محسنانه

واقعیت رساندن نفع به غیر یا دفع ضرر از اوست حال اگر در اثر محتوا یا تقصیر عامل، یکی از این دو عنصر منتفی شود صدق احسان نیز منتفی خواهد شد و عامل ضامن ضرری است که متوجه غیر کرده است البته باید توجه داشت که در این فرض عامل فقط ضامن ضرری است که منشا آن قصور یا تقصیر خودش باشد والا پر واضح است که عامل ضامن ضرری نیست که مقارن با قصور و تقصیر اوست ولی قصور و تقصیر در آن دخالتی ندارد بگونه‌ای که اگر توجه کامل هم بود آن ضرر مترتب بر عمل می‌شد.
ولی در صورتی که عامل با قصد احسان و نیکی به همان انگیزه (نفع رسانی به غیر یا دفع ضرر)بدون انگیزه اضرار ضرری به گروه یا فرد خاص وارد کند بدلیل محسن بودن وی ضامن ضرر وارده نخواهد بود که بیشترین کاربرد قاعده احسان در همین فرض مزبور است و از این حیث در ابواب بسیاری از جمله امانات اتلاف، تسبیب، ضمان ید وغیره مورد استناد قرار گرفته است.
به عقیده‌ی برخی حقوق دانان استدلال‌های طرفداران نظریات اول (جلب منفعت) و دوم (دفع ضرر)برای تعیین احسان بوسیله دلالت لفظی ضعیف است و در جاییکه دلالت لفظی ضعیف باشد مراجعه به اصول کارساز است چون احسان قاعده‌ای ضمان آور و نیز مسقط ضمان است بنابراین به عنوان یک حکم استثنایی در قدر متیقن خود قابل اجرا است و قبل از آن اصل و بقاء ضمان است مگر اینکه فعل انجام گرفته مصداق احسان باشد که واضح است قدر متیقن فعل محسنانه فعلی است که حکم در واقع امر محسنانه باشد و هم در آن قصد احسان وجود داشته باشد.
1ـ5ـ1ـ2 قلمرو قاعده احسان
در ابتدا با یک سوال آغاز می‌کنیم و آن اینکه قلمرو قاعده احسان تا کجاست؟
در پاسخ به سوال فوق نظرات مختلفی از طرف فقها و حقوق دانان مطرح شده که بیان می‌کنیم.
الف- نظریه جلب منفعت
طرفداران این نظریه بر این باورند که عملی محسنانه است که برای فردی که مورد احسان قرارگرفته منفعتی داشته باشد بنابر گفته‌ی مرحوم مراغی: «در این که احسان مصداق جلب منفعت و رساندن منفعت به غیر باشد شبهه‌ای نیست از جهت اینکه متبادر از احسان همین معنی است عدم صحت سلب و تصریح اهل لسان.
بنابراین اگر شخصی برای جلب منفعت به غیر در اموال او مداخله نماید مشمول قاعده احسان بوده و ضامن نیست دلائل این دسته:
اول- معنای حقیقی احسان چیزی جز جلب منفعت نیست چه بسا به حکم تبادر و عدم صحت سلب و تصریح اهل لغت، همان گونه که اشاره گردید دلالت بر شمول لفظ احسان بر جلب منفعت دارد.
دوم- در لفظ «احسان»نوعی مفهوم اثباتی و ایجادی نهفته است و این معنی با جلب منفعت سازگار است نه دفع مضرت زیرا نفع رساندن از امور اثباتی محسوب می‌شود.
شیخ طوسی به ظاهر با این نظریه موافق است زیرا در تعریف احسان گفته است «الاحسان هو ایصال النفع الی الغیر لینتفع به مع تعریه من وجوه القبح» احسان بمعنی منفعت رساندن به غیر است بدین منظور که از آن منتفع شود، مشروط بر آن که از هر گونه قبحی مبرا باشد.
سوم- برداشت و فهم عرف از احسان چیزی جز منفعت نیست هر انسان متعارفی کمک به همنوع خود را برای سود رساندن وی نیک می‌پندارد و فاعل را محسن قلمداد می‌نماید.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در واقع اینگونه می‌توان اظهار نظر کرد که معیار تشخیص احسان و تحقق آن عرف می‌باشد.
به این صورت که اگر شخصی جهت انجام کار خیر و از باب نیکوکاری که عرفا نه در نظر خود عملی را برای ایصال منفعت به دیگری انجام می‌دهد ولی اتفاقا موجب ضرر گردید احسان محقق شده است.
مصادیق جلب منفعت
در ذیل به بیان برخی مصادیق جلب منفعت می‌پردازیم:
1.قاضی به عنوان ولی صغیر چنان چه بقصد رساندن منفعت و ازدیاد اموال آنان در مال صغیر تصرف نماید و در اثر این تصرف ضرری به مال کودک وارد شود قاضی ضامن نخواهد بود.
2.قاضی بر حاکم شرع اموالی را که نزدش جهت عبادات استیجاری وجود دارد شخصی را برای انجام عبادت اجیر کند و قبل از انجام عبادت بمیرد اگر مالی که به آن فرد داده بود باقی نمانده باشد ضمانی بر عهده قاضی نیست زیرا او در این اقدام قصد احسان و خیر داشته است.

3.پدر و جد پدری اموال صغیر را به قصد احسان به او و افزایش سرمایه او، اموال او را نگه دارد و نفروشند در نتیجه اموال او از بین برود و یا به سرقت برده شود و یا قیمت آن کاهش محسوس پیدا کند در این صورت پدر و جد پدری ضامن نیستند.
4.چنان چه کسی مال گمشده‌ای پیدا کند (لقطه) و پس از یاس از یافتن صاحب مال و ایصال مال به صاحبش آن را از طرف صاحبش صدقه بدهد بعضی از فقها گفته اند: تحقق احسان در این مورد معلق بر ضمان است زیرا اگر صاحب مال پیدا شود او ضامن مالی است که صدقه داده و اگر صاحب مال پیدا نشود و صدقه به او می‌رسد پس مجموعه این ترکیب احسان است اما بدون ضمان احسان نخواهد بود زیرا گرفتن مال مردم و صدقه دادن آن مال از سوی آنها به دلیل اینکه احسان به آن هاست ممکن نیست زیرا احسان یک امر عرفی است که در این مورد صدق نمی‌کند.
فقیه دیگری نیز این مسئله را چنین پاسخ داده است که جواز قانونی برای اقدام به صدقه مقید به این شرط بوده که صدقه به شرط ضمان جایز است یعنی اگر صاحب آن یافت شود حق مطالبه داشته باشد بنابراین مورد مزبور نقصی بر قاعده احسان محسوب نمی‌شود.
برخی دیگر از فقها عدم ضمان را در این موارد ناشی از اذن دانسته اند بخاطر محسنانه بودن عمل البته این اذن ممکن است اذن از طرف مالک باشد بنحو تقدیری یا اذن از جلب شارع باشد بنابراین هرگاه اذن یا اجازه برای حفظ جان یا مال شخصی باشد ضمان ساقط است و ثابت نیست.
در این مورد احسان شکل نمی‌گیرد چون ادله ضمان این مورد را شامل نمی‌شود اصل بر عدم ضمان است و نیز ممکن است گفته شود عدم شمول ضمان بلحاظ قاعده «علی الید یا ضمان ید» می‌باشد که این قاعده ید ماذون از قبل مالک یا شارع را شامل نمی‌گردد اما به لحاظ قاعده اتلاف مانعی از شمول قاعده اتلاف نیست که در این صورت دلالت بر ضمان می‌نماید.
هر چند ید ماذونه باشد ولی اگر اتلاف هم ماذون باشد در این حالت هم از شمول قاعده اتلاف خارج است اما در موارد مذکور را هیچ کدام به عنوان اتلاف اذن داده نشده بود ولو از طرف شارع
نتیجه بحث اینکه:
اولا.این عقیده که عدم ضمان در مصادیق یاد شده بخاطر وجود اذن باشد صحیح نیست زیرا اصلا وجود اذن ثابت نیست خواه اذن از ناحیه شارع و یا خواه از ناحیه مالک.
ثانیا.چنان چه بلحاظ قاعده اتلاف ضمان ثابت گردد و مصادیق ذکر شده مشمول ادله قاعده اتلاف باشد که از موجبات ضمان است در این صورت با تحقق احسان و انگیزه‌ی محسنانه ضمان ساقط می‌شود و ادله اتلاف تخصیص می‌خورد.
ب- نظریه دفع ضرر
معتقدان به این نظریه فقط اعمالی را محسنانه می‌دانند که موجب دفع ضرر از شخص یا اشخاص باشد و دفع ضرر را برای محسنانه شناختن یک عمل از خاصیت جلب منفعت آن مهم تر وقوی تر می‌دانند زیرا عقیده دارند تصرف در مال غیر برای جلب منفعت تصرف بدون اذن و در نتیجه مشمول قاعده ضمان ید وضمان آور است.
بعضی از فقها معتقدند که قاعده احسان اختصاص به موارد دفع ضرر دارد و موارد جلب منفعت را شامل نمی‌شود البته این نظریه بنا به تصریح خود مرحوم مراغی دیدگاه استاد وی مرحوم شیخ وحید بهبهانی است، در حالی که مرحوم مراغی اشاره دارد که این مطلب منطبق با قاعده الفاظ نمی‌باشد زیرا دلالت لفظ احسان بر رساندن نفع واضح تر و روشن تر از دلالت بر دفع ضرر است پس دلیلی بر اختصاص لفظ احسان بمعنای دوم وجود ندارد و حداقل این است که لفظ احسان بصورت مساوی بر هر دو معنا دلالت دارد و ظاهر این است که اختصاص قاعده احسان بصورت دفع ضرر از جهت اینکه لفظ احسان شامل دفع ضرر نمی‌شود نیست بلکه از جهت مواردی است که برای احسان به معنای جلب منفعت ذکر کردیم چون از این جهت که این موارد برطرف کننده ضمان ید است یا خیر محل تامل است.
مهم ترین دلایلی که پیروان این نظریه را به اعتقاد به آن واداشته عبارت است از:
1.جلب منفعت به علت تبادر وعدم صحت سلب و تصریح اهل لغت داخل در معنای احسان است اما ظاهر این است که احسان در مورد دفع ضرر نیز صحت سلب نداشته و لذا شامل دفع ضرر می‌باشد.
2.چنان چه دلیل قاعده احسان را بنای عقلا بدانیم چون عقل تخصیص بردار نیست و کلی است باید به قدر جامع اکتفا کرد که آن هم دفع ضرر است.
3.بنابر قاعده علی الید صرف تصرف موجب ضمان است اما اگر این تصرف به قصد رفع ضرر باشد ضمان آور نیست اما در فرض جلب منفعت وضع ید همان جلب نفع نیست بلکه نفع رساندن به چیز دیگری تعلق می‌یابد و ضمان به اثبات ید تعلق می‌گیرد و احسان متاخر بعد از ثبوت ضمان فایده‌ای ندارد البته این استدلال خالی از اشکال نیست.
4.اگر یکی از دلائل قاعده احسان را عرف بدانیم در نظر عرف دفع اولی از جلب منفعت است مخصوصا هنگامی که ضرر یاد شده نفس یا مال باشد که در این صورت مسلما عمل محسنانه تلقی می‌شود و موجب سقوط ضمان است.

در این قسمت به بیان برخی از مصادیق دفع ضرر می‌پردازیم:
1- کسی که براساس احساس وظیفه شرعی و احراز اذن شرع اقدام به نجات غریق می‌کند و انگیزه و هدف او نجات شخصی که در حال غرق شدن است می‌باشد اگر بخاطر انجام این عمل و در راستای تحقق نجات غریق فرضا گوشه لباس او را پاره کند وخسارت مالی و یا زیان جانی بر او وارد آورد ضامن تلقی نمی‌شود مگر آن که ثابت شود در انجام این کار افراط و تفریط کرده و جوانب امر را رعایت نکرده است.
2- در ودیعه اکثر فقها معتقدند اگر مودع محلی را برای حفظ و نگه داری مالش تعیین کند مستودع باید به همان مکان تعیین شده اکتفا کند و انتقال مال به جایی دیگر جایز نیست هر چند مکان دیگر محفوظ تر باشد مگر این که خوف تلف داشته باشد در این صورت اگر آن را به مکان محفوظ تر یا مکانی مساوی با آن ببرد ضمانی بر او نیست، زیرا از جهت دفع ضرر مالی این کار را انجام داده است پس مصداق احسان تحقق پیدا می‌کند و طبق آیه شریفه «ما علی المحسنین من سبیل» ضمان از او ساقط می‌گردد.
3- اگر منزلی در معرض سیل قرار گرفت و اموال و اثاثیه فراوانی در آن باشد و افرادی به قصد جلوگیری از ورود آب به منزل مقداری از اموال را جلوی سیل قرار دهد و به سبب بخشی از اموال تلف گردد ضامن نخواهد بود.
4- اگر مغازه‌ای که درون آن اجناسی قرار دارد و در معرض آتش سوزی قرار گیرد و شخصی بخاطر دفع خطر و جلوگیری از استمرار احتراق مقداری از اجناس را از بین ببرد یا بخشی از آن معیوب گردد در این صورت شخص مزبور ضامن نیست زیرا قصد خدمت و قصد دفع ضرر را از صاحب مال داشته است.
به لحاظ ارتباط ماهوی نظر حقوق دانان معاصر با دیدگاه دفع ضرر بطور اجمالی در این قسمت به آن می‌پردازیم.
لازم به یادآوری است که اکثر حقوق دانان معاصر احسان را بمعنی اضرار به غیر برای دفع ضرر دیگری دانسته‌اند چنان چه ماده 330 ق.م در این باره بیان می‌دارد: اگر کسی حیوان متعلق به غیر را بدون اذن صاحب آن بکشد باید تفاوت قیمت زنده و کشته آن را بدهد ولیکن اگر برای دفاع از نفس بکشد یا ناقص کند ضامن نیست به این بیان که چنان چه کسی حیوان دیگری را بکشد در صورتی که کشته شده‌ی آن از مالیت نیفتاده باشدو با آن حال قیمتی داشته باشدباید کشته‌ی آن را به مالک حیوان رد کند و از جهت جبران وصف حیات که از بین رفته و اعاده‌ی آن ممکن نیست قهرا تبدیل به ارش یعنی تفاوت قیمت زنده وکشته خواهد بود چنان چه در ماده 330 ق.م بیان شده ولی این حکم مخصوص صورتی است که از طرف مالک یا حاکم ماذون در اتلاف نباشد و هرگاه از طرف مقنن ماذون در اتلاف باشد ضمان نخواهد داشت بطور مثال اگر حیوان را نکشد جان او در معرض خطر است و چون در صورت تعارض حفظ نفس و مال، حفظ نفس انسان محترم اعم از حفظ مال است از این رو هرگاه برای حفظ نفس خود و

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید