رویکردهای مختلف درمان در اعتیاد

رویکردهای مختلف درمان در اعتیاد:

       2-9-1- رویکرد روان کاوی[1] :

این رویکرد از نظریه فروید[2] (1689) یکی از بزرگترین دانشمندان تاریخ بشر و در نظریه های پیروان وی ریشه گرفته است .اعتقاداین رویکرد چنین است که نیاز انسان وابسته به مواددرواقع نوعی احساس تعلق داشتن راتسهیل می کندکه نشان  دهنده  یک خواسته و میل

پنهان (از دوران کودکی تا اکنون)  در فرد همراه می باشد .درمان ،شامل شناسایی امیال وخواسته های سرکوب شده در دوران کودکی و جایگزینی مناسب به جای آنهااست(بک، ترجمه: گودرزی،80).

2-9-2-رویکرد شناختی رفتاری :

این رویکرد از نظریات روانشناسی چون پاولف(1849)،واتسون( 1384 )،بک( 1976 )الیس (1962) ریشه گرفته اعتقاد براین است که اعتیادنوعی رفتار آموخته شده است که به وسیله عواقب و همانند هایی مانند اثرات لذت بخش مواد تقویت می گردد. درمان، شامل شناسایی محرکها و آموختن چگونگی اجتناب ازاین گونه  محرکها و خاموش شدن پاسخ های شرطی به این محرکهااست. در بعد شناختی [3]هدف اصلی درمان ایجاد افکارو رفتارهای مناسب درفردبرای مقابله به مصرف مجدد مواد است(همان منبع).

2-9-3-رویکرد آموزش روانشناختی:

            این رویکرد تا حدود زیادی ریشه در نظریه شناختی رفتاری[4] دارد و گروه را نسبت به عواقب رفتاری ،جسمی و روانشناختی مصرف مواد آگاه میسازد. همچنین فردرا نسبت به نشانه های محیطی و اجتماعی که میتواند موجب بر انگیختن تمایل مصرف مواد و عود[5] شوند  آگاه می سازند. فرددرگروه یاد می گیرد که از افرادآلوده بپرهیزد و دوستان سالم و نیز فعالیت های مثبت را

جایگزین نماید. هدف ازدرمان ،ازبین بردن معضلات موجود در زندگی که موجب گرایش به مصرف مواد می گرددندو باز سازی کردن شیوههای صحیح زندگی وهمچنین پیش بینی و شناخت موانع بهبودی و حل مشکلات زندگی می باشند(همان منبع).

INLINE  اثربخشی آموزشی از دیدگاه روانشناختی

2-10-دیدگاه های مختلف درمورداعتیاد:

2-10-1-اعتیاد به عنوان یک عامل غیر اخلاقی[6]:

براساس این دیدگاه اعتیاد به مواد به دلیل اثرهایی که از خود بجا میگذارد عملی غیراخلاقی است و گناه محسوب میشود که افرد بایستی از آن اجتناب کنند. کشورهای کثیری  ضمن غیرقانونی شمردن سوء مصرف مواد  روانگردان ، قوانین مختلفی جهت مجازات معتادان به موادمخدروضع کرده اند و کنترلهای شدیدوخفیف برتولید،ورود،توزیع،خریدوفروش و مصرف مواد افیونی اعمال می گردد(زارع،82).

 

2-10-2-اعتیاد بعنوان یک بیماری[7]:

براساس این دید گاه که بیشتر جنبه پزشکی دارد فرد به دلیل شرایط زیستی خود مانند  زمینه های ژنتیکی برای اعتیادآمادگی دارد وبنابراین اعتیاد خارج ازاراده فرد است(همان منبع).

2-10-3-اعتیاد بعنوان یک رفتار غیرانطباقی[8]

براساس این دیدگاه همانطور که هرانسانی رفتارهای گوناگون به اوآموخته میشود،  رفتارهای اعتیادگونه  نیزآموخته میشوند. بنابراین شرایط محیطی ، خانوادگی ، اجتماعی ، شخصیتی و روانی فرد باعث شکل گیری  رفتارهای اعتیادگونه می شوند (توماس [9]،  1999).

1- psychoanalysis perspective

2-Freud

1-cognative

2-cognative-behavioral  theory

3-relapse

4-immoral

 

-1disease

2-maladaptive

3-Thombes