پایان نامه با موضوع مسئولیت مبتنی بر تقصیر

عبارت«دستور آن را صادر می کند» قاعده تسبیب را بیان می کند.به نظر می رسد از انجایی که در این ماده از تقصیر حرفی به میان نیامده،مسئولیت محض یا بدون تقصیر را می توان استنباط کرد.این ماده پزشک را چه در علم و عمل چه ماذون از سوی مریض یا ولی باشد یا نه،در هر صورت ضامن می داند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مطابق آنچه گفتیم مسئولیت پزشک با توجه به ظاهر قانون مسئولیت محض یا بدون تقصیر است.حال که مقتضای مصلحت اجتماعی این است که پزشک فقط در صورت ارتکاب تقصیر مسئول باشد تا پزشکان با رعایت موازین پزشکی،بدون نگرانی از مسئولیت به معالجه بیماران بپردازند.حال اگر بدون اثبات تقصیر و به مجرد ورود خسارت به بیمار که مستند به عمل پزشک است،او را مسئول بدانیم،پزشکان از انجام کارهای بزرگ پزشکی باز می مانند و این خود مانعی برای پیشرفت علم پزشکی و به زیان جامعه است.
با پیشرفت های چشمگیر علم پزشکی اگرچه بسیاری از بیماری ها قابل علاج شدند،ولی سبب شد که با خطرناکتر شدن اعمال پزشکی ،این حوادث افزایش یابد.به این صورت که در بسیاری موارد این حوادث ناشی از تقصیر شخص پزشک نیست مثلا فرد برای همیشه فلج می گردد و …در این موارد نظام سنتی مسئولیت مدنی نمی تواند پاسخگو باشد،که این امر باعث تحول قوانین مسئولیت مدنی شد.مسئولیت پزشک در برابر بیمار را می بایست در دو وجه بررسی کرد.یکی اینکه پزشک مسئولیت و تعهد دارد بیمار را معالجه کند و دیگری اینکه در جریان این معالجه باید تلاش کند که زیان جدیدی به او وارد نکند.تعهد پزشک در نظامهای سنتی از نوع تعهد به وسیله و بر مبنای تقصیر بود.پزشک متعهد به درمان قطعی بیمار نیست بلکه تعهد کرده که او را بر اساس داده های مسلم علمی مداوا کند.در این میان تعهد مطلع کردن بیمار به خطرهای عمل جراحی یا درمان را از تعهدات پزشک و عدم اجرای این تعهد را به نوعی تقصیر دانسته که اثبات آن را بر عهده بیمار قرار داده است. که همانطور که گفتیم،با پیشرفت علم و فن آوری مسئولیت نوعی پزشک و تعهد به نتیجه در موارد خاص و استثنایی پذیرفته شد و به عنوان قاعده ای کلی و عام مورد پذیرش قرار نگرفت.

به این معنا که در موارد خاص پزشک متعهد است در جریان عمل پزشکی ایمنی بیمار را تامین کند و اگر بیماری او را تامین نمی کند،حداقل زیانی نیز به او وارد نکند.انتقال خون آلوده یکی از مواردی است که در آن مسئولیت نوعی پزشک پذیرفته شده است.(کاظمی،154:1390).
با تمام توضیحات پیش گفته باید گفت که،قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 مسئولیت محض و بدون تقصیر را در مورد پزشک نپذیرفته و از نظریه تقصیر پیروی کرده است.ماده 489 قانون جدید چنینمقرر می دارد«هرگاه پزشک در معالجاتی که انجام می دهد موجب تلف یا صدمه بدنی گردد ضامن دیه است،مگر آنکه عمل او مطابق مقررات پزشکی و موازین فنی باشد،یا اینکه قبل از معالجه برائت گرفته باشد و مرتکب تقصیری هم نشود و چنانچه برائت از مریض به دلیل نابالغ یا مجنون بودن معتبر نباشد و یا تحصیل برائت از او به دلیل بیهوشی و مانند ان ممکن نگردد،برائت از ولی مریض تحصیل می شود.
تبصره1-در صورت عدم قصور یا تقصیر پزشک در علم و عمل برای وی ضمان وجود ندارد،هرچند برائت اخذ نکرده باشد»طبق این ماده اصولا پزشک مسئول خسارت وارده به بیمار استمگر اینکه عدم تقصیر او اثبات شود و یا برائت اخذ کرده باشد و در صورتی از مسئولیت معاف می شود که مرتکب تقصیر نشده باشد. فرض تقصیر و یا اماره تقصیر از این ماده قابل درک است.اثبات تقصیر برای مسئولیت لازم نیست ولی پزشک می تواند عدم تقصیر خود را با رعایت مقررات پزشکی و موازین فنی و بدون ارتکاب هرگونه بی احتیاطی ثابت کند.چنانچه پزشک از بیمار یا ولی او برائت گرفته،بار اثبات تقصیر بر عهده زیان دیده است.بنابراین شرط برائت از ضمان فقط بار اثبات را در صورت اثبات تقصیر جابه جا می کند.بدین صورت که اگر برائت از ضمان اخذ نشده باشد،بار اثبات عدم تقصیر بر عهده پزشک و در صورت اخذ برائت بار اثبات تقصیر بر عهده زیان دیده است.
در مسئولیت ناشی از انتقال خون الودهبرحسب نوع دخالت پزشک در حادثه مسئولیت او نسبت به زیان ناشی از این انتقالمتفاوت است.اگر بر مبنای تجویز پزشک به بیمار خون تزریق شود و در اثر آلودگی آن به او صدمه برسد ،نمی توان پزشک را ضامن دانست مگر اینکه پزشک تقصیری مرتکب شده باشد.تعهد پزشک به تزریق خون یک عمل پزشکی و از نوع تعهد به وسیله است و هیچ گونه رابطه سببیتی بین تجویز پزشک از یک سو و زیان بیمار وجود ندارد.
حال اگر پزشک در تجویز خون مرتکب تقصیر شده باشد و در اثر آن به بیمار زیانی برسد پزشک مسئول است.(علی رغم عدم نیاز بیمار به خون، تزریق خون را تجویز نماید)و با توجه به میزان تاثیر او در وقوع ضرر میزان مسئولیت او مشخص می شود.
در موردی که پزشک در مطب خود به بیمار خون تزریق می کند همانند بیمارستان و مراکز درمانی که تزریق خون در آنجا صورت می گیردمسئولیت مشابه دارد.و برحسب اینکه خون از مرکز انتقال خون گرفته شود و یا خود پزشک خون را از دیگری بگیرد و به بیمار تزریق کند متفاوت است که در اولی مسئولیت مبتنی بر تقصیر است و در فرض دوم مسئولیت نوعی دارد.مسئولیت پزشک در خصوص زیان وارد بر بیمار در حقوق اسلام،مبتنی بر تقصیر نیست و همین که رابطه سبببیت بین فعل پزشک و زیان وارده وجود داشته باشد،کافی است.
باید افزود که در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 برای اولین بار راجع به مسئولیت پرستار نص خاصی وارد شده است که این نص بی شک در مسئولیت این قشر مهم جامعه نقش اساسی خواهد داشت.در ماده 496 قانون مجازات مصوب 1392 آمده است:«پزشک در معالجاتی که دستور انجام آن را به مریض یا پرستار و مانند ان صادر می نماید،در صورت تلف یا صدمه بدنی ضامن است مگر آنکه مطابق ماده 495 این قانون عمل نماید.تبصره1-در موارد مزبور،هرگاه مریض یا پرستار بداند که دستور اشتباه است و موجب صدمه و تلف می شود و با وجود این به دستور عمل کند،پزشک ضامن نیست بلکه صدمه و خسارت مستند به خود مریض یا پرستار است…».همانگونه که مشاهده می شود در این ماده مسئولیت عمل پرستار و مریض یا هر کس دیگری که دستور پزشک را نسبت به درمان بیمار عملی می کند بر عهده پزشک سرپرست قرار داده شده است.
ولی در ادامه ماده در ذیل تبصره1 آن،استثنایی بر ماده وارد شده است.طبق تبصره فوق الذکر در صورت علم به اشتباه بودن دستور پزشک توسط هریک از اشخاص فوق و باز عمل کردن به آن مسئولیت متوجه شخص فاعل است نه پزشک سرپرست و این قاعده ای نو در قانون است،مبنی بر عدم لزوم اطاعت از دستور مافوق در زمانی که مادون علم بر اشتباه بودن دستور مافوق دارد.نظری که برای اولین بار و البته به درستی مورد تایید از سوی قانون گذار قرار گرفته است.
2-2-1-2:مسئولیت عامل حادثه

ممکن است در اثر جراحتی که توسط شخصی در اثر تقصیر او به وجود آمده شخص به انتقال خون نیاز پیدا کند(مثلا در اثر ارتکاب تقصیر راننده اتومبیل،عابر مصدوم می شود و در جریان معالجات نیاز به انتقال خون پیدا می کند و به او خون تزریق می شود و در اثر این تزریق و آلودگی خون به ایدز مبتلا می گردد و فوت می کند) در مورد رابطه سببیت در مسئولیت مدنی طبق نظریه پذیرفته شده از میان عواملی که در وقوع یک حادثه نقش دارند سبب متعارف مسئول می باشد.در این مورد مرکز انتقال خون است که وظیفه تهیه و توزیع خون آلوده را بر عهده دارد..نظریه برابری اسباب و شرایط علی رغم اینکه در رابطه با دعوای رجوع عاملین زیان به یکدیگر مورد انتقاد نویسندگان حقوقی قرار گرفته است، ولی در دعوایی که قربانی زیان به منظور جبران خسارت علیه عاملین زیان اقامه می کند قابل توجیه به نظر می رسد و تا حد بسیار زیادی به نفع زیان دیده است.با توجه به وجود صدور آرایی در کشورهای دیگر،صراحتا عامل حادثه را مسئول زیان ناشی از انتقال خون آلوده دانسته اند.به عنوان مثال شخصی در اثر تصادف رانندگی مصدوم شده و در بیمارستان تحت عمل جراحی قرار گرفته و در راستای نیاز او به انتقال خون به دلیل آلوده بودن خون تزریقی به هپاتیت C مبتلا می شود.طی اقامه دعوا زیان دیده علیه مرکز انتقال خون خوانده دعوا عامل حادثه را نیز به عنوان یکی از اسباب به دادگاه جلب می کند.دادگاه علت اصلی خسارت زیان دیده را طبق نظریه سبب متعارف مرکز انتقال خون می شناسد و دعوای جلب خوانده را رد می کند.ولی شعبه اول مدنی دیوان عامل حادثه را به عنوان یکی از اسباب مسئول حادثه اعلام می کند.صدور این رای برمبنای تحولاتی که در رویه قضایی و دکترین فرانسه ایجاد شد و به سوی جبران هرچه بیشتر خسارت وارد بر قربانی ایجاد شد به وجود آمد و دادگاهها تلاش می کنند تا هرچه بیشتر این ایده را جنبه عملی ببخشند.توجه به نظریه برابری اسباب و شرایط،در مواقعی که زیان دیده برای مطالبه خسارت علیه کلیه وارد کنندگان زیان اقامه دعوا می کند مناسب تر و مفیدتر به نظر می رسد.باید افزود در مواقعی که خود عامل زیان مقصر باشد،خود مسئول است و مرکز انتقال خون مسئولیتی ندارد حتی اگر خون تزریق شده آلوده بوده باشد و در مواقعی که قابلیت انتساب زیان به هر دو وجود داشته باشد،مسئولیت به نحو تساوی بین آنها تقسیم می شود.
2-2-2:اشخاص حقوقی مسئول
2-2-2-1:مسئولیت مراکز درمانی
در موردی که بیماران در بیمارستانها و درمانگاهها بستر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *