1386)
جمعیت بالای 60سال
(درصد)
جمعیت بالای 60 سال
(نفر)
جمعیت کل
(نفر)
سال سرشماری
24/6
33/6
25/5
43/5
62/6
27/7
1183989
1588042
1770614
2673115
3978127
5119000
18954704
25078923
33708744
49445010
60055488
70472846
1335
1345
1355
1365
1375
1385

جدول2-2: آمار جمعیت سالمندی ایران به تفکیک گروه سنی در سال1385(به نقل از مثنوی و همکاران، 1386)
درصد
نفر
سن
08/2
70/1
59/1
98/0
92/0
27/7
1464000
1197000
1119000
694000
645000
5119000
64-60
69-65
74-70
79-75
80 و بالاتر
جمع
جدول 2-3: نسبت سهم زنان در جمعیت سالمندان 60 ساله و بیشتر و 80 ساله و بیشتر ایران و جهان و برخی از کشورها در سال 1999 (مرکز آمار ایران، دفتر آمارهای جمعیت، نیروی کار و سرشماری، 1385).
منطقه
نسبت جنسی
سهم زنان

60 ساله و بیشتر
80 ساله و بیشتر
60 ساله و بیشتر
80 ساله و بیشتر
کل جهان
81
53
55
65
قاره آسیا
89
61
53
62
چین
92
54
52
65
ژاپن
79
49
56
67
هند
92
82
52
55
ایران
116
94
46
51
پاکستان
100
105
50
48
عرا ق
89
77
53
56
ترکیه
89
67
53
60

نشانههای جسمانی پیری
بررسیهای سال 1978، سازمان بهداشت ملی در آمریکا، نشان میدهد که 86 درصد از افراد بالای 65 سال، به نوعی به اختلال جسمی مزمن مبتلا هستند. اختلالهایی چون، ضعف حواس پنجگانه، ناتوانی جسمی و یا زوال عقلی پیش رونده. علاوه بر این، 38 درصد از افراد مذکور به آرتروز، 20 درصد به فشار خون بالا و 20 درصد دیگر به بیماری قلبی مبتلا هستند(سلیگمن85 و شافر 86 ، 1995). اما پیری همانند بلوغ با تغییراتی در اندامها و نیز تغییراتی مربوط به تغذیه بافتها مشخص میشود.آشکارترین تغییرات در این سطح بیشک تغییراتی است که در زمینه اعضای برون از پوست یا مخاط به وقوع میپیوندند. با افزایش سن موهای بدن به سپیدی میگرایند. غالباً نیز از مقدار آنها نیز کاسته میشود، اما این کاهش معمولاً مربوط به موهای قسمتهایی نیست که در نوجوانی پدیدار شدهاند. موهای سر میریزند ولی موهای پشت لبها، روی چانه، زیر بغل و روی سینه و زهار پا برجا میمانند. با این وجود طاس شدن غالباً چنان زودرس است که نمیتوان آن را لااقل مستقیماً به عنوان علامت تنزل و پسرفت جنسی ناشی از پیری دانست، رنگ پوست معمولاً زایل میگردد. این رنگ پریدگی در هر حال حاکی از کندی گردش خون پیرامونی اس
ت. همچنین پوست پژمرده میشود و در قسمتهایی از آن چربی جمع میشود(منصور، 1385). در دوره سالمندی وضعیت عمومی بدن نیز نقصان مییابد که از نمونههای آن کاهش پیشرونده در کفایت فرآیند فیزیولوژِیک، تعادل ناپایدار، ناتوانی بدن در حفظ و ثابت نگهداشتن مواد درونی، کاهش ذخیرههای فیزیولوژیک، آسیبپذیری نسبت به عوامل استرسزای جسمی و روانی و افزایش دورههای استراحت است(معماریان، 1378). ظرفیت کاری قلب با افزایش سن کاهش مییابد. این کاهش خصوصاً هنگام فعالیت با استرس بیشتر میشود. دریچههای قلب سفت و غیرقابل انعطاف میشوند و منجر به ناتوانی در پر و تخلیه کردن قلب میشود. به علاوه عمل پمپ کردن قلب به دلیل تغییرات شریانهای کرونر کاسته میشود، همچنین به دلیل فقدان ارتجاعی عروق محیطی فشار خون سیستولیک و دیاستولیک افزایش مییابد. با

منابع پایان نامه ارشد درباره مقررات ملی، سیستم دوگانه، مدیریت بحران

دوگانه با مهاربند واگرا و دیوار برشی فولادی معرفی میکند. آییننامه (حداقل بارهای طراحی ساختمان و دیگر سازهها /انجمن مهندسان سازه آمریکا) میباشد، با کمک جدول 1-2-12 این آییننامه مقادیر ذیل را استخراج مینمایم.

جدول 3-1- تعیین R، Cd و ͦ از آییننامه (حداقل بارهای طراحی ساختمان و دیگر سازهها/انجمن مهندسان سازه آمریکا45)
) ͦ
Cd
R
نوع سیستم باربر جانبی

3
8
قاب خمشی ویژه
4

8
سیستم دوگانه قاب خمشی ویژه و مهاربند واگرا

8
سیستم دوگانه قاب خمشی ویژه و دیوار برشی فولادی ویژه

3-7-2- تعیین و مشخص کردن شتاب مبنای طرح A و ضریب اهمیت سازهها (I)
نسبت شتاب مبنای طرح براساس دستورالعمل 2800 ویرایش سوم 3/0 = A میباشد و با توجه به مسکونی بودن سازهها، سازهها در گروه 3 – ساختمانها با اهمیت متوسط قرار میگیرند و ضریب اهمیت I آنها برابر با 1 میباشد.
3-7-3- محاسبه زمان تناوب سازهها
محاسبه زمان تناوب سازهها براساس روابط تجربی آییننامه 2800 ایران صورت میگیرد که بیان میکند.
برای قاب خمشی فولادی
(3-1)
برای سایر سیستمها
(3-2)

جدول 3-2- زمان تناوب ساختمانهای مورد بررسی
سیستمهای دوگانه
قاب خمشی
تعداد طبقات
زمان تناوب سازه
تعداد طبقات
زمان تناوب سازه
1
114/0
1
182/0
2
192/0
2
307/0
3
260/0
3
416/0
4
322/0
4
516/0
5
381/0
5
610/0
از آنجا که زمان تناوب (T) کوچکتر از 7/0 ثانیه شد لذا مقدار نیروی Ft (نیروی شلاقی) صفر لحاظ میشود.

3-7-4- محاسبه ضریب بازتاب ساختمانها (B)
از دستورالعمل 2800 جدول شماره‌ی 3 داریم (برای نوع زمین 3 و خطر نسبی زیاد و خیلی زیاد)
75/1 = S و 7/0 = Ts و 15/0 = T ͦ
برای سیستم قاب خمشی رابطه ذیل ارضاء میشود لذا داریم
Ts > زمان تناوب > T ͦ
برای محاسبهی ضریب بازتاب B براساس دستورالعمل 2800 داریم.
(3-3)
لذا 75/2 = 1 + 75/1 = B میباشد.
برای سیستمهای دوگانه و ساختمان 1 طبقه داریم.
Ts زمان تناوب ͦ
لذا برای محاسبهی ضریب بازتاب B براساس دستورالعمل 2800 داریم
(3-4)
پس میباشد.
برای سیستمهای دوگانه و ساختمانهای غیر از 1 طبقه داریم.
Ts زمان تناوب T ͦ
لذا برای محاسبهی ضریب بازتاب B براساس دستورالعمل 2800 مجدداً از رابطهی 4-3 استفاده میکنیم و B برابر است با 75/2 = 1+75/1 = 1+B = S میباشد.

3-7-5- ضریب تبدیل از حالت حدی نهایی به حالت تنشهای مجاز (y)
نکتهی بسیار مهمی که باید به آن توجه شود این است که ضریب رفتار موجود در جدولهای آییننامه اِ.اس.سی.ای/اِس.ای.آی 7-0546 و اکثر آییننامههای معتبر ایالات متحده مطابق با روش اِل.آر.اف.دی (طراحی به روش حدنهایی) بوده و برای استفاده از روش اِ.اس.دی (طراحی به روش تنش مجاز) باید در ضریبی ضرب شود این ضریب براساس نحوهی برخورد آییننامههای طراحی با تنشهای طراحی (تنش تسلیم و تنش مجاز) تعیین میشود و مقدار این ضریب معمولاً در حدود 5/1 میباشد در آییننامه یو.بی.سی.9747 مقدار این ضریب 4/1 است. این ضریب براساس آییننامه اِ.آی.اِس.سی- اِ.اِس.دی به طریق زیر تخمین زده میشود.
(3-5)
در روابط فوق Z و S به ترتیب مدولهای پلاستیک و ارتجاعی مقطع هستند و ضریب به دلیل افزایش تنش مجاز در طراحی در برابر نیروهای زلزله است. نسبت که به آن ضریب شکل نیز گفته میشود در حدود 15/1 است لذا بنابراین ضریب رفتار حدنهایی و حد تنش مجاز به صورت مقابل ارتباط دارند.
(3-6)

3-7-6- اصلاح ضریب رفتار (R)
با توجه به بند 3-7-5 داریم.
2/11= 4/1 × 8 = 4/1 × R = R

3-7-7- تعیین ضریب برش پایه C در روش استاتیکی معادل
ضریب برش پایه C در روش استاتیکی معادل براساس دستورالعمل 2800 ایران برابر است با
(3-7)
برای قاب خمشی و سیستم دوگانه
فقط برای ساختمان 1 طبقه دوگانه

3-7-8- تعیین بارگذاریها
مشخصات بارگذاری فرض شده برای این تحقیق به شرح ذیل میباشد.
1- فرض میشود تیغههای داخلی سازهها دارای ضخامت 14 سانتیمتر میباشند و وزن واحد سطح آنها است و چون 150< 137 است براساس مبحث ششم مقررات ملی مجاز به پخش بار تیغهبندی به صورت گسترده میباشیم.
2- فرض میشود دیوارهای پیرامونی سازه (دیوارهای خارجی) دارای ضخامت 22 سانتیمتر میباشند و وزن واحد سطح آنها میباشد و چون 275 > 196 < 150 است برطبق مبحث ششم مقررات ملی ساختمان مجاز به پخش بار تیغهبندی به صورت گسترده میباشیم، ولی باید اعضاء سازهای زیر این تیغهها کنترل موضعی گردند برای اجتناب از این امر از روش دقیق (اثر دادن بار تیغه در محل خود) استفاده میکنیم.
3- وزن واحد سطح سیستم تیرچه و بلوک برای طبقات فرض میشود.
4- وزن واحد سطح سیستم سقف تیرچه و بلوک برای بام فرض میشود.
5- وزن واحد سطح سیستم پله در حالت مایل و در حالت قائم فرض میشود.
6- بار برف براساس مبحث ششم مقررات ملی ساختمان فرض میشود.
بر طبق مبحث ششم مقررات ملی ساختمان از بین بار مرده و بار برف آن باری که اثرات مضر بیشتری بر سازه میگذارد
انتخاب میشود.
7- براساس آییننامه 2800 در صورتی که وزن خرپشته 25% یا بیشتر از وزن بام باشد در محاسبات ارتفاع خرپشته نیز وارد میشود که فرض میشود در این پروژه این حالتها رخ ندهد.
8- فرض میشود سازهها فاقد آسانسور باشند.
9- بار زنده کف طبقات براساس مبحث ششم 200 دکا نیوتن بر مترمربع میباشد.
10- بار زنده بام براساس مبحث ششم 150 دکانیوتون بر مترمربع میباشد.
11- مطابق بند 6-2-2-3 مبحث ششم مقررات ملی بار تیغهها 100 کیلوگرم بر مترمربع فرض میشود.

شکل 3-4- نمونه ای از بارگذاری های انجام شده در نرم افزارهای سپ2000 و ایتبس

3-7-9- تعیین مشخصات مصالح به کار رفته در ساختمانها
فرض میشود مصالح به کار رفته در ساختمانها دارای شرایط و خصوصیات ذیل باشند.
1- مقاومت فشاری بتن برابر با 210 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع فرض میشود.
2- تنش جاری شدن آرماتورهای طولی برابر با 4000 = Fy کیلوگرم بر سانتیمتر مربع (فولاد نوع 400S – 3A)
3- تنش جاری شدن آرماتورهای عرضی برابر با 3000 = Fys کیلوگرم بر سانتیمتر مربع (فولاد نوع 300S – 2A)
4- جرم واحد حجم بتن برابر با 245 کیلوگرم بر مترمکعب فرض میشود.
5- وزن واحد حجم بتن برابر با 2400 کیلوگرم بر مترمکعب فرض میشود.
6- مدول الاستیسیته E بتن برابر با 109 × 2/2 کیلوگرم بر مترمربع فرض میشود.
7- ضریب پواسون بتن برابر با 2/0 = V فرض میشود.
8- نوع فولاد مصرفی در المانهای افقی و عمودی از نوع 37st با تسلیم 2400 = Fy کیلوگرم بر سانتیمتر مربع و تنش نهایی 3600 = Fu کیلوگرم بر سانتیمترمربع فرض میشود.
9- نوع فولاد مصرفی در دیوارهای برشی فولادی از نوع 36A با تنش تسلیم 36 = Fy کیپس و تنش نهایی 58 = Fu کیپس فرض میشود.
10- مدول الاستیسیته (ضریب ارتجاعی) مصالح فولادی E مساوی 1010×1/2 کیلوگرم بر مترمربع یا 105×05/2 نیوتون بر میلیمتر مربع فرض میشود.
11- ضریب پواسون مصالح فولادی برابر با 3/0 = V فرض میشود.

منحنی 3-1 منحنی تنش-کرنش مصالح مورد استفاده در تحقیق

3-7-10- مقادیر بار اعمالی سقف در نرم افزار ایتبس
با توجه به ویژگیهای نرم افزار ایتبس، این نرم افزار وزن کلیه قسمتهای مدل شده در آن را به صورت اتوماتیک محاسبه میکند لذا با مدل کردن دال بتنی سقف و تیرچهها در نرم افزار باید مابقی وزن سقف در نرم افزار وارد شود که در این صورت میتوان مقادیر ذیل را به عنوان وزن کف طبقات و بام به نرم افزار معرفی کرد.
1- برای کف طبقات: 242 کیلوگرم بر مترمربع.
2- برای کف بام: 246 کیلوگرم بر مترمربع.

3-7-11- تعیین دستورالعملهای به کار رفته
1- مبحث دهم مقررات ملی ساختمان ایران.
2- ویرایش سوم دستورالعمل 2800 ایران.
3- آییننامه طراحی سازههای فولادی آمریکا- روش تنش مجاز ویرایش سال 2001.
4- آییننامه طراحی سازههای فولادی آمریکا- طرح لرزهای- ویرایش سال 2005.
5- آییننامهی بارگذاری آمریکا تحت عنوان حداقل بارهای لازم برای طراحی ساختمانها و دیگر سازهها – انجمن مهندسین سازه آمریکا ویرایش سال 2005.
6- مبحث ششم مقررات ملی ساختمان ایران.
7- آییننامه طراحی سازههای فولادی کانادا ویرایش سال 1997.
8- دستورالعمل کمیته مدیریت بحران آمریکا (فما)- 356.
9- دستورالعمل کمیته مدیریت بحران آمریکا (فما) – پروژه 440.
10- دستورالعمل کمیته تکنولوژیهای جدید آمریکا- 19.
11- دستورالعمل کمیته تکنولوژیهای جدید آمریکا- 40.
12- نشریه شمارهی 360 سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور.

3-7-12- طیف تعریفی
طیف تعریفی برای این تحقیق طیف طرح استاندارد آییننامه 2800 ایران میباشد، که با توجه به نوع زمین 3 و خطر نسبی زیاد از آییننامه استخراج میشود این طیف برای زلزله سطح خطر 1 (زلزله با دوره بازگشت 475 سال و احتمال وقوع 10% در 50 سال) تعریف شده است. با توجه به بند 6-7-2 و 6-1-2 مبحث ششم مقررات ملی نسبت میرایی 5% فرض میشود. برای محاسبه طیف طرح استاندارد 2800 برای این پروژه با توجه به اینکه داریم 75/1 = S و 7/0 = Ts و 15/0 = T ͦ لذا برای ساختمانهای 1 الی 5 طبقه داریم.

شکل 3-5- تعریف طیف طرح در نرم افزارهای سپ2000 و ایتبس

جدول 3-3- محاسبهی B برحسب T جهت طیف طرح استاندارد 2800
زمان تناوب T
ضریب بازتاب B
زمان تناوب T
ضریب بازتاب B
زمان تناوب T
ضریب بازتاب B
0/0
0000/1
7/1
5221/1
4/3
9588/0
1/0
1667/2
8/1
4652/1
5/3
9405/0
2/0
7500/2
9/1
4133/1
6/3
9230/0
3/0
7500/2
0/2
3658/1
7/3
9063/0
4/0
7500/2
1/2
3221/1
8/3
8903/0
5/0
7500/2
2/2
2817/1
9/3
8750/0
6/0
7500/2
3/2
2443/1
0/4
8604/0
7/0
7500/2
4/2
2095/1
1/4
8463/0
8/0
5158/2
5/2
1770/1
2/4
8328/0
9/0
3258/2
6/2
1466/1
3/4
8199/0
0/1
1680/2
7/2
1181/1
4/4
8074/0
1/1
0346/2
8/2
0913/1
5/4
7954/0
2/1
9199/1
9/2
0661/1
6/4
7838/0
3/1
8201/1
0/3
0423/1
7/4
7727/0
4/1
7324/1
1/3
0197/1
8/4
7619/0
5/1
6545/1
2/3
9984/0
9/4
7515/0
6/1
5848/1
3/3
9781/0
0/5
7415/0
محاسبه ضریب طیف جهت معرفی به نرم افزار ایتبس به شکل ذیل انجام میشود.
ضریب طیف

منابع پایان نامه ارشد درباره رابطه غیرخطی، کمیته تدوین، ظرفیت جذب

ظرفیت جذب انرژی آنها میباشد، جذب انرژی در اثر ورود سازه به بازه غیرخطی و کاهش نیروهای ورودی ایجاد میگردد و سبب میشود تا از مصرف مصالح به میزان قابل توجهی کاسته شود. در بسیاری از آییننامهها به منظور پرهیز از تحلیل دینامیکی غیرخطی روشی وجود دارد که به کمک آن میتوان عملکرد غیرخطی سازه را پیشبینی نموده و آن استفاده از ضریبی به نام ضریب رفتار یا ضریب کاهش نیرو است که با R و یا Rw نشان داده میشود. این ضریب در برگیرندهی شکلپذیریپ و کلیه خصوصیات رفتار غیرخطی سازهها حین رخداد زلزله است. با این نگرش در آییننامهها سازهها برای نیروی کاهش یافته زیر طراحی میشود.
(2-66)
برای اینکه سازه بتواند تغییر مکانهای غیرالاستیک را تحمل کند باید دارای جزئیات سازهای مناسب و قابلیت شکلپذیری مورد نیاز باشد، برای نمونه اگر دقت کرده باشید ضریب رفتار سیستمهای قاب خمشی ویژه بسیار بزرگتر از سیستمهای قاب خمشی معمولی است بنابراین سیستم ویژه برای نیروی کمتری طراحی میشود ولی در عوض جزئیات سازهای (مانند ضوابط مربوط به حداقل فاصلهی خاموتها از بر گرههای اتصال و یا ورقهای پیوستگی در چشمهی اتصال) که باعث افزایش شکلپذیری میشوند باید کاملاً رعایت گردند. بنابراین قاب خمشی ویژه به دلیل ضوابط شکلپذیری خاص و استهلاک بیشتر نیروی زلزله برای نیروی کمتر و قابلیت تغییر مکان جانبی بیشتر طراحی میشود. میتوان نتیجه گرفت که الزاماً سازه نباید این ضریب را داشته باشد بلکه بایستی زمینههای به وجود آمدن این ضریب را در سازه با فراهم کردن شکلپذیری، اضافه مقاومت در سازه، افزایش درجات نامعینی و میرایی سازه به وجود آورد. بنابراین ما بایستی در طراحی به طور دقیق از 3 مفهوم اساسی سختی و مقاومت و شکلپذیری استفاده نمایم تا بتوانیم سازهای طراحی کنیم که ضریب رفتار واقعی آن از مقداری که در ابتدا در نظر گرفتیم کمتر نباشد، تا حدود 20 سال پیش چگونگی محاسبه ضریب رفتار برای سیستمهای مختلف سازهای روشن نبوده و صرفاً براساس قضاوت و درک مهندسی اعضای کمیته تدوین آئیننامهها تعیین میشد. اولین تلاشهایی که پیرامون ابداع روش محاسبه ضریب رفتار و ارائهی رابطه آن با ضریب شکلپذیری به عمل آمد مربوط به نیومارک- هال در سال 1972 بوده که روشی جهت ساختن طیف غیرخطی از روی خطی برای سازههای اس.داف ارائه کردند. در مطالعات لایی و بیگیس طیف پاسخ غیرخطی براساس متوسط طیف غیرخطی محاسبه شده برای 20 زلزله مصنوعی که طیف پاسخ الاستیک آنها با طیف طرح الاستیک نیومارک- هال مطابقت داشت ارائه شد. ریدل هیدالگو و کروز در سال 1989 رابطهای بین ضریب کاهش رفتار و شکلپذیری ارائه کردند که در آن زمان تناوب سیستم مستقیماً اعمال گردید. آریاس و هیدالگو در سال 1990 براساس ضرایب کاهش محاسبه شده به وسیله ریدل و هیدالگو و کروز یک رابطه غیرخطی جهت محاسبه ضرایب کاهش برای تمامی محدوده زمان تناوب ارائه نمودید. هوآنگ و جاو نیز جهت ارزیابی ضرایب کاهش در سازههای بتن مسلح از تعداد نسبتاً زیادی زمین لرزه مصنوعی مشتمل بر 90 زلزله ساخته شده از سه طیف مختلف خاک استفاده نمودند. و یدیک فجفر و فیشینگر تأثیر عوامل بیشتری را بر رابطه R-R از جمله تأثیر نوع زلزله نسبت میرایی نوع مدل نیرو تعبیر شکل و زمان تناوب را در نظر گرفتند. در مطالعات میراندا نیز سعی شد تعداد نسبتاً زیادی از زلزلههای ثبت شده به منظور بررسی اثر شرایط خاک مدل بر ضرایب M و R در نظر گرفته شود روش طیف ظرفیت توسط پروفسور فریمن جهت در نظر گرفتن تأثیر ظرفیت سازه و نیروهای ناشی از زلزله و محاسبه ضریب رفتار ارائه شده است. همچنین یکی از معتبرترین روشها برای محاسبه ضریب رفتار توسط پروفسور یوانگ ارائه شده است.

2-3-21- محاسبه ضریب رفتار براساس دستورالعمل اِ.تی.سی- 1938
در دستورالعمل اِ.تی.سی- 19 رابطه زیر برای محاسبه ضریب رفتار R بیان شده است:
(2-67)
در این رابطه RS ضریب کاهش نظیر اضافه مقاومت در سازه و RM ضریب کاهش نظیر شکل‌پذیری در سازه میباشد.
ضریب کاهش نظیر اضافه مقاومت ((,RS) به صورت نسبت ضریب برش پایه تسلیم سازه به ضریب برش پایه طراحی در یکی از سطوح تنش مجاز یا حدی نهایی مطابق ذیل تعریف میشود.
(2-68)
ضریب اضافه مقاومت در اثر عواملی از قبیل تیپ کردن اعضاء، افزایش درجات نامعین سازه گرفتن سطح تنش مجاز برای طراحی (مثلاً Fy6/0 در روش طراحی تنش مجاز (اِ.اِس.دی39) و یا ضرایب مقاومت در روش طراحی حدنهایی) و نبود پروفیل مورد نظر در بازار و … بوجود میآید. این ضریب باید مقداری بین 5/1 تا 2/3 داشته باشد. در آئیننامه اِ.آی.اِس.سی- 0540 رابطهای به صورت زیر برای تعیین ضریب اضافه مقاومت ارائه شده است.
(2-69)
در رابطه بالا P ضریب نظیر درجه نامعین اضافه مقاومت نظیر فشار در اعضاء باربر که مقداری بین 03/1 تا 20/1 دارد.
W ضریب نظیر کرنش سخت شدگی که مقداری بین 2/1 تا 5/1 تعریف میشود. Ry اضافه مقاومت نظیر مصالح که مقداری بین 1 تا 2/1 دارد. Ctol ضریب اضافه مقاومت نظیر تلرانس میشود. که مقداری بین 1 تا 05/1 دارد. FyAsc//Pu اضافه مقاومت نظیر طراحی اعضاء است که مقداری بیش از 1/1 دارد. در این بخش به شرح پارامترهای اصلی به شرح زیر میپردازیم.
Ceu ضریب برش پایه در روش طراحی به حالت حدی نهایی (اِ.سی.آی و آ با…) و یا
روش ضریب بار و ضریب مقاومت (اِل.آر.اِف.دی و اِ.آی.اِس.سی، یو.بی.سی، بی.سی41 و …) میباشد. Cw ضریب برش پایه در روش طراحی به حالت تنش مجاز، (آ.اِس.دی) ضریب کاهش ناشی از شکلپذیری سازه (RM) شکلپذیری با توجه به قابلیت سازه جهت جذب انرژی و تحمل نیرو بعد از حد الاستیک در هر نقطه از منحنی ظرفیت به صورت زیر تعریف شود.
(2-70)
در زمینه بدست آوردن رابطه بین د و RM تحقیقات زیادی صورت گرفته و میتوان به توصیه اِ.تی.سی- 19 روابط گسترش یافته نیومارک و هال کراوینکلر و نسار میراندا و برتر و اشاره نمود در حالت کلی رابطه زیر تعریف شده است.
(2-71)
نیومارک و هال با توجه به زمانهای تناوب اصلی سازه (T) روابط زیر را برای یافتن RM سازه (اِس داف) با رفتار الاستو- پلاستو ارائه کردند.
(2-72)
(2-73)
(2-74)
برای مقادیر بینابینی از درونیابی خطی استفاده میشود.
کرا وینکلر و نسار رابطهای به صورت RM-T—- برای سازه اِس داف بار رفتار الاستو- پلاستو بر روی زمینهای سنگی و خاکی ارائه کردند.
(2-75)
(2-76)
پارامترهای a و b برحسب شیبهای متفاوت منحنی نیرو- تغییر مکان پس از تسلیم ه به طریق زیر به دست میآید توصیه شده است که برای مقادیر بینابینی از درونیابی خطی استفاده شود.

میراندا و برترو در سال 1994 روابط RM-T– ارائه داده شده توسط تعدادی از محققین از جمله نیومارک و هال ریدل و نیومارک و کراوینکلرونسار را خلاصه سازی کرده و همچنین معادلات عمومی RM-T– را برای زمینهای سنگی، رسوبی (آبرفتی) و خاکی نرم گسترش دادند، از این رو این روش نسبت به سایر روشها جدیدتر و طبق توصیه اِ.تی.سی – 19 در بین سه روش پیشنهادی از درجه اعتبار بالاتری برخوردار است این روابط به صورت زیر میباشند.
(2-77)
خاک سنگی
(2-78)
خاک رسوبی
(2-79)
خاک نرم
(2-80)
بنابراین ضریب رفتار نظیر حالت حدی نهایی یا روش ال.آر.اف.دی42 و یا تنش مجاز ا.ِاس.دی مطابق ذیل از روابط به دست میآید.
(2-81)
(2-82)
برای محاسبه شکلپذیری (() روابط زیر به کار میرود.
(2-83)
که در آن کm تغییر مکان هدف (نقطه عملکرد m) و )y نظیر نقطه تسلیم سازه ((y)

2-3-22- روش پروفسور یوانگ جهت محاسبهی ضریب رفتار (R)
اساس تمام روشهای محاسبه ضریب رفتار یکسان است و آن عبارت از محاسبه میزان نیرو یا انرژی است که یک قاب از زمانی که اولین مفصل پلاستیک در آن تشکیل میشود تا زمانی که به مکانیزم خرابی کامل میرسد تحمل یا جذب میکند. روشهایی که در مقالات و منابع موجود برای محاسبه R وجود دارد میتوان به دو گروه کلی تقسیم کرد.
1- روش محققان آمریکایی (کاربردی)
2- روشهای محققان اروپایی (تحلیلی)
روشهای کاربردی شامل دو گروه روش ضریب شکلپذیری (پروفسور یوانگ) و روش طیف ظرفیت فریمن است.
که در اینجا به توضیح روش ضریب شکلپذیری (پروفسور یوانگ) میپردازیم. رفتار کلی یک سازه متعارف را در نظر بگیرید مقدار مقاومت الاستیک مورد نیاز که برحسب ضریب برش پایه Ceu تعریف شده است به شرح زیر بیان میشود.
(2-84)
در این رابطه W وزن مؤثر و Ve برش پایه حداکثر در صورتی است که سازه کلاً در محدوده الاستیک باقی بماند. تعاریف زیر را تعریف میکنیم.
1- ضریب شکلپذیری کلی سازه ((s) عبارت است از خارج قسمت تغییر شکل جانبی نسبی حداکثر max به تغییر شکل جانبی نسبی y.
(2-85)
2- ضریب کاهش در اثر شکلپذیری (RM) عبارت است از خارج قسمت نیروی نهایی وارد شده به سازه (در صورتی که رفتار سازه الاستیک باقی بماند) Ceu به نیروی متناظر به حد تسلیم عمومی سازه هنگام تشکیل مکانیزم خرابی Cy.
(2-86)
3- ضریب اضافه مقاومت 3 عبارت است از خارج قسمت نیروی متناظر حد تسلیم کلی سازه هنگام تشکیل مکانیزم خرابی Cy به نیروی متناظر با تشکیل اولین لولای خمیری در سازه Cs.
(2-87)
4- ضریب تنش مجاز (y) عبارت است از ضریبی که براساس نحوه برخورد آییننامههای مصالح با تنشهای طراحی (بار مجاز یا بار نهایی) تعیین میشود و مقدار آن عبارت است از نسبت نیرو در حد تشکیل لولای خمیری Cs به نیرو در حد تنشهای مجاز Cw.
(2-88)

شکل 2-39- نمایش پارامترهای محاسبه ضریب رفتار سازهها

حدود ضریب مذکور 4/1-5/1 است با توجه به تعاریف یاد شده میتوان روابط زیر را به دست آورد.
(2-89)
(2-90)
روابط R و Rw تابعی از شکلپذیری سازه (پs یا RM) ضریب اضافه مقاومت ) و خارج قسمت میرایی (که اثر آن در RM منعکس است) هستند. با توجه به روابط R و R

منابع پایان نامه ارشد درباره سیستم دوگانه، مدل سازی، ایالات متحده

باشد (Kv: ضریب کمانش صفحه براساس اِ.آی.اس.سی 2000 11و E: مدول ارتجاعی، Fyw: مقاومت تسلیم (دیوار)) دیوار فشرده میباشد. در این حالت گسیختگی در برش به وسیله تسلیم دیوار رخ میدهد نه کمانش آن، این رفتار الاستیک از لحاظ اقتصادی مطلوب نیست اگر لاغری دیوار بزرگتر از P اما کمتر از
(2-10)
دیوار غیرفشرده میباشد دیوار در حالی کمانش مینماید که پارهای تسلیم شدگی نیز در آن رخ داده است اگر لاغری دیوار بزرگتر از rباشد دیوار لاغر است در این صورت دیوار در حالی که هنوز ارتجاعی است کمانش مینماید.

شکل 2-18- مدل سازی دیوار برشی فولادی در نرم افزار سکشن دیزاینر نرم افزار ایتبس به صورت تیر ورق (روش آستانه اصل)

2-3-7-4- مدلسازی با استفاده از المانهای پوستهای
جهت مدلسازی دیوارهای برشی فولادی فشرده میتوان از المانهای پوستهای و مصالح ایزوتروپ و با استفاده از مشبندی (4×4) استفاده نمود. جهت مدلسازی دیوارهای برشی فولادی غیرفشرده و لاغر میتوان از المانهای کاملاً پوستهای و مصالح غیرایزوتروپیک و با استفاده از مشبندی (4×4) استفاده نمود. توجه شود که باید ضریب ارتجاعی و برشی مصالح به گونهای معرفی شود که قطر فشاری سختی بسیار کمتری داشته باشد و نیروی برشی کمتری را نسبت به قطر کششی تحمل نماید.

شکل 2-19- مدل سازی دیوار برشی فولادی در نرم افزار ایتبس با المانهای پوسته ای اورتروپیک و تغییر زاویه محورهای المان های پوسته ای متناسب با زاویه میدان کششی

2-3-7-5- پارهای نکات درخصوص مدلسازی دیوارهای برشی فولادی
پس از معرفی روشهای اصلی اکنون به نکاتی که از تحقیقات و مطالعات قبلی درخصوص مدلسازی دیوارهای برشی حاصل شده است اشاره مینمایم. تحقیقات و تجربیات محققین نشان داده است که استفاده از تحلیلهای اجزاء محدود غیرارتجاعی هنگامی که دیوار با تعداد زیادی اعضاء پوستهای با مدلسازی مصالح غیرخطی و غیرهندسی به جوابهای دقیقی میرسد، لیکن این موارد برای امور تحقیقاتی مناسب است نه برای موارد طراحی عملی زیرا بسیار زمان بر است و احتیاج به رایانههای قدرتمند و توانایی کار کردن با نرم افزارهای اجزاء محدود را دارد. تجریبات محققین نشان داده است که مدلسازی با المانهای پوسته ارتجاعی و ایزوتروپ به نتایج دقیقی نمیرسد زیرا این نوع مدلسازی قادر نیست نیروهای عرضی که بر اجزاء مرزی اعمال میشود را لحاظ کند که نتیجه آن کمانش سریع صفحه در کمترین تغییر شکلها و قبل از هرگونه تسلیمی در ورق است. همچنین محققین اظهار داشتهاند که تحلیلهای اجزاء محدود ارتجاعی نیز برای این مقصود صحیح نمیباشد زیرا این نوع مدلسازی صفحه دیوار را به عنوان عضوی که در باربری ثقلی و یا تحمل لنگر واژگونی سهیم است فرض میکند که چنین امری برای صفحات لاغر صحیح نیست. اکثر محققین تأکید دارند که استفاده از روش مدلسازی نواری به عنوان روش صحیح و کاربردی بسیار مؤثر است و همچنین جهت تحلیلهای استاتیکی غیرخطی مناسب میباشد. در واقع در این روش نوارها چینهای قطری پس از کمانش میباشند. نکته جالب دیگری که میتوان در اینجا به آن اشاره نمود این است که ممکن است در مدلهای نواری ساختمانهای چند طبقه نقاط ابتدا و انتهای نوارهای طبقات بر روی هم واقع نشوند، این امر میتواند موجب ایجاد خمشهای مصنوعی در تیرهای طبقات در اثر نیروهای کششی اضافی شود، برای اجتناب از این امر باید سعی شود با توجه به زاویه نوارها این نقاط تا حد ممکن بر روی همدیگر واقع شوند. در سال 1977 میمورا و همکاران مدلی جهت رفتار هیسترزیس دیوار برشی فولادی با فرض زاویه میدان کششی 45 درجه و نسبت پواسون 5/0 و اینکه تغییر شکل لازم جهت ایجاد میدان کششی در دیوار در هنگام عکس کردن جهت بارگذاری نصف تغییر شکل پلاستیک مرحله قبل است ارائه نمودند. یک دههی بعد ترومپچ و همکاران مدل دیگری به این منظور ارائه نمودند.

شکل 2-20- منطبق کردن ابتدا و انتهای نوارها در طبقات در مدل سازی نواری دیوار برشی فولادی در نرم افزار ایتبس

شکل 2-21- مدل سازی دیوارهای برشی فولادی در نرم افزار اجزا محدود آباکوس

2-3-8-آسیب پذیری سیستم قائم در دیوار برشی فولادی
در اینجا به بحثی پیرامون آسیب پذیری سیستم قائم در دیوارهای برشی فولادی پرداخته میشود. از آنجا که دیوار حکم فیوز را دارد میتوان آن را طوری طراحی کرد که با رفتار غیرارتجاعی خود باعث شود نیروی کمتری به المانهای مرزی از جمله ستونها برسد و آنها را در ناحیه ارتجاعی حفظ کند این رفتار بسیار مناسب است زیرا باعث حفظ ستونها اطراف دیوار و در نتیجه حفظ باربری ساختمان در حین زلزله و پس از آن میباشد. برای حصول به این نتیجه چندین روش وجود دارد از جمله طراحی مرحلهای، یعنی به این صورت طراحی نمایم که حالات گسیختگی بحرانی یا اتفاق نیفتند یا پس از رخ دادن حالات گسیختگی در دیوار رخ دهند روش دیگر استفاده از المانهای مرزی فوقالعاده سخت و قوی میباشد راه سوم استفاده از تمهیداتی است که بارگذاری المانهای مرزی از جمله ستونها را کاهش دهیم.

2-3-9- نوع اتصالات قابی در دیوارهای برشی فولادی
در اینجا اشارهای به نوع اتصالات قابی که دیوار برشی در آن واقع است میشود. در صورتی که اتصالات برشی باشد از آنجا که عملاً هر اتصال برشی به نوعی اتصالی نیمه صلب است و این صلبیت در طراحیها لحاظ نمیشود این قابها یک سیستم پشتیبان مناسب برای دیوارها میباشند به نحوی که پس از
گسیختگی دیوار این قابها با استفاده از این خصوصیت نیمه صلب وارد عمل شده به باربری سیستم میافزایند. در مورد قاب خمشی چون دیوار فولادی خود به نوعی حکم یک سخت کننده اتصال در گوشه را بازی میکند و از آنجا که انتقال نیرو بین دیوار و فرم به صورت مستقیم انجام میشود عملکرد بسیار مناسبی از این سیستم حاصل میشود به نحوی که بلافاصله و در حین عملکرد دیوار قاب نیز در باربری عملکرد مستقیم دارد.

2-3-10- بررسی موارد طراحی دیوار برشی فولادی
همان طور که میدانیم:
(2-11)
که در آن ک اضافه مقاومت و Vs مقاومت سازه بعد از تشکیل اولین مفصل پلاستیک و Vy مقاومت سازه در هنگام تسلیم میباشد.
ضرایب اضافه مقاومت و رفتار سازهها که توسط قلهکی و همکاران براساس مدلهای آزمایشگاهی سایر محققین به دست آمد به شرح جدول ذیل میباشد.

جدول 2-1- ضرایب اضافه مقاومت به دست آمده از مدلهای آزمایشگاهی
ضریب اضافه مقاومت ض
نوع اتصال تیر به ستون
تعداد طبقه
مدل مورد بررسی
09/2
گیردار
3
صبوری قمی و همکاران
74/1
مفصلی
3
صبوری قمی و همکاران
26/1
گیردار
4
درایو و همکاران
28/1
گیردار
3
بهبهانی فرد و همکاران
46/1
گیردار
1
ویان و همکاران
08/2
گیردار
1
خرازی (نمونه 1)
08/2
گیردار
1
خرازی (نمونه 2)

جدول 2-2- ضرایب رفتار به دست آمده از مدلهای آزمایشگاهی
ضریب رفتار R
نوع اتصال تیر به ستون
تعداد طبقه
مدل مورد بررسی
54/11
گیردار
3
صبوری قمی و همکاران
67/10
مفصلی
3
صبوری قمی و همکاران
45/12
گیردار
4
درایو و همکاران
20/8
گیردار
3
بهبهانی فرد و همکاران
60/9
گیردار
1
ویان و همکاران
25/10
گیردار
1
خرازی (نمونه 1)
00/12
گیردار
1
خرازی (نمونه 2)
آستانه اصل مقادیر R را برای دیوار برشی فولادی در سال 2001 مطابق جدول ذیل پیشنهاد نمود.

جدول 2-3- ثابتها و ضرایب طراحی دیوارهای برشی فولادی
ضریب تشدید تغییر مکان Cd
ضریب اضافی مقاومت سیستم ض ͦ
ضریب اصلاح پاسخ R
سیستم باربر جانبی اصلی
5
0/2
5/6
دیوارهای برشی فولادی سخت نشده در داخل قاب فولادی باربر ثقلی با اتصالات ساده تیر و ستون
5
0/2
0/7
دیوارهای برشی فولادی سخت شده در داخل قاب فولادی باربر ثقلی با اتصالات ساده تیر و ستون
4
5/2
0/8
سیستم دوگانه با قابهای خمشی فولادی ویژه و دیوارهای برشی سخت نشده
4
5/2
5/8
سیستم دوگانه با قابهای خمشی فولادی ویژه و دیوارهای برشی سخت شده
مقدار ضریب رفتار برای دیوار برشی فولادی ویژه و دوگانه توسط آستانه اصل 8 الی 5/8 پیشنهاد شد. مقدار ضریب رفتار برای دیوار برشی فولادی سخت نشده در قاب ساده برابر 5/6 توسط آستانه اصل پیشنهاد شد مقدار ضریب رفتار برای دیوار برشی فولادی سخت شده در قاب ساده برابر 7 توسط آستانه اصل پیشنهاد شد.
مقدار ضریب رفتار پیشنهاد شده توسط آییننامهی کانادا سی.سی.بی.اف.سی- 199512 به شرح جدول ذیل میباشد.
جدول 2-4- ضرایب رفتار سازههای دیوار برشی فولادی در آییننامه کانادا سی.سی.بی.اف.سی- 1995
ضریب رفتار براساس آییننامههای آمریکایی
مقدار ضریب رفتار براساس آییننامههای کانادا
ملزومات
نوع دیوار برشی فولادی
8
4
قاب دربرگیرنده دیوار بایستی قاب خمشی شکلپذیر باشد
شکلپذیر
6
3
قاب دربرگیرنده دیوار بایستی قاب خمشی با شکلپذیری اندک باشد (متوسط در آییننامههای آمریکا)
شکلپذیری اندک
4
2
هیچ نوع ملزومات خاصی برای قاب لازم نیست میتواند قابی با اتصالات مفصلی باشد
معمولی

قلعه نوی و همکاران نیز برای سیستم دوگانه قاب خمشی متوسط و دیوار برشی فولادی ضرایب رفتار را براساس مطالعه تحلیلی با کمک نرم افزارهای سپ 2000 و انسیس به دست آوردند که به شرح ذیل میباشد.
جدول 2-5- ضرایب رفتار به دست آمده از مدلهای تحلیلی
ضریب رفتار (R)
نوع اتصال تیر به ستون
تعداد دهانه
تعداد طبقه
مدل
53/6
گیردار
4
4
1
52/10
گیردار
3
8
2
53/9
گیردار
4
8
3
29/8
گیردار
5
8
4
88/8
گیردار
4
15
5

ضرایب رفتار برای سازههای دیوار برشی فولادی ویژه براساس آییننامهی طراحی لرزهای سازههای فولادی ایالات متحده اِ.اِن.اِس.آی/ اِ. آی.اِس. سی- 05-341 13 به شرح ذیل میباشد.

جدول 2-6- ثابتها و ضرایب طراحی دیوارهای برشی فولادی ویژه ، براساس آییننامهی طراحی لرزهای سازههای فولادی ایالات متحده (05-341- ANSI – AISC)
ضریب تشدید تغییر مکان Cd
ضریب اضافی مقاومت سیستم ͦ
ضریب اصلاح پاسخ R
سیستم باربر جانبی اصلی
0/6
0/2
7
دیوارهای برشی فولادی ویژه
5/6
5/2
8
دیوارهای برشی فولادی ویژه به همراه قاب خمشی ویژه (سیستم دوگانه که در آن قاب خمشی ویژه قادر به تحمل حداقل 25 درصد نیروهای لرزهای باشد.)
2-3-11- بررسی روشهای طراحی دیوارهای برشی فولادی
آستانه اصل و همکاران پیشنهاد نمودند از روابط و تکنولوژی حاکم جهت طراحی تیر ورقها جهت طراحی دیوارهای برشی فولادی استفاده شود براساس این تکنولوژی دیوارهای برشی فولادی به 3 دسته فشرده- غیرفشرده و لاغر تقسیم میشوند. این ضوابط علاوه بر آییننامههای معتبر مانند اِ.آی.اِس.سی14 در مبحث 10 هم به تفضیل ارائه شده است روش دیگر جهت طراحی دیوارها
ی برشی فولادی براین اساس استوار است که باید به روابطی رسید که تضمین نماید توالی حالتهای گسیختگی و تسلیم براساس حالت مطلوب به این شرح رخ میدهد، کلاً در سیستم دیوارهای برشی فولادی به طور کلی با دو نوع المان باربر ثقلی (ستونها) و باربر غیرثقلی (دیوار) مواجه هستیم و 2 نوع حالت گسیختگی ترد و شکلپذیر داریم.
در حالت مطلوب حالات گسیختگی المانهای باربر غیرثقلی اول رخ میدهد و سپس حالات گسیختگی المانهای باربر ثقلی رخ میدهد و در بین حالات گسیختگی اول حالات گسیختگی شکلپذیر رخ میدهد و سپس حالات گسیختگی ترد رخ میدهد. روابطی که این توالی را رعایت نمایند میتواند حالت گسیختگی مطلوب را تدارک ببیند در مورد دیوارهای برشی فولادی مطلوبترین حالت گسیختگی در اثر تسلیم قطر کششی در دیوار میباشد.

2-3-12- روابطی که میتوان برای تعیین ظرفیت دیوار برشی فولادی به کاربرد (اقتباس از آییننامه سازههای فولادی ایالات متحده (اِی. آی. اِس. سی)
در روش حالات حدی (ال.آر.اف.دی)15:
الف- برای دیوارهای برشی فشرده هنگامی که
(2-12)

منابع پایان نامه ارشد درباره مدل سازی، انعطاف پذیری

دیوارهای برشی فولادی به وسیله نرم افزار آباکوس10 مدلسازی شد. در مدلسازی هر دو نوع رفتار غیرخطی هندسی و مصالح لحاظ شد. براساس تحلیل استاتیکی غیرخطی با الگوی بار مثلثی نتایج نشان داد که برش پایه در نقطه عملکرد با الگوی بار مثلثی 1600 تن و اتلاف انرژی 24 درصد بوده است. ضخامت صفحات به کار رفته 6 میلیمتر بوده است برای تقویت پی ساختمان از یک سرشمع مستحکم و 8 عدد شمع و از یک تیر قوی در بالاترین ارتفاع استفاده شد.

2-3-6- بررسی مفاهیم طراحی در دیوارهای برشی فولادی
در سال های 1980 طراحی براساس حالات حدی برای دیوارهای برشی فولادی مطلوب در نظر گرفته میشد، به نحوی که صفحه دیوار در خارج از صفحه دچار کمانش شود. برای اجتناب از این کمانش طراحان اقدام به سخت نمودن دیوارها به کمک سخت کنندهها نمودن ولی تحقیقات و مطالعات نشان میداد که مقاومت پس از کمانش و شکلپذیری صفحه جان نقش مهمی در عملکرد بهتر این دیوارها دارد بر همین اساس بیشتر آییننامههایی که در این ضمینه بحث نمودهاند کمانش در برش و توسعه عملکرد میدان کششی را جایز دانستهاند. لازم به ذکر است که محدودیتی درخصوص نوع اتصال تیر به ستون در این سیستم وجود ندارد لیکن استفاده از اتصالات گیردار به خصوص در مناطق لرزهخیز مناسبتر است در ذیل به توضیح مقاومت پس از کمانش و عملکرد میدان کششی در صفحات سخت نشده میپردازیم.
صفحهی دیوار برشی فولادی بار ثقلی تحمل نمیکند و تغییر شکلهای ایجاد شده در اثر بار جانبی تغییر شکلهای برشی میباشند و صفحات توسط المانهای مرزی سختی محصور شدهاند، همچنین در قسمتهای مرکزی صفحه با توجه به مقاومت مصالح میدانیم که صفحه تحت تنش اصلی 45 درجه نسبت به بارگذاری در برش خالص قرار دارد. مقاومت کمانش فشاری صفحه وابسته به لاغری آن است (نسبت طول یا عرض به ضخامت) که معمولاً این نسبت عدد بالایی است، که در نتیجهی آن مقاومت کمانشی صفحه عدد پایینی میباشد. وقتی که بار جانبی به دیوار اعمال شود تنش فشاری از مقاومت فشاری تجاوز مینماید و صفحه دچار کمانش میشود که در نتیجه آن خطوط چین خوردگی در صفحه دیوار عمود بر جهت تنشهای فشاری و موازی با جهت تنشهای کششی ایجاد میشود و در این هنگام بارهای جانبی در صفحه از طریق تنشهای کششی اصلی تحمل میشوند، این عملکرد که پس از کمانش در دیوار رخ میدهد به عنوان عملکرد میدان کششی معرفی میشود. شناسایی این رفتار در ابتدا در سال 1931 توسط وگنر در مهندسی هوا فضا و بعد از آن در سال 1960 توسط باسلر در ساخت و طراحی تیر ورقها مطرح شد. همچنین تعداد زیادی از طراحان معتقدند که دیوار برشی فولادی و المانهای مرزی آن مشابه تیر ورقها رفتار میکنند به نحوی که ستونها مثل بالهای تیر ورق عمودی و تیرها مثل سخت کنندههای عرضی در یک تیر ورق عمودی و صفحه فولادی مثل جان در یک تیر ورق عمودی رفتار میکنند این طراحان معتقدند که به دلیل شباهت زیاد این سیستم به تیر ورق میتوان از روابط تیر ورقها در طراحی این سیستم استفاده نمود.
لیکن برخی از طراحان و محققین به دلایلی به شرح ذیل روابط تیر ورقها را جهت طراحی دیوارهای برشی فولادی کافی نمی دانند.
1- در دیوارهای برشی ستونهای مرزی نقش بالهای را در تیر ورقها دارند و این ستونها از سختی خمشی و مقاومت بزرگتری در صفحهی دیوار نسبت به بالهای تیر ورق برخوردارند.
2- در دیوارهای برشی تیرهای کف حکم سخت کنندهها در تیر ورقها را دارند واضح است که تیرهای کف بسیار قویتر از سخت کنندههای صفحهای در تیر ورقها عمل مینمایند که این امر باعث میشود تکیهگاهی بهتر برای میدان کششی فراهم گردد.
3- از دیوار برشی انتظار عملکرد مطلوب تحت بارگذاری تناوبی غیرارتجاعی بزرگ میرود در حالی که تیر ورقها تحت بارگذاری یکنواخت یا بارگذاری خستگی با شدت کم بررسی میشوند به هر صورت روابط مربوط به تیر ورقها ممکن است ظرفیت دیوارهای برشی را کمتر از ظرفیت واقعی آن معرفی نماید لیکن در طراحی شالودهها و سایر اجزایی که جهت گسترش مقاومت دیوار برشی طراحی میشوند باید ظرفیت واقعیتری جهت دیوار برشی به دست آورد.

شکل 2-14- شباهت دیوار برشی فولادی و تیر ورق جهت مدل سازی

جهت درک بهتر از نحوهی طراحی صفحهی جان توجه شما را به مطالب ذیل جلب مینمایم. هرگاه عضوی تحت فشار قرار گیرد جهت طراحی آن 2 حالت ممکن است رخ دهد.
1- ممکن است گسیختگی تحت اثر باری رخ دهد که باعث تجاوز تنشها بر روی مقطع عضو از حد ارتجاعی میشود.
2- گسیختگی تحت اثر باری رخ دهد که باعث ناپایداری (کمانش) عضو میشود. هرگاه عضوی مثل صفحهی جان لاغر باشد بار گسیختگی همان بار کمانش میباشد، لذا موضوع اصلی در طراحی صفحهی جان همان بحث پایداری میباشد، قبل از کمانش صفحهی جان تنشها به وسیله عمل تیری که در تئوری تغییر شکلهای کوچک توسط ناویر و سنت و نان مطرح شده است تحمل میشوند، هنگامی که صفحه جان تحت اثر تنش برشی خالص قرار دارد میتوان تنش برشی را با دو تنش اصلی با شدت برابر یکی در کشش و یکی در فشار جایگزین نمود، هنگامی که بار جانبی افزایش مییابد تنش برشی نیز افزایش مییابد تا از تنش برشی کمانشی صفحه بیشتر شود در این لحظه صفحه دچار کمانش میشود در این حالت مکانیزم مقاومت صفحه به عملکرد کمانشی تبدیل میشود پس از اینکه صفحه دچار کمانش گردید تنش اصلی فشاری افزایش نمییابد لیکن با افزایش بار تنش کششی اصلی افزایش مییابد تا به حد تنش تسلیم برسد. لازم به ذکر است با افزایش تنشها کمانه کردن صفح
ه در جهت قطر کششی ایجاد میشوند، این کمانهها که همان چینخوردگیهای صفحه میباشند و حکم همان قطر کششی را دارند تمایل به تثبیت صفحه دارند و باعث ایجاد مقاومت پس از کمانش قابل توجهی میشوند این شکل انتقال برش که ترکیبی از تنشهای غشایی مورب کششی است همان عملکرد میدان کششی است تا زمانی که میدان کششی در صفحهی جان در حال گسترش است تعادل صفحه از طریق انتقال برش از میدان کششی به اعضای مرزی حفظ میگردد، این انتقال باعث ایجاد عکسالعملهای اضافی در اعضاء مرزی میگردد لذا در صورتی گسترش میدان ادامه مییابد که اعضاء مرزی سختی کافی جهت تحمل و ایجاد این عکسالعملها را داشته باشند. اگر اعضاء مرزی افقی (تیرها) به قدر کافی سخت نباشند تنشهای قائم این اعضاء را به داخل صفحه خم مینمایند که موجب باز توزیع نیروهای میدان کششی میشوند و اگر اعضاء مرزی قائم (ستونها) به قدر کافی سخت نباشند تنشهای افقی میدان کششی آنها را خم مینمایند که موجب باز توزیع نیروهای میدان کششی میشوند. زاویه میدان کششی در صفحه با زیادتر شدن بار به نحوی تغییر مینماید تا باربری حداکثر حاصل شود زاویه بهینه 45 درجه میباشد که البته به ندرت رخ میدهد زیرا رخ دادن آن احتیاج به سختی بالایی در المانهای مرزی دیوار دارد لذا ظرفیت یک دیوار پس از کمانش میتواند تا حدودی کمتر از مقدار تئوری حاصل برای آن باشد.

شکل 2-15- مشابهت دیوار برشی فولادی و تیرورق در تشکیل میدان کششی در آنها

2-3-7- انواع روشهای مدلسازی دیوارهای برشی فولادی
2-3-7-1- مدل نواری
این روش به عنوان روشی جهت طراحی دیوارهای برشی فولادی توسط آییننامهی فولاد کانادا پیشنهاد شده است و به این صورت میباشد که، ناحیه کششی در صفحهی جان را میتوان به صورت مجموعهای از میلههای کششی مورب در نظر گرفت، در این نوع مدلسازی سطح دیوار به مجموعهای از نوارهای با عرض برابر تقسیم میگردد هر نوار نیز به شکل یک عضو خرپای مدل میشود یعنی تنها قادر است نیروهای محوری را منتقل نماید و سطح آن برابر با عرض نوار در ضخامت نوار میباشد و این میلهها به صورت مفصلی به المانهای مرزی متصل میشوند لازم به ذکر است که وجود حداقل 10 نوار برای مدلسازی عملکرد میدان کششی در صفحهی دیوار لازم میباشد. زاویه نوارها با المانهای مرزی همان زاویه میدان کششی میباشد که تابعی از سطح مقطع المانهای مرزی و ابعاد و ضخامت صفحهی جان میباشد در سال 1983 ثربرن برای دیوارهای برشی فولادی سخت نشده با اتصالات مفصلی تیر به ستون مقدار زاویه میدان کششی برای دیوارهای برشی فولادی را به شکل زیر پیشنهاد نمود.
(2-3)
که در رابطهی فوق t ضخامت صفحهی دیوار و Ac سطح مقطع عرضی ستون و Ab سطح مقطع عرضی تیر و L طول دهانه دیوار و h ارتفاع دیوار میباشد.

شکل 2-16- مدل سازی دیوار برشی فولادی در نرم افزار ایتبس به صورت نواری

2-3-7-2- مدل خرپای معادل
این روش به عنوان روشی برای طراحی اولیه دیوارهای برشی فولادی توسط آییننامهی فولاد کانادا پیشنهاد شده است، و به این صورت میباشد که ناحیه کششی در دیوار برشی فولادی با یک عضو خرپای معادل که دارای سختی یکسانی میباشد جایگزین میشود. اندازه عضو خرپای معادل تابعی از زاویه میدان کششی ابعاد صفحه دیوار برشی و سختی المانهای مرزی میباشد قبل از ادامه بحث توجه شما را به این نکته جلب مینمایم که در دیوار برشی فولادی با توجه به سختی ستونهای مرزی دو حالت مختلف برای ناحیه کششی قابل تصور است وقتی که ستونهای مرزی دارای سختی بالایی میباشند یا به عبارتی تقریباً صلب میباشند ناحیه کششی به طور کاملاً یکنواخت در میان سرتاسر جان رخ میدهد و وقتی که ستونهای مرزی دارای انعطاف پذیری بالایی باشند که در این حالت میدان کششی تنها در مناطقی از صفحه که توسط تیرها مهار شدهاند ایجاد میشود که مورد دوم مشابه حالتی است که در تیر ورقها رخ میدهد.

شکل 2-17- مدل سازی دیوار برشی فولادی در نرم افزار ایتبس به صورت خرپای معادل

در صورتی که ستونهای مرزی صلب باشند میتوان سطح مقطع خرپای معادل را از طریق ذیل تعیین نمود.
(2-4)
A: سطح مقطع خرپای معادل، t: ضخامت صفحه دیوار، L: طول دهانه دیوار، :: زاویه میدان کششی و که h ارتفاع دیوار میباشد.
در صورتی که ستونهای مرزی انعطافپذیر باشند میتوان سطح مقطع خرپای معادل را از طریق ذیل تعیین نمود.
(2-5)
A: سطح مقطع خرپای معادل، t ضخامت صفحه دیوار، که L طول دهانه دیوار، و h ارتفاع دیوار میباشد.
در سال 1983 تیملر و همکاران با انجام یک مطالعه تحلیلی و ساخت نمونه آزمایشگاهی رابطه ثربرن جهت زاویه میدان کششی را اصلاح نمودند که استاندارد طراحی سازههای فولادی کانادا آن را برای طراحی اولیه پیشنهاد مینماید و عبارت است از:
(2-6)
لازم به ذکر است این رابطه برای اتصالات مفصلی تیر به ستون معتبر است و در آن t ضخامت صفحه دیوار، Ac سطح مقطع عرضی ستون، Ab سطح مقطع عرضیتیر L طول دهانه دیوار، h ارتفاع دیوار و Ic ممان اینرسی ستون حول محور عمود بر صفحه میباشد.
زاویه میدان کششی زمانی که تیر مرزی تنها از یک سمت به دیوار برشی متصل است (تیر در تراز آخرین طبقه) از رابطهی ذیل به دست میآید.
(2-7)
لازم به ذکر است این رابطه برای اتصالات مفصلی تیر به ستون معتبر است و تمام پارامترهای آن به مانند رابطه قبل میباشد و Ib ممان اینرسی تیر میباشد، را
بطه ذیل برای زمانی که اتصال تیر به ستون به صورت گیردار میباشد به کار میرود.
(2-8)
در سال 2004 برمن و همکارانش اظهار نمودند روش خرپای معادل اگر نسبت طول به عرض صفحه دیوار برابر 1 نباشد در تعیین ظرفیت دیوار دقیق نمیباشد. برای اینکه بتوانیم رفتار تناوبی هیسترزیس دیوارهای برشی فولادی را به خوبی مدلسازی نمایم الگالی و همکارانش مدلی را پیشنهاد نمودند که دارای نوارهایی در هر دو جهت میباشد این مدل تطابق خوبی با نتایج آزمایشگاهی نشان داد.

2-3-7-3- مدلسازی براساس روش پروفسور آستانه اصل
آستانه اصل براساس مطالعات خود و با توجه به تئوری کمانش ارتجاعی ورقها دیوارهای برشی را براساس لاغری آنها به 3 دستهی فشرده، غیرفشرده و لاغر تقسیم نمود اگر لاغری دیوار (h/tw) کمتر از
(2-9)

منابع پایان نامه ارشد درباره ایالات متحده، سیستم دوگانه، مدل سازی

چکیده 1
فصل اول « طرح مسأله »
1-1- مقدمه 3
1-2- بیان مسأله 4
1-3- اهمیت و ضرورت تحقیق 9
1-4- اهداف تحقیق 9
1-4-1-اهداف کلی 9
1-4-2- اهداف فرعی 10
1-5- فرضیههای تحقیق 10
1-6- تعریف واژه ها، مفاهیم و متغیرها (نظری و عملیاتی) 10
فصل دوم « مروری بر ادبیات موضوع (کلیات یا بررسی منابع یا مباحث نظری تحقیق»
2-1- بررسی نظریه های پیرامون موضوع تحقیق 13
2-2- بررسی تحقیق های انجام شده 14
2-2-1- بررسی تحقیقات تحلیلی انجام شده 14
2-2-2- بررسی تحقیقات آزمایشگاهی انجام شده 17
2-3- چارچوب نظری تحقیق 24
2-3-1- مقدمهای بر دیوارهای برشی فولادی و سیستمهای مهاربندی شده ی واگرا 24
2-3-2- مقدمه ای بر انواع دیوارهای برشی فولادی 24
2-3-3- مزایا و معایب دیوارهای برشی فولادی 26
2-3-4- نمونههایی از کاربردهای دیوارهای برشی فولادی 27
2-3-5-کاربرد دیوارهای برشی فولادی در ایران 31
2-3-6- بررسی مفاهیم طراحی در دیوارهای برشی فولادی 32
2-3-7- انواع روشهای مدلسازی دیوارهای برشی فولادی 36
2-3-7-1- مدل نواری 36
2-3-7-2- مدل خرپای معادل 37
2-3-7-3- مدلسازی بر اساس روش پروفسور آستانه اصل 40
2-3-7-4- مدلسازی با استفاده از المانهای پوستهای 41
2-3-7-5- پارهای نکات درخصوص مدلسازی دیوارهای برشی فولادی 42
2-3-8-آسیب پذیری سیستم قائم در دیوار برشی فولادی 44
2-3-9- نوع اتصالات قابی در دیوارهای برشی فولادی 45
2-3-10- بررسی موارد طراحی دیوار برشی فولادی 45
2-3-11- بررسی روشهای طراحی دیوارهای برشی فولادی 49
2-3-12- روابطی که میتوان برای تعیین ظرفیت دیوار برشی فولادی به کاربرد(اقتباس از ای .آی.
اس.سی) 49
2-3-13- تحلیل پلاستیک مدلهای مختلف دیوار برشی 52
2-3-13-1- ضوابط آییننامه کانادا سی.آ.ان/سی.اس.آ-516 54
2-3-13-2- ضوابط آیین نامه ایالات متحده ا.ان.اس.آی/اِ.ای.اس.سی-05 55
2-3-13-3- ضوابط دیوار برشی فولادی ویژه در آییننامه اِ. آی.اس.سی-341 57
2-3-14- مقدمهای بر مهاربندهای واگرا 61
2-3-15- انواع تیرهای پیوند 61
2-3-16- نکاتی درخصوص تیرهای پیوند و سایر قسمتهای سیستمهای واگرا 66
2-3-17- طراحی تیر پیوند و خارج از ناحیه پیوند و اعضای قطری 70
2-3-18- مقدمهای بر تاریخچه و روند شکلگیری دستورالعملهای طراحی لرزه ای 72
2-3-19- انواع روشهای تحلیل 73
2-3-19-1- روشهای تحلیل خطی 73
2-3-19-2- تحلیلهای غیرخطی 74
2-3-19-2-1-گامهای تحلیل بار افزون (پوشآور) 80
2-3-19-2-2- دقت روش پوشآور 82
2-3-20- مقدمهای بر ضریب رفتار سازه ها (R) 84
2-3-21- محاسبه ضریب رفتار بر اساس دستورالعمل ا.تی.سی-19 86
2-3-22- روش پروفسور یوانگ جهت محاسبهی ضریب رفتار(R) 90
2-4- مدل تحلیلی تحقیق 93
فصل سوم « روش تحقیق »
3-1- روش و طرح تحقیق 96
3-2- فرایند تحقیق 98
3-3- جامعه آماری 98
3-4- نمونه- روش نمونهگیری و حجم نمونهها 99
3-5- ابزار گردآوری دادهها (اطلاعات) 103
3-5-1- روایی ابزار جمعآوری دادهها 103
3-5-2- پایایی ابزار جمعآوری دادهها 104
3-6- روش گردآوری دادهها (اطلاعات) 104
3-7- روش تجزیه و تحلیل دادهها 105
3-7-1- تعیین و مشخصکردن ضریب اصلاح پاسخ رفتـار سیستم (R) و ضریب تشدید تغییر مکـان (Cd) وضریب اضافه مقاومت سیستم(Ω0) 105
3-7-2- تعیین و مشخص کردن شتاب مبنای طرح A و ضریب اهمیت سازه ها (I) 105
3-7-3- محاسبه زمان تناوب سازهها 106
3-7-4- محاسبه ضریب بازتاب ساختمانها (B) 106
3-7-5- ضریب تبدیل از حالت حدی نهایی به حالت تنشهای مجاز (y) 107
3-7-6- اصلاح ضریب رفتار (R) 108
3-7-7- تعیین ضریب برش پایه C در روش استاتیکی معادل 108
3-7-8- تعیین بارگذاریها 109
3-7-9- تعیین مشخصات مصالح به کار رفته در ساختمانها 110
3-7-10- مقادیر بار اعمالی سقف در نرم افزار ایتبس 112
3-7-11- تعیین دستور العمل های به کار رفته 113
3-7-12- طیف تعریفی 113
3-7-13- مدها 115
3-7-14- پیچش تصادفی 115
3-7-15- ترکیب بارهای زلزله تشدید یافته 115
3-7-16- تقسیم بار جانبی 115
3-7-17-کنترلهای لازم جهت قاب خمشی 116
3-7-18-کنترل جهت اعضاء خارج از پیوند 117
3-7-19- مقاطع اعضاء و مهاربندها 117
3-7-20- طراحی دیوارهای برشی فولادی 121
3-7-21- مشخصات مفاصل 128
3-7-22- محاسبه تغییر مکان هدف سازه 129
3-7-23- نکاتی درخصوص تحلیل پوشآور 130
3-7-24- مروری بر روابط تعیین پارامترهای لرزهای 145
3-7-25- تعیین مقاومت نهایی دو سیستم مهاربند واگرا و دیوار برشی فولادی 150
3-7-26- تعیین سختی دو سیستم مهاربند واگرا و دیوار برشی فولادی 151
3-7-27- تعیین شکل پذیری دو سیستم مهاربند واگرا و دیوار برشی فولادی 151
3-7-28- تعیین ضرایب رفتار دو سیستم مهاربند واگرا و دیوار برشی فولادی 152
3-7-29- تعیین میرایی مؤثر دو سیستم مهاربند واگرا و دیوار برشی فولادی 154
3-7-30- نرم افزار آباکوس 154
3-7-31- صحت سنجی نرم افزار آباکوس 156
3-7-32- بررسی نتایج حاصل از آنالیز اجزاء محدود 159
فصل چهارم « تجزیه و تحلیل نتایج »
4-1- توصیف متغیرها 170
4-2- بررسی فرضیههای تحقیق و ارائه نتایج 171
4-3- محدودیتهای خارج از اختیار پژوهشگر 172
4-4- محدودیتهای در اختیار پژوهشگر 172
فصل پنجم « بحث و نتیجهگیری »
5-1- تجزیه و تحلیل نتایج تحقیق 174
5-2- بحث و نتیجهگیری 175
5-3- پیشنهادهای برگرفته از یافتههای پژوهش 176
5-4- پیشنهادهای برای پژوهش های بعدی  177
منابع 179

فهرست جدولها
عنوان صفحه

جدول 2-1-ضرایب اضافه مقاومت به دست آمده از مدل های آزمایشگاهی 46
جدول 2-2-ضرایب رفتار به دست آمده از مدل های آزمایشگاهی 46
جدول 2-3-ثابت ها و ضرایب طراحی دیوارهای برشی فولادی 47
جدول 2-4-ضرایب رفتار س
ازه های دیوار برشی فولادی در آیین نامه کانادا سی.سی.بی.اف.سی-
1995 47
جدول 2-5- ضرایب رفتار به دست آمده از مدل های تحلیلی 48
جدول 2-6- ثابت ها و ضرایب طراحی دیوارهای برشی فولادی ویژه ا.ان.اس.آی- ا.آی.اس.سی-
341-05 48
جدول 3-1- تعیین Ω0,Cd,R ازآیین نامه ا.اس.سی.ای/اس.ای.آی-7-05 105
جدول 3-2- زمان تناوب ساختمان های مورد بررسی 106
جدول 3-3- محاسبه B برحسب T جهت طیف طرح استاندارد 2800 114
جدول 3-4- مقاطع اعضاء و مهاربندها در سیستم دوگانه 120
جدول 3-5- تعیین ضخامت اولیه دیوارهای برشی فولادی 122
جدول 3-6- تعیین زاویه میدان کششی برای دیوارهای برشی فولادی 124
جدول 3-7- مشخصات دیوارهای برشی فولادی در ساختمان ها 125
جدول 3-8- کنترل ستون های اطراف دیوارهای فولادی در قاب ها 126
جدول 3-9- کنترل تیرهای اطراف دیوارهای فولادی در قاب ها 127
جدول 3-10- مشخصات نوارها جهت مدل سازی دیوارهای برشی 127
جدول 3-11- پارامترهای مدل سازی و معیارهای پذیرش در روشهای غیر خطی – اجزای سازه
فولادی 128
جدول 3-12- تغییر مکان ساختمان های تحقیق 129
جدول 3-13- مقایسه مقـاومت نهایی دو سیستم دوگانه مهاربندی واگرا و دیوار برشی فــولادی با هم‌دیگر 150
جدول 3-14- مقایسه سختی مؤثر دو سیستم مهاربندی واگرا و دیوار برشی فولادی 151
جدول 3-15- مقایسه شکل پذیری دو سیستم مهاربندی واگرا و دیوار برشی فولادی 151
جدول 3-16-تعیین ومقایسه ضرایب رفتار دو سیستم دوگانه مهاربندی واگرا ودیوار برشی فولادی
153
جدول 3-17- مقایسه میرایی موثر دو سیستم دوگانه مهاربندی واگرا و دیوار برشی فولادی 154
جدول 4-1- نتایج حاصل از تحقیق 172

فهرست نمودارها
عنوان صفحه

3-1- منحنی تنش-کرنش مصالح مورد استفاده در تحقیق 112
3-2- منحنی پوش آور مدل یک طبقه مهاربندی شدهی واگرا در نرم افزار سپ 2000 140
3-3- منحنی پوشآور مدل دو طبقه مهاربندی شدهی واگرا در نرم افزار سپ 2000 140
3-4- منحنی پوشآور مدل سه طبقه مهاربندی شدهی واگرا در نرم افزار سپ 2000 141
3-5- منحنی پوشآور مدل چهار طبقه مهاربندی شدهی واگرا در نرم افزار سپ 2000 141
3-6- منحنی پوشآور مدل پنج طبقه مهاربندی شدهی واگرا در نرم افزار سپ 2000 142
3-7- منحنی پوشآور مدل یک طبقه دیوار برشی حالت نواری در نرم افزار سپ 2000 142
3-8- منحنی پوشآور مدل دو طبقه دیوار برشی حالت نواری در نرم افزار سپ 2000 143
3-9- منحنی پوشآور مدل سه طبقه دیوار برشی حالت نواری در نرم افزار سپ 2000 143
3-10- منحنی پوش آور مدل چهار طبقه دیوار برشی حالت نواری در نرم افزار سپ 2000 144
3-11- منحنی پوشآور مدل پنج طبقه دیوار برشی حالت نواری در نرم افزار سپ 2000 144
3-12- منحنی پوشآور مدل برمن و همکاران در نرم افزار اجزا محدود آباکوس 159
3-13- منحنی پوشآور مدل یک طبقه دیوار برشی فولادی در نرم افزار اجزا محدود آباکوس 165
3-14- منحنی پوشآور مدل دو طبقه دیوار برشی فولادی در نرم افزار اجزا محدود آباکوس 165
3-15- منحنی پوشآور مدل سه طبقه دیوار برشی فولادی در نرم افزار اجزا محدود آباکوس 165
3-16- منحنی پوشآور مدل چهار طبقه دیوار برشی فولادی در نرم افزار اجزا محدود آباکوس 166
3-17- منحنی پوش آور مدل پنج طبقه دیوار برشی فولادی در نرم افزار اجزا محدود آباکوس 166
3-18- منحنی پوشآور مدل یک طبقه مهاربندی شدهی واگرا در نرم افزار اجزا محدود آباکوس 166
3-19- منحنی پوشآور مدل دو طبقه مهاربندی شدهی واگرا در نرم افزار اجزا محدود آباکوس 167
3-20- منحنی پوشآور مدل سه طبقه مهاربندی شدهی واگرا در نرم افزار اجزا محدود آباکوس 167
3-21- منحنی پوشآور مدل چهار طبقه مهاربندی شدهی واگرا در نرم افزار اجزا محدود آباکوس 167
3-22- منحنی پوشآور مدل پنج طبقه مهاربندی شدهی واگرا در نرم افزار اجزا محدود آباکوس
168

فهرست شکلها
عنوان صفحه

شکل 1-1- ساختمان در حال احداث با سیستم باربر جانبی دیوار برشی فولادی در ایالات متحده
(راست) و کانادا (چپ) 4
شکل 1-2- استفاده از دیوارهای برشی فولادی در ساختمانهای کوتاه در ایالات متحده 8
شکل 2-1- مدلهای مورد بررسی توسط دکتر صبوری قمی 14
شکل 2-2- مدلهای مورد بررسی توسط دکتر مویدیان و مهندس یمینی 14
شکل 2-3- نمونه آزمایش شده توسط BRUNEAU 18
شکل 2-4- نمونه آزمایش شده توسط لوبل 18
شکل 2-5- نمونه آزمایش شده توسط درایور 19
شکل 2-6- نمونه آزمایش شده توسط آستانه اصل 20
شکل 2-7- نمونه آزمایش شده توسط آستانه اصل بعد از آزمایش 21
شکل 2-8- نمونه آزمایش شده توسط آستانه اصل بعد از آزمایش از نمایی دیگر 22
شکل 2-9- جزییات ناپایداریها در نمونه مورد آزمایش توسط آستانه اصل 23
شکل 2-10- انواعی از دیوارهای برشی فولادی 25
شکل 2-11- پلان و نما ساختمان اداری 35 طبقه در کوبه ژاپن 28
شکل 2-12- ساختمان اداری 35 طبقه در کوبه ژاپن 29
شکل 2-13- ساختمان دادگستری 22 طبقه در سیاتل واشنگتن ایالات متحده 31
شکل 2-14- شباهت دیوار برشی فولادی و تیر ورق جهت مدل سازی 34
شکل 2-15- مشابهت دیوار برشی فولادی و تیرورق در تشکیل میدان کششی در آنها 36
شکل 2-16- مدلسازی دیوار برشی فولادی در نرم افزار ایتبس به صورت نواری 37
شکل 2-17- مدلسازی دیوار برشی فولادی در نرم افزار ایتبس به صورت خرپای معادل 38
شکل2-18- مدلسازی دیوار برشی فولادی در نرم افزار سکشن دیزاینر نرم افزار ایتبس به صورت تیر ورق (روش آستانه اصل) 41
شکل2-19- مدلسازی دیوار برشی فولادی در نرمافزار ایتبس با المانهای پوستهای اورتروپیک و
تغییر زاویه محورهای المانهای پوستهای مت
ناسب با زاویه میدان کششی 42
شکل2-20- منطبق کردن ابتدا و انتهای نوارها در طبقات در مدلسازی نواری دیوار برشی فولادی
در نرمافزار ایتبس 44
شکل 2-21- مدلسازی دیوارهای برشی فولادی در نرم افزار اجزا محدود آباکوس 44
شکل 2-22- انواع سیستمهای مهاربندی شدهی واگرا 61
شکل 2-23- تیر پیوند در سیستم مهاربندی واگرا 62
شکل 2-24- طول تیرهای پیوند در سیستمهای مهاربندی واگرا 63
شکل 2-25- منحنی نیروهای داخلی در تیرهای پیوند برشی 63
شکل 2-26- منحنی هیسترزیس مهاربند واگرا 64
شکل 2-27- تأثیر طول تیر پیوند بر سختی سیستم

منابع تحقیق درمورد اجرای احکام، جبران خسارات، دیوان عدالت اداری

یا قانون تشخیص دهند، رئیس دیوان فقط برای یکبار با ذکر دلیل پرونده را برای رسیدگی ماهوی و صدور رأی به شعبه همعرض ارجاع می‌نماید. رأی صادر شده قطعی است.
تبصره- چنانچه رأی قطعی موضوع این ماده از شعبه بدوی صادر شده باشد، در این صورت پرونده برای صدور رأی به شعبه تجدیدنظر ارجاع می‌گردد.
10-2 نقش اجرای احکام در آراء هیأت عمومی
احکام صادر شده از هیأت عمومی دیوان که مستلزم عملیات اجرایی باشد از طریق دفتر هیأت عمومی به واحد اجرای احکام دیوان ابلاغ می‌گردد. واحد اجرای احکام دیوان موظف است مراتب را به مبادی ذی‌ربط اعلام نماید. مراجع مذکور مکلف به اجرای حکم و اعلام نتیجه به دیوان می‌باشند و در صورت استنکاف طبق ماده (110) این قانون اقدام می‌شود. 34
11-2 اجرای احکام
احکام دیوان توسط مدیران دفاتر شعب با تقاضای محکوم‌له با صدور قرار اجرای حکم توسط شعبه ابتداء اجراء می‌گردد. با صدور قرار اجرای حکم ورقه اجرائیات توسط دفتر شعبه صادر و با امضای رئیس شعبه و ممهور به مهر شعبه به محکوم‌له علیه ابلاغ تا ظرف یک ماه نسبت به اجرای رأی یا جلب رضایت محکوم‌له اقدام و نتیجه اقدامات اجرایی را بنحو مستدل و مستند گزارش نماید. در صورتی که اجرای رأی مستلزم ظرف زمانی معین باشد فرصت معقول و منطقی از سوی شعبه در ورقه اجرائیه منظور می‌شود و این مهلت از سه ماه تجاوز نخواهد کرد. پس از انقضای مهلت مذکور در ورقه اجرائیه چنانچه محکوم‌علیه از اجرای رأی استنکاف نماید با رعایت ماده 110 استنکاف توسط شعبه صادرکننده رأی از ناحیه مخاطب و مسئول اجرای حکم به ریاست دیوان گزارش تا دادرس مجری حکم برابر ماده 111 قانون دیوان اقدام نماید. چنانچه محکوم‌علیه در رابطه با اجرای حکم با موانع قانونی مواجه باشد بنحویکه حکم را قابل اجراء نداند مراتب را به شعبه صادرکننده رأی منعکس می‌نماید تا در صورت قبول دلائل محکوم‌علیه باعث توقف اجرای حکم خواهد شد تا زمانی که شعبه که رأی را صادر نموده برای مقررات این قانون تصمیم قضایی مناسب را اتخاذ یا اینکه طرفین را نسبت به توافق و ترغیب به سازش دعوت و در صورت حصول سازش قرار لازم را صادر نماید. رفع اشکال و رفع ابهام و اختلافات ناشی از اجرای حکم که مربوط به موانع قانونی نباشد توسط شعبه‌ای که حکم را صادر نموده برطرف می‌شود. در صورتی که آراء و تصمیمات مراجع مذکور در بند 2 ماده 10 قانون دیوان عدالت توسط شعبه نقض و به مرجع هم‌عرض ارجاع شود مراجع موردنظر ضمن بررسی و رسیدگی ماهوی مکلف به رعایت مفاد حکم دیوان در تصمیمات و اقدامات بعدی خود می‌باشند و نمی‌تواند برخلاف مفاد رأی دیوان تصمیمی اتخاذ نمایند. در صورت استنکاف محکوم‌علیه از پذیرش رأی دیوان و اتخاذ تصمیم مغایر با رأی دیوان به درخواست محکوم‌له موضوع به رئیس دیوان منعکس و رئیس دیوان یا معاون او مراتب را به یکی از دادرسان واحد اجرای احکام ارجاع تا پیرامون علت امر بررسی و پیگیری و چنانچه نتیجه حاصل نگردید. دستور ابطال تصمیم متخذه مغایر با رأی دیوان توسط دادرس واحد اجرای احکام صادر می‌شود و پس از ابطال موضوع جهت اتخاذ تصمیم در ماهیت موضوع از سوی دادرس به منعکس می‌شود. در صورت استنکاف محکوم‌علیه از اجرای رأی به درخواست محکوم‌له موضوع استنکاف به رئیس دیوان منعکس و رئیس یا معاون حکم را جهت اجراء به یکی از دادرسان واحد اجرای احکام ارجاع می‌شود. درخواست از دیوان مانع آن نخواهد بود که مدعی با ضمیمه نمودن رأی قطعی دیوان به دادستان محل مراجعه و علیه شخصی که از اجرای دیوان خودداری می‌کند شکایت کیفری مطرح و مسئول مربوطه را تحت پیگرد قانونی قرار دهد. اعمال حق رجوع از سوی محکوم‌له به دادستان نیز مانع از تعقیب عملیات اجرایی نسبت به حکم از سوی دیوان نمی‌شود. قاضی مجری حکم جهت تعقیب عملیات اجرایی مجاز به اعطاء نیابت قضایی به مقامات قضایی سراسر کشور می‌باشد. 35
در صورتی که دادرس اجرای احکام با استفاده از اختیاراتی که قانونگذار به وی تفویض نموده موفق به اجرای حکم نشده و محکوم‌علیه کماکان از اجرای حکم دیوان استنکاف نماید گزارش راجع به عملکرد محکوم‌علیه و اقدامات معموله تهیه و مراتب استمرار استنکاف را جهت تعیین مجازات مقرر در ماده 108 قانون دیوان عدالت اداری به شعبه صادرکننده حکم ارسال می‌دارد. در خصوص آراء صادره از شعب تجدیدنظر نیز شعبه بدوی به اتمام استنکاف رسیدگی می‌نماید هرچند حکم شعبه بدوی نقض و رأی دیگری توسط شعبه تجدیدنظر دیوان صادر شده باشد. با توجه به اینکه شعبه قبلاً مطابق ماده 35 قانون دیوان عدالت اداری استنکاف را احراز نموده نمی‌تواند راجع به استمرار استنکافی که از سوی دادرس واحد اجرای احکام گزارش می‌شود از اعمال مجازات مقرر در ماده 108 قانون دیوان خودداری نماید. در صورتی که قبل از اعمال مجازات مقرر در ماده 108 قانون دیوان عدالت اداری محکوم‌علیه حکم دیوان را اجراء یا رضایت محکوم‌له را جلب نماید این امر مانع اعمال مجازات مقرر در ماده 108 قانون دیوان عدالت اداری نبوده و لکن شعبه می‌تواند به عنوان کیفیات مخففه آن را محسوب و مجازات را تخفیف یا به مجازات از نوع دیگری که مناسب به حال محکوم‌علیه است تبدیل نماید.
در فرآیند تعقیب عملیات اجرایی در خصوص آراء دیوان چنانچه دادرس واحد اجرای احکام دستوری صادر نماید که مربوط به اجرای حکم باشد و توسط مخاطب و مسئول اجرای دستور نسبت به آن تمرد شود قاضی اجرای احکام می‌تواند متمرد از
اجرای دستور را جهت تعقیب کیفری وفق ماده 576 قانون مجازات اسلامی و ماده 29 قانون آیین دادرسی کیفری به دادستان معرفی نماید و از طریق مقام مافوق متمرد اجرای دستور قضایی را خواستار شود.
اگر دادرس مجری حکم درحین اجرای رأی دیوان تجدیدنظر دهد که حکم واجد اشتباه بین شرعی و قانونی است می‌تواند از اجرای حکم خودداری و مراتب را جهت اعمال ماده 79 قانون دیوان عدالت اداری به ریاست دیوان گزارش دهد تا در صورت موجه بودن دلائل پرونده جهت رسیدگی به شعبه تجدیدنظر ارجاع شود.
در صورتی که فیمابین محکوم‌له یا محکوم‌علیه در ارتباط با اجرای حکم و مستندات ارائه شده از سوی محکوم‌علیه اختلاف ایجاد شود و به لحاظ تخصصی بودن موضوع قاضی مجری حکم نتواند تصمیم‌گیری نماید از امر مانع از رجوع به نظر اهل فن و ارجاع موضوع جهت اظهارنظر کارشناسی به مشاوران دیوان نخواهد بود. درخواست مواد 74، 75 و 79 قانون دیوان عدالت اداری یا طرح پرونده در شعبه تجدیدنظر، مانع اجرای حکم قطعی دیوان نخواهد بود مگر آنکه شعبه تجدیدنظر قرار توقف اجرای حکم را صادر نماید. در اجرای بند یک ماده 111 قانون دیوان عدالت اداری چنانچه مسئول مربوطه پس از احضار و ابلاغ وقت حضور در اجرای احکام از حضور امتناع نماید دادرس اجرای احکام مطابق تبصره 2 ماده 43 قانون دیوان عدالت اداری (همچون شعبه) او را جلب می‌نماید. 36
هرگاه از تاریخ صدور حکم بیش از پنج سال گذشته و حکم توسط محکوم‌علیه اجراء نشده باشد اجرای حکم بلااثر تلقی می‌شود و محکوم‌له می‌تواند علیه فرد یا افرادی که عدم اجرای حکم مستند به فعل یا ترک فعل آنان بوده جبران خسارات قانونی وارده را از دیوان عدالت اداری یا محاکم حقوقی دادگستری درخواست نماید چنانچه خسارات وارده مستند به عمل کارمندان دولت نبوده و مربوط به نقص وسایل و ادارات و مؤسسات مخاطب حکم دیوان باشد در اینصورت جبران خسارات قانونی وارده به عهده دولت است. هرگاه چند نفر به صورت جمعی زیانی به محکوم‌له وارد نمایند متضامناً مسئول جبران خسارات وارده خواهند بود. در صورت اجرای حکم دادرس واحد اجرای احکام موظف است قرار اجرای حکم صادر و قرار صادره ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ از سوی محکوم‌له قابل تجدیدنظرخواهی در شعبه صادرکننده رأی است. شعبه صادرکننده رأی در صورتی که قرار صادره از سوی دادرس مجری حکم را صحیح و منطبق با موازین قانونی تجدیدنظر دهد نسبت به تأیید قرار اقدام می‌نماید و این قرار قطعی و غیرقابل اعتراض است. شعبه صادرکننده رأی چنانچه قرار اجرای حکم را نقص نماید رأی مقتضی راجع به موضوع یا موضوعاتی که بایستی توسط دادرس مجری حکم تعقیب شود صادر و پرونده را جهت اجرای رأی به اجرای احکام اعاده می‌دهد و با ارجاع پرونده به دادرس مجری حکم مطابق مفاد رأی شعبه عملیات اجرایی راجع به حکم یا بلااثر شدن رأی اولیه دنبال خواهد شد و با اجرای رأی ثانویه و صدور قرار اجرای حکم توسط قاضی مجری حکم، قرار صادره قطعی و غیرقابل اعتراض از سوی محکوم‌له می‌باشد.
موارد راجع به اجرای حکم که در این قانون مسکوت است مطابق مقررات قانون اجرای احکام مدنی مصوب 1/8/1356 در خصوص آن تعیین تکلیف می‌شود. در صورت حصول سازش فیمابین محکوم‌له و محکوم‌علیه یا اعلام انصراف محکوم‌له از تعقیب عملیات اجرائی راجع به رأی دیوان قاضی مجری حکم قرار موقوفی اجرای حکم را صادر و این قرار قطعی و غیرقابل اعتراض است.

فصل سوم
ضمانت اجرای آراء صادره از دیوان عدالت اداری و چالش های آن

3- مقدمه
در این فصل ابتدا به ضمانت اجرای آرای دیوان و موارد صدور رای انفصال و ماهیت رای صادره از دیدگاه کیفری، حقوقی و اداری خواهیم پرداخت و در ادامه به بیان مرجع صدرو حکم به انفصال و نیز به بیان چگونگی اجرای حکم انفصال و گستره حکم به انفصال در سه قوا اشاره می شود در قسمت پایانی فصل به بیان به بیان استنکاف از اجرای آزاء شعب دیوان عدالت خواهیم پرداخت و اشکال و مجازات های آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
3-1 ضمانت اجرای آرای دیوان
ماده 110 قانون دیوان عدالت اداری مصوب 1392 در صورت استنکاف شخص یا مرجع محکومٌ ‌علیه از اجرای حکم قطعی، واحد اجرای احکام دیوان، مراتب را به رئیس دیوان گزارش می‌کند.
رئیس دیوان بلافاصله پرونده را به شعبه صادرکننده رأی قطعی ارجاع می‌نماید. شعبه مذکور موظف است خارج از نوبت به موضوع استنکاف رسیدگی و رأی مقتضی صادر و پرونده را جهت اقدامات بعدی به واحد اجرای احکام دیوان ارسال نماید.
تبصره 1- در مواردی که اجرای حکم، مستلزم اتخاذ تصمیم توسط شورا، هیأت و یا کمیسیونی مرکب از دو یا چند نفر باشد و اعضاء آنها از تبعیت حکم صادر شده استنکاف نمایند، تمامی اعضاء مؤثر در مخالفت با حکم دیوان، مستنکف شناخته می‌شوند.
تبصره 2- مرجع رسیدگی به استنکاف از رأی هیأت عمومی، شعب تجدیدنظر دیوان است.
تبصره 3- شعبه رسیدگی‌کننده به استنکاف ابتداء شخص یا اشخاص مستنکف را احضار و موضوع را به آنها تفهیم می‌نماید. چنانچه مستنکف استمهال کند، حداکثر یک هفته جهت اجرای حکم و اعلام به دیوان به وی مهلت داده می‌شود و در غیر این صورت و یا پس از انقضای مهلت، مشمول حکم مقرر در ماده (112) این قانون قرار می‌گیرد.
ماده مذکور یکی از مراحل چگونگی اجرای حکم را بیان می‌دارد و اولین مرحله به حساب می‌آید و در این مرحله که به دنبال ابلاغ رأی دیوان مطابق ماده 107 قانون دیوا
ن عدالت اداری صورت می‌گیرد به درخواست محکوم‌له موضوع استنکاف محکوم‌علیه توسط شعبه به ریاست دیوان گزارش می‌شودوریاست دیوان یا مقام مأذون از قبل وی نیز پس از حصول اطلاع از استنکاف محکوم‌علیه پرونده را به دادرس واحد اجرای احکام ارجاع می‌نماید که با دقت نظر در این ماده مشاهده می‌شود که استنکاف موضوع ماده 108 و ماده 110 قانون دیوان عدالت اداری ماهیتی کاملاً متفاوت از یکدیگر داشته و ماهیت ماده 110 قانون مذکور اداری است و هیچ آثار کیفری در بر ندارد و یک مرحله از مراحل سه‌گانه از اجرای حکم تا رسیدن به مرحله دوم اجرای حکم که ارجاع پرونده به دادرس واحد اجرای احکام است را بیان می‌دارد تا دادرس با اتخاذ تدابیر ماده 111 قانون دیوان عدالت اداری در مرحله دوم اجرای حکم امکان اجرای حکم را فراهم نماید و چنانچه دادرس نتواند حکم را اجراء نماید و استنکاف کماکان استمرار یابد و به محض تقاضای تعیین کیفر مقرر در ماده 108 قانون دیوان عدالت اداری از ناحیه دادرس اجرای حکم وارد مرحله سوم که ماهیت کیفری دارد می‌شود. دلیل قائل شدن مولف به این ماهیت این است