Monthly Archiv: ژوئن, 2018

شرکت خدمات مالی و مالیاتی قصر حساب نیکان 

شرکت خدمات مالی و مالیاتی قصر حساب نیکان عضو انجمن حسابداران خبره ایران با تجربه ۱۲ ساله مدیران مالی خود به منظور رفع نیازهای حسابداری و مدیریتی شرکت ها ، موسسات ، کارخانجات و ارتقاء سطح کیفی اطلاعات مالی و سیستم های مدیریتی، فعالیت های حرفه ای خود را با بهره گیری از کادر مجرب  و نیروهای متخصص در زمینه حسابداری و مالی؛ حسابرسی؛امور مالیاتی و بیمه ای ، نرم افزار و پیاده سازی سیستم های اطلاعاتی حسابداری با اتکاء به سال ها تجربه جهت خدمت رسانی هر چه بهتر در تهران آغاز نموده است.

خدمات حسابداری – حسابرسی در شرکت خدمات مالی و مالیاتی:

– تهیه و تنظیم صورت های مالی ، قیمت تمام شده ،گردش موجودی و صورت جریان وجوه نقد

-آموزش نیروی حسابداری و حسابرسی به صورت خصوصی با پروژه های عملی

-اعزام مدیر مالی و پرسنل حسابداری و حسابرسی به صورت پاره وقت وتمام وقت

-اصلاح حساب

-ارائه گزارشات رسمی جهت ارائه به مراجع قضایی و سفارتخانه ها(فارسی – لاتین)

-انجام هر گونه پروژه مالی بعنوان مشاوره جهت تعیین استطاعت و صحت و سقم گزارشات مالی اشخاص حقیقی و حقوقی در ایران به در خواست کمپانی های خارج از کشور

-استقرار سیستم بهای تمام شده و سیستم مالی و حسابداری در شرکت ها بصورت کاملا عملی و سیستماتیک همراه با ارائه آیین نامه مالی و چارت سازمانی

-انبارگردانی و پلاک کوبی دارایی های شرکت ارایه تراز سود و زیان

-خدمات حسابرسی مالی ،مالیاتی، ضمنی ، داخلی و عملیاتی

-ارایه راهکارهای مدیریتی جهت شفاف سازی برنامه مالی و تجاری شما

خدمات مالیاتی ( ارزش افزوده – عملکرد):

-حل و فصل مشکلات سیستمی و گزارشات خاص مالیاتی

-تشکیل پرونده مالیاتی (ارزش افزوده و عملکرد)

-حل و فصل پرونده های مالیاتی گذشته

-بخشودگی بیش از ۸۰ درصدی در پرونده های ارزش افزود

-تهیه و تنظیم اظهار نامه های مالیاتی و دفاتر قانونی

-بخشودگی ۷۰درصدی و شرکت در جلسات هل اختلاف تامین اجتماعی

-گزارشات فصلی و ارزش افزوده

-گرفتن معافیت مالیاتی برای یک سال مالی(عملکرد)

خدمات ثبتی و اداری:

-ثبت شرکت با نام های خاص

– ثبت لوگو و ثبت برند

-کارت بازرگانی

-انجام کلیه کارها ی اداری و تحصیلداری

-ثبت طرح های تجاری

 

خدمات مالی ومالیاتی – تنظیم اظهارنامه مالیاتی

برای پرداخت مالیات اشخاص حقیقی و حقوقی که موظف به پرداخت مالیات هستند ، کارنامه ی مالی یک سال کاری شرکت یا شخص مالیات دهنده که به منظور تعیین مالیات به سازمان امور مالیاتی کشور ارائه می شود ، اظهارنامه مالیاتی گفته می شود .

مسائل مالی و مالیاتی یکی از موارد مهم و حساس درشرکت ها و بنگاههای اقتصادی بوده و مستلزم توجه و دقت نظر فراوان است. انجام امور مربوط به پرداخت مالیات ها و تنظیم اسناد مربوط به انها و اجرای کلیه مصوبات قانونی در این خصوص باید به افراد متبحر سپرده شود .

عدم اجرای حتی یک بند از این مقررات می تواند شرکت را مشمول جریمه های سنگین و مشکلات قانونی فراوانی نماید . قبل از پرداخت مالیات باید یکسری از مقدمات قانونی آن به درستی انجام شود تا اسناد مالیاتی مورد قبول بازرسین قرار بگیرد .

روش های پرداخت مالیات

در ایران ، دریافت مالیات و تسلیم اظهارنامه مالیاتی از اشخاص حقیقی و حقوقی به دو صورت خوداظهاری و علی الراس انجام می شود :

1) دریافت مالیات به صورت خوداظهاری

در دریافت مالیات به صورت خوداظهاری ، شخص حقیقی یا حقوقی به صورت داوطلبانه  مقدار درآمد خود را اعلام می نماید و بدون دخالت کارشناسان سازمان مالیات، فرد اظهارنامه ی مالیاتی را که شامل کل درآمدها ، هزینه ، استهلاک ، حقوق کارمندان و … است را پر می کند و در نهایت پس از کسر معافیت مالیاتی ، مبلغ مالیات سالانه وی محاسبه می گردد .

در صورت صحت مطالب تکمیل شده در فرم تعیین مالیات و عدم تخلف از قوانین ثبت دفاتر و اظهارنامه توسط فرد مالیات دهنده ، مامور سازمان امور مالیات ، مالیات تعیین شده را پذیرش و دریافت می کند .

2) دریافت مالیات به صورت علی الراس

اگر  اشخاص حقیقی و حقوقی خود برای تکمیل فرم اظهارنامه ی مالیاتی اقدام نکنند ، کارشناسان امور مالیاتی به صورت علی الراس مالیات را محاسبه کرده و به مالیات دهنده اعلام می کنند و نظر کارشناس در این مورد ملاک پرداخت مالیات خواهد بود .

توجه: به هیچ عنوان از ارائه اظهار نامه مالیاتی خودداری نکنید، چرا که دو پیامد منفی خواهد داشت:

اول اینکه چهل  درصد از مالیات مشمول را جریمه میشوید که به هیچ عنوان هم قابل بخشودگی نیست و دوم اینکه از معافیت مالیاتی هم نمیتوانید استفاده کنید.

خدمات مشاوره مالیاتی رایگان قصرحساب نیکان:

  1. تشکیل پرونده مالیاتی، اخذ و گرفتن کد اقتصادی و پلمپ دفاتر قانونی
  2. بستن حسابها، تنظیم اظهارنامه مالیاتی و تحریر دفاتر قانونی شرکتها و مشاغل
  3. مدیریت مالی و نظارت بر چرخه حسابداری کارفرما
  4. مشاوره مالیاتی، مشاوره حسابداری، و مشاوره مالی
  5. تشکیل پرونده مالیات ارزش افزوده و اخذ گواهینامه ارزش افزوده
  6. گزارشات مالیاتی خرید و فروش ارزش افزوده
  7. تهیه اظهارنامه مالیاتی و ارزش افزوده
  8. نحوه رسیدگی مالیاتی
  9. بررسی گزارشات ممیز
  10. اعتراض به برگ تشخیص، رای هیات بدوی و تجدید نظر
  11. تهیه لایحه دفاعیه و شرکت در جلسات هیات های حل اختلاف مالیاتی

موسسه خدمات مالی قصر حساب نیکان در راستای ارتقاء سطح مالی وکمک به واحدهای تازه تاسیس وسایر واحدها اقدام به ایجاد طرح مشاوره رایگان مالی ،مالیاتی و بیمه ای نموده است امید است با این طرح گامی هر چند کوچک در ارتقاء سطح مالی و کمک به رونق کسب وکار واحدهای تولیدی،خدماتی، بازرگانی و…برداریم .

خدمات مشاوره ای شرکت حسابداری قصر حساب نیکان با استفاده از مدیران مالی با تجربه به صورت حرفه ای و تخصصی

این خدمات را به سه گونه انجام می دهد:

۱– مشاوره مالی بصورت ساعتی در محل مشتری (۳۰ دقیقه ۷۵۰٫۰۰۰ ریال/۶۰ دقیقه ۱٫۵۰۰٫۰۰۰ ریال)

۲- مشاوره مالی بصورت ساعتی در محل شرکت(۳۰ دقیقه ۵۰۰٫۰۰۰ ریال/۶۰ دقیقه ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال)

۳- مشاوره مالی بصورت تلفنی (۳۰ دقیقه ۵۰۰٫۰۰۰ ریال/۶۰ دقیقه ۱٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال)

یکی از خدمات اصلی قصر حساب نیکان مشاوره هدایت سرمایه و برنامه مالی و همچنین مشاوره مالی رایگان برای سرمایه گذاران است. بسیاری از سرمایه گذاران که مایل هستند خودشان کسب و کار خود را راه اندازی کنند با هر میزان سرمایه می توانند باتماس با مشاورین این شرکت و گرفتن یک برنامه دقیق نه تنها ریسک سرمایه گذاری خود را کاهش دهند که اطلاعات دقیقی از بازار هدف مورد نظرشان به دست آورند.

آیا به مشاوره نیاز دارید؟

تماس بگیرید

0912-1248568

021-88825759

021-88824687

(مشاوره رایگان)

 

 

فروش شخصی چیه و چه اهمیتی داره؟ 

 

الان جدا از اینکه روشای قدیمی فروش، روشای دیگری مثل فروش اینترنتی و تلفنی هم مورد استفاده قرار میگیره. ، فروش شخصی نوع سنتی فروشه که در اون فروشنده، تعاملی مستقیم با خریدار داره و به دلیل ضرورت استخدام نیروی انسانیِ بیشتر، هزینه بره. اینجا به بیان ضرورت و ضرورت استفاده از این روش می پردازیم و دلایل کمرنگ شدن و کاهش یافتن این روش فروش رو بررسی می کنیم.

 

در دنیای فروش و بازاریابی، فروش شخصی یعنی شرایطی که شخصی سعی می کنه تا چیزی رو به شکل رودررو و مستقیم به شخص دیگری بفروشه. ممکنه این سوال پیش بیاد که شکلای مختلف دیگر فروش کدوم هستن؟ جواب اینه که فروش شخصی برابر کاربردی دیگری داره که به جای اون مورد استفاده قرار میگیره. در دنیای مدرن، فرق بین فروش شخصی و بقیه شکلای مختلف فروش از این واقعیت ناشی می شه که حجم خیلی بالایی از خریدهای عادی مواد غذایی، منسوجات، جنسای خونگی، سرگرمی، سفر، حق اشتراک، سوخت، کتاب و چیزای دیگه ای به جز اینا بدون حضور فردی رخ می ده که آسون کننده ی فروش باشه (یعنی فروشنده). معمولا تنها تماس انسانی موجود در فرایند فروش، کارمندیه که جنسای خریداری شده رو بررسی می کنه. شرکتا سخت در سعی هستن تا حتی همین تماس انسانی کم رو هم با دستگاه های بارکدخوان و تشخیص دهنده کارت اعتباری جانشین کنن. در اکثریت نزدیک به اتفاق این فروشا، روش مورد استفاده واسه تشویق خریدار با تصاویر ذهنی نشون داده شده در تلویزیون، رادیو، نشریات و به وسیله کوپنا، علامتای تجاری و بسته بندیا ارائه می شه. «فروش غیرشخصی» از راه ، گسترش فروش و روابط عمومی انجام می شه.

شرایط خرید و فروش

در زندگی واقعی، افراد کمی هستن که خونه، اتومبیل یا بیمه نامه ی عمر رو تنها پس از خوندن یک آگهی یا نگاه کردن بروشور پرزرق و برقی می خرن که به دستگیره ی درب آویزون شده. مثلا، بیشتر کارای مربوط به خرید خونه، پس از انجام فروش شخصی قطعی می شه. موقعیتایی که در اونا، فروش حتما باید به شکل شخصی انجام شه، موقعیتایی هستن که مربوط به وقایع روزمره و عادی نیستن، بلکه معاملاتی هستن که اهمیت بالایی دارن و معمولا در اونا، گزینه های زیادی واسه انتخاب هست و میشه گفت در این موقعیتا، «تراکم اطلاعات» بالایی هست. در این موارد، رفت و امد مستقیم با یکی از نمایندگان آگاه فروشنده، در فرآیندی تحقیقی و بلندمدت، لازم و اطمینان بخشه. البته فروش شخصی در خریدهای کوچیک تر و در مواردی که تصمیم گیری واسه خریدار سخته هم می تونه مفید باشه، مثلا در مورد نوعروسی که در مورد انتخاب لباس عروس خود مردده یا مردی که نمی دونه واسه تولد همسرش چه جواهری باید بخرد. در موارد خاصی از خرده فروشی (مثل مغازه های کیف و چمدون یا مبلمون) هم معمولا صاحبان کار و کاسبی، فروشنده هایی رو واسه فروش جنسا استخدام می کنن؛ هنگام خرید مثل این جنسا و در روزهای شلوغ، وقتی فروشنده ای واسه کمک به مشتریان در مغازه نباشه، اونا سردرگُم و ناراحت می شن.

در موارد خرید و فروش بین کسب و کارا هم همین قوانین حاکمه. هر کار و کاسبی معمولا لوازم اداری خود رو با مشاهده ی کاتالوگا انتخاب می کنه، ولی بیشتر خریدهای دیگر هر کار و کاسبی، لازمه فروش شخصی به وسیله فروشنده، حتی اگه بعدا خرید اون کالا یا خدمات به چیزی عادی تبدیل شه؛ در موارد بعدی خرید و فروش هم تماسای دوره ای فرد فروشنده ادامه پیدا میکنه تا رابطه بین دو کار و کاسبی حفظ شه. خریدهای کسب وکارها معمولا ماهیتی «فنی» دارن. البته این مسئله همیشه به خاطر این نیس که جنسای خریداری شده مکانیکی یا الکترونیکی هستن، بلکه در خیلی از موارد، وجود فنی این خریدها به دلیل وجود جنبه های تخصصیه.

جنبه های روان شناختی

در موارد خرید شکلای مختلف گران تر بر جنبه های روان شناختی موقعیتای خرید و فروش تأکید بیشتری شده. خرید تصمیمیه که در اون، خریدار باید بین تمایلات مخالف، یکی رو انتخاب کنه. همیشه واسه چیزی که می خواهیم بخریم، میل و اشتیاقی داریم و دلایلی هم هست که تصمیم ما رو واسه خرید کالای مورد نظر توجیه می کنه. از طرف دیگه، باید واسه خرید مبلغی رو پرداخت کنیم و بعضی وقتا دلایلی هست که نشون می ده باید از خرید خود پرهیز کنیم. در آخر، خریدار باید خود رو واسه خرید یا نبود خرید کالای مورد نظر قانع کنه. اهمیت فروش شخصی مایل کردن این برابری به طرف خریده و فروشنده فقط در شرایط رفت و امد رودررو اینجور فرصتی رو واسه قانع کردن مشتری پیدا می کنه.

نگاه های منفی

همیشه این ترس هست که در معاملات خرید و فروش فریب داده شیم؛ پس گفته می شه خریدار باید آگاه و هوشیار باشه. همه ما این نصیحت رو شنیده ایم که نباید چیزی رو ندیده خرید. این نصیحت هم بر ضرورت با احتیاط و هوشیار بودن در مورد احتمال فریب خوردن تأکید می شه، چون شاید چیزی رو که ندیده خریده ایم، عیبایی داشته باشه. همه ما این ضرب المثل رو شنیده ایم که «دندانای اسب پیش کشی رو نمی شمارند». این ضرب المثل نشون می ده در خرید اسب، شمردن دندانای اسب (واسه تعیین سن اون طبق تعداد دندان هاش) کاری عادی بوده. در نگاه مدرن نسبت به فروش مستقیم هم از عباراتی مثل «فروشِ همراه با اصرار» یا «فروش تحمیلی» استفاده می شه که بر مجبور یا زورگویی تأکید داره. در گذشته مردم فقط چیزی رو می خریدن که واقعا بهش نیاز داشتن. طیف کالاهایی که واسه جلب توجه خریداران با هم رقابت می کردن هم محدود بود و انبارها به اندازه امروز پر نبود؛ پس بعضی سعی می کردن جنسای معیوب خود رو با فریب به مشتری بفروشن، ولی الان، انبارها پر هستن و مقدار خیلی از هر چیز هست. معمولا معاملات خوبی پیشنهاد می شه که از نظر روان شناختی تأثیر مثبتی بر مصرف کنندگان می ذاره تا اونا رو به خرید تشویق کنن و حتی افراد رو به خرید به شکل نسیه و اقساطی تشویق می کنن. پس، پس انداز کردن تقریبا منسوخ شده و خیلی از مردم بدهکار هستن و فروش (چه فروش غیرمستقیم مثل و چه فروش مستقیم) معروفیت بدی پیدا کرده. در فروش مستقیم هم، فروش تلفنی یا فروش کالا به شکل خونه به خونه در بین مردم بسیار منفور شده.

ویژگیای فروشندگی

بعید به نظر می رسه فروش تحمیلی (hard sell) کنار گذاشته شه، ولی کارشناسان بخش ی فروشندگی همه بر این باورند که فروش تحمیلی در نظر مردم، بسیار ناخوشاینده. فروشنده باید کشف کنه خریدار چه می خواد، کالاهایی رو بهش ارائه بده که تا حد امکان با نیازای اون همخوانی داشته باشه، به سوالای اون در مورد محصول (یا خدمات یا قرارداد و چیزای دیگه ای به جز اینا) جواب بده، به شکل مناسبی با اعتراضا و شکایتا برخورد کنه و در آخر، فروش رو به آخرسر برسونه. اگه فروشنده این وظایف رو درست بکنه، خدمات مناسبی به خریدار ارائه شده، حتی اگه اون خریدی نکرده باشه.

فروش، فعالیتی پیچیدهه که در اون باید ویژگیای زیادی به طور با هم وجود داشته باشه و به خاطر این، نمیشه ویژگی خاصی رو جدای از بقیه در نظر گرفت یا رتبه بندی کرد. فرض بر اینه که فروشنده، آدم درستیه که کالا یا خدمات معیوب و با کیفیت پایین رو نمی فروشد و از شخصیت، راستی و ثبات احساسی برخورداره. ، فروشنده باید علم عمیقی از محصول داشته و از مهارتای ارتباطی خوبی بهره مند باشه. اون باید نظر مشتری رو قبول کنه و واسه اون مزاحمتی ایجاد نکنه (مثلا در مورد اجناس بیشتر از حد توضیح نده)، ولی در عین حال باید همیشه در دسترس باشه. اون باید مردم رو خوب بشناسه و وقت شناس باشه و پس بدونه چه زمانی باید در کنار مشتری باشه و به سؤالات اون جواب بده و چه زمانی باید اونو تنها بزاره، چه زمانی باید واسه فروش بهش اصرار کنه و چه زمانی کنار بکشه و از اصرار واسه خرید کالا پرهیز کنه. پس، فروشندگی نیازمند فردی متعادل، با مهارتای زیاد، خوش برخورد و آشنایی داره. بعضی از کارشناسان بر قدرت جسمی و انرژی هم تأکید دارن، چون کار فروشندگی، بیشتر نیازمند ساعات طولانی ایستادن، مسافرت و انجام کارای سخته. بعضی هم بر بیانی مستقیم و بی پرده تأکید دارن. مشکلات محصول یا شرایط احتمالی قرارداد، باید رُک و بی پرده بیان شه. فروشندگان نباید از صحبت کردن در مورد قیمت طفره برن. مسائل تعمیر و نگهداری هم باید با راستی مطرح شه.

شخصیت

فروش و کارآفرینی اشتراکات زیادی با هم دارن و در اصل، فعالیتای اساسی یه جوری رو شامل می شن و هر دو باید رفت و امد فعالی با محیط بازار داشته باشن، البته این دو حرفه از بعضی جنبها هم با همدیگه متفاوت هستن. کارآفرین معمولا فردیه که به دلیل علاقه، علم یا یه سری از مهارت ها به فعالیت در کار و کاسبی خود روی آورده، ولی تمایل واسه فروشندگی بیشتر به دلیل علاقه به رفت و امد با مشتریه، طوری که فروشندگان ماهر خیلی راحت خود رو با فروش هر چیزی برابری میدن، در حالی که بعضی از کارآفرینان فقط می تونن در بخشای محدودی فعالیت کنن.

اما همون ویژگیایی که موجب مؤثر و مفید بودن فروشندگان می شه (یعنی اشتیاق واسه کار کردن با مردم)، موجب کاهش کارایی بعضی از اونا در فعالیتایی می شه که نیازمندِ صبر و صبر، کار انفرادی، توجه دقیق به جزئیات و شکلای مختلف خاصی از تمرکزه. واسه همین کارکنان فروش شخصی همیشه نیازمند پشتیبانی هستن تا نظم، سازماندهی و انجام درست وظایف تضمین شه.

شکلای مختلف فروش شخصی

سِمتای فروش در محدوده ای بین کارمند فروش با کمه کم مهارتای فروش تا مدیر ارشد اجرایی (chief executive officer) در شرکتای دولتی و خصوصی متغیره. مهارت ساده در پایین ترین سطح هرم فروش شامل گرفتن سفارش و هدایت مشتری به طرف محصوله و در بالاترین نقطه هرم فروش هم بالاترین توانایی شامل ارائه موارد پیچیده و بیشتر بحث برانگیز و ذهنی به صورتی متقاعدکنندهه که معمولا تنها بخشی از کارکردهای مورد نیاز رو تشکیل می ده. بیشتر سِمتای فروش شخصی جایی در وسط این طیف قرار می گیرن.

طرفای فروش به دو دسته «داخلی» و «خارجی» تقسیم می شه. فروشای داخلیِ (inside sale) بالاتر از سطح کارمند فروش شامل فروش تلفنی، خرده فروشی عادی و عادی در مغازها (برخورداری از علم محصول و مهارتای ارائه محصول) و فروش خودرو و لوازم مثل (بازید مشتریان از نمایندگی) است. فروش داخلی ممکنه که با وظایف و عملکردهای دیگری مثل برنامه ریزی و جمع آوری اطلاعات ساده واسه عامل و نماینده ای خارجی ترکیب شه.

برنامه-ریزی

فروش خارجی (outside sale) در محل سکونت یا محل کار و کاسبی مشتری یا در محل طرف سومی انجام می شه؛ فروش املاک و مستغلات، نمونه ای از فروش خارجیه. ممکنه فروش خارجی با انجام برآوردهایی هم همراه باشه، مثل موارد مناقصه در کارای ساخت و ساز. ممکنه فروش خارجی، تحویل محصول رو هم شامل شه. فروشندگانی که با خودرو اجناس رو به مشتریان تحویل میدن (driver-salesperson) وظیفه ی ذخیره سازی محصول رو هم بر عهده دارن که بعضی وقتا با مسئولیتای فروش هم همراه می شه. دسته ویژه ی موجود، مهندس فروشه که از مهارت بالایی در بعضی از جنبه های عملیات صنعتی برخورداره و پس می تونه چیزای مهم و نیازها رو درک کنه و پشتیبانی فنی لازم رو ارائه بده.

فروش شخصی در خیلی از شکلای مختلف دسته بندیای مالی، مشاوره ای، تحقیقات بازار، مهندسی، ساخت و ساز و فروش لوازم به شکل داخلی و خارجی انجام می شه. در مورد خدمات مشاوره هم مدیری که باید بر قرارداد نظارت کنه، مهم ترین فروشنده واسه انجام این خدمات به حساب میره. در خدمات مشاوره (بسته به شرایط موجود) ممکنه خریداران به دیدن فروشنده برن یا برعکس.

نمایندگیای فروش

بخش مهمی از فروش شخصی به وسیله نمایندگان تولیدکنندگان انجام می شه که معمولا، شرکتای نمایندگی یا نمایندگی فروش نامیده می شن. نمایندگان فروش، بعضی وقتا انفرادی و بعضی وقتا هم گروهی کار می کنن و فروشندگان مستقلی هستن که نمایندگی تولیدکننده ای رو بر عهده دارن و معمولا در مناطقی انحصاری فعالیت و در ازای فروش اجناس فقط کمیسیون دریافت می کنن. استخدام شرکت نمایندگی به کسب و کارای کوچیک امکان می ده تا از هزینه استخدام نیروی فروش در داخل شرکت پرهیز کنن. ، نمایندگی فروشِ باسابقه می تونه به کار و کاسبی کمک کنه تا به سرعت به بخش ی فروش اثبات شده دسترسی پیدا کنه. نمایندگیا به ویژه واسه کسب و کارایی با فروش فصلی مفید هستن. نکته مثبت نمایندگیا اینه که تنها زمانی پولی به اونا پرداخت می شه که فروشی انجام شده باشه، ولی اِشکال اصلی نمایندگیای فروش این مسئله که اونا معمولا واسه چند شرکت مختلف کار می کنن و تموم وقت و انرژی خود رو به یک مشتری اختصاص نمی دن.

پول-نام-تصویر

روندها

در تجارت مدرن، جنبش زیادی واسه جایگزینی فروش شخصی در تموم بخشا در جریانه (البته به جز بخشایی که در اون ارائه خدمات، لازم و لازم الاجراست یا قیمت بالای اجناس، موندگاری فروش شخصی رو ممکن می کنه، چون فروش شخصی موجب افزایش هزینه ها می شه). الان اطلاعات موجود در بسته بندی و و کارمندانی با دستمزدها و مهارتای کمتر جای فروشندگان رو (حتی در موردای فنی) می گیرن. نمونه ای از این حالت، پخش رایانه و نرم افزاره؛ با گذشت زمان، اجناس بیشتری در اشکال بسته بندی شده ی استاندارد به فروش می رسه (حتی در مغازه های خرده فروشی) و کارکرد فروش به کاری فقط با هدفِ کمک به مشتریان واسه یافتن (و نه شناختنِ) اجناس سقوط پیدا کرده. خدمات تعمیر و نگهداری اجناس (شامل تأسیسات اونا) هم به خارج کشور و بازارهایی انتقال پیدا میکنه که هزینه های نیروی کار در اونا پایین تره و خدمات تعمیر و نگهداری هم به شکل تلفنی ارائه می شه. فروش شخصی هنوزم روش اصلی فروش واسه اجناس مالی، املاک و مستغلات و جنسای مصرفی بادوام اصلی (مثل خودرو، لوازم خونگی، قایق، مبلمون، فرش و موکت و چیزای دیگه ای به جز اینا) به حساب میره. فروش شخصی در مورد خدماتی مثل ساخت و ساز و تعمیر و نگهداری هم مورد استفاده قرار میگیره و بازم در خرده فروشی لوکس مربوط به طبقات بالای جامعه حضور داره، چون در این نوع خرده فروشی، به دلیل قیمتای بالا، توجه به نیازای مشتری چیزی لازم به حساب میره. فروش شخصی در سیستمای پخش مثل (analogous distribution systems) هم (که در اونا سعی می شه تا به سطح درآمدی متوسط با کالاهایی با سود بالا (high margin products) ولی (به دلیل قیمت بالا) به سختی قابل فروش برسن) ادامه پیدا میکنه. فروش شخصی هنوزم در فروشای کار و کاسبی به کار و کاسبی یا کار و کاسبی به مؤسسات روش اصلی فروشِ جنسای سرمایه ای، مواد ساده و قطعات و خدمات به حساب میره.

پس، زمانی از فروش شخصی استفاده می شه که استفاده از اون دوری ناپذیر باشه یا به عنوان یک خدمت (و نه بخشی از محصول) در نظر گرفته و واسه اون مبلغی پرداخت شه. نبود فروشندگانی که با دقت به مشتریان رسیدگی کنن، به معنی یه جور خواسته مخفی در اقتصاده که بعضی از کسب و کارای کوچیک با برآوردن این خواسته به طور مؤثری از اون استفاده می کنن، ولی انجام این کار، نیازمند ارائه اجناس با قیمتیه که هزینه های استخدام نیروی انسانی لازم واسه فروش شخصی رو تأمین کنه. شاید بعضی بگن خدمات فروش رو هم باید به فروش رساند و واسه اون مبلغی دریافت کرد، ولی این فروش می تونه فروش تحمیلی به حساب بیاد و ممکنه تموم مشتریان تمایلی واسه پرداخت هزینه اضافه نداشته باشن. تبانی و صلح مصرف کنندگانی که حاضرن با محیطای فروش غیرشخصی کنار بیان تا کمی کمتر پول بدن، به همون میزان در کاهش فروش شخصی نقش دارن که پایین آوردن هزینه ها به وسیله کسب و کارایی که به دنبال به بیشترین حد رساندن سود هستن.

منبع : inc.com


فرهنگ سوزی یا سوختن در فرهنگ؟ 

 

در تاکسی نشسته بود و کتابچه تاریخ ادبیات رو می خونه.

داشت آثار بزرگ علوی رو حفظ می کرد تا نکنه با آثار جلال آل احمد اشتباه بگیره؛

آخر هفته امتحان جمع بندی داشت و از همه نویسندها و آثارشون سوال می اومد. در بحر حفظیات ادبیات فرورفته بود که یهو دو موتوری از کنار ماشین رد شدن و ترقه ای جلوی ماشین انداختن و اگه راننده حرفه ای نبود شاید به گاردریل دور برخورد می کرد.

به اندازه ای ترسید که بی خیال درس شد و کتاب رو داخل کوله اش گذاشت تا در خونه مطالعه کنه.

به خیابون نزدیک خونه اش که دید که دود خیابون رو فراگرفته و چند تا نوجوون و جوون رو دید که میدون جنگ راه انداخته بودن و ترقه که نه، بمب به وسط خیابون می انداختن.

تموم فکر و ذکرش شده بود کنکور و درسای باقی مونده؛ و استرس امتحانات و تستایی که باید میزد کم بود، این سر و صداها اعصابش رو خردتر هم کرد.

به خونه که رسید به مادربزرگش سلام کرد که هفته پیش نظارت رو عمل کرده و اومده بود خونه شون تا حواسشون بیشتر بهش باشه، و هنوزم حال و احوال خوشی پیدا نکرده بود.

مادربزرگش هم از آزار و اذیت بچه های محل شاکی تر از خودش بود.

سراغ مادرش رو گرفت. رفته بود تا خواهرش رو از مدرسه بیاره تا خطر کمتری اونو تهدید کنه.

خواست برود درس بخونه تا چند تا تست عقب نیفتد اما مگه سرو صدا می گذاشت؟

یا صدای ترقه می اومد، و یا نگران بود که در این شلوغی و پریشون بازار چهارشنبه سوری خونواده اش سالم به خونه برسن و یا دلش واسه مادربزرگش می سوخت که با با این همه درد باید این بی فرهنگی آزاردهنده رو هم تحمل کنه.

خونواده

هر چند دقیقه که کتاب می خواند یهو صدای سهمگینی می اومد و تمرکزش رو به هم میزد. و هرچقدر که سعی می کرد که ندیده بگیره نمی تونست.

تنها کاری هم که از اون برمی اومد این بود که برود پشت پنجره و کمی داد و بیداد کنه تا آروم تر مراسم پرانرژی چهارشنبه سوری رو برگزار کنن!

اما هر دوباری که به اونا تذکر داد با تمسخر اونا روبرو شد و از لج اون یک چیزی مثل بمب اتم نزدیک خونه شون ترکوندن تا نکنه دوباره فکر اعتراض به سرش بزنه و مزاحم اونا شه در بزرگداشت فرهنگ ایرونی!

اما مگه آزار و اذیت کردن مردم مربوط می شه به فرهنگ غنی یک کشور؟

تندرو گردی در اجرای سنتا یک کار فرهنگیه؟ یا فقط یک تخلیه روانیه از راه پر کردن بقیه؟

خیلی از رفتاریامون در سطح شهر می تونه آزار دهنده باشه اما یکی از تخریب کننده ترین و آزار دهنده ترین اونا همین ترقه بازی چهارشنبه سوریه.

بعضی از رفتارای نامناسب به خاطر امکانات کم و شرایط نابه سامانه. و یه سریای دیگه تا حدی رد نشدنی.

اما چهارشنبه سوری چه؟

تنها و تنها مربوط می شه به فرهنگ پایین و برداشت ناصحیح از زنده کردن سنتا و ارزشا

فرانشیز چیه؟ 

 

جوئِل لیباوا (Joel Libava)، نویسنده ی کتاب «صاحب یک فرانشیز شید!» از کارآموزان دبیرستانی یک باشگاه کارآفرینی پرسید که فرانشیز چیه و با جوابای جالبی روبرو شد:

  • فرانشیز کسب وکاریه که در شهرهای مختلف دیده می شه. فرانشیزها به دلیل علائم تجاری و رنگ آمیزی یک شکل قابل شناسایی هستن.
  • فرانشیز به کسب وکاری گفته می شه که همه جا یک شکل باشه.
  • مَک دونالدز (McDonald’s) یک فرانشیزه. پس کِی اِف سی (KFC) و بِرگِر کینگ (Burger King) هم فرانشیز حساب می شن.

فرانشیز چیه؟

فرانشیز (حق امتیاز) یه جور از کسب و کاره که طی عقد قرارداد تحت مالکیت و اداره فرانشیزگیرنده (دریافت کننده ی حق امتیاز) درمی آید، اما به وسیله فرانشیزدهنده (اعطاکننده ی حق امتیاز) که معمولا یک شرکت کلان در سطح ملی یا بین المللیه، برندسازی و نظارت می شه. خیلی از مغازها و رستورانای معروف مثل ساب وِی (Subway)، هتلای هیلتون (Hilton Hotels)، مَک دونالدز (McDonald’s)، کِی اِف سی (KFC) و هزاران نمونه دیگر در ردیف کسب و کارای فرانشیز دسته بندی می شن.

خرید فرانشیز به معنی خریدِ حقِ امتیازِ استفاده از یک سیستم کار و کاسبی ثابت با قیمتا، اجناس و روشای بازاریابی ثابته. فرانشیزگیرنده حق استفاده از همه نشونای تجاری فرانشیزدهنده مثل لوگو، شعار تبلیغاتی، علائم و هر چیز دیگری رو که به برند اعطاکننده ی حق امتیاز مربوطه، به دست میاره.

چیجوری در یک کسب وکار فرانشیز سرمایه گذاری کنیم؟

فرانشیزگیرنده اول باید بهای فرانشیز (مبلغ حق امتیاز) رو به فرانشیزدهنده پرداخت کنه تا به موجب پرداخت مبلغ تعیین شده و امضای قرارداد، حق امتیاز استفاده از عنوان تجاری فرانشیزدهنده، سیستمای کار و کاسبی، راهنمای عملیات، وسیله بازاریابی، نرم افزارها و بقیه امکانات واسه فرانشیزدهنده رو به دست آورد. فرانشیزدهنده حتی ممکنه حق امتیاز فروش اجناس یا خدمات فرانشیز در یک منطقه جغرافیایی خاص رو به شکل انحصاری به فرانشیزگیرنده واگذار کنه. اطلاعات مربوط به منطقه جغرافیایی و هم مدت اعتبار فرانشیز در مفاد قرارداد اشاره می شن. این مدت اعتبار معمولا بین ۵ تا ۱۰ سال و قابل تمدیده.

به چه دلیل بعضی شرکتا اقدام به فرانشیزینگ (واگذاری حق امتیاز) می کنن؟

فرانشیزینگ یک روش موثر در افزایش پخش اجناس و خدمات شرکتا به حساب میره. اولین نمونه های فرانشیزینگ رو میشه در روش فروش چرخای خیاطی سینگِر و اتومبیلای فورد مشاهده کرد. شاخص ترین امتیاز فرانشیزینگ اینه که شرکتا از سرمایه بقیه افراد در پیشرفت کار و کاسبی خود بهره مند می شن و دیگر مجبور نیستن همه سرمایه خود رو هزینه کنن.

افتتاح شعب جدید همیشه با احتمال زیانای اقتصادی همراهه، در حالی که شرکتا رقابت مقابله با این مخاطرات رو از راه واگذاری حق امتیاز به گیرندگان فرانشیز منتقل می کنن. البته فرانشیزدهنده در هر صورت باید تا حدی خطر کنه و مبلغی رو به ایجاد سیستم فرانشیز اختصاص بده، اما احتیاجی نداره بخش هنگفتی از سرمایه خود رو در افتتاح شعب جدید هزینه کنه.

در انتخاب فرانشیز به چه نکاتی باید دقت کرد؟

توجه داشته باشین که همه کسب و کارای فرانشیز برابر نیستن، بلکه باید در انتخاب فرانشیز هوشمندانه عمل کنین تا ضرر نبینید. پیشنهاد می شه نکات زیر رو در انتخاب تون مورد توجه داشته باشین:

۱. زمینه هایی رو که در اونا مهارت دارین، پیدا کنین

قبل اینکه کسب و کاری راه بندازین، باید اول خودتون رو بشناسین تا بفهمین کدوم فرانشیز با شرایط شخص شما سازگاره. پس قبل از هر چیزی مهمترین مهارت ها و خصوصیات خود رو روی کاغذ فهرست کنین. فردی معاشرتی هستین و علاقه دارین مستقیما با مردم در رابطه باشین یا اینکه ترجیح میدید پشت پرده فعالیت کنین و خیلی جلوی چشم نباشید؟ به ویژگیایی مثل اینم فکر کنین و خلاصه، هر مهارت و خصوصیتی رو که در خودتون سراغ دارین، یادداشت کنین.

۲. به دنبال فرانشیزی بگردید که با مهارت هاتون موافق باشه

این مرحله خیلی آسون تر از چیزیه که به نظر می رسه. فقط کافیه هنگام جست وجوی کسب و کارای فرانشیز، به فهرستی که در مرحله قبل تهیه کردین مراجعه کنین. از راه جست وجوی اینترنتی دست به کار شید. پورتالای فرانشیز نقطه شروع مناسبی هستن. حتی می تونین عباراتی مثل «فرصتای فرانشیز» یا «فرانشیزهای واسه فروش» رو در موتورهای جست وجو وارد کرده و نتایج فهرست شده رو بررسی کنین. یادتون باشه واسه این مرحله باید حوصله به خرج بدین. بعد چند مورد از فرانشیزهایی که توجه تون رو جلب کردن انتخاب کنین. ببینین کدوم یک از این انتخابا با مهارتایی که قبلا یادداشت کرده بودین، موافقت دارن.

مثلا فرض کنین توجه تون به یک شرکت ارائه دهنده ی خدمات نظافت اماکن تجاری که حق امتیاز خود رو واگذار می کنه، جلب شده. با مطالعه اطلاعات ارائه شده به وسیله فرانشیزدهنده، متوجه میشید که این شرکت طبق ی مدلِ بنگاه به بنگاه (B2B) فعالیت می کنه. پس شما به عنوان فرانشیزگیرنده قرار نیس با خود مشتری معامله کنین، بلکه طرف معامله شما صاحبان کار و کاسبی یا مدیران شون هستن. در این مورد، فرانشیزگیرنده به مهارتای مربوط به فروش و مدیریت فروش نیازمنده و کلا یک نقش فروش محور داره . اگه این مشخصات با مهارتایی که قبلا فهرست کرده بودین موافقت دارن، می تونین فرم «خواسته اطلاعات بیشتر» رو که در همه پورتالای فرانشیز موجوده، تکمیل و ارسال کنین و منتظر بمونین تا نمایندگان فرانشیز با شما تماس بگیرن.

۳. تمایلای عادی مشتریان و بازار کسب وکار رو بشناسین

فرانشیزهای پرطرفدار رو بشناسین و اطلاعات تون رو دور و بر دنیای کار و کاسبی به روز کنین. اما یادتون باشه خریداری فرانشیزهایی که الان بازارشان داغه، حتما صرفه ی اقتصادی نداره. مثلا ممکنه فرانشیزی که حالا در موردش تحقیق می کنین، رونق زیادی داشته باشه اما شاید این رونق خیلی زود پس از خرید فرانشیز اُفت کنه. به بیان دیگر، فریفته ی فرانشیزهایی که رونق زودگذر دارن نشید. البته نه اینکه مجبور باشین به کلی از خرید فرانشیزهای با بازار داغ بیخیال شین، فقط حواس تون باشه روی فرانشیزی سرمایه گذاری کنین که بازارش بعد از مدت کوتاهی سرد نشه.

اگه جامعه ی هدف تون مصرف کنندگان هستن، باید بفهمین مصرف کننده دوست داره واسه چی پول خرج کنه یا مثلا به چه دلیل حاضر نیس واسه فلان محصول یا خدمات هزینه کنه. یا اگه قصد خرید فرانشیزی رو دارین که طبق ی مدل B2B فعالیت می کنه، مثل شرکتای ارائه دهنده ی خدمات آموزش سازمانی و مربی گری (کوچینگ)، باید بدونین که رهبران مثل این کسب و کارا درگیر چه موضوعاتی هستن، چه نیازهایی دارن و بودجه شون کافیه واسه چیزی که ارائه میدید هزینه کنن یا نه؟

پول-نام-تصویر

پس اگه به دنبال خرید فرانشیز هستین، حتما این نکات رو قبل از سرمایه گذاری به دقت بررسی کنین تا انتخاب موفق تری داشته باشین.

منبع : articles.bplans

ایده خود رو به پول تبدیل کنین


۳

فرانشیز بیمه چیه و در چه مواردی اعمال می شه؟ 

 

اصطلاح فرانشیز از ریشه ی کلمه ای لاتین Franchise به معنای معافیته و در قراردادهای بیمه به بخشی از ضرر گفته می شه که در رابطه بین بیمه گذار و شرکت بیمه گر از اون صرف نظر می شه؛ یعنی در ایران این اصطلاح به مبلغی از ضرر گفته می شه که برعهده ی بیمه گذار بوده و بیمه گر نسبت بهش تعهدی نداره. مثلا اگه در یک بیمه نامه (قرارداد بیمه بین بیمه گذار و بیمه گر) مبلغ تعیین شده واسه فرانشیز یک میلیون ریال باشه و ضرر وارده به بیمه گذار پنج میلیون ریال باشه، بیمه گر با دلیل به فرانشیز بیمه تنها چار میلیون ریال به بیمه گذار پرداخت می کنن و از اون یک میلیون صرف نظر می کنه؛ در همین مثال اگه مبلغ ضرر برابر با مبلغ تعیین شده واسه فرانشیز یعنی یک میلیون ریال باشه، بیمه گر هیچ مبلغی به عنوان ضرر به بیمه گذار پرداخت نمی کنه. میزان ضرر تعیین شده در فرانشیز در هرحال به عهده ی بیمه گذاره و بیمه گر در قبال اون مسئولیتی نداره.

هدف از تعیین فرانشیز

فرانشیز در ایران به این صورت اعمال می شه که اگه در بیمه نامه قید شده باشه، تنها در صورتی مبلغ کامل ضرر قابل پرداخت هستش که میزان ضرر بیشتر از درصد معینی از ارزش ِبیمه شده (موضوع بیمه) باشه.

افراد هنگامی به سراغ بیمه می رن و خود رو نیازمند بهش می بینن که دریابند جبران ضرر محتمل در آینده بخش بزرگی از دارایی اونا رو درگیر می کنه یا به طور کل تحمل ضرر از عهده ی اونا خارجه اما در مورد خسارات جزئی و کم ترسی ندارن؛ از طرف دیگر با وجود فرانشیز جدا از اینکه اینکه بخش خیلی از تعهدات بیمه گران کاهش پیدا میکنه و از مراجعات تکراری بیمه گذاران به شرکتای بیمه جلوگیری می کنه، و توجه بیمه گران به مراقبت و حفاظت از موضوع بیمه رو جلب می کنه؛ همین طور همراه با افزایش انگیزه بیمه گران، موجبات تخفیف در حق بیمه رو هم جفت و جور می کنه. پس هدف از تعیین فرانشیز بیمه نامها، حذف ضررای جزیی، حفظ علاقه مندی بیمه گذار به مراقبت از موضوع بیمه و هم جلوگیری از طرح دعاوی واسه خسارات جزییه.

شکلای مختلف فرانشیز بیمه

۱. در بیشتر موارد فرانشیز رقم مشخص و ثابتیه که از مبلغ کل ضرر کسر می شه.

۲. بعضی وقتا فرانشیز درصدی از مبلغ بیمه که با بالاتر رفتن مبلغ بیمه، مبلغ فرانشیز هم زیاد می شه.

۳. بعضی وقتا هم درصد ثابتی از خسارته و بسته به میزان ضرر، بیمه گذار و بیمه گر در تحمل ضرر با همدیگه سهیم می شن.

کاربرد فرانشیز

فرانشیز در شکلای مختلف بیمه نامهای اموال، افراد و مسئولیت اعمال می شه.

بیمه اموال

فرانشیز در بیشتر بیمه های مهندسی و بدنه ی اتومبیل هست و طبق مورد با توجه به نوع ضرر، میزان اون متغیره. اما در بیمه های آتیش سوزی که میزان زیادی ضرر وارد می شه، از اعمال فرانشیز پرهیز می شه مگه اونکه در مورد پوششای بیمه ای خطرات اضافی در بیمه های آتیش سوزی ارائه و اعمال شه.

بیمه افراد

درمورد بیمه افراد سه دسته عادی بیمه هست: بیمه درمون، بیمه حوادث و مشکل عضو و آخرش بیمه عمر.

در شکلای مختلف بیمه افراد، تنها در بیمه های درمونِ اشخاصه که اعمال فرانشیز به شکل عرف درآمده و در مورد هزینه های دارو و حق الزحمه ی دکتر ارائه می شه.

در مورد بیمه حادثه و مشکل عضو با اینکه اعمال فرانشیز منعی نداره اما عادی و عادی نیس؛ کلا میشه گفت که خیلی کم اتفاق میفتد تا در این نوع بیمه فرانشیز قید شه.

فرانشیز در مورد بیمه عمر هیچ گونه توجیهی نداره و ابدا اعمال نمی شه؛ در بیمه عمر، هدفِ بیمه گذار ایجاد سرمایه ای با مبلغ معینه تا در زمان کهولت و بازنشستگی بتونه از اون مستقیما استفاده کنه یا واسه بازماندگانش مبلغی رو جفت و جور کنه، واسه همین در مورد بیمه عمر خسارتی وجود نداره تا مبلغی از اون کسر شه. بیمه عمر یه جور رابطه مالی و به خاطر ایجاد پس اندازه.

بیمه مسئولیت

فرانشیز تنها واسه بیمه های مسئولیتِ اختیاری قابل اعماله و بیمه گذار باتوجه به وضع مالی خود سهمی از پرداخت ضرر رو مستقیما بر عهده میگیره؛ اما در بیمه های مسئولیت اجباری، این ممکن نیس.

تهیه شده در:chetor.com


۱

منحرف کردن چیه و چیجوری میشه با اون مقابله کرد؟ 

 

منحرف کردن مکانیزمی دفاعیه که افراد واسه روبرو شدن با احساسات و احساسات بد به طور ناخودآگاه به کار می برن. در این ساختار دفاعی، فرد به جای پذیرش و کنترل احساسات و احساسات بد خود، اونا رو نسبت به فرد دیگری درخشش می ده. تابه حال پیش اومده از فردی خوش تون نیاد فقط به این خاطر که خود رو قانع کنین تا این شخص نسبت به شما حس انتقام جویی و دشمنی داره؟ این حس وحال، مثالی از فرافکنیه. خوشبختانه، راه کارایی هست که به شما نشون می ده به چه دلیل دچار منحرف کردن میشید و به کمک اونا می تونین این ساختار دفاعی رو متوقف کنین. همراه ما باشین تا این راهکارها رو براتون بگیم.

 

پایه منحرف کردن چیه؟

«زیگموند فروید»، روانشناس اتریشی، که پایه منحرف کردن رو تعریف و ریشه یابی کرده. فروید به پدر علم روانشناسی معروفه. به خاطر همین لقب و جایگاهه که بعضی وقتا به این ساختار دفاعی، «منحرف کردن فرویدی» هم گفته می شه. در جلسات درمانی که فروید با افرادی دچار منحرف کردن داشت، متوجه نکته ای شد: بعضی وقتا، افراد دچار منحرف کردن، بقیه رو به داشتن احساساتی متهم می کنن که خودشون نمایش میدن. با این کار و نسبت دادن و شریک کردن بقیه در احساس خود، بهتر می تونن با این احساسات دست وپنجه نرم کنن.

مثال سنتی و سنتی که درباره منحرف کردن فرویدی مطرح می شه، اینه: زنی خیانت کار به همسرش بهتان خیانت می زنه یا شخصی احساس می کنه که حتما باید دزدی کنه و این احساس و قصد رو به بقیه نسبت می ده. پس فرد نامبرده همیشه احساس می کنه که گویا کیف پول اون دزدیده شده یا وقتی چیزی می خره، فکر میکنه که بیشتر از حد لازم از اون پول گرفته شده.

8/06/پول-15.jpg” alt=پول-نام-تصویر width=”550″ height=”550″ />

مثالی از منحرف کردن

این ساختار دفاعی همیشه خیلی راحت قابل تعریف و شناسایی نیس. اما این حس و ساختار زمانی بیشترین نمود پیدا می کنه که افراد مجبور به رفت و امد و رابطه با کسی می شن که از اون خوشش شون نمیاد ولی مجبور هستن مؤدبانه هم رفتار کنن. مثلا وقتی خواهر همسرتون خیلی رابطه خوبی با اون داره، این امکان هست که حس نفرت نسبت بهش فرد در شما پا بگیره. شما مجبور هستین که با خواهر همسرتون رفتار خوبی داشته باشین، اما در طول زمان متوجه میشید که اون از شما خوشش نمیاد.

هروقت که جمعی خانوادگی وجود داشته باشه؛ به ویژه زمانی که همسرتون هم حضور داشته باشه، احساس می کنین که خواهر همسر رفتاری موذیانه و آزاردهنده با شما داره. حتی به دلیل تراشی هم روی میارید؛ مثلا به همسرتون می گین که برخلاف سعیای زیادی که واسه رابطه با خواهرش به خرج میدید، اون بازم شما رو دوست نداره. همونجوریکه توضیح داده شد، در این مثال، شما هستین که نفرت و بی علاقگی خود به خواهر همسرتون رو منحرف کردن می کنین.

دلیل منحرف کردن چیه؟

همونجوریکه قبل تر هم عنوان شد، این واکنش یه جور ساختار دفاعیه و مکانیز مای دفاعی واسه روبرو شدن و کنارآمدن با احساسات و عواطفیه که ما واسه بیان و کنارآمدن با اونا مشکل داریم. در مثالی که در قسمت قبل عنوان شد، وقتی به خواهر همسرتون و زمانی که با همسرتون می گذرونه حسادت می کنین، از این حس حسادت ناراحت هستین و نگرانید که بقیه اعضای خونواده متوجه اون بشن و نسبت به شما تصور بدی پیدا کنن.

خونواده

واکنش شما به جمله این احساسات منفی اینه که ناخودآگاه، رفتار و احساسات خود رو به خواهر همسرتون نسبت میدید. درواقع به جای اینکه مشکل خود با این حجم از نفرت رو حل کنین با انتقال و نسبت دادن اون به طرف مقابل تون دچار منحرف کردن میشید. منحرف کردن، نمونه ای از واکنشا و ساختارای دفاعی بی شماریه که افراد مختلف معمولا بهش دچار می شن.

بقیه ساختارای دفاعی

ساختارای دفاعی عادی دیگر از این قرار هستن:

۱. رد

این ساختار به معنای نبود پذیرش واقعیته. مثلا وقتی دکتر به شما درباره مریضی ناجوری آگاهی می ده، سعی می کنین از پذیرش این مسأله که به مریضی خاصی دچار شدین، پرهیز کنین.

۲. دستکاری

این ساختار هم فرد واقعیت رو اون طور که نیاز داره، تغییر می ده. مثلا وقتی شریک عاطفی زندگی تون از تعهدات رابطه می هراسد، فکر می کنین که به شما خیانت می کنه.

۳. تهاجم واکنشی

در این روش هم به طور غیرمستقیم سعی می شه تا تهاجم و واکنشی نسبت به فرد یا موضوعی نشون داده بشه. مثلا وقتی با همکارتان سر مسأله ای درگیر شدین، واسه انتقام طور دیگری قضیه رو تلافی می کنین و در محل مختص پارک خودروی اون، خودروی خود رو پارک می کنین.

۴. واپس رانی

در این روش دفاعی هم به جای حل وفصل مشکل، سعی بر پوشاندن احساسات واقعی میشید. مثلا وقتی تصادف می کنین و نمی تونین جزئیات امر رو به خاطر بیارین، بعضی وقتا مغز واسه کمک به شما هدفمند بخشی از این خاطرات و جزئیات رو به فراموشی می سپارد.

۵. تعالی (سابلیمیشن)

تبدیل انرژی احساسات منفی به امور مثبت. مثلا وقتی عصبانی میشید شروع به نظافت و تمیزکاری منزل می کنین.

۶. فرق

با درنظرگرفتن ملاحظاتی به طور موقتی واسه دچارنشدن به احساسات، شخصیت خود رو تغییر میدید. مثلا زمانی که در مجلس ترحیمی شرکت می کنین، واسه اینکه بقیه ناراحت نشن خود رو کنترل می کنین.

شخصیت

ساختارای دفاعی همیشه ناسالم و بد نیستن. درواقع، بعضی از ساختارای دفاعی واسه روبرو شدن با رویدادهای استرس زا لازمن. مثلا، طنز یه جور ساختار دفاعیه که افراد واسه مقابله با استرس از اون استفاده میکردن. استفاده از طنز در موقعیتای سخت جدا از اینکه آزادشدن احساسات، باعث خوشحال کردن بقیه هم می شه.

روشایی واسه متوقف کردن منحرف کردن

متأسفانه بیشتر افراد زمانی متوجه دچاربودن خود به منحرف کردن می شن که خیلی دیره، اما واسه مقابله با دچارشدن به این مشکل در آینده، قدمایی هست که می تونین از اونا بهره ببرین. اولین قدم مثبت اینه که روابط منفی خود رو در زندگی شناسایی کنین. ببینین که با کی در خونواده یا محیط کار نمی سازید. سعی کنین دریابید که مشکل کجاه و این دشمنی از کجا ریشه میگیره. بعضی وقتا کمک گرفتن از مشاور به شما کمک بیشتری واسه کشف درست مشکل و آزاد و رو راست صحبت کردن می ده.

اگه به شناخت درستی نسبت به دچارشدن تون به منحرف کردن بشین، در آینده و تعاملات آینده خود بهتر می تونین راه و میل به اجرای این ساختار دفاعی رو در خود مدیریت کنین. سعی کنین، مشکلات و اختلافات رو با روشایی سرراست و روشن حل کنین و از حالت دفاعی بپرهیزد. کلید حل این مشکل شناخت نقاطی از رفتارتانه که در لاک دفاعی فرو می روید. باید این لحظه ها رو شناسایی کنین و به حالتی مثبت واکنش نشون بدین.

شکلای مختلف منحرف کردن

منحرف کردن همیشه مکانیزمی منفی به حساب نمیاد. گرچه در منحرف کردن فرویدی، این شکل از ساختار دفاعی بد به حساب میاد، اما در کل انواعی از ساختارای دفاعی هست که می تونن مثبت و سازنده باشن.

  • منحرف کردن مکمل: در این نوع از منحرف کردن، فرد فکر میکنه که بقیه هم نظرات و آرایی مثل اون دارن. اینجور رفتاری رایجه. مثلا وقتی درباره آزاررساندن به حیوانات خبری می شنوین، با خود فکر می کنین چه جوری ممکنه بقیه هم مثل شما واسه حیوانات ارزش قائل نباشن یا مثلا با وجود اینکه نمی دونین بقیه چیجوری رنگا رو می بینن، فکر می کنین که اونا هم دقیقا مثل شما رنگا رو می بینن و درک می کنن. در این مثال شما درحال منحرف کردن دید خود نسبت به رنگا به بقیه افراد هستین.

منحرف کردن مکمل خیلی عادی نیس و کمی متفاوته. افرادی که منحرف کردن مکمل دارن فکر می کنن که بقیه هم مهارت ها و تواناییای مثل اونا رو دارن. مثلا اگه آشپز خیلی خوبی هستن، این طور می پندارند که همه خیلی راحت و خوبی اونا قادر به درست کردن کیک مربایی هستن که اینجور نگرشی اشتباهه.

منحرف کردن راه مناسب و سالمی واسه مدیریت احساسات نیس. البته ترک این عادت واسه بعضی سخته. بار بعدی که دست به منحرف کردن زدید لحظه ای توقف کنین و از خود بپرسید که به چه دلیل اینجور رفتاری دارین. باور کنین متوجه میشید که جنگ و روبرو شدن با غولای منفی نگری تو ذهن، بسیار ساده تر از انتقال احساسات ناخوشانید به بقیه و پیوند شون به اوناس.

روش مدیریت احساسات سخت

تجربه احساساتی مثل حسادت، عصبانیت، خشم و آزردگی طبیعیه. اما تا الان احساس کردین که این احساسات شما رو از پای درمی بیارن و اسیر خود میسازن و واسه مقابله با اونا نیاز به انرژی خیلی زیادی دارین؟ همه می تونن از گزینه هایی سالم و مناسب واسه روبرو شدن با احساسات دشوارشان بهره ببرن. کافیه اراده و سعی به خرج داده بشه.



فر کردن موها با ۹ روشی که هیچ آسیبی نمی رساند 

 

خیلی از خانوما دوست دارن موهای فر و حالت دار داشته باشن. اما فر کردن موها با روشای گرمایی، آسیب جدی به اونا وارد می کنه و بعضی وقتا حتی موها رو می سوزونه. اما روشای بسیار ساده ای هست که می تونین در خونه و بدون استفاده از گرما، موهای فر و حالت دار داشته باشین که طبیعی تر به نظر برسه. در این مقاله شما رو با آسون ترین و کم آسیب ترین روشای فر کردن و حالت دار کردن مو آشنا می کنیم.

فر کردن موها با بیگودی واقعا عذاب آوره، اما می دونستین که واسه فر کردن موهاتون، حتما لازم نیس از بیگودی یا هر وسیله گرمایی دیگری استفاده کنین؟ عرق کردن، درد بازو و آسیبایی که به مو وارد می شه، از مشکلات استفاده از بیگودیه. پس با همه این سختیا، حتما خوشحال میشید اگه بفهمین که راه های دیگری هست که می تونین با استفاده از اونا موهای خود رو فر کنین؛ جالب اینجاست که فرهایی که از راه این روش ها ایجاد می شه، طبیعی تر به نظر می رسه. در این مقاله می خواهیم همه روشای فر کردن مو در سبکای جورواجور رو به شما معرفی کنیم.

چیجوری موها بدون گرما فر می شن؟

خانوما قرنا ست که بدون استفاده از گرما، موهای خود رو فر می کنن! خیلی از این روش ها، شامل رفتن به رختخواب با موهایی مرطوب و بیدارشدن با موهایی فره! بعضی کارا به فرشدن طبیعی موهاتون کمک می کنه. بعد از خوندن این مقاله، بهترین روش متناسب با ظاهر خود و سبک دلخواه تون رو انتخاب کنین.

۱. حالت فر دادن به موها

حالت فردادن به موها، فر طبیعی موهای شما رو بیشتر کرده و بسته به بافت طبیعی موی شما، اونو حالت دار یا فر می کنه. یکی از سریع ترین و آسونترین روش ها واسه داشتن موهای فر و حالت دار، این روشه.

واسه این کار شما به مواد زیر نیاز دارین:

  • اجناس شکل دهنده ی مو (مثل موس یا ژل)؛
  • شامپوی حجم دهنده ی مو؛
  • حوله؛
  • ژل مو یا بقیه کالاهایی که مدت زمان موندگاری فر رو افزایش می ده.

روش استفاده:

  1. موهای خود رو با شامپوی حجم دهنده ی مو بشورید و بعد نرم کننده استفاده کنین؛
  2. نرم کننده رو فقط به انتهای موهای خود بزنین تا باعث ریزش اونا نشه. درهمین حال، موهای خود رو منظم کنین و پریشونی اونو سامان بدین؛
  3. موهای خود رو به طور کامل بشورید تا هیچ اثری از شامپو یا نرم کننده روی اون باقی نمونه؛
  4. آبِ موهای خود رو با حوله بگیرین. حوله رو روی سر خود نسایید چون باعث شکستی و به هم ریختگی مو می شه. به جای اون، به آرامی موهای خود رو با حوله بفشارید تا آب، خارج شده و جذب حوله شه؛
  5. در حالی که هنوز موهاتون مرطوبه، مقداری موس (یا فوم)، به اندازه یک توپ گلف یا مقداری ژل مو به اندازه نخود، به سر خود بمالید؛
  6. بعد موهای خود رو با این مواد، حالت بدین. موها رو به شکلی حالت بدین که گویا می خواید کاغذی رو مچاله کنین؛
  7. هیچ محصول حالت دهنده ای رو در نزدیکی ریشه ی موهای خود استفاده نکنین، چون ممکنه باعث چرب شدن موهاتون شه. موهای خود رو به طرف بالا حالت بدین و اجازه بدین که خشک شه.

۲. فر کردن موها با سنجاق سر

این روش قدیمی هیچ وقت از مد نیفتاده و الان هم راهی فوق العاده آسون واسه حالت دادن مو، بدون حرارته. واسه این کار، باید قبل از رفتن به تختخواب موهای خود رو با سنجاق شکل بدین تا صبح، با موهای فر بسیار قشنگ از خواب بیدار شید.

واسه این کار به وسیله زیر نیاز دارین:

  • حوله؛
  • شونِه ای که فاصله دندانه هاش از هم زیاد باشه؛
  • ژل مو؛
  • سنجاق سر؛
  • شال نخی؛
  • اسپری مو.

روش استفاده:

  1. موهای خود رو با یک شامپوی حجم دهنده ی مرغوب بشورید و بعد از یک نرم کننده استفاده کنین. بهتره هنگام استفاده از نرم کننده، موهای خود رو با شونِه ای که فاصله دندانه هاش از هم زیاده، شونِه بزنین. موها رو به آرامی با حوله خشک کنین؛ حتما با حوله آب موها رو بگیرین، نه اینکه با اون موهاتون رو بسابید! بعد از ژل مو یا هر محصولی که به حفظ حالت مو کمک می کنه، استفاده کنین؛
  2. موهای قسمت بالایی سر رو جدا کنین و اونو به شکل گره نگه دارین. روی این قسمت بعدا کار می کنین؛
  3. به اندازه دوبند انگشت از موهای خود رو جدا کرده و با اون یک حلقه بسازین. اونو با انگشت شست و اشاره نگه دارین. شروع کنین به رول کردن حلقه مو به طرف بالا تا زمانی که به ریشه برسین. حتما مو رو به طرف بالا و دور از صورت خود رول کنین؛
  4. موی رول شده رو به شکل مسطح نسبت به سر خود قرار داده و با یک سنجاق سر اونو به موهای خود وصل کنین تا ثابت بمونه. اگه قسمت حلقه شده، بسیار کلفت باشه، سنجاق سر باعث ایجاد فرورفتگی در موهاتون می شه؛
  5. بقیه ی موهای خود رو هم به این شکل حلقه و رول کنین و با سنجاق سر ثابت نگه دارین؛
  6. زمانی که تا قسمتای پایینی سر، این روند رو ادامه داده و به پایان رساندید، روی موهای قسمت بالایی سر که قبلا جدا کرده بودین، کار کنین. موهای خود رو با یک شال نخی بپوشونین تا سنجاقا روی جای خود ثابت بمونن و بعد به رختخواب برید. شال نخی باعث جذب رطوبت موهاتون می شه؛صبح بیدار شده و حلقه های رول شده رو باز کنین. وقتی موهاتون خشک بود، سنجاقا رو وردارین. واسه خشک کردن موها از سشوار استفاده نکنین، چون باعث شکستن موهاتون و باز شدن فرها می شه. زمانی که همه سنجاقا رو درآوردید، به آرامی با انگشتان تون موها رو شونِه بزنین تا اون قسمتایی رو که از هم جدا کردین، دوباره کنار هم قرار بگیره و ظاهری تکه تکه نداشته باشه. واسه اینکه فر موهاتون موندگاری بیشتری داشته باشه، می تونین از اسپری مو استفاده کنین.

۳. بافتن

اگه دنبال موهای حالت داری هستین که طبیعی به نظر برسه، بافتن موها دقیقا همون کاریه که باید انجام بدین. این روش یکی از آسونترین راه ها واسه تغییر شکل موست.

واسه این کار به این وسایل نیاز دارین:

  • ۲ عدد کش مو؛
  • اسپری یا هر محصول دیگری واسه ثابت نگه داشتن وضعیت مو.

روش کار:

  1. موهای خود رو بشورید و اجازه بدین تا حدود ۷۰ درصد خشک شه؛
  2. موهای خود رو از وسط به دو قسمت تقسیم کنین و هر کدوم از اونا رو ببافید؛
  3. اگه فقط می خواید پایین موهاتون حالت بگیره، فقط در دو طرف سر خود موها رو ببافید؛
  4. واسه داشتن فرهایی که از نزدیکی ریشه ی موها شروع می شه، در هر دو طرف سر موهاتون رو به سبک فرانسوی یا بوکسوری ببافید؛
  5. مطمئن شید که بافتا سفت باشن، طوری که باز نشه. تازمانی که موها خشک نشده باشه، بافتا رو باز نکنین. می تونین با موهای بافته بخوابید و صبح اونا رو باز کنین. با انگشتان خود موها رو پس از بازکردن شونِه بزنین و در آخر اسپری استفاده کنین.

۴. بیگودی چسبی (Velcro Rollers)

بیگودیای چسبی راه حل مناسبی واسه فر کردن موهاست. یکی از امتیازات این روش، حفظ موها از آسیب حرارته، درحالی که به موهاتون شکلی جدید و حجم زیادی می بخشه. واسه داشتن فرهای پر، بیگودی چسبی در اندازه کوچیک رو انتخاب کنین و واسه اینکه موهای حالت دار پرپشت داشته باشین، به سراغ اندازه های بزرگتر برید.

واسه این کار به این وسیله نیاز دارین:

  • بیگودی چسبی؛
  • حوله؛
  • شونِه؛
  • اسپری یا هر محصول دیگری واسه ثابت نگه داشتن حالت مو.

روش استفاده:

  1. موهاتون رو با شامپوی حجم دهنده بشورید یا خیلی راحت با استفاده از آب پاش مو، موهای خود رو مرطوب کنین؛
  2. با حوله خیسی و رطوبت اضافی موها رو بگیرین؛
  3. اگه موهای پرپشتی دارین، اونو به چند قسمت تقسیم کرده و موها رو به طرف بالا رول کنین. اما اگه موهای کم پشتی دارین، احتیاجی به تقسیم کردن موها ندارین؛
  4. موها رو به طرف بالا رول کنین تا به آرامی روی پوست سر بگیره. واسه ثابت نگه داشتن بیگودیا، به سنجاق سر نیاز ندارین. اگه این بیگودیا درست سر جای خود قرار نگیرد، احتمال داره به خاطر این باشه که بخش خیلی از مو رو روی اون رول کردین و بیشتر از اندازه ضخیمه؛
  5. چند ساعت صبر کنین تا موها خشک شن. در این فاصله می تونین آرایش صورت خود رو تکمیل کنین یا کارای خونه رو بکنین؛
  6. بعد بیگودیا رو بازکرده و موهاتون رو با انگشتان شونِه کنین. در آخر روی فرها اسپری بزنین تا موندگاری اونا بیشتر شه.

۵. فر موی بانتو (Bantu Knots)

با این روش فرهای ریز و فنرمانندی دارین. روش بانتو واسه هر نوع مویی مناسبه و موهای فر خاصی به شما هدیه می ده.

واسه اجرای این روش، باید این وسایل رو داشته باشین:

  • حوله؛
  • گیره ی موی سر؛
  • کلاه دوش؛
  • ژل مو یا هر محصول دیگری واسه ثابت نگه داشتن حالت مو؛
  • اسپری.

روش استفاده:

  1. موهای خود رو بشورید و نرم کننده بزنین؛
  2. زمانی که موهاتون حدود ۸۰ درصد خشک شد، یک یا دو بند انگشت (هرچه این بخشا کوچیک تر باشه، فرها هم سفت تر و ریز تر می شه) از موها رو جدا کرده و شروع کنین به پیچ دادن اونا تا این که مثل طناب شه؛
  3. این قسمت از موهای پیچ داده رو دوباره دور خود اون پیچ بدین تا دُم خرگوشی شه؛
  4. واسه ثابت نگه داشتن اون، از گیره ی مو استفاده کنین؛
  5. این کار رو تا زمانی ادامه بدین که موها یتان به شکل گره های بانتو دربیاد؛
  6. بعد موها رو با استفاده از کلاه دوش بپوشونین و بذارین شب تا صبح بمونه؛
  7. صبح کلاه دوش رو درآورده و اجازه بدین موها خشک شه؛
  8. بعد هر کدوم از این قسمتای پیچ شده رو یکی یکی باز کنین و با انگشت اونا رو منظم و شونِه کنین؛
  9. مثل روشای قبل، واسه موندگاری بیشتر فرها، از اسپری استفاده کنین.

۶. روش دستمال کاغذی

استفاده از دستمال کاغذی واسه فر کردن مو یکی از بهترین روشای جانشین بیگودیه. این روش، موهای فر پرپشت و قشنگ واسه تون به ارمغان میاره که فر بودن شون طبیعی به نظر می رسه.

هر چیزی که واسه اجرای این روش نیاز دارین:

  • حوله؛
  • دستمال کاغذی؛
  • اسپری.

روش استفاده:

  1. موهای خود رو بشورید و با استفاده از حوله، آب و رطوبت اضافی اونو بگیرین. در صورت تمایل می تونین با اسپری کردن آب روی موها، اونا رو مرطوب کنین؛
  2. یک برگ دستمال کاغذی وردارین و اونو تا بزنین؛
  3. از موهای خود دسته های کوچیکی جدا کنین و انتهای موها رو دور دستمال کاغذی بپیچید؛
  4. بعد این قسمتا رو به طرف بالا رول کنین تا به ریشه ی موها برسین. بعد از این که قسمتای جداشده رو رول کردین، واسه ثابت نگه داشتن اون، دستمال کاغذی رو به دور موهای رول شده گره بزنین؛
  5. این روش رو روی بقیه ی موهای خود هم تکرار کنین؛
  6. شب با همین وضعیت به تختخواب برید؛
  7. دستمالا رو صبح باز کرده و با انگشت موهاتون رو منظم کنین؛
  8. در آخر واسه حفظ حالت موها، از اسپری استفاده کنین.

۷. روش جوراب

استفاده از یک جوراب روش فوق العاده ای واسه حالت دار کردن موهای بلنده. یکی از امتیازات این روش اینه که در طول روند فر کردن، موهاتون بسیار قشنگ دیده می شه.

هر چیزی که واسه فر کردن مو با این روش نیاز دارین:

  • کش مو؛
  • گیره ی مو؛
  • جوراب؛
  • قیچی؛
  • اسپری.

روش کار:

  1. موهای خود رو با شستن یا استفاده از اسپری آب مرطوب کنین؛
  2. رطوبت یا آب اضافی اونو با حوله گرفته و صبر کنین تا موهاتون حدود ۸۰ درصد خشک شه؛
  3. موهای خود رو از قسمت بالایی سر به شکل دم اسبی ببندید؛
  4. قسمت انگشت جوراب رو با قیچی بریده و اونو به شکل دونات دربیاورید؛
  5. قسمت انتهایی مو رو از داخل سوراخ ایجاد شده در جوراب عبور بدین؛
  6. انتهای موها رو دور جوراب بپیچید و اونقدر موها رو رول کنین تا به نزدیک ریشها برسین؛
  7. واسه این که این رولا باز نشه، از گیره ی مو استفاده کنین؛
  8. زمانی که موها خشک شد، می تونین اونو باز کنین. شب هم می تونین با این شرایط بخوابید یا این که ۵ یا ۶ ساعت صبر کنین تا موها خشک شه؛
  9. در آخر جوراب و کش سر رو باز کرده و با بردن انگشتان در لابه لای موها، اونا رو منظم کنین. در آخر اگه دوست داشتین، از اسپری استفاده کنین تا موندگاری حالت مو بیشتر شه.

۸. روش هدبند

یکی از بهترین روش ها واسه داشتن موهای حالت دار حجیم، روش هدبنده.

واسه انجام این روش، به این وسیله نیاز دارین:

  • هدبند؛
  • سشوار (در صورت تمایل)؛
  • اسپری نمک دریایی.

روش استفاده:

  1. زمانی که موهاتون مرطوبه، یک هدبند دور سر خود ببندید؛
  2. موهای خود رو به دو نیمه تقسیم کرده و هر یک از نیمها رو دور هدبند بپیچید؛
  3. زمانی که به انتهای مو رسیدید، واسه وصل کردن اون، از یک سنجاق یا گیره ی مو استفاده کنین؛
  4. می تونین واسه سرعت بخشیدن به روند خشک شدن موهاتون، از سشوار استفاده کنین یا این که شب رو با این شرایط بخوابید تا صبح موهاتون خشک شه؛
  5. زمانی که موها خشک شد، می تونین اونو از دور هدبند باز کنین و هدبند رو هم از سرتون وردارین؛
  6. با انگشتان خود، موها رو منظم کنین. اگه می خواید به موهاتون حجم بدین، در آخر از اسپری نمک دریا استفاده کنین.

۹. روش دم خرگوشی

این روش یکی از آسون ترین راه ها واسه داشتن موهای فر و حالت داره.

واسه این روش به این وسایل نیازد دارین:

  • دو عدد کش مو؛
  • اسپری نمک دریایی.

روش کار:

  1. موها رو با استفاده از یک آب پاش مو، مرطوب کنین. می تونین اونا رو بشورید و شامپوی حجم دهنده استفاده کنین؛
  2. موهای خود رو از وسط به دو قسمت تقسیم کنین؛
  3. موهای هر نیمه رو جمع کرده و از بالا، به شکل دم اسبی ببندید بعد هرکدام رو اونقدر پیچ بدین تا به شکل طناب شه؛
  4. بعد همون موی پیچ داده شده رو دوباره دور خودش پیچ بدین تا به انتها برسین؛
  5. واسه نگه داشتن موها در اون حالت، از کش استفاده کنین؛
  6. پس از اینکه این روند رو واسه هر دو قسمت مو انجام دادین، به تختخواب برید؛
  7. در صورت تمایل می تونین موهای خود رو واسه چند ساعت بپوشونین تا اینکه خشک شن؛
  8. زمانی که موها خشک شد، اونا رو باز کرده و انگشتان تون رو در لابه لای موها بکشین تا منظم و شونِه شن؛
  9. در آخر با استفاده از اسپری نمک دریایی، موندگاری فرها رو افزایش بدین.

سخن آخر این که شما مجبور نیستین واسه داشتن موهای فر و حالت دار، با استفاده از گرما به اونا آسیب وارد کنین. فقط کافیه یکی از روشای ذکرشده رو امتحان کنین تا ۲ الی ۳ روز، موهای فر داشته باشین.

منبع: stylecraze

غم از دست دادن چیه و چیجوری باید با اون کنار اومد؟ “

 

کنارآمدن با از دست دادن کسی یا چیزی که دوست دارین، یکی از بزرگ ترین رقابتای زندگیه. در بیشتر موارد، درد و غم از دست دادن می تونه بسیار بزرگ و سنگین باشه. شما ممکنه شکلای مختلف احساسات سخت و غیرمنتظره رو تجربه کنین، از شوک یا خشم گرفته تا بی اعتقادی، احساس گناه و اندوه عمیق.

درد غم و اندوه می تونه سلامتی جسمی شما رو هم پریشون کنه و خوابیدن، غذاخوردن یا حتی درست فکرکردن رو واسه شما مشکل کنه. اینا، واکنشای عادی به از دست دادن یک شخص یا چیز مهم و باارزش هستن. درحالی که هیچ راه درست یا غلط مشخصی واسه غصه خوردن وجود نداره، اما روشای سالمی واسه کنارآمدن با درد وجود دارن که دیر یا زود می تونن غم و اندوه شما رو کم کنن و به شما کمک کنن که با غم از دست دادن کنار بیایید و از دست دادن اون شخص یا چیز رو قبول کنین، معنا و هدف جدیدی پیدا کنین و به زندگی تون ادامه بدین.

 

غم و اندوه چیه؟

غم و اندوه واکنشی طبیعی به از دست دادنه و یعنی رنج عاطفی که شما هنگام از دست دادن فرد یا چیز موردعلاقه تون احساس می کنین. هرچه این از دست دادن مهم تر باشه، غم و اندوه شمام شدیدتر هستش. ممکنه اندوه شما به خاطر مرگ یکی از عزیزان تون باشه – که بیشتر، دلیل شدیدترین نوع غم و اندوهه – اما هر نوع فقدانی می تونه باعث اندوه شه، ازجمله:

  • طلاق یا به هم خوردن رابطه عاطفی
  • از دست دادن سلامتی
  • از دست دادن شغل
  • از دست دادن ثبات مالی
  • سقط جنین
  • بازنشستگی
  • مرگ حیوان خونگی
  • از دست دادن یک رؤیای باارزش
  • مریضی جدی یکی از عزیزان
  • از دست دادن یک رابطه دوستی
  • از دست دادن حس امنیت پس از یک ضربه روحی
  • فروش خونه ی بابایی

حتی از دست دادنای کوچیک در زندگی هم می تونه غم و اندوه بسازه. مثلا ممکنه شما پس از جداشدن از خونه ی بابایی، فارغ التحصیلی از دانشگاه یا تغییر شغل تون ناراحت و غمگین شید. از دست دادن شما هرچه که باشه، مسئله ای شخصیه، پس به خاطر احساسی که دارین، شرمنده نباشید یا فکر نکنین که باید فقط واسه از دست دادن چیزای خاصی ناراحت شید. اگه یک شخص، حیوان خونگی، رابطه یا موقعیتی واسه شما مهم و باارزش بوده، طبیعیه که به خاطر از دست دادن اون غمگین شید.

چیجوری با غم و اندوه کنار بیایید

درحالی که تجربه از دست دادن، بخش پرهیز ناپذیری از زندگیه اما راه هایی واسه کمک به کنار اومدن با این درد، پذیرش غم و اندوه تون و درنهایت پیداکردن راهی واسه برگشت به وضعیت عادی و ادامه زندگی تون هست.

  • درد خود رو تایید کنین.
  • قبول کنین که غم و اندوه می تونه باعث بروز احساسات غیرمنتظره و مختلف بسیاری شه.
  • درک کنین که مراحل غم و اندوه شما خاص و مخصوص خودتون هستش.
  • به دنبال حمایت رودرروی (مستقیم) افرادی باشین که به شما اهمیت میدن.
  • با مراقبت از خودتون از نظر جسمی، خودتون رو از نظر احساسی پشتیبانی کنین.
  • فرق بین غم و افسردگی رو تشخیص بدین.

مراحل غم و اندوه

غم و اندوه تجربه ای بسیار شخصیه؛ هیچ راه درست یا غلطی واسه غصه خوردن وجود نداره. نحوه ی غمگین بودن شما به عوامل بسیاری بستگی داره، ازجمله شخصیت و روش برخوردتان، تجربه زندگی تون، ایمان تون و اینکه چیزی که از دست دادین، چقدر واسه تون مهم بوده. روشنه که مراحل غم و اندوه، زمانبره. درمون کم کم اتفاق میفته؛ نمیشه اونو به زور پیش برد یا تعجیل کرد و هیچ جدول زمانی عادی واسه غصه خوردن وجود نداره. بعضی از مردم درعرض چند هفته یا چند ماه بهبود پیدا می کنن اما شاید این روند واسه بقیه چند سال طول بکشه. تجربه غم و اندوه شما هرچه که باشه، مهمه که با خودتون صبور باشین و اجازه بدین که این مراحل به طور طبیعی پیش برود.

شخصیت

باورهای غلط و حقایقی در مورد غم و اندوه

باور غلط اول: اگه دردتون رو ندیده بگیرین، سریع تر از بین خواهد رفت

حقیقت: سعی کردن واسه ندیده گرفتن دردتون یا بروز ندادن اون، فقط دردتون رو در درازمدت بدتر می کنن. واسه درمون واقعی لازمه که با غم و اندوه تون روبه رو شید و به طور مؤثر با اون برخورد کنین.

باور غلط دوم: مهمه که در برابر غم از دست دادن قوی باشین

حقیقت: احساس ناراحتی، ترس یا تنهایی واکنشی طبیعی نسبت به از دست دادنه. گریه کردن معنیش این نیس که شما ضعیف هستین. مجبور نیستین با تظاهربه شجاع و محکم بودن از خونواده و دوستان تون محافظت کنین. بیان احساسات واقعی تون می تونه به شما و بقیه کمک کنه.

خونواده

باور غلط سوم: اگه گریه نکنین، به این معناست که به خاطر چیزی که از دست دادین، ناراحت نیستین

حقیقت: گریه کردن پاسخی طبیعی به اندوه و ناراحتیه اما تنها واکنش ممکن نیس. افرادی که گریه نمی کنن، ممکنه درد رو درست به اندازه بقیه درک و احساس کنن و فقط روشای دیگری واسه بروز اون داشته باشن.

باور غلط چهارم: غم و اندوه باید حدود یک سال طول بکشه

حقیقت: هیچ چهارچوب زمانی مشخصی واسه غمگین بودن وجود نداره و اینکه چقدر طول می کشه، از یکی به یکی دیگر متفاوته.

باور غلط پنجم: ادامه زندگی تون به معنای فراموش کردن چیزیه که از دست دادین

حقیقت: ادامه دادن به زندگی تون به این معناست که شما از دست دادن اون شخص یا چیز رو پذیرفته اید، اما این با فراموش کردن فرق داره. شما می تونین به زندگی تون ادامه بدین، اما یاد و خاطره ی شخص یا چیزی رو که ازدست دادین، به عنوان بخش مهمی از خودتون حفظ کنین. واقعا همونجوریکه زندگی تون رو می گذرونین، این خاطرات می تونن کم کم یک پارچه تر شن و تعیین کنن که کی هستین.

۵ مرحله غم و اندوه

الیزابت کوبلر راس، روان دکتر آمریکایی – سوئیسی در سال ۱۹۶۹ نظریه ای ارائه داد که به «پنج مرحله غم و اندوه» معروف شد. این مراحل غم و اندوه طبق تحقیقات اون روی احساسات بیمارانی بود که با مریضی لاعلاج روبرو شده بودن اما خیلی از مردم، این مراحل رو به بقیه شکلای مختلف از دست دادنا و تغییرات منفی زندگی مثل مرگ یکی از عزیزان یا طلاق و جدایی گسترش دادن.

  1. رد: «این مسئله نمیتونه واسه من اتفاق بیفته.»
  2. خشم: «به چه دلیل این اتفاق افتاد، کی مقصره؟»
  3. چانه زنی: «کاری کنین که این اتفاق نیفتد و من درعوض… »
  4. افسردگی: «من خیلی ناراحتم و نمی تونم هیچ کاری انجام دهم.»
  5. پذیرش: «این اتفاق بد رو قبول می کنم و در آرامش و صلح به سر می برم.»
  6. آرامش

اگه هر یک از این احساسات رو پس از یک از دست دادن تجربه کردین، می تونین مطمئن باشین که واکنش تون طبیعیه و اینکه کم کم بهبود پیدا می کنین. بااین حال همه افراد پس از از دست دادن یک فرد یا یک چیز، تموم این مراحل رو سپری نمی کنن و این ایرادی نداره. برخلاف باور عموم، شما مجبور نیستین واسه بهتر شدن، هر مرحله رو سپری کنین. درواقع بعضی از مردم غم و اندوه شون رو بدون تجربه هیچ کدوم از این مراحل برطرف می کنن. اگه این مراحل رو تجربه کنین، حتما به ترتیب نمیشه، پس مضطرب نشید که باید چه حسی داشته باشین یا باید در چه مرحله ای باشین.

قصد کوبلر راس هیچوقت این نبود که ۵ مرحله بالا به چهارچوب سفت و سخت واسه افرادی تبدیل شه که درحال غصه خوردن و عزاداری هستن. اون در آخرین کتابش قبل از مرگ در سال ۲۰۰۴، درمورد ۵ مرحله غم و اندوه گفت: «هیچوقت قرار نبود که این مراحل، احساسات پریشون و پریشون رو در بسته بندیای منظم جای دهند. اونا فقط واکنشایی به از دست دادن هستن که خیلی از مردم از خود بروز میدن. اما پاسخی عادی نسبت به از دست دادن وجود نداره؛ همونجوریکه از دست دادن مشخص و خاص هم وجود نداره. روند غم و اندوه ما مثل زندگی هامون شخصی و منحصربه فرده.»

غم و اندوه می تونه مثل ترن هوایی باشه

ما می تونیم مراحل غم و اندوه رو به جای یه سری از مراحل مثل ترن هوایی، پر از فرازونشیب و پستی و بلندی درنظر بگیریم. مثل خیلی از ترنای شهربازی، سواری در اول سخت تر و ترسناک تره و سراشیبیا عمیق تر و طولانی تر هستن، اما با گذشت زمان، دوره های سختی و سختی کوتاه تر و ملایم تر می شن اما کنارآمدن با از دست دادن، زمانبره. حتی چند سال پس از یک از دست دادن، به ویژه در رویدادهای خاصی مثل عروسی خانوادگی یا تولد یک کودک بازم ممکنه غم و اندوه شدیدی رو احساس کنیم.

علائم غم و اندوه

درحالی که از دست دادن و از دست دادن به روشای مختلفی بر افراد اثر می ذاره، اما خیلی از ما هنگام غم و اندوه، علائم زیر رو تجربه می کنیم. فقط به یاد داشته باشین تقریبا هرچیزی که در مراحل ساده ی غم و اندوه تجربه می کنین، طبیعیه، مثل احساس اونکه دارین دیوونه میشید، احساس اونکه دارین کابوس می ببینن یا زیر سؤال بردن باورهای مذهبی یا الهی تون.

علائم عاطفی غم و اندوه

۱. شوک و باور نکردن

اتفاقی که افتاده، بی معطلی پس از یک از دست دادن می تونه سخت باشه. شما ممکنه احساس بی حسی (بی حسی) کنین، نتونین فقدانی رو که اتفاق افتاده، باور کنین یا حتی حقیقت رو رد کنین. اگه یکی از عزیزان تون فوت کرده، ممکنه توقع داشته باشی که برگردد، حتی با اینکه میدونید واسه همیشه رفته.

۲. غمگینی

حس غمگینی و ناراحتی عمیق شاید شایع ترین علامت غم و اندوهه. شما ممکنه احساس پوچی، ناامیدی، ناراحتی یا تنهایی شدید کنین. ممکنه زیاد گریه کنین یا از دید عاطفی، احساس بی ثباتی کنین.

۳. گناه

ممکنه شما به خاطر کارایی که انجام داده یا نداده اید و حرفایی که زده یا نزده اید، افسوس بخورین یا احساس گناه کنین. ممکنه به خاطر داشتن حس خاصی (مثلا احساس آرامش، هنگامی که فردی پس از یک مریضی دراز مدت و سخت فوت کرده) احساس گناه کنین. بعد از مرگ یک شخص حتی ممکنه به خاطر انجام ندادن کاری واسه جلوگیری از مرگ اون، حس گناه پیدا کنین؛ حتی اگه هیچ کار دیگری از دست تون برنمی اومد.

۴. خشم

حتی اگه از دست دادن اون شخص یا چیز تقصیر هیچکی نباشه، شاید شما احساس خشم و عصبانیت کنین. اگه یکی از عزیزان تون رو از دست دادین، ممکنه از دست خودتون، خدا، پزشکان یا حتی شخص فوت شده – واسه ترک کردن شما – عصبانی شید. ممکنه احساس کنین که باید به خاطر بی انصافی که در حق شما انجام شده، کسی رو سرزنش کنین.

۵. ترس

از دست دادن یک شخص یا چیز مهم می تونه نگرانیا و ترسای زیادی در شما بسازه. شما ممکنه احساس اضطراب، درموندگی یا ناامنی کنین و حتی ممکنه دچار حملات پانیک شید. مرگ یکی از عزیزان تون می تونه باعث ایجاد ترس از مرگ خودتون، سپری کردن زندگی بدون اون فرد یا مسئولیتایی شه که حالا باید به تنهایی به عهده بگیرین.

علائم جسمی غم و اندوه

ما بیشتر، غم و اندوه رو به عنوان فرایندی فقط عاطفی درنظر می گیریم اما غم و اندوه در بیشتر موارد شامل مشکلات جسمی هم می شه، مثل:

  • خستگی؛
  • حالت تهوع؛
  • کاهش ایمنی بدن؛
  • کاهش وزن یا افزایش وزن؛
  • احساس درد و تیر کشیدن در قسمتی از بدن؛
  • بی خوابی.

واسه کنارآمدن با غم تون از حمایت بقیه استفاده کنین

درد غم و اندوه می تونه باعث شه که بخواهید از بقیه فاصله بگیرین و در لاک خودتون فرو برید. اما بهره مندی از حمایت رودرروی بقیه افراد واسه درمون درد و رنج تون حیاتیه. حتی اگه راحت نیستین که در شرایط عادی در مورد احساسات تون صحبت کنین، مهمه که هنگام غصه خوردن اونا رو بگید. درحالی که درمیان گذاشتن ناراحتی تون می تونه به دوش کشیدن بار غم و اندوه رو واسه تون آسون تر کنه اما معنیش این نیس که هر زمان با دوستان وخانواده تون رابطه برقرار می کنین، باید در مورد چیزی که از دست دادین صحبت کنین. حتی بودن در دور افرادی که به شما اهمیت میدن، می تونه به شما تسلی و آرامش بده. مسئله مهم اینه که تنهایی و تنهایی رو کنار بذارین.

۱. به دوستان و اعضای خونواده تون روی بیارین

حالا وقت اینه به افرادی که به شما اهمیتمی دن، تکیه کنین؛ حتی اگه به قوی و خودکفا بودن خودتون می بالید. به جای دوری کردن از اونا به دوستان و عزیزان تون نزدیک شید، به شکل رودررو با اونا وقت بگذرونین و کمک اونا رو قبول کنین. بیشتر وقتا مردم می خوان کمک کنن اما نمی دونن چیجوری این کار رو بکنن، پس به اونا بگید که به چی نیاز دارین؛ خواه شونِه ای واسه گریه کردن باشه یا کمک واسه مقدمات مراسم خاکسپاری یا فقط کسی که شما رو همراهی کنه. اگه حس می کنین کسی رو ندارین که بتونین به طور منظم با اون در رابطه باشین، هیچوقت واسه پیدا کردن دوستای جدید دیر نیس.

۲. واسه آروم شدن از ایمان تون کمک بگیرین

اگه به دین و مذهب خاصی پایبند هستین، از آرامشی که مراسم عزاداری اون می تونه به شما بده، بهره ببرین. فعالیتای الهی که معنا و معنی خاصی واسه شما دارن، مثل نماز خوندن، دعا کردن، مراقبه یا رفتن به اماکن مذهبی می تونن آرامش رو واسه تون به ارمغان بیارن. اگه درنتیجه ی از دست دادن در ایمان تون دچار دودلی شدین، با یک روحانی یا فرد دین دار دیگر در دور تون صحبت کنین.

۳. به یه گروه حمایتی ملحق شید

غم و اندوه می تونه باعث شه که خیلی احساس تنهایی کنین، حتی وقتی عزیزان تون در دور شمان. درمیان گذاشتن غم و اندوه تون با افراد دیگری که از دست دادنای مشابهی رو تجربه کردن، می تونه به شما کمک کنه. واسه پیداکردن یه گروه حمایتی در محل زندگی تون با بیمارستانای محلی، آسایشگاها، مؤسسات برگزارکننده ی مراسم خاکسپاری و مراکز مشاوره تماس بگیرین.

۴. با یک دکتر یا مشاور صحبت کنین

اگه غم و اندوه شما بیش ازحد تحمل تونه، یک دکتر یا مشاور پیدا کنین که در مورد ی غم و اندوه به دلیل از دست دادن تجربه داشته باشه. یک دکتر باتجربه می تونه به شما کمک کنه که از پس مدیریت احساسات شدیدتان برآیید و بر مشکلاتی که بر سر راه تون هست، پیروز شدین.

۵. واسه حمایت از غم و اندوه، می تونین از رسانه های اجتماعی استفاده کنین

صفحات یادبود در فیسبوک و بقیه سایتای رسانه اجتماعی به روشی محبوب واسه آگاهی رسانی در مورد فوت یکی از عزیزان تون به دوستان و آشنایان و بهره مندی از حمایت اونا تبدیل شدن. این روش جدا از اینکه اونکه به شما امکان می ده اطلاعات مفیدی مثل برنامه های مراسم خاکسپاری رو به آگاهی عموم برسونین، به دوستان و آشنایان هم این فرصت رو می ده که همدردی شون رو بیان و پیامای تسلیت ارسال کنن. خوندن اینجور پیامایی می تونه باعث آرامش و تسلی بازماندگان شه.

البته پُست کردن موضوعات حساس روی رسانه اجتماعی، خطرای مخصوص به خودشو هم داره. صفحات یادبود معمولا عمومی و باز هستن و هر کسی که یک حساب کاربری در فیسبوک داره، می تونه وارد اونا شه. این مسئله ممکنه باعث شه افرادی که به سختی فرد مرحوم رو می شناختند، از روی نیت پاک پیشنهادا یا نظراتی ارسال کنن که اصلا مناسب نیستن و بدتر از اون، صفحات یادبود می تونن توجه اوباش اینترنتی (ترولا) رو جلب کنن. در موارد بسیاری دیده شده که افراد ناشناس، پیغامای بی رحمانه یا توهین آمیزی روی صفحات یادبود ارسال می کنن.

واسه افزایش امنیت می تونین به جای یک صفحه عمومی، یه گروه بسته (closed) در فیسبوک بسازین؛ این بهش معناست که افراد قبل از اونکه بتونن به صفحه یادبود دسترسی پیدا کنن، باید به وسیله یکی از اعضای گروه تأیید شن. این نکته مهم رو به یاد داشته باشین، با اینکه رسانه اجتماعی می تونه وسیله مفیدی واسه ایجاد رابطه با بقیه باشه، نمیتونه جانشین رابطه رودررو و حمایتی شه که شما در این زمان بهش نیاز دارین.

هنگام غصه خوردن، مراقب خودتون باشین

مراقبت از خودتون هنگام غصه خوردن، از هر زمان دیگری مهم تره. استرس و فشار از دست دادن یک فرد یا چیز باارزش می تونه ذخایر روحی و انرژی شما رو به سرعت به انتها برسونه. توجه داشتن به نیازای جسمی و احساسی تون به شما کمک می کنن که این زمان سخت رو بهتر سپری کنین.

۱. با احساسات تون روبرو شید

شاید قادر باشین غم و اندوه تون رو واسه یه مدت سرکوب کنین اما نمی تونین واسه همیشه از اون پرهیز کنین. واسه درمون یافتن لازمه که دردتون رو قبول کنین. سعی واسه ندیده گرفتن احساس غم و از دست دادن فقط باعث طولانی شدن روند غم و اندوه تون می شه. غم و اندوه حل نشده می تونه به عوارضی مثل افسردگی، اضطراب، سوء مصرف مواد و مشکلات سلامتی هم منجر شه.

۲. احساسات تون رو با روشی قابل لمس یا خلاقانه بگید

در دفتر خاطرات تون درمورد چیزی که از دست دادین، بنویسین. اگه عزیزی رو از دست دادین، نامه ای بنویسین و در اون چیزایی رو بگید که فرصت نکرده بودین بهش بگید یا یک دفتر یادبود یا آلبوم عکس واسه گرامیداشت زندگی اون شخص درست کنین یا به فعالیتایی بدین که واسه اون شخص مهم بودن یا به سازمان یا سازمان موردعلاقه ی اون کمک کنین.

۳. مراقب سلامت جسمی تون باشین

ذهن و بدن باهم در رابطه هستن. وقتی از نظر جسمی سالم باشین، بهتر میتونین از عهده ی مشکلات عاطفی تون بربیایید. با داشتن خواب کافی، خوردن غذاهای سالم و ورزش به جنگ با استرس و خستگی بدین. واسه آرامش درد غم و اندوه تون یا درمون ایجاد وخویتان به طور مصنوعی، از الکل یا موادمخدر استفاده نکنین.

۴. سعی کنین سرگرمیا و علائق تون رو حفظ کنین

انجام کارای عادی و روزمره ی زندگی تون می تونه به شما آرامش بده. برگشتن به فعالیتایی که باعث شادی تون می شه و شما رو به بقیه نزدیک تر می کنه، می تونه به شما کمک کنه به دوری اون شخص یا چیز عادت کنین و مراحل اتمام غم و اندوه رو سرعت ببخشین.

۵. اجازه ندین کسی به شما بگه باید چه احساسی داشته باشین و خودتون هم این کار رو با خودتون نکنین

غم و اندوه شما واسه خودتونه و هیشکی دیگه نمیتونه به شما بگه که چه زمانی باید از اون دست بکشین یا به زندگی تون ادامه بدین. به خودتون اجازه بدین هر حسی رو که دارین، بدون خجالت زدگی و قضاوت تجربه کنین. عیبی نداره که عصبانی باشین، سر خدا فریاد بزنین، گریه کنین یا نکنین. ایرادی نداره که بخندین، لحظاتی خوشحال و اصلاح کننده داشته باشین و وقتی آماده هستین، غم و اندوه تون رو آزاد کنین.

۶. واسه محرکای غم و اندوه از قبل برنامه ریزی کنین

برنامه-ریزی

سالگردها، تعطیلات و رویدادهای مهم می تونن خاطرات و احساسات رو دوباره بیدار کنن. خودتون رو واسه جمله خاطرات و احساسات آزاردهنده آماده کنین و بدونین که این مسئله، طبیعیه. اگه تعطیلات یا اتفاق مهمی رو با بقیه اقوام تون می گذرونین، از قبل با اونا در مورد انتظارات شون صحبت کنین و درباره به روشایی واسه گرامیداشت یاد و خاطره ی کسی که دوست داشتین، به توافق برسین.

وقتی غم و اندوه از بین نمی ره

با گذشت زمان پس از یک از دست دادن مهم و قابل توجه مثل مرگ یکی از عزیزان، طبیعیه که احساس غم، بی حسی و بی حسی یا خشم کم کم کم بشه. هنگامی که ازدست دادن اون شخص یا چیز رو قبول می کنین و شروع به ازسرگیری زندگی تون می کنین، اینا و بقیه احساسات بد دیگر، شدت کمتری پیدا می کنن. با این حال اگه کم کم بهتر نشدید یا غم و اندوه تون بیشتر شد، می تونه نشونه اون باشه که غم تون به یک مشکل جدی تر مثل غم و اندوه پیچیده یا افسردگی کلی تبدیل شده.

غم و اندوه پیچیده

غم از دست دادن کسی که دوست دارین، هیچوقت به طور کامل از بین نمی ره اما نباید در مرکز توجه تون بمونه. اگه درد از دست دادن اونقدر همیشگی و شدیده که مانع از سرگیری زندگی تون می شه، ممکنه از وضعیتی به نام «غم و اندوه پیچیده» رنج ببرین. غم و اندوه پیچیده مثل گیر کردن در یک حالت شدید سوگواریه. ممکنه شما تا خیلی وقت پس از فوت یک نفر نتونین مرگش رو قبول کنین یا اونقدر عاشق فرد فوت شده باشین که اون در روال روزانه تون مشکل بسازه و به بقیه روابط تون آسیب بزنه.

علائم غم و اندوه پیچیده عبارتند از:

  • حس اندوه و ناراحتی شدید نسبت به عزیزی که از دست دادین
  • تصاویر و افکار مزاحم و ناخوداگاه در مورد شخص فوت شده
  • رد مرگ یا ناباوری
  • تصور اینکه فرد موردعلاقه تون زندهه
  • جستجوی فرد فوت شده موردعلاقه تون در جایای آشنا
  • پرهیز از چیزایی که شما رو به یاد اون میندازه
  • حس خشم یا غیظ بسیار شدید در مورد چیزی که ازدست دادین
  • احساس اونکه زندگی پوچ یا بی معنیه

فرق بین غم و افسردگی

تشخیص دادن غم از افسردگی بالینی، همیشه کار آسونی نیس، چون خیلی از علائم اونا مشترک هستن. اما راه هایی واسه تشخیص فرق بین اونا هست. به یاد داشته باشین که غم و اندوه می تونه مثل ترن هوایی فرازونشیب داشته باشه و شامل شکلای مختلف مختلفی از احساسات و ترکیبی از روزهای بد و خوبه. حتی وقتی شما در وسط فرایند غم و اندوه هستین، هنوزم ممکنه لحظات شادی داشته باشین. اما در افسردگی، احساس پوچی و ناامیدی دائمی و پایداره.

یه سریای دیگه از علائم افسردگی عبارتند از:

  • حس شدید و گسترده گناه؛
  • افکار مربوط به خودکشی یا تمایل به مردن؛
  • احساس ناامیدی یا بی ارزشی؛
  • حرکات بدنی کُند یا مشکل گفتاری؛
  • ناتوانی در انجام کارای خونه، محل کار یا مدرسه؛
  • دیدن یا شنیدن چیزایی که وجود ندارن.

داروهای ضدافسردگی می تونن به غم و اندوه کمک کنن؟

به عنوان یک قانون ی کلی باید بگیم که در غم و اندوه عادی، احتیاجی به استفاده از داروهای ضدافسردگی نیس. در حالی که دارو می تونه بعضی از علائم غم و اندوه رو کاهش بده اما نمیتونه دلیل اونو -که خود فقدانه- درمون کنه. جدا از اینکه این، داروهای ضدافسردگی با کم کردن از دردی که فرد باید درنهایت با اون روبرو شه، روند عزاداری رو به تأخیر میندازن.

چه زمانی باید به دنبال کمک حرفه ای برید

اگه هر کدوم از نشونه های افسردگی بالینی غم و اندوه پیچیده یا ذکرشده در بالا رو در خودتون تشخیص دادین، فورا با یک روانشناس یا مشاور صحبت کنین. غم و اندوه پیچیده و افسردگی در صورتی که درمون نشده آزاد شن، می تونن به آسیب عاطفی قابل توجه، مشکلات سلامتی خطرناک و حتی خودکشی منجر شن. اما درمون اونا می تونه به بهتر شدن شما کمک کنه.

در موارد زیر با یک مشاور یا روان شناس تماس بگیرین:

  1. حس می کنین که زندگی، ارزش زندگی کردن رو نداره.
  2. آرزو می کنین که ای کاش به همراه عزیزتون مرده بودین.
  3. خودتون رو به خاطر ازدست دادن اون یا به خاطر اونکه نتونستید از فوتش جلوگیری کنین، سرزنش می کنین.
  4. بیشتر از چند هفته که حس بی حسی و طردشدگی دارین.
  5. از وقتی که شخص یا چیز موردعلاقه تون رو از دست دادین، نمی تونین به بقیه اعتماد کنین.
  6. قادر به انجام فعالیتای عادی روزمره تون نیستین.

اگه حس می کنین به خودکشی تمایل پیدا کردین…

اگه تمایلات و افکار مربوط به خودکشی دارین، فورا کمک بگیرین. بهتره مقالاتی در مورد پیشگیری از خودکشی بخونین، با یک فرد مورد اعتماد صحبت کنین یا با یک خط تلفن کمک رسانی به خودکشی تماس بگیرین.

شکست دادن ناامیدی از زندگی؛ داستان افراد موفقی که امیدشون رو از دست نداده ان 

 

ناامیدی، حسیه که می تونه زندگی شما رو فلج کنه. وقتی ناامید هستین، واسه هیچ کار و هدف جدیدی، انرژی و انگیزه ندارین و حتی ممکنه فرصتایی رو که سر راه تون قرار میگیره هم ازدست بدین. معمولا حس ناامیدی هنگامی ایجاد می شه که فرد در رسیدن به آرزو و خواسته اش ناکام می مونه یا در خودش توانایی لازم واسه رسیدن بهش رو نمی بینه. همه ما در برهه ای از زندگی مون این حس رو تجربه می کنیم و این طبیعیه اما نباید بهش اجازه دهیم که موندگار شه و در وجودمون ریشه بدواند. این مطلب سعی داره به شما یادآوری کنه که یک یا چند شکست پی درپی، پایان راه و بهونه ی خوبی واسه ناامیدی از زندگی نیس و هنوز بهترین روزهای زندگی تون از راه نرسیده ان.

 

تاریخ پر از داستانای افرادیه که دوره های سخت و سختی رو در زندگی شون تجربه کردن، امیدشون رو ازدست دادن، از اهداف و آرزوهایشان دست کشیدن و تسلیم شدن. ما به کم می تونیم بفهمیم که پس از تسلیم شدن این افراد چه اتفاقی واسه شون افتاده. ما هیچوقت متوجه نمی شیم که اگه اونا امیدشون رو حفظ کرده بودن، ممکن بود به چه موفقیتای بزرگی دست پیدا کنن و چیجوری می تونستن در دنیای ما تأثیرگذار باشن و اونو به جای بهتری تبدیل کنن!

در طرف مقابل می بینیم که تاریخ پر از ماجرای کسانیه که اونا هم مشکلات و سختیای زیادی رو در زندگی شون تحمل کردن، اما انتخابای بسیار متفاوتی داشتن. اونا به جای ازدست دادن امید و تسلیم شدن، تصمیم گرفتن خودشون رو جمع وجور کنن، حس منفی ناامیدی رو کنار بذارن و با امیدواری به حرکت واسه رسیدن به آرزوهایشان ادامه بدن.

ما باید ناامیدی محدود رو قبول کنیم اما هیچوقت امید ناتموم رو ازدست ندیم.

– مارتین لوتر کینگ جونیور

 

 

هیچ کدوم از ما در مقابل دچار شدن به سختیا و گرفتاریا مصونیت نداریم و این موقعیت، چیزیه که دیر یا زود به یه جور واسه همه ما پیش میاد. چیزی دیگری که همه ما در اون مشترک هستیم، توانایی اینه که انتخاب کنیم چیجوری می خواهیم به اتفاقات و دوره های سخت زندگی مون واکنش نشون بدیم. به اونا اجازه میدیم امیدمون رو واسه آینده ناامید کنن یا تصمیم می گیریم که به اونا به عنوان تجربه هایی نگاه کنیم که قراره چیزایی به ما بیاموزند و این درسا در راه رسیدن به اهداف مون به ما کمک می کنن!

یک واقعیت غم انگیز درمورد افرادی که امیدشون رو ازدست میدن و تسلیم می شن، اینه که اگه اونا فقط کمی بیشتر تحمل می کردن و به سعی شون ادامه می دادن، می تونستن به موفقیتی که آرزویش رو داشتن، دست پیدا کنن. دو نمونه زیر، این مسئله رو به روشنی نشون می ده:

۱. نقره در سال ۱۸۶۸ در کوهستانای پارک سیتی در یوتا کشف شد. هزاران معدن چی به خاطر به دست آوردن ثروت هنگفت به این شهر اومدن. در سال ۱۹۱۲، سولون اسپیرو به امید پیدا کردن سنگ معدن شروع به حفاری در معدن اسپیرو کرد. اما پس از یه مدت خسته شد، کار رو آزاد کرد و معدنش رو فروخت. مالک جدید معدن فقط با حفاری ۷ متر دیگر تونست یک رگه ی بزرگ سنگ معدن پیدا کنه و به ثروت زیادی برسه.

۲. روی ریموند، ویکتوریا سیکرت رو تأسیس کرد اما پس از ۵ سال به دلیل مشکلات مالی، اونو به قیمت ۴ میلیون دلار فروخت. ارزش این شرکت در عرض چند سال به میلیاردها دلار زیاد شد. ریموند که از تسلیم شدن زودهنگامش خیلی دچار افسردگی و ناراحتی بود، درنهایت خودکشی کرد. چه طنز غم انگیزی! اون به خاطر اونکه خیلی زود تسلیم مشکلات شده بود، به زندگی اش پایان داد اما خودکشی اون حد آخر تسلیم شدن بود. اگه اون سرسختی به خرج می داد و بازم سعی می کرد، ممکن بود فهمیده باشه که موفقیتای بسیار بزرگ تری سر راه اون قرار دارن.

داستان افراد موفقی که امیدشون رو از دست ندادند

۱. هنری فورد

اون قبل از تأسیس شرکت فورد موتور، ۵ ورشکستگی تجاری بزرگ رو تجربه کرده بود.

۲. لوسیل بال

اون اول زمان حرفه ای خود اصلا بازیگر موفقی نبود و به جز نقشای فرعی در فیلما، نقش دیگری بهش پیشنهاد نمی شد. اما چند سال بعد موفق شد ۴ جایزه ی اِمی و جایزه ای واسه یک عمر سعی در میدون ی بازیگری دریافت کنه.

۳. سوئی شیرو هوندا

پس از رد شدن یکی از طرحای اون به وسیله تویوتا، سوئی شیرو تصمیم گرفت که در خونه ی خودش اسکوتر بسازه. اون پس از یه مدت با تشویق همسایها، شرکت خودش یعنی هوندا رو تأسیس کرد.

۴. بیل گیتس

اون از دانشگاه هاروارد اخراج شد و کسب وکاری به نام Traf-O-Data رو شروع کرد که شکست خورد، اما اون به جای تسلیم شدن، تصمیم گرفت تا شرکت کوچیکی به نام مایکروسافت رو تأسیس کنه.

۵. والت دیزنی

اون در یک روزنامه کار می کرد اما اخراج شد، چون سردبیر به فکر بود که اون قدرت تخیل کافی واسه روزنامه نگاری نداره و هیچ ایده ی خوبی ارائه نمی ده، اما اون تسلیم نشد و امپراتوری دیزنی رو تأسیس کرد.

این ۵ نفر، درس با ارزشی به ما یاد گرفتن و اون درس، اینه که: «ما واسه به دست آوردن بهترین روزهای زندگی خود باید در روزهای سخت و طاقت فرسا بجنگیم و تسلیم نشیم.» من واقعا باور دارم که اگه ما آماده باشیم تا هر کار لازمی رو واسه رسیدن به اهداف خود بکنیم و اگه در تصمیم مون مصمم بمونیم، تقریبا می تونیم از پس هر کاری بربیاییم و به هر هدفی که می خواهیم، دست پیدا کنیم و هنگامی که روزهای سخت از راه می رسن – که مطمئنا این طور هستش – ما هیچوقت نباید امیدمون رو ازدست بدیم و باید باور داشته باشیم که بهترینا هنوز در راه ان.



شکست دادن شکست؛ چیجوری شکست رو شکست دهیم؟ 

 

یک ضرب المثل ژاپنی می گه: «اگه هفت بار زمین خوردی، واسه هشتمین بار برخیز.»

شکست «درد» داره. دست کم تجربه آزاردهنده ایه؛ چیزی که خیلی از ما تموم سعی مون رو می کنیم تا با اون روبه رو نشیم. بعضی وقتا اثرات یک شکست می تونه تا مدتای طولانی بمونه و تو ذهن ما، رد نظارت رو به جا بزاره و یک مانع ذهنی بسازه که باعث شه در سالای بعدی زندگی، به سختی بتونیم بر اون پیروز شیم. اما باید راه هایی رو هم واسه شکست دادن شکست یاد بگیریم. پس با ما همراه باشین.

 

اما شکست هم لازمه!

وقتی شکست می خوریم، معمولا به فکر فرو میریم، به دنبال معنای جدیدی واسه زندگی مون می گردیم و جوابا و راه حلای ممکن و پنهون رو واسه رسیدن به اهداف مون بررسی و کشف می کنیم. واقعا، شکست بخشی لازم از راه رسیدن به اهداف مونه. شکست، به عنوان نوری هدایت کننده در زندگی عمل می کنه و مثل آب و خاک که فرسایندهای مهربون طبیعت هستن ، آب دیده مون می کنه و نقش مهمی در بهبود تک تک فعل و انفعالات بعدی و جریان زندگی مون داره.

اما هر چقدر هم که در مورد اهمیت شکست در زندگی دلیل و دلیل بیاریم، در روبرو شدن با اون، اون قدر درگیر ناراحتی هاش هستیم که به سختی می تونیم منفعتی در اون ببینیم. وقتی تموم اون چیزی که از شکست می بینیم و درک می کنیم، درد و شکنجهه، شکست دادن شکست واسه رسیدن به اهداف و آرزوها سخت می شه.

من هم شکستای بسیار بدی رو تجربه کردم و می دونم چقدر دردناک و آزاردهندهه و همه چیز رو تحت اثر قرار می ده. مطمئنا شکست، ردپاهایش رو در زندگی ام به جا گذاشت، و این خیلی راحت ماندن اثر یک زخم عمیق نبود. درمون آثار شکست ام خیلی طول کشید، اما در اون بین، به فهم و درک مهمی رسیدم، تقریبا همون چیزی که بقیه افراد هم بعد از شکست بهش پی می برن.

این رو هم فهمیدم که راه های زیادی واسه شکست دادن شکست و رسیدن به اهداف مون هست. اما همه این راه ها نیازمند ایجاد یک تغییر اساسی در طرزفکر هستن. لازمه به زندگی با نگاه خاصی نگاه کنین و افکارتان رو در جهت درستی هدایت کنین و بذر موفقیت رو بکارید تا در آینده محصولش رو برداشت کنین.

اینجا ۵ راه حل به شما پیشنهاد می کنیم که می تونین با کمک اونا بر شکست پیروز شدین و به اهداف تون برسین.

۱. باور کنین که هیچی با ارزشی، آسون به دست نمیاد

ما آدما در دنیای امروز دوست داریم فورا به نتیجه برسیم و راضی شیم؛ چیزایی رو می خواهیم و فورا هم می خواهیم! وقتی می تونیم هر چیزی رو که می خوایم بدون معطلی به دست بیاریم، به چه دلیل باید صبر کنیم؟ از فست فودها گرفته تا دسترسی به اینترنت پرسرعت، باعث شده ناشکیبایی و نبود تحمل ما واسه هر چیزی روز به روز بیشتر شه، پس عجیب نیس که شکست تا این اندازه آزارمان بده.

ما اون قدر به گرفتن نتایج فوری عادت کردیم که درک نمی کنیم واسه رسیدن به هدفی قابل توجه و دهن باز کن، تا چه حد کار و سعی و همت لازمه. به مقصد رسیدن زمان بَره، اما طی این زمان و همونجوریکه راه رسیدن به هدف رو طی می کنیم، شخصیت مون ساخته می شه و به شناختای جدید دست پیدا میکنیم، حتی شاید معنای عمیق تری در زندگی مون کشف کنیم.

شخصیت

۲. از آدمای منفی باف دوری کنین، چون اونا با تموم توان شون آماده ی سرزنش شمان

ذهن آدم واسه دور ماندن از درد و ناراحتی، بی معطلی کار می کنه و خستگی ناپذیره و هر کاری می کنه تا از هر نوع دردی در هر اندازه ای که هست جلوگیری کنه. بخشی از رنج و عذاب شکست، مربوط به افراد دیگریه که به شما میگن: «من به تو می گم که اینطوریه» یا «تو باید به حرف من گوش می دادی» و «وقتی در اوج موفقیت بودی، بهترین کار این بود که کنار بکشی». منفی بافا همیشه با تموم توان شون در دور تون هستن تا از دید خودشون از شما انتقاد کنن. اما شما به اونا گوش ندین. حرفا و غُر زدن هاشون رو نشنیده بگیرین تا بتونین به شکست تون به چشم یک تجربه مهم نگاه کنین. سرتون گرم خودتون باشه و از تماس با این افراد دوری کنین. فقط این رو بدونین که همیشه کسائی هستن که از شکستا و نبود موفقیت شما خوشحال شن، اما دوستان واقعی هم دارین که پیروزی هاتون رو جشن می گیرن و با تشویق هاشون به شما انگیزه میدن تا به هدف هاتون برسین. بهتره روی تکنیکای مثبت اندیشی بیشتر کار کنین.

۳. موفقیت نشونه هایی داره؛ در هر فراز و نشیبی دنبال این نشونه ها بگردید

گرچه شکست می تونه سخت باشه، اما زمان خوبی واسه جست وجوی نشونه هاست، چون موفقیت سرنخایی داره. دنبال شون بگردید تا پیدایشان کنین. در هر زمینه ای که سعی می کنین و هر هدفی که دارین، دنبال کسائی بگردید که موفقیت هاشون، الگوی شماس. بعد جست وجو کنین تا کلیدها رو پیدا کنین. این افراد موفق چه کردن؟ چقدر طول کشیدهه تا به مقصدشان برسن؟ چند بار شکست خورده ان؟

مردم معمولا باور نمی کنن که بیشتر افراد موفق، بارها شکست خورده ان، اما قابل توجه ترین وجه تمایزشان اینه که هیچوقت دست از سعی ورنداشته ان. این، بزرگ ترین فرق افراد موفق با افراد ناموفقه. موفق ترینا، روحیه ی سرسختی در تسلیم ناپذیری و همت دارن.

۴. به شکست مثل یک فرصت نگاه کنین تا بر ترس هاتون پیروز شدین

بعضی وقتا، شکست به خودی خود دلیل ترس افراد نیس؛ بلکه این ترس از شکسته که اونا رو از اقدام باز می داره. شکست دادن شکست، وقتیه تا ترس هاتون رو کنار بزنین؛ فرصتی واسه مسلط شدن بر میل داخلی که می گه: فرار کن و در گوشه ای با خودت تنها باش.

الگوی درد – لذت (pain-pleasure paradigm)، واقعیت داره. ما همیشه واسه پرهیز از ناراحتی و درد، بیشتر سعی می کنیم تا واسه به دست آوردن خوشی و لذت. اما اگه بتونیم این درک و تمایل رو کاهش کنیم و واسه رسیدن به اهداف خود بر ترس هامون پیروز شیم، یک تغییر و تغییر روی میده؛ یک احساس شگفت انگیز و باورنکردنی که نتیجه این تغییر بوده و تجربه ایه پرارزش که راه رسیدن به اهداف رو واسه تموم عمر، صاف می کنه.

۵. از شکست به عنوان تجربه ای آموزنده استفاده کنین

شکست باید فرصتی باشه تا از اشتباهات مون درس بگیریم و تجربه کسب کنیم. اگه بتونیم از این علم و تجربه بهره ببریم، مهارت کسب کنیم و رو به جلو حرکت کنیم، اتفاقات شگرفی روی میدن. ما از راه های مختلفی می تونیم از شکست هامون درس بگیریم، اما لازمه اش اینه که به شکست و نبود پیروزی مون بی طرفانه و واقعی نگاه کنیم؛ درست مثل کسی که از بیرون به ماجرا نگاه می کنه.

از خودتون بپرسید به چه دلیل شکست خوردید؟ کجای کارتون اشتباه بود؟ چه اقدام متفاوت دیگری می تونستید انجام بدین؟ ایراد از برنامه تون بوده؟ به خاطر این شکست خوردین که از مورد مهمی غفلت کردین؟ عادت بدی دارین که ممکنه باعث شکست تون شده باشه؟ نگاه تون واقعی باشه تا از اتفاقی که افتاده درس بگیرین و از این عبرت و آگاهی واسه ارتقای خودتون و سعی دوباره استفاده کنین. مطمئن باشین تا زمانی که دست از کار و سعی ورندارید، می تونین بر شکست پیروز شدین و به آرزو تون برسین.

منبع : huffingtonpost