زمینه های ظهور در آثار ادیان مختلف

زمینه های ظهور در آثار یهودی
باب پنجاه و نهم کتاب اشعیاء نبی دور نمایی روشن و واضح از جهان تیره و تاریک [پیش از ظهور] ارائه می دهد دنیایی که همه ارکانش تباه است و خرابی و نابودی زودرس آن را تهدید می کند. جهانی که دست ها به خون و انگشت ها به شرارت آلوده است (آیه3) زبان ها به بدی گشورده و لب ها به دروغ گویاست (آیه4 و 5) احدی به عدالت دعوت نمی کند و هیچ کس به راستی داوری نمی نماید (4) مردمان عصر سالکان طریق ظلمت هستند مانند کوران دیوار را لمس می کنند و کودکودانه راه می پیمایند (9 و10) چون خرس زوزه می کشند و چون فاخته می نالند (11)راستی مفقود است انصاف رانده و عدالت با آدمیان فاصله گرفته است (آیه 14 و 15)
بر مبنای برخی اشارات تورات جهان پیش از ظهور درست همان حالت و موقعیت را خواهد داشت که پیش از قیام ابراهیم داشت.
زمینه های ظهور در آثار مسیحی
در رساله دوم پولس به تیموتاوس چنین آمده است:
«اما این را بدان که در ایام آخر زمان های سخت پدید خواهد آمد زیرا که مردمان خود پرست خواهند شد و طماع و لاف زن و متکبر و بدگو و نامطیع و ناسپاس و ناپاک و بی الفت و کینه توز و غیبت گو و ناپرهیز و بی مروت و متنفر از نیکی و خیانتکار و تند مزاج و مغرور که عشرت را بیش از خدا دوست دارند که صورت دینداری دارند لیکن قدرت آن را انکار می کنند…»

زمینه های ظهور در آثار زردشتی
در جاماسب نامه آورده اند که:
«دینداران را ارجی نیست و گروندگان راستین را خوار دانند و بهدین را دیو پندارند (پهلوی، ف1، ب7)»
«در آثار و احادیث ما نیز خبرهایی از آخرالزمان ترسیم و احوال و اوضاع آن وجود دارد که کژروی از راه حق و پیامبران را می نمایاند: قرآن خوانان بسیار خواهند بود ولی اندکی به آیات آن عمل خواهند کرد. دین و احکام آن تابع مصلحت دنیا و کامروایی خواهد گشت. خدا و نعمت ها وروزهای او را از یا می برند وبه هر گناهی آلوده می شوند و کمتر توبه می کنند. بهره کشی و سودهای باد آورده رواج می یابد. تظاهر به دینداری فراگیر خواهد شد و قرآن را دام تزویر خواهند ساخت. فرمانروایان بسیار خواهند گشت و دادگری رو به زوال خواهد نهادو بدخواهی و بدبینی و بد رفتاری و خشونت و قتل گریبان گیر همه خواهد شد.»
این همه وضع آخرالزمان را نشان می دهد و به عبارت دیگر وضع پیش از ظهور یک نجات بخش و یک جریان در حال شکل گیری و ثمر بخشی را که بادآور سپیده دم است پس از شبی سخت تاریک و هولناک و غرقه در بیم و حیرت.
چنین وضعی هر چند در آستانه بعثت های بزرگ مشاهده شده است، ولی در آخرالزمان به گونه ای دیگر است. ظهور مهدی ظهور نهایت نور و راستی و داد در زمین است؛ از این رو وضع پیش از ظهور حضرت نقطه های سقوط و انحطاط و فرومایگی بشر را آشکار می گرداند، که خداوند در قرآن کریم در داستان آفرینش آدمی از آن به «اسفل سافلین» تعبیر نموده است:
«لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ثم رددناه اسفل سافلین»
«براستی انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم. سپس او را به پست ترین [مراتب] پستی بازگردانیم.»
از آن جا که در آثار دینی ما آمده که مهدی – علیه السلام- به لحاظ سیرت و صورت نیای بزرگش رسول اکرم را به یاد می آورد و همچنین کمال دین و تمام نعمت و تمام نعمت حضرت حق بر تشنگان حقیقت در جهان موعود جلوه گر خواهد گشت، مناسب می بینیم که از سخن مولا امیرالمونین در باب بعثت رسول الله و وضع پیش از ظهور و بعثت سود جوییم:
« من سابق سمی له من بعده، اوغابر عرفه من قبله. علی ذلک نسلت القرون و مضت الدهور و سلفت الاباء و خلقت الابناء الی ان بعث الله سبحانه محمدا رسول الله علیه و آله لانجاز عدته و تمام نبوته.ماخوذا علی النبیین میثاقه مشهوره سماته کریما میلاده و اهل الارض یومئذ ملل متفرقه و اهواء منتشره و طوائف متشتته بین مشبه الله بخلقه او ملحد فی اسمه او مشیر الی غیره فهدا هم به من الضلاله و انقذهم بمکانه من الجهاله. »
«گاه پیامبر پیشین نام پیامبر پس از خود را شنیده و گاه وصف پیامبر پسین را به امت خویش گفته زمان این چنین گذری شد و روزگار سپری پدران رفتند و پسران جای آنان را گرفتند تا آنکه خدای سبحان محمد (ص) را پیامبری داد تا دور رسالت را به پایان رساند و وعده حق را به وفا مقرون گرداند طومار نبوت او به مهر پیامبران مهمور و نشانه های او در کتاب آنان مذکور و مقدم او بر همه مبارک و موجب سرور در حالی که مردم زمین هر دسته به کیشی گردن نهاده بودند و هر گروه پی خواهشی افتاده و در خدمت آیینی ایستاده یا خدا را همانند آفریدگان دانسته یا صفتی که سزای او نیست بدو بسته یا به بتی پیوسته واز خدا گسسته پروردگار آنان را بدور از گمراهی به رستگاری کشاند و از تاریکی نادانی رهاند.»
گوشه ای از علائم ظهور مهدی موعود:
در روایت سلامی که دانشمندان شیعه و سنی راجع به علائم ظهور مهدی موعود اسلام نقل کرده اند سه نوع اخبار دیده می شود:
نوع اول: روایتی است که از سقوط بنی ایه و روی کار آمدن بنی عباس و کشمکش در شام و آمدن پرچم های سیاه در خراسان به عنوان فرج آل محمد و آزادی شیعیان نام برده است.
نوع دوم: اخباری است که در آن ها از ویرانی شهرهایی امثال بصره و ذلت و سقوط بنی عباس و عظمت و انحطاط شهر کوفه و … به عنوان گشایش کار شیعه و آزادی سنی آن ها سخن رفته است.
نوع سوم: روایت کثیری است که بنام علائم ظهور و اوضاع آخرالزمان و پیشامدهای ناگواری در سراسری گیتی خاصه ممالک عربی خاورمیانه و برخی از کشورهای اسلامی دیگر به تفصیل و صراحت هر چه معتبرتر در کتب آمده است.
این سه نوع علامت که باید در اعصار متوالی و قرون متمادی روی می دهد بدین منظور بوده است که درتمام زمان ها شیعیان را در جریان ظهور دولت آل محمد (ص) و گشایش کار پیروان حقیقی اسلام یعنی شیعیان جهان بگذارند و نسبت به آینده امیدوار نگاه دارند و روح یاس و ناامیدی را از آن ها برطرف سازند. امید به معنی حقیقی یعنی منتظر امامی باشند که هست و سرانجام خواهد آمد.
لازم به ذکر نیست که مثلا سقوط بنی امیه با آن همه تبهکاری و فشاری که بر مردم مسلمان و پیروان اهل بیت وارد می ساختند یا ذلت و انحطاط بنی عباس که از مخالفان سرسخت شیعیان بودند خود نوعی گشایش در کار شیعیان و آزادی بنی امیه اطهار (ع) بوده و قطعا هر چه رو به جلو می رفته زمان پیدایش قائم آل محمد و ظهور دولت جهان گیر او نزدیکتر می شده و همه نوید روح بخشی برای شیعیان بوده است.
علائم ظهور که در ورایت معتبر صحیح آمده است برخی جنبه خارق العاده و اعجاز دارد و بعضی دیگر حوادثی است که به طور طبیعی مانند سایر وقایع گیتی روی می دهد و خود نشانه نزدیک شدن ظهور دولت حق و پایان عمر حکومت های خودکامه و بیدادگر جهان است که قبلا از آن خبر داده اند.
نکته ای را که نباید از نظر دور داشت این است که چون در روز تحت مدعیان مهدویت دست به کار اثبات حقانیت خود بوده و کم و بیش دستبردی به اخبار علائم ظهور زده و احیانا زیاده و نقصانی در پاره ای از آن ها پدید آورده اند لذا باید قبلا درباره سند روایات و مفاد ومدلول آن ها تطبیق هر یک با واقعیات و قرائن و شواهد دیگر وقت و مطالعه نمود و سپس آن را پذیرفت.

INLINE  معرفی محصولات شرکت پریماتوی