هنرچیست؟

تعریف هنر

هنرچیست؟ زیبایی چیست؟ هنر و زیبایی شناسی چه نقشی در زندگی ما ایفامی کنند؟ آیا برداشت برای یک هنرمند از زندگی با برداشت یک انسان عادی یک است؟ این ها همه سوالاتی است که پاسخگویی به آن مفهوم هنر و زیبایی شناسی وکاربرد آن را بر ما روشن و معلوم می سازد. ادبیات و هنر از پدیده هایی است که همواره نقشی مؤثردر زندگی انسان داشته و از دیرباز مورد نظر فلاسفه، اندیشمندان و مربیان بوده است. چنان که مکاتب گوناگون فکری، سیاسی و اعتقادی هنر را به منزله وسیله ای کارآمدجهت توسعه مفاهیم و معارف مختلف درجامعه دانسته و آن را درپرورش انسان به گونه ای متناسب با هدفهای خودبه کارگرفته اند. البته دربیان عوامل و علل اصلی پیدایش هنر، تفاوت نظر وجود دارد؛ چنان که گروهی خاستگاه هنر را همان نیازهای اجتماعی، و براساس تکامل ابزار تولید و روابط تولیدی و اجتماعی می دانند و عده ای به غریزی بودن هنر و ارتباطش با تمایلات و احساسات درونی انسان تأکید می ورزند. به هرحال غالب صاحب نظران بر این واقعیت اتفاق نظردارندکه هنر از قدیمی ترین پدیده های انسانی و اجتماعی بوده، در دوره های مختلف و فرهنگ ها و جوامع گوناگون وجود داشته و در مراسم مذهبی و اجتماعی نقش بارزی راعهده داربوده است(میرزابیگی،1390: ص15) .

لفظ هنردر زبان سانسکریت از دو کلمه ی ” هو ” به معنای نیک و هرچیزخوب و نیک که فضایل وکمالاتی برآن مترتّب است                   و ” نر یا نره ” به معنای زن و مردتشکیل شده است. این واژه وارد زبان فارسی شده و در اوستا به شکل ” هونر ” آمده که ازصفات اهورامزدا به معنای نیک و خوب است. درفارسی میانه یا پهلوی و پس از آن در دوره ی اسلامی، به صورت هنر و به معنای انسان کامل و فرزانه و هم به معنای کمال وفضیت آمده است. درلغت نامه ی دهخدا ” هنر ” به معنای علم، معرفت، دانش، فضل، فضیلت، کمال، کیاست، فراست و زیرکی است(شریف زاده، 1378).

تعریف هنرعمومی ازدیدگاه محققان، امرپیچیده ای محسوب می شود و معمولاً این هنربه ” اقدامات بصری هنرمندانه تهیه شده برای سایت های باز و در دسترس عموم ” اطلاق می گردد(ایتون[1]،1990). مدافعان شکل گیری هنرعمومی به طور مداوم آن رابه            عنوان ابزاری برای انسانی ترکردن محیط های ساخته شده، افزودن معنابه منظره های انتزاعی و تبدیل” فضا” به ” مکان ”                   معرفی می کنند(هوبارد[2]، 2003) .

INLINE  قوانین تصادف با عابر پیاده؛ چه زمان عابر پیاده مقصره؟ "

صاحب نظران و اندیشمندان مختلف، تعاریف گوناگون را در مورد هنر ارائه کرده اند. در واقع هریک از آنها بر اساس جهت گیری های فکری وفلسفی خودبه توصیف خاصی از معنا و مفهوم آن پرداخته و در صدد بوده اندکه مشخص سازندکه اساساً، قلمرو هنرها، واجد        چه شرایط و ویژگیهایی می باشندکه سایرقلمروهای زندگی انسان از آن بی بهره بوده و باعث تمایز بین آنهاشده است. به همین دلیل یک مسئله اساسی برای زیبایی شناسان تعریف هنربوده است. به عبارت دیگرمشخص کردن این که هنرها چه چیزی را دارا           می باشندکه قلمروهای معرفتی دیگر فاقد آنند و نیز این که چگونه هنر در امور و فعّالیّت های مختلف ایشان عمل می کنند              (امینی، 1384: ص1).

برخی هنر را انتقال احساس به دیگران می دانند، ولی این تعریف یک نگرش سطحی به هنر است، زیرا احساس از راه های زیادی قابل انتقال است، کلاً باگریه کردن هم می توان احساس خود را به دیگران منتقل کردپس بایستی گریه کردن نیز هنرتلقی شود، درحالی که این طورنیست. هنربرخاسته ازفطرت پاک بشراست و می تواندبه اعماق وجود انسان نفوذکند. هنرامری است که بیشتر به” تناسب”         و بلکه به موزون بودن کارها نظردارد. پس موضوع و قصد هنر ایجاد جوهرۀ “حسن” و ” لطف ” است که هردو تعبیری ازجمال هستند و درنهایت به ” کمال” نزدیک می شوند(کیومرثی، 1389: ص20).

هنرکوششی است برای خلق زیبایی، برای این که در مجاورت عالم واقعی، آمالی و مملو ازنقشها و احساسات بی شائبه، خلق می گردد؛ هنرشکننده سدهایی است که میان آدمیان و ملل به وجود آمده، قادراست روزی همه را متّحدکند وکمک مؤثری برای تشکیل یک تمدن هماهنگ باشدو وسیله ای گرددکه نزدیکی و هماهنگی بیشتری میان انسان و طبیعت و وجوه انفرادی و جهانی ایجادنماید(سبحانی نژاد، 1385) .

هنرمقوله ای است پیچیده و درعین حال مملوس و شناخته شده که از دیرباز، یعنی از آن هنگام که انسان خود و محیطش را شناخت، به عنوان رکنی از ارکان زندگی مطرح بوده است. هنرهمواره به یاری انسان شتافته است، چه آن زمان که انسان اولیه بر دیوار غارها برای خود راهی یافت تا ازطریق آن به مقابله باضعفها و ناآگاهی های خویش بپردازد و یا بر ترس از فنا و نیستی غلبه کند و چه اکنون که انسان در دنیایی از اضطراب و نگرانی ها دست و پا می زند(غفاری، 1364) .

INLINE  مشکلات آنتی بیوتیک چیه؟ 

کانت[3] هنر را ملازم با آزادی می داند و معتقداست که عنوان هنر را بایدبه چیزهایی اعطاکردکه به آزادی به وجود آمده اند؛ یعنی مخلوق اراده ای هستندکه برهان و منطق هادی آن است. به زعم جان لنکستر هنرقسمتی از نیروی خلاقیت انسان است که وی از طریق آن با دیگران ارتباط برقرارمی سازد(قطبی، 1352).

هنردربرگیرندۀ بخشی ازخلاقیت هنری است که درآن فردبا استفاده از ابزار هنری و صنایع دستی به بیان عواطف، احساسات و عقایدخویش نسبت به محیط اطراف خود- که از طریق حس بینایی دریافت می شود- می پردازد. چگونگی این بیان و انتقال تجارب،        به میزان تبحر و هنرمندی فردبستگی دارد(لنکستر[4]، 1373) .

به اعتقادبرخی صاحب نظران( پیتری[5] 2001، آیزنر[6] 2002 ، دیسون[7] و گالاس[8] 2003، هندریک[9] 2004 ) هنر، زمینه ای مناسب برای ارتقای توانایی های شناختی چندگانه نظیراستدلال پیچیده و حل خلاقانه مسئله دریادگیرندگان محسوب می شودکه آن را به عنوان زبانی دیگربرای یادگیری معرفی می کند، و به عنوان یک سکوی پرش برای رشدسمبولیک یادگیرندگان به حساب می آورد (یانگ[10] ، 2005: ص1) .

هنرها به دانش آموزان می آموزندکه مسائل می توانند بیش از یک راه حل داشته باشندوپرسش ها نیز می توانندبیش از یک پاسخ را به همراه داشته باشند. ازطریق هنرها، این مفهوم دریافت می شودکه کارهای خوب با شیوه های مختلفی قابل انجام است (آیزنر، 2002) .

نکته ای که دراین تعاریف حائز اهمیت است بیانگراین مسئله است که عامل اصلی درخلق آثارهنری تجربیات یک هنرمند است  که باعث خلق آثارهنری می شودیعنی یک نقاش تصویری را ازطریق قدرت تخیل خود تداعی کرده است که انسانهای دیگر از تجربه آن عاجزند و انسانهای دیگر ازطریق خلق آثارهنری که توسط هنرمندان تولیدمی شود می توانند به این تجربیات دست پیداکنند.                پس می توان این گونه نتیجه گیری کردکه هنر هم مانندزبان یک وسیله ارتباطی درمیان انسان هاست و تفاوت عمده این دو در این نکته است که زبان از فکر و اندیشه برای ارتباط مدد می گیرد ولی هنر از احساسات و تخیل.

[1] – Eaton

[2] – Hubbard

[3] – Kant

[4] – Lancaster

[5] – Pitri

[6] – Eisner. E

[7] – Dyson

[8] – Gallas

[9] – Hendrick

[10] – Young