تعریف مهارت های زندگی و اهمیت آن در سلامت روانی

تعریف مهارت های زندگی

در پیشینه مربوط به بیست سال گذشته اصطلاحاتی به کار رفته و تعریف              شده است که امروزه تحت عنوان مهارت های زندگی مطرح می شود . مهارت های زندگی ، آن مهارت ها یا تکالیفی هستند که به عملکرد مستقلانه و موفقیت آمیز یک فرد در زندگی بزرگسالی ارتباط پیدا می کند . کلارک ( 1991 ) بیان کرد کارآیی در زمینه آمادگی              جهت زندگی بزرگسالی ، به سادگی این اصطلاح را توصیف می کند . بنابراین آنچه در تعاریف گوناگون ملاحظه می شود و موضوع مشترک بین همه تعاریف ،توصیفی است که از مجموعه مهارت ها یا وظایف که به موفقیت فرد در بزرگسالی نسبت داده می شود ،     شده است . ( کروئین 1996 )

گازدا ، چایلدزر و بروکز ( 1987 ) مهارت های زندگی را چنین تعریف کرده اند :

همه مهارتها و آگاهی هایی که لازمه زندگی مؤثر هستند و در چهار زمینه زندگی خانوادگی ، تحصیلی ، اجتماعی و شغلی لازم و ضروری اند . بطوریکه از این زمینه ها قابل تعریف و قابل اندازه گیری به صورت عینی می باشد . ( گازدا و همکاران 1987 ، ص مقاله )

 

طبق نظر داردن ، گازدا و گینتر ( 1996 )

مهارت های زندگی ، برای اندکی اثربخش ضرورت دارند و برای سراسر دوره های زندگی ( کودکی ، نوجوانی و بزرگسالی ) مورد نظر هستند . مجموعه کلی این مهارت های زندگی براساس رشد مؤثر در چهار بعد زندگی خانوادگی ، تحصیلی ، شغلی و اجتماعی     می باشند که جهت پیشگیری و درمان اصلاحی به کار گرفته می شوند و مبتنی بر یک ساختار تئوریکی است که دارای اهداف کلی مشاوره و بهداشت روانی می باشد .                       ( داردن و همکاران ، 1996 ، ص مقاله )

 

اهمیت مهارت های زندگی در سلامت روانی

رشد انسان در زمینه های روانی ، اجتماعی ، جسمانی ، جنسی ، شغلی ، شناختی ، ایگو ( خود ) ، اخلاقی و عاطفی صورت می گیرد . هر یک از زمینه ها نیازمند مهارت و توانایی می باشد . در واقع می توان گفت که تکامل مراحل رشدی وابسته به مهارت و برتری در مهارت های زندگی است . رمانی که افراد  مهارت های زندگی اساسی را کسب نمایند در عملکرد بهینه خود پیشرفت می کند . آموزش مهارت های زندگی نقش اساسی را در بهداشت روانی ایفا می کند و البته زمانی که در یک مقطع رشدی مناسبی ارائه شود نقش برجسته تری خواهد داشت . به طور یقین می توان گفت که بسیاری از نوروز ها و سایکوزها ناشی از نقص در رشد مهارت های زندگی اساسی است . در واقع آموزش مهارت های زندگی نقش درمانی دارد . ( گتینز ، گازدا ، داردن ، 1996 ، ص مقاله )

همانگونه که بروکز ( 1984 ) اشاره کرده است رویکرد مهارت های زندگی                یک چهارچوب سازمان یافته ای را برای مراکز مشاوره و بهداشت روانی فراهم می کند و یک عنصر آموزشی کلیدی و مهم برای مدارس ابتدائی و دبیرستان می باشد . بنابراین رویکرد مهارت های زندگی برای بسیاری از موقعیت ها و موضوعات متنوع و گوناگون کاربرد عملی دارد . به طوری که مجموعه وسیعی از تحقیقات و پیشینه تئوریکی و نظری از اثر بخشی و کاربرد پذیری رویکرد مهارت های زندگی جهت ملاحظات مشاوره ای              بهداشت روانی حمایت می کنند .

بسیاری از محققان رویکردی را مورد توجه قرار داده اند که مبتنی بر آموزش مهارت ها از قبیل ارتباطات بین فردی ، خود کنترلی ، کنترل استرس و خشم ،                    آرامش سازی، تعییم هدف ، تصمیم گیری و حفظ بهداشت و سلامتی کامل و مناسب               می باشد . این آموزش از طریق تکنیک هایی مانند الگوبرداری و تمرین رفتاری میسر              می گردد . آموزش این مهارتها برای بهبود توانایی حل مسأله ، استدلال اخلاقی کنترل خشم و روابط بین فردی ، مجرمان و بزهکاران کاربرد دارد . ایجاد چنین مهارت هایی به نوجوانان این امکان را می دهد که روابط بین فردی برقرار کنند ، توانایی مقابله                          با تغییرات محیطی مداوم را کسب کنند و به افزایش سطح عزت نفس دست یابند .                       ( دنیش و دیگران 1983 ، ص مقاله )

INLINE  قوانین خوشحال بودن؛ ۷ اصلی که رعایت اونا زندگی تون رو شیرین می سازه 

پول و ایوانز ( 1988 ) به نقل از کلینگمن ( 1988 ) نظرات نوجوانان استرالیایی را در مورد اهمیت مهارت های زندگی مورد بررسی قرار دادند . آنان اهمیت مهارت های زندگی را در زمینه های گوناگون مانند پیشرفت شغلی ، آموزش ، استقلال ، روابط بین فردی ،                        تسهیل تعاملات اجتماعی ، آگاهی در مورد مشاغل ، تنظیم درآمد ، مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی ، برنامه ریزی ، تصمیم گیری ، آگاهی از علایق و نیازها و نگرانی ها و مسغله های فکری ، مؤثر می دانند . در مطالعه ای نیز که توسط کلینگمن ( 1988 ) انجام گرفت اهمیت مهارت های زندگی در زمنیه هایی مانند برقرار ارتباط صمیمانه ، مسائل تحصیلی و شغلی ، رفتارهای خود تخریبی ، چاقی ، زندگی اجتماعی و بهداشت توسط نوجوانان دانش آموز ، اثر بخش تلقی گردید . در واقع این موارد ، نگرانی های آنان بود که امید داشتند از طریق آموزش مهارت های زندگی کمبودها و نقص ها جبران شوند و به پیشرفت نائل شوند .

آموزش مهارت های زندگی با ارتقاء بهداشت روانی و آمادگی رفتاری ، فرد را به رفتاری سالم و اجتماعی مجهز می کند . مفهوم آمادگی رفتاری به سه عامل بستگی دارد :

  1. توانایی روانی ـ اجتماعی فرد که با یادگیری و تمرین مهارت های زندگی ایجاد می شود.
  2. احساس کفایت و کارآمدی فرد در زمینه مهارت های زندگی
  3. قصد و تمایل به اجرای مهارتها

فرض بر این است که برای دست یافتن به رفتارهای سالم بهداشتی و پیشگیری ،      در درجه اول باید بر سلامت روانی و آمادگی رفتاری فرد اثر گذاشت . به این منظور ، برنامه آموزش مهارتهای زندگی باید به صورت مداخله دراز مدت انجام شود . مداخله های کوتاه مدت مثلاً مداخله های چند هفته ای ، آثار کوتاه مدت بر بهداشت روانی دارند .            مداخله های کمی طولانی تر ، مثلاً مداخله های چند ماهه ، بر سلامت روان ، مهارتها و تمایلات رفتاری ، احساس خودکارامدی و کفایت اثر می گذارند . تنها از مداخله های طولانی یعنی مداخله های که چند سال به طول می انجامد ، انتظار می رود که سلامت روان را بهبود بخشند و برآمادگی رفتاری اثر گذارند و در نتیجه در رفتارهای سالم در رفتارهای اجتماعی ایجاد نمایند . ( محمد خانی ، 1377 ، ص 40 )

بنابراین با توجه به مطالب فوق برنامه آموزش مهارت های زندگی در یک برنامه مداخله ای کوتاه مدت منجر به بروز تغییراتی در دانش و نگرش و بهبود سطح بهداشت روان خواهد شد ، برنامه های یک ساله در عملکرد تحصیلی و آمادگی های رفتاری ، تغییراتی ایجاد می کند ، در حالی که اجرای طولانی مدت اینگونه برنامه ها مثلاً یک برنامه سه ساله منجر به بروز تغییرات معنی دار در رفتار سلامت و رفتارهای اجتماعی                  خواهد گردید . ( همان منبع )

آموزش مهارت های زندگی می تواند به دو صورت اجرا شود :

  1. آموزش مهارت های زندگی عام که با هدف ارتقاء سلامت و بهدشت روان و ایجاد رفتار ها و تعاملات سالم صورت می گیرد .
  2. آموزش مهارت های اختصاصی و ویژه با هدف پیشگیری از یک آسیب مشخص مانند آموزش مهارت قاطع بودن و در مقابل فشار گروه جهت سوء مصرف مواد و غیره . شواهد علمی نشان می دهد که آموزش مهارت با این روش و در قالب یک برنامه گسترده ، نقش مهمی در پیشگیری اولیه دارد . ( همان منبع )

آموزش مهارت های زندگی فرد را قادر می سازد تا دانش ، ارزشها ، و نگرشها را به توانایی های بالفعل تبدیل کند . مهارت های زندگی ، توانایی است که فرد را قادر                   می سازد ، انگیزه و رفتار سالم داشته باشد و فرصت و میدان انجام چنین رفتارهایی را نیز ایجاد نمایند . آموختن و به کارگیری مهارتهای زندگی ، بر احساس فرد از خود و دیگران ، به اندازه ادراک دیگران از وی اثر می گذارد . مهارتهای زندگی ، بر ادراک فرد از کفایت خود و اعتماد به نفس و عزت نفس اثر دارد و بنابراین نقش مهمی در سلامت روان دارد . همراه با افزایش سطح بهداشت روان ، انگیزه فرد و مراقبت از خود و دیگران ، پیشگیری از بیماریهای روانی پیشگیری از مشکلات بهداشتی و مشکلات رفتاری افزایش می یابد .                ( محمد خانی ، 1377 ، ص 35 )

INLINE  خرید ممبر تلگرام

یکی از مؤلفه های اساسی آموزش مهارتهای زندگی ، بحث های گروهی است .       بحث های گروهی موجب می شود که دانش آموزان استعداد ها و توانائیهای فردی خود را کشف کنند . در ضمن از طریق مشکل گشایی گروهی ، راه حل های را برای مشکلات زندگی روزمره تجربه می کنند . حتی در این روش ، دانش آموزان احساس می کنند که مورد پذیرش همسالانش هستند و از جمله تأثیرات مثبت دیگر بحث های گروهی افزایش توانایی خود رهبری ، خود کنترلی ، توانای تصمیم گیری ، خود اثربخشی ، و غیره است .                    ( میلرونان ، 2001 ، مقاله )

بنابراین برنامه مهارت های زندگی یک مدل آموزشی است که در کارها و                 فعالیت های گروهی سازمان یافته به منظور رشد مهارت های عملی که برای زندگی روزمره ضروری هستند کاربرد دارد . به همین جهت شرکت فعال اعضای گروه برای یادگیری مهارت های زندگی امری ضروری هستند ، چرا که روش مهارت های زندگی                       مبتنی بر یادگیری تجربی است و یادگیری مؤثر را با فعالیت ، مشاهده شرکت کنندگان دیگر و دریافت فیدبک در نظر می گیرد . در نتیجه محتوای مهارت های زندگی به جای یادگیری آموزش معلم مدار ، یادگیری تجربی و عملی است که مکانیزم اساسی آن تغییر رفتار افراد است به نحوی که این یادگیری ها می تواند به موفقیت خارج از گروه انتقال یابد . در اصل اثر بخشی روش مهارت های زندگی به دلیل تأکید آن بر جنبه های عینی شامل درگیری و شرکت فعال افراد ، رفتارهای قابل مشاهده و نمایش عینی عقاید نظری یا انتزاعی می باشد . ( ویکساچ ، 1996 ، ص مقاله )

مدارس نقش مهمی در پیشگیری و بهداشت روانی دانش آموزان دارند . به همین جهت در سالهای اخیر ، برنامه های پیشگیرانه مبتنی بر مدرسه گسترش یافته اند .              شواهد نشان می دهند که اینگونه برنامه ها نتایج و پیامدهای مطلوبی را در افزایش عملکرد تحصیلی و کاهش رفتارهای خطرآفرینی بین دانش آموزان به دنبال دارند .                             ( کاون و دیگران ، 1996 ، ص مقاله )

اینگونه فعالیت ها در مدارس با کار « آدتمن و تیلور » ( 1999 ) شروع شد . در این گونه برنامه ها مدارس باعث مرکز بهداشت روانی ارتباط دارند . در مدارس ننیریک               روان شناس و یک مددکار اجتماعی با یکدیگر فعالیت می کنند . اینگونه فعالیت ها ، مداخلاتی هستند که نوجوانان را در زمینه مهارت های زندگی از جمله مقابله مؤثر با استرسورها ، حل مسئله ، کنترل خشم و تصمیم گیری و به طور کلی مهارت های زندگی توانمند                می سازند . ( ویست ، 2001 ، مقاله )

البته برنامه های آموزش مهارت های زندگی تحت عناوین گوناگون اما با همین محتوای کنونی ، در دهه های پیش آغاز شده است و مورد استفاده بوده است اما اخیراً در رویکرد پیشگیرانه مبتنی بر مدرسه به طور وسیعی کاربرد دارد و از مؤثرترین رویکردهای پیشگیرانه آموزش مهارتهای مقاومت در برابر فشارهای اجتماعی و مهارت های زندگی عمومی می باشد . ( بوتوین و کانتور ، 2000 ، مقاله )