اعضای هیأت علمی

دانش را در جایگاه مطلوب آن تعیین نماید، در عرصههای رقابتی با مشکل مواجه خواهد شد. در حالی که نوآوری و خلاقیت راه پیروزی در جهان امروز است، دانشگاه باید بتواند دانش مطلوب را در جای مناسب آن به کار گیرد. دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در بهرهگیری از منابع دانش خود راههای متفاوتی در پیشرو دارند. برای مثال میتوان دانش موجود را از محتواهای مختلف درون سازمانی به دست آورد، استانداردهای اندازهگیری مناسب اتخاذ نمود، افراد را ترغیب نمود و آموزش داد تا خلاقانه تفکر کنند و درک خود را در جهت بهبود خدمات و فرایندهای دانشگاهی ارتقا دهند. در نهایت، با دانش به وجود آمده در یک محیط علمی بر اساس فناوری اطلاعات و بازسازی نهادی، نویدها و وعدههای مدیریت دانش منجر به قابلیتهای تصمیمگیری بهتر، بهبود خدمات علمی و کاهش هزینهها میشوند (متکالف۴، ۲۰۰۶). آنچه که در همه موارد مذکور آشکار است این است که در هزاره سوم “دانش” به عنوان ابزاری برای حذف یا حداقل کاهش فاصله بین کشورهای پیشرفته و در حال توسعه مورد توجه دولتهای ملی و سازمانهای بین المللی قرار گرفته و مدیریت بر آن برای دستیابی به توسعه مبتنی بر دانایی یک رکن اساسی به شمار میرود. چنانچه دانش به صورت اصولی مدیریت نشود و دانش فردی به دانش جمعی تبدیل نگردد نمیتوان دانش را به عنوان رکن توسعه قلمداد کرد. بنابراین مدیریت دانش به عنوان یک ضرورت و به منزله راه حلی برای مشکلات مربوط به دانش که بسیاری از سازمانهای دانشمحور (از جمله دانشگاه) با آن مواجه هستند، برای دولتمردان و دستاندرکاران مدیریت و برنامهریزی، برای توسعه در سطح ملی و بین المللی مطرح میباشد (حسن زاده، ۱۳۸۵).
تحقیقات اندک انجام شده حاکی از آن است که سطح اجرای مدیریت دانش در کشور ما چندان مناسب نیست و بسیاری از مدیران دانشگاه‏ها و نیز اعضای هیأت علمی با این مفهوم نوین علمی آشنا نیستند و برای به کارگیری اصول و شیوههای مدیریت دانش که ممکن است موجب افزایش کیفیت و بهبود عملکرد آموزشی و پژوهشی آنها شود، تلاش مناسبی از خود نشان نمیدهند (قلیزاده، ۱۳۸۳؛ زمانی، ۱۳۸۶). استقرار نظام مدیریت دانش مؤثر و کارامد خود مستلزم بهرهگیری “افراد” از مدیریت دانش است. در دانشگاهها، مدیریت کردن دانش توسط اعضای هیأت علمی به عنوان اعضای کلیدی این سازمان، به ویژه در فعالیتهای آموزشی و پژوهشی که محور اصلی رسالت دانشگاه است، پیش نیازی ضروری برای شکلگیری نظام مدیریت دانش در کلان و به شکل سازمانی است. به عبارت دیگر تا زمانی که افراد به مدیریت دانش شخصی که با دانش سازمانی گره خورده است نپردازند، نمیتوان انتظار داشت که مدیریت دانش در سطح سازمانی اعمال شود.
هر چند مدیریت دانش و به ویژه مدیریت دانش شخصی، به عنوان راهبردی مهم در بهبود کمی و کیفی فعالیتهای اعضای هیأت علمی و کاربرد مؤثرتر و کارامدتر دانش در محیطهای دانشگاهی در سالهای اخیر از شهرت زیادی در بخش آموزش عالی برخوردار شده است ولی به طور شگفت انگیزی توجه اندکی از سوی جامعه علمی کشور را به خود جلب کرده و هنوز در ارتباط با مطلوبترین شیوههای به کارگیری آن ابهاماتی وجود دارد. این ابهامات در کشورهای در حال توسعه محسوستر است زیرا در مقایسه با کشورهای پیشرفته، تحقیقات کمتری درباره آن صورت گرفته است. از اینرو لازم و ضروری است پژوهشهای مرتبط با مؤلفههای مدیریت دانش شخصی در حوزه فعالیتهای آموزشی و پژوهشی اعضای هیأت علمی توسعه یافته و در اولین گام از این طریق، وضعیت موجود به خوبی ترسیم شود. مرور تحقیقات گذشته نشان میدهد نه تنها بررسی وضعیت مدیریت دانش در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی ایران به طور محدود صورت گرفته است بلکه بحثی از نحوه کاربرد مدیریت دانش شخصی توسط اعضای هیأت علمی در هیچ یک از مطالعات پیشین مدنظر قرار نگرفته و اطلاعاتی از وضعیت موجود در اختیار مسئولان و برنامهریزان قرار ندارد. بنابراین در این پژوهش تلاش شده است میزان کاربرد مدیریت دانش در اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند مورد بررسی قرار گیرد.

۱-۳ اهمیت و ضرورت پژوهش
یکی از مهمترین مباحث مطرح در جامعه دانشمحور، این است که سازمانهای خواهان موفقیت در جامعه اطلاعاتی جهانی، لازم است ارزش سرمایه دانش خود را شناسایی کرده و در جهت توسعه آن تلاش نمایند (راولی۵، ۲۰۰۰). در این راستا، امروزه اکثر سازمانها و از جمله دانشگاهها، به عنوان یکی از امیدبخشترین راهها به منظور بقا و توسعه خویش، انطباق با تغییرات محیط رقابتی و کسب موفقیت در عصر اطلاعات، به طور گستردهای به مدیریت دانش پرداختهاند. امروزه حضور دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی در بازار دانش و استفاده از مدیریت دانش در جهت تحقق اهداف سازمانی، به عنوان یک امر ضروری شناخته شده است (تیلور۶و همکاران، ۲۰۰۸). تغییرات در آموزش عالی، نشان از یک فرایند تغییر سازمانی و نهادی عمیق دارد. با توجه به موقعیت حساس این مؤسسات انتظار میرود مراکز آموزش عالی بیش از هر نهاد دیگری در تحولات ساختاری اقتصادی – اجتماعی تأثیر گذاشته و در راستای توسعه عمل نمایند (متکالف، ۲۰۰۶). با درک اهمیت دانش به عنوان یک سرمایه معنوی، برنامهریزان آموزش عالی لازم است مدیریت دانش را به عنوان پیش نیازی برای تبدیل دانشگاهها به مراکز برجسته و پیشرو در امر آموزش عالی به کار گیرند. در این صورت دانشگاهها در انجام وظیفه خود مبنی بر گسترش و ایجاد محیط آموزش با کیفیت موفق خواهند بود و چنین مح
یطی باعث رشد و ارتقا سطح علمی افراد شایسته و مقید به ارزشهای والا به منظور رفع نیازهای ملی و بین المللی میگردد.
همانگونه که بیان شد، مدیریت دانش در سازمان مستلزم بهرهگیری اعضا از مدیریت دانش شخصی است. بدین ترتیب توصیف وضعیت موجود از حیث چگونگی کاربرد مدیریت دانش توسط اعضای هیأت علمی، به عنوان اولین گامها در بررسی این مقوله در دانشگاهها به شمار میرود و از اهمیت بسزایی برخوردار است. مؤسسات آموزشی قطعاً دارای سطح قابل توجهی از فعالیتهای مدیریت دانش هستند، بنابراین تشخیص، شناسایی و به کاربردن آنها به عنوان پایه و اساس توسعه بیشتر فرایندهای آموزشی و پژوهشی، بسیار مهم است (میتال، ۲۰۰۸). این پژوهش بر فعالیتهای علمی گوناگون اعضای هیأت علمی و چگونگی تأثیر و کمک این فعالیتها به تولید ارزش و مدیریت دانش، متمرکز شده است. اعضای هیأت علمی باید نقش خود را در یک جامعه دانش محور، از طریق مدیریت آگاهانه و آشکار فرایندهای مرتبط با تولید سرمایههای دانش بشناسند و به آن پاسخ دهند. از اینرو تلاش برای استقرار مدیریت دانش در دانشگاه مستلزم شناخت علمی از وضعیت موجود خواهد بود و پژوهش حاضر اهمیت و ضرورت مییابد.

INLINE  محصولات کشاورزی

۱-۴ اهداف پژوهش
۱-۴-۱ هدف کلی پژوهش
تعیین نحوه کاربرد مدیریت دانش شخصی توسط اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند در محدوده فعالیتهای آموزشی و پژوهشی آنان هدف کلی این پژوهش است.
۱-۴-۲ اهداف جزئی پژوهش
۱. تعیین چگونگی ” خلق دانش” توسط اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند
۲. تعیین چگونگی “سازماندهی دانش” توسط اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند
۳. تعیین چگونگی ” تبادل و انتشار دانش” توسط اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند
۴. تعیین چگونگی “کاربرد دانش” توسط اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند
۵. تعیین عوامل مرتبط با مدیریت دانش شخصی اعضای هیأت علمی (میزان تحصیلات، رتبه علمی، سابقه کار، دانشکده)

۱-۵ سؤالات پژوهش
۱-۵-۱ سؤال کلی پژوهش
اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند چگونه و به چه میزان به مدیریت دانش میپردازند و عوامل مرتبط با میزان مدیریت دانش شخصی آنان چیست؟

۱-۵-۲ سؤالات جزئی پژوهش
۱. اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند چگونه و به چه میزان به شکلگیری(خلق) دانش میپردازند؟
۲. اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند چگونه و به چه میزان به سازماندهی دانش میپردازند؟
۳. اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند چگونه و به چه میزان به تبادل دانش میپردازند؟
۴. اعضای هیأت علمی دانشگاه بیرجند چگونه و به چه میزان به کاربرد دانش میپردازند؟

۱-۶ فرضیههای پژوهش
۱. بین سابقه کار و میزان مدیریت دانش شخصی اعضای هیأت علمی رابطه وجود دارد.
۲. بین میزان مدیریت دانش شخصی اعضای هیأت علمی با مدرک تحصیلی مختلف، تفاوت وجود دارد.
۳. بین میزان مدیریت دانش شخصی اعضای هیأت علمی فعال در مقاطع تحصیلی مختلف (کارشناسی و تحصیلات تکمیلی) تفاوت معنیدار وجود دارد.
۴. بین میزان مدیریت دانش شخصی اعضای هیأت علمی دانشکدههای مختلف تفاوت معنیدار وجود دارد.

۱-۷ تعاریف اصطلاحات پژوهش
۱-۷-۱ تعاریف نظری
۱. داده
داده عبارت است از یک واقعیت از یک موقعیت و یا یک مورد از یک زمینه خاص بدون ارتباط با دیگر موارد. به عبارت دیگر دادهها، رشته واقعیتهای عینی و مجرد در مورد رویدادها هستند و از دیدگاه سازمانی دادهها یک سلسله واقعیتهای ثبت شده منظم تلقی میشوند (رفعتی، ۱۳۸۷).

۲. اطلاعات
اطلاعات دادههای دستهبندی شده است. اطلاعات، مجموعهای از دادهها و توضیحات و تفاسیر معنیدار راجع به موضوع، رویداد یا فرایندی ویژه است (برگرون۷، ۱۳۸۶).

INLINE  اکسیدروی

۳. دانش
دانش، شبکه ظریف و دقیقی از قطعات اطلاعاتی دارای ارتباط پویا است که در یک محیط خاص یا فضای ذهنی و فرایندهای استفاده از اطلاعات اجرایی، جای میگیرد (آپشاولکا۲، ۲۰۰۵).
دانش ترکیب سیالی از تجربیات، ارزشها، اطلاعات زمینهای و بینش و بصیرت کارشناسانه مدون و شکل گرفته است که چارچوبی را برای ارزیابی و ترکیب تجربیات و اطلاعات جدید فراهم میکند، در ذهن داننده نشأت میگیرد و به کار برده میشود (آپشاولکا، ۲۰۰۵).

۴. مدیریت دانش
مدیریت دانش، به مجموعهای از فعالیتهای سازمانی در خلق، کسب، توزیع دانستهها و ارتقای به اشتراکگذاری دانش در داخل سازمان و محیط پیرامون آن اشاره دارد (حسن زاده، ۱۳۸۵). به عبارت دیگر مدیریت دانش، مدیریت سازمان یافته و نظاممند دانش سازمانی است که شامل فرایندهای تولید، گردآوری، سازماندهی، ذخیرهسازی، انتشار، استفاده و به کارگیری دانش برای تولید ارزش کاری و ایجاد سود رقابتی میباشد (چوئی۳ و همکاران، ۲۰۰۵).

۵. شکلگیری دانش (خلق)
این مؤلفه به توانایی اشخاص در بسط ایدهها، خلق واقعیتها و معناهای جدید و راهحلهای نوین و مفید اشاره میکند. شکلگیری دانش، فرایندی بیپایان است که شامل خلق اندیشههای جدید، شناخت الگوهای تازه و ترکیب قواعد جدا از یکدیگر و ایجاد فرایندهای جدید به منظور ایجاد و خلق دانش است (خرقانی، ۱۳۸۵).

۶. سازماندهی دانش
سازماندهی دانش، فرایند محافظت، دسترسی به موقع، استفاده مجدد و به هنگامسازی مداوم دانش در سازمان میباشد. این مرحله به ذخیره، ثبت، ضبط و نگهداری دانش در شکل و یا چارچوبی اشاره دارد که پیوستگی اجزای آن را حفظ کند و توسط کارکنان سازمان قابلیت بازیابی و استفاده داشته باشد. در حقیقت
سازماندهی دانش، پیش زمینه لازم برای انتقال و تبادل دانش است و با ذخیره و ثبت دانش در قالب اینترانت، پوشهها و مانند اینها پیش قابلیت لازم برای انتقال و تبادل آن را فراهم میکند (خرقانی، ۱۳۸۵).

۷. تبادل و انتشار دانش
تبادل دانش، اشاره به شیوه توزیع و گسترش کانالهای دانش در بین اعضای هیأت علمی چون پست الکترونیکی، شبکه داخلی، بولتن و غیره دارد. تبادل دانش عبارت است از حرکت و پخش دانش بین افراد و پایگاههای دانش به طور مکانیزه و غیر مکانیزه و به صورت دو سویه. در حقیقت بخش عمدهای از موفقیت مدیریت دانش به تبادل صحیح دانش بستگی دارد و تبادل دانش از فردی به فرد دیگر، از لوازم اساسی چرخه مدیریت دانش اثربخش است. انتقال دانش بین اعضای سازمان مستلزم استقرار فرهنگ “تسهیم دانش قدرت است” به جای فرهنگ “دانش قدرت است” میباشد (حسنزاده،۱۳۸۶).

۸. کاربرد دانش
کاربرد دانش به بکارگیری دانش، در محل مناسب خود اشاره دارد. کاربرد دانش به این مفهوم است که اندیشهها و دانش به دست آمده بدون جهتگیری در مورد اینکه چه کسی آنها را مطرح کرده است، در صورت مفید و مناسب بودن مورد استفاده قرار گیرد. این حلقه به آمیختن دانش با عمل، یعنی به به کاربستن دانش و انعکاس آن در خدمات و کالاهای یک سازمان اشاره دارد (کاومن۸، ۲۰۰۴).

۹. مدیریت دانش شخصی
مدیریت دانش شخصی یک چارچوب ذهنی برای سازماندهی و تلفیق اطلاعاتی است که ما، به عنوان افراد، احساس میکنیم مهم هستند، تا جایی که بخشی از پایه دانش شخصی ما شوند. این چارچوب، استراتژی است برای تغییر شکل آنچه میتواند قسمتهای تصادفی اطلاعات باشد به چیزی که میتواند به طور سازمان یافته به کار گرفته شود و دانش شخصی ما را گسترش دهد (بارنس و جانیکی۲، ۲۰۰۶).
۱-۷-۲ تعاریف عملیاتی
مدیریت دانش
در این پژوهش مدیریت دانش به آن دسته از فعالیتهای اعضای هیأت علمی دانشگاه گفته میشود که توسط پرسشنامه محققساخته مورد سنجش قرار گرفته است و شامل چهار مؤلفه شکلگیری دانش، سازماندهی دانش، تبادل و انتشار دانش و کاربرد دانش میباشد.

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش

۲-۱ مقدمه
امروزه بهرهوری بهینه دانش، دغدغه سازمانهای قرن بیست و یکم است و اهمیت آن از اواسط دهه ۱۹۹۰، در بسیاری از کنفرانسهای بین المللی مطرح شده است. در حال حاضر، اطلاعات و دانش به عنوان قدرت و سلاح استراتژیک تلقی میشوند، سرمایه به حساب میآیند و در مدیریت مدرن به عنوان منابعی پذیرفته شدهاند که مستعد مطالعه و پژوهش با استفاد

دیدگاهتان را بنویسید