آموزش مذاکره و فن بیان به زبان خودمونی و ساده

فن بیان و سخنرانی چیزایی نیستن که این روزا مد شده باشه! برخلاف تصور بعضیا که فکر می کنن چند سالی بیشتر نیس که آدما واسه به کرسی نشاندن حرفشون خوب صحبت کردن رو یاد گرفتن، اهمیت نفود کلام از همون روزای اول که بشر به توانایی حرف زدن رسید، احساس شد.

هرچند سخنرانی به همون سرعت به مفهومی که امروز می شناسیم تبدیل نشد. اولین کتابی که با جزئیات درمورد سخنرانی و آموزش اون پرداخته به ۴۵۰۰ سال پیش برمیگرده. البته بیشتر فوت وفنایی که این روزا درمورد هنر نفوذ کلام و قبولوندن بقیه میدونیم به ارسطو، فیلسوف یونانی قرن سوم قبل از میلاد برمیگرده. نکته باحال در آموزشای ارسطو اینه که تاریخ انقضای اونا نگذشته و سخنرانان معروفی مثل جان اف کندی و مارتین لوتر کینگ هم از فوت وفنای مشابهی واسه افزایش نفوذ کلام خود به کار گیری می کردن و این نکات هنوزم این روزا کاربرد دارن و قدیمی نشده ان.

اما اصلا به چه دلیل باید نفوذ کلام یاد بگیریم؟ دست کم به این ۳ دلیل هرکسی باید تا حدی با فنون سخنرانی و نفوذ کلام آشنایی داشته باشه:

تقریبا هر کسی در زندگی اش در شرایطی قرار میگیره که باید واسه جمعی صحبت کنه، بخواد از عقایدش دفاع کنه یا لازم باشه کسی رو مجاب کنه. پس بهتره خودمون رو واسه اون روز آماده کنیم.
کارمندان با هر سمتی که داشته باشن، طبق توانایی سخنرانی در جمع و مهارتای ارتباطی به عنوان یکی از مهمترین مهارتایی که باید به دست بیارن رتبه بندی می شن و پیشرفت می کنن.
نفوذ کلام و توانایی قبولوندن بقیه با هر موقعیت اجتماعی که داشته باشین می تونه در کار شما، در زندگی تون یا حتی در دنیا تغییرات بزرگی بسازه.
همه ی ما تا حالا با آدمایی سَر  و  کار داشته ایم که صدای شون خیلی گوش خراش، نازک یا مصنوعی بوده. صحبت کردن بعضی افراد اونقدر ناخوشآینده که پیام گفته شده رو به طور کامل خراب می کنه. شما در چند قدم می تونید کیفیت، لحن، حالت بیان و صدای تون رو بهتر کنین. فقط به دونستن چند فوت و فن ساده و تمرین اونا نیاز دارین. از فرصت به کار گیری کنین تا صدای تون، توانایی قبولوندن افراد و تعهدتون به متنی که می خونید رو تقویت کنین. این یعنی کسب وکار و اندازه رضایت مشتری  هاتون پیشرفت می یابد و خدمات شما رو بیشتر به بقیه پیشنهاد می کنن. حتی با اینکار می تونین سخنرانی عجیبی داشته باشین.

۱. شمرده صحبت کنین

با هر صدا و سرعتی که صحبت می کنین، «وضوح» کلید موفقیت تونه. شنونده باید قادر باشه تموم کلمات رو بشنوه، پس هر عبارت مبهمی می تونه این وضوح رو نابود کنه. درست صحبت کردن رو با تلفظ و ادای درست کلمات تمرین کنین. کِیتی شوارتز، مدیر شرکت دورام، در کارگاهی که با موضوع بهبود مهارت سخنرانی و تقویت فن بیان واسه کسب وکار در کالیفرنیای شمالی برگزار شد، به نکته مهمی اشاره کرده: «یکی از کارایی که می تونید انجام بدین تا وضوح کلام تون رو بیشتر کنین، کم کردن سرعته.» افراد وقتی نگران هستن یا درباره ی چیزی که میگن دودلی دارن، تمایل دارن تند صحبت کنن. هم اینکه اون میگه: «شمرده صحبت کردن نه فقط فهم شنونده رو از صحبتاتون تقویت می کنه، بلکه باعث می شه مطمئن و آروم به نظر برسین.» معیاری خوب هست تا کیفیتِ سرعت صحبت تون رو آزمایش کنین، فرض کنین که شماره  تلفنی رو می خونید، فردی که گوشش با شماس، باید بتونه اونو یادداشت کنه. واسه تمرین سرعتِ گفتار، رشته ی بلندی از اعداد رو بخونین و بین انجام این کار اونا رو در هوا یادداشت کنین. این فوت وفن واسه رسیدن به ضرب آهنگی عالیه و این جوری می تونین نفوذ کلام داشته باشین.

۲. با اعتمادبه نفس صحبت کنین
«اِاِ…، سلام به همه…، اسم من، اِاِ…، امینه.»

متأسفانه باید بگم کسی به ادامه ی این سخنرانی گوش نمی کنه. این مثال نشون می دهد که چیجوری نداشتن اعتمادبه نفس به همه چیز آسیب می زنه، به خاص به صدای تون.

احساس کنین حرفی که می زنید، واسه خودتونه. با تموم اعتمادبه نفسی که در دنیا هست، صحبت کنین. فرض کنین می خواهید با کاراته بازی، تعدادی بلوک محکم رو بشکنید. کمی دودلی باعث می شه به جای بلوک ها دستاتون بشکنن.

۳. به چیزی که می گین باور داشته باشین
نکته ی قبل در مورد اعتمادبه نفس موقع صحبت کردن بود و این نکته درمورد ارتباطیه که شما با موضوعی که درمورد اون صحبت می کنین برقرار کردین: باید خودتون چیزی که می گین رو باور داشته باشین.

وقتی با اشتیاق صحبت می کنین، مردم فرق رو حس می کنن. شاید این نکته ، بسیار لطیف و کمی نامحسوس باشه اما واقعا وقتی در متن تون طنین انداز شه، صدای تون قابل باور تر و مجاب کننده تر به نظر می رسه و این یکی از راه های تقویت قدرت بیانه.

۴. خودپرستی رو کنار بذارین

مایک تایسون میگه:

باید در زندگی فروتن باشین، اگه فروتن نباشین، زندگی شما رو فروتن می کنه.

واسه تقویت این مورد می تونید خودتون رو با آدمایی محاصره کنین که بهتر از شمان. می تونید از هم جواری با اونا درسای زیادی یاد بگیرین که از راه  های دیگه، آموختن این درسا امکان پذیر نیس و مهارت تون رو پیشرفت بدین. در کلاس ها و کارگاه هایی شرکت کنین که از آدمایی تشکیل شده که در حرفه شون از شما بهتر هستن. به تجربیات شون گوش کنین، ممکنه سخت باشه اما شک نداشته باشین به بهتر شدن تون کمک می کنه.

۵. با صدای تون با ملایمت رفتار کنین

برخلاف یه نوازنده ی گیتار، پیانو یا طبل، هنگام سخنرانی، وسیله کار شما بدن تونه. ببینین چیجوری نوازنده های حرفه ای از آلات موسیقی شون نگهداری می کنن. باوسواس اونو تمیز، از آن مراقبت، قطعات شکسته اش رو تعمیر و در جای خوب و راحتی از آن نگه داری می کنن.

شما چیجوری با وسیله کارتون رفتار می کنین؟ واسه نگه داری، مراقبت و حفاظت از طراوتش چه کارایی انجام می دین؟

واسه حفاظت از صدای تون این نکات رو رعایت کنین:

نفس عمیق بکشین و با به کار گیری الگوهای تنفسیِ مناسب، قدم اول رو در این راه محکم وردارین. کیت دِوُر، مؤسس توتال وُیس، میگه: «اگه به جای تنفسِ عمیق شکمی، از راه سینه و سطحی تنفس درست داشته باشین، صدای تون ناتوون تر و وحشت زده به نظر می رسه، هم اینکه این کار می تونه باعث کشش غیرضروری تارهای صوتی تون شه. وقتی اضطراب و استرس دارین یا وحشت زده هستین شاید کمی سخت باشه یادتون بمونه نفس عمیق بکشین، اما نفسای آروم، عمق صدای تون رو بهبود می بخشه و به شما کمک می کنه مطمئن تر به نظر برسین.»

حتما با فواید نوشیدن آب آشنا هستین. زیاد آب بخورین. دِوُر میگه: «سیراب نگه داشتن بدن به کیفیت صدای تون کمک بسیاری می کنه.» اگه در طول روز قهوه، نوشابه یا نوشیدنی های الکی بخورین، ممکنه تارهای صوتی تون رطوبت لازم واسه تولید بهترین صدای ممکن رو نداشته باشن. هم اینکه اون میگه: «تارهای صوتی باید انعطاف پذیری خوبی باشن، چون با سرعت زیادی می لرزند.» تارهای صوتی زنان به شکل میانگین ۲۰۰ بار در ثانیه می لرزند، این عدد واسه مردان حدود ۱۲۰ بار در ثانیه س. با هر وعده ی غذایی، آب بخورین. یه بطری کوچیک آب رو پر کنین و منظم از آن کم کم بخورین. شاید این مقدار آب زیاد به نظر برسه اما باید بدونین بیشتر مردم کم تر از حد مورد نیازشون آب می نوشند.

از فریاد زدن دوری کنین. شوارتز میگه: «عاشقِ فریاد زدن واسه تشویق تیم مورد علاقه تون هستین؟ باید بگم شک نداشته باشین این کار واسه تارهای صوتی تون خوب نیس.» فریاد زدن می تونه باعث کشیده شدن اونا شه و صحبت کردن رو واسه تون مشکل کنه. در بدترین حالت، فریاد زدن می تونه به گره های صوتی و برآمدگیِ تارهای صوتی منجر شه.

دست کم ۷ ساعت در شب بخوابین. یه صدای خسته، بد به نظر می رسه. هم اینکه خستگی واسه صدای تون مضره.

زمزمه نکنین. این کار واسه صدای تون مشکل بوجود میاره و باعث کشیدگی تارهای صوتی تون می شه.

۶. حواس تون به وضع نشستن یا ایستادن تون باشه
دِوُر باور داره طرز نشستن یا ایستادن هم می تونه سخنرانی شما رو تحت اثر بذاره. صاف ایستادن یا نشستن به شما اجازه می دهد خوب نفس بکشین و صدای تون قدرت نفوذ بیشتری داشته باشه. کمی تکون دادن سر هم می تونه به درد بخور باشه. اگه چانه تون رو بالا ببرین و سرتون رو کمی کج کنین، می تونید طنینِ صدای تون رو کم کنین و در نتیجه صدای تون شفاف تر به گوش برسه. اون میگه: «اگه شونه هاتون به هم نزدیک باشه و به طرف سرتون قوز داشته باشه، بخش بزرگی از قدرت بالقوه ی صدای خود رو از کفتون میره.»

۷. مراقب پایین و بَم صدای تون باشین
شوارتز میگه: «معمولا صداهایی با شیب زیاد یا خیلی پایین، به دلیل اضطراب یا خاطر جمع نبودن گوینده به وجود میان.» به کار گیری  از شیب درستِ صدا به شما کمک می کنه ارتباطات بهتری برقرار کنین. می تونید بهترین بالاترین درجه صدای تون رو با گفتن «آ-ها» پیدا کنین (همون عبارتی که به جای «بله» در جواب یه دوست می گویید). شوارتز باور داره که بالاترین درجه صدای تون موقع صحبت کردن باید با «آ» همخوانی داشته باشه.

۸. خودتون رو آماده کنین

شاید باورتون نشه اما یه قهرمون دویِ سرعت المپیک، قبل اینکه تلاش کنه رکورد دنیا رو جا به جا کنه، دست کم ۳ ساعت رو صرف گرم کردن تموم اعضای بدنش می کنه. راستش رو بخواین من به جایی رسیده ام که قبل از پیاده روی حتما باید بدنم رو گرم کنم، وگرنه عضلات پشت پایم شدیدا درد می گیرن.

داشتن آمادگی یه ضرورته. واسه تقویت قدرت بیان تون هر روز صبح رو با گرم کردن صدای تون شروع کنین. عضلات صورت تون رو بکشین. برنامه های تون رو به ترتیب اجرا کنین. یکی از تمرینایی که واسه گرم کردن تارهای صوتی می تونید انجام بدین ارتعاش لبا با عبور هوا از بین اوناس (واسه آشنایی با این تمرین ویدئوهای Lip Roll رو در اینترنت جستجو کنین.) ماهیچه های گردن تون رو شُل کنین. تمرین های تنفسی تون رو انجام بدین. حتی اگه وقتی واسه گرم کردن صدای تون صرف نمی کنین، هر روز صبح ۵ دقیقه رو به آماده کردن صدای تون اختصاص بدین. این فوت وفن واسه صدای تون به طور حیرت انگیزی خوب و واسه سلامتی تون خوبه. اگه هنوز فکر می کنین این ترفند احمقانه س، «سلین دیون» که چند سال در مورد ی خوانندگی تجربه داره و در کارش بسیار موفقه هنوزم، هر روز صبح رو با این تمرین های پایه ای شروع می کنه.

۹. «بدون آمادگی خوندن» رو شروع کنین
در موسیقی، به توانایی خوندن یه برگه ی موسیقی (که تا حالا اونو ندیده اید) و نواختن اون به وسیله ی آلت موسیقی، «بداهه نوازی» می می گن.

واسه سخنرانی های طولانی یا پروژه های بزرگ مثل صداگذاری کتاب های صوتی یا ویدئوهای آموزشی، ممکنه وقت تون واسه چندین بار روخوانی متن، قبل از شروع کار تلف شه، بدون اینکه احتیاجی به این کار باشه. به جای اون می تونین تمرین کنین وقتی که واسه بار اول متنی رو می خونید، اونو خوب بگید. ممکنه یه مدت طول بکشه تا دهن و چشم هاتون هماهنگ شن اما این مهارت خوب با قدم بعدی که از آن صحبت می کنیم در ارتباطه.

۱۰. تمرین کنین
واسه تقویت قدرت بیان باید تمرین کنین. با اینکه بقیه بارها اهمیت تمرین کردن رو واسه نتیجه دادن کارا توضیح دادن، ما هم در مورد اون صحبت می کنیم. بهترین هنرمندان دوبله می تونن هزاران کلمه رو بدون ارتکاب اشتباه بگن، اما واسه دشت کردن این مهارت، چند سال زمان لازمه. تمرین باعث نابود کردن نواقص می شه و صداپیشه ها از این راه به موفقیت می رسن.

خیلی زود روی غلتک می افتید و خوندن و گفتارتون به هم پیوسته و بدون اشتباه می شه. اینطوری در وقت تون صرفه جویی، در کارتون پیشرفت و از مهارت تون سود به دست میارین و قدرت نفوذ کلام تون رو بالا می برین.

۱۱. آروم باشین
شاید این آخرین نکته باشه اما مهم ترین مسئله س. به چه دلیل؟ چون اگه تازه کارین، هر کدوم از سخنرانی ها یا آزمون ها می تونه واسه تون به آخرین شون هم تبدیل شه. پس همه چیز به این چنددقیقه یا حتی چندثانیه بستگی داره و این موضوع می تونه شما رو نگران کنه. عمیق نفس بکشین و لبخندی بزنین (که می تونید صداش رو از راه بلندگو بشنوین). به توانایی های خودتون اعتماد داشته باشین و بدونین فرقی نداره چه اتفاقی می افتد، مهم اینه که شما به بهترین شکل تلاش کرده اید.

رابطه چشمی

یه رابطه چشمی خوب کمک می کنه تا مخاطب احساس آرامش بیشتری کنه و در تواناییایی کلامی شمام اعتماد به وجود میاره. رابطه چشمی خود رو (پیوسته) حفظ کنین؛ واسه اینکار باید اونقدر بر متن سخنرانی خود تسلط داشته باشین که فقط هر چند وقت یه بار نیاز به نگاه کردن به متن خود پیدا کنین.چند چهره صمیمی رو ـ که به داخل مایه سخنان شما عکس العمل نشون میدن ـ در بین حضار پیدا کنین و سخنرانی خود رو با دقیق شدن و فوکوس کردن روی اونا انجام بدین. در هر نوبت، رابطه چشمی خود رو چار تا پنج ثانیه حفظ کنین و بعد به سراغ نفر بعدی برید.

رابطه چشمی در سخنرانی یعنی همه چیز

طرز ایستادن و حرکات بدن

درست ایستادن نشون دهنده اعتماد به نفسه. محکم وایسید. حرکات زیادتر از اندازه ممکنه حواس شنوندگان رو پرت کنه.
طبیعتا موقع ایستادن دستان خود رو در کنار بدن قرار می دین. واسه تاکید روی چند تا نکته مهم، از حرکاتی به کار گیری کنین که آهسته و دقیق و در عین حال طبیعی باشن.
به عاداتی که ممکنه داشته باشین، توجه کنین؛ عاداتی مثل دست روی دست انداختن، تکیه دادن به دیوار یا با خودکار به جایی زدن. این کارا هم می تونه حواس مخاطبان شما رو پرت کنه یا به اونا بگه که شما (نسبت به موضوع) بی علاقه و یا اینکه دستپاچه اید.
سخنرانی خود رو در مقابل آینه تمرین کنین تا چگونگی اجرا و حرکات بدن خود رو بررسی کرده و در صورت ضرورت اونا رو تغییر بدین. روشای متفاوتی رو مورد آزمایش بذارین تا در مجموعه حرکات و ژستای خود به اون هماهنگی که با اون احساس راحتی می کنین، برسین و همون رو در برابر حضار به کار ببرین.

حالت چهره

وجود صمیمیت در حالت و حرکات چهره کمک می کنه تا رابطه ای گرم و مثبت با مخاطبان خود بوجود بیارین. خنده ای که شما به چهره دارین به مخاطب حالی میکنه که شمام یه آدم و (در نتیجه) قابل اعتمادید، و اینجوری به اونا این فرصت رو میده که نظرات شما رو قبول کنن. حالت چهره شما (واقعا) نشون دهنده حال و هوای سخنان شماس و مخاطبتان رو (در سخنرانی) درگیر می کنه.

لباس مناسب
انتخاب خوب لباس کمک می کنه تا واسه مخاطب خود احترام قایل شید. قبل از حضور در محل سخنرانی، نظر بقیه رو در مورد چگونگی انتخاب لباس و هم تناسب اون با مناسبت مربوطه جویا شید.

مقالات سخنرانی و فن بیان
آموزش فن بیان و گویندگی (اصول سخنرانی)
دانلود رایگان کتاب فن بیان و اصول سخنرانی
۸ فوت وفن که سخنرانان از آن باخبر نیستن؟
چیجوری متن سخنرانی خود رو آماده کنیم ؟
چیجوری بر ترس از سخنرانی پیروز شیم؟
تکینیکای سخنرانی در جمع

رسا بودن صدا

بعضی وقتا آهنگ و لحن کلام اثری به مراتب قویتر از محتوای اون داره. با تمرین کردن، احساس و انرژی رو به صدای خود اضافه کنین. شما می تونین با رعایت موارد پایین، گفتار خود رو تنوع واقعیش کنین:
بالا بردن و پایین آوردن صدا
تغییر دادن سرعت کلام به خاطر به هیجان آوردن مخاطب
به کار گیری مکث و سکوت بجای گفتن «آه»، «اووم»، «راستش»
کم و زیاد کردن دانگ صدا واسه تاکید روی چند تا نکته مهم و درگیر کردن مخاطب
انرژی بخشیدن به صدا به این منظور که صدا خسته کننده و بی روح نباشه، وتمرین روزانه و ضبط صدا واسه فهمیدن به نکات نیازمند تغییر

درگیر کردن مخاطب

با پرسیدن سئوال، صحبت مستقیم و علاقه مند کردن مخاطبان، اونا رو در سخنرانی خود درگیر کنین. این کار باعث می شه با مخاطب خود یه رابطه راحت برقرار کنین.
با به کار گیری جملاتی جذاب در اول کار، عکس، نقشه یا بخشایی از یه فیلم، و یا درخواست کمک از خود حضار، اونا رو در بحث خود درگیر کنین (شرکت بدین).

شوخ طبعی

هدف از شوخی این نیس که نقش یه کمدین رو بازی کنین بلکه به این وسیله باید فضایی آروم رو بوجود بیارین و با مخاطب خود مزاح کنین. شوخی می تونه فرق یه سخنرانی معمولی و یه سخنرانی عالی به حساب آید که بیشتر موجب جذابیت فرد می شه.
اگه در گفتار خود کمی شوخی به خرج بدین، مخاطب اطلاع کامل پیدا می کنی که شمام انسانید و در عمل هم یادگیری آدم هنگام باز شدن خاطر بیشتره. تلاش کنین در سخنان خود داستانای شخصی و وقایع جاری رو بذارین تا سخنرانی تون خشک نباشه.

کنترل اضطراب

بیشتر ادما از سخنرانی در جمع ترس دارن، حتی بیشتر از مرگ. همه هنگام صحبت در برابر جمع به اندازه معینی اضطراب دچار می شن، اما نکته اینجاس که نباید به این اضطراب پایان داد بلکه باید اونو کنترل کرد.
درست قبل از ایراد سخنرانی چند نرمش تنفسی عمقی بکنین تا کمی آرامش پیدا کنین.
از اضطراب خود واسه هیجان بخشیدن به سخنرانی خود به کار گیری کنین.
یادتون باشه که از شما واسه ایراد سخنرانی دعوت شده چون که شما حرف مهمی واسه زدن داشتین.
همه خواهان موفقیت شمان.

فن بیان و اهمیت کنترل حجم صدا
هرکی با شما در مورد فن بیان و بالا بردن قدرت بیان صحبت کنه، شایدً در مورد حجم صدا و اهمیت اونم صحبت می کنه.

پس، اجازه بدین که ما از تکرار مکررات بیخیال شین و فقطً یه تمرین ساده اما موثر رو به شما پیشنهاد کنیم:

تنظیم حجم صدا و تن صدا در فن بیان بسیار مهم استاین تمرین به عنوان یکی از آسونترین تمرینات فن بیان، به تنهایی می تونه بخش مهمی از کیفیت سخنرانی شما رو بهتر کنه.

یادتون باشه که یکی از محلای فرضی که انتخاب می کنین، کسی باشه که چند متر عقب تر و پشت سر شما نشسته س.

انتخاب سرعت مناسب واسه بیان کلمه ها و جمله ها
این بحث هم، مثل خیلی از مباحثی که در آموزش فن بیان مطرح می شن، ساده و روشن به نظر می رسه.

اما اگه کمی به سخنرانی و روش حرف زدن کسائی که به نظرتون قدرت بیان بالایی دارن فکر کنین، می ببینن که خوب با سرعت بیان بازی می کنن و به تناسب بحث، اونو تغییر میدن.

همه میدونیم که سرعت مناسب مهمه. هم اینکه میدونیم که سرعت حرف زدن ما نباید در تموم طول یه جمله یا تموم طول سخنرانی ثابت باشه.

بلکه مناسبه که بسته به موضوع، سرعت خود رو تغییر بدیم.

اما سئوال اصلی اینجاس که در عمل چیجوری میشه اینجور مهارتی پیدا کرد؟ یا چه تمرینایی می تونن به ما کمک کنن که سرعت حرف زدن خود رو بیشتر و بهتر کنترل کنیم.

ما اینجا چار تمرین پیشنهاد می کنیم که با وجود ساده بودن، می تونن بسیار موثر باشن.

صدای خود رو با سرعتای متفاوت ضبط کنین
این تمرینِ ساده، واسه تقویت فن بیان بسیار ارزشمنده.

بعضی به شما پیشنهاد می کنن که یواش تر حرف بزنین تا مسلط تر به نظر برسین.

اما بعضی از ما، اتفاقاً بسیار آهسته صحبت می کنیم و مناسب تره که تندتر صحبت کنیم تا حس تسلط رو بیشتر و بهتر القا کنیم.

کلید جستجوی جواب هم بسیار ساده س!.

انتخاب بهترین حالت واسه صحبت کردن

از نقشای ارشد به کار گیری کنین
ما عادت داریم که سخنرانیای خودمون رو تمرین کنیم.

همون موضوعاتی که در حالت عادی در موردش حرف می زنیم یا قراره در موردش حرف بزنیم.

اما یه تمرین فن بیان بسیار خوشگل و موثر اینه که به جای آدمایی که در موقعیتای ارشد هستن صحبت کنیم.

در اتاق و در خلوت خودتون، فرض کنین رییس جمهور یا وزیر هستین و در مورد یکی از مسائل مربوط به اون موقعیتا صحبت کنین.

یا اینکه اگه قراره در مراسم همکار نمونه از شما تقدیر شه، به جای اینکه سخنرانی خودتون رو تمرین کنین، به جای مدیرعامل که قراره در اول مراسم صحبت کنه حرف بزنین و تمرین کنین.

تمرین موقعیتای برتر و ارشدتر، می تونه کمک موثری واسه فاصله گرفتن از چارچوب ذهنی و محدودیتای خودساخته فکر ما باشه.

از کتابای کودکان غافل نشید
اگه بازم احساس می کنین که سرعت حرف زدن شما خیلی در اختیارتون نیس، یا اینکه کلمات رو خوب و وضوح ادا نمی کنین، کتابای کودکان رو با صدای بلند بخونین.

فضای این کتابها، صفحه بندی اونا، تصاویر و کلمات شون، ما رو مجبور می کنه شمرده تر و دقیق تر و شفاف تر صحبت کنیم.

متنای صوتی کوتاه درست کنین

بخش مهمی از تسلط شما بر فن بیان به روش تنفس تون مربوط می شه
یکی از اولین نشونه هایی که بقیه می تونن فهمیده باشن که شما گرفتار فشار و استرس شدین و خیلی بر خودتون مسلط نیستین، روش نفس کشیدن شماس.

استرس و فشار روانی، معمولاً عمق تنفسامون رو کمتر و تعداد اونا رو زیاد می کنه.

به دلیل بحثای زیادی که در مورد نقش تنفس در سخنرانی هست ما این بحث رو در درسی جداگونه مورد توجه قرار می دیم.

منطقه کارکرد و یادگیری
ما کلا در زندگی واسه انجام هر کار و وظیفه ای مثل برنامه نویسی، معماری، وکالت، سخنرانی و یا مهارت فن بیان در دو منطقه کارکرد و یادگیری قرار داریم. افراد موفق و موثر در هر کدوم از بخشای کاری به طور حساب شده ای میون این دو منطقه در حال جستجو و جابجایی بوده و میون این دو توازن برقرار می کنن.

منطقه کارکرد
منطقه کارکرد به منطقه ای می گن که فعالیتها و بخش عملی کارای ما در اونجا انجام می شه. در منطقه کارکرد، هدف انجام کار در همون لحظه و با بالاترین و بهترین کیفیته. مثلا یه وکیل وقتی که در دادگاه در حال دفاع از موکل خوده در منطقه کارکرد قرار داره. یه سخنران وقتی که قراره در مقابل یه جمع صحبت کنه در منطقه کارکرد قرار داره. به طور کامل مشخصه که هردو نفر باید بالاترین و بهترین کارکرد خود رو ارائه بدن تا بتونن به موفقیت در فعالیت خود دست پیدا کنن.

منطقه یادگیری
منطقه یادگیری به منطقه ای می گن که در اون برنامه هایی واسه پیشرفت اهداف و بهبود کارکرد طراحی می کنیم. در منطقه یادگیری روی مواردی که هنوز به اونا دست پیدا نکرده ایم تمرکز کرده و واسه پیشرفت هرچه بیشتر و رسیدن به اونا برنامه ریزی و تمرین می کنیم. در منطقه یادگیری روی مشکلاتی که هنوز بر اوناا فائق نیامده ایم تمرکز می کنیم. در منطقه یادگیری اشتباهات و خطاهایی که موقع انجام یه فعالیت اتفاق می افته رو مورد بررسی قرار داده و از اونا درس بگیریم.

دلیل اینکه خیلی از ما خیلی پیشرفت نمی کنیم به این دلیله که با وجود سخت کوشی هامون، به صرف کردن بیشتر زمانمان در منطقه کارکرد تمایل داریم. این پیشرفت ما رو با تاخیر روبه رو می کنه.
“دماستنیز” وکیل و یکی از بهترین سخنوران یونان قدیم بود. اون واسه تبدیل شدن به بهترین سخنران یونان قدیم، تموم وقت خود رو واسه اجرای سخنرانیا و یا دفاعیات خود صرف نکرد چراکه اینا منطقه کارکرد اون بودن. اون یه تیکه از وقت خود رو صرف انجام فعالیتهای طراحی شده، واسه بهبود عمکرد خود کرد. واقعا اون یه تیکه از زمان خود رو در منطقه یادگیری صرف آموختن و مطالعه در مورد فعالیتهای مربوط به تخصص خود کرد. اون چون وکیل بود در کنار یادگیری قانون، فلسفه رو هم یاد نمی گیرین. اون فهمید که موقع سخنرانی باید بتونه شنوندگان رو جذب کرده و اونا رو با خود همراه کنه به خاطر همین توجیه کردن و بازیگری یاد نمی گیرین.

واسه اینکه از شر یه عادت عجیب که بالابردن غیر ارادی شونِه اش بود خلاص شه، سخنرانی هاش رو روبروی آینه تمرین می کرد، درحالی که یه شمشیر رو از سقف آویزون کرده بود تا وقتی اگه شونِه اش رو بالا برد، شونِه اش آسیب ببینه و اینطوری تونست این عادت رو ترک کرده و واقعا کارکرد خود رو بهتر کنه. واسه اینکه بتونه روشن تر صحبت کنه هنگام سخنرانی در دهن خود سنگ میریخت و واسه تقویت تن صداش بعضی وقتا در مقابل اقیانوس تمرین می کرد. فعالیتهای “دماستنیز” در منطقه یادگیری بسیار متفاوت با منطقه عملکردی اون بوده.

دماستتر
دکتر آندرس اریکسون این روش رو “تمرین برنامه ریزی شده” می نامد. در این روش شما واسه اینکه فعالیت خود در منطقه کارکرد رو به بهترین روش انجام داده و اونو در طول زمان پیشرفت بدین، مهارتهای جزئی ( پایین مهارت) مربوط به فعالیت خود رو تعیین کرده و با یه برنامه ریزی مناسب اونا رو یاد گرفته، تمرین کرده و بهتر می کنین. در سخنرانی و فن بیان این پایین مهارتها می تونن شامل روانشناسی، زبون بدن و مهارتای غیر کلامی، مطالعه دائمی در بخش تخصصی خود، انجام تمرینات مربوط به لحن و بیان مناسب، مخاطب شناسی و درک نیازای اونا و چیزای دیگه ای به جز اینا باشن. واسه اینکه همیشه در سخنرانی و فن بیان که منطقه عملکردی شماس پیشرفت کرده و در طول زمان دچار رکود و ایستایی نشید باید در منطقه یادگیری واسه پایین مهارتهای مربوط به سخنرانی و فن بیان زمان و وقت بیشتری بذارین.

تحقیقات نشون میده که بعد از دو سال فعالیت تو یه حرفه، معمولا اجرا تو یه سطح بدون تغییر می مونه.

درستی این تحقیق در تدریس، پزشکی عمومی، پرستاری و رشته های دیگه نشون داده شده، و این وقتیه که ما تصور می کنیم به اندازه کافی (درکار و فعالیت) خوب و توانا هستیم. این جاست که ما وقت گذاشتن واسه محدوده یادگیری رو متوقف کرده و تموم زمان خود رو روی انجام کار و انجام فعالیتمون متمرکز می کنیم. اما آدمایی که وقتی رو واسه گذروندن در منطقه یادگیری اختصاص میدن همیشه به بهتر شدن و پیشرفت در فعالیت هاشون ادامه میدن.

تند حرف زدن و درمان اون، اون قدرها که خیلی از افراد تصور می کنن کار سخت و پیچیده ای نیس.
معمولا آدمایی که تند حرف میزنن حرف هاشون روشن شنیده نمی شه و دقیقا به همین خاطره که این نیاز رو احساس می کنن که تند حرف زدن خودشون رو درمان کنن.
من به خاطر شغلم با افراد زیادی در رابطه هستم، یه سری آدما به دلیل اینکه نمی تونن خوب و روان صحبت کنن و یا خیلی آهسته و مقطع صحبت می کنن ازم راه حل میخوان و یه سری افراد هم به خاطر اینکه تند حرف میزنن ازم راه حل و مشاوره می گیرن.

مهارت تنفس
رابطه زبون بدن و فن بیان رو یادتون نره
در مورد اهمیت زبون بدن در سخنرانیا، به اندازه کافی صحبت شده.

تاکید بر این نکات در حدیه که بعضی وقتا، به کار گیری حرکات بدن بسیار افراطی شده و از حالت طبیعی بیرون می شه.

شاید شمام سخنرانایی رو دیده باشین که حرکات دست و پای اونا اون قدر زیاد و افراطی و تصنعیه که خاطرات اجرای دکلمه در زمان دبستان رو واسه ما زنده می کنه.

اما به هر حال، زیاده روی یا کوتاهی در به کار گیری زبون بدن می تونه تاثیر سخنرانی ما رو کم کنه.

اگه می خواید زبون بدن رو به شکلی موثرتر در سخنرانیا به کار بگیرین، یکی از راهکارهای ساده، در نظر گرفتن زبون بدن به عنوان وسیله علامت گذاری در سخنرانیه.

زبون بدن و نقش اون در فن بیان

مثلا می تونین به این سئوال فکر کنین:

وقتی می خواید در سخنرانی یه سئوال مطرح کنین، بدن خود رو چیجوری با وضعیت سوالیِ پیام، همراه می کنین؟

آموزش زبون بدن

به کار گیری حرکات دست هنگام سخنرانی و صحبت کردن

تکنیکهای ایجاد رابطه چشمی در سخنرانی

با این حال، اجازه بدین که یه نکته بسیار مهم رو در همین جا خدمت شما یادآوری کنیم:

نقطه های امن، مهم ترین تکیه بعضی وقتااتون هستن
یه عالمه پیشنهاد هست که چشمای خود رو هنگام سخنرانی چیجوری حرکت بدین.

به کجاها نگاه کنین و به کجاها نگاه نکنین.

مثلث طلایی و مربع نقره ای و شش ضلعی پلاتینیومی و صفحه هدف و شکلای جور واجور اصطلاحات، بخش مهمی از کتابای فن بیان و سخنرانی رو در اختیار خود گرفتن.

اما یه نکته رو یادمون نره:

نقطه های امن هنگام صحبت کردن

اگه خیلی بدشانس نباشین، حتی تو یه جمع کوچیک چند ده نفری هم، همیشه دو یا سه نفر آدم مثبت پیدا می کنین.

کسائی که حتی وقتی غلط هم صحبت کنین، به شما لبخند میزنن.

حتی از حرفای بی خاصیت هم با دقت یادداشت برمی دارن.

و یا اینکه با شما احساس همدلی می کنن و شدیدا مراقب هستن که هر بار نگاه شون می کنین لبخند بزنن تا روحیه بگیرین.

اگه اینجور مخاطبایی در بین مخاطبان وجود داشته باشه، این افراد رو بی دودلی میشه مخاطبای طلایی دونست.

در همون دقیقه های اول خیلی راحت می تونین اونا رو کشف کنین.

حتماً بعضی وقتا و بیگاه به اونا نگاه کنین و بذارین با نگاه شون از شما ساپورت کنن.

اگه در بین جمع دوستانی دارین که شما رو می شناسن و دوست دارن، حتی قبل از شروع سخنرانی می تونین به اونا یادآوری کنین که اینجور نقشی داشته باشن.

کافیه به اونا بگید که روی لبخند ساپورت اونا حساب می کنین.

اینم شکلی از ساپورت اجتماعیه و مطمئناً دوستان تون هم از اینکه اینجور فرصتی دارن خوشحال می شن.

بیشتر ما در طول زندگی تلاش داریم مهارت ها خود رو بهبود داده و وظیفه ای رو که بردوش داریم به بهترین شکل ممکن به انجام برسونیم. اما حتما شمام فهمیدین که در خیلی از موارد، با تموم تلاش و سخت کوشی که واسه بهبود مهارت خود انجام می دیم، به پیشرفت و موفقیت مورد نظر دست پیدا نکرده و در گسترش توانمندیای خود دچار ایستایی و رکود میشیم. افزایش توانایی و مهارت در مورد فن بیان، سخنرانی و مهارتهای ارتباطی هم از این مستثنی نیس.

تکنیکای گفتگو
تکنیکای زیادی واسه گفتگو هست که میتونیم از اونا در مذاکرات خودمون به کار گیری کنیم.

البته همونطور که می دونین فقط صرف دونستن این تکنیکا نمی شه که در گفتگو ای موفق شد و باید، تجربه و مهارت در انجام گفتگو داشته باشیم و مهارت هم جز با تمرین کردن و زمان گذاشتن روی اون به دست نمیاد.

اگه قراره که در گفتگو پیروز میدون شید بهتره به مواردی که در پایین اشاره می کنم توجه داشته باشیم، البته من خودم همیشه ترجیح می دم در مذاکراتی که انجام می دم، نتیجه برد – برد رو داشته باشم تا برد – باخت و اصلا تمایلی ندارم که طرف مقابل من بخواد در گفتگو ای که با من داره بازنده باشه.

۱- فن بیان خوبی داشته باشیم

۲- خوبه که اطلاعاتی در مورد موضوع گفتگو داشته باشیم

۳- در مورد تکنیکای گفتگو اطلاعات داشته باشیم

۴- نوشتن یه قرارد کاری، پیمانکاری، قرارداد اجاره یا هر قرارداد دیگه ای

۵- در هر گفتگو ای که انجام می دیم (چه مذاکرات حرفه ای باشه چه مذاکراتی که در روزمره انجام می دیم) تلاش کنیم مواردی رو که میدونیم و یاد گرفتیم عملیاتیش کنیم

۶- در هر گفتگو تلاش کنیم بهتر از قبل شیم (هیچی یه شبه به وجود نمیآد، به خاص مهارتای این چنینی)

به نظر من گفتگو ای موفق هست که هر دو طرف از آن گفتگو راضی و خوشحال باشن، نه اینکه یه طرف خوشحال باشه و یه طرف ناراحت، البته باز اینم بستگی داره به اینکه در چه موقعیتی هستیم، مثلا اگه در دادگاه از شخصی شکایت کردیم و حق ما رو خورده و کلاه ما رو برداشتهه اینجا دیگه باید حق خودمون رو بگیریم و کاری به این نداشته باشیم که طرف مقابل در این گفتگو برده یا باختهه.

سرعت مناسب صحبت کردن
شاید در اول براتون سئوال باشه که سرعت مناسب صحبت کردن باید چقدر باشه؟
در مرحله اول باید به این نکته توجه داشته باشیم که مخاطب ما چه کسیه.
مثلا سرعت مناسب صحبت کردن واسه افراد خردسال و یا سن و سال دار به یه میزانه، اما سرعت مناسب موقع سخنرانی کردن واسه دانشجویان و یا افراد جوون و میان سال باید به یه اندازه دیگه باشه.
پس در خیلی از مواقع، این مخاطبه که تعیین می کنه سرعت مناسب واسه صحبت کردن باید به چقدر باشه.
اما در حالت عادی می تونین سرعت همه مردم (تهران) رو در نظر بگیرین (که معمولا با سرعت کم صحبت می کنن و به خاص اکثرا آدمایی که میخوان واسه جمعی صحبت کنن، آهسته صحبت کردنشون زیاد می شه) و با در نظر گرفتن درک اندازه سرعت این افراد فقط کافیه که شما یه پله سرعت صحبت کردنتون رو بیشتر از این افراد کنین.

از طرف دیگه هم سرعت صحبت کردن ما می تونه از مخاطب ما الهام گرفته شه.
مثلا اگه شخصی به عنوان مشتری به ما زنگ می زنه و خیلی تند حرف میزند، بهتره که ما هم با در نظر گرفتن سرعت طرف مقابلمون، سرعت حرف زدنمون رو تنظیم کنیم.
چرایی این کار رو با یه مثال توضیح میدم.
فرض کنین شما عجله دارین و با شرکتی واسه انجام کاری تماس گرفتین،

دو حالت داره:

یه – طرف مقابل خیلی خونسرد و آروم به شما جواب میده
دو – طرف مقابل با در نظر گرفتن سرعت حرف زدن شما جواب میده

شما کدوم یکی رو بیشتر پسند می کردین؟

به احتمال خیلی زیاد از شخص پشت تلفن توقع دارین که موقعیت شما رو درک کنه و کار شما رو تند تر انجام دهد،
از طرفی هم در وقتی که با تلفن صحبت می کنیم ما فقط میتونیم صدای خودمون رو منتقل کنیم و واسه اینکه نشون بدیم موقعیت طرف پشت تلفن رو درک کردیم بهتره ما هم با یه سرعت بیشتر حرف بزنیم تا مخاطب ما برداشت کنه که ما موقعیتش رو درک می کنیم و براش احترام قائل هستیم.
پس به طورکلی سرعت مناسب حرف زدن به دو عامل بستگی داره:
یه- اینکه مخاطب ما چه کسیه؟ (خردسال، سن و سال دار، جوون یا میان سال)
دو- موقعیت ما و یا طرف مقابل چیجوریه

با در نظر گرفتن این موارد می تونین سرعت صحبت کردن خودتون رو مدیریت کنین.

راهکارها و درمان تند حرف زدن
همونجوریکه گفتم آدمایی که تند حرف میزنن کلمات و جمله هاشون روشن شنیده نمی شه.
و به خاطر همین روشن شنیده نشدنِ حرف هاشون باید اونو درمان کنن.
پیشنهاد من واسه بر طرف کردن و درمان تند حرف زدن این موارد هستن:
۱- تمرین مشدد خوانی
۲- تمرین خودکار
این دو تمرین بسیار قوی هستن و باعث می شن که شما بتونین کلماتی که ادا می کنین روشن تر شنیده شن.
من در خیلی از مواقع می گم، با سرعت آهسته صحبت کردن باعث می شه به حرفامون گوش نکنن.
دلیلش اینه که مردم صبر و حوصله شون کمتر شده و از طرفی هم مواردی که باعث حواس پرتی شون می شه خیلی زیاده.
مثل موبایل، درگیریای ذهنی و کاری و خیلی موارد دیگه.
پس اگه ما با سرعت مناسب حرف بزنیم میتونیم توجه مخاطب رو به صحبتای خودمون جلب کنیم.
بسیار ، بریم سراغ این تمرینات قوی و توضیح بدیم که اصلا این تمرینات چیجوری انجام می شن.

– تمرین خودکار
تمرین خودکار هم دقیقا مثل تمرین مشدد خوانی باعث می شه که عضلات لب و دهن شما تقویت شه تا بتونین کلمات رو روشن تر یبان کنین.
واسه انجام این تمرین کافیه موقع حرف زدن یه خودکار (یا انگشت خود رو) بین دندونای جلویی خودتون بذارین.

جمع بندی
دلیل کلی اینکه افراد می خوان تند حرف زدن خودشون رو درمان کنن اینه که جمله هاشون روشن شنیده نمی شه و یعنی کلمات رو می خورن.
ما واسه بر طرف کردن و درمان تند حرف زدن میتونیم از راهکارهایی که به شکل تیتروار خدمتتان میگم به کار گیری کنیم:
۱- تمرین مشدد خوانی
۲- تمرین خودکار
این دو تمرین باعث می شه که عضلات لب و دهن شما تقویت شما تا بتونین کلمات و جملات خود رو با هر سرعتی (حتی سرعت زیاد) روشن ادا کنین.

دونستن آداب دست دادن و چگونگی درست دست دادن در بیشتر ارتباطات روزمره و یا کاری ما بسیار لازمه.
اینکه چیجوری با بقیه دست بدیم تا حس خوب و با اعتمادبه نفس بودن به طرف مقابل ما منتقل شه خیلی با اهمیته.
شاید واسه شمام پیش اومده باشه که با شخصی وقتی که واسه اولین بار آشنا میشین دست دادین، اما اون دست دادن به اندازه ای واسه شما بد و چندش آور بوده که حتی بعد از گذشت چند سال هنوز اونو فراموش نکردین.
اما برخلاف همین مورد شاید با آدمایی دست دادین که به شما حس خوبی موقع دست دادن منتقل کردن.
حسایی مثل حس:

دوستی
اعتماد
اطمینان
استوار بودن
قدرت (به معنی تکبر و خودبزرگ بینی نیس، به معنی خوبش هست) 🙂
و خیلی حسای دیگه.

در چه زمانایی باید دست بدیم؟
به طورکلی وقتی که اول در جمعی وارد میشیم و یا شخصی رو ملاقات می کنیم باید دست بدیم.
یعنی دست دادن حالت فیزیکی سلام و احوالپرسیه.
اگه شخصی دستش رو به طرف ما واسه دست دادن و سلام و احوالپرسی دراز می کنه ولی ما دست ندیم به این معنیه که اون شخص رو ندیده گرفتیم و تمایل نداریم با اون شخص رابطه برقرار کنیم.

شاید به شکل لفظی جواب سلامش رو بدیم اما اگه اون شخص دستش رو واسه دست دادن دراز کرد و ما دست ندیم واقعا باعث ناراحتی و برخوردن به اون طرف می شه.
این کار نشونه ای از ترد شدنه و ترد شدن هم بسیار درد آوره.
پس ما به طورمعمول وقتی که در اول با شخص یا اشخاصی ملاقات می کنیم و یا اینکه می خوایم با شخص یا اشخاصی آشنا شیم دست می دیم.

ولی موقعیتای دیگری هم که ما باید دست بدیم اینا هستن:

در زمان ملاقات یا خداحافظی با افراد
در زمان وارد شدن به محل کار یا منزل
در زمان احوالپرسی و سلام کردن
در زمان معرفی شدن به بقیه
در زمان بستن یه قرارداد و توافق دو طرفه
در چه زمانایی نباید دست بدیم؟
همونجوریکه دست دادن تو یه سری زمانا باید و بهتره انجام شه، دست دادن تو یه سری موقعیتای دیگه نباید و یا بهتره که انجام نشه.
آداب رفت و اومد یعنی بایدا و نبایدای رفتاری، پس پیشنهاد می کنم که واسه بهتر و حرفه ای تر شدن رفتارتون با بقیه از این آداب به کار گیری کنین.
موقعیتایی که نباید یا بهتره که با بقیه دست ندیم اینا هستن:

در زمانایی که دستمون خیسه
در زمانایی که دستمون پر از وسایله
در زمانایی که دستمون دستکشه
پس در این موقعیتا نباید و یا بهتره که با بقیه هنگام ملاقات و احوالپرسی یا معرفی شدن دست ندیم.
حالا راه حل ما واسه این زمانا چه می تونه باشه؟

– در زمانایی که دستمون خیسه
در زمانایی که دستمون خیسه نباید و یا بهتره که با بقیه دست ندیم. دلیلش اینه که خیلی از ادما از دست دادن با دستان خیس چندششان می شه و براشون رو مخه.
عوضش میتونیم سرتون رو به نشونه دست دادن و احترام تکون بدیم و از طرف مقابل معذرت خواهی کنیم و بگیم:
واقعیش کنین دستم خیس هست و نمی تونم دست بدهم.
و در این حالت هم میتونیم دستمون رو جمع کنیم و کمی به طرف عقب ببریم تا طرف مقابل فهمیده باشه که نمی تونیم به دلیل احترام و آداب دست دادن این کار رو انجام بدیم.
یا حتی میتونیم در زمانایی که دستمون خیسه به جای دست دادن، دستمون رو به شکل احترام گذاشتن مردمون کشورای شرقی آسیا به هم بچسبونیم و این کار هم نشونه معذرت خواهی کردنه و هم نشونه اینه که نمی تونیم با طرف مقابل دست بدیم.

– در زمانایی که دستمون پر از وسایله
روشنه که وقتی دستمون پره نمی تونیم با بقیه دست بدیم، و قرار هم نیس که واسه این کار تموم وسایلمان رو به زمین بذاریم تا بخوایم با بقیه دست بدیم.

در این زمان فقط کافیه سرتون رو به نشونه احترام به افراد تکون بدیم.
و فقط همین مورد بسه.
اصلا هم احتیاجی به معذرت خواهی کردن در این مورد نیس، چون بقیه میفهمن که شما امکان دست دادن رو با اونا ندارین.

– در زمانایی که دستمون دستکشه
یادم میاد که تو یه روز سرد زمستونی در پادگان نیروی هوایی ارتش که به عنوان گروهبان خدمت سربازی ام رو می گذارندم با یکی از مافوقای بسیار مودب، تحصیل کرده و باکلاسم در محوطه پادگان روبرو شدم.
در اون روزا من سن، تجربه و سواد کمتری نسبت به الان داشتم.
اون لحظه که با ایشون روبرو شدم و قصد سلام و احوالپرسی داشتم دستکش فرم دستم بود و با همون دستکش بهش دست دادم.
بعدازاینکه دست دادم به من به شکل صمیمی اشاره کرد که وقتی میخوای با کسی دست بدهی و دستکش در دستانته و طرف مقابل دستکش نداره بهتره که دستکشت رو در بیاری.
این نکته از همون روز به یاد من موند و در سالای بعد که قصد داشتم با بقیه دست بدهم و دستکش به دست داشتم، دستکشم رو از دستانم بیرون می کردم ومبادرت به دست دادن می کردم.
البته وقتی که هر دو طرف دستکش به دست دارن احتیاجی به در آوردن دستکش نیس.
کم کم که سنم بیشتر شد، تجربیاتم بیشتر شد، مذاکرات تجاری بیشتری رو با افراد حرفه ای و زیادی انجام دادم و علاوه بر این مطالعاتم در این مورد بیشتر شد فهمیدم که این رفتار موقع دست دادن به طور کامل درسته.

آداب و چگونگی درست دست دادن
در این قسمت آداب و چگونگی درست دست دادن رو با هم بررسی می کنیم.
ما در وقتی که می خوایم با افراد دیگه دست بدیم بهتره که این موارد رو رعایت کنیم:
رابطه چشمی موثری برقرار کنیم
بهتره وقتی می خوایم با شخصی آشنا و یا از طرف کسی معرفی شیم و یا می خوایم احوالپرسی کنیم، رابطه چشمی خوبی با طرف مقابلمون داشته باشیم.

اگه با شخص مقابل موقع دست دادن رابطه چشمی برقرار نکنیم دقیقا مثل اینه که اون شخص دستش رو واسه دست دادن دراز کرده و ما به اون شخص دست نداده ایم.
پس رابطه چشمی می تونه یه نکته کلیدی در این مورد باشه.

– کمی لبخند بزنیم
بهتره که در زمان دست دادن و به شخص مقابل کمی لبخند بزنیم تا حس دوستی و اطمینان رو از ما بگیره.
دقت کنین که گفتم فقط کمی لبخند بزنین.
چون قرار نیس به خاص در ملاقات حرفه ای و کاری نیشمان تا بناگوشمان باز باشه و موقع آشنایی با شخصی نشون بدیم که ذوق مرگ شده ایم. (البته دور از جون شما)
(با این عبارات خواستم طوری بگم که تو ذهن شما بمونه.)

پس فقط کمی لبخند که نشون دهنده این باشه که از آشنایی یا دیدن طرف مقابلمون خوشحال شدیم و حس خوبی رو به طرف مقابلمون بدیم کافیه.

– تایم دست دادن
شاید واسه شمام پیش اومده باشه که با یه دوست قدیمی و صمیمی بعد از مدتا روبرو شدین.
با هم دست می دین و تا ده دقیقه دستتون همونطور بهم وصله.
دلیلش اینه که تصور می کنیم اگه اول ما بخوایم دست طرف مقابلمون رو ول کنیم نشونه بی احترامی و نبود دوست نداشتن طرف مقابل رو میگیم و به خاطر همین هیچ کدوم از دو طرف دست هم دیگه رو رها نمی کنن و احتمال داره تا انتهای صحبتا و خداحافظی دست در دست هم به صحبت خود ادامه.
به طورمعمول تایم دست دادن بین ۳ تا ۴ ثانیه س.
اما اگه با اینجور موردی روبه رو شدید اصلا نگران نباشین، فقط کافی شما کمی دستتون رو شل کنین تا طرف مقابلتون فهمیده باشه که زمان رها کردن دست شما شده.

– اندازه فشار آوردن موقع دست دادن
معمولا شل دست دادن واسه آقایون نشونه ضعف و نبود اعتمادبه نفسه.
پس به خاص در ملاقات حرفه ای و کاری باید خیلی با اعتمادبه نفس و با فشار مناسبی به طرف مقابل دست بدیم.
حدودا در دهه هفتاد و هشتاد یه سری از افراد هنگام دست دادن، دست طرف مقابل رو با تموم قدرت فشار می دادن و انگار که قصد داشتن زور و قدرتشون رو به رخ طرف مقابل نشون بدن.
این کار بسیار بیریخت و زننده ایه.
اما خداروشکر چند سالیه که این کار رو دست کم از طرف دوستان و دور و بریا نزدیکم نمی بینم.
پیشنهاد من اینه که موقع دست دادن فشار دستتون رو تو یه حد متعادل بذارین و تا حدی هم از فشار دست طرف مقابلتون پیروی کنین.
موقع دست دادن به خانوما و بچه ها هم باید حواسمون باشه که فشار دستمون زیاد نباشه.

– محل قرار گرفتن دستا موقع دست دادن
اگه دقت کرده باشین یه سری از افراد هنگام دست دادن با سرانگشتشانمبادرت به دست دادن می کنن.
(چیزی که از طرف خیلی از افراد برداشت می شه اینه که) انگار ما کثیف هستیم و چندشش میشه به ما دست بده.
بهترین نوع دست دادن اینه که قوس انگشت شصت ما به قوس انگشت شصت طرف مقابل تلاقی پیدا کنه.

– اندازه تکون مناسب
جوری نباشه که هنگام دست دادن با طرف مقابل کل هیکل طرف مقابلمون رو بلرزونیم.
در کل اینکه مثل ترامپ (رئیس جمهور آمریکا امریکا) دست ندیم.

جمع بندی
آداب دست دادن جزو یکی از آداب معاشرتای روزمره ایه که اگه به اون دقت نکنیم و بایدا و نبایدای اونو رعایت نکنیم احتمال داره که روی شخصیت ما تاثیرات منفی بزاره و بقیه تمایلی به رابطه با ما نداشته باشن.
نکات ریز زیادی در چگونگی درست دست دادن هست که به مهم ترین اونا پرداختیم.

آداب رفت و اومد تلفن به معنی رعایت کردن یه سری نکات موقع صحبت با تلفنه.
دونستن و رعایت کردن آداب رفت و اومد تلفن مثل دیگه آداب معاشرتا باعث بالا رفتن شخصیت ما می شه.
فرض کنین در معاشرتایی که روزانه با افراد داریم یه سری از نکات رو مثل نظافت شخصی رعایت نکنیم و بوی افتضاح عرق بدیم یا موقع خوردن غذا با صدای بلند ملچ ملوچ کنیم و بعد از تموم شدن غذا بادگلوی بلندی بدیم.
فکر می کنین چه اتفاقی می افته؟
به احتمال خیلی زیاد بقیه از آن شخص دوری می کنن و دلیلش هم روشنه، به خاطر اینه که اون شخص آداب رفت و اومد در جمع بودن رو رعایت نکرده و یعنی از یه سری بایدا و نبایدا پیروی نکرده.
پس آداب رفت و اومد صحبت با تلفن هم مثل دیگه آداب معاشرتا جزو جدانشدنی از زندگی ما حساب می شه و اگه ندونیم که چیجوری با تلفن صحبت کنیم و یه سری از آداب صحبت با تلفن رو ندونیم به احتمال زیاد بقیه روی ما درست باز نمی کنن و یا شاید هم از ما دوری کنن و تمایلی به ایجاد رابطه با ما رو نداشته باشن.
من امیر مصطفی، مدرس فن بیان، سخنرانی و گفتگو هستم و می خوام مهم ترین بایدا و نبایدای آداب رفت و اومد تلفن رو در ادامه با شما به اشتراک بذارم.

خاموش کردن گوشی موبایل
در مکانایی مثل، سینما، تئاتر، کتابخونه، کلاس یا هر جای مثل به اینا بهتره که ما گوشی موبایل خودمون رو خاموش کنیم و یا اگه اونو خاموش نمی کنیم میتونیم دست کم اونو در حالت بی صدا بذاریم.
تصور کنین واسه دیدن یه فیلم به سینما رفته اید و دقیقا در نقطه حساس فیلم صدای گوشی بغل دستی یا نفر جلویی تون به صدا در میاد و بدتر از آن، اون شخص شروع به صحبت کردن می کنه.

این نوع کارا جزو اون نبایدا در آداب رفت و اومد واسه به کار گیری تلفن همراهه.
پس تو یه سری از مکانای عمومی بهتره گوشی خودمون رو خاموش و یا در حالت بی صدا بذاریم تا موجب آزار بقیه نشیم.

پچ پچ کردن با تلفن در وسط کلاس یا جلسه کاری
این مورد هم جزو اون دسته از کارهاییه که نباید در آداب رفت و اومد تلفن انجام شه.
من خودم به عنوان یه مدرس زیاد روی این مورد حساس نیستم و خیلی تاکید داشته باشم آدمایی که سر کلاس من حضور پیدا می کنن حتما باید گوشی موبایل خودشون رو خاموش کنن یا در حالت بی صدا بذارن.
حتی هیچ مسئله ای هم با جواب دادن تلفن در سر کلاس از طرف شاگردانم ندارم.
اما هر فردی با انجام دادن یا ندادن یه سری از کاراس که شخصیت خودشو به نمایش میذاره، پس اون فرد با انجام این کار شخصیت خودشو در بین بقیه پایین میاره.
به هرحال اشخاصی که در کلاس یا در جلسه هستن اصلا تمایلی به شنیدن پچ پچامون با تلفن رو ندارن.
بدیش اینه خیلی از افراد تصور می کنن که وقتی پچ پچ وار با تلفن صحبت کنن هیچکی صحبت هاش رو نمی شنون.
ولی اتفاقا ۸۰ درصد از صحبتای اون شخص از طرف بقیه شنیده می شه.
پس اگه می خواید که آداب رفت و اومد تلفن رو رعایت کنین، زمانیکه در جلسه ای حضور دارین بهتره یا گوشی خودتون رو خاموش کنین و یا در حالت بی صدا بذارین و وقتی که کسی با شما تماس گرفت، می تونین جلسه یا کلاس رو ترک کنین و یا با به کار گیری اس ام اسای از پیش تعریف شده ای که در گوشی موبایل خودتونه (که خودتون هم می تونین پیامای مناسب رو در تلفن همراهتون تنظیم کنین) پیامی واسه شخص تماس گیرنده بفرستین.
مثلا:

الان در جلسه کاری هستم، در اولین فرصت با شما تماس می گیرم.
یا

الان سر کلاس هستم، بعد از کلاس با شما تماس می گیرم.
ما با انجام این کارا نشون می دیم که به حریم بقیه احترام می ذاریم و از طرفی هم با انجام دادن یا ندادن این کارا شخصیت ما بین بقیه رشد می کنه.

به کار گیری زنگای بلند نامتعارف و ناهنجار
واقعا این مورد توضیح خاصی نداره، یه سری از آهنگای زنگخور به اندازه ای ناهنجار و گوش خراش هستن که اگه تو یه جای عمومی به صدا در بیاد همه به آدم چپ چپ نگاه می کنن.
پس تلاش کنین که یه آهنگ زنگخور با ریتم و صدای مناسب روی گوشی موبایل خودتون بذارین.

حواسمون به اندازه بلندی صدامون باشه
اگه تلفن همراهتون آنتن نمی ده و طرف مقابل صدای تون رو به سختی می شنوه، با بلند صحبت کردن صداتون بهتر و روشن تر به شخص پشت تلفن منتقل نمی شه.
یه سری از آدما به اندازه ای پشت تلفن بلند صحبت می کنن که تا ده تا ساختمون اون طرف تر هم صداشون شنیده می شه.
روی این مورد واقعا تاکید دارم که در زمان صحبت با تلفن باید حواستون به اندازه بلندی صداتون باشه.
بقیه هیچ گناهی ندارن که به زور باید صدای بلند و گوش خراش ما رو بشنون کنن.

دعوا پشت تلفن ممنوع
به نظر من دعوا کردن پشت تلفن و به خاص اگه در جمع باشه کار فوق العاده اشتباهیه.
با این کار دو پیام رو به آدمایی که صدای ما رو می شنون می دیم:

من بی نزاکت و بی ادب هستم.
من نمی تونم با خوب و درست صحبت کردن به اهدافم برسم و مسائلم رو حل کنم.

خیلی از مسائل می تونه با صحبت کردن حل و فصل شه و دلیلی نداره که ما بخوایم دادوبیداد کنیم و با دعوا و بلند کردن صدامون به هدفمون برسیم.

حواسمون به ساعت باشه
حالا خوبیش اینه نکته ای که خیلی از افراد اونو رعایت می کنن اینه که تلاش می کنن در ساعتای مناسب از شبونه روز با بقیه تماس بگیرن.
البته این موضوع بستگی به صمیمیت ما با اون شخص داره.
مثلا اگه ما می خوایم یه تماس کاری برقرار کنیم بهتره در ساعات اداری این کار رو انجام بدیم، نه اینکه ساعت ۹ یا ۱۰ شب با موبایل اون شخص تماس بگیریم و انتظار جواب هم داشته باشیم.

خوردن و آشامیدن ممنوع
خوردن و آشامیدن و یا جویدن آدامس هم جزو اون کارهاییه که نباید موقع صحبت با تلفن انجام شه.
صدای ملچ ملوچ ما چند برابر بیشتر در پشت تلفن شنیده می شه و واقعا صدای منزجرکننده ایه.
موقع صحبت با تلفن هرچقدر موقعیت رسمی تر باشه وضعیت وحشتناک تره.
فرض کنین با یه شرکت تماس گرفتید و می خواین کالا یا خدماتی از اونا جفت و جور کنین، شخصی که تلفن رو جواب میده موقع صحبت با شما غذا می خوره و صداش شما رو آزار میده.
به احتمال خیلی زیاد وقتی طرز رفتار این شخص پشت تلفن به این شکل باشه به شما بر می خوره و شاید هم هیچ خریدی از این شرکت انجام نمیدید.
پس موقع صحبت کردن با تلفن خوردن و آشامیدن ممنوعه.

شخص پشت تلفن مهم تره یا شخص روبروی ما؟
یه رفتار خیلی بیریخت که یه سری از افراد انجام میدن اینه که وقتی با شخصی رودررو در حال صحبت هستن و تلفنشون زنگ می خوره بدون هیچ آگاهی و معذرت خواهی به جواب دادن تلفنشون اقدام می کنن.
این موضوع وقتی بدتره که شخص مقابل در حال صحبت باشه.
واقعا حس بدی داره که وقتی ما در حال صحبت هستیم و یکهو تلفن شخص مقابل ما زنگ می خوره و بدون هیچ آگاهی یا معذرت خواهی به اون جواب میده.
شنیده نشدن و بی توجه بودن از طرف بقیه، واسه خیلی از افراد واقعا دردناکه.
پس شخص روبروی ما همیشه در اولویته.
در این جور مواقع که در حال صحبت با شخصی هستیم و تلفنمون زنگ می خوره میتونیم بگیم:

معذرت خواهی می کنم من این تماس رو باید جواب بدم.
و بعدازاینکه صحبتمون با تلفن تموم شد میتونیم ادامه صحبت رو با شخص روبروی خودمون داشته باشیم.
مثلا میتونیم بگیم، داشتین می فرمودید که … .

به طرف مقالمان اجازه بدیم حرف بزنه
تا حالا دیدید که خیلی از افراد اصلا اجازه نمی دن که ما صحبت کنیم و یا حتی صحبتمون رو تموم کنیم؟ و هی می پرند وسط صحبتامون :-
لطفا شمام از این به بعد حواستون به این مورد باشه و ببینین که شمام همچین کاری انجام می دین؟

اگه این کار رو انجام می دین لطفا کمی موقع صحبت با تلفن صبور باشین و بذارین طرف پشت تلفن صحبت هاش رو کامل تموم کنه و بعد شما شروع به صحبت کنین.

درست ادا کردن کلمات، به روشنی و رسا بودن صدای ما بسیار کمک می کنه.
از طرفی هم وقتی ما بتونیم کلمات رو درست و روشن ادا کنیم از نظر بقیه شخصی با اعتماد به نفس هستیم.
اگه دقت کرده باشین آدمایی که اعتماد به نفس ندارن کلمات و جمله هاشون رو می خورن و نصفه و نیمه حرف میزنن و صداشون هم به سختی شنیده می شه.
اما اگه ما بتونیم کلمات رو درست ادا کنیم و صدای واضحی داشته باشیم، میتونیم این موضوع رو خوب بر طرف کردن کنیم.
در این نوشته مطالب بسیار مهمی رو با شما بزرگواران به اشتراک می ذارم که می تونین با دونستن و همین طور انجام تمرینات مربوطه اش کلمات رو درست ادا کنین.
دو مورد اصلی واسه درست ادا کردن کلمات هست که با هم اونا رو بررسی می کنیم.

چگونگی درست تلفظ اون کلمه
شاید یکی از مواردی که واسه درست تلفظ کردن یه کلمه نیاز باشه اینه که ما بدونیم املا درست اون کلمه چیجوریه.
فرض کنین کلمه ای مثل “اینستاگرام” رو از کسی شنیده باشیم، ولی تابه حال نوشته اون کلمه رو در جایی ندیده ایم و وقتی که می خوایم اونو تلفظ کنیم به اشتباه می گیم “ایسناگرام” درصورتی که اگه چگونگی نوشتن درست اونو می دونستیم می تونستید خیلی راحت و به درستی اونو تلفظ کنیم.
واسه تلفظ درست کلماتی که فقط شنیده ایم به شما پیشنهاد می کنم در اول چگونگی درست نوشته اونو پیدا کنین و بعد از آن کلمه در صحبتای خودتون به کار گیری کنین.
این یکی از روشایی بود که می تونین چگونگی درست تلفظ یه واژه رو پیدا کنین.

پس واسه اینکه بتونیم کلمات رو درست ادا کنیم در اول نیاز هست که تلفظ اونو خوب بدونیم.

ایجاد آوای مناسب اون کلمه
بسیار عالی، تا اینجا دونستید که اگه بتونین کلمات رو خوب تلفظ کنین نصف راه درست ادا کردن کلمات رو پیموده اید.
حالا میریم به سراغ ایجاد آوای مناسب اون کلمه.
اگه دقت کرده باشین مجریان، خوانندگان و یا بازیگران عالی و روشن می تونن کلمات رو ادا کنن و علاوه بر این صدای واضحی هم دارن.

INLINE  زوج‌درمانی گروهی از منظر روانشناسی

یه خصیصه مشترک که در بین این افراد و یا بهتره بگیم در بین آدمایی که خوب صحبت می کنن، صدای خوبی دارن و کلمات رو درست ادا می کنن اینه که دهانشون رو در زمان صحبت کردن نسبت به مردم عادی جامعه بیشتر باز و می بندن.
همین موضوع به ظاهر بی اهمیت باعث می شه کلماتی که ادا می کنیم بسیار روشن تر شنیده شه و با فرض اینکه تلفظ اون کلمه هم درست باشه میتونیم کلمات رو خوب و درست ادا کنیم.
وقتی دهن ما بیشتر از حالت عادی موقع صحبت کردن باز و بسته می شه باعث که انرژی بیشتر در صحبتامون به وجود بی آید، صدای ما رسا تر شه و در کل کلمه ای که میگیم درست ادا شه.
لطفا همین الان این جمله رو با دهن تقریبا بسته (مثل خیلی از مردم که اصلا دهانشون موقع صحبت کردن باز و بسته نمی شه) بخونین:

“واسه مثبت صحبت کردن باید حواسمون به چگونگی بیان و لحن مون باشه”

حالا تلاش کنین همین جمله رو بخونین فرقش اینه که دهنتون رو کمی نسبت به حالت اول بیشتر باز و بسته کنین.
اگه درست این کار رو انجام داده باشین متوجه این شدین کلماتی که میگید روشن تر و به روشایی درست ادا می شن.
واسه اینکه بتونیم کلمات رو درست ادا کنیم و از طرفی هم موقع صحبت کردن دهن ما به شکل درست باز و بسته شه به شما دو تمرین قوی می گم تا بتونین عضلات دهن و فک خودتون رو واسه صحبت کردن تقویت کنین.

تمرین مشددخوانی
در این تمرین شما متنی رو به اندازه یه پاراگراف می خونین و موقع خوندن روی تک تک کلمات زیاد می ذارین و باید تلاش کنین که اونو با کمی بزرگ نمایی و بلندتر بخونین واز طرفی هم دهن شما باید بیشتر باز و بسته شه.
یکی از نشونه های درست انجام دادن این تمرین اینه که با انجام دادنش عضلات فک و دهن و لب شما درد میگیره، پس اگه بعد از انجام دادن این تمرین احساس درد در این ناحیه رو داشتین اصلا جای هیچ نگرانی نیس.

تمرین اَ اِ اُ
تمرین بعدی که می خوام خدمتتان بگم اینه که حروف الفبا رو تا هر کجا که دوست داشتین به این شکل که خدمتتان میگم بخونین.
در این تمرین هم باید تلاش کنین که به عضلات لب و دهن شما فشار وارد شه.
اَ اِ اُ
بَ بِ بُ
تَ تِ تُ

دهن شما در این تمرین به ترتیب به شکل به طور کامل باز (از بالا به پایین) – به طور کامل باز (از دو طرف) – غنچه در میاد.

این تمرینات رو تلاش کنین به مدت دو هفته تا یه ما به شکل منظم روزانه ۲ مرتبه و در تایم ۳ یا ۴ دقیقه ای انجام بدین تا عضلات لب و دهن شما واسه درست ادا کردن کلمات تقویت شه و علاوه بر این انرژی و وضوح صدای شمام بیشتر می شه.

نقشه ذهنی در سخنرانی می تونه تموم موضوع سخنرانی رو به یه باره و تو یه نگاه به ما نشون بده.
دلیل به کار گیری نقشه ذهنی در سخنرانی هم دقیقا همینه، چون اگه ما بخوایم از متن در سخنرانی به کار گیری کنیم پیدا کردن متن و موضوع مورد نظر برامون خیلی سخت هستش.
چون در متن سخنرانی ما مجبور هستیم که به شکل خطی دنبال موضوع مورد نظرمون بگردیم.
اما نقشه ذهنی در سخنرانی این جوری نیس و ما خیلی راحت و تو یه نگاه میتونیم کل سخنرانی مون رو ببینیم و درک کنیم.

من اول به جای اینکه از نقشه ذهنی در سخنرانی به کار گیری کنم، از متن و یا برگهای یادداشت واسه سخنرانی ام به کار گیری می کردم اما باید اعتراف کنم که به کار گیری متن در بین سخنرانی خیلی سخت بود و اگه من احتیاج داشتم که موضوعی رو پیدا کنم واقعا به دردسر می افتادم.

نقشه ذهنی چیه؟
نقشه ذهنی (Mind Map) طبق کارکرد مغز طراحی شده و به خاطر همین درک اون واسه ما بسیار ساده تره.
نقشه ذهنی چیزی مثل به درختچه حافظهه و به ما کمک می کنه که بتونیم موضوعات رو دسته بندی کنیم و از موضوع کلی تر به موضوع جزئی تر برسیم.

علاوه بر این، نقشه ذهنی در خلاصه نویسی مطالب، یادداشت کردن ایده ها و درک بهتر اون به ما کمک می کنه.

خصوصیات نقشه ذهنی در سخنرانی
یه نقشه ذهنی واسه اینکه درک بهتر و تند تری رو واسه ما بسازه باید یه سری خصوصیات داشته باشه که اونو با هم بررسی می کنیم.

رنگ
به کار گیری رنگای جور واجور واسه هر شاخه اصلی به ما کمک می کنه تا تند تر موضوعات رو از هم دیگه جدا کنیم و تو یه نگاه بتونیم به موضوع مورد نظر دسترسی داشته باشیم.
هم اینکه وقتی ما از رنگای جور واجور در نقشه ذهنی سخنرانی خودمون به کار گیری کنیم، درک مغز نسبت به دریافت اون اطلاعات بهتر هستش.

به کار گیری بُعد در نقشه ذهنی سخنرانی
در نقشه ذهنی سخنرانی ما میتونیم به تصاویر و یا متنایی که داریم بُعد بدیم.
بُعد هم یکی از آن مواردیه که ذهن ما می تونه تند تر اونو درک کنه و یادش باشه.
پس بنا به کارکرد مغز، داشتن بُعد در تصاویر و یا متنا می تونه بسیار اثر داشته باشه.

تصویر نقشه ذهنی در سخنرانی
تو یه آزمایش و تحقیقی که در یکی از دانشگاهای معتبر جهان انجام شده، محققان به افراد چند تصویر و متن نشون می دادن و بعد از یه مدت از اونا می خواستن که تصاویر و متنا راه به خاطر بیارن،
در این آزمایش افراد تونستن تعداد عکس بیشتری رو نسب به متن به خاطر بیارن، پس به کار گیری عکسا و یا حتی نقاشیایی که خودمون کشیدیم باعث می شه که ما بتونیم موضوعی رو راحت تر به یاد بیاریم.
پیشنهاد محققان اینه که به جای به کار گیری تصاویر آماده ای که از اینترنت دریافت می کنیم، از تصاویری که خودمون اونا رو کشیده ایم به کار گیری کنیم.
مثلا میتونیم واسه هر کدوم از موضوعات اصلی یا فرعی یه نقاشی در نظر بگیریم تا وقتی که به اون نگاه می کنیم بتونیم تو یه لحظه مواردی که مربوط به اینه رو به یاد بیاریم.
اصلا هم نیاز نیس که یه نقاش حرفه باشیم، چون این نقشه ذهنی واسه ماست و فقط قرار هست که ما ازش به کار گیری کنیم.
علاوه بر این وقتی که ما نقاشی می کشیم طرف راست مغز ما فعال تر میشه، به عبارت دیگه، خلاقیت ما بیشتر می شه، حافظه ما قوی تر می شه و هم اینکه پیوند طرف راست مغز با طرف چپ مغز ما قوی تر می شه که این موضوع خیلی در کارکردِ بهترِ مغز اثر داره.
پیشنهاد می کنم که کشیدن نقاشی واسه نقشه های ذهنی خودتون رو شروع کنین و بعد از یه مدت می بینین که چقدر از این کار حال می کنین.

کلمات کلیدی
کلمات کلیدی نقشه ذهنی در سخنرانی می تونن همون موضوعات و پایین موضوعاتی باشن که می خوایم ارائه بدیم.
بهتره که از جملات در نقشه ذهنی به کار گیری نکنین، چون اگه از جملات به کار گیری کنیم این اشکالات رو واسه ما همراه داره:
۱- خطی خوانی
۲- کوچیک شدن اندازه نوشته
۳- گم کردن خط و جملات

چون در زمان سخنرانی، آدرنالین در بدن ما بیشتر ترشح می شه و به خاطر همین هیجان، مردمک چشمامون گشاد تر می شه و این موضوع باعث می شه که ما نتونیم نوشته های کوچیک رو که به شکل جمله نوشته شدن ببینیم.
یعنی در این زمان ما دور رو خیلی بهتر از نزدیک میتونیم ببینیم.
پس به کار گیری جملات به خاطر اینکه فونت اون کوچیک می شه اصلا در نقشه ذهنی سخنرانی پیشنهاد نمی شه.
به جای نوشتن جمله بهتره که از کلمات کلیدی به کار گیری کنیم. و بهتره که این کلمات کلیدی هم دارای بٌعد باشن و یا اینکه توپور (Bold) باشن تا راحت تر دیده شن.

گروه بندی (از کل به جزء)
همونطور که در اول خدمتتان گفتم، گروه بندی مطالب و از کل به جزء رسیدن جزو یکی از اصول نقشه ذهنی در سخنرانیه.
چون که اگه قرار باشه ما در مورد موضوعی صحبت کنیم و بعد بپریم سر موضوع دیگه و از هر دری یه سخن بگیم اصلا قابل فهم نمیشه.
کارکرد مغز ما طوری طراحی شده که می تونه از کل به جزء برسه.
مثلا اگه ما بخوایم آدرسی رو پیدا کنیم باید از کل به جزء برسیم.
مثلا: تهران – بلوار میرداماد – بعد از مسجد الغدیر – پلاک … طبقه … واحد …

پس اگه این خصوصیات رو در نقشه ذهنی رعایت کنیم، میتونیم یه نقشه ذهنی خوب واسه سخنرانی خودمون آماده کنیم تا یه صحبت کامل رو ارائه بدیم.

اگه بخوایم به این سئوال که گفتگو چیه جواب روشن و ساده ای بدیم، میتونیم بگیم که:

گفتگو به گفتگویی که بین دو یا چند نفر در مورد موضوع خاصی انجام می شه می گن.

گفتگو به انگلیسی Negotiation می شه.

اگه هم دقت کرده باشین ما روزانه با بقیه در حال گفتگو هستیم و داریم تلاش می کنیم که یا امتیاز بگیریم یا امتیار بدیم، در نظر داشته باشین وقتی می گیم امتیاز منظور این نیس که باید پولی رد و بدل شه.

منظور از امتیاز می تونه به شکل مادی، احساسی، الهی، دادن یا گرفتن یه فرصت از شخصی، یا هر چیز دیگه ای که هدف از گفتگو در اون صحبت هست باشه.

در مذاکرات و مراودات روزمره ای که با افراد داریم شاید اینکه امتیاز بدیم یا بگیریم زیاد مهم نباشه.

اما زمانیکه در حال صحبتا و مذاکرات جدی تر و حرفه ای تر هستیم، اینکه ما چقدر در گفتگو میتونیم خوب و حرفه ای عمل کنیم می تونه روی کیفیت گفتگو ما اثر بذاره و تعیین کننده این باشه که ما گفتگو رو بریم یا باختیم، یعنی نتیجه این گفتگو “برد – برد” بوده یا “برد – باخت” یا شاید هم “باخت – برد”

به نظر من داشتن یه فن بیان قوی می تونه پایه های یه گفتگو کننده خوب باشه.

پس داشتن فن بیان خوب می تونه روی خیلی از مسائل زندگی ما اثرات خوب و مثبتی بذاره.

مذاکرهای روزمره:
شاید باحال باشه براتون که بدونین این موارد هم در زندگی ما یه جور گفتگو حساب میشه:

چانی زنی بر سر قیمت
صحبت در مورد افزایش حقوق در سال جدید
مطرح کردن خواسته های خود در خواستگاری
درخواست کردن مرخصی از مدیر
درخواست کردن وام از مدیر شرکت
یا خیلی از موارد دیگه که ما در روز با اونها سر و کار داریم می تونه یه جور گفتگو باشه.
گفتگو یا درخواست کردن؟
البته درخواست کردن هم راه و روش خاص خودشو داره که اگه بتونیم به شکل صحیحی از طرف مقابلمون درخواست کنیم بیشتر بله می شنوین.

چگونگی جواب به سوالات مخاطبان در سخنرانی و پرزنتیشن به احتمال زیاد یکی از نگرانیای سخنرانان تازه کاره.
و اگه هم سخنران یا مدرس نخواد این سئوال رو بپرسه معمولا مخاطبان به این طرف می رن که بخوان از مدرس سوالاتی رو سئوال کنن و به زور یه جلسه سئوال و جواب به وجود میاد.
خیلی از مدرسین و سخنرانان رو می شناسم که وقتی به انتهای جلسه می رسن صحبت رو جمع بندی می کنن و تند از کلاس یا سالن بیرون می شند (به عبارت دیگه از دست مخاطبین در می رن)
این اصلا راه حل درستی واسه روبرو شدن نشدن با سئوال مخاطبین نیس و شخص مدرس یا سخنران رو خیلی غیرحرفه ای و یا بهتره بگم ترسو نشون می ده که از دست سوالات مخاطبان در می ره.

اصلا به چه دلیل مخاطبین سئوال می پرسن
به نظر من دلیل اینکه مخاطبین از ما سئوال می پرسن این هست که:
۱- واقعا یه سئوال ذهن شون رو مشغول کرده و می خوان که با پرسیدن سئوال از ما راه حل و جواب اون سئوال رو پیدا کنن.
این سوالات، سوالاتی هستن که هم ما از آن استقبال می کنیم و هم مخاطبین دیگه، چون که ممکنه سئوال خیلی از مخاطبین دیگه هم باشه.
اگه سئوال در بخش تخصصی ما بود و جواب اونو می دونستیم که چه عالی، اما اگه سئوال در بخش تخصصی ما هست و جواب رو نمی دونیم باید به مخاطب بگیم که جواب رو نمی دونیم اما تحقیق می کنیم و جواب سئوال شما رو در جلسه آینده میگم یا با هر روش دیگه به سئوال شما جواب میدم.

۲- میخوان شخصیت و علم ما رو به رقابت بکشن.
اگه اینطور باشه که باید اونو مدیریت کنیم، معمولا مخاطبا در این جور مواقع متوجه می شن که طرف مقابل قصدش از پرسیدن سئوال چیه و اینجا ما باید به شکل قاطعانه برخورد کنیم.
جالبه بدونین که وقتی با شخص خطاکار به شکل قاطعانه برخورد می کنیم معمولا مخاطبای دیگه از این طرز برخورد ما حال می کنن.

یادم میآد که چار یا پنج سال پیش در جایی واسه سخنرانی رفته بودم در انتهای جلسه شخصی دستش رو بلند کرد واسه سئوال کردن.
همینطور که داشت سوالش رو می پرسین به طور کامل احساس کردم که قصد تخریب منو داره و از طرفی هم سوالش هیچ ربطی به مبحث اون کلاس نداشت.
اجازه دادم که سوالش کامل تموم شد و در آخر بهش گفتم که سئوال خیلی خوبی پرسیدید اما مربوط به موضوع جلسه ما نیس و از اونجا که فرصت مون واسه اتمام این جلسه کم هست در انتهای این جلسه باهم صحبت می کنیم.
این یه صحبت قاطعانه واسه برخورد کردن با این فرد بود.
از اونجا که اون فرد میخواس منو در بین جمع تخریب کنه و نتونست این کار رو بکنه در انتهای جلسه هم واسه صحبت کردن حاضر نشد و رفت.
پس ما میتونیم در این جور مواقع به شکل قاطعانه صحبت کنیم و اختیار جلسه رو در دست بگیریم، موقع قاطعانه صحبت کردن نه به طرف مقابل بی احترامی شده و نه ما پایین سئوال می ریم.

پیش بینی سوالات مربوطه
بدیش اینه خیلی از مدرسین و سخنرانا رو می بینم که با وجود اینکه هر سری به خاطر یه سری سوالات به رقابت کشیده می شند بازم دست به هیچ کاری نمی زنن.
این ربطی به حرفه ای بودن یا نبودن نداره.
اگه سوالی واقعا در بخش تخصصی ما باعث می شه که ذهن مخاطب ما رو درگیر خودش کنه ما باید بریم و این سوالات رو پیدا کنیم و از طرفی هم جواب خوب و واضحی براش پیدا کنیم.
و اگه هم نیاز هست که ما خودمون رو به روز نگه داریم، حتما حتما باید این کار رو از راه مطالعه و یا آموزشای تکمیلی انجام بدیم.
این که هر سری از یه سوارخ گزیده بشیم اصلا باحال نیس و ما به عنوان یه سخنران یا مدرس باید سوالات احتمالی رو در بخش تخصصی خودمون پیدا کنیم و به آونها جواب واظحی بگیم.
اگه پیدا کردن این سوالات کمی سخت هست می تونین از دوستان و هم رشته هایی خودمون کمک بگیریم تا سوالات این چنینی رو استخراج کنیم.
به شما قول می دم اگه واسه هر سوالی که پیدا می کنین ده تا پونزده دقیقه زمان بزارید واسه پیدا کردن راه حلش می تونین این رقابت رو به یه فرصت واسه خودتون تبدیل کنین و دیگه هم از این حراس نداشته باشین که اگه ازم فلان سئوال رو سئوال کنن و نتونم جواب بدم چی میشه.
شاید یه سری سوالات باشه که ما از اونها متنفر باشیم، به هر حال باید سراغ این جور سوالات هم رفت تا خیلی قوی ظاهر بشیم.
پس فقط کمی زمان بزارید و جواب یه سری سوالات رو واسه خودتون در بیارین. 🙂
علاوه بر این ممکن هست که مخاطبا کارای عجیب و غریبی انجام بدند. ما حتی می تونیم پیش بینی این کارای عجیب و غریب هم انجام بدیم.
البته در بیشتر مواقع ثابت شده، هیچ وقت بدترین چیزی که فکر می کنیم، اتفاق نمی افته.
مثلا تا حالا چند بار دیدیدیا واسه شما اتفاق افتاده که مخاطبا به سخنران گوجه فرنگی پرت کنن؟ (اینا ساخته ذهن ماست و از طرفی هم توی این فیلما زیاد این موضوع رو مشاهده کردیم)
به هر حال ما باید یه سری اتفاقات پیش بینی نشده رو واسه خودمون مشخص کنیم و یه راه حل براش پیدا کنیم.

به جواب دادن تمایل نشون بدیم
توی خیلی از کلاسا دیدم که وقتی مدرس می چرخ، کسی سوالی نداره؟
همچین با یه اخم و زبون بدن بسته ای می چرخ که اگه واقعا کسی سوالی داشته باشه جربزه نکنه سوالش رو بپرسه.
پس این که اصلا تمایلی به جواب دادن به سوالات نداشته باشیم اصلا خوب نیس و باعث می شه که مخاطب رضایت کافی رو از کلاس نداشته باشه.
ما در وقتی که می خوایم این سئوال رو پرسیم که کسی سوالی نداره؟
بهتره که چهرمون یه چهره گشاده و زبون بدنی باز داشته باشیم نه اینکه مثل بُرج زهر مار سئوال کنیم کسی سوالی نداره؟
اگه هم واسه تدریس یا سخنرانی پشت میز نشسته ایم خوبه که از پشت میز پاشیم و یا از روی سن بیاییم پایین و واسه جواب دادن به سوالات خودمون رو آماده کنیم.
این طرز زبون بدن و رفتار به مخاطب نشون می ده که من آماده واسه پاسخگویی هستم.

به سئوال کننده احترام بذاریم
بدیش اینه خیلی از مدرسین و سخنرانا رو می بینم که به مخاطبین در زمان پرسیدن سوالات (به خاص سوالاتی که خیلی روشن هست و یا در مورد اون موضوع به طور مفصل در اون جلسه صحبت کردن) بی احترامی می کنن.
مثلا با این کار میخوان به مخاطب بگن که ما جواب این سوالی که پرسیدی رو چند دقیقه قبل دادیم و این تو بودی که خوب گوش ندادی.
توی این جور مواقع بهتره که عالی و روشن به سئوال مخاطبمون جواب بدیم و طرف رو پایین سئوال نبریم.
شاید در ظاهر ما طرف مقابل رو با تحقیر کردنمون بردیم پایین سئوال اما در واقع ما خودمون رو با تحقیر کردن طرف مقابل کوچیک می کنیم.
این یه اصل هست که ممکنه مخاطبین تو یه سری زمانا حواسشون از صحبتامون پرت بشه و به یه چیز دیگه فکر کنن و صحبتامون رو در چند لحظه نشنوند.
پس این که بخوایم مخاطب رو پایین سئوال ببریم اصلا خوب نیس.

طرح بندی سخنرانی
اصلا به چه دلیل باید سخنرانی خودمون رو طراحی کنیم؟
طرح بندی و یا طراحی سخنرانی واسه اینه که ما محتوای خودمون رو به طوری منظم و قابل درک ارائه بدیم و به قولی صحبتامون یه صحبت بی سروته نشه.
سخنرانان و مدرسین زیادی رو دیدم که عالی صحبت می کردن، اما وقتی که سخنرانی شون به پایان می رسین مخاطبا هیچ چیزی از صحبت هاشون نمیفهمیدن و در کل یه صحبت بی سروته رو شنیده ان که هیچ فایده ای براشون نداشته و در آخر نمی دونستن که باید چه کاری بکنن.

پس واسه اینکه روش سخنرانی خودمون رو به دست بیاریم باید صحبت و سخنرانی خودمون رو طراحی کنیم تا یه صحبت منظم بگیم.
به عبارت دیگه باید شروع، بدنه و پایان رو واسه خودمون مشخص کنیم و اگه لازم بود در آخر سخنرانی به مخاطبای خودمون بگیم که کاری رو بکنن.

یه روش سخنرانی عادی
معمولا یه روش سخنرانی که در خیلی از جاها میبینم به این صورته که:

مقدمه یا معرفی
یه معرفی و تعریف کلی از مواردی که قراره در مورد اون صحبت شه رو میگن تا مخاطبا با اون موضوع آشنا شن، به عبارت دیگه واسه صحبتایی که قراره بگن یه مقدمه می گن تا افراد با اون موضوع آشنا شن تا بتونن اونو بهتر بفهمن.
حالا این مقدمه یا معرفی می تونه هر چیزی باشه.
مثلا میتونیم در مورد اینکه به چه دلیل باید به یه همچین کلاسی بیایید و به چه دلیل باید این موضوع رو بدونین صحبت کنیم و اهمیت اون موضوع رو واسه مخاطب بگیم.
وقتی که مخاطب بدونه اگه صحبتامون رو گوش نکنه ممکنه موارد مهم و زیادی رو از دست بده خیلی راحت تر ما و صحبتامون رو موردپذیرش قرار میده.

در خیلی از موارد اگه ما چرایی چیزی رو به افراد بگیم راحت تر اونو قبول می کنن.

ما در شروع میتونیم اهمیت سیستم سازی رو روی کسب وکارمون بگیم و بگیم اگه سیستم سازی نکنین ممکنه چه مواردی در آینده رخ دهد.

بیان صحبتای اصلی (بدنه)
حالا بعد از بیان مقدمه و معرفی میتونیم بریم سروقت صحبتای اصلی یا (بدنه).
بدنه سخنرانی معمولا ۸۰ درصد زمان ما رو در بر میگیره.
به هرحال صحبت یا مواردی که قراره آموزش بدیم رو در این قسمت میگیم.
من همیشه روی ساده سازی محتوایی که قراره بیان شه تأکید می کنم.
همیشه به دانشجویانم می گم اگه قراره صحبتی رو بگید بهتره اونو، هم از دید محتوا و هم از دید لغات ساده سازی کنین.
اگه صحبتای مشهورترین سخنرانان ایران و جهان رو بشنوین میفهمید که چقدر روان و ساده صحبت می کنن.
اینکه ما در زمان سخنرانی از لغات دهن پُر کن و واژه های سخت به کار گیری کنیم اصلا خوب نیس و پیشنهاد نمی کنم، مگه اینکه تموم افراد اون جمع لغات تخصصی، مخفف و سختی که بیان می شه رو بدونن و موضوع شما به طور کامل تخصصی باشه.
وقتی که ما تو یه سخنرانی و یا صحبتای روزمره از کلمات خیلی سخت به کار گیری کنیم، اتفاقی که میفته اینه:

صحبتامون واسه بار اول و دوم خوب و جذاب و با کلاسه.
اما واسه دفعات بعدی چون افراد صحبتا و واژه هایی که به کار می بریم رو نمیفهمند تلاش می کنن از ما دوری کنن.

پس پیشنهاد اکید می کنم تا اونجا که ممکنه صحبتای خودمون رو ساده سازی کنیم و از کلمات دهن پُبخش به کار گیری نکنیم.
یه مورد که در واژه هایی که به کار می بریم باید دقت کنیم اینه که واژهامون باید قابل تصویر سازی باشه.
به این جمله دقت کنین:

یکی از موارد بسیار مهم در کار نصیحت و سخنوری، خاص و خاص جلوه کردن سخنوره.
در اصل تموم تشخص طبق ویژگیه، یعنی شما تا وقتی که ویژگی آفرین نباشین و ویژگیایی در خودتون ایجاد نکنین، تشخص به ارمغان نمیاد.
به تمثیل بخوام واسه شما بگم …

در این جمله از واژه هایی به کار گیری شده که اصلا توانایی تصویر سازی رو ندارن و یا خیلی سخت و قلمبه سلمبه هستن:

تشخص
ویژگی آفرین
ارمغان
تمثیل
بیان مثال و یا نشون دادن کارای عملی
در آموزش روش سخنرانی و طراحی سخنرانی اولین مرحله معرفی و مقدمه بود، دومین مرحله بدنه سخنرانی و صحبتامون بود و سومین مرحله که بیان مثال و یا نشون دادن با کارای عملیه.

شاید لازم باشه در سخنرانی و یا تدریسی که انجام می دیم از کارای عملی واسه بهتر درک کردن آدما به کار گیری کنیم.
هرچقدر مثالامون ساده تر باشه و افراد با اون در روزمره برخورد داشته باشن درکش هم براشون راحت تره.
اصلا اجباری نیس که ما بدنه صحبت مون رو کامل بگیم و بعد بریم سراغ بیان مثال، میتونیم مثالای خودمون رو هم در لابه لای صحبتا بگیم و یا به شکل عملی کاری رو نشون بدیم.

جمع بندی
بعدازاین مرحله میتونیم صحبتا و مثالایی رو که گفتیم جمع بندی کنیم و تموم اونو یه بار مرور کنیم.
جمع بندی باعث می شه که ما یه مرور کلی روی محتوای که ارائه شده داشته باشیم.
ما وقتی کل داستان رو یه بار از بالا نگاه کنیم و موضوعاتی که بیان شده رو یه بار مرور کنیم خیلی راحت تر میتونیم اونو درک کنیم و ترتیب اونو بفهمیم.
پس جمع بندی کردن واسه داشتن یه روش سخنرانی می تونه بسیار به درد بخور باشه.

سئوال و جواب
و همونجوریکه گفتم در خیلی از سخنرانیا و آموزشایی که مدرسین برگزار می کنن در آخر جلسه، سئوال و جواب هست.
معمولا واسه یه سری از افراد پرسشایی به وجود میاد که ممکنه ذهن شون رو درگیر کنه و تمایل داشته باشن که سئوال شون رو مطرح کنن.
پس خوبه که سخنران و یا مدرس در آخر کلاس یا جلسه به سوالات مخاطبان جواب دهد.

خراب شدن لوازم
شاید خراب شدن لوازم در زمان سخنرانی یکی از بدترین اتفاقاتی باشه که پیش میاد. اما این موضوع عالی قابل مدیریته و شاید خیلی کم واسه شما این اتفاقات پیش بیاد.
مثلا خیلی کم پیش میاد که لامپ دستگاه ویدیو پروژکتور بسوزد (مگه اینکه به خاطر نوسانات برق باشه که باز اونم راه حل داره و میتونیم از محافظای برقی به کار گیری کنیم) چون طول عمر لامپای ویدیو پروژکتور معمولا بالای ۵۰۰۰ ساعته. پس احتمالش خیلی خیلی کمه که بخواد در زمان سخنرانی با یه همچین مسئله ای روبه رو شیم. اما به هرحال روزی عمر این دستگاه به سر خواهد.
خراب شدن لپ تاپ هم می تونه یکی از این مسائل باشه که خیلی کم اتفاق می افته.
یادم میاد که در زمان دانشگاه یه لپ تاپ خیلی قدیمی داشتم که اصلاحا می گفتم با زغال کار می کنه، همیشه منتظر بودم که منو وسط ارائه ام تنها بزاره و خراب شه.
اما حالا خوبیش اینه تابه حال یه همچین مسئله ای واسه من و خیلی از دوستان من و یا افراد دیگه پیش نیامده.
من رد نمی کنم که دستگاه های الکترونیکی هیچ وقت خراب نمی شن و اصلا نیاز به نگرانی یا نیاز به پیدا کردن راه حل نیس، اتفاقا من پیشنهاد می کنم که همیشه واسه دستگاه هایی که خیلی لازمن یه زاپاس داشته باشیم.
مثلا زاپاس و جانشین لپ تاپ در زمان برگزاری کلاسای خودم، به کار گیری جزوه هاییه که واسه همه هنرجویان پرینت گرفته شده و یا حتی اگه هم جزوه ای نداشته باشم یه لپ تاپ زاپاس با خودم همراه دارم.
پس تا اونجا که می شه واسه یه سری از لوازم زاپاس جفت و جور کنین.

می دونم شاید جفت و جور یه ویدیو پروژکتور کار جوری به صرفه ای نباشه، اما اگه صحبت ما خیلی مهمه و داشتن ویدیو پروژکتور هم اهمیت بالایی داره حداقلش اینه که یه دستگاه دیگه واسه زمان سخنرانی خودمون اجاره کنیم.
واسه اجاره ویدیو پروژکتور هم فقط نیازه که یه جستجوی ساده در اینترنت انجام بدیم.
مثلا در گوگل جستجو کنیم “اجاره ویدیو پروژکتور”
پس می شه گفت با این شرایط احتمال اینکه دستگاه بخواد سخنرانی ما رو پریشون کنه وجود نداره.
به هرحال اگه هرکدوم از لوازم ما با مشکل فنی روبه رو شد اصلا احتیاجی نیس که دست وپایمان رو گم کنیم.
از شما می خوام که خیلی خونسرد به ادامه صحبتای خودتون ادامه بدین، اگه سیستم صوتی سالن با مسئله ای روبرو شدن شد به مخاطب هاتون نزدیک تر شید و تُن صدای خودتون رو هم زیاد کنین و یا در بین صندلی اونا قدم بزنین.

پس اصلا نیاز به هول شدن و معذرت خواهی کردن در مورد چیزی که اتفاق افتاده نیس.
چون با این کار توجه مخاطب رو به طرف اون مسئله جلب می کنین و از طرفی هم نبود مدیریت بحران خودتون رو به نمایش درخواهید بیاره که اصلا واسه ما باحال نمیشه.

بررسی سالن و لوازم
بررسی سالن و لوازم و به خاص اگه سالن و لوازم قبل از شروع سخنرانی یکی از واجبات قبل از شروع سخنرانیه.
به خاص اگه در یا کلاسی که واسه اولین با در اونجا اجرا داریم مهم بودن این موضوع چند برابر می شه.
پیشنهاد من اینه که دست کم یکی دو روز قبل از شروع سخنرانی خودمون سالن رو چک کنیم و لوازم رو کامل امتحان کنیم تا اول اینکه از سالم بودن اونا مطمئن شیم، دوم اینکه اگه قلق خاصی داره اونو کشف کنیم و یا از مسئول سالن سئوال کنیم.

اشتباه تایپی در اسلاید
امکان داره که اسلایدامون دارای اشتباه تایپی باشه.
قبل اینکه مخاطبان بخوان که به ما گوشزد کنن بهتره که خودمون حواسمون رو به این موضوع جمع کنیم و علاوه بر اینکه خودمون اسلایدا رو چک می کنیم از یه شخص دیگه هم بخوایم که این کار رو واسه ما انجام دهد تا مطمئن باشیم که هیچ اشتباه تایپی در اسلاید وجود نداره.
دلیل اینکه می گم یه نفر دیگه این کار رو انجام دهد اینه که ما چشممون به محتوایی که تایپ کردیم آشنا شده و عادت کرده و اگه بخوایم اشتباه تایپی خودمون رو کشف کنیم احتمال داره بازم از دستمون در بره.
اما به هرحال اگه به هر دلیلی در اسلاید ما هنگام سخنرانی اشتباه تایپی وجود داشت و یکی دو نفر از حضار این مسئله رو یادآوری کردن اصلا نیاز نیس که بهم بریزیم، معذرت خواهی کنیم و یا هزارتا کار اشتباه دیگه انجام بدیم.
خیلی قابل احترام و با لحنی خوب از آن طرف به خاطر یادآوری که انجام دادن تشکر می کنیم و ادامه صحبت مون رو از سر می گیریم. 🙂

زنگ خوردن گوشی موبایل حضار
خیلی از مدرسین و سخنرانان رو دیده ام که خیلی روی این موضوع حساس هستن و همیشه هم سر کلاس و صحبت هاشون تلفن یکی دو نفر از حضار زنگ می خوره و شدیدا عصبانی می شن.
به هرحال این موضوع یکی از عوامل و مسائلی هست که ممکنه صحبت و سخنرانی ما رو با مشکل روبه رو کنه.
من خودم معمولا زیاد روی این موضوع حساس نیستم و حالا خوبیش اینه مخاطبان من هم همیشه افراد بافرهنگ و باشخصیتی بودن و در زمان کلاس با گوشی موبایل خودشون صحبت نمی کنن یا اینکه اونو روی حالت بی صدا (Silent) قرار میدن.
اما اگه به هر دلیلی (مثل فراموش کردن قرار دادن روی حالت بی صدا یا داشتن کار واجب) تلفن شون زنگ بخوره و بخوان در کلاس صحبت کنن من چیزی نمی گم.
چون در خیلی از مواقع نگاه افراد دیگه باعث می شه که یا به بیرون از کلاس یا سالن واسه صحبت کردن بره و یا اینکه صحبت اش رو خیلی تند تموم می کنه.
و در موارد زیادی خیلی کمی بوده که من بخوایم این موضوع رو به شخصی تذکر بدهم.
پس پیشنهاد من واسه مدیریت یه همچین مسئله ای اینه که اول اینکه اصلا براتون مهم نباشه دوم اینکه اگه این موضوع از طرف شخص یا اشخاصی تکرار شد خیلی قابل احترام از حضار بخواین که یا تلفن شون رو روی حالت بی صدا بذارن و یا اینکه واسه صحبت کردن با تلفن به بیرون از کلاس تشریف ببرن.
شاید در جایی نیاز به یه صحبت با لحنی قاطع باشه و یا شاید هم با یه لحن عادی بیان شه کفایت کنه.

آموزش روش سخنرانی و یا بهتره بگم که آموزش روشای سخنرانی چیزیه که یه سخنران باید اونو بدونه و در سخنرانی خودش اونو اجرا کنه.
به احتمال خیلی زیاد یه روش سخنرانی نتونه واسه هر سخنرانی اثر داشته باشه و اگه قرار باشه که همه از یه روش سخنرانی در صحبتا و ارائه هایی که دارن به کار گیری کنن، صحبتا و مواردی که میگیم با روش سخنرانی که ما ازش به کار گیری می کنیم جور درنیآید.
پس خیلی خوبه که فقط به یه روش سخنرانی اکتفا نکنیم و با الهام گرفتن و دیدن سخنرانی افراد دیگه، یه روش سخنرانی واسه خودمون بوجود بیاریم.
اما چیزی که هست اینه که میتونیم تموم آموزش روش سخنرانی رو به مواردی که در این نوشته میگم گسترش بدیم و با همین موارد کلی یه سخنرانی خوب واسه خودمون طراحی کنیم (البته با کمی خلاقیت)

در رابطه چشمی موثر دقیقا به کجا نگاه کنیم
واسه این منظور یه اصول ساده هست.
در رابطه چشمی موثر اگه ما صورت طرف مقابل رو با خطای فرضی از چشما به دهن وصل کنیم یه مثلث ساخته میشه.
پس ما میتونیم موقع نگاه کردن به طرف مقابل به این نقاط نگاه کنیم و البته هم میتونیم چشم مون رو در زمانای جور واجور در این نقاط عوض کنیم.

تایم نگاه مستقیم در چشم
تایم نگاه مستقیم در چشم طرف مقابل بستگی به صمیمیت ما با طرف مقابل داره.
شاید ما با همسرمون یا یکی از اعضای نزدیک خونواده یمان بتونیم چند دقیقه بهم زل بزنیم. اما تایم این رابطه چشمی با افراد دیگه مثل همکارها و یا مشتریان باید کمتر باشه.
اما به هر حال ما در گفتگوای روزمره باید به طرف مقابل به یه اندازه متعادل نگاه کنیم.
نه زیادتر از اندازه رابطه چشمی برقرار کنیم و نه این رابطه چشمی رو از بقیه بدزدیم و به اونا نگاه نکنیم.
پس تایم نگاه مستقیم در چشم طرف مقابل باید به یه اندازه متعادل باشه.

رابطه چشمی با دختر یا پسر (با جنس مخالف)
رابطه چشمی با دختر یا پسر (منظور این که اگه جنس مخالف ما باشن) به دلیل حجب و حیا ممکنه که کمی کمتر از حالت عادی باشه و بخاطر موذب بودن یکی از دو طرف یا دو طرف رابطه چشمی به اندازه خیلی کمتری ایجاد بشه.
دلیل این موضوع به طور کامل مشخصه و اینجا معمولا افراد میفهمن که بخاطر حجب و حیا چشما از هم دیگه دزدیده می شه و دلیلش بی احترامی نیس.
شاید همونطور که میدونید اگه کسی نگاش رو از ما بدزده یا در طول گفتگو به ما نگاه نکنه یه نوع بی احترامی تلقی می شه، اما در رابطه چشمی با دختر یا پسر، همونطور که خدمتتان گفتم، این موضوع به طور کامل توجیح داره و قبول کردنیه.
پس اگه شخصی از جنس مخالف ما، با ما رابطه چشمی موثری برقرار نکرد دلیلش بی احترامی نیس (البته در خیلی از مواقع ما خودمون متوجه این موضوع میشیم.)

توجه به حالت صورت و چشما
در وقتی که با بقیه رابطه چشمی برقرار می کنیم باید حواسمون به حالات صورت و چشم هامون باشه تا از نوع نگاه ما برداشت اشتباه انجام نگیرد.
همونطور که میدونید چشمای افراد هم با ما صحبت می کنن و البته برعکس هم صادق هست.
پس باید حواسمون به نوع نگاهمون باشه.

چیجوری رابطه چشمی خود رو تقویت کنیم
واسه تقویت رابطه چشمی موثر باید یه سری تمرینات رو انجام بدیم که در زمان گفتگوای واقعی بتونیم یه رابطه چشمی موثر و خوبی رو با بقیه برقرار کنیم.
در ادامه دو مورد از قدرتمندترین تمرینات رو که میتونیم در منزل واسه تقویت رابطه چشمی خودمون انجام بدیم خدمتتان معرفی می کنم.

تمرین نگاه کردن به اجسام
در این تمرین میتونیم از اجسام کمک بگیریم و فرض کنیم که اون اجسام مثل یه شخص هستن و به اونا نگاه می کنیم.
مثلا میتونیم چندین نمکدان رو با فاصله روی میز بذاریم و تصور کنیم که اونا چشم هستن و تلاش کنیم که به تموم این نمکدانا نگاه کنیم و با اونا رابطه چشمی موثر برقرار کنیم.
شاگردی داشتم که از ایجاد رابطه چشمی با مردان خیلی موذب می شد، پیشنهاد دادم که روی سی دی عکس سیبیل بکشه و تصور کنه که اون سی دیا مرد هستن و باید تلاش کنه که با اونا رابطه چشمی موثری برقرار کنه.
این تمرین رو یه مدت انجام داد و بعد از حدود یکی دو هفته این مسئله براش حل شد و تونست خیلی راحت با مردانی که به عنوان ارباب مراجعه در محل کارش حضور پیدا می کنه و یا در جلساتی که شرکت می کنه رابطه چشمی خوب و موثری برقرار کنه و تو یه کلام اینکه تونست رابطه چشمی خودشو با بقیه تقویت کنه.

تمرین نگاه کردن به عکسا
ما علاوه بر به کار گیری اجسام میتونیم از عکسای بریده شده مجلات یا پوسترها هم به کار گیری کنیم.
به این صورت که میتونیم اون عکسای بریده شده رو روی دیوار یا صندلی بچسبونیم و تلاش کنیم که موقع صحبت کردن با تموم اونا رابطه چشمی خوب و موثری برقرار کنیم.
به کار گیری این دو فوت وفن می تونه نتیجه فوق العاده ای رو داشته باشه و واسه تقویت رابطه چشمی میتونیم از این موارد به کار گیری کنیم.

شاید تا الان هنوز هیچ اجرا و سخنرانی انجام نداده باشین و یا شاید هم تجربه صحبت در جمع و سخنرانی رو داشته باشین.
شاید بدونین که ممکنه موقع سخنرانی مشکلاتی به وجود بیآید.
از طرفی هم بعضی مواقع به یه مشکلاتی فکر می کنیم که رخ دادنش یه در میلیون هستش.
در بیشتر مواقع مواردی پیش میاد که بهترین برنامه ریزیا هم غلط از آب در بین.
با هم می خوایم یه سری مشکلات احتمالی رو که موقع سخنرانی ممکنه به وجود بیآید رو بررسی کنیم.

البته من پیشنهاد می کنم به جای به کار گیری واژه “مشکل” بگیم “مسئله”، چون مشکل حل یا بر طرف کردن شدنی نیس و مثل یه مانعه اما مسئله ها همیشه قابل حل بودن و حتی اگه مثل شاگردان تنبل کلاس هم باشین مسائلتون رو به بقیه می دین تا حل کنن 🙂

جواب به چار سئوال اساسی قبل از سخنرانی
قبل اینکه ما بخوایم سخنرانی خودمون رو طراحی کنیم بهتره که به این چار سئوال واسه خودمون جواب بدیم.

۱- مخاطباتون چه کسائی هستن؟
ما باید مخاطبای خودمون رو بشناسیم تا بتونیم صحبتایی رو که آماده می کنیم طبق اون افراد باشه.
ما اگه مخاطب خودمون رو نشناسیم نمی تونیم صحبتای خوبی رو بگیم. بهتره که رده سنی، شغل، تحصیلات، جنسیت و موارد دیگه رو در مورد مخاطب خودمون بدونیم تا بتونیم سخنرانی خوبی رو طراحی و اجرا کنیم.

۲- هدف شما از این صحبت چی هست؟
باید بدونیم که دقیقا هدف ما از این سخنرانی و صحبت چی هست؟
اگه ندونیم به احتمال زیاد سخنرانی باارزش و قدرتمندی رو طراحی نمی کنیم. مثلا ممکنه هدف ما از سخنرانی این موارد باشه:
• دادن اطلاعات عمومی
• بیان کردن یه دیدگاه جدید
• عوض کردن دیدگاه و نگاه افراد
• آموزش یه مهارت یا دانشی خاص

اگه هدف از سخنرانی خودمون رو ندونیم دقیقا مثل اینه که با یه قایق لوکس بریم وسط دریا و بدون هیچ نقشه و هدفی پیش بریم و در آخر هم به هیچ جا نرسیم و یا به جایی که نباید برسیم.

۳- چقدر زمان دارم؟
اینکه چقدر زمان دارم می تونه مشخص کنه که من چه مواردی رو باید بگم و چه مواردی اولویت کمتری داره و باید اونو حذف کنم.
بدیش اینه خیلی از سخنرانان رو می بینم که می گن:
واقعیش کنین فرصت کم بود و این موضوع هم خیلی گسترده بود و در این تایم کم نمی شد تموم زوایای این موضوع رو گفت.

به نظر من این جمله یعنی اینکه من قادر نیستم که طبق اولویت مطالب و وقتی که داریم صحبتای خودمو طرح بندی کنم.

فیلما و صحبتای یه دقیقه ای که در شبکه های اجتماعی هست این موضوع رو ثابت می کنه که ما حتی تو یه دقیقه هم میتونیم یه صحبت منظم داشته باشیم.
پس ازتون می خوام که روی صحبتای خودتون و حذف و اضافه کردن موضوعات دقت کنین و زمان رو در نظر داشته باشین تا بتونین در مدت وقتی که در اختیار دارین یه صحبت خوب و منظم داشته باشین.

موضوع صحبت من چی هست؟
و واسه سئوال آخر هم از خودمون سئوال کنیم که موضوع صحبت من چی هست؟
هدف از سخنرانی من به موضوع صحبت من مربوط می شه یا نه؟
ما طبق هدفی که واسه صحبت خودمون مشخص کردیم باید موضوع سخنرانی و صحبت خودمون رو مشخص کنیم.
موضوع صحبت ما هست که مشخص می کنه چه موارد و موضوعاتی باید بیان شه و طبق زمان، هدف و مخاطب باید مشخص شه.

به صحبتای خودمون اطمینان داشته باشیم
اگه ما به صحبتای خودمون اطمینان و ایمان نداشته باشیم شک نداشته باشین در چگونگی صحبت کردنمون تاثیر داره.
وقتی که ما به حرف خودمون اطمینان نداشته باشیم چیجوری میتونیم توقع داشته باشیم که بقیه هم به حرفامون اطمینان پیدا کنن؟
اگه بهرام به حرفایی که در آخر به کامران می زد اطمینان نداشت و محکم صحبت نمی کرد هنوزم به دنبال پول و سندش بود.
فرض کنین می خواید که مبلغ ۱.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومن در شرکتی سرمایه گذاری کنین.
۱- وقتی با مدیر اون مجموعه صحبت می کنین اون شخص خیلی شل و ول به شما میگه:
اگه پول تون رو اینجا سرمایه گذاری کنین شاید در آینده ای نزدیک مبلغ شما چند برابر می شه.

۲- حالا فرض کنین همین مدیر خیلی محکم و با اطمینان در مورد این موضوع صحبت می کرد و می گفت:
ما با برنامه ریزهای که انجام دادیم و با در نظر گرفتن تجربیات قبلی مطمئن هستیم که اگه در شرکت ما سرمایه گذاری کنین طی شش ماه آینده مبلغ شما سه برابر می شه.

شما با کدوم چگونگی صحبت کردن مجاب می شدید که پولتون رو در اونجا سرمایه گذاری کنین؟
با صحبت اول یا صحبت دوم.
روشنه که با صحبت دوم شما خیلی مطمئن تر این کار رو انجام می دادین.
چون در صحبت اول هیچ حس اطمینان و اعتمادی از طرف مقابل دریافت نمی کردین.

پس اینکه ما به صحبتای خودمون ایمان و اطمینان داشته باشیم می تونه خیلی در محکم و قاطعانه صحبت کردن ما تاثیر داشته باشه.

داشتن صدای رسا واسه محکم صحبت کردن
داشتن صدای رسا یکی از پایه های اساسی واسه خوب صحبت کردن در هر موقعیتیه.
بارها این موضوع رو در مقالات و کلاسای حضوری و غیرحضوری ام گفتم که اگه می خواین صحبت شما شنیده شه باید یه صدای رسا داشته باشین.
ما هرچقدر هم از واژگان خوب و عالی در صحبتای خودمون به کار گیری کنیم، اگه صدای رسایی نداشته باشیم انگار که هیچ کاری انجام نداده ایم.
واسه داشتن صدای رسا و قوی می تونین یه کتاب رو وردارین و هر روز دو مرتبه یه صفحه از آن کتاب رو بلند بخونین.
به این فوت وفن بلندخوانی می گن.
نکته ای که اینجا هست اینه که نباید زیاد از حد به حنجره و تارهای صوتی خودمون فشار وارد کنیم تا آسیب ببینه.
این تمرین دقیقا مثل روخوانی کردن از کتاب در زمان مدرسهه.
اگه یادتون باشه در زمان مدرسه روخوانی کردن از روی کتاب رو به کسی که صدای خیلی رسا و قدرتمندی داشت می دادن.

پس داشتن یه صدای رسا می تونه در بهتر و محکم صحبت کردن ما نقش اساسی داشته باشه.

یادم میاد که وقتی این تمرین رو به بهرام گفتم، بهرام در هر زمان که فرصت می کرد این تمرین رو انجام می داد. مثلا وقتی پشت فرمون نشسته بود با صدای بلند شروع به صحبت کردن می کرد.

داشتن زبون بدن مناسب و با اعتمادبه نفس
داشتن زبون بدن مناسب و با اعتمادبه نفس در محکم صحبت کردن یکی از موارد اساسی دیگه س.

شاید ازنظر خیلی افراد اگه زبون بدن خوبی موقع صحبت کردن نداشته باشیم مسئله خاصی پیش نمیاد.
اما می خوام خودتون قضاوت کنین!

۱- شخصی که خیلی محکم صحبت می کنه و زبون بدنش حس خاطر جمع نبودن به ما میده و موقع صحبت کردن همش سرش رو می خاراند، به زمین و هوا نگاه می کنه، شک رو نسبت به صحبت کردنش با نگاش به ما میده، دست وپایش رو موقع صحبت کردن خیلی بدون کنترل به این ور و اون ور پرت می کنه.
۲- شخصی که خوب در چشمامون نگاه می کنه و صحبتش رو خیلی محکم میگه، از زبون بدن خودش آشنایی داره و حس اطمینان رو با زبون بدن به ما میده و ما هنگام موقع صحبت کردن نگاش می کنیم به طور کامل میدونیم که طرف مقابل ما به صحبت هاش اطمینان و ایمان داره و الکی صحبت نمی کنه.

حالا نظرتون در مورد داشتن یه زبون بدن متناسب و با اعتمادبه نفس چیه؟
دوست دارین که خوب و با اطمینان صحبت کنین اما با زبون بدنتون به طرف مقابلتون بگید من به صحبت ام اطمینان ندارم؟

یا اینکه می خواین، هم کلامتون و هم زبون بدن تون به طرف مقابل بگه من به طور کامل به صحبت ام اطمینان دارم و می دونم که چه می گیم و خیلی هم روی حرفم محکم وایس تادم؟

رابطه چشمی از آن جمله ارتباطات غیرکلامیه که اگه در صحبتا و مراوات روزمره رعایت نشه ممکنه که خیلی از موقعیتای خوب ما از دست بره.
واسه تقویت رابطه چشمی و داشتن یه رابطه چشمی موثر باید یه سری از اصول رو رعایت کنیم و در زمان صحبتای روبرو به اونا عمل کنیم تا یه گفتگو و ملاقات عالی رو داشته باشیم.
پس منظور از تقویت رابطه چشمی اینه که بتونیم در زمان گفتگوای دو نفر، چند نفره و یا حتی در زمان سخنرانیایی که داریم یه رابطه چشمی خوب و موثر با بقیه برقرار کنیم. شاید به نظر نرسه، اما برقرار کردن یه رابطه چشمی خوب به اندازه ای می تونه قوی باشه که طرف شما تصمیم میگیره به صحبتاتون گوش دهد یا نه.
پس قدرت یه رابطه چشمی موثر رو دست کم نگیرید.

با لحن مثبت حرف بزنیم
اگه می خوایم که مثبت حرف بزنیم شاید اولین چیزی که باید به اون توجه کنیم چگونگی بیان و لحن صحبت مائه.
ما هرچقدر هم از جملات و کلمات مثبت در صحبتای خودمون به کار گیری کنیم، اگه لحن خوب و مثبتی نداشته باشیم هیچ تاثیری بر مثبت حرف زدن ما نداره.

لطفا این جمله رو یه بار با لحن بد و خشن و یه بار هم با لحن خوب و مثبت بخونین:
وای، این لباس چقدر قشنگه

فرق در لحن رو در زندگی روزمره خودمون از افراد زیادی می شنوین و در بیشتر موارد از آن افراد می پرسیم داری شوخی می کنی یا جدی میگی؟ واقعا این رو دوست داری یا نداری؟ طعنه می زنی یا واقعی هست؟

فرق لحنه که باعث می شه یه جمله مثبت شه و یا منفی

پس حتما روی لحن خودتون کار کنین و تلاش کنین که لحن صحبت کردن خودتون رو مثبت تر کنین.
وقتی که صحبتای مثبتی میگیم و احساس مثبت به اون اضافه می کنیم واقعا به دل طرف مقابلمون می شینه.

چشم هامون هم باید مثبت باشه
شاید سئوال کنین که چشمامون چه ربطی به سئوال چیجوری مثبت حرف بزنیم داره؟
ربطش اینه که چشمامون روشن تر از بیان ما با طرف مقابل صحبت می کنه.
حتما این جمله رو شنیدین که “با دست پس میزنه با پا پیش میکشه”.
این دقیقا نمونه طرز نگاه مائه.
طرز نگاه ما هم دقیقا مثل لحن صحبت ما می مونه.
اگه جمله مثبت و با لحن مثبتی بگیم اما طرز نگاه ما منفی باشه به احتمال زیاد مخاطب از نگاه ما میفهمه که یا ما دروغ می گیم یا اینکه اون موضوعی رو که گفتیم بهش اطمینان نداریم.

پیشنهاد می کنم که برید جلوی آینه و به شکل نگاه خودتون توجه کنین، ببینین که چیجوری می تونین حس خوبی از نگاه خودتون داشته باشین.
جملات مثبت رو با لحن مثبت بگید و به چشمای خودتون نگاه کنین.

تلاش کنین که حالات صورت و نگاه خودتون رو به اشکال جور واجور در بیارین، بهترین اونو انتخاب کنین و بعد هر روز اون حالت صورت و نگاه و لحن رو جلوی آینه با خودتون تمرین کنین.

از جملات و واژگان مثبت به کار گیری کنیم
به کار گیری کردن از واژگان مثبت واسه اینکه مثبت حرف بزنیم جزو اصلی این موضوعه.
شاید اگه تموم موارد رو در مثبت حرف زدن رعایت کنیم اما از واژگان مثبت به کار گیری نکنیم یه پای این موضوع بلنگد.

مثبت حرف زدن در مورد خواسته هامون
در صحبتای روزمره خودمون ممکنه خواسته و یا ناخواستهایی داشته باشیم.
معمولا ناخواستهامون چیزها منفی هستن و خواستها ما موارد خوب و مثبت.
هیچ کسی چیز بد رو واسه خودش نمی خواد. پس در خیلی از موارد ناخواستها همون چیزای منفی هستن و خواستها چیزای مثبت.
حالا واسه اینکه مثبت حرف بزنیم، به جای اینکه روی ناخواستهای خودمون تمرکز کنیم و در مورد ناخواستهای خودمون صحبت کنیم بهتره در مورد خواسته های خودمون صحبت کنیم.
وقتی در مورد خواسته های خودمون صحبت می کنیم حداقلش اینه که به خودمون احساس خوبی می دیم.

اگه خواستی داریم،
به جای اینکه بگیم: من این موبایل قدیمی و کهنه رو نمی خوام.
بگیم: من یه موبایل جدید و خوشگل می خوام.

به جای اینکه بگیم: من نمی خوام که چاق باشم
بگیم: من می خوام تناسب اندام داشته باشم.

به جای اینکه بگیم: من از این ماشین لعنی که همش خرابه خسته شده ام.
بگیم: من یه تویوتا یاریس آخرین مدل مشکی رنگ می خوام.

به جای اینکه بگیم: تو پسر بدی هستی چون نمره ریاضی ات کم شده.
بگیم: تو پسر عالی و باهوشی هستی، اما باید توی درس ریاضی بیشتر تمرین و تلاش کنی.

و خیلی مثالای دیگه.

همین موارد روزانه منفی کوچیک هستن که روز ما رو میسازن، ما با همین نکات منفی کوچیک کم کم به یه آدم منفی نگر تبدیل میشیم.
اما اگه دیدمون رو نسبت به موضوعاتی که دور و بر ما در حال اتفاق افتادن هستن عوض کنیم و اونو از طرف مثبتش نگاه کنیم باعث می شه که ما کم کم و به مرورزمان مثبت تر حرف بزنیم، مثبت تر نگاه کنیم و انرژی که از خودمون پخش می کنیم هم مثبت تر باشه.

مثبت حرف زدن در مورد بقیه
اگه در مورد بقیه می خوایم صحبت کنیم خوبه که از اونا مثبت صحبت کنیم و به قولی ذکر نه اونا رو بگیم.
کسی که غیبت می کنه نکته منفی اون شخص رو می بینه.

هممون آدم هستیم و هیچ کدوم از ما بی اشکال نیستیم. تنها بی عیب و مشکل خداس.

غُر نزنیم
غٌر زدن در مورد هر چیزی واقعا یه اخلاق بسیار بده و دقیقا یکی از نقاط مقابل مثبت حرف زدنه.

در تاکسی می شینیم راننده تاکسی در مورد ترافیک غُر می زنه.
باران میاد و خیابونا رو آب میگیره به شهرداری غٌر می زنیم.
نمک یا لیوان سر سفره نیس غٌر می زنیم.
هوا سرد می شه غٌر می زنیم.
هوا گرم می شه غٌر می زنیم.
اجناس گران می شن غٌر می زنیم.
تا دلتون بخواد غٌر زدن در مورد هر چیزی زیاده.
اگه میتونیم راهی واسه بر طرف کردن اون موضوع و حل کردن اون مسئله پیدا کنیم، پس چه عالیست، راه حلش رو پیدا می کنیم و انجامش می دیم.
اما اگه کاری از دست ما برنمیاد انجام بدیم، (مثلا در مورد ترافیک هیچ کاری نمی شه انجام داد یا در مورد آب وهوا چیزی نیس که دست ما باشه) پس غٌر زدن به هیچ دردینمی خوره.

بهتره دنبال راه حل باشیم تا پیدا کردن مقصر و غٌر زدن.

مثلا در ترافیک میتونیم روی رانندگی خودمون دقت کنیم، بین خطوط حرکت کنیم، به چیزای خوب فکر کنیم و ذهن مون رو از ترافیک بیرون کنیم.
اگه چیزی قرار بود با غٌر زدن درست شه تا الان همه چیز عالی بود.
در مورد مسائلی که کاری از دست ما برنمیاد بهتره که اصلا به اون فکر نکنیم.

گله و شکایت و انتقاد نکنیم
گله و شکایت و انتقاد کردن هم دقیقا نقطه مقابل مثبت حرف زدنه.
این مورد هم چیزی مثل به موضوع قبلیه (غٌر زدن).
به جای اینکه از بقیه انتقاد کنیم بهتره که روی نقاط خوب اون افراد تمرکز کنیم و در مورد نقاط مثبت طرف مقابلمون حرف بزنیم.
به نظر من اصلا بهتره که انتقاد نکنیم. اما اگه خواستیم که از بقیه انتقاد کنیم بهتره در مورد چگونگی انتقاد کردن بدونیم که چیجوری این کار رو انجام بدیم.

انتقاد کردن و گله و شکایت کردن از بقیه هم باعث می شه ما یه آدم منفی نگر شناخته بشیم و کم کم این منفی نگری و این دید انتقادی روی خودمون هم تاثیر میذاره و ما به مرورزمان یه شخص منفی نگر، باانرژی منفی، غمگین و مضطرب میشیم.

به زیباییای دور و برمون توجه کنیم
بیاییم از این به بعد به زیباییای دور و برمون بیشتر توجه کنیم.
این کار رو خودم هرروز انجام میدم و باحال اینجاس که از وقتی این کار رو شروع کردم زیباییایی که می بینم بیشتر از قبل شده و هرروز هم این نکات مثبت واسه من بیشتر و بیشتر می شه و همین موارد باعث می شن که من خوشحال تر، پرانرژی تر، قوی تر و مصمم تر از همیشه باشم.
به آسمون آبی که بالای سرمانه توجه کنیم، به ابرهای خوشگل، به باد ملایمی که می وزد، به خورشیدی که همه جا رو روشن می کنه و انرژی می بخشه، به رفتار خوب همسرمون، به مهر و محبت مادرمون، به تلاشی که پدرمون واسه درآوردن لقمه ای نون می کنه، به لبخند و نگاه زیبای بچه ای که اون طرف خیابون راه میره، به سلامتی بدنمون، به نفسی که می کشیم و به هر چیزی که خوبه و به ما احساس خوبی میده توجه کنیم.

این موضوع که چیجوری محکم صحبت کنیم و کلمات رو با اعتمادبه نفس بگیم می تونه در بهتر صحبت کردن ما در موقعیتای جور واجور، به خاص در وقتی که می خوایم از حق خودمون دفاع کنیم بسیار واسه ما به درد بخور باشه.
شل و ول صحبت کردن و با خاطر جمع نبودن صحبت کردن دقیقا نقطه مقابل محکم صحبت کردنه.

اجازه بدین با یه داستان واقعی کوتاه بیشتر در مورد اینکه چیجوری محکم صحبت کنیم توضیح بدهم.
شخصیتای این داستان (اسما حقیقی نیستن)
نام دوست من: بهرام
نام طرف مقابلش: کامران

بهرام اختلافی در مورد یه ملک و تحویل گرفتن سند اون با کامران داره.
بهرام یه شخص بسیار محترم، آروم و مؤدبیه و اما کامران به قول خوش خیلی زرنگه و بچه کف بازاره.
از اونجا که بهرام نمی توند خوب، محکم ، و قاطعانه صحبت کنه کامران می خواد زرنگی کرده و قطعه ای از زمین رو که به قول خودش مسئله ای داشته رو بدون اجازه فروخته.
در اصل کامران از ادب و شخصیت بهرام سو به کار گیری می کنه تا پول بیشتری به دست بیاره.

و به خاطر اینکه این دو نفر باهم شراکت دارن و بهرام واسه سند زدن زمین رضایت نمی ده این موضوع دو سه سالی کش پیدا کرده.
بهرام موضوع رو با من گفت و من بهش گفتم که راه حل این موضوع اینه که با کامران محکم صحبت کنی تا بتونی حق خودتو ازش بگیری.
واسه این مورد چند تمرین به بهرام دادم که بکنه و خودمم باهاش کار کردم.
بهرام تقریبا شب و روز روی این موضوع تمرکز داشت و تمرین می کرد تا بتونه عالی و محکم با کامران صحبت کنه.
حدودا سه هفته بعد بهرام پیش من اومد و گفت آخرش تونستم با کامران به توافق برسم و قطعه زمین خودمو پس بگیرم.
بهرام داستانش رو که با کامران داشت رو واسه من توضیح داد:
بهرام گفت: رفتم پیش کامران و خیلی محکم بهش گفتم که باید تند تر موضوع سند و اون زمینی که بدون اجازه من فروخته ای رو مشخص کنیم، اگه این کار رو نکنی و سهم منو از آن زمین فروخته شده ندهی همین فردا با وکیلم هماهنگ می کنم تا اقدام قضایی انجام بدیم، هرچقدر هم زمان ببره و هزینه داشته باشه برام مهم نیس و تا آخرش می رم.
وقتی صحبت ام تموم شد کامران کمی فکر کرد و گفت اصلا احتیاجی به این کارا نیس، من خودم قصد داشتم که تو همین چند روز پیشت بیام تا با هم در مورد این مسائل صحبت کنیم و کارای سند و زمین فروخته شده رو حل وفصل کنیم.
چون کامران دید که بهرام خیلی مطمئن و محکم صحبت می کنه و دیگه راه فراری نداره عزمشو جزم کرد که زرنگ بازی رو کنار بذاره و حق بهرام رو بهش برگرداند.
اگه بهرام چند سال دیگه هم با همین روش شل و ول و ناقاطعانه صحبت می کرد هیچ وقت نمی تونست حق خودشو از کامران بگیره.

به حالت بدن خود دقت کنین
چگونگی درست ایستادن و نشستن هم تا قسمتی به شمرده و روشن صحبت کردن ما کمک می کنه.
اگه ما در حالت ناجور بدنی قرار داشته باشیم به احتمال خیلی زیاد نمی تونیم شمرده و روشن صحبت کنیم.
فرض کنین که نشسته ایم و واسه قرار دادن جسمی جهت تراز شدن میز تلوزیون خم شده ایم، در این حالت صحبت کردن ما با سختی همراه هستش و به احتمال زیاد نمی تونیم خیلی شمرده، جذاب و روشن صحبت کنیم.

INLINE  تعریف ازدواج از منظر راونشناختی

داشتن صدای رسا خیلی با اهمیته
همیشه گفتم که داشتن صدای رسا می تونه یکی از عوامل کلیدی در خوب صحبت کردن و سخنرانیامون باشه.
اگه ما نتونیم کلمات و جملاتی که در ذهنمون هست رو با صدایی رسا بگیم، اون کلمات و جملات هرچقدر هم خوشگل باشن شنیده نمی شن.

و مثالی که میگم اینه که اگه صدای رسایی نداشته باشیم مثل اینه که آب در هاونگ می کوبیم.
از طرفی هم اگه ما صدای نازیبایی داشته باشیم نمی تونیم اون طور که بایدوشاید روی مخاطب خودمون اثر بذاریم.
این موضوع رو در جامعه و اطرافیانم زیاد مشاهده کردم که به دلیل صدای زننده و یا ایراداتی که در صدای شون دارن باعث شده که خیلی از موقعیتا رو از دست بدن.
فرض کنین شخصی خیلی کلمات و جملات عالی میگه، عالی و شمرده صحبت می کنه، تیپ عالی داره، اما صداش خیلی تودماغی و یا زنگ گونه س، و فقط به خاطر همین یه مورد هیچکی حاضر نیس که پای صحبتای این شخص بنشیند و به صحبت هاش گوش کنه.
اما این پایان راه نیس، حالا خوبیش اینه واسه بر طرف کردن مسائلی که در صدا هست راه حلایی هست که میتونیم از اونا به کار گیری کنیم و صدا و حنجره خودمون رو پرورش بدیم.
اگه در صداتون مسئله ای هست به شما پیشنهاد می کنم حتما روی صداتون کار کنین .

معمولا خیلی از افراد می گن که، چیجوری حرف دلمون رو بزنیم ، وقتی که ما نمی تونیم حرف دلمون رو خیلی راحت بگیم باعث می شه که ما این حرفا رو داخل خودمون بریزیم و جمع کنیم.
اگه ما بتونیم حرف دلمون رو بزنیم میتونیم احساسات و خواستهایی که از بقیه داریم خیلی راحت بگیم و از هیچ چیزی هم نترسیم.
در خیلی از موارد این ترسه که باعث می شه ما نتونیم حرف دلمون رو بزنیم، درواقع اگه ترس رو در ارتباطات روزمره خودمون حذف کنیم میتونیم خیلی راحت خواستها و احساسات خودمون رو نسبت به موضوعاتی که واسه ما پیش میاد بگیم.
واسه خیلی از افراد داشتن ترس در هر چیزی باعث می شه که کاری رو انجام ندن و یا اصلا کاری رو شروع نکنن.
در ادامه در مورد اینکه چیجوری حرف دلمون رو بزنیم مطالب مهم تری رو میگم…

ترس رو کنار بذاریم
ما واسه اینکه بتونیم حرف دلمون رو بزنیم باید ترسی که از بگو کردن اون حرف داریم کنار بذاریم، در این صورت هیچ وقت نمی تونیم اونو بگیم.

مثلا فرض کنین حرف دل ما اینه که می خوایم پیشنهاد دوستی و ازدواج به شخصی بدیم و از اینکه جواب رد بشنویم و از طرف مقابل ترد بشیم هول و ترس داریم.
اما اگه ما عزت نفس داشته باشیم و به خودمون احترام بذاریم این درخواست رو خیلی راحت میگیم.
منظورم از عزت نفس به طورکلی اینه که ما خودمون رو دوست داشته باشیم و واسه خودمون احترام قائل شیم.

با خودمون رو راست باشیم
اگه واقعا می خوایم بدونیم که چیجوری حرف دلمون رو بزنیم باید این اصل رو تو ذهن داشته باشیم که با خودمون رو راست باشیم.
اگه ما ندونیم که دقیقا چی می خوایم، بیان کردن حرف دلمون هم کمی بی ربط به نظر می رسه.
حرف دلمون دقیقا همون چیزیه که می خوایم یا همون چیزیه که حس می کنیم.
پس اگه می خوایم حرف دلمون رو بزنیم بهتره اون موضوع یا خواسته رو واسه خودمون روشن کنیم و بعد اونو به طرف مقابلمون بگیم.
اگه چیزی واسه خودمون روشن نباشه، چیجوری میتونیم اونو به بقیه انتقال بدیم؟

راحت حرف دلمون رو بزنیم
ما واسه اینکه بتونیم حرف دلمون رو بزنیم باید بدون داشتن هیچ ترس و ترس ای از بیان اون، این کار رو انجام بدیم و دقیقا اون حس یا خواستی که داریم بگیم، شاید در خیلی از مواقع نتونیم ترس رو حذف کنیم اما به هرحال واسه اینکه حرف دلمون رو بزنیم باید با این ترس کنار بیاییم و حتی با ترسی که در وجود ما هست هم دست به اقدام بزنیم.
من خودم تا چند سال پیش حرفایی که در دلم بود رو به طرف مقابلم نمیگفتم و همین طور کم کم باعث می شه که این حرفا بیشتر و بیشتر شه و در آخر هم یه جا باعث می شد که من از کوره در بروم.
اما از وقتی که عزممو جزم کردم من هم حرف دلم رو بزنم و نظرات و خواستم رو بگو کنم خیلی راحت تر تونستم با بقیه رابطه برقرار کنم و دیگه خودخوری نمی کردم.
وقتی که ما حرف دلمون رو به طرف مقابلمون میگیم انگار که یه مسئولیت بزرگ رو به اتمام رسوندیم و خیلی احساس سبکی و راحتی می کنیم.

پس بهتره که بدون هیچ ترس و ترس ای از نتیجه اون، حرف دلمون رو بزنیم.
البته یه نکته اینجا هست و اونم اینه که ما قبلش باید حرف و نتیجه حرف خودمون رو سبک سنگین کنیم و سبک و سنگین کنیم.
معمولا حرفایی که میتونیم در این جور مواقع بدون هیچ ترس و ترس اونو بگیم اینا هستن که:

ما خواستی داریم و از اینکه به طرف مقابلمون بگیم هول و ترس داریم
یا ما حسی در مقابل حرفای طرف مقابلمون می گیریم و از اینکه اون حس رو بگیم با خودمون طفره میریم.
یا شخص مقابل ما کاری انجام داده و ما حس خوبی نسبت به اون کار نداریم و هول و ترس داریم که اونو بگیم.
یعنی اگه ما واسه خودمون احترام قائل باشیم و عزت نفس داشته باشیم این حرفا رو خیلی راحت میگیم.
اما اگه ما از بیان نظرات خودمون ناتوون باشیم و از بیان کردن اونا ترس داشته باشیم به این معنیه که ما عزت نفس پایینی داریم و واسه خودمون احترام قائل نیستیم.

واسه گفتن حرف دلمون خیلی ساده اونو بگیم
حالا با در نظر گرفتن مواردی که در بالا خدمت شما گفتم در وقتی که می خوایم حرف دلمون رو بزنیم باید خیلی ساده و بدون کنارهای زیاد اونو بگیم.
اصلا نیاز نیس که واسه هر چیزی خیلی مقدمه چینی کنیم و یا درخواستی که داریم اون قدر پیچیده اش کنیم تا طرف مقابل متوجهش نشه.
تلاش کنیم در کوتاه ترین جملات و در کمترین زمان، حس، خواسته و یا نظر خودمون رو بگیم تا باعث گرگیجگی طرف مقابلمون نشیم.

حرف دلمون رو مثبت بگیم
حالا واسه اینکه حرف دلمون رو بزنیم تا اثر بهتر و بیشتری داشته باشه باید اونو به شکل مثبتی بگیم تا طرف مقابلمون حس خوبی از ما بگیره.

معمولا آدمایی که مثبت حرف میزنن دوست داشتنی تر هستن.

درخواست خودمون رو بگیم
تا وقتی که درخواستی نباشه پاسخی هم وجود نداره، اگه ما خواسته و یا احساس خودمون رو در مورد چیزی که می خوایم نگیم هیچ بازخوردی هم نمی گیریم.
خیلی از افراد تصور می کنن که خودِ طرف مقابل باید از طرز نگاه ما و حرکات و رفتار ما خیلی از موارد رو فهمیده باشه، اما در واقع اینطوری نیس، دست کم این موضوع واسه آقایون نسبت به خانوما ناتوون تره، چون خانوما حس قوی تری نسبت به آقایون دارن و با دقت تر هستن.
پس اگه ما خواستی رو بیان نمی کنیم، انتظار الکی ایه که منتظر عکس العمل یا پاسخی از طرف مقابل مون باشیم.

حرف دلمون رو تو یه موقعیت مناسب بگیم
شاید موردی که خیلی از آدما به اون دقت نکنن این باشه که حرفشون رو تو یه موقعیت مناسب بیان نمی کنن و دقیقا در وقتی که نباید شروع به صحبت می کنن.
ما باید موقعیت طرف مقابلمون رو در نظر بگیریم که در چه وضعیتی قرار داره و متوجه باشیم صحبتی که می خوایم بگیم در موقعیت مناسبیه یا نه.
خیلی مواقع سر طرف مقابلمون شلوغه و ما حرف دلمون رو به طرف مقابل می زنیم اما نتیجه خوب یا عکس العمل خوبی از طرف مقابلمون دریافت نمی کنیم و این موضوع باعث می شه که در زمانای بعدی نتونیم حرف دلمون رو به اون شخص یا افراد دیگه بگیم.

این موضوع که چیجوری با ادب صحبت کنیم واسه خیلی از افراد مهمه و نشونه اینه که این افراد دوست دارن با بقیه با ادب برخورد کنن و همین طور یه رفتار با ادب دوطرفه دریافت کنن.
با ادب صحبت کردن باعث می شه که ما یه شخص محترم، متشخص و با ادب شناخته بشیم.
خیلی از افراد تصور می کنن که با ادب صحبت کردن یعنی اینکه ما باید اتوکشیده یا خیلی رسمی صحبت کنیم، اما واقعیت اینطوری نیس. ما میتونیم خیلی خودمونی و صمیمی صحبت کنیم اما در صحبتای خودمون از لحن و جملات با ادب به کار گیری کنیم.
نقطه مقابل با ادب صحبت کردن اینه که ما بخوایم خیلی لاتی و به دور از ادب با بقیه صحبت کنیم.
آدمایی که به این سبک صحبت می کنن معمولا می گن که “با ادب صحبت کردن واسه بچه سوسولاست و ما بچه سوسول نیستیم”.
به هرحال این طرز فکر این افراده و من به شکل فکرشون احترام می ذارم، چون قرار نیس هممون مثل هم فکر کنیم.
این تضادا هستن که باعث می شه چیزی خوب به نظر برسه یا بد.

و این برداشت ما از هر موقعیته که فرق بین خوب و بد بودن رو مشخص می کنه.
شاید از نظر شخصی، لاتی صحبت کردن خوب جلوه کنه اما از نظر شخص دیگه با ادب صحبت کردن.
در ادامه این نوشته سئوال چیجوری با ادب صحبت کنیم رو بررسی می کنیم.

گوش دادن به صحبتای طرف مقابل
اگه می خوایم با ادب صحبت کنیم یکی از الزاماتش اینه که یه شنونده خوب باشیم و به صحبتای طرف مقابل موثر گوش بدیم.
به هرحال در مکالمات روزمره قرار نیس ما متکلم الوحده باشیم، یعنی قرار نیس فقط ما صحبت کنیم.
پس یه تیکه از صحبت صرف گوش دادن می شه.
معمولا خیلی از افراد مهارت خوب گوش دادن رو ندارن، در واقع کسی نبوده که از بچگی به ما این آموزشا رو بده.
شاید واسه شمام پیش اومده که در حال صحبت کردن باشین اما طرف مقابل شما اصلا به صحبت هاتون گوش نمی ده و به جای گوش کردن به شما سرش در موبایلش گرمه یا به در و دیوار نگاه می کنه.
این نوع رفتار موقع صحبتای روزمره و یا کاری واقعا ناشایسته و از یه شخص مودب انتظار نمی ره که اینجور رفتاری داشته باشه.

پس اینکه چیجوری با ادب صحبت کنیم فقط مربوط به صحبت کردن و بیان واژهامون نمی شه.
رفتار با ادب باید در تک تک لحظهامون وجود داشته باشه.
اگه کسی به صحبتامون به شکل موثر گوش نده این حس واسه ما به وجود میاد که:

شخص شنونده واسه ما احترام قائل نیس
شخص شنونده به صحبتام توجهی نمی کنه
شخص شنونده تمایلی نداره که به صحبتام گوش دهد
شخص شنونده ازم خوشش نمیاد
و خیلی موارد دیگه
اما وقتی که شخص شنونده به صحبتامون خوب و موثر گوش میده این حس واسه ما به وجود میاد که:

من شخص مهمی هستم
شخص شنونده خیلی آدم مودب و باشخصیتیه
خوب شنیده شدن صحبتام، به من حس خوبی میده
من مورد احترام بقیه هستم
بقیه منو دوست دارن
بقیه از صحبت کردن من حال می کنن
و خیلی موارد مثبت دیگه
پس خوب و موثر گوش دادن باعث می شه که ما به عنوان شنونده، یه شخص مودب و محترم باشیم.

همونجوریکه گفتم افراد خیلی کمی هستن که این مهارت رو دارن و از این مهارت به شکل به طور کامل آگاهانه به کار گیری می کنن اما اگه شما بتونین این مهارت رو به دست بیارین ازجمله افراد مودب و دوست داشتنی هستین.

نگاه کردن به طرف مقابل
نگاه کردن به طرف مقابل هم دقیقا مثل گوش دادن موثره.
اگه شخص مقابل در حال صحبته و یا اگه ما در حال صحبت کردن با شخص یا اشخاصی هستیم باید با طرف مقابل مون یه رابطه چشمی موثر برقرار کنیم.
وگرنه این موضوع یه بی احترامیه.

زیاد درباره خودمون صحبت نکنیم
یه فرد مودب زیاد ازحد درباره خودش صحبت نمی کنه. چه دلیلی داره که همش در بین دوستان و آشنایان “من من” کنیم.
تنها دلیلش اینه که ما یه آدم مغرور و خودشیفته هستیم.
من نمی گم که خودمون رو دوست نداشته باشیم، منظورم اینه که این طور نباشه که هر جا میریم همش از دستاوردا و خاطره موفقیتای خودمون بگیم.

بهتره که اگه در مورد ما و یا موفقیت هامون سئوال شد در مورد خودمون صحبت کنیم، وگرنه اصلا احتیاجی به این کار نیس.

از جملات و واژگان مناسب واسه با ادب صحبت کردن به کار گیری کنیم

لطفا به این جملات دقت کنین:

بشین
بتمرگ
بفرمایید بشینید
خواهش می کنم بفرمایید بشینید
هر سه اینا یه معنی رو میدن اما ازلحاظ با ادب بودن باهم خیلی فرق می کنه.
انتخاب واژگان و جملات مناسب خیلی خیلی واسه با ادب صحبت کردن مهمه.
در انتخاب واژگان و جملات مناسب ما باید به این موضوع دقت داشته باشیم که:

اول اینکه، شخص مقابل ما چه کسیه.
دوم اینکه، ما در چه موقعیتی قرار داریم.
و سوم اینکه، کی هستیم؟
۱- شخص مقابل ما چه کسیه؟
اگه شخص ما همسرمون باشه میتونیم واسه صدا کردنش از کلمات مختلفی به کار گیری کنیم، مثلا بگیم عشقم، عزیزم…
اما اگه شخص مقابل ما رئیس مون باشه دیگه نمی تونیم از این کلمات به کار گیری کنیم، و اگه بخوایم از این کلمات واسه صدا کردن رئیس مون به کار گیری کنیم یه نوع بی احترامیه و به احتمال خیلی زیاد باعث اخراج شدن ما بشه.
پس به این موضوع باید دقت داشته باشیم که طرف مقابل ما چه کسیه و واسه با ادب صحبت کردن از واژگان مناسب به کار گیری کنیم.

۲- ما در چه موقعیتی قرار داریم؟
فرض کنین که تو یه جلسه رسمی نشسته ایم و همسر ما هم روبروی مائه، اگه اینجا بخوایم واسه صدا زدنش از عشقم، عزیزم، فدات شم … به کار گیری کنیم اصلا جلوه خوبی در بین افراد دیگه نداره و به خاص که این یه موقعیت کاری و رسمیه.
پس باید حواسمون به موقعیتی که در اون حضور داریم باشه.

۳- ما کی هستیم؟
شک نداشته باشین واسه یه دکتر اصلا زیبنده نیس که بخواد با همکارانش یا بیمارانش خیلی کوچه بازاری صحبت کنه و این موضوع نشون از بی ادبی اون دکتر هستش.
و یا شاید هم واسه یه شخص بازاری خیلی اتوکشیده صحبت کردن زیاد باحال نباشه.
به هرحال ما با در نظر گرفتن شخصیت، شغل و جایگاهی که داریم باید به این موضوع دقت کنیم که چه نوع طرز بیانی مناسب مائه.

ما در صحبتای روزمره خودمون واسه اینکه با ادب صحبت کنیم میتونیم به جای جملات قبلی که به کار گیری می کردیم جملات جدید و با ادب تری رو به کار گیری کنیم.
از طرفی هم این جملات، جملات مثبتی هستن و باعث می شه که شخص شنونده حس خوبی رو به صحبت ما دریافت کنه.

به جای اینکه بگیم: خدا بد نده
بگیم: خدا سلامتی بده
به جای اینکه بگیم: شکست خوردم
بگیم: یه تجربه جدید به دست آوردم
به جای اینکه بگیم: به خودت سخت نگیر
بگیم: با خودت مهربون تر باش
به جای اینکه بگیم: دروغ نگو
بگیم: واقعا؟ راستی میگی؟
به جای اینکه بگیم: بابام دراومد
بگیم: خیلی هم راحت نبود
به جای اینکه بگیم: دستت درد نکنه
بگیم: ممنونم از محبتت
به جای اینکه بگیم: به درد مننمی خوره
بگیم: واسه من مناسب نیس
به جای اینکه بگیم: الان وقت ندارم
بگیم: توی یه فرصت مناسب با هم هماهنگ میشیم
پس انتخاب واژگان و جملات مناسب می تونه روی با ادب صحبت کردن ما بسیار اثر داشته باشه.
خوبه که همیشه تلاش کنیم از جملات مثبت و هم اینکه با ادب به کار گیری کنیم.

سخن پایانی
اینکه چیجوری با ادب صحبت کنیم باعث می شه تا ما هم شخصیت خودمون رو بالا ببریم و هم شخصیت طرف مقابل مون رو.
به احتمال زیاد هیچ کسی دوست نداره که برخورد بقیه نسبت به خودش غیر قابل احترام باشه.
امام علی (ع) فرموده ان که: هر چیزی که رو که واسه خودت پسند می کردی واسه بقیه هم بپسند.

اگه ما قابل احترام و با ادب صحبت کردن رو واسه خودمون می خوایم باید با شخص مقابل با ادب صحبت کنیم.
رفتار ما دقیقا مثل یه آیینهه که به خودمون نشون داده می شه.
اگه با بقیه خوب رفتار کنیم، رفتار خوبی هم دریافت می کنیم، اما اگه نه، پس باید منتظر رفتارای غیر منتظره از افراد دیگه نسبت به خودمون باشیم.
اینکه بدونیم چیجوری مثبت حرف بزنیم باعث می شه تا به زندگی و دور و برمون دید بهتر و خوشگل تری داشته باشیم.
از طرفی هم مثبت حرف زدن باعث می شه که ما آدم مثبت تر، خوشحال تر و جذاب تری باشیم.
خیلی از افراد هستن که منفی صحبت می کنن و کلا آدمای منفی نگری هستن و از همه کس و همه چیز انتظار و توقع دارن.
این آدما به جای اینکه به بقیه حس خوبی منتقل کنن از صبح تا شب غٌر میزنن، گله و شکایت می کنن و حال بقیه رو می گیرن.
در تاکسی می شینیم راننده تاکسی همش از وضعیت معاش و خرج و مخارج گله و شکایت می کنه.
پیش دوستمون میریم از وضعیت بیکاری صحبت می کنه.
حتی اون شخصی هم که درآمدش خوبه بازم می نالد.

بدیش اینه افکار خیلی از افراد جهان منفیه و همش به چیزای بد فکر می کنن.
اما از آن طرف هم افراد خیلی کمی هستن که افکار مثبتی دارن، مثبت حرف میزنن، مثبت رفتار می کنن و واقعا از زندگی شون حال می کنن.
باحال اینجاس که افراد مثبت رو خیلیا دوست می دارن.
وقتی ما مثبت فکر می کنیم، مثبت حرف می زنیم و مثبت عمل می کنیم انرژی که بقیه از ما می گیرن هم مثبت تره.
همه آدما (حتی خیلی از آدمای منفی، از آدمای مثبت خوششون میاد.)
کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن بگید
ما واسه اینکه بتونیم شمرده صحبت کنیم باید کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن بگیم.
یعنی ما باید تلفظ درست کلمات رو بگیم (البته اگه لهجه نداشته باشیم، وگرنه با همون لهجه ای که داریم تلفظ درست رو بگیم) و از طرفی هم کلمات رو به اصطلاح نخوریم.
وقتی که ما کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن بگیم و مخاطب ما کلمات و جملات ما رو روشن بشنوه میتونیم بگیم که ما شمرده صحبت می کنیم.
یه تمرین واسه اینکه ما شمرده تر صحبت کنیم و همین طور کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن تر بگیم اینه که تمرین مشدد خوانی رو انجام بدیم.
تمرین مشدد خوانی، واسه این انجام می شه که ما بتونیم کلمات و جملات خودمون رو روشن تر و شمرده تر بگیم.
این تمرین به دلیل اینکه عضلات لب، زبون و فک ما رو درگیر می کنه باعث می شه که اونا واسه صحبت کردن تقویت شن و درنتیجه کلمات ما ازلحاظ آوایی روشن تر و شمرده تر شنیده می شن.
تمرین مشدد خوانی به این صورت انجام می شه:
روزی دومرتبه یه پاراگراف از کتابی رو به این صورت که روی هر کلمه زیاد می ذاریم و اونو باکمی بزرگ نمایی و صدایی تقریبا بلند می خونیم.

تنفس مناسب داشته باشین
ما واسه اینکه بتونیم شمرده صحبت کنیم باید تنفس درست و مناسبی داشته باشیم.
اگه چگونگی نفس کشیدن ما درست نباشه صحبت ما بریده بریده می شه این موضوع باعث می شه که از جذابیت صحبت کردن ما کم کرده شه و مخاطب به ما گوش نده و از آن بدتر اینکه بریده بریده صحبت کردن به معنی نبود اعتماد به نفسه.

من همیشه تلاش کردم در آموزشایی که ارائه میدم راه حلای علمی و عملی رو داشته باشم تا همه افراد بتونن ازش به کار گیری کنن تا خودشون رو به وسیله این تمرینات رشد بدن.
شاید سئوال شما این باشه که چیجوری تنفس مناسبی واسه شمرده صحبت کردن داشته باشیم.
در اصل چگونگی تنفس درست واسه شمرده و درست صحبت کردن اینه که ما باید تنفس دیافراگمی داشته باشیم.
تنفس دیافراگمی تنفسیه که از راه شش ها انجام می شه، اگه چگونگی تنفس نوزادا رو دیده باشین، این همون تنفس درست دیافراگمیه.
نوزادا وقتی میخوان نفس بکشن شکمشون بالا و پایین میره، خیلی از ما با گذشت زمان این چگونگی تنفس رو فراموش می کنیم و کم کم به جای هدایت هوا به شش ها، هوا رو به سینه خودمون هدایت می کنیم و یه تنفس نقض کننده انجام می دیم.
پس واسه اینکه تنفس صحیحی داشته باشین باید تنفس شما به وسیله دیافراگم و شش ها باشه.
این طرز نفس کشیدن باعث می شه تا موقع صحبت کردن نفس کم نیاریم و خیلی روان صحبت خودمون رو انجام بدیم.

سرعت صحبت کردن خودتون رو کنترل کنین
سرعت صحبت کردن ما واسه جذب مخاطبمان خیلی با اهمیته. همونجوریکه در اول گفتم خیلی از مقالات و آموزشا می گن که باید سرعت صحبت کردن شما آروم باشه تا طرف مقابلتون بتونه اونو درک کنه.
اما این موارد شاید ۲۰ سال پیش درست بوده باشه، ولی با در نظر گرفتن تغییر سبک زندگی ما آروم صحبت کردن در خیلی از جاها به خاص در ملاقات کاری و یا سخنرانیا اصلا مناسب نیس.
چند سالیه که سرعت همه چیز در دنیا چند برابر شده، زمان پخت وپز غذا، زمان ارسال و دریافت پیام، سرعت اینترنت، سرعت جابجایی پول و خیلی چیزای دیگه.

حتی اگه در تبلیغات و یا موزیکای تلوزیونی هم دقت کنین یه تصویر رو بیشتر از چند ثانیه نشون نمی دن و این کارشون فقط یه دلیل داره و اونم جذب مخاطب به صفحه نمایشه.
حالا شما تصور کنیم که در دنیای امروز و بااین همه وسایل حواس پرت کن مثل موبایل بخوایم با سرعتی آروم با مخاطب خودمون صحبت کنیم.
منظور من این نیس که خیلی تند و تند تند صحبت کنیم، پیشنهاد من به عنوان مدرس فن بیان اینه که سرعت صحبت کردن ما باید یه پله از سرعت افراد معمولی بالاتر باشه.
شاید فکر کنین که اگه سرعت صحبت کردن ما بالاتر بره ما نمی تونیم روشن و شمرده صحبت کنیم.
من در جواب می گم که می شه هم سرعت مناسبی در صحبت کردن داشت و هم ادای کلمات و جملات ما خیلی شمرده و روشن باشه.
اگه تمریناتی که در دو تیتر قبلی گفتم رو در برنامه خودتون بذارین و اونو انجام بدین می تونین هم با سرعت مناسب صحبت کنین که بقیه جذب شما شن و هم شمرده و روشن صحبت کنین.

پس پیشنهاد من به شما واسه داشتن سرعت صحبت کردن مناسب اینه که سرعت صحبت شما بهتره یه پله از همه مردم بالاتر باشه.

اما یه نکته رو توجه کنین، آدمایی که در شمال و جنوب کشور عزیزمون ایران زندگی می کنن معمولا سرعت صحبت کردنشون نسبت به افراد شهرای دیگه خیلی بیشتره، مثلا اگه یه شخص شمالی به تهران بیاد و با همون سرعتی که در شهر خودشون صحبت کنه، به احتمال خیلی زیاد آدمایی که تو تهران هستن به سختی می تونن متوجه صحبت اون فرد شن.
در اینجاس که باید سرعت صحبت کردن خودتون رو کنترل کنین، واسه این کار به سرعت صحبت کردن مردمون اون شهر دقت کنین و شمام تلاش کنین که خودتون رو با سرعت این افراد تطبیق بدین.

سر صحبت رو با سئوال باز کنیم
همونجوریکه بیان کردن بیشتر افراد واسه باز کردن سر صحبت دچار مسئله می شن و معمولا راه حلی واسه این کار پیدا نمی کنن.
این افراد اگه بتونن سر صحبت رو با بقیه باز کنن می تونن خوب ادامه صحبت شون رو مدیریت کنن و عالی با بقیه صحبت کنن.
یکی از تکینکایی که واسه باز کردن سر صحبت هست اینه که با یه سئوال باز، سر صحبت رو باز کنیم.
حالا سئوال باز چی هست؟
سئوال باز سوالی هست که جوابش به “بله” یا “نه” ختم نمی شه.
اگه می خوایم با شخصی صحبت کنیم و سر صحبت رو باز کنیم به جای اینکه سئوال کنیم، مثلا، چایی میل دارین؟
سئوال کنیم، شما چایی رو چیجوری دوست دارین؟
اگه بخواین سوالات بسته سئوال کنین احتمال داره که طرف مقابل فقط به یه جواب “بله” یا “نه” اکتفا کنه و صحبت شما در همون جا به پایان برسه اما گر سوالات باز سئوال کنین سر صحبت باز می شه.
سوالات باز معمولا با این موارد شروع می شه:

چیجوری؟
چجوری؟
واسه چی؟
کی؟
کجا؟
به عبارت دیگه اگه ما از مخاطبمان بخوایم که اطلاعات بیشتری رو در مورد اون موضوع بگه اون سئوال بازه.
علاوه بر این ما میتونیم دیدگاه خودمون رو درباره یه موضوع بگیم و دیدگاه طرف مقابلمون رو سئوال کنیم.
مثلا، من بین غذاهای خونگی باقالی پلو با گوشت رو خیلی دوست دارم، شما معمولا چه غذایی دوست دارین؟
پس فوت وفن سئوال پرسیدن می تونه واسه شروع یه رابطه بسیار خوب و اثر داشته باشه.

از بقیه تشکر کنیم
تشکر کردن از بقیه باعث می شه که طرف مقابل حس خیلی خوبی رو نسبت به ما و صحبتی که انجام شده داشته باشه.
دست کم تشکری که میتونیم از طرف مقابلمون انجام بدیم اینه که ازش واسه وقتی که واسه ما گذاشته تشکر کنیم.
مثلا میتونیم بگیم، مرسی از وقتی که واسه من گذاشتین 🙂
که باید لحن رو راست و با مهربونی داشته باشیم.
وقتی که ما از کسی تشکر می کنیم به اون شخص به شکل غیرمستقیم می گیم که “تو و کارایی که واسه من انجام داده ای واسه من ارزشمنده” و این موضوع واقعا یه حس خوب رو به طرف مقابل ما میده.

پس قدرت تشکر کردن رو دست کم نگیرید و حتما در وقتی که با بقیه صحبت می کنین ازش بهترین به کار گیری رو ببرین.

خوب گوش بدیم
شاید سئوال کنین که خوب گوش دادن چه ربطی به چیجوری با بقیه صحبت کردن داره؟
ربطش اینه که ما همه آدم هستیم و آدما نیاز به شنیده شدن داره.
این سئوال رو واسه خودتون جواب بدین، حاضر هستین واسه کسی که اصلا به صحبتاتون گوش نمی ده و یا حواسش کلا جای دیگه هست صحبت کنین؟
پس اگه شما می خواید با بقیه صحبت کنین باید گوش شنوا واسه شنیدن حرفای این افراد هم داشته باشیم.
یه فرقی بین گوش دادن و شنیدنه.
فرقش اینه که در شنیدن ما به طور کامل درک می کنیم که گوینده چه حرفایی زده و اونو پردازش می کنیم اما در شنیدن درکی از صحبتای طرف مقابل نداریم، به عبارت دیگه جسممون در اونجا حضور داره و می شنوه اما حواسمون جای دیگه س.
پس در وقتی که با بقیه صحبت می کنیم خوبه که یه شنونده فعال باشیم و حرفای طرف مقابل رو هم خوب درک کنیم.

یه نکته که اینجا هست اینه که، خیلی از ما وقتی طرف مقابل در حال صحبت کردنه به صحبت هاش گوش نمی بدیم و به جای اون در حال فکر کردن به این هستیم که چه جوابی بدیم که کوبنده باشه.
بدیش اینه خیلی از سوء تفاهما از همین جا نشئت میگیره چون هیچکی به صحبتای طرف مقابل گوش نمی ده و هر کسی حرف خودشو می زنه.
پس اگه می خواین عالی با بقیه صحبت کنین باید یه شنونده فعال باشین و خوب به صحبتای طرف مقابلتون گوش کنین، اونو پردازش کنین و بعد جواب مناسب بدین.

لبخند رو یادمون نره
معمولا خیلی چیزها در آموزش تکراری شدن، مثل همین که میگن لبخند بزنین.
و اگه چیزی تکراری شه بی اهمیت می شه
و چیزی هم که بی اهمیت باشه انجام نمی شه و خیلی سَرسَری از کنارش رد میشیم.
لبخند زدن به خاص واسه شکل گرفتن یه رابطه جدید می تونه خیلی اثر داشته باشه.
من نمی گم که همیشه لبخند بر لبتان باشه و به قولی نیشمان تا بناگوش باز باشه.
ما آدما در بیشتر اوقات به طرف آدمایی که خوشحال و لبخند بر لبشان دارن کشیده میشیم.

فرض کنین در ایستگاه اتوبوس نشسته اید و یه شخص اخمو و عصبی و یه شخص آروم و خوش رو در اونجا هست و شمام نیاز دارین که چند سئوال واسه رسیدن به مقصدتان سئوال کنین.
به طرف کدوم شخص می رید؟
به احتمال خیلی زیاد به طرف اون شخصی که خوش روه می رید و سوالات خودتون رو می پرسین.
و یا حتی خودتون هم که می خواین از شخصی سوالی سئوال کنین و یا اینکه سرصحبت رو با ایشون باز کنین به احتمال زیاد اخم نمی کنین.
خیلی خوش رو و با یه لبخند ملایم بر لبانتان این کار رو انجام می دین.
پس واسه اینکه با بقیه صحبت کنین لبخند رو بر لبانتان یادتون نره.

از بقیه تعریف و تعریف کنیم
تعریف و تعریف کردن از بقیه هم دقیقا مثل تشکر کردن از بقیه حس خوبی رو به طرف مقابلمون میده.
واقعا حس خوبی داره که یه نفر از ما تعریف کنه، البته باید دقت داشته باشیم که نوع تعریف کردن فرق می کنه.
معمولا در کشور ما همه چیز برعکسه، اگه میخوان از کسی تعریف کنن حرفای بد میزنن و وقتی با کسی دعوا کردن و قهر هستن خیلی قابل احترام با اون فرد صحبت می کنن.
اما اگه ما بتونیم به درستی از کسی تعریف کنیم میتونیم تاثیر خیلی مثبتی روی اون شخص بسازیم و حس خیلی خوبی رو به اون طرف بدیم.
فرض کنین دوستتون ویندوز کامپیوتر شما رو عوض کرده،
تعریفایی خیلی عامیانه و غیرحرفه ای: بابا، مهندس دمت گرم خیلی کارت درسته
تعریف خاص و حرفه ای: علی جون واقعا به کارت وارد هستی، چون دیدم که خیلی تند و با اعتماد به نفس ویندوز کامپیوترم رو عوض کردی و از این واسه هم ازت ممنونم.
این تعریف کجا و اون کجا

از این به بعد تلاش کنین که در صحبتای خودتون از بقیه بیشتر تعریف کنین و این حس خوب رو به اونا منتقل کنین.
نکته: از تعریف کردنای الکی و دروغین دوری کنین چون باعث می شه که شما فردی پاچه خوار به نظر برسین و این موضوع اصلا خوب نیس.

با صدای رسا صحبت کنیم
اگه می خوایم با بقیه صحبت کنیم خوبه که این کار رو با صدایی رسا انجام بدیم.
معمولا آدمایی که صدای آرومی دارن، آدمایی هستن که اعتماد به نفس کمتری دارن به خودشون و کارشون اطمینان ندارن.
از طرفی هم اگه صدای ما رسا نباشه، صحبتامون شنیده نمی شه.
پس تلاش کنین که با یه صدای رسا و شفاف با بقیه صحبت کنین.

نکته: طبق شرایطی که هست اندازه صدای خودتون رو بالا یا پایین بیارین، مثلا تو یه کتابخونه با صدای بلند صحبت کردن جایز نیس و برعکس اون در محیطی باز که رفت وآمد خودروا زیاد هست با صدای آروم صحبت کردن مناسب نیس، چون در این صورت اصلا صدای شما شنیده نمی شه.

خیلی از آدمایی که صحبت هاشون روشن نیس این سئوال براشون ساخته میشه که چیجوری شمرده صحبت کنیم .
در خیلی از مقالات، کتابا و یا آموزشا میبینم که واسه شمرده صحبت کردن می گن باید سرعت صحبت کردنمون رو پایین بیاریم، خیلی با ملایمت و آرامش صحبت کنیم و در کل اینکه سرعت صحبت کردن ما باید پایین باشه تا مخاطب ما جذب صحبتامون شه.
اما الان و در واقعیت اینطوری نیس، شاید ۲۰ سال پیش این پیشنهادا و راه حلا مناسب بودن اما با در نظر گرفتن پیشرفت ما آدما و هم اینکه تغییر سبک زندگی ما باید راه حلای جدیدتر و تأثیرگذارتری رو جانشین کرد.

در خیلی از موارد آدمایی که خوب صحبت می کنن یه ویژگی مشترک دارن، و اون ویژگی مشترک چیزی نیس جز داشتن زبون بدن خوب و متناسب.
فردی که خوب صحبت می کنه به احتمال زیاد از بدن و حرکاتی که موقع صحبت کردنش انجام میده آگاهی داره و می تونه خوب اونو مدیریت کنه.
به احتمال زیاد فردی که موقع صحبت کردن همش سر و صورتش رو می خاراند و یا به این طرف و اون طرف نگاه می کنه و یا نمی توند تو یه جا بند شه و این پا و اون پا می کنه نمی توند فردی باشه که خوب صحبت می کنه.
ما به عنوان فردی که می خوایم در بین بقیه خوب صحبت کنیم باید به زبون بدن خودمون بدونیم.
پیشنهاد می کنم به شکل تمرینی شروع به صحبت کنین و از خودتون فیلم بگیرین و یا اینکه به جلوی آینه برید و شروع به صحبت کنین، که یه آینه قدی باشه بهتره.

و بعد به زبون بدن خودتون دقت کنین و اگه مشاهده می کنین که چیزی اضافیه یا یه تیک خاص موقع صحبت کردن دارین و یا دست و پاتون رو به این طرف و اون طرف پرت می کنین تلاش کنین که خیلی آگاهانه این موارد رو انجام ندین.
معمولا خیلی از این موارد با دونستن و کمی توجه به اون حل می شه.

سخن پایانی
در جواب به سئوال چیجوری خوب صحبت کنیم ؟ به شکل کلی میتونم بگم که واسه خوب صحبت کردن نیاز به چند فاکتوره که اونا رو با هم بررسی کردیم و اگه بخوام به شکل تیتروار بگم این موارد می شن:

با اعتماد به نفس صحبت کنیم
رابطه چشمی خوبی برقرار کنیم
واسه خوب حرف زدن باید شنونده خوبی باشیم
صدای رسا داشته باشیم
زیاده گویی نکنیم
تپق نزنیم
و اینکه زبون بدن خوب و متناسبی داشته باشیم
پس با در نظر گرفتن رعایت این موارد ما میتونیم با کمی تمرین خوب صحبت کنیم و هر روز و هر روز صحبت کردن خودمون رو تقویت کنیم.

چیجوری با بقیه صحبت کنیم یکی از سوالات و نگرانیای خیلی از افراده که نمی دونن چیجوری سر صحبت رو با بقیه باز کنن و از طرفی هم در زمان صحبت کردن چی رو بگن.
در زمونه ای که ما زندگی می کنیم ارتباطات نقش اساسی رو در پیش بردن اهداف و موفقیت ما اجرا می کنه، اگه کار ما فروشندگیه نیاز داریم که با بقیه رابطه برقرار کنیم، مثلا فروشنده بیمه عمر باید با افراد زیادی درباره امتیازات بیمه ای که داره صحبت کنه، یا شخصی که به عنوان دانشجو در کلاسی حضور داره واسه اینکه درس رو بهتر فهمیده باشه و یا از کسی جزوه بگیره باید بتونه با بقیه صحبت کنه و رابطه بگیره.
اگه ما نتونیم با بقیه صحبت کنیم و یا به خاطر خجالتی بودنمون، داخل گرا بودنمون یا هر دلیل دیگه این کار رو انجام بدیم به احتمال خیلی زیاد با مشکل روبه رو میشیم.
خوبی این کارا اینه که به شکل اکتسابی هستن و اینطور نیس که بگیم اگه من نمی تونم این کار رو انجام دهم پس نمی شه و امکانش نیس.

پس ما با انجام دادن این کارا میتونیم اونو به شکل یه مهارت تبدیل کنیم و هر روز و هر روز در اون کار بهتر عمل کنیم.

صدای رسا داشته باشیم
صدای رسا، یکی از ملزومات خوب صحبت کردنه.
شما فرض کنین که از کلمات خیلی فوق العاده ای به کار گیری می کنین، زبون بدن مناسبی دارین، رابطه چشمی خوبی برقرار می کنین و یه شنونده خوب هستین، اما اگه صدای رسایی نداشته باشین و صحبتاتون شنیده نشه نمی تونین بگید که خوب صحبت می کنین.
تموم این موضوعات مثل یه پازل به هم در رابطه هستن، اگه همه رو داشته باشیم و یکی رو نداشته باشیم تأثیرگذاری صحبتامون شدیدا کم میشه.
اگه بخوام یه تمرین واسه رساتر شدن صدا به شما بگم، تمرین بلندخوانی رو پیشنهاد می کنم.
تمرین بلندخوانی دقیقا مثل وقتی هست که ما در کلاس مدرسه از روی کتاب بلند می خونیدم.
تارهای صوتی و حنجره ما باید دقیقا مثل عضلات بدن ما می مونن، اگه اونا رو به حال خودشون رها کنیم از رسایی و تُن صدای ما کم کرده می شه.

زیاده گویی نکنیم
اگه واقعا می خواین که خوب صحبت کنین و صحبتاتون تأثیرگذار باشه باید زیاده گویی نکنیم.
ما با زیاده گویی اثر صحبتای خودمون رو از بین می بریم (البته این موضوع در مورد صحبتای معلم یا استاد در سر کلاس صدق نمی کنه)
اگه ما بین دوستان یا همکارانمون باشیم و بخوایم متکلم الوحده باشیم و به قولی زیاده گویی کنیم شک نداشته باشین از جذابیت خودمون و صحبتامون کم کرده می شه.

از قدیم گفتن که:

کم گوی و گزیده گوی

تپق نزنیم
معمولا آدمایی که تپق میزنن و همش مِن مِن می کنن آدمایی هستن که نمی تونن خوب صحبت کنن.
تپق زدن به شکل غیرمستقیم به طرف مقابل این پیام رو میرسونه که من نمی تونم خوب صحبت کنم و من اطلاعات و اطمینان کافی در مورد موضوعی که می خوام صحبت کنم رو ندارم.
به شما پیشنهاد می کنم مکالمات یه روز تلفنی یا رو در رویی که با دوستان و آشنایان خودتون دارین رو ضبط کنین و ببینین که واقعا در صحبتای خودتون تپق می زنید یا نه.
اگه تپق می زنید تلاش کنین واسه یه یا دو هفته به شکل آگاهانه حواستون به صحبت هاتون باشه و تا اونجا که می تونین تلاش کنین منظم و بدون تپق صحبت کنین.

پیدا کردن نقاط ضعف در صحبت کردن
و حالا که می خواید فن بیان خودتون رو تقویت کنین باید از نقاط ضعف خود باخبر باشین تا بتونین روی اون کار کنین و اونو بهتر کنین.
واسه این کار می تونین صدای خودتون رو با هر وسیله ای که دم دستتون هست ضبط کنین و بعد صدای خودتون رو بشنوین و ایرادات احتمالی رو استخراج کنین.
وسایلی که می تونین واسه ضبط کردن صدای خودتون به کار گیری کنین می تونه یکی از این موارد باشه:
گوشی موبایل هوشمند – کامپیوتر رو میزی یا لپ تاپ – ضبط کننده صدا (وویس ریکوردر)

اصلا مهم نیس که کیفیت صدای شما موقع ضبط کردن خوب باشه یا بد، فقط این کار رو با دست کم امکاناتی که دارین انجام بدین.
واسه ضبط کردن صدای خودتون می تونین یه موضوع انتخاب کنین و در مورد اون صحبت کنین، مثلا می تونین ۲ دقیقه در مورد “کتاب” صحبت کنین.
بعد از اینکه صدای خودتون رو ضبط کردین به اون گوش کنین.
البته احتمال داره که مثل خیلی از افراد صدای خودتون رو دوست نداشته باشین، اما با این حال به کارتون ادامه بدین و صدای خودتون رو گوش کنین.
حالا به اشکالاتی که ممکنه در صحبت کردن شما وجود داشته باشه دقت کنین.
این نکات می تونه یه یا چند مورد پایین باشه:

ادای نادرست کلمات
لحن ناصحیح در جملات
کُند یا تند صحبت کردن
بی حس و حال صحبت کردن
جملات رو پس وپیش گفتن
کم آوردن جمله و کلمه
اِاِاِ اِاِاِ گفتنِ زیاد
تیکه کلاما
نامفهوم صحبت کردن
فراموش کردن حرف
کم آوردن نفس
بدون فراز و فرود صحبت کردن (صدای مونوتون)
لرزش در صدا
خش دار بودن صدا
پایین یا بم بودن صدا
و …
پس ایراداتی که در صحبت کردن تون هست رو یادداشت کنین.

در روابط اجتماعی که با بقیه داریم در خیلی از مواقع افراد باکلاس می تونن روابط بهتری با بقیه برقرار کنن.
معمولا افراد باکلاس علاوه بر نوع صحبت کردنشون، روی چگونگی رفتار و نوع پوشش خودشون هم دقیق هستن و تلاش می کنن در تموم این موارد جزو بهترینا باشن.

داشتن فن بیان قوی یکی از عواملیه که می تونه باعث رشد و پیشرفت شخصی و شغلی ما شه.
سال هاست میبینم آدمایی که فن بیان قوی دارن و می تونن با دور و بریا شون خوب رابطه برقرار کنن نسبت به افراد دیگه خوشحال تر هستن و همیشه هم موقعیتای خوبی براشون پیش میاد.
شمام حتما افراد زیادی رو دیدید که می تونن در هر شرایطی خوب صحبت کنن، شاید خیلی از این آدما به شکل ذاتی این مهارت رو داشته باشن و ما به خودمون بگیم که خوش به حال فلانی، چقدر خوب صحبت می کنه، چقدر فن بیان قوی داره، کاش منم می تونستم مثل ایشون صحبت کنم.
شاید این واسه شما یه آرزو باشه که بتونین فن بیان قوی داشته باشین، اما خبر خوب اینه که شمام می تونین با آموزش به این مهارت دست پیدا کنین.
خاصیت کارای مهارتی دقیقا همینه که میتونیم اونو با تمرین و تکرار و آموزش خوب یاد بگیریم و انجامش بدیم.
کارای مهارتی که بیشتر افراد اونو می تونن بکنن مثل دوچرخه سواری، رانندگی، خوندن و نوشتن، شنا کردن و خیلی کارای دیگه، مهارتی هستن.
یادتون میاد وقتی که می خواستین دوچرخه سواری یاد بگیرین چقدر شوق وذوق داشتین، حتی شبا در خواب هم دوچرخه سواری رو تمرین می کردین.

داشتن فن بیان قوی هم دقیقا مثل یادگیری دوچرخه سواریه.
ما باید اونو یاد بگیریم، تمرین کنیم، تمرین کنیم و تمرین کنیم تا جزئی از وجود ما شه.
تا وقتی که می خوایم در جمع صحبت کنیم دیگه نیاز نباشه تا فکر کنیم که چه بگیم و در این مرحله س که خیلی از صحبتامون به شکل ناخودآگاه انجام می شه، یعنی اصلا نیاز نداریم تا فکر کنیم که چه بگیم.
البته داشتن فن بیان قوی فقط در بیان جملات خلاصه نمی شه.
صحبت کردن و فن بیان ما باید دارای فاکتورای دیگه هم باشه تا بتونیم فن بیان قوی داشته باشیم و بتونیم در هر موقعیتی و با هر شخصی به شکل موثر صحبت کنیم.

وضوح در صدا
یکی از عوامل اصلی واسه خوب صحبت کردن و داشتن فن بیان قوی اینه که صدای ما وضوح و بلندی کافی واسه شنیده شدن رو داشته باشه.
اگه صدای ما خیلی آهسته باشه و یا وضوح نداشته باشه دقیقا مثل اینه که داریم آب در هاونگ می کوبیم.
بلندی صدا یه موضوعه و وضوح اونم یه موضوع دیگه.
شاید خیلی از افراد صدای بلندی داشته باشن اما جملات و کلماتی که از دهانشون بیرون میاد اون وضوح رو نداشته باشه.
یه تمرین که واسه وضوح صدا در صحبت کردن خیلی می تونه اثر داشته باشه، تمرین مشدد خوانیه.
در این تمرین ما یه پاراگراف از کتابی رو انتخاب می کنیم و به شکل مشدد خوانی می خونیم.
واسه مشدد خوانی ما باید روی همه کلمات زیاد بذاریم و اونو با بزرگ نمایی و با صدای تقریبا بلند بخونیم.

واسه بلندی صدا و قوی شدنش هم می تونین یه تمرین دیگه رو انجام بدین به نام بلند خوانی.
در این تمرین شما باید تلاش کنین که شروع به بلند بلند صحبت کردن کنین. مثلا می تونین یه قسمت از کتابی رو انتخاب کنین و اونو بلند بلند بخونین، علاوه بر این می تونین این کار رو در خودروی شخصی تون انجام بدین و وقتی که در حال رانندگی هستین با خودتون شروع به بلند بلند صحبت کردن کنین، فقط یه نکته رو در نظر داشته باشین که قرار نیس به تارهای صوتی شما زیاد فشار وارد شه، این کار رو در حد متعادلی انجام بدین.

معمولا خیلی از آدمایی که اعتماد به نفس پایینی دارن تُن صداشون پایینه و اصلا هم روشن صحبت نمی کنن و این موضوع موجب می شه که ما آدم ضعیفی شناخته بشیم و فن بیان قوی هم نداشته باشیم.
پس واسه اینکه ما فن بیان قوی داشته باشیم یکی از مهم ترین عواملش اینه که صدای ما روشن و بلند باشه و خیلی راحت شنیده شه.

داشتن اعتمادبه نفس واسه داشتن فن بیان قوی لازمه
داشتن اعتماد به نفس واسه داشتن فن بیان قوی واقعا لازمه.
در خیلی از مواقع شخصی که فن بیان قوی داره و می تونه خوب صحبت کنه شخصیه که اعتماد به نفس بالایی در ارتباطات داره.
خیلی کم شخصی رو دیده ام که فن بیان قوی داشته باشه اما اعتماد به نفس نداشته باشه.
یعنی، فن بیان قوی با داشتن اعتماد به نفس گره خورده.

به کار گیری زبون بدن مناسب
تا حالا دیدین شخصی که خوب صحبت می کنه زبون بدن نامتناسبی هم داشته باشه؟
در موارد زیادی زیادی مشاهده کردم آدمایی که فن بیان قوی دارن آدمایی هستن که زبون بدن خوبی دارن و این زبون بدن به ما حس اعتماد و اطمینان منتقل می کنه.
یعنی، اگه شخصی در حال صحبت کردن همش در و دیوار رو نگاه کنه، سر و چانه اش رو بخاراند و یه حس نامطمئن بودن رو به ما منتقل کنه شخصی نیس که بتونه خوب صحبت کنه و فن بیان قوی داشته باشه.

اندازه بلندی صدامون رو کنترل کنیم
یه شخص باکلاس موقع حرف زدن صداش از کیلومترا دورتر شنیده نمیشه.
اگه صدای رسایی داشته باشیم شکی نیس که خوبه، اما این صدای رسا باید کنترل شده باشه.
مثلا تو یه اتاق ۱۲ متری که چار نفر در اون هستن نباید صدای ما به اندازه یه سالن همایش یه صد نفری باشه.
پیشنهاد می کنم که از این به بعد به اندازه بلندی صدای خودتون و بقیه توجه کنین، اگه نمی دونین که اندازه بلندی صداتون به چه میزانه از چندین نفر از دوستان خودتون نظرخواهی کنین تا متوجه این موضوع شید.

اگه صداتون نسبت به اون محلی که درش حضور دارین یا نسبت به فاصله شما با طرف مقابل بلند باشه روشنه که باید صداتون رو کنترل شده تر کنین، اما اگه نه باید تلاش کنین که اندازه صدا و رسایی اونو بیشتر کنین.
افراد باکلاس صداشون روشن و رساه و از طرفی هم صداشون باعث آزار و اذیت بقیه نمی شه.

داشتن یه صدای خوب یکی از مهم ترین موارد در باکلاس حرف زدنه.

در همه حالات ادب رو حفظ کنیم
اگه به آدمایی که باکلاس حرف میزنن دقت کرده باشین در همه حالات ادب رو حفظ می کنن و عصبانیتشون باعث نمی شه که از کوره در برن و هر اون چیزی که به زبانشون جاری می شه رو بگن.
شاید واسه خیلی از افراد رعایت کردن یه همچین موردی خیلی سخت و نشدنی به نظر برسه.
خیلی از افراد وقتی با من مشاوره می گیرن میگن که نمی تونن عصبانیتشون رو کنترل کنن و خیلی زود از کوره در می رن.
پیشنهاد من به این افراد اینه که فقط کمی صبور باشن و تلاش کنن که خودشون رو به جای طرف مقابل بذارن و یا از زاویه ای دیگه به مسائلی که براشون پیش اومده نگاه کنن.
ما در زمونه ای زندگی می کنیم که با صحبت کردن میتونیم خیلی از مسائل رو بر طرف کردن کنیم، پس دلیلی نداره آرامش خودمون و بقیه رو با عصبانیت خودمون بر هم بزنیم.
این نکته رو در نظر داشته باشین که افراد باکلاس خیلی کم عصبانی می شن و یا اگه هم عصبی شن اونو بروز نمی دن و عوضش تلاش می کنن با دعوت کردن خودشون و بقیه به آرامش، صحبت کنن و به نتیجه برسن.

بقیه رو با الفاظ خوب و خوشگل خطاب می کنن
افراد باکلاس وقتی که میخوان بقیه رو صدا کنن اونا رو با الفاظ خوشگل خطاب می کنن.

مثلا به جای اینکه دوستشون رو صدا بزنن: ممد
می گن محمد جون
یا واسه اینکه همسرمون رو صدا بزنیم میتونیم از الفاظ زیبایی مثل، عزیزم، خانمم، قشنگم، ملکه من و مواردی مثل این در اول صحبت هامون بیاریم.

قدرت این کلمات رو جدی بگیرین و تلاش کنین که حتما در صحبتای روزمره اتون در حد قابل قبولی از این الفاظ به کار گیری کنین.
این نکته رو در نظر داشته باشین که حواستون به موقعیتی که در اون حضور دارین و یا اینکه شخص مقابلتون چه کسیه باشه.
شاید ما در خونه، همسرمون رو عشقم صدا کنیم.
اما باید در جایی مثل محل کارمون و پیش مدیران دیگه تو یه جلسه رسمی همسرمون رو با نام خانوادگی اش خطاب کنیم.

احتیاجی نیس در مورد باکلاسی خودمون صحبت کنیم
آدمایی که باکلاس هستن هیچ وقت نمی گن که من فرد باکلاسی هستم. این بقیه هستن که در مورد باکلاس بودن یا نبودن هر شخصی اعلام نظر می کنن.
ما فقط باید تلاش کنیم که از دید آداب رفت و اومد و نوع پوشش، رفتار و حرف زدنمون یه سری اصول رو رعایت کنیم.
البته منظورم این نیس که به حرف مردم اهمیت بدیم و دقیقا طبق گفته بقیه رفتار کنیم.

لحن صحبت مون باید با مهربونی باشه
آدمایی که باکلاس هستن همیشه لحن صحبت کردنشون مهربانانهه و هیچ وقت از موضع بالا به پایین صحبت نمی کنن.
مهربانی در لحن ما باعث می شه که طرف مقابل بیشتر به طرف ما جذب شه.
تصور کنین لحن خشن ای داشته باشیم، مشخصه که بقیه از این نوع لحن خوششون نمیاد و از ما فراری هستن.
چند سال پیش در شرکتی که کار می کردم مدیری داشتم که خیلی عالی صحبت می کرد، تیپ فوق العاده ای داشت و همه چیز به ظاهر عالی بود، اما در خیلی از مواقع لحن صحبت کردنش بسیار زننده و خشن بود و بخاطر این خیلی از همکاران دیگه تلاش می کردن که از این شخص دوری کنن.

واژه ها رو به شکل درست تلفظ کنیم
به کار گیری کردن تلفظ درست واژه ها واسه هر شخصی جزو یکی از الزاماته.
و اگه هم می خوایم که ما جزو افراد باکلاس باشیم باید تلفظ درست واژه ها رو بدونیم. (اینجا کاری با لهجه نداریم)
اگه تلفظ درست واژه ای رو نمی دونیم بهتره که کمی جستجو کنیم و طرز تلفظ درست اونو بدونیم و بعدازآن به کار گیری کنیم.
مثلا به جای اینکه بگیم اینستاگرام بگیم ایستاگرام، به احتمال زیاد در بین خیلی از افراد مورد تمسخر قرار می گیریم و این نشون میدن که ما سواد و علم کافی نداریم.
حالا اگه تعداد واژه هایی که اشتباه تلفظ کنیم زیاد شه به این معنیه که ما فقط ادای آدمای باکلاس رو درمی بیاریم و این موضوع اصلا خوب نیس.
این یعنی ظاهرسازی.

منظم و روان صحبت کنیم
اگه بخوایم از هر دری سخنی بگیم و از این شاخه به اون شاخه بپریم به این معنیه که ما ذهن پریشونی داریم و نمی تونیم تمرکزمون رو روی یه موضوع متمرکز کنیم.
افراد باکلاس اگه در مورد موضوعی صحبت می کنن تا انتها اونو تموم می کنن و از این شاخه به اون شاخه نمی رن.
روان صحبت کردن هم خیلی واسه باکلاس حرف زدن ما موثره.
تابه حال فرد باکلاسی رو ندیده ام که بخواد موقع صحبت کردن مِن مِن کنه و حرفش رو از یاد ببره.

باید اندازه بلندی صدامون رو کنترل کنیم
در همه حالات ادب رو حفظ کنیم
بقیه رو با الفاظ خوب و خوشگل خطاب کنیم
احتیاجی نیس در مورد باکلاسی خودمون با بقیه صحبت کنیم
لحن صحبتمون باید با مهربونی باشه
واژه ها رو به شکل درست تلفظ کنیم
منظم و روان صحبت کنیم
شاید خیلی از افراد اصلا موقعیتی براشون پیش نیاد که بخوان در جایی سخنرانی کنن و یا با آدمایی بر سر معامله ای گفتگو کنن.
اینکه چیجوری خوب صحبت کنیم می تونه واسه هر شخصی مهم باشه.
شک نداشته باشین ما به عنوان یه آدم می خوایم با بقیه ارتباطات خوبی داشته باشیم پس اینکه بخوایم خوب صحبت کنیم یه چیز به طور کامل طبیعیه.

با اعتمادبه نفس حرف بزنیم
یکی از مهم ترین مواردی که در خوب صحبت کردن مهمه اینه که ما بتونیم عالی و با اعتماد به نفس با بقیه یا در جمع صحبت کنیم، ما هرچقدر هم جملات و کلمات فوق العاده ای رو در صحبتای خودمون بگیم ولی نتونیم اونو با اطمینان و اعتماد به نفس بالا بگیم به احتمال زیاد واسه حرفامون تره هم خورد نمی کنن.
مثلا فرض کنین که در بین دوستانتون هستین و موضوعی رو میگید، اما اون قدر در بیان اون موضوع ناتوون و بدون اعتماد به نفس عمل کردین که اصلا اهمیتی به صحبتاتون نمی دن، حالا در همین بین یکی دیگه از دوستان شما خیلی قاطع و با اعتماد به نفس دقیقا همون موضوع رو میگه و از طرف دوستان دیگرتون مورد استقبال قرار میگیره.
در ظاهر شاید هر دو نفر یه منظور و یا یه جمله رو گفته باشن اما تأثیرگذاری هرکدوم با دیگری فرق داره.
خودتون کلاه خودتون رو قاضی کنین، فرض کنین می خواین پولتون رو پیش یه شرکت سرمایه گذاری کنین و واسه انتخاب اون شرکت دو گزینه رو پیش رو دارین.

با این فرض که هر دو شرکت سود برابری رو ارائه میدن و تموم کاراشون هم مشابهه.
اما وقتی با مدیرعامل شرکت اول صحبت می کنین خیلی بی اعتماد به نفس میگه:
اگه در شرکت ما سرمایه گذاری کنین ما سود + اصل سرمایه شما رو تلاش می کنیم تو یه سال، سه برابرش به شما باز می گردونیم.
اما مدیرعامل شرکت دوم خیلی با اطمینان و با اعتماد به نفس به شما میگه:
اگه در شرکت ما سرمایه گذاری کنین ما سود + اصل سرمایه شما رو تو یه سال، سه برابر به شما باز می گردونیم.
حالا اگه شما بودین در شرکت اول سرمایه گذاری می کردین یا در شرکت دوم؟
گفتیم که تموم موارد و خدمات هر دو شرکت مثل به هم هستن اما چگونگی بیان مدیرعامل شرکت اول با شرکت دوم فرق داره.

به احتمال خیلی زیاد ما شرکت دوم رو انتخاب می کنیم، چون شخصی که به صحبتای خودش اطمینان نداره و نمی توند اونو با اعتماد به نفس بگه چیجوری می تونه قابل اعتماد باشه؟
پس اگه ما بتونیم خیلی با اطمینان و با اعتماد به نفس صحبت کنیم میتونیم یکی از فاکتورای اصلی واسه خوب صحبت کردن رو داشته باشیم و بقیه رو جذب صحبتای خودمون کنیم و اعتماد اونا رو به خودمون جلب کنیم.

رابطه چشمی خوبی برقرار کنیم
شاید از خودتون سئوال کنین که سئوال چیجوری خوب صحبت کنیم چه ربطی به رابطه چشمی داره؟
این نکته رو در نظر داشته باشین که خوب صحبت کردن فقط در بیان جملات خوب و خوشگل خلاصه نمی شه.
اگه ما می خوایم خوب صحبت کنیم باید پکیجی از رفتارها و کارا رو باهم داشته باشیم تا صحبتامون خوب و عالی باشه.
پس علاوه بر جملاتی که میگیم، چگونگی بیان اون، داشتن رابطه چشمی خوب، زبون بدن خوب، بالا و پایین بردن صدا و رسا بودن صدا هم می تونه نقش مهمی در خوب صحبت کردن داشته باشه.
داشتن رابطه چشمی خوب باعث می شه که مخاطب ما حس خوبی نسبت به ما بگیره.
این سئوال رو واسه خودتون جواب بدین:
اگه شخصی موقع صحبت کردن با شما به در و دیوار و زمین و هوا نگاه کنه چه حسی به شما دست میده؟
به احتمال زیاد حس خوبی نخواهید گرفت.

این مورد رو من بارها در کلاسایی که برگزار می کنم امتحان کردم و هر بار هم یه جواب گرفتم و اونم این بود که، اگه من نتونم با بقیه رابطه چشمی خوب و موثری برقرار کنم نمی تونم اثر خوبی روی اونا بذارم و یا شاید حواس مخاطبانم به جای دیگری جلب شه.

یا اصلا یه مثال قابل لمس تر می تونه در زمان مدرسه ما وقتی که معلم در حال درس دادن بود رو واسه رابطه چشمی گفت.
شاید در زمان مدرسه وقتی معلم به ما نگاه می کرد، شش دُنگ حواسمون رو به صحبتای معلم می دادیم اما وقتی که رابطه چشمی اش رو از روی ما بر می داشت ما دیگه به صحبت هاش زیاد اهمیت نمی دادیم.
منظورم این نیس که وقتی در حال صحبت کردن هستیم روی یه نفر زوم کنیم، اینجا می خوام اهمیت رابطه چشمی رو بگم.

پس واسه خوب صحبت کردن علاوه بر جملاتی که میگیم باید حواسمون به موارد دیگری هم باشه تا بتونیم صحبتای موثر تری رو ارائه بدیم.

واسه خوب حرف زدن باید شنونده خوبی باشیم
در اینکه واسه خوب حرف زدن باید شنونده خوبی باشیم شکی نیس.
به چه دلیل؟
چون اگه ما نتونیم صحبتای طرف مقابل رو خوب بشنویم و درک کنیم نمی تونیم جواب مناسبی ارائه بدیم.
معمولا افراد وقتی که طرف مقابلشون در حال صحبت کردن هست به صحبت هاش گوش نمی دن، عوضش به این فکر می کنن که چه جواب دندان شکنی بدهم که طرف کلا نابود شه. :-

موثر گوش دادن هم دقیقا مثل رابطه چشمیه، همونجوریکه وقتی دو نفر در حال صحبت هستن و یکی از آن دو نفر با دیگری رابطه چشمی برقرار نکنه یه نوع بی احترامیه، گوش ندادن به صحبتای طرف مقابل هم یه نوع بی احترامیه و باعث می شه که صحبت ما با طرف مقابلمون رو تحت اثر بذاره.
پس از قدرت و تأثیرگذاری رابطه چشمی و خوب گوش دادن غافل نشید.