مقاله رایگان درباره آموزش عمومی، بخش صنعت، قضا و قدر، اقتصاد ایران

های اجتماعی خواهد شد. این امر به نوبه خود عاملی است که موجب عدم درک روند حرکت جامعه و در نتیجه اتخاذ تصمیماتی خواهد شد که کاربرد آن فقط در روی کاغذ است. در این میان نهایت بی اطلاعی است اگر تصور کنیم که می توانیم یک پدیده را به صورت مجزا بررسی نموده و نهایتاً تصمیماتی درباره آن اتخاذ کنیم. پست نیز مشمول این نظر است و باید آن را در متن جامعه بررسی نمود. پست وسیله مبادلات و ایجاد ارتباطات است و در متن تاریخی، اجتماعی و فرهنگی خود، می تواند مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.
۱-۱۵-۴-۲- تحلیل تاریخ شناختی پست در ایران
از روزگار پیدایش جوامع بشری تا به امروز، روند سیر پست را می توان در چهار مرحله بررسی کرد : پست در ابتدا عموماً برای تأمین ارتباطات سیاسی توسط حکومت ها ایجاد شد، سپس دوران تکامل خود را در مراحل انقلاب صنعتی طی کرد، در مرحله سوم با تعمیم و عمومیت یافتن آموزش عمومی همراه بود و نهایتاً هم اکنون مرحله مافوق صنعتی را سیر می کند.
اگر به دقت مراحل تکامل پست را نگاه کنیم مشاهده می کنیم که در ابتدا ابزار دست سیاست برای ارتباطات بسیار محدود دولتی بوده است که در این مورد سابقه بسیار طولانی دارد. سپس همراه توسعه صنعت و تجارت، رشد بیشتر یافت و پس از مردمی شدن دانش و گسترش یافتن و تعمیم آموزش عمومی و بالا رفتن سطح فرهنگ و رشد بخش خدمات، سطح بسیار وسیع مردمی یافت.
در قرن ۱۶ میلادی فرانسوادوتاکس سرویس پستی را بنا نهاد. کشور فرانسه در سال ۱۶۵۳، برای اولین بار سیستمی جهت جمع آوری نامه ها و توزیع آن در پاریس دایر نمود. در سال ۱۶۵۷ پست دولتی انگلستان تأسیس شد و در سال ۱۸۲۹ تمبر و تعرفه ارسال نامه وضع مشخصی به خود گرفت. پرفراژ کردن تمبر برای راحتی برش در سال ۱۸۴۸ اختراع شد و از حدود سال ۱۸۷۵، اتحادیه جهانی پست تکامل یافت. از آن پس این سازمان ارتباطی پست بود که به وسیله ای مهم و کارساز برای پیشبرد و توسعه جوامع در حال صنعتی شدن غرب بدل گشت.
پست ایران در یک جامعه کاملاً سنتی، بدون صنعت و تجارت و در یک جو بیسوادی و بر اساس تقلیدی کورکورانه به صورت غربی آن تأسیس و توسط چاپار دولتی اداره شد. در اولین قدم، عدم حضور فعال عامه مردم به عنوان یک اشکال عمده در این فعالیت دیده می شود. حکومت وقت برای اداره این نهاد جدید خود را مجاب به آوردن مستشاران فرنگی می دید، کسانی که با دید و نگاهی غربی وارد فضای سنتی ایران شده و قصد داشتند سازمانی مطابق آنچه از غرب در ذهن می پنداشتند بوجود آورند. به هر جهت از سال ۱۸۷۴ مستشاران، به ترتیب زیر برای ایجاد پست در ایران مشغول کار شده اند.
سال ۱۸۷۴ گوستاوریه درر، سال ۱۸۷۸ (اتتال- اندریاس)، سال ۱۸۸۵ (سیمنو- بونال)، سال ۱۸۹۲ (ارلوند)، سال ۱۸۹۹ (نوز)، سال ۱۹۰۹ (کامیل مولیتور)، ۱۹۷۱ گروه مهندسین مشاور بنیاد شارلمانی از بلژیک که تا سال ۱۹۷۹ یعنی سالی که انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید، در پست کشور حضور داشتند و قوانین پست عیناً قوانین بلژیک بود که ترجمه و بکار گرفته شده است (مرکز تحقیقات پست، گزارش ۹،۱۳۸۴ ).
به این ترتیب یکی دیگر از عناصر ناهمگون در تاریخ شکل گیری پست در ایران به چشم می خورد، چرا که اگر فرض کنیم اشخاص مزبور مطامع استعماری نداشته اند، به جرأت می توان گفت که دارای ذهنیت دیگری بوده اند و برنامه ریزی ای را که برای فرهنگ دیگری مناسب بوده است، به ایران آورده و در این مورد توجه کافی به آرایش صحیح فرهنگی _ اجتماعی در این کشور ننموده اند.
۲-۱۵-۴-۲- تحلیل فرهنگ شناختی پست در ایران
مجموعه رفتار انسان در هر جامعه را می توان از خلال الگوها، نقش ها، مجازات ها، پاداش ها، ارزش ها و سمبل هایی که مبانی علمی اجتماعی اند بررسی کرده و مورد تحلیل قرار داد. این مجموعه نسبت به انسان در آن واحد هم بیرونی است و هم درونی، یعنی هم ذهنی است و هم عینی.
مجموعه این عناصر بهم وابسته در دستگاهی به نام «فرهنگ» وحدت می یابند. بحث فرهنگ در واقع بحث در بخش کلان رفتار اجتماع است. در این بحث کمتر به تاریخ وقایع و ارقام کمی نگاه می شود و بیشتر به چگونگی و تحول اخلاق و آداب، نهادها و اندیشه ها، علوم و هنر، استعداها و عادت ها و اعتقادها در مجموعه ای که انسان در آن شکل می گیرد، یعنی اجتماع پرداخته می شود. اگر از زاویه ای دیگر نگاه کنیم، چیزی که در فرهنگ می توان دید، مجموعه بهم وابسته تفکر احساس و عمل است و فرهنگ هرگونه فعالیت انسانی اعم از معرفتی، احساسی یا عملی را در حالت یکپارچه در بر می گیرد. فرهنگ حالتی جمعی دارد و همین حال جمعی بودن آن است که اجازه می دهد افراد یک فرهنگ بتوانند به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. فردی که در ایران یک کارگر را به سر کار می آورد، رفتار او را از پیش می شناسد و او نیز می داند با کارفرما چه کند. جامعه شناسان می گویند انسان در بدو تولد به ناچار در جامعه فرود می آید و در آن جامعه نیز جامعه پذیر می شود و در واقع پر از جامعه می شود و همین ویژگی جامعه است که به کثرت افراد، وحدت می بخشد. (کری، جیمز دبلیو، ۱۳۷۶)
با این توضیح مختصر می توانیم به راحتی در مراحل مختلف تاریخ بشر، فرهنگ های مختلفی را بیابیم که در این فرهنگ ها نوع عمل انسان و مبانی ارزشی و احساسی و فکری او با مرحله دیگر او، تفاوت های بارزی دارد. کلی ترین تقسیمی که می توان انجام داد، تقسیم فرهنگ انسان به زمانی است که صنعت مکانیک و الکترونیک و انفورماتیک نداشته و زمانی که این سه شاخه صنعت تمامی حیات اجتماعی او را تحت تأثیر قرار داده است.
در اثر این تغییرات پاره ای از کشورها زندگی سنتی خود را ادامه دادند و هیچگونه شواهدی در فرهنگ خود دال بر تغییر به سوی جامعه صنعتی نشان ندادند (مثل ایران) و پاره ای دیگر از کشورها با مکانیزمی درونی شروع به تغییر بافت کیفی و کمی آن مجموعه یعنی فرهنگ کردند (مثل کشورهای صنعتی). فرهنگ صنعتی، فرهنگی دنیایی و قدرت طلب است. این ویژگی کلی موجب شد که جوامع صنعتی، در زمینه های اقتصادی، نظامی، علمی، سیاسی و … بسیار پر قدرت شوند، قدرتی که در برخورد با قدرت مشابه سنتی خود قابلیت بسیار زیاد دارد.
شکل امروزی «پست» به عنوان سازمان جدیدی که وظیفه ارتباط بین عناصر مختلف جوامع را دارد، در دامن صنعت، تجارت و فرهنگ غرب زاده و بزرگ شد. هماهنگی رشد این پدیده در کنار پدیده های دیگر اجتماعی غرب موجب گردید که نهایت رشد و باروری در آن به چشم آید. در پست ایران اما شاهد یک ناهماهنگی در آرایش این عناصر فرهنگی هستیم که نهایتاً موجب عدم کارکرد مناسب پست شده است.
برخورد فرهنگ صنعتی با فرهنگ سنتی در ایران، موجب شکسته شدن بافت فرهنگ سنتی ایران شد و تحولات اجباری را بدنبال آورد. در جامعه سنتی ایران «زمان» و نحوه استفاده از آن جایگاهی نداشته و برای مصرف آن هنجارهای اتلاف کننده وجود دارد. البته در مقابل اتلاف آن، هزینه های سرسام آوری به بدنه جامعه تحمیل می شود. به تبع بی بها بودن «زمان» سرعت در بازدهی، ارزش خود را از دست می دهد.
فرهنگ سنتی، چون عقلانی – صنعتی نیست، خلاقیتی از خود نشان نمی دهد تا نیروهای طبیعت را به استخدام خود در آورد، در کار کردن، منطق اقتصادی بهره وری کار را در نظر ندارد و از سرمایه استفاده چندانی نمی کند.
کم کاری، تنبلی، عدم خلاقیت، قضا و قدری بودن، مناسبات فاسد اداری، ناامنی اقتصادی، عدم علاقه به مهار طبیعت با کار خستگی ناپذیر، عدم پاداش مناسب در مقابل فعالیت های فردی، تباهی اموال عمومی و منابع اقتصادی، سوء استفاده های اداری، اختلاس، عدم تلاش مستمر برای اصلاح جامعه، تجربه ناپذیری تاریخی، ثبات (جمود)، خنثی کردن نیروها، جهت نداشتن فعالیت های اقتصادی، عدم علاقه به سرمایه گذاری (به علت نا امنی)، مکروه دانستن دنیا پرستی و تلاش جهت جمع آوری مال، تمنای رستگاری اخروی، نفس کشی، قناعت و صد چندان این صفات که بر شمرده شد همه بگونه ای گذشته تاریخی ایران را می سازند که به عنوان میراث فرهنگی به نسل های بعد منتقل می شوند. این ها در مجموع، آن بعد از فرهنگ را می سازند که قسمت تفکر و احساس آن است و در عمل نیز تبدیل به رفتار اجتماعی و اقتصادی ویژه ای می شود.
فرهنگ را می توان یک قوم و ملت دانست که در کلمات تجلی می یابد. بعضی از کلمات دارای چنان قدرتی در یک نظام فکری هستند که جا به جا کردن آن ها کل مجموعه را تغییر می دهد. به این اعتبار که کلمات نمودهای مجسم و واقعیات اجتماعی فرهنگی هستند و هر یک از آن ها منظری هستند که ما از آن دریچه به جهان نگاه می کنیم. حال این کلمات را در نظر بگیرید : امنیت، سرعت، نظم، تخصص، تمرکز، تولید انبوه، ارتباطات، مسئولیت، خلاقیت. اینها با هم یک سیستم و نظام فکری هستند که هم زیر ساخت آن ها و هم رو ساخت آن ها هماهنگی دارند (فرهنگ صنعتی).
اکنون این مجموعه را نگاه کنید : توکل به خدا و قضا و قدر، کار مال خر است، دنیا همش دو روزه، مقصر اصلی استعمار است، این ها هم یک مجموعه هماهنگ را تشکیل می دهند (فرهنگ سنتی ایران). نکته این جاست که به صورت مکانیکی نه از این نظام می توان چیزی بدان نظام برد و نه از آن نظام می توان چیزی به این نظام افزود. چون در واقع، این کلمات هستند که مجسم کننده واقعیات اجتماعی هستند. کلمات تبلور یک جهان بینی و تجسم نمونه های اجتماعی هستند. در صورتی می توان آن ها را جا به جا کرد که همراه بافت خود و به صورت کلی جابجا شوند. لذا این استدلال منطقی خواهد بود که در پست ایران، زمانی می توان حرف از نظم، سرعت، امنیت زد که این عناصر که در واقع مرتبط با پست صنعتی هستند با واقعیت جامعه ما ارتباط و هماهنگی داشته باشد.
در زمانی که از شبکه فرهنگ صنعتی، مفاهیم و واقعیاتی به فرهنگ سنتی وارد شد، جوامعی توانستند آن ها را مورد استفاده قرار دهند که طرز تلقی خود را تغییر دادند و بالطبع در واقعیت نیز موفق شدند. یعنی در واقع مسئولین آن کشورها با درک طول راه به عوض گرفتن چند اداره و کلمات کلیدی، سعی کردند که از راه پر مشقت به ایجاد آن، فرهنگ هم در جهان فکری توده مردم و هم در جهان اندیشه و عمل همت گماردند.
اما در ایران به جرأت می توان گفت که تقریباً تمامی افرادی که امروز در بخش صنعت کار می کنند تا چند دهه پیش در بخش سنتی جامعه فعالیت می کردند و فرهنگ آن را با خود به بخش صنعت آورده اند. تک محصولی بودن نتیجه همان کار نکردن، تنبلی، رخوت، ربایش از دست طبیعت و آماده خوری و چشم به دست دیگران داشتن و به بیان دیگر همان وابستگی اقتصاد ایران به بخش نفت و تولیدات دیگران است. بازتاب کامل این وضعیت در ساختار سنتی و میراث به ارث رسیده ارتباطات کشور نیز به چشم می خورد.
فرهنگ حاکم بر کشور از جمله الگوی مصرف، روابط

INLINE  منابع پایان نامه ارشد دربارهاعاده دادرسی، دیوان عالی کشور، دادرسی مدنی، دادرسی کیفری

دیدگاهتان را بنویسید