کارکردهای قصه گویی وتأثیرقصه برکودکان

قصه و قصه گویی

تعریف قصه

قصه در لغت به معنی حکایت و سرگذشت است و دراصطلاح به آثاری اطلاق می شود که در آنها تاکید برحوادث خارق العاده بیشتر از تحول و تکوین آدمها و شخصیت ها است. در قصه یا حکایات محور ماجرا بر حوادث خلق الساعه قرار دارد. حوادث قصه‌ها را به وجود می آورند و در واقع رکن اساسی بنیادی آن را تشکیل می دهند؛ بی‌آنکه در گسترش و بازسازی قهرمان ها و آدم های قصه نقشی                                داشته باشد. در تعریف قصه می توان گفت: سخن یا نوشته ای است از روزگاران قدیم که در آن شخصیت های گوناگون خیالی یا واقعی، ماجراهایی می آفرینند. قصه‌ها از روزگاران قدیم برای آموزش، انتقال تجربه‌ها و تاریخ هر قوم از نسلی به نسل دیگر پدید                 آمده اند(داد، 1390).

تعریف قصه گویی

قصه‌گویی، عبارت است از هنر یا حرفه نقل داستان به صورت شعر یا نثر که شخص قصه‌گو آن را در برابر شنونده‌ی زنده اجرا می‌کند. داستان‌هایی که نقل می‌شود، می‌تواند به صورت گفتگو، ترانه، آواز با موسیقی یا بدون آن، با تصویر و سایر ابزارهای همراهی باشد. ممکن است از منابع شفاهی، چاپی یا ضبط مکانیکی استفاده شود و یکی از اهداف آن بایستی سرگرمی باشد. در روزگاران کهن، تاریخ سنت‌ها، مذهب، آداب قهرمانی‌ها و غرور قومی به وسیله قصه‌گوها از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد(حجازی،1387؛ ص200).

 

 

کارکردها وتأثیرقصه برکودکان

کودکان شیفته قصه و قصه گویی هستند و قصه تأثیر عمیق بر روان، زبان، رفتار و شخصیت آن ها بر جا می گذارد. برخی از تأثیرات قصه در کودکان عبارت است از:

  • زبان آموزی: قصه ها، کودک را با واژگان، اصطلاحات، نام ها، ضرب المثل ها و… آشنا می سازند و از این راه علاوه بر ایفای نقش مهم و جدی در زبان آموزی، فرصت خوبی برای اصلاح لغزش ها و اشکالات زبانی ایجاد می کند.
  • انتقال مفاهیم: قصه به علت کشش، زیبایی و نقشی که در برانگیختن حس کنجکاوی دارد، می تواند بسیاری از مفاهیم را به کودک منتقل کند. هم چنین با انتقال مفاهیم به روش غیرمستقیم، نه تنها باعث جذب بهتر و سریع تر مفاهیم به  ذهن و زبان کودک                می شود بلکه فهم آن ها را عینی تر و ساده تر می سازد.
  • تقویت حس کنجکاوی: قصه ها به علت در برداشتن زنجیره حوادث، کودک را وا می دارند که به تعقیب حوادث بپردازند یا آن چه را در قصه می شنود، در دنیای بیرون جست و جو کند. کودک پس از شنیدن قصه، انگیزه بیشتر و کنجکاوی افزون تری برای چنین کاری پیدا می کند.
  • پرورش قدرت تخیل و خلاقیت: در قصه ها عنصر تخیل بسیار قوی و مؤثر است؛ در بسیاری از قصه ها، عناصر تخیلی حضوری برجسته دارند. تخیل کودک با شنیدن و خواندن داستان پرورش می یابد. گاه دیده شده است که کودک هنگام بازگو کردن داستانی که شنیده است، به دخل و تصرف می پردازد یا داستانی بر همان مبنا می سازد. اگر این تخیل جهت داده شود، راه برای کشف استعداد کودکان در زمینه های ادبی و هنری هموار می گردد. قصه گویی، یکی از بهترین راه های کشف توان و استعداد کودکان است. از منظر دیگر، کودکان هنگام گوش دادن به قصه، عناصر، فضا و حوادث آن را در ذهن خویش می آفرینندو معمولاً خود را در قالب قهرمان قصه قرار می دهند. به این ترتیب حداقل تا پایان قصه غرق تخیل در آنند.
  • کودکان با شرکت کردن در تجربه های تلخ و شیرین قهرمانان قصه، با واقعیت های زندگی آشنا می شوند و روش های مواجه        با مشکلات را در می یابد.
  • کودکان را می توان از طریق قصه های دل چسب و دوست داشتنی متناسب با توانایی های آنان با واقعیت های زندگی آشنا کرد.           آن ها در موقع گوش دادن به قصه، مفاهیم پنهان در لابه لای واژه ها را درک می کنند؛ هنگامی که قهرمان قصه در مرداب بدبختی غوطه می خورد، آن ها غمگین و نگران می شوند و وقتی که به جاده خوشبختی قدم می گذارد، فریادی از شوق بر می آورند و اگر بخت یا شخصیت بد داستان یار شود، بی صبرانه انتظار می کشند تا او به سزای کارهای زشتش برسد؛ این ها همه دانه هایی است           که در دل کودکان کاشته می شود و تأثیر آن بروز حرکاتی از سر شادی و غم است که خود، نشان از باور شدن ذهن آن ها دارد.
  • انتقال ارزش ها: همراهی با قهرمانان قصه، باعث می شود که صفات، فضیلت ها و ارزش های آنان با روح و جان کودک آمیخته شود. وقتی قهرمان به علت خوبی، صداقت و بخشش، مورد حسد یا ستم واقع می شود و سرانجام، همین ویژگی او را نجات می دهد، عشق ورزی به این ارزش ها، همچون بذری افشانده می شود و گریز و پرهیز از کسانی که زشتی ها و بدی ها  را منتشر می کنند،         نیز در وجود او بارور می گردد.
  • اصلاح رفتار: قصه ها می توانند به اصلاح، بهبود و تغیر رفتار کمک کنند؛ به عبارت دیگر، مقصد قصه، عبرت آموزی بوده است. تردیدی نیست که اگر در پایان قصه، باب موعظه و نصیحت باز نشودو قصه خود، آموزنده و عبرت آموز باشد، چنین تأثیری را به صورت پنهان و پیدا در رفتار کودک خواهد داشت.
  • تعامل اجتماعی: اگر کودکان در جریان قصه فعال شوند و از آن ها بخواهیم که نظر خود را در مورد قصه و قصه گو بگویند، توجه  و دقت شنوایی آن ها تقویت می شود. هم چنین زمینه ای فراهم می شود که آن ها با برقرای ارتباط، سخن گفتن و بیان احساسات، شیوه های ارتباط با دیگران را تمرین کنند. این شیوه، به ویژه برای کودکان خجالتی و انزواطلب بسیار کارآ و مؤثر است.
  • پیوند فرهنگی: قصه ها عامل انتقال میراث فرهنگی و پیوند میان امروز و گذشته اند. کودکان با شنیدن قصه ها به آرمان ها، آرزوها، رنج ها و شادی ها، باورها و نوع زندگی گذشتگان پی می برند. گویی، قصه ها پلی هستند که کودکان امروز را به روزگار گذشته              می برند. قصه ها نوعی آموزش تاریخی نیز هستند؛ چون از لابه لای آن ها ، تصویر از گذشته فرا روی خواننده یا شنونده قرار           می گیرد(نواب صفوی و همکاران، 1387؛ ص153- 151).
INLINE  مشکلات قرص ضد بارداری چیه و چه راه های جایگزینی واسه اون هست؟ 

تاریخچه قصه گویی

شماری از نمونه‌های کهن قصه‌ها یا قطعه ‌های داستانی در متون مصری، چینی، سومری باستان و سانسکریت یافت می‌شود.  هر چند در بسیاری از آنها هیچ اشاره‌ای به این نکته نشده است که قصه‌ها را چه کسی برای چه کسانی یا چگونه و چرا می‌گفته است.

نخستین تعریف مکتوب از کاری که به شکل مبهم شبیه قصه‌گویی است، در پاپیروس مصری معروف به “پاپیروس وستکار” است که در فاصله‌ی میان سلسله دوازدهم و هیجدهم ثبت شده است (پلوسکی، 1985؛ ص23).

یکی از قدیمی‌ترین گفته‌ها درباره قصه کودکان، سخن افلاطون در کتاب جمهوریت است که این‌چنین به بیان اهمیت قصه برای کودکان می‌پردازد: باید پرستاران و مادران را وادار کنیم که فقط حکایت‌هایی را که پذیرفته‌ایم، برای کودکان نقل کنند و متوجه باشند که پرورشی که روح اطفال به وسیله حکایات حاصل می‌کنند، به مراتب بیش از تربیتی است که جسم آنها به وسیله ورزش پیدا می‌کند(رحمان دوست، 1377؛ ص10).

انواع قصه‌گویی

قصه‌گویی نقالانه: نوعی از قصه‌گویی است که کارش خلق و یا اجرای حکایت‌های شفاهی شاعرانه است و به نقل حوادث تاریخی        یا ستایش نیاکان و رهبران کنونی یک گروه قبیله‌ای، فرهنگی و یا ملی می‌پردازد. نقل‌کننده، معمولا نه ضرورتا به هنگام اجرا با یک آلت موسیقی که خودش و یا دیگران می‌نوازد، همراهی می‌شود.

قصه‌گویی قومی: این نوع از قصه‌گویی، قابل اجرا در خانه، ضمن کار گروهی، گردهمایی اجتماعی، خیابان و بازارها بوده است. قصه‌گویی در خانه، یکی از جهانی‌ترین تجربه‌های انسانی است.

قصه‌گویی مذهبی: قصه‌هایی است که مقامات و رهبران رسمی یک گروه مذهبی، به جای قوانین برای تشریح و ترویج مذهب شان به‌کار می‌برند.

INLINE  قهوه شامل باعث ها

قصه‌گویی تماشاخانه‌ای: آنچه این نوع قصه‌گویی را متمایز می‌کند، این است که در ساختمان‌هایی مانند تماشاخانه‌ های واقعی         به اجرا درمی‌آیند. این نوع قصه‌گویی به دشواری از تئاتر به مفهوم حقیقی آن جداشدنی است.

قصه‌گویی کتابخانه‌ای: در این نوع، کتاب داران در ساعات منظم و خاصی در کتابخانه برای کودکان قصه می‌گویند. تعیین دقیق  این مساله که کدام کتابدار کودک، نخست این اندیشه را مطرح کرده، غیرممکن است.

قصه‌گویی در اردو: یکی از موثرترین مکان‌ها برای قصه‌گویی، فضای اردوها است. غیررسمی بودن محیط و نزدیکی به طبیعت،        از عواملی است که بر خلاقیت دوجانبه‌ای که در قصه‌گویی(میان قصه‌گو و شنونده) نهفته است، می‌افزاید و نتایج سودمندی به ارمغان می‌آورد(پلوسکی،1985؛ ص103).

قصه گویی و تأثیرات تربیتی آن

قصه گویی، فرایندی است که هر چند ممکن است در میان همه قشرها انجام گیرد، اما مخاطبان اصلی آن کودکان و نوجوانان اند. در مقابل، تعلیم و تربیت بچه نیز هدف و برنامه ی اصلی نظام آموزش و پرورش است. به بیانی دیگر، نقش و تأثیر قصه چه به صورت گفتن از حفظ و چه خواندن از روی متن و تصویر باشد ، کاملاً بدیهی و روشن است. استفاده از این شیوه در دوره های پیش دبستانی و دبستانی، ضروری و از برنامه های کاری معلمان و مربیان است و در دوره های بالاتر جزء فعالیت های ضمنی و ابتکاری بعضی معلمان به شمار می رود. بچه ها باشنیدن هر قصه، این نکته را احساس می کنند که شایسته تر آن است که بیش از آنچه می گویند، بشنوند   و قبل از سخن گفتن، کمی بیندیشند. وادار سازی دانش آموزان به تفکر و تأمل یکی دیگر از تأثرات شگرف هنر قصه گویی است(کریمی،1387؛ ص7).

اهمیت قصه و جایگاه آن

قصه و قصه گویی، خود قصه آشنای همه انسان ها در همه روزگاران و جوامع است. انسان ها در سفر و حضر، در غم و شادی، در تنهایی و جمع و حتی در گیرودار جنگ ها و بحران های زندگی با قصه همراه و مأنوس بوده اند، به همین علت است که قصه را هم زاد انسان و نخستین زمان شکل گیری قصه ها را در روزها آغازین زندگی انسان در زمین می دانند.

قصه، تنها، فاتح دنیای کودکان نیست بلکه بزرگسالان نیز در لحظه شنیدن یا خوانده قصه، درست مثل کودکان، با قصه همراه می شوند و صمیمیت و صفای کودکانه می یابند، پادشاهان ایرانی قصه گویانی داشته اند که در لحظه اندوهناکی یا شادی و به ویژه هنگام خواب به شاه آرامش می بخشیدند. شهرزاد قصه گو در هزار ویک شب نمونه ای از این قصه گویان است.

در کتاب های آسمانی با شیوه ای خاص، داستان هایی برای عبرت، تذکر، هدایت و انذار مطرح شده است؛ تورات، انجیل        و قرآن سرشار از داستان هایی هستند از انبیا، اقوام و تمدن هایی که آمده اندو رفته اند و زندگی آن ها چراغ راه دیگر انسان ها شده است(سنگری، 1373).