عواقب و علت های استرس از دیدگاه روانشناسی

 

علت‌های استرس:

عوامل بسیاری هستند که فشار Stress  را بر بافتها و بدن انسانی افزایش می‌دهند. عواملی مثل شوک الکتریکی، سرما و گرمای شدید، جراحات جسمانی، صداهای بلند و دلخراش، سوء هاضمه، بیخوابی، خستگی شدید جسمانی، مواد مخدر، اختلالات و تنازعات خانوادگی، از این جمله‌اند که خطر تهدید هر یک از این عوامل در سطح روانی یک فشار روانی محسوب می‌شود[13]

میسون لوین [14]و دیگران شواهدی گردآورده‌اند که ثابت می‌کرد مانند پاسخهای خودکار، پاسخهای غدد درون‌ریز به استرس نیز به بهترین وجه به صورت الگوها و نه به صورت پاسخهای یکپارچه توصیف می‌شوند. فشارهای روانی ممکن است هنجاری یا غیر هنجاری باشند. فشارهای روانی هنجاری ناشی از رویدادهای غیرمنتظره نیستند. مانند پیدا کردن شغل جدید، ازدواج، جدایی از همسر، مرگ یکی از اعضای خانواده، فشارهای روانی غیرهنجاری ناشی از رویدادهای کاملاً غیرپیش‌بینی هستند. مانند گرفتار زلزه شدن یا در موقعیت سرقت از بانک قرار گرفتن. در مطالعات «میدو تاون منهاتان»[15] ، استرس‌های زندگی در طبقات زیر در نظر گرفته شده؛ محدودیت‌های اقتصادی، خانواده‌های تک سرپرستی، بیماری جنسی، انزوای اجتماعی و نگرانی در مورد شغل.

به طور کلی، استرس حاصل نیاز ما به سازگاری فیزیکی، ذهنی و احساسی در مقابل تغییر است. مقدار جزئی استرس می‌تواند مفید باشد، چرا که به زندگی جذابیت و تحرک می بخشد و ما را روی پای خودمان نگه‌می دارد. تغییرات جزئی و ملایم نه تنها مضر نیستند بلکه مفید و سازنده‌اند و در پرورش حس سازش‌پذیری ما نقش عمده ای ایفا می‌کنند. اما وقتی که تغییرات از حد مجاز فراتر روند و در طول دوره‌ای از زمان بر زندگی ما اثر منفی بگذارند، در این جاست که ظرفیت سازش‌‌پذیری ما اشباع‌می‌شود و تحمل‌آن غیرممکن می‌نماید[16]

INLINE  قبل از ورزش چه بخوریم؟

با توجه به مطالب فوق، می‌توان نتیجه گرفت که استرس تنها تحت تأثیر عوامل زیان‌آور روی ارگانیسم ایجاد نمی‌شود به گونه‌ای که سلیه به هنگام طرح تاریخی این موضوع می‌گوید: « استرس عبارتست از مجموعه واکنش غیراختصاصی که تحت تأثیر محرکهای گوناگون در ارگانیسم ایجاد می‌شود.» برخلاف تصوراتی که ایجاد شده بود، باید گفت که سلیه نیز ابتدا چنین تصور می‌کرد استرس تنها تحت تأثیر عوامل زیان آور ایجاد نمی‌شود. سلیه می‌گوید: هرچیز خوشایند یا ناخوشایند باعث استرس می‌شود، یک ضربه درداور به همان میزان می تواند علت یک استرس گردد که یک بوسه صمیمانه.

عواقب استرس:

طبق نظر هلمز و راهه (1976) مواجه شدن با تعداد زیادی از موقعیت‌های استرس‌زا در یک زمان کوتاه می‌تواند برای بهداشت روانی پیامدهای نامساعد داشته باشد. همه تغییرات زندگی از جمله ازدواج، تغییرات در ساعات کار روزانه و حتی تغییر در ساعات حرکت وسایل نقلیه، استرس‌زا است و اگر میزان استرس از توانائی سازگاری ارگانیسم فراتر رود می‌تواند بهداشت روانی فرد را به خطر اندازد و حتی به بیماری جسمی منجر شود.

اگر تنها استرسهای مفید وجود می‌داشت نتایج خوشحال کننده و سودمندی نیز دربرداشت و انرژی لازم برای فعال بودن و زندگی موفق داشتن در همه زمینه‌ها را فراهم می‌کرد متأسفانه عکس قضیه بیشتر اتفاق می‌افتد و اثر آن نیز به مراتب بیشتر در ذهن ما باقی می‌ماند به طور مثال یک واقعه غم‌انگیز لذت اتفاقات خوشایند قبل از آن را از بین می‌برد و با یک حادثه رانندگی هنگام بازگشت هرقدرهم کوچکتر باشد، خوشی تعطیلات را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد بنابراین از آنجا که استرسهای بد با شدت و تأثیرگذاری بیشتری بر انسان وارد می شوند نتایج و پیامدهای آن مشهودتر و تأسف‌انگیزتر است. استرس اغلب تلخ و خشن است و پیامدهای آن نیز ناهنجار و دردناک می‌باشد این پیامدها برحسب مدت اثر استرس و استرس انباشته شده و میزان انرژی سازگاری فرد متغیرند

INLINE  پنج عامل تاثیر گذار در پیشرفت تحصیلی

استرس در حد کم بسیار مفید است چون نه تنها باعث بوجودآمدن علاقه و انگیزه در زندگی ما می‌شود، بلکه باعث ایجاد اعتماد به نفس در ما نیز می‌گردد