دانلود پایان نامه حقوق در مورد امر به معروف و نهی از منکر

می گردد.
تعیین ابوبکر به عنوان خلیفه مسلمین در سقیفه بنی ساعده با تمسک به سنت عربی یعنی ارجاع به نظر شورای بزرگان که سبب نامگذاری مذهب اهل سنت بدین نام گردید و حجران حضرت علی (ع) از خلاف علیرغم واقعه حجه الواداع و حدیث ثقلین که تشیع برای امامت حضرت علی (ع) به آن استناد می کنند تخم شقاق اسلام به دو مذهب شیعه و سنی را در همان بدو رحلت رسول اکرم (ص) در دل حکومت نوبنیاد اسلامی کاشت. پس از آن و در ماجرای حکمیت بار دیگر حکومت به نحوی ناعادلانه از حضرت علی (ع) غصب شد و شیعیان را بیش از پیش ناخرسند و ناراضی ساخت. بنابراین پدید آمدن تشیع بیش از آنکه علتی مذهبی داشته باشد مبنایی کاملاً سیاسی داشته و بدین جهت تاریخ تشیع در ارتباط تنگاتنگی با سیاست قرار گرفته است.
صرفنظر از اعتقاد شیعیان به غصبی بودن خلافت غیرمعصومین، ‌پدید آمدن اختلاف نظر میان فقها بر سر محدودیت منابع فقه به سنت و کتاب و اجماع از سویی و استفاده از عقل و اصول عملیه در کشف و استخراج قواعد و احکام جدید از سوی دیگر موجب شکل گیری نزاع دامنه داری میان علمای اخباری و اصولی شد که سرانجام با پیروزی نهایی اصولیون پایان پذیرفت. معهذا اختلاف نظر میان این دو قرن های متمادی فقه تشیع را از ورود به عرصه حکومت بازداشت. بنابراین دو عامل اساسی در دوری فقه تشیع از سیاست اثرگذاری کرده اند: اول اعتقاد شیعیان به غصبی بودن حکومت غیرمعصوم، و دوم پیروزی دیدگاه اخباری بر دیدگاه اصولی در اکثر مقاطع تاریخ تشیع. در ادامه بیشتر به این موضوع خواهیم پرداخت.

2-5-2- مهدویت
اعتقاد به منجی موعود نیز در عمل بر تحجر شیعه از حکومت و تقویت فلسفه انتظار دامن زد. عقیده به مهدویت تشیع را به دو شکل متناقض تحت تأثیر خود قرار داده است. «اول از این جهت که نفس وجود امام غائب، تا حدی مانع از آن شده است تا بحث جدی درباره رهبری صورت گیرد؛ آن هم بیشتر به امید همان حضور ناآشکار و اینکه بزودی آشکار خواهد شد. و دوم از این جهت که غیبت امام معصوم فقیهان را به نوعی به حوزه رهبری توده های عوام کشانده و آن ها را به پاسخگویی در مسائل فقهی خاصی که به گونه ای اداره آن ها در شکل طبیعی، ارتباط با دولت و حاکمیت دارد، رهنمون شده است.»
بر این اساس اعتقاد به مهدویت دو نوع واکنش را در میان شیعیان برانگیخت. اول نوعی «واکنش قهرگونه» با حکومت های وقت و دوم شکل گیری مباحث پیرامون «امام عادل». واکنش قهرگونه با حکومت های وقت سبب شد برخی از فرق شیعی سعی در براندازی نظام موجود کرده و تشیع را به عنوان مذهبی مخالف و جنبشی اعتراضی در دل خلافت اسلامی و پس از آن معرفی کنند. و در مقابل برخی از شیعیان درست به همین دلیل، جهاد و مبارزه مسلحانه علیه حکومت را به ظهور مهدی موعود و جهاد تحت لوای او موکول کردند. به طور سنتی این اقدام شیعه را «تقیه» می خوانند. تقیه به معنای پنهان داشتن عقیده و موافقت ظاهری با عقیده غالب گرچه مقبول طبع فقها و علمای شیعه واقع شد و فقهای اخباری مسلک را از ورود به صحنه سیاست بازداشت اما در عمل در کنار تاکتیک هایی نظیر نفوذ و جهاد، رشد و نفوذ فرقه های سیاسی و قدرت طلبی نظیر اخوان الصفا، باطنیان و نظایر ایشان را در دل خلافت عربی و حکومت های غیر شیعی میسر ساخت. بنابراین گرچه واکنش قهرگونه با اعمال شیوه هایی نظیر تقیه و نفوذ سبب قدرت گرفتن برخی شیعیان از نظر سیاسی گردید، ‌اما علمای شیعه را که تعلق خاطری به حکومت احساس نمی کردند عملاً از ورود جدی به مباحث پیرامون حکومت بازداشت:
«پس از غیبت آخرین امام (ع) در تشیع اثنی عشری فراگرد غیر سیاسی شدن تفکر مذهبی آغاز شد و تشیع را چه به لحاظ غیبت امام، و چه به لحاظ ضرورت «تقیه»، بصورت دستگاهی غیر سیاسی درآورد.»
بنابراین طبیعی است که در دوران قبل از قاجار شاهد شکل گیری و حتی قدرت گرفتن حکومت های شیعی نظیر آل بویه، ‌دیلمیان و حکومت قدرتمند صفویه در ایران باشیم، معهذا سابقه اندیشه حکومت اسلامی به معنای جانشینی فقیه جامع الشرایط (نه شخص خلیفه و سلطان و امیر) در رأس حکومت اسلامی که به نوعی نظریه پردازی سیاسی از جانب فقها نیاز داشت تنها به عصر قاجار و دوران پرآشوب پس از آن باز می گردد. پیش از این عصر، آن دسته از فرق و شیعیانی که به فعالیت های سیاسی تمایل داشتند عملاً به حوزه فلسفه و فقه سیاسی وارد نمی شدند. بیشتر آنها اشخاصی قدرت طلب و سیاسی بودند که بعضاً هیچ اطلاعی از فقه شیعی نداشتند. به عنوان نمونه در عصر شاه اسماعیل صفوی که عهده دار رسمیت دادن به مذهب تشیع در ایران گردید:
«کمبود علمای درجه اول و در نتیجه عدم دسترسی به فقه شیعه، به اندازه ای بود که سردمداران حکومت پس از تلاش فراوان توانستند در یک کتابخانه خصوصی و گمنام کتابی بنام «قواعد الاسلام» یافته به عنوان اساس مذهب جدید الاستقرار بطور موقت از آن استفاده کنند.»

2-5-3- شکل گیری مباحث پیرامون امام عادل

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بنابراین ورود علما به عرصه سیاست را باید به دوران پس از صفویه محدود کنیم. معهذا این امر سبب نمی شد علما از پرداختن به وظایفی که بنا بر روایات بر عهده امامان نهاده شده و طبعاً در زمان غیبت کسی می بایست متصدی انجام آن ها باشد نیز غفلت ورزند.
در آثار فقهای متقدم معمولاً از وظایف ولایت فقیه کمتر سخن به میان می آید و آنچه هم در این میان گفته می شود صرفاً به ظاهر روایاتی نظیر روایت عمر بن حنظله و خدیجه ابی سالم بن مکرم اکتفا شده و از توشیح و توضیح آن خودداری ورزیده اند. به نظر می رسد به دلیل نزدیک بودن فقهای این دوره به عصر ائمه اولاً صرافت شدیدی برای حفظ و مراقبت از احادیث ائمه وجود داشت و ثانیاً‌ همچنان امید به ظهور زودهنگام امام عصر(عج) در قلب های شیعیان پابرجا بود. بنابراین برخی این دوره را دوران «جمع آوری نصوص» نامگذاری کرده اند.
گرچه این دیدگاه حدیث گرایانه با ظهور عقل گرایانی نظیر ابن عقیل و ابن ابی جنید در قرن چهارم تا حدودی اصطلاح شد معهذا رابطه فقه شیعه با حکومت حتی در عصر حکومت های شیعی نظیر آل بویه و صفویان بیش از پذیرش همکاری با سلطان عادل- که در برابر سلطان جائر قرار می گرفت – پیشرفت چندانی نداشت. بدین ترتیب عمده فعالیت های علما در این عصر به موارد زیر محدود می شد:

الف) گرفتن خمس و زکات و مصرف آن در اموری که شرع تعیین کرده است.
ب) تولیت موقوفات خاصه و عامه که برای همه مسلمانان وقف شده است.
پ) ولایت بر یتیمان بی سرپرست،‌ قاصران(کم عقلان)،‌ غایبان، مفقود الأثرها.
ت) انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر.
ث) قضاوت در دعاوی و منازعات مردم.
ج) اجرای حدود و مجازا های اسلامی.
ح) حکم به ثبوت هلال.
با این حساب تعریفی که می توان از امام عادل در فقه شیعه بدست داد این خواهد بود: «امام عادل فقیه جامع الشرایطی است که در دوران غیبت به نیابت از امام زمان (عج) و با تفویض اختیارات از جانب وی، مسئول اجرای وظایف و تکالیفی است که در دوران حضور به ائمه معصومین اختصاص دارد.»

2-5-4- دوره های تاریخ فقه سیاسی
گرچه با گذشت زمان از غیبت امام عصر(عج) به مرور زمان و با باز شدن فضای سیاسی در عصر حکومت های شیعه مذهب نظیر آل بویه، ‌دیلمیان و مغول ها اصرار قاطع بر اصل انحصاری بودن حاکمیت معصومین از سوی خداوند، به تدریج به همکاری نسبی با خلفا و سلاطین وقت تبدیل شد که از آن میان می توان از سید مرتضی و برادرش سید رضی یاد کرد که عملاً‌ با خلیفه عباسی القائم بالله بیعت کردند. اما این دسته نیز عمدتاً‌ در زمان حضور و اقتدار حکومت های شیعی نظیر دیلمیان و آل بویه به برقراری روابط با حکومت های وقت تمایل یافتند. دوره ای که فرای به آن لقب «میان پرده ایرانی» داده است. لذا در عمل این نگرش در همین حد محدود ماند و جز در پرتوی مصلحت اندیشی های علمای وقت بر اساس اصل «تقیه» و گاه منفت طلبی های برخی دیگر از ایشان علت دیگری نداشت. کما اینکه بسیاری از فقها در این عصر و حتی زمان حکومت های شیعه مذهبی نظیر صفویه مخالفت خود را با حکومت غیردینی به روش های گوناگونی ابراز داشتند. از میان ایشان می توان به شهید اول (معاصر با حکومت مغول ها) و شیخ ابراهیم قطیفی (از فقهای معاصر صفویه) یاد کرد. شهید اول نخستین کسی بود که در تقسیم بندی ابواب فقه واژه «سیاست» را بکار برد و آن را بخشی از فقه قلمداد کرد. وی همچنین مدعی تأسیس حکومت شرعی بوده با جنبش های نوظهوری نظیر سربداران خراسان به رهبری علی بن مؤید سربداری مراوداتی داشت و کتاب «اللمعه» را به عنوان دستورالعمل های شرعی برای ایشان فرستاد. شیخ قطیفی نیز ردیه های تند و تیزی علیه محقق کرکی (از فقهای بنام عصر صفویه و مدافع حکومت صفویان) نگاشت، از جمله «رساله السراج الوهاج» که در آن هر نوع همکاری با حکومت را تقبیح کرده و با اعتقاد به عدم مشروعیت سلطنت و جائر بودن سلطان حتی رفت و آمد با حکومت را نیز حرام شمرد.
اما چنین دیدگاه هایی در خصوص حکومت در دوران مابعد عصر صفویه برخلاف ماقبل آن جنبه استثنایی داشت. مهمترین اتفاقی که در این دوران رخ داد قدرت گرفتن و سازماندهی نهاد روحانیت بود. به اعتقاد دکتر درخشه در عصر صفویه: «سازمان روحانیت شیعه… از لحاظ تاریخی شکل مشخص تر و مستحکم تری به خود گرفت و علما از قرب بالایی در ساختار سیاسی و نیز اجتماعی برخوردار شدند.» همچنین در این زمان معضل عدم مشروعیت نظام سلطنتی با ادعای جدایی دین از سیاست تا حدودی مرتفع شد. محمدباقر سبزواری،‌ از علمای پایان دوره صفویه در کتاب روضه الأنوار در توجیه این دیدگاه می نویسد:
«چون در این زمان که حضرت صاحب الأمر(عج) پنهان است اگر پادشاهی عادل، مدبر که کدخدایی و ریاست این جهان نماید،‌ در میان خلق نباشد کار این جهان به فساد و اختلال انجامد و منتظم نشود و هیچ کس را تعیش ممکن نباشد، بلکه لابد و ناچار و ضرور است،‌ خلق را پادشاهی که به عدل زندگانی نماید و پیروی سیرت و سنت امام اصل کند.»
بطور کلی تا عصر صفویه گفتمان غالب فقها بر لزوم پذیرش حق انحصاری معصومین در حکومت بود و تنها تفاوتی که در این عصر شاهد هستیم استحاله رابطه علما و حکومت از رابطه ای دورادور و در لفافه «تقیه» به سمت و سوی مشروعیت بخشی به نظام حاکم و تقویت نظریه «همکاری نسبی با خلفا و امیران و سلاطین وقت» بود.
بنابراین بطور کلی تاریخ تشیع ایرانی را در خصوص شکل گیری نظریه سیاسی به پنج دوره عمده می توان تقسیم کرد:
دوره اول- دوران دوری و تحجر علما از سیاست؛ این دوران از آغاز شکل گیری تشیع تا ظهور حکومت های شیعی نظیر آل بویه در قرن چهارم تداوم یافت.
دوره دوم- دوران برقراری همکاری نسبی با حکومت های شیعه و شکل گیری مباحث پیرامون امام عادل؛ این دوران به همت شیخ مفید از قرن چهارم هجری آغاز شده و تا عصر صفویه ادامه یافت.
دوره سوم- دوران شکل گیری نهاد روحانیت، ورود علما به عرصه سیاست بصورت محدود و مشروعیت بخشی به نظام سلطنتی با ادعای جدایی دین از سیاست؛ این دوران از عصر صفویه آغاز شده و تا عصر فتحعلیشاه قاجار ادامه پیدا کرد.
دوره چهارم- دوران ورود جدی علما به عرصه سیاست و ادعای عدم مشروعیت سلطنت مطلقه؛ این دوران از عصر فتحعلیشاه آغاز شده و تا دهه چهل شمسی تداوم یافت.
دوره پنجم- دوران شکل گیری نظریه سیاسی پیرامون حکومت اسلامی؛ این دوره از دهه چهل شمسی آغاز شده و تاکنون ادامه دارد.
اما چرا پس از شکل گیری حکومت شیعه مذهب صفوی همچنان فقه شیعه از ورود جدی به حکومت و استقرار قواعد فقه شیعه در سراسر کشور توفیق نیافت؟ علت را شاید بتوان به اقتدار سنتی نهاد سلطنت در ایران و نقش شاه به عنون پدرسالار مملکت نسبت داد:
«به

دیدگاهتان را بنویسید