مفهوم مطالعه و سطوح آن ازدیدگاه روانشناسی

مطالعه

سه تعریف اصلی برای مطالعه یا خواندن وجود دارد. طبق تعریف اول، یادگیری خواندن[1]به معنای یادگیری تلفظ کردن کلمات است. طبق تعریف دوم، یادگیری خواندن به معنای یادگیری شناسایی کلمات و دریافت معنای آنهاست. و طبق تعریف سوم، یادگیری خواندن یعنی درک معنای یک متن به منظور کسب اطلاعات از آن. این سه تعریف منعکس کننده دیدگاههای قدیمی و پایدار درباره خواندن است.

تحقیقات جدید تر از تعریف گسترده تری حمایت می کنند .این تعریف جدید شامل تمامی تعاریف گفته شده است، با این تفاوت که مهارت های یادگیری را نیز در بافت فعالیت های خواندن و نوشتن در نظر می گیرد. طبق این تعریف آموزش مهارت ها نیز بخشی از فرایند خواندن است (کانینگهام[2]و استانویچ[3]،2003).

به عقیده هلدن[4](2004)، مطالعه راهی مهم برای تحول شخصی و زندگی اجتماعی، اقتصادی، و مدنی است.

مطالعه افراد را قادر می سازد درباره سایر افراد، تاریخ، مطالعات اجتماعی، هنر، علم، ریاضیات و سایر موضوعات محتوایی اطلاعاتی بدست آورند(لیون[5]،1997).

طبق دیدگاه دپارتمان فرهنگ، رسانه و ورزش(2003،به نقل از هلدن،2004) افراد نمی توانند شهروندانی فعال و آگاه باشند، مگر اینکه بتوانند بخوانند. مطالعه پیش نیاز تقریبا تمامی فعالیت های فرهنگی و اجتماعی است. با آنکه از اصطلاحاتی چون مطالعه در اوقات فراغت[6] یا مطالعه به قصد تفریح یا لذت بردن[7]زیاد استفاده می شود اما تعریف این اصطلاحات دشوار است. منظورازاین مطالعه، مطالعه ای است که به خواست فرد آغاز می شود و ادامه می یابد. به این دلیل که خواننده به آن علاقه مند شده، این فعالیت معمولا شامل مطالعه نوشته هایی است که انتخاب خود فرد است و در مکان و زمان مناسب صورت می گیرد.

طبق نظر نل[8](1988)، مطالعه برای لذت بردن نوعی بازی ذهنی است که ما را قادر می سازد که در تحلیل خود دنیای دیگر و نقش های دیگری را تجربه کنیم.همچنین هلدن(2004) مطالعه را فعالیتی خلاقانه، هرمنوتیک و تفسیری می داند که سازنده تجارب و انتظارات فرد در بافت اجتماعی است.

اما مطالعه برای لذت بردن بسیار فراتر از نوعی بازی یا انزوا است و شیوه ای برای برقراری با متن است. مطالعه برای لذت بردن روشی مهم برای کمک به مبارزه با محرومیت های اجتماعی و بالا بردن استانداردهای تحصیلاتی است. طبق نظر کراشن[9](1993)، که بزرگترین مدافع مطالعه برای لذت بردن است، این نوع مطالعه به خوانندگان با کفایتی منجر می شود که گنجینه لغات غنی دارند و توانایی درک و استفاده از ساختارهای گرامری پیچیده را دارند و می توانند سبک نوشتاری خوبی داشته باشند. خواننده فعال در هنگام مطالعه سوالاتی را مطرح می کند و در حین مطالعه در جستجوی پاسخ آن سوالات است. این سوالات در مورد موضوع کتاب و پیام ها، عقاید مطرح شده در جزئیات، استدلال ها،واقعی بودن بخشی از کتاب یا همه کتاب و میزان با اهمیت بودن کتاب است.

INLINE  خرید ممبر تلگرام

 

اهداف مطالعه

هدف از مطالعه یک کتاب ممکن است کسب اطلاعات و یا فهمیدن مطالب باشد. به طور کلی دو هدف اصلی مطالعه، مطالعه برای اوقات فراغت و مطالعه برای کسب دانش است(مک اوی[10]و وینسنت[11]،1980). بزرگسالانی که هوش کلامی بالاتری دارند با احتمال بیشتری مطالعه را لذت بخش ارزیابی می کنند و آن رابه عنوان فعالیتی روزانه و مطلوب قلمداد می کنند(رایس[12]و مییر[13]،1985). اگرچه مطالعه فعالیت اوقات فراغت مهمی محسوب می شود، بیشتر یافته نشان می دهند که به طور متوسط بزرگسالان کمتر از دو ساعت را روزانه به مطالعه اختصاص می دهند(رایس و مییر،1985).

به طور کلی بیشتر هدف های مطالعه عبارتند از:

  • مطالعه مطالبی مانند روزنامه، مجله و…که در ارتباط با مسائل روز است. این نوع مطالعه با توجه به ذوق و استعداد خواننده انتخاب شده، و مطالب آن برای خواننده قابل درک و فهم است و موجب افزایش اطلاعات و دانش می شود. اما درک و فهم خواننده را بالا نمی برد.
  • مطالعه مطالبی که خواننده سعی دارد تا مطالب را بفهمد. مطالعه این گونه مطالب، به منظور فهمیدن و افزایش درک خواننده است، که این کار خود نوعی یادگیری به شمار می رود. هرگاه پس از خواندن بتوان آن چه نویسنده عنوان کرده را به خاطر آورد، در واقع چیزی یاد گرفته شده است. این نوع یادگیری کسب اطلاعات است. اما اگر پس از خواندن مطلبی بتوان منظور و هدف نویسنده را درک کرد، در واقع آن مطلب فهمیده شده است. این نوع خواندن به معنی فهمیدن آن مطلب است، که در واقع هدف ما از مطالعه واقعی همان درک و فهم مطالب نوشته شده است(دلجو رنگینانی ،1381).

 

سطوح مطالعه

تفاوت افراد در مطالعه، همگی به سطوح خواندن آنها بستگی دارد. طبق یکی از طبق بندی ها، چهار سطح خواندن داریم که به ترتیب عبارتند از:

  1. خواندن ابتدایی یا مقدماتی: در اولین سطح از خواندن یادگیرنده شناختن تک تک کلمات را یاد می گیرد. مشکلات موجود در فن خواندن در این سطح به آموزش قبلی یادگیرنده در دوره ابتدایی بستگی دارد. یادگیری خواندن در سطح ابتدایی از مراحل زیر تشکیل می شود.
  • در این مرحله یادگیرنده باید بتواند مفاهیم نوشته ای را به نوشته دیگر منتقل کند و نظر نویسنده های مختلفی را در موضوعات یکسانی با هم مقایسه کند. یادگیرنده ها تا پایان دبیرستان هم به این مرحله نمی رسند و خواندن آنها فقط در حدی است که بتوانند تکالیف دبیرستان را انجام دهند. مراحل مقدماتی خواندن اهمیت اساسی دارند چرا که بدون مهارت پیدا کردن در آنها نمی توان به خواندن اجمالی پرداخت.
  1. خواندن تفتیشی[14]: هدف از این سطح خواندن، فهمیدن هرچه بیشتر مطالب کتاب در زمان محدود است. در این سطح خواننده می خواهد بداند کتاب درباره چیست، شامل چه قسمت هایی است، و کتاب مورد نظر چه نوع کتابی است؟ با مرور اجمالی درک مطالب برای خواننده آسان می شود و این امر به تند خوانی کمک می کند. در این مرحله جزئیات نادیده گرفته می شود و توجه به جملات اصلی و اساسی است.
  2. خواندن تحلیلی: این نوع خواندن نسبت به دو سطح قبلی، فعالیتی پیچیده تر و روش منظم تری دارد. خواندن تحلیلی بهترین نوع خواندن در زمان نامحدود است، و مطالعه تحلیلی خواندنی فعالانه است.
  3. خواندن تلفیقی یا تطبیقی: این سطح خواندن بالاترین سطح خواندن است. در این سطح از خواندن، فرد نه تنها یک کتاب، بلکه کتاب های زیادی را مطالعه می کند و مطالب نوشته شده را کنار هم گذاشته تا روابط بین آنها را با یکدیگر معین کند. این سطح از خواندن فعالانه ترین و پرکاربردترین خواندن است(آدلر،ترجمه محمد صراف تهرانی،1381).
INLINE  راهنمای خرید اسکنر

طبق نظر پنفتی[15](2001)، اولین مهارت مورد نیاز برای مطالعه، خواندن صحیح کلمات است. فرایندهای خواندن به زبان خواننده و سیستم نوشتاری که آن زبان را کد گذاری می کند بستگی دارد. واحدهای این سیستم نوشتاری به بازنمایی های ذهنی تبدیل می شوند که در برگیرنده واحدهای آن سیستم زبانی است(به نقل از دلجو رنگینانی،1381).

 

[1]Learning of reading

[2] Cunningham

[3] Stanovich

[4]Holden

[5]Lyon

[6]Reading leisure time

[7] Reading for pleasure or enjoyment

[8]Nell

[9]Krashen

[10]Mcevoy

[11] Vincent

[12] Rice

[13] Meyer

[14]Inspectional reading

[15]Penfetti