اثربخشی آموزشی از دیدگاه روانشناختی

اثربخشی آموزشی

اثربخشی آموزشی تلاشی است در جهت شناسایی عوامل موثر بر فرآیند آموزش و درک نحوه تاثیر این عوامل بر اهداف سازمانی(ماتیو و همکاران[1] ،1993). از نظر کرایگر، فورد و سالاس[2] (1993) اثربخشی آموزشی مفهوم گسترده‌ای است که ریشه در تئوری شناختی[3] دارد و به فرآیندهایی فردی، موقعیتی قبل، حین و بعد از فرآیند آموزش اطلاق می‌شود که انتقال آموزش را به فضای کاری امکان‌پذیر می‌سازد. ابطحی(1389) با نظر به تعریف دراکر و سلطانی از اثر بخشی، اثربخشی آموزشی را به عامل تعیین میزان تحقق اهداف آموزشی، انطباق رفتار کارآموزان با انتظارات نقش سازمانی، توانایی ایجاد شده در اثر آموزش در جهت دستیابی به اهداف، ارزش افزوده آموزش، بهبود شاخص ‌های موفقیت کسب و کار، درست انجام دادن کار مورد نظر آموزش و نتایج قابل مشاهده از کارآموزان در آموزش‌های اجرا شده تعبیر می‌کند. ترک‌زاده، نیکنام، محمدی(1388) اثربخشی آموزشی را شامل اثربخشی بیرونی به مفهوم کارآمدی یادگیری‌های حاصل از آموزش در موقعیت‌های خارج از فرآیند آموزش و اثربخشی درونی به مفهوم تناسب و انسجام درونی کافی بین اجزا و عناصر مختلف آموزش تعریف کرده‌اند. یمنی دوزی سرخابی(1382) نوع دیگری از اثربخشی در سیستم‌های آموزش را نیز علاوه بر انواع اثربخشی درونی و بیرونی مطرح نموده است. این نوع اثربخشی نهادی نامیده شده است که در واقع در نتیجه تحقق دو گونه دیگر اثربخشی درونی و بیرونی حاصل می‌شود اما در عین حال خود دارای تعریف و قلمرو علمی مستقلی است. از نظر سلطانی(1380)، اثربخشی آموزشی از طریق بررسی کارایی درونی و بیرونی نظام آموزشی در سازمان تعیین می‌گردد. لذا اصلاح کارایی درونی و بیرونی نظام آموزشی سازمان‌ها تقریباً به معنای تضمین و تأمین اثربخشی نظام آموزشی است. اثربخشی نهادی[4] آموزش  بیانگر تاثیر نظام آموزشی بر تحقق رسالت‌ها و ماموریت‌های شرکت می‌باشد.

2-2-3-2- ارزیابی اثر بخشی آموزشی

برای تعیین نتایج یک برنامه آموزشی لازم است عملکردهای آن مورد ارزیابی قرار گیرد تا بتوان انحرافات احتمالی از هدف های برنامه را کشف کرد و تصحیح نمود. بنابراین ارزیابی یعنی بررسی میزان پیشرفت کار و اینکه تغییرات ناشی از اجرای برنامه تا چه حد در نیل به اهداف مطلوب موثر واقع و منجر به ایجاد مهارت های مورد نیاز سازمان به صورت عملی و کاربردی شده است(ابطحی 1379، عیدی و همکاران ،1388؛ ابیلی 1372). پیرامون ارزیابی اثربخشی نظام‌های آموزشی تعابیر مختلفی ارائه شده است. ارزیابی اثربخشی نظام آموزشی عبارت از جستجوی نظام‌یافته جهت قضاوت در مورد ارزش یا اهمیت یک پدیده‌ی آموزشی(برنامه، فعالیت و …)، به منظور کاهش فاصله میان وضع موجود و مطلوب می‌باشد(بازرگان، 1376). از نظر پورصادق(1384) نیز ارزیابی اثربخشی نظام آموزشی به معنای فرایند جمع‌آوری ستاده‌های مورد نیاز برای تعیین اثربخشی آموزشی است. از نظر گروهی از محققان نیز، ارزیابی اثربخشی نظام آموزشی یعنی سنجش میزان نیل به اهداف و مطلوبیتهای موردنظر تلاشهای آموزشی و بهسازی در ابعاد درونی، بیرونی و نهادی (یمنی، 1382؛ ترک‌زاده، محمدی و نیکنام، 138؛ ترک‌زاده، مجیدی و نورمحمدی، 1388).

2-2-3-3- اثربخشی آموزشی معلمان

به گفته  سیف(1387،ص 483)  آموزش معلمان همواره از عملکرد سایر بخشهای مؤسسه آموزشی اثر می پذیرد. نیکنامی (1380صص 139-137)عوامل مؤثر بر اثربخشی معلمان درتدریس را شامل موارد قصد خدمت به آموزش و پرورش، آشنایی با اهداف آموزش و پرورش، علاقه مندی به کار، پایبندی به تعهدات، تسلط بر موضوع درسی،مهارت در اداره کلاس، استفاده از روشهای تدریس پر بازده، تلاش برای ایجاد جوی مشارکت جویانه و اعتماد آمیز در کلاس، توجه به نیازها، انتظارات و تواناییهای فردی دانش آموزان، توسعۀ روحیۀ مسئولیت پذیری در کلاس، ارتباط با والدین در زمینۀ وضعیت تحصیلی فرزندانشان، پاسخگویی در برابر عملکرد کلاسی، تشریک مساعی با دیگر معلمان، مدیر وراهنمای آموزشی، تحقیق و مطالعه، کمک به جوی سالم و سازنده در مدرسه و بروز نگرشهای مثبت و سازنده می داند.

به هرحال معلمان مهمترین جزء فرایند اثربخشی تدریس می باشند. پس هر چیزی که بتواند آنانرا به حداکثر اثربخشی برساند، باید مورد توجه راهنمای آموزشی قرار گیرد؛ زیرا اثربخشی آنان روشی برای توصیف و توضیح فعالیتهای آموزشی آنان در کلاس درس است. پرل[5] خصوصیات معلمان اثربخش را شامل تشویق تنوع و گوناگونی، با انرژی در بحث های کلاسی، آمادگی برای مصالحه و توافق، تشخیص و برطرف کردن تعارضات در مباحث کلاسی، اجرای قوانین و مقررات با مهارت کافی ضمن رعایت عدل و انصاف(ساعتچی،1372 ص  255). کانین[6] خصوصیات این معلمان را بدین صورت بیان می کند: سازمان یافته بودن کارهای آنها و استفاده مطلوب از زمان، طرح ریزی فعالیتهای متنوع و استفاده ازحوادث گوناگون برای یادگیری، اداره کلاس به صورت زنده و شاد و فعال، ایجاد انگیزه وهیجان در دانش آموزان برای یادگیری، آگاهی در زمینۀ کنترل کلاس بدون احساس خستگی در دانش آموزان، تشویق دانش آموزان به انجام فعالیتهای تکمیلی و رعایت ارتباط طولی بین مطالب تدریسی و تدریس فزاینده می داند(ساعتچی،1372 ص  255 ).

INLINE  مشکلات قرصای لاغری چیه؟ "

روشی که معلمان برای ترکیب دروندادهای آموزشی(مواد و وسایل آموزشی و پرورشی، دانش آموزان، توانایی ها و مهارتهای خود، حمایت مسؤلان و …) به کار می گیرند و روابط حاکم بین این دروندادها مهمترین عامل در دستیابی به اهداف آموزشی و پرورشی است. به عقیده تایلر(1986) تحقق یا عدم تحقق اهداف را باید بر اساس تغییرات ایجاد شده در رفتار یادگیرندگان مورد جستجو و تفسیر قرار داد(فتحی واجارگاه، 1388 ص 202). زارعی(1384) تعابیر متناسب با اثربخشی آموزشی را شامل میزان تحقق اهداف آموزشی؛ نتایج مشاهده شده از فراگیران در اثر آموزش های اجرا شده؛ میزان انطباق رفتار فراگیران با انتظارات نقش سازمانی؛ میزان درست انجام دادن کار مورد نظر آموزش؛ میزان توانایی های ایجاد شده در اثر آموزش برای دستیابی به اهداف می داند.

باندورا[7](1997) کارایی معلم را به عنوان گونه ای از خود سودمندی پیامد فرایند شناختی که مردم عقایدی درباره ظرفیتهایشان برای عملکرد بهتر بنا می کنند تعریف نموده است (عباس زاده، 1387 ص 199). اثربخشی آموزشی معلمان با تأکید روی فرایند آموزشی و برحسب کیفیت و درستی روشهای آموزشی(عباس زاده، 1387 ص 377 ) و دستیابی به اهداف رفتاری موضوعات تدریس شده درک می شود. نکته ی مهم و اساسی در مورد اثربخشی آموزشی این است که قبل از آنکه درصدد بررسی نحوه اندازه گیری اهداف باشیم، باید در پی انجام صحیح فرایند آموزش و اطمینان از تحقق اهداف در هر مرحله از فرایند آموزشی باشیم(زارعی، 1384). وقتی که فعالیت های آموزشی معلمان در راستای تحقق نیازهای حرفه ای آنان و نیز نیازهای فردی دانش آموزان، سازمان آموزش و پرورش و جامعه باشد می توان گفت که آنها دارای اثربخشی آموزشی هستند.

معلمی دارای اثربخشی آموزشی است که دانش، مهارت و تخصص و بینش لازم را درزمینه ی تدریس و رشته ی تدریس خود کسب کرده است، مدیریت و اداره ی کلاس را با توجه به شرایط و اقتضائات کلاسی و ویژگیهای دانش آموزان تغییر دهد، روش تدریس او فعال و دانش آموز محور و تواناییها و نیازهای فردی دانش آموزان را در نظر بگیرد، خود راهبر باشد وکارکردهای او متناسب با نیازهای فراگیران، سازمان آموزش و پرورش و جامعه باشد. اثربخشی آموزشی معلمان یعنی اینکه آنان تا چه حد در اجرای فعالیت های آموزشی و پرورشی توانمند هستند و تا چه حد فعالیتهای آموزشی آنان تغییرات رفتاری پیش بینی شده را در دانش آموزان ایجاد می کند و اهداف آموزشی و پرورشی را برآورده می سازد(اثربخشی بیرونی) و نیزاینکه تا چه حد کلاس و فعالیتها و فرایند آموزشی آنها به منظور تحقق اهداف آموزشی(تدریس) از تناسب و انسجام درونی(اثربخشی درونی) برخوردار است تا اهداف آموزشی طبق استانداردها و اهداف از پیش تعیین شده توسط سازمان آموزش و پرورش محقق شود. مسلماً تا اثربخشی درونی محقق نشود، اثربخشی بیرونی نیز در حد رضایت بخش محقق نخواهد شد.

با توجه به رویکرد مبتنی بر فرایند- درونداد نسبت به اثربخشی، معلمی دارای اثربخشی آموزشی است که دارای انگیزش و علاقه مندی، تعهد، احساس مسئولیت و حس وفاداری نسبت به کار خود و آموزش و پرورش باشد و بتواند دانش، تواناییها و مهارتها، نگرش، بینش و منابع لازم برای تدریس مؤثر را ازقبل کسب کند، مراحل فرایند آموزشی را بطور صحیح اجرا کند به طوری که تغییرات رفتاری لازم به طور مستمر و در راستای اهداف آموزش و پرورش دردانش آموزان ایجاد شده و این تغییرات پاسخ هایی به نیازهای آنها و جامعه باشد. در این الگو انسجام و یکپارچگی و تناسب فعالیتهای آموزشی معلمان با محتوای تدریس و نیازهای دانش آموزان و جامعه و اجرای فعالیتها به نحو صحیح و رضایت بخش مد نظر می باشد.

INLINE  ده مهارت اصلی وپایه‌ای مهارت‌های زندگی

با عنایت به بیانات فوق برای سنجش اثربخشی آموزشی معلمان باید به محیط فعالیتهای آموزشی یعنی کلاس درس توجه کرد چرا که اندازه گیری های ساده ی نتایج مثل نمرات دانش آموزان در بعضی از آزمونها و رضایت شغلی معلمان، شاخصهای ناکافی برای سنجش و ارزشیابی اثربخشی آموزشی می باشد؛ چون نتایج فقط بخشی از سیستم(مدرسه یا کلاس یا فعالیتهای معلمان) بوده و شاید مهمترین جزء آن هم نباشد. از طرفی به علت پویایی های محیطی و تغییر و تحولات و موضوعات مختلف درسی و نیز طبیعت متناقض اهداف چندگانه،اهداف آموزشی و درسی نیز تغییر می کند. پس دستیابی به اهداف نمی تواند شاخص کاملی برای سنجش اثربخشی آموزشی باشد. دروندادها همراه با فرایند آموزشی هم در اثربخشی آموزشی مؤثر است. با توجه به نگرش سیستمی به نظام آموزش و پرورش، کیفیت نتایج وبرونداد آموزش و پرورش از طریق توجه به کیفیت دروندادها و فرایند آموزش و پرورش حاصل می شود.

معلمان به عنوان درونداد در نظام آموزش و پرورش نقش خاصی دارند و برای دستیابی به اهداف آموزشی باید از شایستگی ها و مهارتهای ضروری برخوردار باشند. گرچه زمان، اهداف و اولویت های متفاوت ارزشیابان و حتی معلمان و دانش آموزان، محدود کننده های اثربخشی آموزشی معلمان هستند، لذا با درنظر گرفتن کلاس درس به صورت یک سیستم و اینکه اثربخشی آموزشی واقعی معلمان باید در حوزه فعالیتهای او یعنی کلاس درس مورد بررسی قرار گیرد، می توان الگوی تلفیقی هدف – سیستم-  منبع را برای ارزشیابی اثربخشی آموزشی معلمان در کلاس درس بکار برد.  دراین الگو علاوه بر شاخصهای اثربخشی کوتاه مدت مثل موفقیت دانش آموزان در آزمونها و پایه ی تحصیلی، به رشد مستمر معلمان، پیشرفت حرفه ای معلمان، بهسازی برنامه درسی، بهسازی آموزشی، سلامت نظام آموزش و پرورش، سازواری نظام آموزش و پرورش و در نهایت پویایی و پیشرفت و انتظام جامعه به عنوان شاخصهای اثربخشی آموزشی معلمان در بلند مدت نیز توجه می شود. مدل مفهومی این الگو به صورت زیر        می باشد.

نکته مهم و اساسی در مورد اثربخشی آموزشی این است که قبل از آنکه درصدد بررسی نحوه اندازه گیری اهداف باشیم، باید در پی انجام صحیح فرایند آموزش و اطمینان از تحقق اهداف در هر مرحله از فرایند آموزشی باشیم(زارعی ، 1384). وقتی که فعالیتهای آموزشی معلمان در راستای تحقق نیازهای حرفه ای آنان و نیز نیازهای فردی دانش آموزان، سازمان آموزش و پرورش و جامعه باشد می توان گفت که آنها دارای اثربخشی آموزشی هستند. به عقیده گلاور و برونینگ(1990)[1] معلمان کارآمد قادرند قدرت تفکر دانش آموزان راپرورش داده، رشد او را تسهیل سازند و به خوبی از عهده اداره کلاس برآیند(آتش پور و جوهر، 1378).

در سازمان آموزش و پرورش اثربخش بودن معلمان یکی از مهمترین عوامل مؤثر در اثربخشی مدارس می باشد. در مورد فعالیتهای آموزشی معلمان، دستیابی آنان به اهداف آموزشی و موفقیت آنان در اثربخشی آموزشی آنها مهم می باشد(الگوی هدف). طبق این الگو، معلمی دارای اثربخشی آموزشی است که فعالیتهای آموزشی آن، اهداف آموزشی را برآورده سازد. در این الگو اهداف آموزشی جهت را تعیین می کند و بی اعتمادی را نسبت به اعضا کاهش می دهد و استانداردهایی را برای اثربخشی ارائه می کند (عباس زاده ،1387 ص3). هرچه کیفیت آموزش های معلمان بیشتر باشد، تغییرات رفتاری ایجاد شده در دانش آموزان بیشتراست. اگر این تغییرات در راستای اهداف آموزشی سازمان آموزش و پرورش باشد،      می توان گفت که معلمان دارای اثربخشی آموزشی بیشتری هستند. البته اهداف آموزشی باید از نظر کیفیت و کمیت در حد مطلوب، قابل درک توسط معلمان و دانش آموزان و معیاری برای ارزیابی اثربخشی باشد و روی آنها توافق و اجماع عمومی صورت گرفته باشد.

[1] . Glover & Burning

[1]. Mathieu, Martineau

[2]. Kraiger, Ford, & Salas.

[3]. Cognetive theory

[4] .Institutional effectiveness

[5] .Pearl

[6] .Kouni

[7] . Bandura