تحقیق رایگان با موضوع قتل عمد، عنصر معنوی، مجنی علیه

دانلود پایان نامه

در ازهاق نفس برابرند . در اینجا ، مراد از قتل ، قتل عمدی است ، در قرآن کریم آمده است :
« وَمَن یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَ غَضِبَ اللَّـهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا » 85
« و هر کس مؤمنی را از روی عمد و خواسته و دانسته بکشد، کیفرش دوزخ است که در آن جاودانه خواهد بود، و خدا بر او خشم گیرد، و وی را لعنت کند و عذابی بزرگ برایش آماده سازد . »
هرگاه قتل از روی عمد و عدوان باشد مرتکب آن مستحق عذاب در دنیا و آخرت است و عقاب در دنیا قصاص و در آخرت زندگی در جهنم است . 86
محقق حلی در کتاب شرایع الاسلام می فرماید : و هو إزهاق النفس المعصومه المکافئه عمدا و عدوانا … و اضافه می کند : أن یکون عامدا فی فعله و قصده . 87 معیاردر قتل عمد آن است که فاعل ، عمد در فعل و عمد در قصد شخص معین به قتل داشته باشد .
حضرت امام راحل می فرماید : یتحقق العمد بلا إشکال بقصد القتل بفعل یقتل بمثله نوعاً. و کذا بقصد فعل یقتل به نوعاً و إن لم یقصد القتل، بل الظاهر تحقّقه بفعل لا یقتل به غالباً رجاء تحقق القتل، کمن ضربه بالعصا برجاء القتل فاتفق ذلک . قتل عمدى در جائى بدون اشکال محقق مى شود که جانى از اول به قصد قتل با عملى که امثال آن عمل نوعا طرف را مى کشد اقدام کرده باشد، و همچنین محقق مى شود به قصد فعلى که نوعا طرف را مى کشد هر چند قصد کشتن او را نداشته باشد، بلکه ظاهر این است که قتل عمدى صادق است آنجائی که عملى را انجام داده که غالبا کشنده نیست ولى او به امید آنکه طرف را بکشد انجام دهد مثل اینکه به امید کشتن کسى او را با عصا بزند و اتفاقا همان ضربت او را بکشد .
هر چند که تعاریف قتل عمد متعدد است، اما بازگشت کلیۀ این تعاریف به یک معناى عرفى است. در فقه ، قتل عمد عبارت است از سلب عمدی حیات از انسان محقون الدم البته لازم به یادآوری است که معمولا در تعریف قتل ، قتل عمدی تعریف شده است و عناصر ذاتی فعل کشتن در خلال تعریف قتل عمد مشخص می شود . در تعریف قتل عمد موجب قصاص آمده است : اخراج نفس محترم و برابر ، به طور عمد و عدوان . مراد از اخراج نفس ، سلب حیات است که تعبیری مجازی می باشد ، زیرا نفس داخل در بدن نیست تا قاتل با جنایت خویش آن را خارج سازد . بلکه منظور قطع تعلق روح است از بدن . آنچه در تعریف فوق از عصمت مقصود است آن می باشد که مقتول محقون الدم بوده و بنابر مقررات قانونی و شرعی جان وی مصون از تعرض باشد . منظور از مکافئه تساوی قاتل و مقتول در اسلام و حریت است با آوردن قید عدوانا مشروع و قانونی از ذیل تعریف خارج می شود .
قانونگذار تعریفی از قتل ارائه نداده است . در اکثر تعاریف خارج کردن جان انسان بی گناهی به صورت عمد و عدوان است که با قاتل در یک درجه باشد . لذا ، بی گناهی مقتول ، برابری قاتل و مقتول و عدوانی بودن قتل جز شرایط قتل در نظام حقوقی ما می باشد . 88
در تمامی جرائم وجود سه عنصر قانونی ، مادی و معنوی الزامی است :
عنصر قانونی :
تمام جرائم اعم از عمد و غیر عمد تا وقتی که در قانون پیش بینی نشده باشد جرم محسوب نمی شود . اساساً زمانی می توان امری را جرم به شمار آورد که قانون چنین وصفی را برای آن متصور شده باشد. فعل یا ترک فعل انسان هرچند زشت و نکوهیده و برای نظام اجتماعی زیان بخش باشد تا زمانی که حکمی بر آن وارد نشده و یا در قانون پیش بینی نشده باشد قابل مجازات نیست . اصل 16 ق. ا نیز مقرر میدارد که احکام دادگاهی باید مستند و مستدل به مواد قانون باشد. این اصل در حقوق جزا به اصل قانونی بودن جرم و مجازات مشهور می باشد . هر چند در مورد انتقال بیماری های واگیردار منتهی به قتل به نظر می رسد که با فقدان عنصر قانونی مواجه هستیم اما صرف فقدان وجود «عنصر قانونی» جرم نباید مانع از آن گردد که دعاوی مطرح شده در این زمینه را غیر قابل رسیدگی به شمار آورده و متهم از قبول مسوولیت عملی که مرتکب شده است، مبرا نمائیم . لذا طبق قواعد عمومی موجود باید به این گونه دعاوی پرداخت .
عنصر مادی :
این عنصر وقتی محقق می گردد که فعل یا ترک فعل مجرمانه در عالم مادی و بیرونی وجود پیدا کند و از حالت قصد و قوه به فعل درآید . برای عنصر مادی در قتل وجود سه امر لازم است 89؛
1- وجود شخص زنده : مجنی علیه باید یک انسان زنده باشد .
۲- امر موجد قتل غیر عمدی ( فعل و عمل قاتل ) : وجود یک فعل مادی که عرفا قادر به سلب حیات از شخص باشد .
۳- رابطه علیت : وجود رابطه سببیت بین فعل قاتل و مرگ مجنی علیه .
چنانچه می دانیم در این فرض ، شخص ناقل همان شخص زنده ای است که با عمل عمدی خویش به طور مثال مباشرت منجر به انتقال بیماری کشنده خویش می گردد ، بنابراین عنصر مادی قتل عمد را فراهم می سازد .
عنصر معنوی :
عنصر معنوی به معنای سوء نیت عام ، در همه جرایم عمدی لازم است و این عنصر ، شامل علم و اراده است و همه حقوقدانان در این زمینه اتفاق نظر دارند و نیز اتفاق نظر دارند که متعلق علم ، عناصر جرم است ؛ یعنی مرتکب باید نسبت به عناصر جرم علم و آگاهی داشته باشد . 90سوء نیت خاص در قتل ، همان قصد خارج کردن روح است .
در ماده 144 ق . م . ا این گونه آمده است :
در تحقق جرائم عمدی علاوه بر علم مرتکب به موضوع جرم، باید قصد او در ارتکاب رفتار مجرمانه احراز گردد. درجرائمی که وقوع آنها براساس قانون منوط به تحقق نتیجه است، قصد نتیجه یا علم به وقوع آن نیز باید محرز شود .
1 ) علم :
در لغت به معنای دانستن ، یقین داشتن ، دانش و آگاه
ی آمده است . علم 91در زبان فارسی به معنایی متفاوت و عام تر از معادل انگلیسی اش به کار می‌رود. در این مفهوم علم معادل هر نوعی از دانش92 است. واژه علم در این مفهوم کلی شامل هر نوع آگاهی نسبت به اشیاء، پدیده‌ها، روابط و غیره‌است . علم به عناصر جرم ، یکی از دو رکن عنصر معنوی را تشکیل می دهد . علم که یک حالت درونی و ذهنی است به معنای آگاهی و هوشیاری 93 نسبت به حقایق است که در اینجا همان عناصر مادی می باشد . علم دارای درجاتی است که شامل یقین و علم عادی یا اطمینان و ظن می شود . فقدان علم در مواردی که مربوط به عناصر اساسی مادی قتل باشد ، موجب زوال اراده و قصد نیز خواهد بود مانند این که مرتکب ، گمان کند مجنی علیه قبلا مرده است و به سوی وی تیراندازی کند . در واقع علم یعنی تفکر آگاهانه و نه تفکر بر اشتباه و غلط .
علم حکمی و علم موضوعی :
نکته مهمی که در مورد علم به عنوان جزئی از عنصر معنوی جرم باید مورد توجه قرار گیرد آن است که متعلق علم گاهی قانون و حکم است یعنی مرتکب می داند که عملی که انجام می دهد از نظر قانونی جرم است و دارای فلان مقدار مجازات است و موارد اباحه آن کدام است و … که به این موارد ، « علم حکمی » گفته می شود و اگر علم وجود نداشته باشد ، جهل حکمی نامیده می شود . اما گاهی متعلق علم ، موضوع جرم و عنصر مادی آن است مثلا مرتکب می داند عملی را که انجام می دهد نوعا کشنده است و مجنی علیه ، یک انسان زنده می باشد که اصطلاحا چنین عملی را « علم موضوعی » و جهل به آن را جهل موضوعی می نامند . در اینجا معنای دوم علم ، مورد نظر است زیرا اگر چه علم حکمی هم باید وجود داشته باشد اما قانونگذار وجود چنین علمی را مفروض دانسته است و این ، فرضی قانونی است که خلاف آن را نمی توان اثبات کرد . 94
2 ) عمد :
عمد در لغت ، متضاد خطا و به معنی قصد و نیز تکیه گاه و ستون و نیز به معنی اعتماد و قصد آمده است . و در اصطلاح عبارت است از تمایل بزهکار به انجام عمل خلاف با وصف آگاهی از نامشروع بودن عمل ارتکابی . در فقه به معنای قصد و اراده منجّز به عمل معنا شده و رکن اساسی عبادات و معاملات و نیز جرایم است 95. به عقیده مشاهیر فقهای امامیه عمد متحقق می شود به قصد شخص بالغ و عاقل به قتل به آن چیزی که غالبا کشنده باشد . 96پس عمد در قتل شامل دو جز روانی می شود : اول قصد کشتن که آن را قصد نتیجه قتل نیز گویند و دوم قصد انجام خود فعل . بنابر آنچه گفته شد ، عمد دارای دو رکن اراده و قصد است ؛
– وجود اراده : اراده ، جریانی است که معلول فعالیت غریزه ای از غرایز انسان می باشد که بیانگر یک کیفیت روانی است که تحت نفوذ جنبه عقلانی شخصیت ، فرد را برای رسیدن به هدف خاصی به انجام یا ترک فعلی مصمم می شازد . فلذا کسانی که فاقد اراده آزاد هستند مسئولیت کیفری نخواهند داشت .
– وجود قصد : قصد یعنی تعلق اراده بر عمل ، شریعت اسلام همیشه اعمال را مقارن با قصد می داند و برای هر انسانی ، سهمی از نیت او قرار می دهد . شریعت هنگام اثبات مسئولیت برای مجرم به جهت عمل بر طبق قاعده تقارن اعمال با نیّات 97 ، تنها به جرم نمی نگرد بلکه ابتدا به جرم و بعد به قصد مجرم توجه می کند و بر این اساس ، مسئولیت مجرم را مترتب می سازد .98
از آن جا که عنصر معنوی قتل عمد شامل علم و اراده قاتل است ، در اینجا نیز چنانچه شخص ناقل با علم به بیماری خویش و با علم به کشنده بودن آن ، اقدام به عملی نماید که منجر به انتقال بیماری به شخص مجنی گردد ، این عمل وی از اراده و قصد وی نشات گرفته و جرم می باشد .
بررسی فقهی حقوقی مجازات قتل عمد توسط ناقل بیماری :
با توجه به آنچه درباره قتل عمد مطرح شد وقتی کسی که ناقل ویروس باشد و با قصد کشتن شخص مجنی به عنوان مثال همسر خود با وی مباشرت کند و با همین انتقال صورت گیرد و منجر به مرگ وی گردد از آنجا که عناصر جرم قتل عمد همه محقق است می توان ناقل را تحت همین عنوان مورد مجازات قرار داد .
در فقه ، چنان که قبلا بیان شد ضرر های کوچک هم مورد توجه بوده لذا ضرر های بزرگ همچون قتل نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته است ، لذا مجازات چنین ضرری نیز متناسب با آن پیش بینی گردیده است . در جنایات عمدی ، مجازات پیش بینی شده قصاص است ، در اسلام مصالحی وجود دارد که حفظ آن ها لازم و ضروری و تعرض به آنها مستوجب مجازات است .
مصالح معتبر اسلام که می توان گفت مصالح انسان ها است و نیازهای انسان را در جهت مادی و معنوی برآورده می سازد . علمای بزرگ اسلام ، مجموعه مصلحت های انسان را در پنج چیز می دانند و اسلام در قانون گذاری های خود هدفی جز حفظ و حراست از این مصالح را ندارد . آنها عبارت اند از :
1 ) مصلحت حفظ نفس
2 ) مصلحت حفظ دین
3 ) مصلحت حفظ عقل
4 ) مصلحت حفظ ناموس
5 ) مصلحت حفظ مال
حیات انسان در بعد مادی و معنوی آن ، جز در سایه حفظ و نگهداری از این مصالح امکان پذیر نیست و همه قوانین متنوع اسلامی برای حمایت از این مصلحت ها جعل و قانون گذاری شده است . همه احکام و قوانین اسلام ، در همه ابواب فقهی ، برای پاسداری از این مصالح و تقویت و پشتیبانی از آنهاست ، از این رو اسلام تجاوز و ستم به هر یک از این مصلحت ها را جرم می شناسد و برای هر جرم ، کیفری متناسب مقرر داشته است . 99
امام غزالی ، در کتاب « المصطفی » علاوه بر اینکه هر نوع تجاوز به امور پنج گانه یاد شده را خلاف سعادت و رفاه ذاتی و واقعی انسان می داند ، درباره ملاک جرم در اسلام می نویسد : « ملاک جرم در اسلام تعدی و تجاوز به این اصول است که نیازها و ارزش های ضروری و اولیه
انسان به شمار می روند و این عقیده ای است که نه تنها مسلمین برآنند ، بلکه از بدیهیّات عقلی نیز محسوب می شود و هر خردمند بی غرضی می تواند بدان حکم کند . » مصلحت حفظ نفوس یکی از بزرگترین مصلحت های اسلامی است . احکام و مقررات بسیاری در این رابطه ، قانونگذاری شده است که بخشی از آنها درباره حقوق جزا است . جرم های تعدی و تجاوز به جان و حیات انسانی را اگر در هرمی قرار دهیم ، جرم قتل عمد در راس آن قرار میگیرد ، که کیفر آن قصاص ، یعنی اعدام است . 100

INLINE  پایان نامه با موضوعافسردگی اساسی، اختلال افسردگی، اختلالات روانی

نمونه نصوص قانونی قصاص نفس از قرآن و سنت :
قتل عمد همانطور که مطرح شد ، بزرگترین جرم تلقی می گردد و لذا در دین اسلام و کتاب آسمانی قرآن نیز مورد توجه قرار گرفته و مجازات متناسب با آن بیان شده است ، لذا در ذیل به ذکر نمونه هایی از آن ها پرداخته ایم :
« یَا أَیُّهَا

دیدگاهتان را بنویسید