بررسی رویکردها یا دیدگاههای کلی درباره اهداف و رسالتهای دانشگاه

بررسی رویکردها یا دیدگاههای کلی درباره اهداف و رسالتهای دانشگاه

با در نظر گرفتن دسته بندی انجام شده در قسمت قبل، در این مرحله بطور کوتاه نقطه نظرات موجود در هر راه و روش یا دیدگاه نسبت به رسالتهای کلی دانشگاه و آموزش عالی بیان می شه.

الف: راه و روش غیر ابزاری (راه و روش ابزاری فردگرایانه)

این دیدگاه که با عناوینی مثل راه و روش سنتی، عقل گرا، معرفت شناختی … معرفی می شه، ریشه در مراحل ابتدایی تشکیل آموزش عالی داره و بطور طبیعی تا زمان حاضر تحولاتی هم داشته و در نتیجه از طیف خاصی برخورداره که میشه اون رو از انتقال و جستجوی ارزشها و علم تا تعقیب علم جدید تصور کرد.

از بعد تاریخی هم این راه و روش بیشترً تا زمان قبل از اتفاق انقلاب و پس از آن تا جنگ جهانی اول بر آموزش عالی غلبه داشته و بعد به دلایل زیاد مثل نیازای ایجاد شده، از اثرات و تسلط اون کم کرده شده. ولی بعد از زمان گفته شده هم کم و بیش در بین نظریه پردازان، طرفداران خاص خود رو داشته. مثل اونا میشه آدمایی مثل «ولبن»[1] ، «آرنولد»[2] ، «هاچینز»[3] ، «نیس بت»[4]، و «نیومن»[5] رو نام برد (همون، ص 91).

این راه و روش نقطه نظرات خاصی رو در مورد جایگاه و اهداف و رسالتهای آموزش عالی داره که بطور کوتاه به اونا اشاره می شه:

– دانشگاها، مؤسساتی خودمختار و جداگونه و جدا از جامعه و تشکیل شده از نخبگان هوشمند و روشنفکر و متفکر هستد. اونا فارغ از چیزای مهم اجتماعی درصدد توجه به علم و کمک به افراد واسه ورود به بخش علم و تفکر و یعنی، انتقال علم با انگیزه عشق به یادگیری و جستجوی حقیقت هستن (Ross، 1976، 139، Niblett and Pole ، 1972، ص 33). پس باید به دنبال تعقیب علم طبق پاسخگویی به کنجکاوی بود. میشه گفت هدف اساسی مؤسسات آموزش عالی ایجاد و منتشر کردن علم بوده و هست (clark ، 1983، ص 13).

– در دنیا، حقایق و ارزشهای مطلقی وجود دارن که کشف شدن و یا می تونن کشف شن در نتیجه باید طبق شناسایی حقایقی که واسه همه آدما در همه زمانها و مکانها مهم هستن و هم اینکه در جهت انتقال این ارزشهای اساسی مطلق و دائمی در مورد وجود آدم و حقیقت و حقیقت به آدما تلاش کرد (ساینال، 1379، ص 79). قلب دانشگاه انتقال فرهنگ به افراده، باید با ارائه ادبیات، تاریخ، زبون سنتی به آدما به پرورش آدمای بافرهنگ و بافرهنگ ای پرداخت که بتونن در آینده، مدیریت امور آدما و جامعه رو برعهده گیرند (pullias، 1965، ص 28).

توجه به نکات اشاره شده ما رو به این نتیجه راهنمایی می کنه که در دیدگاه یا راه و روش غیر ابزاری، بنیادی ترین هدف یا رسالت کلی آموزش عالی و دانشگاها انتقال ارزشها و علم، اونم فقطً با انگیزه توجه به ارزش ذاتی دانشه. ولی همونطور که قبلاً اشاره شده، این راه و روش از طیف خاصی برخورداره. پس به غیر از موارد گفته شده میشه نقطه نظرات دیگری رو توجه کرد که نشون دهنده رسالتهای دیگه آموزش عالی از دیدگاه غیرابزاریه. در بین طرفداران این راه و روش بعضی رسالت آموزش عالی رو فقطً انتقال علم و فرهنگ (در مورد موارد اشاره شده) می دونن و بعضیا دیگه هم هستن که با در نظر گرفتن تحولات و نیازها غیر از آن به تعقیب یا جستجوی علم جدید یا بحث تحقیق هم اشاره نشون میده.

درواقع علیرغم راه و روش بسیار محافظه کارانه و سنتی فوق، تقریباً پس از دهه 1850، تحقیق هم به عنوان یکی دیگه از رسالتهای اصلی آموزش عالی موردقبول قرار گرفت؛ ولی در این بخش این معیارها مورد تأکید قرار گرفته که تحقیق باید بدون توجه به جنبه های کاربردی و یا بهره اجتماعی باشه. یعنی، جستجوی حقیقت و یا تحقیق نباید تحت اثر نیازای جامعه و پاداشهای مادی قرار گیرد. تحقیق و پژوهشگر واقعی فقطً به وسیله کنجکاوی ذاتی و تمایل به دونستن و کسب آگاهی بیشتر هدایت می شن و نه انگیزه دیگه. هم اینکه از یه طرف علاقه به تحقیق و اختصاص زمان نیاز به اون و از طرف دیگه، تعهدات استادان نسبت به امر آموزش و تدریس هم باید تعادل لازم رو داشته باشن (Mood، 1978، ص 30).

INLINE  نظریهای خوشحالی شغلی

اینجوری در راه و روش غیر ابزاری روندی توجه می شه که در اون انتقال علم و ارزشهاو تعقیب علم جدید یا تحقیق در بخش غیر کاربردی و به طور کاملً بنیادی و خالص[6] و یعنی، پیشرفت ذخیره علم انسانی اون طرف کاربردهای فعلی و عملی اون در حیطهای جور واجور علوم طبیعی، اجتماعی و انسانی و هنری مدنظره. این روند در شکل زیر نشون داده شده.

 

 

 

 

 

 

 

شکل2-2 راه و روش غیر ابزاری نسبت به اهداف و رسالتهای کلی دانشگاه و آموزش عالی (عارفی، 1384، ص 93)

 

ب: راه و روش ابزاری (جمع گرایانه)

دیدگاه ابزاری نسبت به اهداف و رسالتهای دانشگاه و آموزش عالی که در منابع جور واجور به صورتهای مختلفی مثل، راه و روش بازسازی گر، راه و روش تجاری، راه و روش بر اساس بازار و ملاحظات سیاسی و راه و روش پراگماتیک، بیان می شه، بر این نظر کلی مبتنیه که دانشگاهها باید در خدمت نیازای جامعه قرار گیرند و ارزش علم نه در ارزش ذاتی بلکه در اندازه سودمندی و یعنی، کاربرد اینه. اینجوری میشه مبنای کلی راه و روش ابزاری رو نظریه «پراگماتیسم» دونست که در اون نظریه پردازانی مثل «چارلز ساندرس پیرس»[7] ، «ویلیام جیمز»[8] ، «جون دیویی»[9] از معروفیت خاصی برخوردار هستن. در این نظریه، ملاک درست بودن اندیشه ها سودمندی و کار اومدن یا کاربرد عملی و مدلل بودن آنانه و در نتیجه درستی و نادرستی اونا هم وابسته به شرایط و زمونه. پس خیلی از اندیشه ها که تو یه زمان خاص درست محسوب می شن با گذشت زمان ممکنه به تناسب شرایط و وضعیتهای ویژه، ارزش خود رو از دست بدن و اینجوری نمیشه اهدافی با ارزشهای ایده آل جاوید درنظر داشت.

در مقابل دیدگاه سنتی غیر ابزاری که تأکید بر ایجاد حصارها یا دیوارهایی بین دانشگاهها و جامعه و انجام تحقیقات علمی و ادبی خاصی مثل زبون لاتین، یونانی و ریاضیات و امثالهم واسه رشد قدرت ذهنی و اخلاق داره، در راه و روش ابزاری نظر بر اینه که نظام آموزشی باید دیواره های موجود میان خود و جامعه رو ورداشته و بیشتر از قبل به اون نزدیک شه؛ چون که اندیشه واقعی در شرایط طبیعی و اجتماعی پرورش پیدا میکنه (نقیب زاده، 1376، ص 62).

از دید زمانی دوره رونق دیدگاه ابزاری رو میشه از زمان انقلاب صنعتی و جنگهای جهانی دونست که شدیدا از دانشگاهها انتظار می رفته که در خدمت نیازای خاص جامعه قرار گیرند و دانشجویان رو واسه اجرای نقشه ها در انجام وظایف مربوط به زندگی مدرن صنعتی آماده کنن.

از این نظر حل مسائل پیچیده دنیای الان مثل مشکلات صنعت، کشاورزی، نیروی کار، مواد ابتدایی، روابط بین الملل، بهداشت، محیط زیست و چیزای دیگه ای به جز اینا نیاز به اطلاعات و مهارتها و تجارب عالمانه دارن و بهترین مکانها یا مؤسسات واسه جفت و جور کردن اینجور تسهیلات مثل علم و تجربه و مهارت، دانشگاهها و بطور عام تر مؤسسات آموزش عالی هستن و به خاطر این بیشترً از پایان قرن نوزدهم تلاش شده که از یافته های پژوهشهای دانشگاهی در جهت برطرف کردن نیازای بخشهای جور واجور کشاورزی و صنعتی به کار گیری شه (Hook، 1953، ص 14).

به قول بعضی از مروجین دیدگاه ابزاری مثل «والر اشتاین»[10] و «آرو اسمیت»[11] آموزش عالی وسیله اصلی تغییر اجتماعی و منبع قدرت و حتی سیاسی خالص بشمار میاد و جامعه قبول نمی کنه که آموزش عالی جدا از آن عمل کنه، به خاطر همین بعضی افراد مثل «گولد»[12] اصطلاح «کامیونیورسیتی»[13] رو به جای «یونیورسیتی»[14] در جهت تأکید بر رابطه جامعه و محیط دانشگاهی بکار می برن. در همین رابطه «اف. آر.جونز»[15] و «اچ. دی. ترنر»[16] و «بی. ج. هالووی»[17] آموزش عالی رو یه «تجارت بزرگ»[18] معرفی نشون میده. چون که بخش کلی ای از تولید ناخالص ملی رو مصرف می کنه و قسمت بزرگی از بودجه و اعتبارات اون وابسته به حکومتهاه. پس عدالت اجتماعی حکم می کنه که آموزش عالی طبق منابع تخصیص یافته جامعه به اون، چیزی که رو که جامعه می خواد تولید کنه یعنی پرورش افراد شایسته ای که بتونن چرخه های جامعه رو به حرکت درآورند (عارفی، 1384، ص 95).

INLINE  فرایندهای تولید کننده اختلاف

پس در دیگاه ابزاری یا جمع گرایانه، هدف و رسالت کلی دانشگاه و آموزش عالی، توجه به نیازای جامعه و خدمت به اینه و اینجوری انتقال علم و انجام تحقیق هم زمانی به درد بخور و مناسب به نظر می رسن که طبق حل مسائل باشن در غیر اینصورت از ارزش چندانی برخوردار نیستن. پس در این راه و روش چیزی که مورد تأکید قرار میگیره، مناسبت و التزام اجتماعی آموزش عالی یا ارائه خدماته

ج: راه و روش ترکیبی

در شروع این بحث با در نظر گرفتن دو راه و روش گفته شده، بطور طبیعی این سئوال مطرح می شه که میشه با وجود تفاوتهایی که در بین دو دیدگاه ابزاری (جمع گرایانه) و غیر ابزاری (فردگرایانه) در مورد رسالتهای کلی آموزش عالی هست، از ترکیب و یعنی، از راه و روش ترکیبی صحبت کرد؟

جواب به سئوال فوق وابسته به توجه به صورت ها یا جنبه های شباهت و فرق دو راه و روش مذکوره که باید اونا رو مشخص کرد. با مرور ویژگیای مطرح شده میشه صورت ها شباهت رو در انتقال علم و انجام تحقیق گفت و صورت ها فرق رو در نوع علم و تحقیق دونست که این تفاوتها هم به وجود اومده توسط چند بحث هستن :

1- نگرشهای متفاوت نسبت به معنی علم و تشکیل اینکه مکاتب فلسفی زیاد به اون پرداخته ان. به طور مثال، در معرفت شناسی دیویی علم نتیجه عمله. اون در کتاب خود با عنوان، «ما چیجوری فکر می کنیم[1]» بیان می کنه: «شروع فکر کردن، شک، ابهام و سرگشتگیه. فکر کردن به خودی خود بوجود نمیاد و به اعتبار «اصلای کلی» صورت نمی گیره، بلکه همیشه چیزی (مشخص) است که اون رو تحریک می کنه….، و «دراکر[2]، هم به همین خاطر خاطر نشون ساخته که علم مثل الکتریسیته شکلی از انرژیه که از پایهً زمانی رو می شه که کاری انجام گیرد.(Dewey ، 1933، ص 15 به نقل از نقیب زاده 1376، ص 170) مکاتب فلسفی و نظریه پردازان دیگه مثل سنتی و معاصر هم به صورتهای دیگه به ارائه دیدگاههای خود پرداخته ان که در جای خود قابل بحث و بررسی هستن.

2- نگرشهای متفاوت نسبت به اصالت و اعتبار نوع علم: هرچند این بحث با مورد فوق در ارتباطه؛ ولی میشه اون رو بطور جدا از هم مطرح کرد. بعضیا علم اصیل رو در معرفت حسی و بعضی در علم عقلی و تعدادی در علم کاربردی (به معنی خاص) تصور نشون میده.

3- نگرشهای متفاوت نسبت به معنی «کاربرد ، : در این مورد بعضیا واژه «کاربرد» رو فقطً در مورد «غیر» بکار می برن، در صورتی که به کار گیری آن واسه «خود» هم شدنیه. در اینصورت هر دانشی مثل علم محض عقلی و یا  علم حسی و علم کاربردی به معنی خاص، جنبه کاربردی داره و در نتیجه فرق فقطً در این نکتهه که کاربرد فقطً جنبه فردی داره یا اجتماعی یا هردو.

اینجوری با در نظر گرفتن تفاوتهای نامبرده، این نتیجه حاصل می شه که هرچند کلا دیدگاههای مطرح شده در ابعادی با یکدیگر اختلاف دارن؛ ولی این اختلافات در حد اختلاف قرار نمی گیرن و این دو راه و روش حتماً مخالف نیستن. پس میشه با در نظر داشتن شرایط و ساختارهای مناسب تو یه نظام، اونا رو در کنار یکدیگر قرار داد. به همین جهته که تعداد خیلی از صاحبنظران و نویسندگان چه بصورت فردی و چه جمعی (در مجامع فرامرزی) در سالهای قبل و الان، رسالتها و اهداف و وظایف زیادی رو واسه آموزش عالی در نظر گرفتن که نشون دهنده راه و روش ترکیبی هستن.(عارفی 1384، ص 97)

[1] . How we think

[2] . Drucker.

[1] . Velben

[2] . Arnold

[3] . Hutchins

[4] . Nisbet

[5] . Newman

[6] . Pure

[7] . C.S.Peirce

[8] . W.James

[9] . J.Dewey

[10] . Wallerstein

[11] . Arrow Smith

[12] . Gould

[13] . Communiversity

[14] . University

[15] . F.R.Jevons

[16] . H.D.Turner

[17] . B.J.Holloway

[18] . Big Business.