دانلود رایگان پایان نامه مدیریت درباره پیشرفت تحصیلی

گسترده ای ازعلایق ذهنی و زیبایی شناختی دارند. آنان همچنین درون نگر، مستعد ابتلا به اضطراب، فرو رفتن در خیالات و احساس گناه هستند و در ابراز آشکار خشم خود درنگ می کنند. بر عکس، زنان دارای هوش هیجانی سرشار، با جرات هستند و احساسات حود را به طور مستقیم ابراز می دارند و درباره ی خودشان احساس مثبتی دارند، زندگی برای آنان سرشار از معنا است. آنان هم مانند مردان خوش برخورد و اجتماعی هستند و احساسات خود را به طور مقتضی ابراز می دارند. جایگاه اجتماعی آنان به آنها امکان می دهد تا به آسانی با افراد جدید رو به رو شوند، با خودشان به قدر کافی راحت هستند تا آنکه بتوانند شوخ طبع، خود انگیخته و در مقابل تجارب عاطفی پذیرا باشند. بر خلاف زنان دارای هوش بهر بالا و ناب، آنان به ندرت احساس اضطراب یا گناه می کنند یا در خیالات واهی غرق می شوند. البته این تصاویر نشانگر دو جنبه افراطی هر حالت است- هوش بهر و هوش هیجانی به درجات مختلف در وجود همه ی ما در هم آمیخته شده اند، اما این تصاویر اغراق آمیز نسبت به این مساله که هر کدام از این ابعاد به طور مستقل چه چیزی را به خصوصیات شخص می افزاید، دید سازنده ای به دست می دهند. این تصاویر بر حسب آنکه فرد تا چه حد دارای هر دو جنبه ی هوش شناختی و هوش هیجانی باشد در هم می آمیزند، اما در قبال این دو بعد، آنچه بیشتر کیفیاتی که ما را به یک انسان کامل تبدیل می کند و به وجود ما می افزاید، هوش هیجانی است (گلمن،1995نقل از پارسا، 1393). این مطلب نشان می دهد با توجه به ساختار شخصیتی زنان ومردان لازم است. در محیط های آموزشی برخورد مناسب با جنسیت دانش آموزان صورت گیرد. تا بهترین نتیجه که افزایش هوش هیجانی است، در بر داشته باشد. وهم چنین شرایطی به وجود آید که دانش آموزان بتوانند تفکرات خود را بروز دهند پیش بینی شود.
2-3- وضعیت اقتصادی اجتماعی
سومین فرهنگ لغت بین المللی جدید وبستر (1993) صفت ” اقتصادی اجتماعی” را به عنوان ترکیباتی مرتبط با عاملهای اقتصادی اجتماعی تعریف می کند، بویژه مرتبـط با درآمـد و موقعیت اجتماعی. به عبارت دیگر این صفت اطلاعاتی در مورد وضعیت اقتصادی اجتماعی افراد ارائه می دهد به این معنی که موقعـیت افراد و گروهـها را می تـوان در سلـسله مراتب اقتصادی اجتماعی جامعه معین کرد (می،2002).

 
 
نخستین کسی که از واژه اقتـصادی اجـتماعی استـفاده کرد آلبـا ادواردز از اداره آمـار آمریکا بود. وی در مقاله ای که در سال 1917 به نام گروه های اقتصادی اجتماعی آمریکا نوشت فرایندی (پیوستاری) را توصیف کرد که در آنها شغل ها مطابق با نوع کار (کار دستی در مقابل مهارتهای ذهنی) و سطوح مهارت طبقه بندی شده بودند. ادواردز افراد را در 9 گروه متما یز که دارای موقعیت های اقتصادی اجتماعی متفاوتی بودند دسته بندی کرده بود، اما افراد به سادگی درون طبقه خاصی، به عنوان مثال طبقه متوسط یا کارگر، توصیف نمی شدند. او این شاخصها را در سال 1933 تصحیح کرد و 6 طبقه از آن را به عنوان طبقه اصلی قرار داد. انتخاب 9 طبقه و سپس 6 طبقه از آن عمدتاٌ ناشی از ضعف وی برای تمایز بین طبقات بود. در واقع وضعیت اقتصادی اجتماعی به عنوان متمایز کننده طبقات اجتماعی نیاز به طبقه بندی نداشت و مقیاس پیوسته ای باید ترجیح داده می شد ناشی از این حقیقت که وضعیت اقتصادی اجتماعی 2 نفر آنقدر متفاوت هست که برابر نباشد (می،2002). این احتمال وجود خواهد داشت که در پژوهش های مختلف گزارشهای پژوهشی با توجه به ابزار اندازه گیری میزان این اندازه گیری این متغیر متفاوت گزارش خواهند کرد که لازم است به این مورد توجه شود.
وضعیت اقتصادی اجتماعی احتمالا پرکاربردترین متغیر در تحقیقات آموزشی است (سیرین، 2005). به طور روز افزون محققان فرایندهای آموزشی مرتبط با وضعیت اقتصادی اجتماعی که شامل پیشرفت تحصیلی نیز می شود را آزمون می کنند؛ همچنین اعتقاد گسترده ای وجود دارد که وضعیت اقتصادی اجتماعی در سطح فردی قویا با پیشرفت تحصیلی رابطه دارد (سیرین،2005).
وایت، (1982) به نقل از سیرین 2005 اولین مطالعه فرا تحلیل را انجام داد که پیشینه یا ادبیات مربوط به وضعیت اقتصادی اجتماعی را با تمرکز بر مطالعات منتشر شده پیش از سال 1980 را بررسی می کرد؛ این مطالعات رابطه بین وضعیت اقتصادی اجتماعی و پیشرفت تحصیلی را آزمون کرده بودند. نتایج نشان داد که این رابطه با تعدادی از عوامل نظیر انواع وضعیت اقتصادی اجتماعی ( بالا، پایین، اقلیت، اکثریت )، مقیاس اندازه گیری پیشرفت تحصیلی و نوع واحد تحلیل ( فرد / مدرسه ) بطور معناداری متفاوت است. پس از انتشار فراتحلیل وایت در سال 1982 تعداد زیادی ازمطالعات تجربی جدید نیز همین رابطه را کشف کردند اما نتایج متضاد است. این نتایج محدوده ای از یک رابطه قوی ( به عنوان مثال ؛ لامدین، 1996 ؛ ساتن و سادر استروم ، 1999 ) تا عدم رابطه معنی دار بطور کل، ( به عنوان مثال رایپل و لوتار، 2000 ؛ سیفراید، 1998 ) را در بـر می گیرد. جدای از تعداد کمی مطالعات توصیفی که به یک حوزه خاص مربوطند (به عنوان مثال انتوایزل و آلتون، 1994 ؛ هیومن و ولف ، 1994 ؛ مک لوید، 1998 ؛ وانگ هیرتال و والبرگ، 1993 ) مطالعه نظام مندی درباره این یافته های تجربی تحقیق وجود ندارد ( سیرین، 2005 ).
مک لوید ( 1998 ) در مطالعه اخیر خود در مورد وضعیت اقتصادی اجتماعی و رشد کودک و انتوایزل و آستون ( 1994 به نقل از سیرین، 2005 ) در مطالعه اش بر روی مقیاس وضعیت اقتصادی اجتماعی، تعدادی از متغیرهای مهمی را شناسایی کردند که مطالعات منتشر شده از دهه 60 تا 70 را از مطالعات جدید (دهه 70 به بعد) متفاوت می سازد. اکنون به بررسی تفاوتهای بین مطالعات دهه هفتاد به بعد با مطالعات پیش از این دهه می پردازیم.
اولین تفاوت تغییر در روش عملیاتی کردن متغیر وضعیت اقتصادی اجتماعی توسط محققان جدید است. در تحقیقات جدید از تعدادی متغیر به عنوان نشانگرهای وضعیت اقتصادی اجتماعی استفاده شده است. مانند درآمد خانواده، سطح تحصیلات مادر و تعداد اعضاء خانواده در حالیکه در مطالعات پیش از دهه 70 فقط از شغل یا سواد پدر.به عنوان تنها مؤلفه وضعیت اقتصادی اجتماعی استفاده می شد.

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

INLINE  منابع مقاله دربارهسرمایه انسانی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

دومین تفاوت تغییرات اجتماعی است که در آمریکا روی داده است بویژه در مورد سطح تحصیلات والدین و تعداد اعضاء خانواده. در خلال دهه 90 تحصیلات والدین به طور چشمگیری جهت گیری های مورد نظر دانش آموزان را تغییر داد. بچه های سال 2000 با والدین با سوادتری نسبت به بچه های سال 1980 زندگی می کردند ( وزارت آموزش و پرورش ایالات متحده ، 2000 ) به همیـن ترتیب کاهـش انـدازه خانـواده ( تعداد فرزندان ) نیز تاثیر گذار بود .حدود 48 درصد از بچه ها در سال 1970 فقط یک برادر یا خواهر داشتند در حالیکه این رقم در سال 1990 به 70 درصد رسیده بود ( گرایزمر، کربی، برندز و ویلیامسون ؛ 1994 به نقل از سیرین، 2005). این مسائل در مورد سایر کشورها از جمله ایــران نیز صدق می کند.
تفاوت سوم تمرکز محققان بر عاملهای تعدیل کننده ای بود که می توانستند بر رابطه بالای بین وضعیت اقتصادی اجتماعی و پیشرفت تحصیلی تاثیر بگذارند ( مک لوید، 1998 ). این متغیرها، متغیرهای مفهومی نظیر نژاد یا قومیت ویژگیهای همسایگان و پایه تحصیلی دانش- آموزان، موقعیت مدرسه، ویژگیهای دانش آموزان و موقعیت پایین خانواده می باشد.
وضعیت اقتصادی اجتمـاعی خانواده به وسیله ترکیبات متنوعی از متغیــرها ارزیابی ( آزمــون ) میشود و همین عامل موجب ابهام در تفسیر یافته های تحقیقات مختلف شده است (وایت،1982 به نقل از سیرین، 2005). بنابراین در هنگام تفسیر داده ها باید به این موارد دقت کرد.
در حالیکه درباره معنی مفهومی وضعیت اقتصادی اجتماعی عدم توافق کامل وجود دارد، به نظر می رسد درباره تعریف سـه جانـبه دانـکن، فدرمـن و دانـکن ( 1972) از وضعـیت اقتـصادی اجتماعی توافق وجود داشته باشد. این تعریف شامل درآمد، سواد و شغل والدین به عنوان سه نشانگر اصلی وضعیت اقتصادی اجتماعی می باشد( گاتفراید،1985 به نقل از سیرین، 2005 ؛ هاسر، 1994؛ مولر و پارسل، 1981) بسیــاری از مطالعات تجـربی که رابطه بیـن این مـؤلفه ها ( نشانگرها ) را آزمون کرده اند، همبستگی متوسط اما بسیار مهمی را یافتند (بین سواد، درآمد و شغل) که نشان می دهد این مؤلفه ها با اینکه در واقع یکی هستند، هر یک از این نشانگرها اساسا برای سنجش یکی از جنبه های متفاوت وضعیت اقتصـادی اجتماعی که باید لحاظ شود تا فرد از دیگران متمایز شود، به کار برده می شود(بولن، گلانویل و استکلف، 2001 ؛ هاسر و هانگ، 1997).
2-3-1-1- مؤلفه اول: درآمد والدین
درآمد والدین یکی از نشانگرهای وضعیت اقتصادی اجتماعی نشان دهنده امکانات و منابع اجتماعی اقتصادی است که در دسترس دانش آموز قرار دارد ( سیرین، 2005 ). درآمد خانواده نقش مهمی در رابطه بین وضعیت اقتصـادی اجتمـاعی و پیشـرفـت تحصیلی ایفـا می کند. توان مالی به عنوان منابع مالی خانواده معرفی شده است که برای برآوردن نیازهای اساسی دانش آموز مورد استفاده قرار می گیرد و به طور معنی داری بر پیشرفت تحصیلی دانش آموز تاثیر می گذارد. ( کلمن، 1988به نقل از سیرین، 2005) خانواده های دارای توان مالی بالاتر می توانند فرزندان خود را به وسیله منابع آموزشی نظیر کتاب و کامپیوتر تجهیزکنند که این منابع، تجارب آموزشی آنها را غنی تر می سازد. با توجه به زمینه انگیزشی دانش آموزان برای موفقیت، دانش آموزان دارای وضعیت اقتصادی اجتماعی متوسط و بالا، احتمال بیشتری دارد که سطح بالای انگیزش برای موفقیت در مدرسه را داشته باشند. همچنین دانش آموزان دارای وضعیت اقتصادی اجتماعی متوسط معمولا انتظار دارند که پیشرفت تحصیلی منجر به یافتن شغل مناسب و درآمد بالا بشود. آنها والدین و همسایگانی دارند که در امر تحصیل موفق بوده اند و در حال حاضر از این مؤفقیت در امور زندگی مانند شغل مناسب و درآمد بالا بهترین استفاده را می برند. به عبارت دیگر آنها در خاطرات روزانه خود هم در محیط خانه و هم در سایر محیطها باور دارند که موفقیت در مدرسه پاداشها و بازده های اقتصادی و اجتماعی را در پی خواهد داشت( اوکاز، 1990 به نقل از آزتورک،2005).
مشکل درآمد ناکافی خانواده می تواند به موضوع تجمیع فقر در سطح جامعه تبدیل شود. تجمیع فقر به عنوان مشکل بزرگی برای محله های متوسط (از نظر دارایی ) در شهرهای بزرگ دیده می شود. آمارها در آمریکا نشان می دهد تجمیع فقر همچنان ادامه دارد یا حتی مسئله ای در حال رشـد است به عنوان مثـال اگر چه شمار دانـش آمـوزان مـدارس شهری همان 11 میلیون بین سالهای 1980 تا 1990 بود، اما درصد دانش آموزانی که در فقر زندگی می کردند در طول دهه افزایش یافته بود. اطلاعات مدرسه ای و آمارهای رسمی(آمریکا) که در سال تحصیلی 1988- 1987 جمع آوری شده نشان می دهد که 40 درصد دانش آموزان مدارس شهری به مدارس دارای فقر بالا رفته اند. این مدارس، مدارسـی هستند که بیش از 40 درصد دانـش آموزان نهـار مجـانی یا کم بهـا دریافت می کنند. این در حالی است که تنها 10 درصد از مدارس حومه شهر و 25 درصد از مدارس روستایی چنین وضعی داشتند. مدارس دارای فقر بالا لیست بالایی از مشکلات دارند که تاثیر بیش از حد منفی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموز دارد از جمله این مشکلات مهارت محدود زبان انگلیسی، خشونت و فقر بهداشتی هستند (لایپمن و همکاران، 1996 به نقل ازآزتورک، 2005 ).
در حالی که دانش آموزان دارای درآمد سطح بالا در خاطرات روزانه خود این مطلب را دارند که موفقیت در مدرسه پاداشها یا بازده های زندگی واقعی در اشکال شغل مناسب و درآمد بالا را در پی دارد. بسیاری از دانش آموزان خانواده های کم درآمد در شهرهای بزرگ تجربه ای کم یا در حد هیچ دارند که از چنین تجربه یا
عقیده ای حمایت کند. این دانش آموزان ممکن است تعداد کمی بزرگسال که در مدرسه موفق بوده اند یا کسانی که موفقیت در مدرسه را به درآمد های اقتصادی تبدیل کرده اند را بشناسند. کمبود موسسات اجتماعی در اجتماعات فقیر که می بایست دانش آموزان را با ارتباطات و با شکلهای مثبت نقش آماده کنند، به عنوان مشکل دیگری باید به مشکلات قبلی اضافه شود( اوکاز، 1990 نقل از آزتورک، 2005).
2-3-1-2- مؤلفه دوم: سواد والدین
دومین مؤلفه وضعیت اقتصادی اجتماعی، سواد والدین، به عنوان یکی از جنبه های با ثبات تر وضعیت اقتصادی اجتماعی لحاظ می شود ( سیرین، 2005 ). بعلاوه سواد والدین نشانگری است از درآمد خانواده، به دلیل اینکه در ایالات متحده درآمد و سواد به میزان زیادی با هم همبستگی دارند ( هاسر و وارن،1997). تحقیقات بسیار زیادی در مورد رابطه بین سواد والدین و پیشرفت تحصیلی دانش آموز وجود دارد. سواد والدین تاثیر خود را بر پیشرفت تحصیلی به راه های گوناکونی اعمال می کند؛ والدین دارای سواد بالا محیطهای غنی تری را برای فرزندان خود آماده می کنند که این محیط ها یادگیری آنها را ارتقاء می دهد. تعریف چنین محیط هایی نه تنها در برگیرنده مادیاتی است که گنجینه ای از محرکهای آموزشی نظیر کتب و فرهنگهای لغت ارائه می دهد، بلکه از این گذشته خود والدین نیز دارای انبوهی از اطلاعات هستند. در نتیجه سواد والدین تاثیر فزاینده ای بر پیشرفت دانش آموز دارد که این تاثیر از سالهای اولیه زندگی کودک شروع شده است ( کومر، 1990 به نقل از آزتورک، 2005).
والدین باسواد محیط خانه را به وسیله کتاب و استفاده از وسایلی که به نحوی با تحصیل در ارتباط است و نیز با اطلاعات و معلوماتی که حاصل تلاش و کوشش علمی آنهاست، غنی می سازند. به طور متوسط والدین دارای سطوح بالاتر سواد، از اهمیت کیفیت مدرسه ای که فرزندانشان دریافت می کنند آگاهترند؛ آنها زندگی فرزندانشان را اداره می کنند و هر فعالیتی را که بر پیشرفت آنها ( فرزندانشان ) تاثیر منفی خواهد گذاشت – مانند تماشای تلویزیون یا کارهای پاره وقت- را تنظیم یا محدود می کنند ( مولر و پارسل، 1981).
2-3-1-3- مؤلفه سوم: شغل والدین
سومین مؤلفه متداول وضعیت اقتصادی اجتماعی، شغل، بر اساس درآمد و سوادی که نیازمند داشتن شغلی ویژه است، طبقه بندی می شود ( هاسر، 1994 ). مقیاس اندازه گیری شغلی نظیر شاخص وضعیت اقتصادی اجتماعی دانکن ( 1961 ) اطلاعاتی پیرامون وضعیت اقتصادی اجتماعی خانواده ایجاد می کند به طوریکه نه تنها این اطلاعات درباره سواد و درآمد آگاهی می دهند بلکه درباره منزلت شغلی و فرهنگ لایه های وضعیت اقتصادی اجتماعی داده شده نیز، اطلاعات ارائه می دهند (می، 2002).
2-3-1-4- دارایهای موجود در منزل
دارائیهای موجود در منزل به طور معمول به اندازه سه مؤلفه اصلی از آن استفاده نمی شود. اما در سالهای اخیر پژوهشگران بر اهمیت دارایی های متعدد خانه به عنوان یکی از

دیدگاهتان را بنویسید