تولیدات کشاورزی

ی کاربری ها:
نکته ی مهم در سازگاری فعالیتها با بنیان های جغرافیایی ، الویت نداشتن یک عامل به قیمت تخریب عامل دیگر است . یعنی حداقل از لحاظ نظری باید محیط طبیعی را بر فعالیت و یا فعالیت را بر محیط برتری داد . همچنین نادیده گرفتن گرایش مهم و سازوکارهای نظامند موجود در استقرار فعالیتها ، عملاً اجرای برنامه را دشوار و غیر ممکن می کند (سرور،۱۳۸۵ : ۱۵۶) . می توان ناسازگاری کاربریهایی که بیشتر رنگ و بوی شهری دارند و با بایستگی های زندگی در محیط های روستایی تناسب چندانی ندارند را نتیجه ی تغییر کاربری اراضی دانست (مشیری و سعیدی ، ۱۳۸۹ :۲۸۷) .
شکل گیری وگسترش کاربری های نامطلوب و ناسازگار ، بخش اعظمی از پیامدهای زیست محیطی در یک ناحیه را در پی خواهد داشت و این خود به معنی اهمیت و جایگاه کاربری اراضی در مباحث توسعه ی ناحیه ای در چارچوب توسعه ی پایدار است (قدمی ، فیروز جایی ، مراد نژاد ، ۱۳۸۸ : ۲۲).

۲-۵-دیدگاهها و نظریه های مرتبط با کاربری اراضی :
استوارت چاپلین یکی از نظریه پردازان برنامه ریز کاربری زمین ، مبانی کاربری زمین در مقیاس کلان و کاربری زمین در مقیاس خرد تفکیک قائل شده است . طبق نظریه ی وی ، استفاده از زمین در مقیاس کلان به فعالیت هایی چون کشاورزی ، معدن ، مرتع و جنگل تقسیم می شود . لیکن در مقیاس خرد ، استفاده از زمین با تمام فعالیت های مورد نیاز جامعه همانند مسکن ، کار ، تولید ، توزیع وحمل و نقل ، گذران اوقات فراغت ، خدمات آموزشی ، خدمات اجتماعی ارتباط پیدا می کند . چاپلین بیان می دارد که کاربری زمین به عواملی همچون محدودیت زمین ، شکل و موقعیت زمین ، انواع فعالیت ، تراکم ، تمرکز ، نحوه ی توزیع اراضی میان کاربریها و مقایسه ی کاربری ها وابسته است . نظریه ی برنامه ریزی فضایی ، کاربری زمین را در سطح و زیر زمین به منظور سازماندهی فعالیت هایی که انسان در طبیعت انجام می دهد با تنظیم روابط انسان ، محیط و فعالیت (نوع کاربری) مد نظردارد .
نقش کالبدی زمین ، نحوه ی مدیریت خردمندانه فضاست . بسیاری از نظریه پردازان ، نقش کالبدی زمین را نظارت بر عمران فضا و دگرگونی بهینه آن بر اثر کاربری مناسب می دانند (سرور ، ۱۳۸۷ : ۱۴۷) .
در رابطه با الگوی استفاده از زمین و توجه به زمین به عنوان یک ورودی و داده ، در تصمیم گیری ها چند رویکرد متفاوت مطرح شده است . در دیدگاه اقتصاد کلاسیک ، زمین به عنوان کالا ، ارزش بازاری بالقوه دارد و می تواند به عنوان وسیله کسب سود استفاده شود . در این مورد ، زمین باید به بهترین و بالاترین حد کاربری اختصاص یابد که از طریق روابط عرضه و تقاضا در یک سیستم بازار متعادل تعیین می شود .
دیدگاه بعدی ، ارزش های اجتماعی استفاده است که بیان کننده ارزشی است که مردم برای آرایش های متفاوتی از کاربری زمین “به عنوان محیطی برای زندگی شان” قایل می شوند این دیدگاه ، کاربری را عاملی تسهیل گر برای دستیابی به الگوهای مطلوب فعالیت و آمال اجتماعی می بینند . سیستم های فعالیت انسان چاپین و واحدهای اجتماعی روح و گیتز این دیدگاه را به خوبی معرفی می کنند . در تئوری های اکولوژیک انسانی ، رقابت اقتصادی بازار مدار برای فضا، شکل استفاده از زمین را مشخص می سازد و در تئوری های مارکسی ، توسعه زمین بر حسب استثمار کارگران از طریق سرمایه داران تبیین می شود در دیدگاه سوم ، ارزش های اکولوژیک از مفاهیم متفاوتی در زمینه نقش محیط زیست طبیعی در حیات انسانی ریشه می گیرد . اورتالانو سه مفهوم در این رابطه را تعیین و تعریف می کند : استفاده کارآمد از منابع طبیعی ، حفظ یکپارچگی سیستم های طبیعی و حفاظت کامل از طبیعت تئوری های اکولوژیک وضعیت های تعادل زیست – محیطی و تهدیدهای مطرح در رابطه با این شرایط را تشریح و توصیف می کنند در طول سه دهه گذشته ، پارادایمی مطرح شده است که نوعی جابه جایی از دیدگاههای کاملاً اقتصادی در مورد استفاده و توسعه زمین ، به سوی رویکردی متعادل تر و کل نگر را نشان داده است و آن رویکرد پایداری کاربری زمین است . سه بعد اصلی کاربری زمین پایدار عبارتند از :
۱- بعد معیشتی که به ماندگاری ، قابلیت بهره برداری و استمرار (تداوم) منابع طبیعی در یک افق بلند مدت مربوط می شود ؛ ۲- بعد وابستگی متقابل ، که بروی ابعادی چون ترکیب بندی یا بخش بندی و ارتباطات میان انواع متفاوتی از کاربری زمین توجه و تاکید دارد ؛ ۳- بعد اخلاقی ، که تعهد نسبت به نسل های آینده را گوشزد می کند (قدمی ، فیروز جایی ، مراد نژاد ، ۱۳۸۸ : ۲۲).

۲-۵-۱- نظریه ی توسعه ی پایدار کاربری اراضی :
نظریه ی توسعه پایدار در راستای حمایت از منابع محیطی ارائه شده است . مبانی نظری این رویکرد بر نگهداری منابع برای حال و آینده از طریق استفاده ی بهینه از زمین و وارد کردن کمترین ضایعات به منابع تجدید ناپذیر مطرح است . نظریه ی پایدار جلوگیری از آلودگی محیط ناحیه ای ، کاهش ظرفیت های تولید محیط محلی ، ناحیه ای و ملی ، عدم حمایت از توسعه های زیان آور ، حمایت از بازیافت را مطرح می کند . این نظریه راه رسیدن به این اهداف را برنامه ریز های شهری ، روستایی ، ناحیه ای ، منطقه ای و ملی می داند . به مثابه دیدگاهی راهبردی ، به نقش دولت در این برنامه ریزی ها اهمیت بسیار می دهد و معتقد است دولت ها باید از محیط زیست حمایت همه جانبه ای کنند . این نظریه محیط زیست و فضای سبز و جامعه گیاهی و جنگلی ، تراکم متوسط ، کاهش فواصل ارتباطی ، ایجاد اشتغال محلی ، توسعه متنوع مساکن در مراکز اشتغال
، توسعه شهرهای کوچک ، ساختار اجتماع متعادل ، حمل و نقل عمومی و کاهش ترافیک جاده ای و توسعه منابع را تبیین می کند .
به این ترتیب با اتخاذ سیاست کاربری صحیح و محافظت از زمین ، توسعه پایدار حاصل می شود . ر.یکرد توسعه پایدار به کاربری اراضی از دیدگاه زیست محیطی ، اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی به خصوص ایجاد تعادل و توازن میان ابعاد اقتصادی و ابعاد بوم شناسی ، قبول مسئولیت در قبال سرنوشت انسانی نسل های آینده قابل تبیین است . در واقع توسعه عمران زمین وقتی می تواند پایدار باشد که بتواند هم به نیازهای اقتصادی و مادی و هم به نیازهای اجتماعی و فرهنگی و روانی مردم در حال و آینده پاسخ گوید از این نظر زمین دارای خواص و ویژگیهای کالایی ، فضایی کارکردی ، زیبایی شناختی و فعالیتی است که می باید در برنامه ریزی و مدیریت زمین مورد توجه اساسی قرار گیرد (پرواز پور ، ۱۳۸۹ : ۴۶) .

INLINE  کشورهای در حال توسعه

۲-۵-۲- نظریه نقش طبیعی زمین :
به جهت نقش زمین در تامین رفاه و آسایش عمومی به عنوان یک ثروت عمومی و از طرف دیگر افزایش جمعیت ضروری است ضوابط و مقررات و معیارهای آن در راستای منافع عمومی و حفاظت بهینه و درخور پایدار آن در نظر گرفته شود . در دنیای امروز زمین از مواهب کمیاب بشمار می رود و به همین دلیل بر استفاده از آن میان فعالیت های گوناگون انسان مانند زراعت و باغداری و مرتع و جنگل صنعت و معدن ، شهر و روستا رقابت وجود دارد . در بسیاری از کشورها استفاده از انواع کاربریهای طبیعی جزء اصول و برنامه های ملی و منطقه ای محلی است (پرواز پور ، ۱۳۸۹ : ۴۷) .

۲-۵-۳- نظریه ی فون تونن :
تونن اولین کسی بود که تاثیر عوامل اقتصادی را بر سازماندهی مکانی کشاورزی تشخیص داد . فاصله از بازارهای فروش عامل اساسی در تکامل مدل کلاسیک حلقه های بهره برداری از اراضی تونن مبتنی بر یک سیستم حاضر در همه جاست و بهره برداری از اراضی زراعی در هر مکانی داخل این سیستم از طریق درآمد حاصل از اراضی کشاورزی تعیین می شود . اصول نظریه فون تونن بدین شرح است :
۱- تاثیر یک شهر بر حوضه های کشاورزی با عامل فاصله گیری از مرکز شهر تعیین می شود .
۲- نوع تولیدات کشاورزی باتوجه به هزینه حمل و نقل تغییر می یابد .
۳- هزینه حمل و نقل ، عامل تعیین کننده در مکان یابیهای تولیدات کشاورزی به شمار می رود .
۴- در این مدل ، مکانیابیهای تولیدات کشاورزی از باغداری تا پرورش دام و کشت گندم تغییر می یابد .
۵- اساس نظریه وی بر پایه میزان نزدیکی محل تولیدات کشاورزی به بازار تنظیم یافته است .
۶- در این نظریه عامل فاصله از عوامل مهم بشمار می رود . هدف او از عامل فاصله ، بیشتر فاصله اقتصادی است تا فاصله فیزیکی ، هر چند فاصله ی فیزیکی را نیز فراموش نمی کند .
۷- تولیدات کشاورزی روستاهای اطراف تنها در شهر مورد بحث بفروش میرسد .
فون تونن فرضیات مدل خود را در دو مجموعه بشرح زیر بیان کرده است :
۱- مجموعه اول به ماهیت سطح اراضی در یک وضعیت خاص و مجزا مربوط می شد . سطح اراضی ، میدانی غیر محصور و در تمامی جوانب یکنواخت بود .
۲- دومین مجموعه به افرادی مربوط می شد که در این منطقه ساکن بوده .
تونن با این فرصت ها توانست کاهش ارزش اراضی روستایی را با دور شدن از شهرهای مرکزی مانند کاهش بهای اراضی شهری نشان دهد . هر کاربری روستایی مانند هر نوع کاربری زمین شهری دارای منحنی های رابطه قیمت زمین یا اجاره با فاصله از مرکز است . و بر حسب فاصله از شهر موقعیت و مکان مناسب خود را پیدا می کند (پاپلی یزدی ، ۱۳۷۸ : ۱۸۴) .
از نظریه تونن می توان در طرحهایی چون اصلاحات ارضی و یکپارچه سازی اراضی و نیز کاربری اراضی استفاده کرد . البته با وجود کاربرد آن در برنامه ریزی ها و اهمیتی که در بین مکان مرکزی دارد ، کاستی هایی نیز مشاهده می شود :
از جمله میتوان به متراکم شدن کاربریهای بدلیل وجود کشت های فشرده تمرکز دامداریها و دیگر ، گسترش دخالت دولتها و آثار سیاست گذاریهای آنان در کاربری زمین و تولیدات مثل مالیات ، اعتبارات و غیره ، استفاده از اراضی حاصلخیز حاشیه ی شهرهای کنونی جهت کاربریهای شهری ، اشاره داشت (پاپلی یزدی ، ۱۳۷۸ : ۱۸۶) .

INLINE  تغییر کاربری اراضی

۲-۵-۴- نظریه ی صنعتی کردن روستاها :
این دیدگاه به یک روش برنامه ای منجر می شود و بر این امر تاکید دارد که با توجه به عوامل تولید و وضعیت بازار چه صنایعی می توانند در مناطق روستایی استقرار یافته یا توزیع شوند . هر صنعتی که بتواند در مناطق روستایی استقرار یابد ، صرف نظر از چگونگی تاثیر آن بر روستاییان جزئی از برنامه استقرار صنعت در مناطق روستایی است مسئله صنعتی کردن روستاها هم یک فرایند فرعی و هم وسیله ای برای متنوع کردن و نوسازی اقتصادی روستایی تلقی می شود . انعطاف پذیری راهبردهایی که بر اساس نیازهای توسعه جهت داده می شوند نشانه های بارز این دیدگاه هستند . (پاپلی یزدی ، ۱۳۷۸ : ۲۲۴) .
مسئولان امر اهداف متنوعی را در نظر می گیرند که مهمترین آنها عبارتند از افزایش فرصت های شغلی برای جوانان روستایی ، جلوگیری از مهاجرت ، توزیع عادلانه درامد ، استفاده بهینه از منابع موجود در مناطق روستایی ، شکوفایی استعدادها و خلاقیت روستاییان ، کاهش بیکاری دوره ای و فصلی ، تقویت پایه های اقتصادی در مراکز روستایی ، فراوری تولید کشاورزی محلی و …
در صنعتی کردن روستاها ، همواره تاکید بر صنایع کوچک و متوسط بوده است ، زیرا این نایع توانایی برقراری عدالت اجتماعی ، ارتقاء فرهنگ و تعالی انسان را دارد (پاپل
ی یزدی ، ۱۳۷۸ : ۲۲۶) .
اگر قرار است موسسات صنعتی کوچکتر نقش مهمی را در توسعه روستایی بازی کنند . باید در دراز مدت قادر به حفظ موجودیت خویش باشند . منظور از حفظ موجودیت ، توان سودآوری و خوداتکایی یک موسسه از نظر سرمایه مهارت های فنی و تکنولوژی است . از طرفی صنایع روستایی می باید با کشاورزی اعم از زراعت ، باغداری ، دامداری و غیره سازگار بوده و زمینه توسعه آنرا فراهم آورد ، بطوریکه افزایش بهره وری ، تولید ، مهارت و اشتغال در بخش کشاورزی را بهمراه داشته باشد . از فواید دیگر صنایع روستایی در ارتباط با کشاورزی می توان به کاهش هزینه حمل و نقل ، حذف واسطه ها ، استفاده از ضایعات ، تقسیم درآد بین کشاورزان به جای تقسیم آن بین شهر و روستا و افزایش ارزش افزوده محصولات کشاورزی پس از فراوری اشاره کرد . در مورد چگونگی اشتغال زایی این صنایع باید اشاره کرد که غالباً صنایعی که در ارتباط با مسائل اجتماعی ، جغرافیایی ، محصولات کشاورزی و دمداری روستا هستند اشتغال بیشتری ایجاد میکنند . به نظر میرسد با توجه صنایع کاربر و صنایعی که به تولیداتن زنجیروار روستا پیوسته است و با دیگر مسائل محل استقرار صنعت روستایی ارتباط دارد ، استقرار صنایع دیگر ، که فاقد چنین خصوصیاتی است ، غیر اقتصادی به نظر می رسد .
ویت ،(۱۹۷۶) در توضیح اهمیت استخدام در صنایع روستایی بین عوامل موثر در عرضه و تقاضا تمایز قایل شد . به نظر او دو نوع کاملاً متفاوت از شرایطی که بر اثر آن مشاغل روستایی ممکن است با مشاغل غیر کشاورزی عوض شود عبارتند از :
۱- موقعی که شغل دافع بوده و فرصت های غیر کشاورزی جاذب تر است .
۲- موقعی که شغل کشاورزی به اجبار رانده شده و بخش غیر کشاورزی با وجود شرایط نسبتاً بد ، فرصتها را بکار گرفته است .
نقش صنایع روستایی در اشتغال زایی جمعیت روستایی زمانی می تواند موثر واقع شود که مشارکت روستاییان در آن اولویت داشته و متناسب و سازگار با جامعه روستایی باشد . طبق تجارب و بررسیهای به عمل آمده ثابت شده است طرحهای که با پتانسل های مناطق و با توجه به فرهنگ و استعداد روستاییان به متقاضیان واگذار شده است و یا به عبارت دیگر ، تمامی جوانب امر در آنها در نظر گرفته شده است و یا به نحوی از انحاء مورد حمایت قرار گرفته ، رشد یافته اند و طرحهای موفقی از کار درآمده اند (پاپلی یزدی ، ۱۳۷۸ : ۲۲۸ ) .

۲-۵-۵- نظریه پیوند سیدمن و دارکو:
کسانی چون سیدمن و دارکو استقرار صنایع جدید را

دیدگاهتان را بنویسید