مفهوم رویکرد راهبری دانش از دیدگاه روانشناسی

راهبری دانش

 

2-1-1تعاریف

“رویکرد راهبری دانش” رویکردی متمایز و در حال ظهور است که سراسر زمینه های مدیریت دانش، مطالعات سازمانی، استراتژی، منابع انسانی (فوس و همکاران، 2010) نوآوری و خط مشی های رقابتی (بورلاماکی[1]، 2010)، را تحت پوشش قرار می دهد.راهبری دانش با چگونگی تاثیر استقرار مکانیزم راهبری بر فرایند های دانش مانند تسهیم، حفظ و خلق دانش آغاز شده است که بر مبانی رفتاری تاکید دارد. همچنین راهبری دانش چشم اندازی صرفه جویانه را اتخاذ می نماید و به بررسی ارتباط بین واحدهای دانش محور تجزیه و تحلیل با ویژگی های متنوع  و مکانیزم راهبری با قابلیت های متنوع  اداره این تراکنش ها می پردازد (فوس و همکاران، 2010 ؛ بورلاماکی، 2010).

راهبری دانش یک مفهوم گسترده است که دربردارنده ی انواع مختلف مکانیزم های راهبری است که تحت تاثیر تولید،  انطباق پذیری، و تسهیم دانش است (بورلاماکی، 2010). “رویکرد راهبری دانش” رویکردی متمایز و در حال ظهور است که سراسر زمینه های مدیریت دانش، مطالعات سازمانی، استراتژی، منابع انسانی (فوس و همکاران، 2010 ) نوآوری و خط مشی های رقابتی (بورلاماکی[2]، 2010)، را تحت پوشش قرار می دهد. راهبری دانش با چگونگی تاثیر استقرار مکانیزم راهبری بر فرایند های دانش مانند تسهیم، حفظ و خلق دانش آغاز شده است که بر مبانی رفتاری تاکید دارد. همچنین راهبری دانش چشم اندازی صرفه جویانه را اتخاذ می نماید و به بررسی ارتباط بین واحدهای دانش محور تجزیه و تحلیل با ویژگی های متنوع  و مکانیزم راهبری با قابلیت های متنوع  اداره این تراکنش ها می پردازد (فوس و همکاران، 2010 ؛ بورلاماکی، 2010).

راهبری دانش یک سیستم مدیریتی برای توسعه ی دانش معنادار است. براین اساس استراتژی دانش، کارکردهای هدایت گر راهبری دانش و مدیریت امنیت اطلاعات  تلقی می شود  (فانگ، هوانگ و لی، 2004).

بنابراین، مادامی که اعضای سازمانی مجموع وظایف محول شده را انجام می دهند، این مکانیزم های راهبری دانش است که دانش پراکنده و تعبیه شده در حاملهای مختلف را سازماندهی می کند و به آن برای یکپارچگی دانش و کاربرد دانش کمک می کند (گراندوری، 2001).

به طور دقیق، تعریف ما از مکانیزم های راهبری دانش، ترتیبات سازمانی است که شامل فعالیت های خلق دانش و تبادل دانش است از جمله ارتباطات، مذاکره، پیکربندی و یا ترکیب مجدد دانش. با در نظرگرفتن  ترتیبات راهبری دانش، تجربه و دانش جدید انباشته شده در طول زمان، مخزن دانش سازمانی را تقویت می کند. بعلاوه، مادامی که خلق دانش سازمانی یک فرایند پویاست که شامل مراحل چند شاخه ای مثل جریان دانش، انتقال دانش، یکپارچه سازی دانش، یادگیری دانش و کاربرد دانش است؛ یک مکانیزم مناسب برای راهبری این فعالیت های دانش محور ضروری خواهد بود. این امر بدین معناست که طراحی مناسب مکانیزمهای راهبری دانش، منجر به تسهیل جریان دانش و تسهیم دانش (گراندوری، 2001؛ شولتز، 2001؛ مادسون، ماساکوزکی و زاهیر، 2002؛ پوسترل، 2002)؛ به حداکثر رساندن یادگیری مناسب و به حداقل رساندن یادگیری نامناسب (موهر، 2002)؛ سرعت بخشیدن در ایجاد و کاربرد دانش سازمانی (شولتز، 2001؛ فوت، ماتسون، ویس و ونگر، 2002)؛ تقویت بیشتر مخزن دانش سازمانی و در نهایت تبدیل حافظه سازمانی به شالوده قابلیت های رقابتی سازمانی (تیکو، پیسانو و شان، 1997؛ هاسن، 1999؛ پوسترل، 2002؛ آرگوته، مک اویلی و ریگانز، 2003) می شود.

INLINE  زمینه های ظهور در آثار ادیان مختلف

به طور خلاصه راهبری دانش، مفهومی اساسی از حوزه مدیریت دانش است که در آن تنها از طریق مکانیزم های راهبری دانش اثربخش و کارآمد می توان انتظار داشت که دانش متمرکز ذر اعضای سازمانی به راحتی جریان یابد و تسهیم گردد. درانجام این کار، اثربخشی و کارایی ترکیب و تبادل دانش در سازمان ترویج داده خواهد شد. براین اساس خلق دانش و استفاده از دانش سازمانی به شدت تسهیل بخشیده خواهد شد. ولی باید تصریح کرد که بدون طراحی راهبری دانش، فعالیت کارا و اثربخش در خلق دانش کمتر در یک شرکت اتفاق خواهد افتاد (فانگ، هوانگ و لی، 2004).

مفهوم راهبری دانش می تواند به سال 1960 زمانیکه پیتر دراکر از تفکر مدیریت الهام بخش دیگری حمایت می کرد یعنی کارکنان دانش برگردد. در سالهای اخیر، بسیاری از محققان بر تقسیم دانش و درهم تنیدگی دانش سازمانی تاکید دارند. تلاش مرکزی این مفاهیم متنوع مشخص می کند که مدیران سازمان باید دانش را به عنوان ارزش مرکزی مدیریت سازمانشان در نظر بگیرند. تنها از طریق طراحی سازمان، دانش پراکنده و متمرکز در حاملهای مختلف سازمان می تواند به صورت اثربخش به هم پیوند خورده و مورد استفاده قرار گیرد. در انجام این کار، منابع دانش باید به صورت مناسب و شایسته به اعضا و وظایف درخور و مناسب تخصیص داده شود.

طراحی مناسب و موثر مکانیزم راهبری دانش شرط ضروری برای کاربرد موثر دانش سازمانی است. مهمترین اصل در طراحی مکانیزم راهبری دانش این است که چگونه دانش پراکنده و در هم تنیده در سازمان می تواند به صورت یکنواخت در سازمان جریان پیدا کند . با کمک مکانیزم های تشویقی مختلف، اعضای سازمان تجارب خود را با میل و ارده ی آزاد خود تسهیم و مبادله می کنند (فانگ، هوانگ و لی، 2004).

مهمترین اصل طراحی مکانیزم راهبری دانش این است که چگونه دانش پراکنده شده ، به طور یکنواخت در سازمان جاری شود. با کمک این مکانیزم های تشویقی اعضای سازمان دانش و تخصص را با ارده ی خود در سازمان به اشتراک و تبادل می گذارند

رویکرد راهبری دانش، به عنوان مبارزه با مسائل و حل مشکلاتی تعریف می شود که در تلاقی سازمان و فرایندهای دانش شکل میگیرد. مشکلاتی که به سبب اینکه از دلایل مختلفی ناشی می شود به سختی می توان برای آن رویکردی پیدا کرد یا حل آنها از طریق رویکرد های مبتنی بر دانش مشکل است یا  اینکه این رویکردها نسبت به رویکرد راهبری دانش، راه حلهای کاملا متفاوتی را ارائه می دهند. در زیر نمونه هایی از این مسائل ارائه شده است:

  • فرایندهای انگیزه و دانش
  • استقرار مکانیزم های راهبری برای تاثیر گذاشتن در فرایندهای دانش
  • شناسایی مخاطرات مبتنی بر دانش

فرضیه اساسی و منطق دیدگاه دانش محور، متصور می شود که کارکردهای سازمانی به عنوان مخزن دانش، دانشی است که در بخشهای مختلف سازمان و در بین کارکنان پراکنده و درهم تنیده است. در راستای این دیدگاه، برای تقویت مخزن دانش سازمانی، حائز اهمیت است که برای بررسی و کاوش درباره ی اینکه چگونه سازمانها دانش پراکنده و درهم تنیده  در حاملهای مختلف را از طریق مکانیزم های راهبری موثر سازماندهی می کنند تا فرایندهای انتقال دانش، یکپارچه سازی (انسجام) دانش، جذب دانش و کاربرد دانش را تسهیل ببخشد (پارکر و بورگاتی[3] ، 2001).

INLINE  قرارداد لیسانس چیه و چه ویژگی هایی داره؟ 

تا به امروز، بسیاری از کارهای قبلی در زمینه خلق دانش سازمانی به طور گسترده به دو روش طبقه بندی شده است. یک رویکرد یا روش بر فرایندهای خلق دانش تمرکز می نماید. هوبر (1991)، هدلاند (1994)، نوناکا (1994)، نوناکا، تویاما و کونو (2000)، شولتز (2001)، و بوگاتی و کروس (2003) اظهار می دارند که ماهیت کارکردهای خلق دانش سازمانی به عنوان فرایندهایی که هم میتواند فرایندهای بازترکیب دانش سازمانی موجود باشد و هم شامل فرایندهای ترکیب، جذب، همگون سازی و تبدیل دانش جدید باشد که در خارج بدست آمده است. آنچه که در این رویکرد بر آن تاکید می شود این است که خلق دانش را از دیدگاه جستجوی دانش و یادگیری سازمانی مورد بررسی قرار می دهند. مکتب دیگر تمرکزش را به سمت ساختار خلق دانش تغییر میدهد. کوگت و زاندر (1992)، پیسانو (1994)، گرانت (1996)، اوکایزن و ایزنهارت (2002)، هاسن (2002)، و کامینگز و تنگ (2003) تمرکزشان را بر بررسی این امر قرار داده اند که چگونه یک سازمان زمینه اش را به سمت خلق دانش یا طراحی ساختار داخلی و بین سازمانی و مکانیزمهای مدیریت توسعه می دهد تا از این طریق انباشت دانش سازمانی را تسهیل بخشد. دیدگاه های خلق دانش این محققان میتواند به عنوان تسهیم دانش، انتقال دانش و یکپارچه سازی دانش طبقه بندی شود.

بنابراین این دو رویکرد مفاهیم نظری و عملی متفاوتی را از نظر محتوایی ارائه می دهند. محققان مفروض می انگارند که مفهوم مرکزی خلق دانش سازمانی این است که تولید دانش جدید زمانی رخ می دهد که اعضای سازمانی وظایف تخصیص یافته را اجرا می کنند یا در فعالیتهای حل مسئله و تصمیم گیری مشارکت می نمایند. برای توضیح منطقی بیشتر، استدلال نهفته در این ادعا این است که اعضای سازمانی برای اجرای وظایف و فعالیت های تخصیص یافته، همه تلاش خود را برای جستجو، انسجام، جذب و اجزای شایسته دانش در وظایف و فعالیت هایشان به کار میبندند. براین اساس، دانش جدید در روند فرایند تخصیص وظایف اتفاق می افتد. بنابراین دانش تازه بدست آمده ، در مخزن سازمانی یا در حافظه سازمانی انباشته خواهد شد. در نهایت، این دانش جدید به یکی از قابلیت های رقابتی سازمانی تبدیل خواهند شد.

با این حال، این نکته باید ذکر گردد که استدلال بالا براساس فرضیه ای است که یک سازمان به عنوان یک جامعه اجتماعی با تقسیم دانش درنظرگرفته می شود. بنابراین، هنگامی که اعضای سازمانی مجموع وظایف تخصیص یافته را اجرا می کنند، “مکانیزم های راهبری دانش”، “اصول سازماندهی” و “مکانیزم یکپارچه سازی” دانش پراکنده و درهم تنیده در حاملهای مختلف را سازماندهی می کنند تا ازاین طریق با یکپارچه سازی و کاربرد دانش کمک کند.

[1] . Burlamaqui

[2] . Burlamaqui

[3] . Parker & Borgatti